
گرچه در جوانياش دوست داشته شغلي آرامتر مثل مهمانداري هواپيما را انتخاب كند اما سرنوشت او را به سمت بازيگري ميآورد. بدون برنامهريزي قبلي به اين دنيا واردميشد اما سعي ميكند همه توانش را براي موفق شدن در اين كار خرج كند. او بازيگر كمحاشيهاي است، گرچه تجربه مادري را پشت سر نگذاشتهاست اما توانستهايم چهرهاش را بهعنوان يك مادر موفق در سينما و تلويزيون ايران بپذيريم. به بهانه چهل و پنجمين سالگرد تولدش، نگاهي به زندگي او مياندازيم و از زبان خودش از او درس ميگيريم.
آموختن در هر لحظه
او دانش آموخته بازيگري نيست اما ميگويد كارش برايش صحنه آموختن بوده. فريبا كوثري قبلا در مصاحبهاش با «سيبسبز» گفته بود:«خوشحالم كه با كارگردانهاي خوب و بزرگي كار كردهام. مرحوم رسول ملاقليپور، كمالتبريزي، مرحوم شهريار پارسيپور، جعفري جوزاني، داوود ميرباقري، سهيليزاده، مهدي فخيمزاده، تهمينه ميلاني و همينطور بازيگران خوبي كه از آنها چيزهاي بسياري آموختم. آن موقع كلاسهاي بازيگري كه نبود، تازه جنگ تمام شده بود و آموزش بازيگري هم جايگاه مشخصي نداشت. به همين دليل سعي كردم از استادان بزرگ آن زمان ياد بگيرم. شايد شاگرد خوبي نبودم؛ ولي همه تلاشم را ميكردم. من دركنار زندهياد خسرو شكيبايي، مهدي هاشمي، فرامرز قريبيان، جهانگيرالماسي، مرحوم حميده خيرآبادي، محمدعلي كشاورز و بزرگان ديگري كه هركدام دنيايي از تجربه بازيگري بودند، درسهاي زيادي ياد گرفتم.»
پر كار بودن هميشه خوب نيست!
فريبا كوثري بازيگر پركاري نيست و دوست هم ندارد كه باشد. ميگويد هنوز هم وقتي كار جديدي به او پيشنهاد ميشود، تا چندشب اضطراب دارد و خوب نميخوابد. ميگويد:« تا وقتي كه احساس كنم نقش را پيدا كردهام و ميتوانم از پس آن بربيايم هم اين حالت ادامه دارد. بزرگي درباره بازيگري گفته است:«2چيز اسم بازيگر را ماندگار ميكند: يكي انتخاب درست و ديگري زندگي سالم.» شايد به دليل همين سختگيري درانتخابهاست كه خيلي پركار نيستم. دلم نميخواهد چندكار را با هم قبول كنم چون حتما كارهاي دلچسبي نخواهند شد.»
زندگي بدون حاشيه
خودش هم معتقد است كه اين حرفه طوري است كه به راحتي ميتوان در آن درگير حاشيهها شد اما ميگويد:
« سعي ميكنم درگير حاشيه نشوم. به برنامههاي زيادي دعوت شدم كه از يك جايي به بعد ديدم اين برنامهها دارند همهوقت من را ميگيرند و ديگر نرفتم. چون دلم ميخواهد كنار بازيگري، زندگياي داشته باشم كه مال خودم باشد و هرچقدر حاشيه از متن اصلي زندگي يك بازيگر جدا باشد، بازيگر راحتتر است.»
پيدا كردن بهترين راه براي عبور از روزهاي سخت
زندگي فريبا كوثري هم مثل تمامي ما فراز و فرودهايي داشته اما او ميگويد:«زندگي را خيلي سخت نميگيرم، به هر حال بايد يك جوري زندگي كرد. هر كسي هم براي بهتر زندگي كردن روشي دارد. درست است كه خيلي اتفاقها دست من نيست ولي سعي ميكنم تعداد حس و حالهاي خوبم بيشتر از لحظههاي دلگيريام باشد. هروقت هم افسرده ميشوم، سر خودم را گرم ميكنم؛ كلاس ورزش ميروم و به دوستاني كه مدتي است نديدمشان سر ميزنم. اگر فرصتي دست بدهد مسافرت ميروم كه معمولا هم شمال است و بالاخره زندگي ادامه دارد.»
با تمام انرژي كار كردن
او دوست ندارد كه چند كار را با هم قبول كند اما زماني كه كاري را ميپذيرد، با تمام وجود براي موفق شدن تلاش ميكند و وقت ميگذارد. خودش معتقد است:«اين انرژي بهدليل علاقه زياد به كار است. تاوقتي كاري را دوست نداشته باشي، يك ساعتش را هم نميتواني تحمل كني و هرلحظه كار برايت عذاب است اما اگر علاقه وجود داشته باشد، هر روزش برايت يك ساعت ميگذرد. درهرصورت هميشه خودم را متعهد ميبينم، آن هم نسبت به يك جمعيت 70-60 ميليوني و علاوه برعلاقهام، اين تعهد هم من را سرپا نگه ميدارد.»
تك بعدي نبودن
فريبا كوثري فقط يك بازيگر نيست. او يك آشپزحرفهاي است و به اين كار عشق ميورزد. پيش از اين از زبان خودش شنيده بوديم:«از اينكه بروم مهماني و خودم شيريني درست كنم و ببرم، از اينكه عيد باشد و شيرينيهاي خانه را با دست خودم پخته باشم، از اينكه مهمان بيايد و از شام گرفته تا شيريني و دسر را خودم تهيه كرده باشم، لذت ميبرم چون كار دست خودم است و حس خوبي به من القا ميكند. من با آشپزي به آرامش ميرسم. گاهي كه عصبانيام و حالم زياد خوب نيست، آشپزي ميكنم چون فكرم را مشغول ميكند و به من آرامش ميدهد، درعينحال خلاقيت و نوآوري دارد. قالبگيري و تزئين و بستهبندي، همهشان به خلاقيت ربط دارند.»
پذيرفتن واقعيتهاي زندگي
او فرزندي ندارد اما رفتار مادرانه را در زندگي با برادر زادههايش تجربه كرده است. خودش معتقد است:«اصلا مهم نيست كه هيچوقت مادر نبودهام. يكسري واقعيتها را در زندگي بايد پذيرفت. اگر در 18سالگي ازدواج ميكردم، الان يك پسر 20 ساله داشتم. مهم اين است كه اول بايد خودم نقش را باور كنم تا مردم هم بتوانند باورش كنند. بعد هم البته فكر نميكنم در مجموعهاي كه به نسبت موفق است، فقط يك يا چند بازيگر نقش دارند.2 تا بچه برادر دارم كه عاشقانه دوستشان دارم؛ كيميا 14 ساله و پوريا 11 ساله است كه همه زندگي من و در واقع بچههاي من هستند چون خيلي براي بزرگشدنشان زحمت كشيدهام و فكر ميكنم جزو معدود عمههايي باشم كه آنها هم خيلي من را دوست دارند.»
سیب سبز/برترین ها