برو! وقت رفتنه !
نازنینم
سرانجام سهم تو رفتن شد و سهم من ماندن !
سهم من از عشق
چیزی بیشتر از رویایی دل انگیز و شیرین نبود
ولی حالا به همین رویای شیرین قانعم !
برو و نگذار نگاه سرد و بی مهرت حلاوت این رویا را
به تلخی بدل کند . . .
به همین رویای شیرین قانعم !
به رویایی که که با گذراندن آن از ذهن و قلب
عطری دل انگیز تمام وجودم را پر می کند !
آرامشی عجیب در درونم موج میزند !
عزیز دل
یاد تو را به آن روز که اولین بار دیدمت خلاصه می کنم
و روزهای تنهایی و بی مهری را خط میزنم
تا همچنان در ذهنم نجیب و مغرور جلوه کنی
همان طوری که همیشه بودی و هستی و خواهی بود
نمی خواهم برایت از تنهایی هایم بگویم . . .
از چشمان همیشه منتظرم . . .
از بی قراری هایم . . .
از گریه های شبانه ام درکنج عزلت و غم . . .
نمی خواهم بگویم که اینها بهای عشق است
دریغا که عشق من در باورت نگنجید
و شکوفه های محبت در قلبت جوانه نزد
beyt.ir