تازه های سینمای ایران و جهان

هوشنگ ابتهاج و شعر زیبای شرم و شوق

هوشنگ ابتهاج : افسرده بود سایه دلم بی هوای عشق/این بوی زلف کیست که جان می دهد به من

هوشنگ ابتهاج و شعر زیبای شرم و شوق

هوشنگ ابتهاج و شرم و شوق

دل می ستاند از من و جان می دهد به من
آرام جان و کام جهان می دهد به من
دیدار تو طلیعه ی صبح سعادت است
تا کی ز مهر طالع آن می دهد به من
دلداده ی غریبم و گمنام این دیار

هوشنگ ابتهاج و شعر زیبای شرم و شوق

زان یار دلنشین که نشان می دهد به من
جانا مراد بخت و جوانی وصال توست
کو جاودانه بخت جوان می دهد به من
می آمدم که حال دل زار گویمت
اما مگر سرشک امان می دهد به من
چشمت به شرم و ناز ببندد لب نیاز
شوقت اگر هزار زبان می دهد به من
آری سخن به شیوه ی چشم تو خوش ترست
مستی ببین که سحر بیان می دهد به من
افسرده بود سایه دلم بی هوای عشق
این بوی زلف کیست که جان می دهد به من

سایه شعر

اخبار مرتبط :

هوشنگ ابتهاج در مراسم استاد کسایی (+عکس)

شعرهای زیبای هوشنگ ابتهاج

محمدرضا لطفی و هوشنگ ابتهاج +عکس

پربیننده ترین خبرها
آخرین خبرها
در پرشین وی بخوانید
در پرشین وی بخوانید
سایر مطالب این بخش
سایر مطالب این بخش
آگهی رایگان فروشگاه آنلاین گل