تازه های سینمای ایران و جهان

وحشی بافقی و شعر زیبای بدو فرهاد گفت که ای سرو نوخیز

وحشی بافقی و شعر زیبای بدو فرهاد گفت که ای سرو نوخیز برای شما آماده شده است.

وحشی بافقی و شعر زیبای بدو فرهاد گفت که ای سرو نوخیز

وحشی بافقی

 بدو فرهاد گفت که ای سرو نوخیز
لبت جان پرور و زلفت دلاویز
خیالت برده از دل صبر و تابم
نگاهت کرده سرمست و خرابم
کمند زلف مشکین تو دامم
شراب لعل نوشینت به جامم
به هر خدمت که فرمایی برآنم
به جان کوشم درین ره تا توانم
نه کوه سنگ اگر باشد ز پولاد
کنم با نیروی عشقش ز بنیاد

وحشی بافقی و شعر زیبای بدو فرهاد گفت که ای سرو نوخیز

 چه جای کوه اگر همت گمارم
اگر دریاست گرد از وی برآرم
شکفت از گفته فرهاد آن ماه
به سان غنچه از باد سحرگاه
پس از این گفتگو و عهد و پیوند
قرار این داد شیرین شکر خند
که تا انجام کار آن شوخ طناز
به هر نزهتگهی جشنی کند ساز
به هر دشتی کند روزی دو منزل
به مشغولی گشاید عقدهٔ دل
رسد چون کار آن مشکو به انجام
کشد رخت اندر آن آن ماه خودکام
وز آن پس لعل شکر بار بگشود
به سد شیرینی او را کرد بدرود
به مرکب جست و گلگون را عنان داد
ز فرهاد آن خبردارد که جان داد
برفت از بیستون آن سرو آزاد
نه او ماند اندر آن منزل نه فرهاد

گنجور

اخبار مرتبط :

همه چیز درباره زندگی وحشی بافقی و اشعار وی

3 شعر زیبا از اشعار پابلو نرودا

سلفی خوابیده بهاره رهنما همراه با یک شعر زیبا

شعر زیبای باران (2)

شعر زیبای فرزاد حسنی در مورد حجاب همسرش

پربیننده ترین خبرها
آخرین خبرها
در پرشین وی بخوانید
در پرشین وی بخوانید
سایر مطالب این بخش
سایر مطالب این بخش
آگهی رایگان  لباس شب