تازه های سینمای ایران و جهان

خواجوی کرمانی و شعر زیبای ترنج

خواجوی کرمانی : گفتا بگو که خواجو در چشم ما چه بیند / گفتم حدیث مستان سری بود خدائی

خواجوی کرمانی و شعر زیبای ترنج

 خواجوی کرمانی و شعر ترنج

گفتا تو از کجائی کاشفته می‌نمائی
گفتم منم غریبی از شهر آشنائی
 
گفتا سر چه داری کز سر خبر نداری
گفتم بر آستانت دارم سر گدائی
 
گفتا کدام مرغی کز این مقام خوانی
گفتم که خوش نوائی از باغ بینوائی
 
گفتا ز قید هستی رو مست شو که رستی
گفتم بمی پرستی جستم ز خود رهائی
 
گفتا جویی نیرزی گر زهد و توبه ورزی
گفتم که توبه کردم از زهد و پارسائی
 
گفتا بدلربائی ما را چگونه دیدی
گفتم چو خرمنی گل در بزم دلربائی
 
گفتا من آن ترنجم کاندر جهان نگنجم
گفتم به از ترنجی لیکن بدست نائی
 
گفتا چرا چو ذره با مهر عشق بازی
گفتم از آنکه هستم سرگشته‌ئی هوائی
 
گفتا بگو که خواجو در چشم ما چه بیند
گفتم حدیث مستان سری بود خدائی

آرش کماندار

اخبار مرتبط :

غزل زیبای ای غره ماه از اثر صنع تو غرا از خواجوی کرمانی

3 شعر زیبا از اشعار پابلو نرودا

سلفی خوابیده بهاره رهنما همراه با یک شعر زیبا

بابا طاهر و شعر زیبای دلا در عشق تو صد دفترستم

رودکی و شعر زیبای شـاد زی بـا سـیاه چـشـمان شاد

پربیننده ترین خبرها
آخرین خبرها
در پرشین وی بخوانید
در پرشین وی بخوانید
سایر مطالب این بخش
سایر مطالب این بخش