تازه های سینمای ایران و جهان

خاقانی و شعر سر سودای تو را سینهٔ ما محرم نیست

خاقانی : چون به صد تیر بخستی دل خاقانی را / خود در آن، حقهٔ نوشین تو یک مرهم نیست

خاقانی و شعر سر سودای تو را سینهٔ ما محرم نیست

خاقانی

سر سودای تو را سینهٔ ما محرم نیست
سینهٔ ما چه که ارواح ملایک هم نیست
کالبد کیست که بیند حرم وصل تو را
کانکه جان است به درگاه تو هم محرم نیست
خاک آن ره که سگ کوی تو بگذشت بر او
شیر مردان را از نافهٔ آهو کم نیست
هر دلی را که کبودی ز لب لعل تو داشت

خاقانی و شعر سر سودای تو را سینهٔ ما محرم نیست

خانقاهش بجز از زلف خم اندر خم نیست
بی‌دلی را که دمی با تو مهیا گردد
قیمت هر دو جهان نیمهٔ آن یک‌دم نیست
دیدهٔ شوخ تو را کشتن خلق آئین شد
تا کی این ظلم، در این دیده همانا نم نیست
زین خبر زلف تو شاد است به رنگش منگر
کاین سیه جامگی از کفر است از ماتم نیست
رو که سلطان جمالی تو و در عالم عشق
آخرین صف ز گدایان تو جز آدم نیست
چون به صد تیر بخستی دل خاقانی را
خود در آن، حقهٔ نوشین تو یک مرهم نیست

حافظ سرا

اخبار مرتبط :

خاقانی و شعر زیبای گرنه عشق او قضای آسمانستی مرا

امير خسرو دهلوی و شعر زیبای تنم از بي‌دلي بيچاره شد بيچاره تر بادا

مریم حیدرزاده و شعر زیبای یادته

ولادت امام رضا(ع) وشعر زیبایی به این مناسبت

عید فطر و شعر زیبای سعدی درباره آن

پربیننده ترین خبرها
آخرین خبرها
در پرشین وی بخوانید
در پرشین وی بخوانید
سایر مطالب این بخش
سایر مطالب این بخش