« July 2010 | صفحه اصلی | September 2010 »

August 31, 2010

حدس زدن نام شما از روی نام پدر و مادرتان !!

باور نکردنی است ولی حقیقت دارد. ابتدا این برنامه 25 کیلوبایتی را دانلود کنید و حقیقت را خودتان مشاهده کنید. ببینید چگونه این برنامه می تواند نام شما را از روی اسم پدر و مادرتان تشخیص دهد. دوستی می گفت شاید هوشمند است و می شنود و یا از روی نام سیستم می تواند تشخیص دهد نام شما چیست. توصیه من به شما این است قبل از اینکه آن را دانلود نمایید و امتحان کنید خودتان حدس بزنید که این کار چگونه امکان پذیر است؟

برای اجرای این برنامه باید برنامه اکسل را روی سیستم خود داشته باشید.

برای دانلود برنامه اینجا کلیک کنید.

نوشته شده توسط nikmatin در ساعت 10:05 PM

عکس‌های محمدرضا گلزار، به عنوان یک مدل لباس !

عکس‌های محمدرضا گلزار، به عنوان یک مدل لباس !

عکس‌های محمدرضا گلزار، به عنوان یک مدل لباس !


عکس‌های محمدرضا گلزار، به عنوان یک مدل لباس !


عکس‌های محمدرضا گلزار، به عنوان یک مدل لباس !


عکس‌های محمدرضا گلزار، به عنوان یک مدل لباس !


عکس‌های محمدرضا گلزار، به عنوان یک مدل لباس !


عکس‌های محمدرضا گلزار، به عنوان یک مدل لباس !

نوشته شده توسط nikmatin در ساعت 07:22 PM

سوتی جالب فوتبالیست مشهور جلوی دوربین + فیلم

نوشته شده توسط nikmatin در ساعت 04:22 PM

عکس: زن به شوهر میگه: ببینم حقوق این ماهت کجاست؟!!

زن: بذار جیباتو بگردم!

زن (در حالی که جیب پشت شلوار شوهرش رو چک می کنه): پس کجا قایمش کردی ذلیل مرده؟!

مرد با گریه: به خدا تو جیبام نیست!

زن:    ای وااونجا رو کیفم گذاشتیش!

مرد: امون نمیدی  بهت بگم که

زن: مرسی عزیزم بیخود نیست من اینقدر دوست  دارم!

نوشته شده توسط nikmatin در ساعت 07:52 AM

دوربین مخفی خنده دار: شوخی چند تا دوست با هم در منزل !

دوربین مخفی : شوخی  چند تا دوست با هم در منزل

نوشته شده توسط nikmatin در ساعت 07:18 AM

عکسهای دیدنی و کمی واقعی : وقتی ماه رمضون می شه !!


عکسهای دیدنی و کمی واقعی : وقتی ماه رمضون می شه !!


عکسهای دیدنی و کمی واقعی : وقتی ماه رمضون می شه !!


عکسهای دیدنی و کمی واقعی : وقتی ماه رمضون می شه !!

عکسهای دیدنی و کمی واقعی : وقتی ماه رمضون می شه !!

عکسهای دیدنی و کمی واقعی : وقتی ماه رمضون می شه !!


عکسهای دیدنی و کمی واقعی : وقتی ماه رمضون می شه !!


عکسهای دیدنی و کمی واقعی : وقتی ماه رمضون می شه !!


عکسهای دیدنی و کمی واقعی : وقتی ماه رمضون می شه !!


عکسهای دیدنی و کمی واقعی : وقتی ماه رمضون می شه !!

نوشته شده توسط nikmatin در ساعت 07:09 AM

من 30 سالمه و هنوز ازدواج نکردم ، تقصیر کیه؟ یکی جواب بده


تقصیر ساعت کاری ام است که صبح خروسخوان می روم و صلاة ظهر می آیم و شانس دیده شدن را از دست می دهم!

تقصیر خواهرم است که از شوهرش طلاق گرفت و باعث شد نظر همه نسبت به ما عوض شود!

تقصیر بابا است که آن قدر پول ندارد که چشم ملت در بیاید!

تقصیر مامان است… مگر نمی گویند مادر را ببین دختر را بگیر؟!

تقصیر پسرعموست که نفهمید عقد دختر عمو و پسرعمو را در آسمان ها بسته اند!

تقصیر استادمان است که جلوی همه به من ابراز علاقه کرد و باعث شد دیگر کسی جرات نکند از من خواستگاری کند!

تقصیر مادر شوهر عمه است، می دانم که بختم را او بسته!تقصیر پسر همسایه دست راستی است که به خودش اجازه داد از من خواستگاری کند!

تقصیر پسر همسایه دست چپی است که به خودش اجازه نداد از من خواستگاری کند!

تقصیر تلویزیون است که توی همه سریال هایش همه جوان ها ازدواج می کنند و اصلاً به مشکلات ما جوان های ازدواج نکرده نمی پردازد!

تقصیر مطبوعات است که توی مطالب شان همه جوان ها از هم طلاق می گیرند و مردم را نسبت به ازدواج بدبین می کنند!

تقصیر دولت است که فکری برای حل بحران ازدواج جوان ها نمی کند!

تقصیر مجلس است که به جای سربازی اجباری، پسرها را مجبور به ازدواج اجباری نمی کند!

تقصیر عراق است که کلی از پسرهای آماده ازدواج ما را به کشتن داد!تقصیر انگلیس است، این که اصلا گفتن ندارد. همه می دانند که همیشه و همه جا کار، کار انگلیس است!ت

تقصیر سازمان ملل است که روی سردرش نوشته شده"بنی آدم اعضای یکدیگرند" اما مشخص نکرده که مثلا من زن کی هستم؟!

تقصیر کره زمین است که جوری نچرخید که من و نیمه گمشده ام به هم برسیم!

تقصیر قمر است که روز به دنیا آمدن من در عقرب بوده!

حالا به نظر شما تقصیر کیه؟

تبیان

نوشته شده توسط nikmatin در ساعت 06:48 AM

عکس : هیچ می دونید یکی همیشه مراقب ماست؟

هیچ می دونید خدا دوستتون داره

 

هیچ می دونید خدا دوستتون داره

 

هیچ می دونید خدا دوستتون داره

 

هیچ می دونید خدا دوستتون داره

 

هیچ می دونید خدا دوستتون داره

 

هیچ می دونید خدا دوستتون داره

 

هیچ می دونید خدا دوستتون داره

 

هیچ می دونید خدا دوستتون داره

 

هیچ می دونید خدا دوستتون داره

 

هیچ می دونید خدا دوستتون داره

 

هیچ می دونید خدا دوستتون داره

 

هیچ می دونید خدا دوستتون داره

 

هیچ می دونید خدا دوستتون داره

 

هیچ می دونید خدا دوستتون داره

 

هیچ می دونید خدا دوستتون داره

 

هیچ می دونید خدا دوستتون داره

 

هیچ می دونید خدا دوستتون داره

 

هیچ می دونید خدا دوستتون داره

 

هیچ می دونید خدا دوستتون داره

 

هیچ می دونید خدا دوستتون داره

 

هیچ می دونید خدا دوستتون داره

 

هیچ می دونید خدا دوستتون داره

 

هیچ می دونید خدا دوستتون داره

 

هیچ می دونید خدا دوستتون داره

 

هیچ می دونید خدا دوستتون داره

 

 عکس : هیچ می دونید یکی همیشه مراقب ماست؟

نوشته شده توسط nikmatin در ساعت 04:44 AM

عکسهای دیدنی از شغل مورد علاقه بازیگر سرشناس !!

بهنوش بختیاری بازیگر سینما وتلویزیون که به شوخ طبعی مشهور است علاقه زیادی به پوشیدن لباس مرده شور ها دارد ولی اینبار با لباس کارگر تعویض روغنی خودش سوژه خبرنگاران شده است .


عکسهای دیدنی از شغل مورد علاقه بازیگر سرشناس !!


عکسهای دیدنی از شغل مورد علاقه بازیگر سرشناس !!


عکسهای دیدنی از شغل مورد علاقه بازیگر سرشناس !!

نوشته شده توسط nikmatin در ساعت 04:37 AM

عکس : خانمی که 78 سال است آب ننوشیده است!


زن 92 ساله هندی که از 14 سالگی تا کنون آب ننوشیده است!


عکس : خانمی که 78 سال است آب ننوشیده است!

 


نوشته شده توسط nikmatin در ساعت 04:09 AM

August 29, 2010

فیلم: کتک کاری مفصل شکارچی توسط گوزن


 

نوشته شده توسط nikmatin در ساعت 10:32 PM

تصویری واقعی وعجیب از دوربین مخفی داخل یک آسانسور

تصویری واقعی و دیدنی از دوربین داخل کابین آسانسور

صبركنید تا تصویر كاملا لود شود

 

 

 
 
تصویری واقعی از دوربین داخل کابین آسانسور
تصویری واقعی وعجیب از دوربین مخفی داخل یک آسانسور

نوشته شده توسط nikmatin در ساعت 05:59 PM

محاسبه سن با شکلات ( هم فال ، هم تماشا ) !!

سن خودتان را به من نگویید؛ چون ممکن است حقیقت را نگویید. (D:)

محاسبه سن با شکلات

بسیار شسته و رفته و زیبا

رو راست باشید و به ترتیب جلو برویم، بیشتر از یک دقیقه طول نمی کشد. به ترتیب به پرسش ها پاسخ دهید.

قبل از پاسخ دادن، قول دهید که پرسش ها را از قبل نخوانید.

وقت شما هدر نمی رود (هم فال و هم تماشا)

- قبل از هر چیز ، به خاطر بیاورید که در طول یک هفته چند بار شکلات می خورید (بیش از 1 بار کمتر از 10 بار)

- عدد تعداد شکلات در هفته را ضرب در 2 بکنید.

- جمع آن را به علاوه 5 کنید.

- جمع را ضربدر 50 کنید.

- اگر امسال از تولدتان گذشته جمع را به عدد1760اضافه کنید.

- در غیر این صورت جمع را به 1759 اضافه کنید.

-حالا جمع کل که چهار رقمی است از سال تولد میلادی خودتان کسر کنید.

شما به یک عدد سه رقمی رسیده اید
chocolate

اولین عدد : تعداد دفعات خوردن شکلات شما در هفته است.

دو شماره بعد سن شماست.

نوشته شده توسط nikmatin در ساعت 05:52 PM

طنز: افتتاح «شبنم» به دست غضنفری

شهرام شکیبا در ستون طنز روزنامه خبر نوشت:

مهدی غضنفری، وزیر بازرگانی در مراسمی رسمی «شبنم» را افتتاح کرد.

وقتی خبر را در «شابا» (شبکه اطلاع‌رسانی بازرگانی ایران) خواندم، اول فکر کردم یک قضیه ناموسی پیش آمده، اما بعد متوجه شدم که مراد از «شبنم» شبکه بازرسی و نظارت مردمی است. لذا چندین نام مخفف جدید خدمتتان عرض می‌کنم که اگر خبری خواندید و ذهنتان درگیر شد، رفع ابهام شود. چرا که در شرایط کنونی هیچ کاری برتر از مخفف‌سازی و رفع ابهام نیست.

پارمیدا: پویندگان راه مقامات یاور دستگاه‌های ایران

شاخا: شورای انجمن‌های خانه‌داری ایران

پارک ارم: پویندگان اجرای راهکارهای کشوری اسفندیار رحیم مشایی

قرشمال: قوای ره‌آورد شورای مردمی ایران لایق

شهلا: شورای هماهنگی لوازم ایران

شیافا: شورای یکپارچگی استانداردهای فناوری ایران

قیمه قورمه: قوای یکپارچه مردمی همراه قوای وزارت رفع مسکن همه

شفتالو: شورای فتنه تاریخی ایران لبالب وزیر

سهیلا: سازمان هماهنگی یکپارچه لیاقت ایرانیان

سکینه سلطان: سازمان کشاورزی یکپارچه ناوارد همه سرزمین لایق طریق ایران نجیب

شهرام شکیبا: شورای هرمنوتیک راهکارهای اساسی مسئولان شرایط کنونی یکپارچه بامزه ایران

نوشته شده توسط nikmatin در ساعت 04:02 PM

August 28, 2010

تصاویر: تجمع مالباختگان اوريف ليم در تهران

تجمع مالباختگان اوريف ليم در تهران

























نوشته شده توسط nikmatin در ساعت 09:33 PM

عکس: قفل ماشین به سبک ایرانی !



نوشته شده توسط nikmatin در ساعت 12:43 PM

داستان دختری که خدا از او عکس می‌گرفت!

دختر كوچكی هر روز پیاده به مدرسه می‌رفت و بر می‌گشت. با اینكه آن روز صبح هوا زیاد خوب نبود و آسمان نیز ابری بود، دختر بچه طبق معمولِ همیشه، پیاده بسوی مدرسه راه افتاد.

بعد از ظهر كه شد، ‌هوا رو به وخامت گذاشت و طوفان و رعد و برق شدیدی درگرفت.

مادر كودك كه نگران شده بود مبادا دخترش در راه بازگشت از طوفان بترسد یا اینكه رعد و برق بلایی بر سر او بیاورد، تصمیم گرفت كه با اتومبیل بدنبال دخترش برود. با شنیدن صدای رعد و دیدن برقی كه آسمان را مانند خنجری درید، با عجله سوار ماشینش شده و به طرف مدرسه دخترش حركت كرد.

اواسط راه، ناگهان چشمش به دخترش افتاد كه مثل همیشه پیاده به طرف منزل در حركت بود، ولی با هر برقی كه در آسمان زده میشد ، او می‌ایستاد ، به آسمان نگاه می‌كرد و لبخند می زد و این كار با هر دفعه رعد و برق تكرار می‌شد.

زمانیكه مادر اتومبیل خود را به كنار دخترك رساند، شیشه پنجره را پایین كشید و از او پرسید: چكار می‌كنی؟ چرا همینطور بین راه می ایستی؟

دخترك پاسخ داد: من سعی می‌كنم صورتم قشنگ بنظر بیاید، چون خداوند دارد مرتب از من عكس می‌گیرد!

باشد كه خداوند همواره حامی شما بوده و هنگام رویارویی با طوفان‌های زندگی كنارتان باشد. در طوفانها لبخند را فراموش نكنید!

آخرین نیوز

نوشته شده توسط nikmatin در ساعت 11:50 AM

عکس : بوفه مجلل ناهار ویژه ماه رمضان !!

سازمان گردشگری پیش از ماه مبارک رمضان تلاش کرد برای اولین بار در این ماه ، سفرها و تورهای تفریحی به مقصد انتالیا و دبی و ترکیه و برخی مناطق دیگر را کنترل و کاهش دهد.


عکس : بوفه مجلل ناهار ویژه ماه رمضان !!


اما به نظر می رسد برای اجرای این مهم، هیچ نظارت مشخصی صورت نگرفته است و بعید است این سفرها نسبت به سال های قبل تغییر محسوسی پیدا کرده باشند. گرچه سفر کردن در ماه مبارک رمضان اشکالی ندارد، اما ویژه ماه مبارک، سفر تفریحی برگزار کردن و آنهم در نشریات دولتی تبلیغ برای آن کنند به نظر بد سلیقگی و اهمال در حفظ حرمت این ماه مبارک دارد.
هتل داریوش عکس تنها برای نمونه است و جهت اطلاع

چه آنکه تبلیغات سفر به مناطقی مثل آنتالیا و دبی و کیش و غیره در روزنامه ها نه تنها نسبت به گذشته کاهش پیدا نکرده است بلکه ظاهرا حرفه ای تر(!) هم شده است تا آنجا که یکی از تورهای مسافرتی در تبلیغات خود نوشت:ویژه ماه مبارک رمضان؛ صبحانه کامل و بوفه ناهار و بیلیارد و استخر در هتل ....

این تبلیغ که در روزنامه جام جم منتشر شده است تنها نمونه است و جهت اطلاع.

منبع:جهان نیوز

تبیان

نوشته شده توسط nikmatin در ساعت 10:50 AM

عکس : مراسم ترحيم مرحومه مهين شهابي

مراسم ترحيم مرحومه مهين شهابي هنرمند تئاتر و سينما
مراسم ترحيم مرحومه مهين شهابي هنرمند تئاتر و سينما
مراسم ترحيم مرحومه مهين شهابي هنرمند تئاتر و سينما
مراسم ترحيم مرحومه مهين شهابي هنرمند تئاتر و سينما
مراسم ترحيم مرحومه مهين شهابي هنرمند تئاتر و سينما
مراسم ترحيم مرحومه مهين شهابي هنرمند تئاتر و سينما
حضور بهرامي و ايرج راد در مراسم ترحيم مرحومه مهين شهابي هنرمند تئاتر و سينما
حضور علي نصيريان در مراسم ترحيم مرحومه مهين شهابي هنرمند تئاتر و سينما

 

 

نوشته شده توسط nikmatin در ساعت 10:44 AM

مجری برنامه کودک با موهای سپید + عکس




گفتگو با گیتی خامنه مجری قدیمی برنامه کودک



صدا و چهره او تداعی‌کننده خاطرات کودکی نسلی است که امروزه دهه سی و چهل
زندگی خود را طی می‌کنند. نسلی که در دهه ۶۰ یک روز در میان پای صحبت‌های
شیرین او می‌نشست و نصیحت‌های مادرانه و پندهای معلمانه‌اش را به گوش
می‌سپرد. هر چند برنامه‌های کودک آن سال‌ها خیلی ساده و بی‌آلایش بود، اما
دامنه تاثیرگذاری آن و چه بسا جذابیتش از برنامه‌های امروز بیشتر بود.

آن سال‌ها اگر در کوچه یا خانه مشغول بازی بودیم، با شنیدن صدا و دیدن چهره
مهربان گیتی خامنه، بازی را رها می‌کردیم و به تماشای تلویزیون می‌نشستیم. حالا
با دیدن او همه آن خاطرات و گذشته‌ها به یادمان می‌آید و شاید با همین دلیل است
که او نوستالژی دوران کودکی نسل ماست. حالا بچه‌های این نسل امروز خود در مقام
پدر و مادر، صاحب فرزندانی هستند که شکل دیگری از برنامه‌های کودک را تجربه
می‌کنند.


بازگشت گیتی خامنه پس از سال‌ها دوری از تلویزیون در برنامه «تصویر زندگی»،
بار دیگر همان کودکان دیروز را مخاطب برنامه او قرار داده است تا این بار آنها
درباره تربیت و تعلیم کودکان خویش پای سخنانش بنشینند.


خامنه اگرچه در رشته کارگردانی تلویزیون و دراما تحصیل کرده است، اما عشق و
علاقه او به کودکان موجب شده تا طی سال‌های تحصیل، به تحقیق و پژوهش در حوزه
کودک بپردازد و در زمینه روش‌های نوین آموزش کودکان، مطالعات گسترده‌ای انجام
دهد.



گفتگو با گیتی خامنه، برای من هم بسیار لذتبخش بود و مرا به سال‌های
کودکی‌ام و خاطرات آن دوران برد. این تجربه لذتبخش همه همنسلان من است که
با وی از نزدیک روبه‌رو می‌شوند. شاید خواندن این گفتگو برای کودکان دهه ۶۰
همین تجربه را تداعی کند. امتحان کنید.





برنامه تصویر زندگی، اولین برنامه‌ای است که پس از سال‌ها دوری از
تلویزیون بار دیگر شما را به مخاطب معرفی کرد و در واقع خاطرات آنها را زنده
کرد. چه شد که در این برنامه حضور پیدا کردید و آیا پیشنهادات دیگری هم داشتید؟


واقعیت این است که پس از بازگشت من به ایران، دوستان از شبکه‌های مختلف به
من لطف داشتند و برنامه‌های مختلفی به من پیشنهاد شد. منتها دلم می‌خواست با یک
برنامه تخصصی کودک و نوجوان همکاری داشته باشم. خوشبختانه دست‌اندرکاران برنامه
تصویر زندگی این امکان را برای من فراهم کردند تا آزادانه از تجربیات و
اندوخته‌های خویش در حوزه کودک استفاده کنم و برنامه را بر اساس ایده و
دیدگاه‌های خودم اداره کنم.


در بین پیشنهادات رسیده، آیا اجرای برنامه کودک هم بوده؟


بله خیلی زیاد. ولی من بیشتر تمایل داشتم تجربیاتی که طی این سال‌ها در خارج
از کشور به دست آوردم را در اختیار هموطنانم قرار دهم و در حد توان خود، سهمی
کوچک در تربیت نسل آینده داشته باشم. متاسفانه خیلی از این آموزه‌ها و تجربیات
به دلیل فقدان برنامه‌های کاربردی و جذاب از دست می‌رود. آنچه در صداوسیما
می‌بینم، پیروی از یک سری الگوهای شناخته شده و تجربه شده در برنامه‌سازی است.
مثلا یک شیوه از سریال‌سازی در یک زمان خاص گل می‌کند بعد انواع سریال‌ها بر
اساس همان الگو و شمایل تولید می‌شود و کمتر شاهد خلاقیت و نوآوری در تولید
انواع برنامه‌های تلویزیونی هستیم. به نظر من باید قدرت ریسک‌پذیری در ساخت و
تولید برنامه‌های مختلف رسانه‌ای بالاتر برود و از نیروهای جوان و خلاق در این
زمینه بیشتر استفاده شود. این مشکل در تربیت کودکان هم دیده می‌شود یعنی والدین
سعی می‌کنند براساس یک سری الگوهای مشابه و یکسان، فرزندان خود را تربیت کنند و
کمتر به تفاوت‌های فردی و علایق و استعدادهای شخصی کودکانشان اهمیت می‌دهند.


همین مساله در مورد برنامه‌های کودک هم صدق می‌کند. بدین معنی که در
حال حاضر اکثر برنامه‌هایی که در شبکه‌های مختلف برای کودکان تولید می‌شود،
شبیه هم است
.


متاسفانه همین طور است. مثلا یک کار عروسکی در یک برنامه و شبکه خاصی جواب
می‌دهد و مخاطب پیدا می‌کند. شبکه‌های دیگر هم پیرو همین الگو، فرمت‌های مشابهی
تولید می‌کنند که به تکراری و کلیشه‌ای شدن این گونه برنامه‌ها منجر می‌شود
البته این به معنای نفی برنامه‌های خوب و ارزشمندی که در حوزه کودک تولید شده،
نیست و نمونه‌های موفق برنامه‌سازی در این حوزه نیز کم نیستند. ولی ما نیازمند
تجربه الگوهای متعدد و متنوعی در برنامه‌سازی تلویزیون هستیم. من بسیاری از
نیروهای جوان را می‌شناسم که ایده‌های جدید و خلاقانه‌ای در ساخت برنامه‌های
کودک دارند ولی کسی نیست که از آنها حمایت و پشتیبانی کند و فرصت برنامه‌سازی
به آنها بدهد. نتیجه این کار همانی است که شما به آن اشاره کردید. یعنی شباهت
برنامه‌های کودک یا برنامه‌های خانواده به هم. ببینید اکثر آدم‌ها شرایط بد
شناخته شده یا تجربه شده را ترجیح می‌دهند بر شرایط خوب تجربه نشده و این معضلی
است که نه فقط برنامه‌های تلویزیون که اساسا زندگی‌های ما ایرانیان را
دربرگرفته و ما کمتر اهل خطرپذیری هستیم.


چه بسا برخی از برنامه‌های موفق نیز الگوبرداری و تقلید از
نمونه‌های خارجی آن است
.


قبول دارم. خود من هم برنامه‌ای را سراغ دارم که فقط شرکت‌کنندگان و بافت
پوششی افراد و لوکیشن آن در ایران بود، ولی الگو و شیوه اجرای برنامه عین نمونه
خارجی آن بود بدون این که تغییری یا بومی‌سازی صورت بگیرد.


نه این که الگوبرداری به طور مطلق غلط باشد ما باید از نکات مثبت دیگران
استفاده کنیم به شرط این که خلاقیت و خصلت‌های فرهنگی خودمان را نیز در آن سهیم
کنیم. ما باید در الگوبرداری‌های خود در برنامه‌سازی از زبان مخاطب خود نیز
بهره بگیریم.


یعنی الان تصویر زندگی دارای چنین شرایطی است که شما حاضر به همکاری
با آن شدید؟


ویژگی مثبت این برنامه و تهیه‌کنندگان آن در این است که دست مرا در چگونگی
اجرای بخش مربوط به من باز گذاشتند. الان موضوع برنامه، کارشناسان و مهمانان و
به طور کل قالب برنامه را خودم انتخاب می‌کنم و دخل و تصرف اضافی در آن صورت
نمی‌گیرد.


حتی خط قرمزها را برای شما تعیین نمی‌کنند؟


می‌دانند که من سال‌هاست که با سازمان کار کردم و از نیروهای قدیمی آن هستم
و لذا خط قرمزها را نیز بخوبی می‌شناسم. ضمن این که از راهنمایی دوستان نیز
استفاده می‌کنم. به هر حال در این چند سالی که من نبودم خیلی چیزها تغییر کرده
است. تهیه‌کنندگان این برنامه یک بار به من به عنوان مهمان برنامه «نقره»
اعتماد کردند و من هم از نزدیک با این دوستان و شیوه کارشان آشنا شدم و احساس
کردم که می‌توانند یک برنامه موفق تلویزیونی در حوزه خانواده بسازند. به عنوان
مثال یکی از ویژگی‌های مثبت این برنامه احترام گذاشتن به نظر و سلیقه مخاطب و
انتقادپذیر بودن آن است. در واقع یک نوع صداقت رسانه‌ای در این برنامه وجود
دارد که من آن را خیلی دوست دارم.


سوژه‌های بحث و گفتگو را بر چه اساسی انتخاب می‌کنید؟


من مثل همه زمانی که برنامه کودک را اجرا می‌کردم از خود مردم و مخاطبان
سوژه و خوراک را می‌گرفتم. من هیچ وقت از متن استفاده نمی‌کردم به واسطه تجربه
زندگی و همکلامی با مردم، موضوعات را انتخاب می‌کنم. مثلا در سفری با مادری
همراه شدم که فرزندش را تنبیه می‌کرد و وقتی علت را از او جویا شدم فهمیدم که
خود وی در زمان کودکی مدام از سوی والدینش تنبیه می‌شد و حالا همان روش را در
مورد فرزند خودش به کار می‌برد. همین اتفاق، بهانه‌ای شد تا به مساله تشویق و
تنبیه کودکان در برنامه بپردازم.


جالب این که مخاطبان امروز شما در برنامه تصویر زندگی‌ همان کودکانی
هستند که دیروز مخاطب برنامه‌هایتان بودند و در واقع شما از اجرای برنامه برای
کودکان به اجرای برنامه درباره کودکان رسیدید.



به نکته بسیار زیبایی اشاره کردید. عنوان پایان‌نامه لیسانسم بود تفاوت
فیلمسازی درباره کودک و برای کودک و در آن به همین مساله پرداختم.



در چه رشته‌ای تحصیل کردید؟


در دوره لیسانس، رشته کارگردانی سینما و تلویزیون خواندم و فوق‌لیسانسم نیز
در آمریکا رشته دراما بود که گرایش آن تئاتر بود. در کنار این رشته در کلاس‌های
روان‌شناسی هم شرکت می‌کردم و یکی از اهداف بزرگم این است که در کشورم در زمینه
هنر درمانی فعالیت کنم.


با توجه به تجربه و تحصیلاتی که در حوزه کودک داشتید مهم‌ترین معضل
آموزشی و تربیتی جامعه ما در حوزه کودک را چه می‌دانید؟


ببینید به نظر من مهم‌ترین مشکل ما این است که نمی‌گذاریم بچه‌هایمان، کودکی
کنند یا از نگاه خود کودک به مسائل و مشکلات آنها نگاه نمی‌کنیم؛ مثلا الان
مدرسه‌ها تعطیل شده و فصل تابستان نزدیک است. اکثر خانواده‌های ایرانی از همین
الان در حال ثبت‌نام فرزندانشان در انواع کلاس‌های آموزشی هستند. گاهی تعداد و
حجم این کلاس‌های آموزشی از برنامه‌‌های درسی در طول سال تحصیلی هم بیشتر است و
همین مساله فشار زیادی روی کودکان می‌آورد، در حالی که کودکان براساس
روان‌شناسی رشد به بازی کردن هم نیازمندند و این تجربه به‌ بروز خلاقیت‌ها و
شکوفایی استعداد آنها کمک زیادی می‌کند.


درواقع ما فرصت زندگی کردن، مکاشفه و تجربه کردن را از کودکان می‌گیریم و
بچه‌های پر از حسرت و عقده و غیرخلاق بار می‌آوریم. همان زمانی که من برنامه
کودک اجرا می‌کردم، اگر یادتان باشد در پایان‌ برنامه نقاشی‌های کودکان را نشان
می‌دادیم. بدون اغراق بگویم ۹۵ درصد نقاشی‌ها شبیه و مثل هم بود. یک درخت،
کلبه، کوه و خورشید بود و حتی در همین عناصر هم نشانه‌ای از تخیل و خلاقیت وجود
نداشت. درواقع یک نوع همسانی و هم‌شکلی در آنها وجود داشت که نشان می‌دهد انگار
این بچه‌ها هیچ تفاوتی باهم ندارند.


واقعیت این است که کودکان ما به دلیل عدم تجربه مستقیم و ملموس،
مهارت‌های زندگی را نیاموخته‌‌اند. نه فقط کودکان که خود ما بزرگ‌ترها نیز هنوز
بسیاری از مهارت‌های زندگی را نمی‌دانیم و همین روش‌های غلط را به بچه‌هایمان
نیز انتقال می‌دهیم. خیلی از ما بزرگ‌ترها اتفاقا به دلیل این که در کودکان
‌آنچه را که باید تجربه می‌کردیم، تجربه نکردیم همچنان بسیاری از خصلت‌های
کودکانه در ما باقی مانده و گاهی رفتارهایی از خود بروز می‌دهیم که موجب تعجب
دیگران می‌شود؛ در حالی که از منظر روان‌‌شناسی جای هیچ تعجبی نیست. حتی گاهی
بچه‌های ما خواسته‌ها و نیازهای خود را مطرح نمی‌کنند و اصلا شرم دارند که آنها
را به زبان بیاورند. در برنامه‌های تلویزیون هم به دلیل برخی خط قرمزها و شرم و
حیای ایرانی نمی‌توانیم برخی معضلات را مطرح کنیم، مثلا مشکلاتی که کودکان و
بویژه نوجوانان در حوزه بلوغ یا بهداشت جنسی دارند، چگونه باید مطرح شود؟


به نظر من، خود رسانه‌ها بویژه تلویزیون باید در این زمینه خط‌شکن باشند و
فرصت این کار را فراهم کنند. اگر برنامه‌های تلویزیونی بویژه برنامه‌های
خانواده به سمت طرح و بیان شفاف‌تر و علمی‌تر برخی معضلات پنهان شده یا ناگفته
بروند، قطعا مخاطبان بیشتری پیدا خواهند کرد و اینقدر مورد انتقاد قرار
نمی‌گیرند که تکراری و کلیشه‌ای هستند.


خانم خامنه! شما مثل روان‌شناسان کودک صحبت می‌کنید. به نظر می‌رسد
حرفه شما و تجربه اجرای برنامه برای کودک، فرصت و انگیزه لازم را برایتان فراهم
کرد تا در این زمینه تحقیق و پژوهش کنید. فکر می‌کنید اگر مجری برنامه کودک
نمی‌شدید یا شغل دیگری داشتید، مثل امروز باز هم دغدغه تربیت کودکان را داشتید؟


خب ورود من به این حرفه که کاملا اتفاقی بود؛ ولی بتدریج شاهد تاثیر کارم
روی مخاطبان و آدم‌های اطرافم شدم و دیدم گاهی آنقدر این تاثیرات عمیق و زیاد
است که بتدریج به مقوله روان‌شناسی و آموزش کودک علاقه‌مند شدم و این را هم
بدانید که دنیای کودک آنقدر جذاب و دوست‌داشتنی است که هر کسی وارد آن شود،
بسختی از آن دل می‌کند، بویژه چون من با نسل شما بزرگ شدم و در واقع هم‌سن و
سال‌های شما در کودکی با من بزرگ شدند، حالا که این نسل رشد کرده و خودش الان
پدر و مادر است، احساس تعهد می‌کنم که آنها را رها نکنم و حالا تجربیات خود را
در زمینه تربیت و رشد کودک از طریق برنامه‌هایی مثل تصویر زندگی به آنها منتقل
کنم. این کار فراتر از وظایف شغلی و حرفه‌ای برای من مهم و لذت‌بخش است و احساس
می‌کنم که دارم دین خود را به این نسل ادا می‌کنم. یکی از همکاران ما در برنامه
تصویر زندگی به من می‌گفت تو مثل معلمی بودی که به بچه‌های همنسل من آموزش دادی
و حالا برگشتی و داری ارزیابی می‌کنی که ما با آن آموخته‌‌ها چه کردیم و به کجا
رسیدیم. ضمن این که بشدت معتقدم کودکان در شکل دادن دنیا، نقش بسیار مهم و
بزرگی دارند، لذا من اگر بتوانم روی ۵ نفر هم تاثیر داشته باشم و ۵ نفر انسان
سالم، بدون عقده و خلاق در این جامعه رشد کند، آنها می‌توانند روی بسیاری از
انسان‌های دیگر تاثیر مثبت بگذارند و این برای من اتفاق هیجان‌انگیز و جذابی
است.


شما معلمی بودید که ابزار کارتان نه تخته و کلاس که رسانه بزرگی مثل
تلویزیون بود و در واقع شما این شانس را داشتید که شاگردان زیادی پای درستان
بنشینند. فکر می‌کنید کودکان نسل ما که فقط ۲ شبکه تلویزیونی داشتند، با کودکان
امروز که انواع رسانه‌های مختلف در اختیارشان است چه تفاوت‌هایی با هم دارند؟
یا اگر شما می‌خواستید برای کودکان نسل امروز برنامه اجرا کنید، چه فرقی با
اجرای ۱۶ ـ ۱۵ سال پیش داشت؟


واقعیت این است که کودکان امروز با کودکان نسل شما فرق کرده‌اند و اساسا
جهان پیرامون ما تغییر کرده است. البته در هر دو دوره و نسل، نکات منفی و مثبت
وجود داشت و این تغییر لزوما به این معنا نیست که بچه‌های امروز نسبت به

نوشته شده توسط nikmatin در ساعت 10:16 AM

August 26, 2010

یک عکس خانوادگی دیدنی ، یک دزد بدشانس!

این یکی از عکس‌هایی است که می‌توان گفت در بهترین زمان ممکن گرفته شده.



به گزارش البرز، این خانواده تصمیم گرفتند عکس یادگاری دست جمعی بگیرند. برای همین
آقای «میر» دوربین را روی سه پایه قرار داد و تنظیم آن را روی عکس برداری خودکار ۱۰
ثانیه‌ای گذاشت. ‏

 




 

بعد از گرفتن عکس آنها متوجه شدند که کیف آنها و فرزندانشان شامل کیف پول، کارت
اعتباری به همراه آی پد و وسایل جانبی دوربین به سرقت رفته است. ‏



اتفاق خوبی نبود؛ اما زمانی که عکس گرفته شده را نگاه می‌کنند، متوجه می‌شوند که
دوربین کانن G7 آنها درست در لحظه مناسب عکس آقای سارق را گرفته است. بقیه داستان
به سرعت رخ داده.

 



 

آنها با پلیس تماس می‌گیرند و مشخصات ظاهری سارق را در اختیار انها قرار می‌دهند.
چند دقیقه بعد پلیس این فرد را که هنوز همان اطراف بوده است دستگیر می‌کند. ‏



حالا این آقای دزد بدشانس در زندان است و احتملا خودش را یکی از بدشانس‌ترین دزدهای
دنیا می‌داند.

نوشته شده توسط nikmatin در ساعت 04:49 PM

طنز: افتخار تحت فشار

شهرام شکیبا در روزنامه خبر نوشت:

علیرضا افتخاری که پیشتر در مطلبی با عنوان «یک بوس کوچولو» در باب گرفتاری‌های اخیر و جریان دیده‌بوسی‌اش با رئیس‌جمهور توضیحاتی داده بودم، دیروز در گفت‌وگویی با «خبرآنلاین» به کنونی‌شدن شرایطش اشاره کرده است.

این خواننده ایرانی گفته است: چون بعد از آن ماجرا تحت فشار قرار گرفته افسرده شده و حالا می‌خواهد ایران را به قصد فرانسه ترک کند.

1- اتفاقاً مدتی است در سایت، چند نفر علیه بنده کامنت می‌گذارند، لذا من هم تحت فشارم و باید سریعاً از ایران بروم.

2- تا حالا تغییر دین، رد صلاحیت‌شدن، زندانی سیاسی بودن، شرکت در تظاهرات، حکم دادگاه داشتن و... جزو شرایط پناهندگی به کشورهای دیگر به حساب می‌آمد. از این به بعد بوسیدن رئیس‌جمهور هم به آن اضافه شده است.

3- کسانی که در انتخابات به سه کاندیدای دیگر رأی دادند، جمعاً حدود 15 میلیون نفر بودند و کسانی که به رئیس‌جمهور رأی دادند،‌ حدود 24 میلیون نفر. چطور است که آقای افتخاری احساس غربت می‌کنند در وطن‌شان و می‌خواهند بروند ولایت غربت؟

4- خب، دوستان رئیس‌جمهور دست‌کم از ایشان دلجویی کنند. یک سر هم به ایشان نزده‌اند تا حالا. این کار اخلاقی نیست. فقط که نباید به نمایشگاه عکس خانم‌ها بروند و وام بدهند.

5- یک خواننده‌ای بود که اخیراً معلوم شده از اساس و از بدو تولدش به شدت خائن بوده. اسناد و مدارک خیانتش هم موجود است. شرایط آن فرد خائن هم کنونی است. دائم همه مردم از او اعلام انزجار می‌کنند. حتی به آیاتی که او خوانده گوش نمی‌دهند. از صداوسیما هم دائم برای پخش نکردن صدای آن خائن خودفروخته در لحظات افطار تشکر می‌کنند وخوشحالند که لحظات روحانی افطارشان با صدای او رنگ کفر و الحاد نمی‌گیرد. ولی آن خواننده خائن از ایران نمی‌رود. واقعاً آن خائن باید از آقای افتخاری چیز یاد بگیرد.

6- ببین قهر نکن دیگه علیرضا.

علیرضا افتخاری: «قبل از رفتن از کشور حتماً نامه‌ای به رئیس‌جمهور و تیم فرهنگی دولت می‌نویسم و گلایه‌هایم را با ایشان مطرح می‌کنم.»

به هر حال آقای افتخاری برای رفتن مصمم است. با توجه به اینکه غربت خاک دامنگیر دارد و اساساً بلاد اپوزیسیون‌پروری است و بعد از رفتن آقای افتخاری شاید صدایش هم پخش نشود. به دوستان تهیه‌کننده صداوسیما پیشنهاد می‌کنم در اسرع وقت یکی از ترانه‌های زیر را روی تصاویر اسلوموشن دیده‌بوسی آقای افتخاری و رئیس‌جمهور بگذارند تا کلیپی به یادماندنی شود.

ترانه پیشنهادی اول

نه این قرارمون نبود

تو بی‌خبری بری

من خسته شم که تو

بی‌همسفری بری

نه این قرارمون نبود

من رنگه شب بشم

تو سرسپرده شی

من جون به لب بشم

باور نمی کنم

این تو خوده تویی

این تو که از خودش

بی‌خود شده تویی

باور نمی‌کنم

عشقه منی هنوز

گاهی به قلب من

سر می‌زنی هنوز

ترانه پیشنهادی دوم

رفیق من سنگ صبور غم‌هام

به دیدنم بیا که خیلی تنهام

هیشکی نمی‌فهمه چه حالی دارم

چه دنیای روبه زوالی دارم

مجنونم و دلزده از لیلیا

خیلی دلم گرفته از خیلیا

اگر بیایی همونجوری که بودی

کم میارن حسودا از حسودی

صدای سازم همه جا پر شده

هرکی شنیده از خودش بی‌خوده

نوشته شده توسط nikmatin در ساعت 04:15 PM

تصاویری هیجان انگیز از یک دختر ماجراجو !!!



















نوشته شده توسط nikmatin در ساعت 04:14 PM

کروبی در جشن تولد تاجرنیا (+عکس)

 

بولتن نيوز نوشت: جمعی از فعالین و سران اصلاح طلب شامگاه سه شنبه با حضور در جمع خانواده علی تاجرنیا، در غیاب تاجرنیا جشن تولد برای وی گرفتند. به گزارش آخرین نیوز جمعی از فعالین و سران اصلاح طلب شامگاه سه شنبه با حضور در جمع خانواده علی تاجرنیا، در غیاب تاجرنیا جشن تولد برای وی گرفتند. بر اساس این گزارش مهدی کروبی ، محمد رضا خاتمی ، مهدی خزعلی ، فخرالسادات محتشمی و برخی دیگر از چهره ها دیشب مهمان خانواده علی تاجرنیا بودند.

نوشته شده توسط nikmatin در ساعت 04:07 PM

August 25, 2010

عکسهای دیدنی : این خانمهای زیبا قبلا چه شکلی بوده اند؟!

عکسهای دیدنی : این خانمهای زیبا قبلا چه شکلی بوده اند؟!


عکسهای دیدنی : این خانمهای زیبا قبلا چه شکلی بوده اند؟!

عکسهای دیدنی : این خانمهای زیبا قبلا چه شکلی بوده اند؟!

عکسهای دیدنی : این خانمهای زیبا قبلا چه شکلی بوده اند؟!

عکسهای دیدنی : این خانمهای زیبا قبلا چه شکلی بوده اند؟!


عکسهای دیدنی : این خانمهای زیبا قبلا چه شکلی بوده اند؟!

عکسهای دیدنی : این خانمهای زیبا قبلا چه شکلی بوده اند؟!

عکسهای دیدنی : این خانمهای زیبا قبلا چه شکلی بوده اند؟!

عکسهای دیدنی : این خانمهای زیبا قبلا چه شکلی بوده اند؟!

عکسهای دیدنی : این خانمهای زیبا قبلا چه شکلی بوده اند؟!

نوشته شده توسط nikmatin در ساعت 10:02 PM

عکسهای دیدنی دختر 71 کیلویی، غرق در شپش و شکلات!

خبرآنلاین ـ پلیس وقتی وارد خانه‌ای در جورجیا شد، دو دختر بچه 4 و 5 ساله را غرق
در نجسی و شپش و شکلات یافت. آنها نمی توانستند بدرستی بایستند چرا که دختر بچه 5
ساله 71 کیلو و بچه 4 ساله 40 کیلوگرم هستند.



به
همین خاطر والدین آنها جیمز کاردونا 31 ساله و همسرش آنا کاردونای 30 ساله بدلیل بد
رفتاری با بچه هایشان دستگیر شدند. والدین کودکان کثیف و چاق به اتهام سوء رفتار
بازداشت شدند.



یکی از افسران پلیس صحنه‌های تهوع‌آوری را که دیده بود نتوانست بازگو کند. وی فقط
گفت دختر بچه 4 ساله را غرق در ادرار روی تشک خیسی دیده است. به گفته وی دختر بچه
در حال خوردن غذاهایی بوده که روی تشک پخش شده بودند. همچنین آنها خواهر 71کیلویی
وی را نیز در حالی که موهایش از شکلات چسبناک بوده و شپش های بزرگی نیز به آنها
چسبیده، یافتند. پاهای این دختر 71کیلویی غرق در سیاهی و کثاقت بوده و کسی حاضر به
دست زدن به وی نبوده است.



ظاهرا این دو کودک بدلیل اضافه وزن زیاد نمی توانستند راه بروند و به همین دلیل هر
دو را با برانکارد به بیمارستان منتقل کرده اند. والدین آنها نیز تا روز دادگاهی
راهی زندان شده اند.



کارشناسان می گویند دختر بچه 5 ساله معمولی باید 19 کیلو و بچه 4 ساله باید 16
کیلوگرم وزن داشته باشند. آنها هرگز به مدرسه و مهد کودک هم نرفته اند.



لری ویلز از همسایگان این خانواده به روزنامه محلی گفت بچه ها لباس افراد طبیعی را
بر تن نمی کردند و در روزهای سرد هیچکدام کفش به پا نمی کردند.



پلیس مطابق قوانین اجازه نداده تصاویر کودکان منتشر شود.



 



















نوشته شده توسط nikmatin در ساعت 09:15 PM

عکس های دیدنی : جشنی برای شوخی با خانمها !!

عکس های دیدنی : جشنی برای شوخی با خانمها !!

عکس های دیدنی : جشنی برای شوخی با خانمها !!

عکس های دیدنی : جشنی برای شوخی با خانمها !!   

عکس های دیدنی : جشنی برای شوخی با خانمها !!  

نوشته شده توسط editor در ساعت 06:47 PM

August 24, 2010

توالتهای اوپن در ایران+تصاویر

جهان: تجهیز برخی از مراکز از جمله تفریحگاههای مسیر آزاد راه تهران-رشت و تهران
-قم به توالت های غیر عرفی که مغایر با دستورات دین اسلام نیز می باشد، اعتراض مردم
را به همراه داشته است.

 

نصب این توالت ها در این تفریحگاه که با الگو برداری! از تولت های خارجی ساخته شده
در حالی صورت گرفته است که نه تنها بر خلاف دستورات دین مبین اسلام  است بلکه از
لحاظ عرفی و نیز دلایل پزشکی نیز مطرود شده است.گفتنی است این توالت ها بدون هرگونه
پوشش و یا محافظ رایج است.

 

گفتنی است تفریحگاه مذکور که "آفتاب"و "مهتاب" نام دارد، از چند کیلومتر مانده به
آن تابلوهای راهنمایی بسیاری برای تبلیغ آن نصب شده است.به نظر می رسد نهاد مسوول
در نظارت بر این مراکز سازمان گردشگری است که با گذشت ماهها از راه اندازی این
توالت ها نسبت به آن بی تفاوت است.



 






نوشته شده توسط nikmatin در ساعت 04:33 PM

طنز: تفاوت مکه و هاوایی از منظر کلهر

شهرام شکیبا در ستون طنز روزنامه خبرآنلاین نوشت:

بعضی‌ها برای بعضی چیزها و بعضی وقت‌ها خوب هستند اما بعضی‌ها برای همه اوقات و همه چیز فایده دارند.

مثل آقای مهدی کلهر مشاور رسانه‌ای رئیس‌جمهور. ایشان یک‌شنبه‌شب در غرفه بصیرت قرآنی هجدهمین نمایشگاه بین‌المللی قرآن کریم و در نشست تخصصی بصیرت قرآنی و نقش قرآن و هدایت‌گری این کتاب آسمانی در زمان فتنه سخنرانی کرده‌اند.

مهدی کلهر: «اگر سختی‌ها برای امتحان انسان قرار داده نمی‌شد، مکه رفتن با سفر هاوایی چه فرقی داشت؟»

1- هاوایی رفتن هم سختی دارد. یک بار که تشریف ببرید، متوجه می‌شوید.

2- برای ما ایرانی‌ها رفتن به مکه ساده‌تر است تا رفتن به هنولولو. حالا اینکه چطور است برای شما راحت‌تر است، نمی‌دانم.

3- من نمی‌دانم چرا بعضی‌ها اصرار دارند اسلام را دین سختی‌ها نشان بدهند و بگویند هرچه سختی بیشتری بکشیم، به خدا نزدیک‌تر می‌شویم. اگر این طوری باشد خودآزارهایی که دست و پای خودشان را اره می‌کنند، از همه به خدا نزدیک‌ترند.

4- اگر ممکن است بفرمایید این تعبیر را از کجای کدام متن دینی استخراج فرموده‌اید.

5- با این حساب بنده در طول عمرم هرگز مثل سال چهارم دبیرستان که آن همه امتحان‌های سخت داشتم، به خدا نزدیک نبوده‌ام.

6- پشت کنکوری‌های عزیز، التماس دعا.

مشاور رسانه‌ای رئیس‌جمهور: «در زمان قبل از انقلاب اسلامی شاهد بودیم که چگونه احزابی مثل حزب توده با آن همه قدرت و منبع حمایتی از سوی غرب و شرق نمی‌توانست مردم را برای تظاهرات بسیج کند.»

1- ما تا به حال فکر می‌کردیم حزب توده به شرق وابسته بوده است. اصلاً نمی‌دانستیم که قدرت و منبع حمایتی غربی هم داشته‌اند.

2- جالب است،‌ غرب خرج می‌کرده که کشور به دامن شرق بیفتد.

3- شما که درباره همه چیز سند و مدرک دارید، لطفاً سند و مدرک وابستگی حزب توده به غرب را هم منتشر کنید.

4- در صورت نیاز می‌توانید از استاد خسرو معتضد نیز کمک بگیرید. ایشان حتماً اسناد فراوانی از همکاری تنگاتنگ روزولت و استالین در اختیار دارند.

آقای کلهر در ادامه بحث کارشناسی‌شان در باب قرآن و سیاست به گفتار شهید مدرس اشاره کرد و گفت: «سیاست ما عین دیانت ما و دیانت ما عین سیاست ماست.»

1- کاملاً درست است اما گاهی سیاست‌مان عین دیانت‌مان می‌شود و گاه دیانت‌مان عین سیاست‌مان.

2- دیانت کسی را که نمی‌شود سنجید. سنجش دین مردم به عهده خدا و یکی، دو روزنامه و سایت و چند شخصیت خاص است. اما سیاست را راحت می‌شود سنجید. حالا که سیاست‌مان این است، تکلیف دیانت‌مان هم روشن است... والله اعلم.

نوشته شده توسط nikmatin در ساعت 04:28 PM

August 22, 2010

عکسهای فوق العاده دیدنی از یک آبشار آتشین !!

آبشار آتشین آمریکا‍

این مکان سال ۱۸۹۰ به نام پارک ملی شناخته و معرفی شد. اینجا مشهورترین مکان زمین از لحاظ زمین شناسی، چشمه‌ها‌ی آب گرم و آبشارها محسوب می‌شود و آبشار «آتشی» منطقه ال زیباترین چشم انداز این منطقه است.

چشم انداز فوق العاده این آبشار به خاطر بازتاب نور خورشید که از زاویه خاصی به آن می‌تابد ایجاد می‌شود. این منظره نادر را تنها می‌توان در دوره ۲ هفته ای در اواخر فوریه مشاهده کرد.

برای گرفتن چنین صحنه فوق العاده ای عکاس اغلب باید متحمل سالها صبر و رنج شود. دلیل این انتظار نیز این است که پیدایش این صحنه بستگی به برخی عوامل طبیعی دارد که در همان زمان باید به وقوع بپیوندد، پس شانس هم باید با عکاس یار باشد!

اولین عامل مربوط به شکل گیری آبشار است. این آب از آب شدن برف و یخی که از بالای کوه می‌آید تامین می‌شود. این یخ‌ها‌ بین ماه‌ها‌ی دسامبر و ژانویه تا آخر فوریه آب می‌شوند تا موقعی در اواخر فوریه که هیچ برفی برای آب شدن باقی نمی‌ماند.

عامل دوم مربوط به زاویه خاصی است که خورشید باید با آن درجه بر آبها بتابد تا چنین منظره ای پدیدار شود. موقعیت خورشید باید دقیقا در یک نقطه خاص در آسمان باشد. این اتفاق نیز فقط در ماه فوریه و چند دقیقه کوتاه در هنگام تاریکی شب روی می‌دهد. پس اگر روزی که آسمان ابری است به آنجا بروید یا اگر عاملی مزاحم جلوی خورشید را بگیرد مجبور خواهید شد از چهره ناراحت خودتان روبروی آبشار عکس بیندازید! بد نیست این حقیقت را نیز بدانید که آب و هوای پارک ملی اغلب اوقات غیر قابل پیش بینی است. اینها را گفتیم تا شرایط سختی که عکاس برای گرفتن این عکسها متحمل شده را درک کنید!!
 













نوشته شده توسط nikmatin در ساعت 09:06 PM

عکس : خودکشی یک خواننده حین اجرای موسیقی !!

 

پلیس بلژیک مرگ آنی وی را پس از برخورد با کف زمین از ارتفاع 100 متری تایید نمود.
خواننده انگلیسی حین برگزاری کنسرتی در بلژیک خود را از بالای برج مخابراتی به پایین پرتاب کرد.

به گزارش اسوشیتدپرس چارلز هادون 22 ساله که در فستیوال راک بلژیک در حال اجزای مراسم بود، ناگهان خود را از بالای برج مخابراتی که کنسرت در ان برگزار می شد به پایین پرتاب کرد.

پلیس بلژیک مرگ آنی وی را پس از برخورد با کف زمین از ارتفاع 100 متری تایید نمود. پلیس بلژیک همچنین خانواده وی را در جریان قرار داده است. مارک روبنز دادستان بلژیکی تایید کرد که مرگ این خواننده خودکشی بوده است.

وی عضو باند موسیقی الکترونیکی در منطقه کمدن در شمال لندن بود.

روز یکشنبه نیز مایکل بین از باند امریکایی کال نیز بر اثر سکته قلبی در همین محل جان خود را از دست داد. قربانی 60 ساله مسسول صدا در باندی بود که پسرش در آن می خواند.

نوشته شده توسط nikmatin در ساعت 08:54 PM

علی کریمی بدون سانسور!!!(عکس)

روی جلد 40 چراغ !!!

 

نوشته شده توسط nikmatin در ساعت 08:46 PM

عکس : محمدرضا شریفی‌نیا در نقش سالوادور

ماهنامه مدیریت ارتباطات برای شماره مردادماه با حاجی‌کمیل، مدیر ارشد شبکه فارسی‌1 که برای شرکت در یک نشست در تهران حضور داشته، مصاحبه کرده است.


عکس : محمدرضا شریفی‌نیا در نقش سالوادور


این مدیر ارشد فارسی‌1 گفته است: «لطفاً صداوسیما، وزارت محترم ارشاد و نهادهای فرهنگی بیایند ما را هدایت کنند. ما این آمادگی را داریم که هر آنچه راکه مایه نگرانی است و هر سوژه ما که ضدارزشی هست را برداریم، حذف کنیم و برنامه‌های مشترکی را جایگزین کنیم. ما اعلام می‌کنیم این آمادگی را داریم که با صداوسیما برنامه‌های مشترک تولید کنیم.»

حالا فرض می‌کنیم همکاری تنگاتنگ صداوسیما و وزارت ارشاد با شبکه فارسی1 صورت گرفته است. با هم نگاهی به جدول برنامه‌ها می‌اندازیم:

جدول برنامه‌های فارسی‌1:

1- یک صبح بانشاط: برنامه‌ای شاد و مفرح و امیدبخش با اجرای استاد دکتر فرزاد جمشیدی که شادترین، فرح‌افزاترین و امیدبخش‌ترین مجری خاورمیانه است.

2- تکرار قسمت پخش‌شده دیشب از سریال یوسف‌پیامبر با زیرنویس انگلیسی، بغل‌نویس چینی و گوشه‌نویس دوبله حرکتی برای ناشنوایان.

3- خانه‌داری: برنامه‌ای شاد و بانشاط و آموزنده برای خانم‌های خانه‌دار با اجرای دکتر محمد نظری که شادترین، بانشاط‌ترین، آموزنده‌ترین، خانه‌دارترین، آشپزترین، خیاط‌ترین، گلدوزی‌کننده‌ترین، سرمه‌دوزی‌داننده‌ترین، هندوانه‌آرایی‌بلدترین و کدآقاترین مجری خاورمیانه است.

4- میزگرد کودک‌آزاری: در این برنامه کارشناسان گوناگون می‌آیند و به بررسی علل پدیده ناهنجار کودک‌آزاری در جوامع غربی می‌پردازند.

5- مستند اسب: پخش قسمت 48 از مستند اسب که به شیوه‌های قشوکردن تن اسب‌ها می‌پردازد.

6- گفت‌وگوی سیاسی: میزگردی کاملاً بی‌پروا و بی‌پرده با اجرای موافق‌ترین مجری خاورمیانه. در این گفت‌وگوی داغ چالشی دو نفر سیاستمدار و کارشناس علوم سیاسی که با مجری مذکور می‌شوند سه نفر و همگی با هم توافق نظر دارند، به اتفاق به جناح سیاسی مقابل بدوبیراه می‌گویند.

7- فارسی‌1 در آینه فارسی‌1: این برنامه به نقد و بررسی سریال یوسف‌پیامبر در شبکه فارسی‌1 می‌پردازد. تاکنون 80 قسمت از جلسات نقد و بررسی این سریال پخش شده است. در هر برنامه یک منتقد سینمایی دعوت می‌شود. علاوه بر وی مجری، دکور برنامه و مسعود فراستی هم حضور دارند. هر منتقدی هرچه بگوید، فراستی با او مخالفت می‌کند. لذا تاکنون 40 جلسه موافق سریال بوده است و 40 جلسه مخالف سریال.

8 - نماهنگ: تصاویری از گل‌های لاله، زنبور و دماوند که هی جلوی دوربین تکان می‌خورند و رنگشان تغییر می‌کند و عکس‌هایی که دوربین روی آنها تکان می‌خورد با صدای علیرضا افتخاری.

9- آگهی: پخش 80 آگهی قرعه‌کشی بانک، 243 نوع پفک‌نمکی و 432 کلاس کنکور.

10- سریال سفری دیگرِ دیگر: محصول مشترک صداوسیمای ایران و شبکه فارسی‌1 با نظارت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی با بازی محمدرضا شریفی‌نیا در نقش سالوادور.

خلاصه داستان: مرحوم پدرو که مردی خداشناس و عارف و نوازنده دوتار است،‌ از دنیا می‌رود. در جایی دیگر شخصی به نام حاج‌سالوادور که نقش وی را محمدرضا شریفی‌نیا بازی می‌کند، به رحمت خدا می‌رود. روح پدرو در جسم حاج‌سالوادور حلول می‌کند. حاج‌سالوادور به خانه پدرو می‌آید و به عنوان راننده کار می‌کند. او می‌داند که مرحوم پدرو بدهی و دین زیادی به گردن داشته و نماز و روزه فراوانی بدهکار است. لذا با کوشش مرد روحانی کلیسای محل به نام «پدر جاکوبو» سعی می‌کند تا بدهی‌ها را بپردازد. در این رهگذر بانو ایزابل، خاله وی به نام روبه‌کا و دخترخاله ایزابل که دوشیزه‌ای به نام والریاست، شیفته شخصیت معنوی حاج‌سالوادور می‌شوند و از وی برای رتق و فتق امور روزمره زندگی و نیز سلوک معنوی‌شان کمک می‌گیرند.


خبرآنلاین

نوشته شده توسط nikmatin در ساعت 06:54 AM

عکس: پسران سه رئیس جمهور

پسران سه رئیس جمهور

نوشته شده توسط nikmatin در ساعت 06:47 AM

عکسهای دیدنی و خاطرات بدل صدام؛ "میخائیل رمضان"

عمل جراحي شروع شد و خال بالاي گونه‏ام با استفاده از يك دستگاه بيرون آورده شد. پس از فرو نشستن تورم ناشي از عمل، شباهتم به صدام بيشتر شده بود؛ به نحوي كه بيشتر از دو انسان دوقلو به هم شبيه شده بوديم. به محض مراجعت، محمدالجنابي، كيفي حاوي چند ريش مصنوعي و چند عينك به من داد و دستور اكيد صادر كرد و گفت: «بايد عادت كني كه وقتي خارج از قصر هستي ناشناخته بماني. اين عينكها و ريش را امتحان كن.
ميخائيل رمضان، معلم ساده‏اي بود كه به خاطر شباهت شگفتي‏‎آورش به صدام، توسط يكي از نزديكانش به حزب بعث معرفي مي‎شود. او توسط يك جراح آلماني به نام دكتر «هلموت ريدل» تحت عمل جراحي پلاستيك قرار مي‏گيرد تا كوچكترين تفاوتهاي صورتش با صدام اصلاح شود. ميخائيل رمضان با اين شباهت توانست 19 سال نقش صدام را در عرصه‏هاي اجتماعي، سياسي و نظامي بازي كند. او در كتاب خاطرات خود كه هم اينك گزيده‏هايي از آن را خواهيد خواند، اسرار زيادي را فاش مي‏كند. او حتا با حسني مبارك (رئيس جمهور مصر) و ياسر عرفات (رهبر معدوم فلسطينيان) ملاقات مي‏كند، بدون اينكه آن دو پي ببرند كه او صدام واقعي نيست. شبيه صدام از جبهه‏هاي جنگ عراق با ايران و روزهاي اشغال كويت، ديدارهاي متعددي داشته است. ميخائيل رمضان چندي پس از اشغال كويت توسط ارتش صدام، از عراق مي‏گريزد و به ايالات متحده پناهنده مي‎‏شود. وي اكنون ساكن نيويورك است.

در دههء هفتاد ميلادي، با ورود صدام به صحنهء سياست عراق به عنوان شوراي فرماندهي انقلاب و معاون احمد حسن‏البكر، به تدريج دچار گرفتاري شديدي شدم. اين مسئله به خاطر شباهت زيادي بود كه ميان من و صدام وجود داشت و به حد هم‏شكلي مي‏رسيد. من در سال 1944 در يك خانوادهء متوسط در كربلا به دنيا آمدم. مرحوم پدرم در سال 1975 از دنيا رفت. او معلم و من به عنوان تنها فرزند او تا سال 1979 به اين شغل اشتغال داشتم.

در هر مجلسي كه در كربلا وارد مي‎شدم، همه لب از سخن مي‏بستند و نگاههاي همراه با ترسشان جلب من مي‎شد؛ تا اينكه يك نفر از افراد حاضر كه مرا مي‎شناخت، به اطلاع آنها مي‏رساند كه من صدام نيستم؛ بلكه «ميخائيل رمضان» ام.

دردها و رنجهاي من هنگامي بيشتر شد كه تلويزيون به انحصار صدام درآمد و به مناسبت ديدار از روستاها، مدارس، خانه‏ها، بيمارستانها و شركت در كنفرانسها، انجام ملاقاتها به طور دائم در صحنهء تلويزيون حاضر گرديد. عبارت «جناب معاون» ديگر نقل محافل خاص و عام شده بود و موضوع مشباهت با او براي من به يك مشكل واقعي تبديل گشته بود. اولين گام در اين راه، توسط «اكرم سالم الكيلاني»، شوهر خواهرم، برداشته شد. او عضو حزب بعث و كارمند دون پايه‏‎اي بود كه براي ارضاي تمايلات نفساني و جلب توجه صدام، اين موضوع را به اطلاع مسئولان حزب رساند.

در سال 1977، بعد از آنكه صدام از موضوع شباهت من به خودش باخبر شد، شخصن مرا احضار كرد. وقتي وارد دفتر مخصوصش شدم، شديدن دچار شگفتي شد، تا جايي كه اين شباهت زياد، او را مات و مبهوت كرد. در طي ديدار با او، به من پيشنهاد كرد كه خدمتي به او بنمايم كه در واقع خدمت به عراق است. او گفت: «تو مي‏‎تواني مردم عراق را از ديدارهاي تفقدي من بهره‏مند كني و اوقات باارزشي برايم فراهم آوري.»

پس از موافقت من با اين خواسته كه چاره‏اي جز قبول آن نبود، در اختيار بخش ويژه‏اي قرار گرفتم و اجازهء خروج از اين بخش را به جز در مواقع بسيار ضروري، آن هم با قيافهء ناشناخته، نداشتم. بيني من كه كوچكتر از بيني صدام بود، تحت عمل جراحي قرار گرفت؛ به نحوي كه از نظر حجم، مطابق بيني صدام شد.

افسراني كه از ادارهء استخبارات به رياست «محمد الجنابي»، بر آموزش و تعليم من نظارت داشتند تا در حركات و سكنات و شيوهء سخن گفتن، به كار بردن عبارات، راه رفتن و هر آنچه مربوط به صدام مي‎شد، شبيه او شوم. صدام شخصن بر اين امور كه چندين ماه به صورت محرمانه ادامه داشت، و كسي جز تعداد اندكي از ماموران ويژهء استخبارات، محافظان شخصي صدام، و عدي (پسر بزرگ صدام) از آن باخبر نبودند، نظارت داشت.



  ديدار با صدام
هنگامي كه از طرف صدام براي ديدار با او احضار شدم، تصور نمي‏كردم اين ملاقات اين همه وقت از من بگيرد و آن همه مرا به زحمت بيندازد. من و شوهر خواهرم (اكرم)، به مدت چهار روز در يك آپارتمان در داخل قصر رياست جمهوري اسكان دادند. در اين مدت منتظر ديدار با صدام بوديم. اين آپارتمان بسيار وسيع و مجلل بود. افراد خدمتكار براي ما هرگونه غذا و پوشاكي كه مي‏خواستيم، فراهم مي‏كردند. در روز پنجم، يك دستگاه اتومبيل ويژه براي بردن ما نزد صدام در جلوي آپارتمان حاضر شد. ساعت دقيقن 11 صبح بود. همه سوار اتومبيل مرسدس بنز شديم و اتومبيل از مقابل مكاني كه من در آن ساكن بودم، به سمت محل اقامت صدام و دقيقن به محل ويژهء مهمانان به راه افتاد. اتومبيل با سرعت بسيار بالا حركت كرد و در مقابل ساختمان قصر ويژهء صدام توقف كرد. افسران محافظ ما را به درون اتاقي راهنمايي كردند و ما را تنها گذاشتند. مدتي بعد، افسري مافق از بقيه، با چهره‏اي دراز و پهن و ترسناك نزد ما آمد. نگاهش از هر جهت انسان را دچار ترس و وحشت مي‏كرد. رو به من كرد و گفت: «شما بايد ميخائيل رمضان، شبيه جناب رئيس جمهور باشيد؟»

گفتم: «بله، من همانم»

گفت: «جناب رئيس مي‏خواهند با شما ملاقات كنند؛ اما در صورتي مي‏توانيد ايشان را زيارت كنيد كه شما هم همان مراحلي كه بقيه براي ديدار با وي طي مي‏كنند، پشت سربگذاريد:

1- بازرسي از سر گرفته تا نوك انگشتان پا.

2- بيرون آوردن تمام لباسها و پوشيدن لباسهاي ديگري به جاي آن.

3- شستن تمام بدن با آب و دتول. (مايع ضدعفوني كننده)

اين اقدامات براي من و شوهر خواهرم انجام شد. سپس مرحلهء دوم كه همان معاينات پزشكي بود، آغاز شد. پزشكي احضار شد و شروع به معاينهء ما كرد تا نسبت به نبود هرگونه سم يا ميكروبي كه ممكن است حامل آن باشيم و صدام در طي ديدار با ما به آن مبتلا شود، مطمئن شود.

پس از طي اين مراحل، همان افسر ترسناك ما را به سمت اتاق صدام هدايت كرد و خود در را گشود. ما پشت سر او وارد دفتر صدام شديم. حالا من رو در روي صدام بودم و تنها چند قدم با هم فاصله داشتيم. صدام هنگامي كه نگاهش به من افتاد، به شدت تعجب كرد. من اين حالت را در او به وضوح ملاحظه كردم. در حالي كه نمي‏توانست باور كند انساني تا اين اندازه شبيه اوست، به من خيره شده بود؛ اما بر خودش مسلط شد و تلاش كرد كه متعجب نشده است. سپس به ما اجازه داد تا بنشينيم. دفتر از نظر شكوه و جلال، شبيه به قصرهاي افسانه‏اي بود كه در داستانها دربارهء پادشاهان قديم آورده بودند. ديوارهاي دفتر به سبك ديوارهاي پادشاهان قديم فرانسه مزين شده بود؛ به نحوي كه رنگها با هم متناسب بوده و از زيبايي خاصي برخوردار بودند. بعضي از نقاط اين ديوارها، آن طور كه بعدن متوجه شدم، با طلا پوشيده شده بودند. همهء اسباب و وسائل اين دفتر از خارج وارده شده و بر اساس مدلهاي خارجي بودند.

صدام گفت: «راحت باشيد، بنشينيد، بنشينيد.»

 

صدام و دخترش
 


با همهء اينها، آن روز دچار ترس و وحشتي شدم كه در طول عمرم تجربه‏اش نكرده بودم. صدام براي كسي كه بار اول او را مي‏‎بيند، خيلي ترسناك نيست؛ اما سابقهء اوست كه باعث رعب و وحشتي مي‎شود كه بر آن دفتري كه ما در آن قرار داشتيم، سايه افكنده بود. مي‏ترسيدم سخني به زبان آورم كه حاكي از حماقت من باشد. من مي‏ترسيدم؛ اما اكرم كاملن در جاي خودش منجمد شده بود.

صدام سر سخن را باز كرد و با لبخند مكارانه‏اي از من پرسيد: «ميخائيل، مادرت اهل كجاست؟»

جواب دادم: «جناب رئيس جمهور، مادرم در كاظمين متولد گشته و در همان جا هم بزرگ شده است.»

صدام با مكر و حيله پاسخ داد: «امكان دارد پدرم از كاظمين ديدار كرده و با مادر تو ملاقاتي داشته باشد! اين مسئله شباهت زياد ما را تفسير مي‏كند.» (او اين عبارت را با كلمات بسيار زشتي بيان كرد كه من در اينجا نمي‏توان آنها را بنويسيم.)

با لبخند و مودبانه گفتم: «بله، ممكن است همين طور باشد، جناب رئيس!»

افراد حاضر در دفتر، از جمله اكرم، با صدام كه از ته دل مي‏خنديد، هم‏‎صدا شدند. در آن هنگام من نتوانستم تنفر خودم را بروز دهم.

برعكس صدام، عدي انساني احمق و به علاوه بسيار مغرور است. تصور كنيد حماقت با غرور همراه شود؛ عدي چنين انساني بود. عدي از نظر جسماني، بلندقامت و لاغر است و بيشتر ويژگيهاي مادرش را دارد. بيني‏اش خيلي باريكتر از صدام است، اما چشمان عميق و نافذ او شبيه چشمان پدرش است. از همان لحظهء اول تنفر بسيار شديد از عدي در دلم ايجاد شد. و اين تنفر با گذشت زمان، بسيار بيشتر گرديد.

خدمتكاري همراه با پاكت بزرگي از سيگار برگ هاوانا به صدام نزديك شد. صدام سيگاري برداشت، سپس من و اكرم نيز سيگاري برداشتيم. صدام گفت: «اطلاع داري كه كارهاي معمولي روزانهء ما خيلي زياد است و من مي‎دانم ملت عراق، عاشق رئيس جمهورشان هستند! اما مسئوليتهايم به حدي زياد است كه وقت كافي براي اينكه در ميان ملتم باشم، ندارم. به همين خاطر، شما مي‏توانيد به رئيس جمهورتان كمك كنيد. شما با حضور در مراسم و مناسبتهاي مشخص، به من و بالطبع ملت عراق، خدمت بزرگي خواهيد كرد.»

در حالي كه نگراني شديدم را پنهان مي‏كردم، جواب دادم: «بله، همين طور است كه حضرت عالي مي‏فرمائيد؛ اما من دقيقن چه خدمتي مي‏توانم انجام دهم؟»

صدام با تعجب گفت: «تو خياي كارها مي‏تواني انجام بدهي. مي‏تواني از بيمارستانها ديدار كني، به محله‏هاي محروم بغداد بروي و به بچه‏هاي در مدارس سركشي كني. اين امر، بسياري از مردم را خوشحال خواهد كرد. ميخائيل، اگر بتواني چنين كارهايي بكني، از تو تقدير خواهد شد.»

ظاهر قضيه، يك تقاضا بود. اما من خيلي بايد احمق مي‏بودم تا درك نكنم هيچ راهي جز موافقت ندارم. بنابراين گفتم: «اگر حضرت عالي تمايل به اين امر داريد، من حاضر به انجام آن خواهم بود.»

صدام با خوشحالي گفت: «شك نداشتم كه تو قبول خواهي كرد. عليرغم گفتهء عدي، امكان ندارد كسي قيافه‏اش كاملن شبيه من باشد، اما باطنش با من تفاوت داشته باشد.»

صدام قبل از آنكه به حرفهايش ادامه دهد، بار ديگر سيگار خواست. او به اين كار عادت كرده بود. روزانه حدود صد نخ سيگار برگ هاوانا مي‏كشيد و بسيار اندك اتفاق مي‏افتاد كه يكي از آنها را چند دقيقه در دست داشته باشد و تا آخر بكشد. صدام وقتي صحبت مي‏كرد، به هيچ يك از خصوصيات خودش اشاره‏اي نمي‏‎كرد. او از اين كار امتناع مي‎كرد؛ اما اين بار از دوران جواني‏‎اش با افتخار سخن مي‏گفت. دوران كودكي صدام در پرده‎‏اي از ابهام است. صدام ادعا مي‏كرد در 28 آوريل 1937 در روستاي «الجويش» نزديك تكريت به دنيا آمده است. اين شهر تقريبن 600 سال قبل، از جانب عده‏اي مهاجم غارت شد و در آنجا از جمجمه‏هاي كشته‏ها، مجسمه‏ها ساختند.

صدام ادعا مي‏كرد كه پدرش حسين المجيد، هنگام تولد او از دنيا رفته است. اما در واقع اين ادعا، پوششي براي مولود نامشروعي است كه كسي از هويت پدر او اطلاع دقيقي ندارد. دربارهء تولد او، حرف و حديثهاي زيادي است كه برخي از آنها حقيقت دارد و خلاصهء آنها اينكه صدام فرزندي نامشروع است؛ اما اصل حكايت اين است:

اهالي روستايي كه صدام در آن به دنيا آمد، دچار فقر شديدي بودند. از اين رو مجبور بودند توليدات خود مانند لبنيات را براي فروش به شهر نزديك روستايشان ببرند. مادر صدام (صبحة) نيز براي فروش محصولات خود و خريد نيازمندي‏هاي خانواده به اين شهر رفت و آمد مي‏كرد. طبق معمول، در يكي از روزها به شهر آمد و يكي از تجار يهودي ساكن در آن شهر، او را ديد و شيفتهء جمال او شد. آن طور كه مي‏گويند اين زن بسيار زيبا بوده است. صبحة در قبال دريافت مبلغ قابل توجهي، هر شب خودش را در اختيار آن فرد مي‏گذارد و مدت سه ماه هر شب، نزد آن تاجر به سر مي‎برد و سرانجام از وي حامله مي‎شود.

صبحة چندين بار مي‎خواهد سقط جنين كند، اما موفق نمي‎شود؛ به همين دليل نام اين جنين را صدام مي‏گذارد. هنگامي كار به افتضاح مي‏كشد و موضوع آشكار مي‎شود، پدر صبحه، به فكر چاره مي‏افتد و او را به عقد ازدواج يك مرد عقب‏‎ماندهء ذهني به نام حسين درمي‏آورد و بعد از مدتي، اين مرد را مي‏كشد تا سخني نگويد و خانواده رسوا نشود.

من معتقدم كه اين قصه واقعيت دارد؛ زيرا ساجده (همسر صدام) هنگامي كه صدام با يك خانم چشم پزشك زيبا به نام «سميره» ازدواج كرد، اشارهء گذرايي به اين موضوع كرد. اين ازدواج موجب اختلاف خانوادگي بزرگي شد؛ به نحوي كه ميان عدنان خيرالله و خيرالله طلفاح و ساجده از يك سو و صدام از ناحيهء ديگر، مشاجراتي رخ داد. بنابراين صدامم همانطور كه همه مي‏گويند، بي‏پدر است و به همين خاطر، مخالفان عراقي، او را صدام تكريتي مي‏‎نامند. نبردن نام پدر و خانوادهء او و منسوب كردن وي به مادره بيوه‏اش صبحه طلفاح كه بعدن با ابراهيم حسن تكريتي ازدواج كرد، براي او اهانت مستقيمي به حساب مي‏آمد.

صدام از ابراهيم حسن تكريتي متنفر بود. وي به صدام مرتب توهين مي‏كرد. ابراهيم، انسان پست و حقيري بود. القاب تحقيرآميز زيادي داشت كه محترمانه‏ترين آنها ابراهيم كذاب (ابراهيم دروغگو) بود و تا سالخوردگي به همين لقب شهرت داشت.
 

عکسهای دیدنی و خاطرات بدل صدام؛ "میخائیل رمضان" (2)

عکسهای دیدنی و خاطرات بدل صدام؛ "میخائیل رمضان" (3)

عکسهای دیدنی و خاطرات بدل صدام؛ "میخائیل رمضان" (4)
عکسهای دیدنی و خاطرات بدل صدام؛ "میخائیل رمضان" (5)
 

نوشته شده توسط nikmatin در ساعت 06:30 AM

عکس: فرزندان بشار الاسد، رئیس جمهور سوریه



حافظ بشار الأسد






 

زين الشام
بشار الأسد


نوشته شده توسط nikmatin در ساعت 06:24 AM

عکسهای دیدنی از بزرگترین های جهان

بزرگترینهای جهان

بلندقدترین مرد جهان

بزرگترینهای جهان

بزرگترین گاو

بزرگترینهای جهان

بزرگترین بز

بزرگترینهای جهان

بلندترین نخل

بزرگترینهای جهان

بزرگترین موش

نوشته شده توسط nikmatin در ساعت 04:48 AM

August 21, 2010

طنز :پشت پرده ماجرای موتورسواران

شهرام شکیبا در ستون طنز روزنامه خبر نوشت:

ساعت 10 و 35 دقیقه صبح روز پنج‌شنبه دو پیک موتوری که خیلی هم عجله داشتند، در خط ویژه اتوبوس خیابان جمهوری حدفاصل چهارراه مخبرالدوله و بهارستان، شاخ‌به‌شاخ به هم خوردند و پیشانی این یکی و زانوی آن یکی خراش برداشت.

حالا با هم روایت‌های گوناگون برخی رسانه‌های چپ و راست و میانه و معاند و موافق و مخالف و مخافق و این‌ور آبی و آن‌ور آبی و رسمی و غیررسمی را بررسی می‌کنیم.

رجانیوز: بار دیگر دست پلید فتنه که از حلقوم فریب‌خوردگان بیرون آمده بود، خون پاک دو برادر موتورسوار را بر خاک ریخت.

الف: دعوت‌کنندگان خوانندگان لس‌آنجلسی برای انحراف اذهان عمومی از مراحل بررسی صحت مدارک دانشگاهی‌شان، دو نفر از بررسی‌کنندگان را با سبعیت به خاک و خون کشیدند.

کلمه: تاوان خون دو دانشجوی معترض کشته شده با کیست؟ این دو جوان مگر چه مطالبه‌ای داشتند که باید این‌چنین داستان زندگی‌شان با مرگ پایان یابد؟

خبرآنلاین: گویا دو جوان یا کمتر یا بیشتر در حادثه‌ای طبیعی یا ساختگی در یکی از کوچه‌ها یا خیابان‌های تهران با موتور یا بی‌موتور تصادف کرده‌اند یا نکرده‌اند و در این جریان کشته شده‌اند یا نشده‌اند.

U313 : یکی دیگر از علائم ظهور شکل گرفت. با توجه به اینکه فتنه خیابان جمهوری صورت پذیرفت و به زودی زلزله هم می‌آید، لذا سفیانی آمده، نفس زکیه اول شهید شده، شعیب بن‌صالح کار خود را آغاز کرده، عن‌قریب دجال یک چشم با خرش هم از راه می‌رسد.

هاآرتص: رژیم ایران دو نفر از یهودیان را در وسط خیابان زنده زنده سوزاند.

VOA: دو زن بی‌گناه متهم به زنای محصنه در تهران دیروز به جای سنگسار با شیوه‌ای جدید توسط دو موتورسوار که از روی سر آنها رد می‌شدند، جلوی چشم مردم کشته شدند.

جرس: تجمع اعتراض‌آمیز سبزها در خیابان جمهوری با حمله موتورسواران به صحنه‌ای خونبار تبدیل شد.

فارس نیوز: همانطور که در فایل تصویری فوق مشاهده می‌کنید، میرحسین موسوی و مهدی کروبی شخصاً با چوب توی سر موتورسواران حزب‌الله زده‌اند تا بار دیگر خاتمی فتنه نماید.

BBC: همکار گزارشگر ما از فرانسه گزارش می‌دهد که در خیابان آزادی تهران دو تریلی حامل مواد سوختی غیرمجاز با دو موتورسوار تصادف کرده‌اند.

***

... و همه اینها در زمانی اتفاق افتاد که گوشت کیلویی 19000 تومان و نان دانه‌ای 250 تومان بود. موتورسوارها عجله داشتند تا بیشتر کار کنند شاید بعد از ماه‌ها سفره‌شان رنگ آبگوشت را هم ببیند.

نوشته شده توسط nikmatin در ساعت 08:35 PM

ازدواج با نه زن جايز است!

«فخرالدين زيلعى حنفى» فتوايى را با استفاده و استناد به آيه اى از قرآن کريم از «قاسم بن إبراهيم» نقل مى کند که بر اساس آن هر مردى مى تواند تعداد "نه" همسر در آن واحد داشته باشد.
در لابلاى کتب حديثى و فقهى اهل سنت، روايات و فتواهايى تعجب برانگیز زیادی ديده مى شود که پرسش های زیادی را در ذهن خواننده ايجاد مى کند. البته بسیار از این احادیث و فتواها با نص صریح آیات قرآن کریم نیز در تعارض است.

به گزارش شیعه آنلاین «فخرالدين زيلعى حنفى» فتوايى را با استفاده و استناد به آيه اى از قرآن کريم از «قاسم بن إبراهيم» نقل مى کند که بر اساس آن هر مردى مى تواند تعداد "نه" همسر در آن واحد داشته باشد.

وى در این باره مى گويد: خداوند ازدواج با دو زن را با عبارت «مثنى» جايز دانسته است، و در ادامه اين عبارت را «ثلاث و رباع» با واو عطف که به معناى جمع است ذکر فرموده است، پس در اين صورت مجموع زنانى که براى انسان جايز است نه زن مى شود.

«فخرالدين زيلعى حنفى» در ادامه مى افزاد: «نخعى» و «إبن أبي ليلى» نيز چنين فتوايى را صادر کرده اند.

از اين مهمتر سخن کسانى است که حد و مرزى در تعداد همسران نمى شناسند، مانند «شوکانى» به نقل از «ظاهرية»، و «ابن صباغ» و «عمرانى» و «قاسميه» از فرق زيديه و «نظام الدين أعرج»، او در تفسير آيه: "فانکحوا ما طاب لکم من النساء" مى گويد: گروهى از اين آيه اين گونه استفاده کرده اند که در تعداد همسر هيچ محدوديتى وجود ندارد زيرا آيه "اطلاق" دارد و خداوند عدد خاصى را بيان نفرموده است.

در همین حال «ابن حزم» در سخنى افتراء آميز شیعیان را متهم مى کند که آنان داشتن "نه" همسر را در آن واحد جايز مى دانند، ولى منبع و مرجع اين سخن را ذکر نکرده است.

نوشته شده توسط nikmatin در ساعت 08:34 PM

خشم مردم افغان از اقدام غیراخلاقی سفیر در آمریکا + عکس

کاربران افغان عنوان کردند: سفیر کشور مسلمان افغانستان در آمریکا، در حالی مراسم
رقص و پایکوبی در ساختمان سفارت برپا کرده که هر روز هزاران کودک یتیم و زن
بیوه‌شده توسط آمریکایی‌ها، سر گرسنه بر زمین می‌گذارند.

 




 

به گزارش سرویس بین‌الملل شبکه ایران، انتشار تصاویر غیراخلاقی میهمانی سفیر
افغانستان در واشنگتن اعتراض کاربران اینترنتی افغان را برانگیخت.

در این تصاویر، طیب جواد سفیر کشور مسلمان افغانستان، در یک مراسم رقص مختلط با
حضور ریچارد هالبروک نماینده ویژه آمریکا در افغانستان و دیگر نمایندگان خارجی در
حالی دیده می‌شود که در این مراسم مشروبات الکلی نیز سرو شده است.

 



 


پسر نماینده کشور
مسلمان افغانستان در آمریکا در حال رقص و پایکوبی با میهمانان


 


 



طیب جواد و همسرش
در کنار ریچارد هالبروک نماینده ویژه آمریکا در افغانستان


 



در واکنش به این موضوع، کاربران اینترنتی افغان، با انتشار این تصاویر اعتراض خود
را نسبت به این اقدام سفیر اعلام کردند و از انتشار اسناد و مدارک جدیدی در همین
رابطه خبر دادند.

یکی از کاربران در کنار انتشار این تصاویر آورده است: «سفارت افغانستان در واشنگتن
دی‌سی: محل خوشگذرانی سفیر کبیر، یا نمایندگی سیاسی جمهوری اسلامی افغانستان!!!؟؟؟»

وی خطاب به مخاطبان خود آورده است: «هموطنان گرانقدر شما بیننده تصاویری از اعمال
غیراسلامی، غیراخلاقی و غیرافغانی یک سفیر هستید که در کشور اسلامی‌اش روزانه حداقل
صدها خانه ویران، صدها زن بیوه و هزاران طفل یتیم می‌شوند. هزاران انسان اعم از مرد
و زن و پیر و جوان و کودک در این ماه مبارک رمضان شب‌ها گرسنه می‌خوابند و بعضی‌ها
حتی سقفی هم بر سر خود ندارند.»

 







 


سفیر در حال
استفاده از مراسم!


 



وی در ادامه آورده است: «اما متاسفانه سفیر دولت این مردم مسلمان و زجر کشیده به
جای جلب کمک‌ها و به جای عبادت در این ماه صیام، در شب‌های ماه مبارک رمضان محافل
شراب‌نوشی، بزم و رقص و موسیقی را در عمارت رسمی یک سفارت اسلامی به راه انداخته
است.»

این کاربر اینترنتی یادآور شده است: «طیب جواد از سال 2003 به سمت سفیر و نماینده
فوق‌العاده افغانستان در ایالات متحده آمریکا  و همچنین سفیر غیر مقیم افغانستان در
برزیل، مکزیک، کلمبیا و آرژانتین منصوب شده است.»



 



سفیر در کنار
خواننده و رقاصه مراسم


 





 



رقاصه مراسم در
کنار تصویر حامد کرزای


 



در واکنش به این موضوع، عبدالستار خواصی نایب رئیس مجلس عوام افغانستان ضمن درخواست
برکناری سفیر این کشور در آمریکا، خطاب به وی اعلام کرده است: «آقای سفیر! شما
مشغول رقص با شراب و زنان هستید و مردم افغانستان در حال رقص در سیل و خون خود!»

 

 

نوشته شده توسط nikmatin در ساعت 08:29 PM

آفرین ، به به ،هلو یعنی همین

طنز


بعد از افطاری ،همین یکشنبه شب

رفته بودم منزل مشتی رجب

در حدود هشت یا نه هفته بود

همسرش از دار دنیا رفته بود

تسلیت گفتم که غمخواری کنم

این مصیبت دیده را یاری کنم

رفت و ظرفی میوه آورد آن عزیز

با ادب بگذاشت آن را روی میز

در همین هنگام آمد خا له اش

خاله ی هشتاد یا صد ساله اش

او زبان بر حرف و بر صحبت گشود

من حواسم پیش ظرف میوه بود

در میان حرف او گفتم چنین

آفرین ، به به ،هلو یعنی همین

ناگهان آن پیرزن از جا پرید

از ته دل جیغ ناجوری کشید

داد زد الاف بودن تا به کی

هی به فکر داف بودن تا به کی

یک کم آدم باش این هیزی بس است

داستان گربه و دیزی بس است

مردکِ کم جنبه ی بی چشم و رو

تو غلط کردی به من گفتی هلو


مصطفی مشایخی

تبیان

نوشته شده توسط nikmatin در ساعت 07:41 PM

August 19, 2010

عکسهای دیدنی خانه‌ قاجاري هديه تهراني

مرمت و حفظ بناهاي تاريخي باقي‌مانده از پيشينيان يكي از وظايف سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري است تا با اقدامات به‌موقع مرمتي و حفاظتي، از نابودي و تخريب آثار جلوگيري كند. در اين ميان، يكي از كارهايي كه همواره مورد نظر كارشناسان و مسؤولان بوده، احيا و ايجاد كاربري براي بناهاي تاريخي است.


در اين‌باره، كيارش اقتصادي در گفت‌وگو با خبرنگار بخش ميراث فرهنگي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، تأكيد كرد: احياي يك اثر يا بناي تاريخي با مرمت بسيار تفاوت دارد، زيرا در احيا، تلاش اين است كه روح زندگي در آن بنا جريان پيدا كند. حتا افرادي در سطح كشور هستند كه به‌صورت منفرد و با ساختاري تركيبي از استقلال و وحدت ريشه‌يي با عنوان «خوشه سار بومي» فعاليت مي‌كنند. در واقع، اين افراد تلاش مي‌كنند زندگي بومي را در مناطق مختلف كشور به جريان بيندازند.


او كه اكنون در يك خانه‌ي قديمي در شيراز مشغول كار است، درباره‌ي اين خانه توضيح داد: مالك اين خانه‌ي قاجاري «هديه تهراني» است. اكنون پيش از آغاز عمليات مرمتي، براي احيا و ايجاد روح زندگي در اين بنا تلاش مي‌كنيم. پس از آن، اقدامات مرمتي با نظارت كارشناسان سازمان ميراث فرهنگي انجام خواهد شد.


به گفته‌ي اقتصادي، اين خانه با دو حياط اندروني و بيروني در محله‌ي دروازه‌ي سعدي شيراز و نزديك ارگ كريم‌خاني قرار دارد. اين خانه، نماي آجري با ازاره‌هاي سنگي، پنجره‌هاي ارسي شيشه‌ي رنگي در شاه‌نشين، سرداب‌ها و اتاق‌هاي متعدد دارد. در حياط كوچك‌تر، يك خانواده زندگي مي‌كند و در حياط بزرگ‌تر نيز كارگاه پارچه و كفش وجود دارد.


وي در اين‌باره توضيح داد: پس از نظافت خانه، مديريت سكونت افراد و اين‌كه اين سكونت در چه شرايطي باشد، يكي از مسائل مهم در بحث احيا بود. به اين ترتيب، برخي اتاق‌ها را تخليه كرديم و برخي را آزاد گذاشتيم. هم‌چنين مشخص كرديم كه هر كدام از ساكنان در چه بخش‌هايي مستقر باشند.


او كه پيش از اين مدير پايگاه روستاي تاريخي ميمند كرمان بوده است، اظهار كرد: آنچه در روستاي ميمند رخ داد و حتا سبب شد، جايزه‌ي‌ «مركوري» به اين روستا برسد، ايجاد روح زندگي در آن با مردم بومي بود. در اين خانه‌ي تاريخي در شيراز نيز پس از انجام اقدامات اوليه، خريد وسايل مختلفي مانند زيرانداز و گلدان گل آغاز شد. علاوه بر اين، 20 فرش دست دوم خريده شد و تلاش كرديم تا اين خريدها در محل رخ دهد، يعني پروسه‌ي پيچيده‌اي براي خريد نداشتيم و وسايل لازم را از سمساري تهيه كرديم. در واقع، اين احيا با عنوان بازياب سازگار انجام شد؛ به اين ترتيب كه براي احيا از وسايل دست دوم و هر آنچه كاربرد داشت و قابل بازيابي بود، استفاده و همه از همان محل تهيه شد. حتا از تخته‌هاي چوبي موجود، براي ساخت يك آشپزخانه‌ي كوچك استفاده شد.


اين عضو هيأت علمي پژوهشگاه سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري در توصيف ايجاد روح زندگي در اين خانه‌ي قديمي، گفت: تلاش كرديم، اين خانه را با اضافه كردن ارزش‌هاي ميراث فرهنگي و اعمال سليقه با بودجه‌ي كم احيا كنيم، بويژه اين‌كه ملكيت اين محله نيز از نظر اقتصادي زير متوسط است. اكنون اين خانه‌ي قاجاري با شرايط اقتصادي پايين، ولي فاخر احيا مي‌شود، به‌طوري كه وقتي محلي‌ها مي‌آيند و مي‌بينند با مبلغ كمي چنين فضايي ايجاد شده و علاوه بر احساس رضايت، نوعي هم‌رنگي در محل ايجاد شده است. در واقع، در اين محله، تفاوت سطح زندگي در سليقه‌ي مردم ديده مي‌شود.


او حتا به استفاده از دوچرخه اشاره و بيان كرد: دوچرخه براي زندگي در شيراز و گذر از كوچه‌پس‌كوچه‌هاي بافت قديم و شناخت آن بسيار كمك مي‌كند، بويژه اين‌كه ساكنان محله را نيز به وجد آورده است.


وي در پايان در پاسخ به اين‌كه آيا روح زندگي را بدون سكونت افراد در يك بنا مي‌توان ايجاد كرد؟ گفت: فعلا تلاش مي‌كنيم، بنا را از حالت بي‌استفاده و متروك درآوريم و روح زندگي را در آن‌ها ايجاد كنيم. پس از آن، يكي از پيشنهادهاي ما براي سكونت، همكاران حوزه‌ي ميراث فرهنگي هستند، بويژه پس از انتقال بخش‌هايي از سازمان به شيراز، اين مسأله راحت‌تر مي‌تواند رخ دهد.




نوشته شده توسط nikmatin در ساعت 07:55 PM

عکس: گریه مشایی هنگام قرائت قرآن

نوشته شده توسط nikmatin در ساعت 07:06 PM

مشایی و دامادش در حضور رهبر انقلاب(عکس)

 


نوشته شده توسط nikmatin در ساعت 06:37 PM

عکس : مردان نبینند، گلدان های زنانه

عکس : مردان نبینند، گلدان های زنانه
عکس : مردان نبینند، گلدان های زنانه
عکس : مردان نبینند، گلدان های زنانه
عکس : مردان نبینند، گلدان های زنانه
عکس : مردان نبینند، گلدان های زنانه
عکس : مردان نبینند، گلدان های زنانه
عکس : مردان نبینند، گلدان های زنانه
عکس : مردان نبینند، گلدان های زنانه
عکس : مردان نبینند، گلدان های زنانه
عکس : مردان نبینند، گلدان های زنانه
عکس : مردان نبینند، گلدان های زنانه

نوشته شده توسط nikmatin در ساعت 03:21 AM

دیدار تیمهای فوتبال دختران ایران و گینه نو + تصاویر






















نوشته شده توسط nikmatin در ساعت 03:15 AM

اسباب بازی های خطرناک و غیر اخلاقی برای دختران ایرانی + تصویر

اخیراً لوازم آرایش های جدید در قالب اسباب بازی دخترانه به شکل وسیعی در فروشگاه های اسباب بازی فروشی به فروش می رسد.

این لوازم آرایش با ترکیبات شیمیایی خاص خود به گونه ای ساخته شده که طعم و بوی دلچسبی داشته و مصرف دراز مدت آن برای کودکان مضر و خطرناک است و زندگی زنانه دهه سوم را برای دختر بچه های پنج و شش ساله شبیه سازی می کند.

خبرنامه دانشجویان ایران، به نقل ازکارشناسان خانواده نوشته است: شبیه سازی جنسی زندگی بزرگسالان برای کودکان، فرایندی است که در طولانی مدت ارکان اخلاقی خانواده را سست خواهد کرد.

 
 
بازی های کودکانه تأثیر روانی فراوانی در شکل دهی شخصیت کودکان داشته و این گونه لوازم سعی در بلوغ زودهنگام قوای جنسی دارد.

پیش از این نسل سوم بازی های اول شخص همچون «سیمز» که به
صورت کاملاً استراتژیک برای القای اهداف خاص از سوی کمپانی های
یهودی با تلاش چندین هزار روان شناس تهیه شده بود به شکل وسیعی
تبلیغ و به فروش رسید.


این گونه بازی و اسباب بازی ها که عمدتاً برای سنین پائین
ساخته می شود، تنها به جهت گسست روابط خانوادگی و نابودی حیا و
اخلاق فردی و اجتماعی وارد زندگی کودکان می شود.


این مسئله برخی از والدین آگاه را به شدت نگران کرده است و
واکنش آنها را نسبت به بی توجهی مسئولین بر انگیخته است.


این درحالی است که هنوز مشخص نیست این گونه کالاها توسط چه
کسانی به ایران وارد می شود و با نظارت چه دستگاهی، به شکلی
علنی و در سطحی وسیع به فروش می رسد.






نوشته شده توسط nikmatin در ساعت 03:09 AM

نرم افزاری که از خوشبختی مردم نقشه برداری می کند! + تصویر

دانشمندان انگلیسی نرم افزاری را ویژه تلفن همراه “آی- فن” توسعه داده اند که می تواند از میزان شادی و خوشبختی کاربران نقشه برداری کند. به گزارش خبرگزاری مهر، امروزه تلفنهای همراه هوشمند کاربردهای بسیاری پیدا کرده اند. برای مثال با اتصال به یک حسگر می توانند گازهای اتمسفر را و یا جریان ترافیک اندازه گیری کنند.

اکنون محققان مدرسه اقتصاد لندن نرم افزار جدیدی را با نام Mappiness ویژه “آی- فن” توسعه داده اند که می تواند از سطح خوشبختی شهروندان انگلیسی نقشه برداری کند.

 

Mappiness به صورت رایگان در App Store، فروشگاه آنلاین نرم افزارهای اپل برای بارگذاری در اختیار کاربران انگلیسی “آی- فن” قرار گرفته است.

 

این نرم افزار به دانشمندان اجازه می دهد که یک یا چند بار در روز با داوطلبانی که شرکت در این آزمایش را پذیرفته اند تماس گیرند و از آنها در مورد برخی مسائل ساده سئوال کنند.

 

این محققان از داوطلبانی که نرم افزار Mappiness را نصب کرده اند سئوالاتی از این قبیل را می پرسند: “در این لحظه چه حسی دارید؟” “الان مشغول به چه کاری هستید؟” و “آیا تنها هستید یا خیر؟”

 

موقعیت جغرافیایی داوطلبان از طریق “جی. پی. اس” یکپارچه با “آی- فن” ردیابی می شود. سپس این محققان با استفاده از میکروفنهای این تلفن همراه، نوع و بلندی صدای داوطلب را اندازه گیری می کنند.

 

داوطلبانی که در جاده هستند می توانند تصاویری نیز از محیط اطراف خود تهیه کرده و از طریق این نرم افزار برای این محققان ارسال کنند.

 

براساس گزارش تلگراف، هدف از این تحقیقات، درک این نکته است که محیطهای مختلف چگونه بر روی درجه خوشبختی اثر می گذارند.

 

 

به اعتقاد ریچارد لایارد، مدیر برنامه رفاه مرکز کارایی اقتصادی مدرسه پزشکی اقتصاد لندن، این یک پروژه تحقیقاتی متحولانه و بهترین روشی است که تاکنون برای درک اینکه احساسات چگونه از ساختمانها و محیط طبیعی ما تاثیر می گیرند انجام شده است.

 

تمام این اطلاعات به صورت بی نام جمع آوری شده و از طریق یک اتصال سری به مرکز پردازش مدرسه اقتصاد لندن ارسال می شوند.

 

این محققان برای این بررسیها حداقل به سه هزار داوطلب نیاز دارند. در مدت کوتاهی پس از قرار دادن این نرم افزار بر روی App Store انگلیس، بیش از ۴۰۰ نفر داوطلب شرکت در این تحقیقات شدند.

نوشته شده توسط nikmatin در ساعت 03:06 AM

مردی که همزمان زن هم هست!!! + تصویر جالب




نوشته شده توسط nikmatin در ساعت 03:04 AM

تصویر قدیمی ترین یخچال انگلیسی

یک مرد انگلیسی همچنان از یخچالی که والدینش در 12 ژوئن 1954 خریداری کرده بودند و هنوز به خوبی کار می کند استفاده می کند.

یخچال

ادموند گارود در یک دهکده کوچک در 50 کیلومتری لندن زندگی می کند و تاکید می کند که بعد از آنکه والدینش مجبور شدند یکبار ترموستات این یخچال سالخورده را تعویض کنند هرگز با آن مشکلی نداشته است.

 

این یخچال محصول مدل DE.30 محصول شرکت جنرال الکتریک است که والدین این مرد انگلیسی برای اینکه از فاسد شدن شیر جلوگیری کنند در 12 ژوئن 1954 به قیمت 69 پوند آن زمان (معادل هزار و 415 پوند فعلی) خریداری کردند. این یخچال کوچک بوده و به رنگ کرم است.

 

والدین ادموند گارود این یخچال را به صورت قسطی خریداری کرده بودند و ماهی 6 شیلینگ و 8 پنس قدیمی اقساط آن را پرداخت می کردند.

 

پس از چند هفته که از ورود این یخچال به خانه گارودها می گذشت، ترموستات آن دچار مشکل شد و این خانواده با استفاده از گارانتی 12 ماهه آن، ترموستات این دستگاه را عوض کردند. از آن زمان این یخچال هرگز مشکلی ایجاد نکرده است.

این مرد 50 ساله که تکنسین سابق یک لابراتوار است هنوز رسید اصلی، گارانتی و دفترچه راهنمای این یخچال را نگه داشته است.

 

  یخچال قدیمی

 

وی در مورد این یخچال گفت: "من یکی از آن آدمهایی هستم که احساس می کنند اگر وسیله ای خوب کار می کند باید آن را تا زمانی که خراب شود نگه داشت. این یخچال برای من یک دوست قدیمی است."

 

براساس گزارش اکسپرس، این یخچال در رقابت "زمان تغییر" که از سوی انجمن سازندگان لوازم خانگی برگزار شده بود برنده جایزه قدیمی ترین یخچال انگلیس شد.

 

اکنون ادموند گارود آماده است تا این یخچال خود را با یک یخچال جدید که سالی 60 پوند در هزینه برق صرفه جویی می کند مبادله کند.

 

داگلاس هربیسون، رئیس این انجمن در این خصوص اظهار داشت: "ما این یخچال را در یک موزه نگهداری خواهیم کرد. این یخچال اگرچه هنوز به خوبی کار می کند اما مقدار زیادی انرژی می بلعد."

نوشته شده توسط nikmatin در ساعت 03:03 AM

با رنگ موي افراد مي‌شود بيماري‌هاي آينده‌شان را حدس زد !!

موهاي شما چه رنگي است: مشکي؟ بلوند؟ قهوه‌اي؟ عسلي؟ قرمز؟ يا بلوطي؟ بعضي‌ها با يک نگاه به رنگ موهاي شما مي‌توانند حدس بزنند که شما در آينده به چه بيماري‌هايي دچار خواهيد شد...


باورتان مي‌شود؟! اين، حرف‌ فالگيرها و کف‌بين‌ها نيست؛ حرف گروهي از محققان است که مطالعات درازمدتشان را پشتوانه ادعايشان مي‌دانند.


اگر بلوند هستيد...

اگر موهايتان بلوند و روشن است، خواندن اين پاراگراف به شما پيشنهاد مي‌شود. زنان با موي روشن در معرض خطر يک اختلال بينايي قرار دارند که در آن، ماکولاي چشم (قسمتي از شبكيه چشم) در اثر بالا رفتن سن به تدريج تخريب مي‌شود و از بين مي‌رود: دژنراسيون ماکولا.

خانم‌هايي که موهاي بور دارند، بايد بيشتر مراقب خودشان باشند. پزشکان مصرف موادغذايي غني از لوتئين (مثل کلم‌پيچ، اسفناج و نخودفرنگي) را براي پيشگيري از ابتلا به اين بيماري موثر مي‌دانند. مي‌توانيد يک فنجان از اين سبزيجات را هر روز ميل کنيد و با رساندن ترکيب‌هاي شيميايي درون اين مواد طبيعي، بدنتان را در برابر استعداد ژنتيکي که براي ابتلا به اين بيماري داريد، مصون نگه داريد. اگر شما بلوند هستيد و پوست و موي روشني داريد، يعني ملانين کمتري در پوست شما وجود دارد. ملانين، پوست را در برابر اشعه‌هاي خطرناک نورآفتاب محافظت مي‌کند. وقتي شما اين چتر طبيعي را به صورت ضعيف‌تري روي پوست و مويتان داريد، ممکن است آسان‌تر از ديگران دچار ملانوما شويد. ملانوما يک سرطان پوستي به شمار مي‌‌آيد. توصيه مي‌شود يک ضدآفتاب با SPF حداقل 30 خريداري کنيد که پوست شما را در برابر اشعه‌هاي نوع A و B و ماوراي بنفش خورشيدمحافظت کند. وقتي در برابر نورخورشيد قرار مي‌گيريد حتما از کلاه و پوشش مناسب استفاده کنيد.


اگر سبزه هستيد...

بيش از نيمي از 30 ميليون زن آمريکايي که ريزش موي قابل مشاهده در سرشان را تجربه کرده‌اند، سبزه هستند. اين نشان مي‌دهد که بايد ارتباطي بين رنگ پوست و ريزش موي بانوان وجود داشته باشد. محققان مي‌گويند فوليکول‌هاي مو در بانوان سبزه، ضخيم‌تر از فوليکول‌هاي مو در زناني با موهاي بلوند يا قرمز است. پس وقتي فوليکول مو در اين افراد مي‌ميرد، اين افراد احساس مي‌کنند سرشان خالي‌تر از افراد ديگر شده است که به همان ميزان موهايشان را از دست داده‌اند. بد نيست بدانيد کمبود آهن باعث مي‌شود شما ريزش مو را شديدتر تجربه کنيد. توصيه مي‌شود آهن لازم را به بدنتان برسانيد. 18 ميلي‌گرم آهن براي شما عالي است. اين ميزان آهن را مي‌توانيد با ميل‌کردن روزانه يک فنجان بلغور دوسر به بدنتان برسانيد. اگر شما پوست سبزه‌اي داريد بايد بيش از ديگران مراقب سلامت کبدتان باشيد. مصرف ويتامين C مي‌تواند کبد شما را در برابر آسيب محافظت کند. 75 ميلي‌گرم ويتامين C براي شما کافي است. مي‌توانيد اين ميزان ويتامين C را با مصرف نصف فنجان فلفل قرمز يا يک پرتقال متوسط به دست بياوريد. مصرف اين موادغذايي طبيعي کبد شما را در برابر استعداد ژنتيکي که براي ابتلا به سرطان کبد داريد، محافظت مي‌کند.


اگر موي شما قرمز است...

محققان مي‌گويند اگر شما موهاي سرخ و حنايي داريد، بايد بيش از ديگران مراقب سلامت دهانتان باشيد چون ممکن است به داروي بي‌حسي دندان‌پزشکي مقاوم باشيد. درصد قابل توجهي از افرادي که موي سرخ دارند، دچار نوعي جهش در DNA سلول‌هاي بدنشان مي‌شوند که آنها را در برابر داروهاي بي‌حسي موضعي و بي‌هوشي عمومي مقاوم مي‌کند. اين افراد وقتي به دندان‌پزشکي مي‌روند ممکن است با يک تزريق معمولي داروي بي‌حسي، بي‌حس نشوند و درمان‌هاي دندان‌پزشکي دردناکي را تجربه کنند. اين افراد حتي در عمل‌هاي جراحي که بي‌هوشي عمومي لازم است بايد داروهاي بي‌هوشي بيشتري را دريافت کنند. اگر احساس مي‌کنيد که اين مشکل را داريد حتما دندان‌پزشک خود را در جريان قرار دهيد تا داروي بي‌حسي بيشتري برايتان تزريق کند يا يک ساعت قبل از رفتن به مطب دندان‌پزشکي حتما يک قرص ايبوپروفن ميل کنيد تا آثار درد را در شما تخفيف دهد. دومين مشکلي که شما بايد نگران آن باشيد پارکينسون است. مطالعه‌ها نشان داده است بسياري از افرادي که پارکينسون دارند، موهايشان قرمز بوده است. البته اين يک نتيجه آماري است و شما شايد اين واقعيت را در جامعه به صورت ملموس احساس نکنيد. دليل اين پديده، جهش ژني خاصي است که فرد را مستعد ابتلا به اين بيماري مي‌کند. اسيدفوليک ممکن است پيشرفت اين بيماري را به تاخير بيندازد. شما مي‌توانيد براي کاهش اثر اين استعداد ژنتيکي از قرص‌هاي مولتي‌ويتامين استفاده کنيد.

منبع : سلامت

نوشته شده توسط nikmatin در ساعت 02:59 AM

اتفـاق بــزرگ زندگي من

- ببين سيروس! دودره نكني فردا رو! پي‌اش رو بگير!

- دودر چيه؟! گفتم سفارشت رو مي‌كنم ديگه!

كيارش سرش را خاراند و گفت:- آخه قبلا هم گفتي سفارشت رو مي‌كنم زدي بدبختم كردي! يادته؟ پيش آقا محمود رو مي‌گم، برداشتي بهش گفتي كيارش فقط نرم‌افزار بلده! خب مرد حسابي اون كه كارش خريد و فروش قطعات كامپيوتره، بايد مي‌گفتي سخت افزار بلده!

- چه مي‌دونم والا! آخه اين هم شد رشته تو داري؟ سخت افزار! نرم‌افزار! هارد ويروس! مي رفتي مث بچه آدم دكتري، پرستاري چيزي مي‌شدي، آدم تكليفش رو بدونه باهات!

كيارش خنديد و گفت: - نوكرتم حاجي! اون‌هارد ديسكه نه‌هارد ويروس! در ثاني ما هم عشق اينو داشتيم ديگه، الان هم مث دست فروشا شديم، هر دو ماه توي يه شركت بساط پهن مي‌كنيم، ماه سوم ميگن تعديل نيرو داريم! كسري بودجه آورديم! جنسا فروش نرفته! چكا برگشت خورده و بايد يه سري از نيروها برن، خب معلومه كه صاحب شركت پسر عمه و دختر خاله‌اش رو نگه مي‌داره و كيارش رو مي‌فرسته دنبال نخود سياه و بعد هم ميگن اگه بهتون نياز داشتيم قطعا از وجودتون استفاده مي‌كنيم آقاي مهندس!





كيارش زبل و پر انرژي بود، به قول بچه‌ها سه سوته سيستم مي‌بست و توي كار كامپيوتر يك استاد به تمام معنا بود، اما از خودش سرمايه‌اي نداشت، براي همين مدام دنبال پيدا كردن كار ثابت بود.

- تو كار دولتي پول نيست، تازه از آدم مي‌خوان مثل تايپيست كار كنه، آخه من مهندس كامپيوترم اين همه درس خوندم برم تايپ كنم؟! اون هم واسه چندرقاز؟مثل اين مي‌مونه به يه متخصص قلب بگن بيا آمپول زن بشو! خب معلومه كه قبول نمي‌كنه!

اين جواب حاضر و آماده‌اش براي دوستان و آشناهايي بود كه از او مي‌خواستند برود و يك آب باريكه اداري پيدا كند، اما خودش هم مي‌دانست كه پيدا كردن كار اداري به اين سادگي‌ها نيست، استخدام‌ها را بسته‌اند، پارتي مي‌خواهد و هزار و يك دردسر ديگر.

- ديگه سفارش نكنم سيروس! به بابا بگو هواي منو داشته باشه. مخلصتم، كاري نداري؟

- اوكي! مي گم.

كيارش اين را گفت و از جلوي مغازه ساعت فروشي سيروس پريد روي لبه جدول كه برود آن‌طرف خيابان، گوشي‌اش زنگ خورد، دستش را كرد توي جيبش و گوشي را در آورد، مادر بود.

- الو مامان دارم مياا........................صداي ترمز كشدار ماشين توي خيابان پيچيد، همه مغازه‌دارها سريع بيرون پريدند. تويوتا كمري مشكي وسط خيابان ايستاده بود، چند متر آن‌طرف‌تر كيارش روي زمين افتاده بود، گوشي موبايلش توي چمن‌هاي وسط بلوار بود. سيروس قبل از همه به طرف او دويد.- يا ابالفضل! ...كيارش.. كيارش.... كيارش نفسش در نمي‌آمد، صورتش كوبيده شده بود روي آسفالت، زانوي شلوارش پاره شده بود و خون سرخي روي خيابان جاري شده بود.- خوبي كيارش؟! به هوشي؟- آخ.....پااااامم.سيروس نفس راحتي كشيد، خيالش راحت شد كه كيارش هوشياري‌اش را از دست نداده، با دست‌هاي بزرگش او را بغل كرد و به طرف ماشين آورد و داد زد:- در رو باز كن خانوم! جوون مردم رو زدي كشتي حاضر نيستي از ماشين بيايي پايين؟! دختر از ماشين پياده شد، بدنش آشكارا مي‌لرزيد، روسري‌اش كج و لب‌هايش خشك شده بود.

من نفهميدم.....يهو اومد وسط خيابون.......كيارش ناله مي‌كرد، سيروس خيلي سريع او را گذاشت روي صندلي عقب ماشين و بعد كليد مغازه‌اش را از همانجا پرت كرد طرف ناصر و گفت:-هواي مغازه رو داشته باش، حاجي يه ساعت ديگه مياد، جريان رو بهش بگو، ما مي‌ريم همين بيمارستان خيابون پشتي، سر ظهر هم كركره رو خودت بكش پائين. بعد رو كرد به دختر جوان و گفت:- د يالا راه بيفت! داره همينجوري خون ازش مي‌ره، بجنب برسونيمش يه جا! دختر مثل كسي كه پاهايش توي سيمان گير كرده باشد از جايش تكان نمي‌خورد، هنوز دستش مي‌لرزيد.-آقا من نمي‌تونم..... نمي‌تونم برونم! سيروس به طرفش آمد و سوئيچ را از او گرفت، دختر از در ديگر سوار شد. دوباره سيروس از پنجره ماشين سرش را بيرون آورد و گفت: ناصر! شماره ماشين رو يادداشت كن، با چند نفر از بچه‌ها يه صورتجلسه بنويسيد امضا كنيد، تو كلانتري به درد مي‌خوره. اسم كلانتري را كه آورد اشك ليز خورد روي گونه‌هاي دختر، كيارش هم ناله مي‌كرد.- سيروسسسس! بجنب ديگه...سوختم....پام داره آتيش مي‌گيره.... روي صندلي پشتي دراز كشيده بود، خون از پايش روي صندلي مي‌ريخت. سيروس خيلي سريع ماشين را از بين جمعيتي كه دور و بر آنها ايستاده بودند و نگاهشان مي‌كردند بيرون كشيد و پايش را روي پدال گذاشت، قيافه سيروس با هيكل درشت و عضلات ورزيده‌اش و تُن صداي كلفتش آنقدر جدي بود كه دختر حتي جرات كوچك‌ترين اعتراضي نمي‌كرد. - آقا من زنگ بزنم به بابام؟! - زنگ بزن! به بابات! به ننه‌‌ات! به هر كي مي‌‌شناسي، آدرس بيمارستان رو بده، تو همين خيابونه، بگو زدي پسر مردم رو نفله كردي! آخه من نمي‌دونم دختر رو چه به رانندگي! دختر ساكت بود و آرام شماره را از توي گوشي‌اش گرفت.دو ساعت بعد اتاق 153 شلوغ‌ترين اتاق بخش بود، به سختي مي‌شد كيارش را شناخت، صورت و سرش را باند پيچي و پايش را توي گچ به وزنه‌اي آويزان كرده بودند. سيروس داشت براي مامور پليسي كه تند تند چيزهايي را مي‌نوشت حرف مي‌زد.

- مادر بميره! كيارش! عزيزم! پسرم! قربونت برم! سرت درد نمي‌كنه؟

- مادرم! نمي بينيد دهنش رو نمي‌تونه تكون بده! اجازه بديد استراحت كنه، خدا رو شكر علائم ضربه مغزي رو نداره، يه شكستگي داره توي درشت ني پاش، خوب ميشه، چيزيش نيست. مادر از خونسردي پرستار كه همزمان داشت سرم را به دست كيارش وصل مي‌كرد شاكي شد و گفت: - چيزيش نيست؟ پسر دسته گلم رو بستين به تخت مي‌گين چيزيش نيست؟ مهندسم ببين به چه روزي افتاده! من باعث و باني‌اش رو مي‌ندازم زندون تا درس عبرت بشه واسه بقيه! اين را با چنان لحن جدي گفت كه سارا آرام خودش را پشت مادرش قايم كرد. پدر سارا كه موهاي جوگندمي داشت جلوتر آمد و گفت: من خيلي از شما عذر مي‌خوام خانم! شما حق داريد ناراحت باشيد، هر جور بفرماييد ما جبران مي‌كنيم، خدا رو شكر كه اتفاق بدتري نيفتاده. مرد جا افتاده و معقولي به نظر مي‌رسيد، در اين چند ساعت همه جوره هزينه‌ها را پذيرفته بود، كلانتري رفته بود و بدون هيچ حرف و حديثي همه تقصيرها را گردن گرفته بود، نشان مي‌داد كه آدم اصل و نسب داري است، مادر آرام شد و زير لب ذكر مي‌گفت، تا پايان روز پشت سر هم دوستان و آشناهايي كه خبر را شنيده بودند از در وارد مي‌شدند و حال و احوال مي‌پرسيدند. كيارش كه لب از لب نمي‌توانست وا بكند، تنها با اشاره چشم و ابرو جواب مي‌داد. وقت ملاقات كه تمام شد، مادر اصرار كرد پيش او بماند، اما كيارش مخالف بود و با دستش به سيروس اشاره كرد.

- مادرم! شما ديگه بريد خونه من پيش كيا مي‌مونم، مواظبشم، يه عمر جور منو كشيد تو مدرسه تا ديپلم بگيرم، بذار دو شب هم من تحملش كنم. پدر سارا گفت: آقا ما باعث اين دردسر شديم اگه اجازه بديد من امشب پيش آقا كيارش بمونم.

نه آقا! شما بفرماييد، اين حالش خوب نيست، شايد بخواد پوشكش كنيم روش نشه به شما بگه!! اين را گفت و همه خنديدند، حتي سارا كه از سر ظهر تا حالا مات و مبهوت بود. بالاخره همه رفتند و شب كيارش و سيروس تنها شدند. كيارش كمي خوابيد و بعد به سيروس اشاره كرد كه كاغذ و قلم بياورد. روي كاغذ نوشت: جون سيروس تو پيش اوستا كريم سفارش سلامت منو كردي كه اينجوري شدم؟! دستت درد نكنه ديگه سفارش نكن!

سيروس زد زير خنده، تا يكي، دو شب كيارش مي‌نوشت و سيروس حرف مي‌زد. روز بعد دكتر بخش آمد و باند روي فك كيارش را باز كرد. درد نداري؟ كيارش خيلي با احتياط گفت: نه...... يعني آره.... اما مي‌تونم، مي‌‌تونم حرف بزنم.سيروس همينجور مات مانده بود.

جون حاجي ما رو كاشتي ديگه؟! من فكر كردم اين لال شد رفت پي كارش.

نه عزيزم! پزشك قبلي نگران بودن كه عضلات فكشون موقع زمين خوردن صدمه ديده باشه، واسه همين بسته بودش كه تحرك كمتري داشته باشه.سيروس خداحافظي كرد و سر كارش رفت، نيم ساعت بعد سارا و پدرش با يك دسته گل بزرگ توي اتاق آمدند.

سلام آقاي مهندس! بهتريد ايشاا...؟

ممنونم..... خوب...خوبم...كيارش كمي سخت حرف مي‌زد، دستپاچه هم شده بود، سارا به او نزديك شد و گل را گذاشت روي ميز فلزي كنار تخت و گفت: من جدا عذر مي‌خوام، مقصر منم اما شما هم حواستون به موبايل بود، بهرحال اميدوارم من رو ببخشيد. خوا...خواهش مي‌كنم... دستتون درد نكنه! سارا خنديد و گفت: حالا واسه چي دستم درد نكنه! واسه اين‌كه زدمتون؟! همه خنديدند، حتي كيارش، اما درد پيچيد توي فكش و دستش را گذاشت روي صورتش. سارا نشست روي صندلي پلاستيكي تخت و پدرش از توي كيفش لپ تاپ كوچكي را درآورد و گفت: اون موضوع كه گفتي درست نشد، مهندس صباح مي‌گه نرم‌افزاري كه طراحي كردن ايراد داره، بيا يه نگاه بهش بنداز، اينجا رو مي‌گم، اين قسمت مشتري‌ها، اگه مشتري دستور خريد بده، نمي‌تونه چند جنس رو بخره، هر بار براي خريد يه جنس يه بار بايد آدرس و اسم و همه مشخصاتش رو وارد كنه. اين يه ايراده.سارا نيم ساعتي با نرم‌افزار ور رفت اما نتوانست ايرادش را رفع كند. كيارش تمام مدت فقط گوش مي‌داد و نگاه مي‌كرد. بعد به خودش جرات داد و گفت: ميشه من ببينم؟ بله خواهش مي‌كنم! اين يه نرم‌افزار خريد اينترنتيه كه ...- مي‌دونم آقا! من خودم مهندس كامپيوترم! بعد لپ تاپ را گذاشت روي پايش و سريع مشغول كار شد، پاي راستش همچنان آويزان بود و خيلي جدي با لپ‌تاپ كار مي‌كرد، سارا از ديدن اين صحنه خنده‌اش گرفته بود اما لبش را گاز گرفت. چند دقيقه بعد كيارش گفت: بفرماييد ببينيد. فكر كنم حالا درست شد. سارا و پدرش با تعجب نرم‌افزار را چك كردند، حق با كيارش بود. نرم‌افزار حالا دقيق و بدون اشتباه كار مي‌كرد. احسنت! خيلي ممنونم. من رو نجات داديد، چون به مشتري‌هامون قول داده بوديم كه از امروز مي‌تونن خريد آنلاين بكنن و اگه اين درست نمي‌شد تا مي‌بردم پيش طراح‌اش و رفع نقص مي‌كرد و بر مي‌گردوند چند روزي كارمون عقب مي‌افتاد. شما كجا كار مي‌كنين آقا كيارش؟ والا جايي كار نمي‌كنم، يعني الان بيكارم، اما چند جا كار كردم، مي‌دونيد كه اين روزا اوضاع كار و بار كساده. پدر سارا تشكر كرد و گفت: من يه جلسه مهم دارم و مجبوريم 11 شركت باشم، سارا اينجا مي‌مونه اگه كاري چيزي داشتيد تعارف نكنيد، خودش زده خودش هم بايد جوابگو باشه! اين را گفت و خنديد و رفت، سارا از توي كيفش كتاب كوچكي را درآورد كه بخواند، اما دلش مي‌خواست حرف بزند، توي دل كيارش هم همين غوغا بود، از همان لحظه وارد شدن سارا اين حس را داشت.

يك سال بعد

ببين كيارش! اين دفعه مث اون دفعه نيست‌ها، بزنمت يه وقت ديدي ديگه هيچ جات سالم نمونده‌ها!

- چي؟ تو منو بزني؟ عمرا! اون دفعه هم خودم رو انداختم جلو ماشينت! گفتم چه خانم با شخصيتي! شايد باهاش ازدواج كنم! سارا خنده‌اش گرفت و گفت: تو ديوونه‌اي كيارش! هر وقت ياد اون لحظه مي‌افتم حس مي‌كنم كار خدا بود، يعني اين زندگي هيچ چيزش منطقي نيست‌ها! آقا سيروس جوري سرم داد كشيد كه مثل فيلما گفتم من رو مي‌ندازن زندان و بعد خانواده ات رضايت نمي‌دن و بايد اعدام بشم! ! كيارش دستي به موهايش كشيد و گفت: يادمه روزي كه به مامان گفتم مي‌خوام با سارا ازدواج كنم، گفت مثل اين‌كه اون دفعه زدت سر عقل نيومدي! راست گفت نه؟!! ولي من راضي‌ام به رضاي خدا، اون دفعه زدي پام رو شكستي، سبب خير شد، باهات ازدواج كردم، رفتم سر كار، حالا دنده عقب بيا از روم رد شو شايد يه خونه تو جردن خريدم! سارا بلند بلند خنديد و گفت: باشه رد مي‌شم به شرطي كه فقط آرزوت خونه باشه، نري با يكي ديگه ازدواج كني! سارا و كيارش سوار ماشين‌شان شدند، براي سالگرد ازدواج‌شان به نور مي‌رفتند، به همان هتل كوچك و جمع و جوري كه كنار دريا بود و ماه عسل‌شان را آنجا آمده بودند.


باران محمدی

نوشته شده توسط nikmatin در ساعت 02:31 AM

عکس : غذاهای مرتب شده رنگی

عکس : غذاهای مرتب شده رنگی
عکس : غذاهای مرتب شده رنگی
عکس : غذاهای مرتب شده رنگی
عکس : غذاهای مرتب شده رنگی
عکس : غذاهای مرتب شده رنگی

نوشته شده توسط nikmatin در ساعت 02:25 AM

August 18, 2010

نظر علی پروین درباره فارسی وان


علی پروین در گفتگو با خبرانلاین درباره برنامه های فارسی وان گفت: «اصلاً از سریال‌های این فارسی 1 خوشم نمی‌آید.ما خودمان که نگاه نمی‌کنیم و نداریم. به بچه‌ها هم گفتم که نگذارند نوه‌هایم خدای ناکرده این سریال‌ها را ببینند. چیه آخه این مزخرفات که نشان بچه‌ها می‌دهند. این‌ها با فرهنگ ما سازگار نیست.»
علی پروین؛ اسطوره فوتبال پرسپولیس که پس از سال‌ها به روزنامه خبرورزشی آمد. علی پروین، یکی از شیرین‌ترین خاطرات فوتبال ایرانی. او حرف‌های بسیاری برای گفتن دارد. از همه فوتبال و همه اهالی آن اما مدام اصرار دارد هیچ ننویسیم و البته به نظر می‌رسد استدلالش کاملاً منطقی است؛ «از کسی نمی‌ترسم اما خوب نیست که یک چیزی بگم بعد کسی بخواد جواب علی پروینو بده. آخرش واسه من خوب نیست.»

البته قرار نیست که او تا ابد ناگفته‌هایش را با خود نگه دارد: «ببین اینقدر حرف دارم که این فوتبال را تکان می‌دهد. اگر تمام 12 صفحه روزنامه‌تان را هم بگذارید برای مصاحبه من، باز هم کم می‌آید. تیراژتان را هم اگر 5 برابر کنید، با حرف‌هایی که دارم، همه‌اش فروش می‌رود اما الان وقت گفتن حرف‌هایم نیست.»

او به رغم همه اصرارهای‌مان غیر از تعدادی خاطره شیرین، سعی می‌کند چیزی دیگر نگوید. می‌خواهد فعلاً سکوت کند تا شاید روزی: «یک روزی حرف‌هایم را می‌زنم و بعد از این دنیا می‌روم. این را با خود خدا هم عهد کردم. اما زمانی حرف‌هایم را خواهم گفت که گوشی برای شنیدنش باشد و کسی باشد که بخواهد این فوتبال را اصلاح کند. الان علی پروین حرف بزند که یک عده بشنوند و بعد هیچی. . . نه من اینجوری حرف نمی‌زنم.»

گوشه گوشه خانه‌ام آهنگ «پرسپولیس خسته» پخش می‌شود

«پروین پاطلایی یک عمره که دویده. . .» راستی علی پروین هنوز هم در اواخر دهه 80، آهنگ «پرسپولیس خسته» فرزین را گوش می‌کند؟ این سؤالی است که علی آقا برای جواب دادن به آن انگیزه بالایی دارد: «مگر نمی‌دانی که پسر خدا بیامرز فرزین دامادم است. آرش را می‌گویم دیگر. این آهنگ اصلاً استثنایی است. کلی با اون خاطره دارم. اصلاً هر گوشه از خانه علی پروین که بروی می‌بینی دارد آهنگ «پرسپولیس خسته» پخش می‌شود. هر بار هم که این آهنگ رو گوش می‌کنم، همه خاطرات آن روزها برایم زنده می‌شود. واقعاً خدابیامرز صدایش بی‌نظیر بود و این آهنگ هم که شاهکار است.»

قصه صندوق عقب ماشین و پاداش 5 هزار تومانی

تو این فوتبال آدم‌ها کم پول درنیاوردند. خیلی‌ها آمدند و بازیکنان بزرگی شدند اما نام هیچ کدام‌شان مثل علی پروین در تاریخ پرسپولیس حک نشده. علی پروین تفاوت خودش را با دیگران اینگونه شرح می‌دهد: «می‌دونی ما چقدر واسه این پرسپولیس خون دل خوردیم. کل این تیمی که حالا باشگاه 6 طبقه داره، صندوق عقب ماشین من بود. پولی نداشتیم اوایل انقلاب. با شاهین بازی داشتیم، نمی‌دانم چه سالی بود. شاید 64 بود یا 65، ما 5 تا گل به این تیم زده بودیم. تو رختکن به بچه‌ها گفتم اگر 6 گل بزنید، نفری 5 هزار تومان پاداش می‌گیرین. فقط 5 هزار تومان که اگر الان به نوه‌هایم بدهم، قهر می‌کنند اما بچه‌ها واسه این پول خودشان را به آب و آتش زدند. بالاخره گل رو زدند و صبح روز بعدش از 8 صبح همه جلوی نمایشگاه ماشین ما صف کشیده بودند که پاداش‌هایشان را بگیرند. فوتبال اینجوری بازی می‌کردیم ماها. پول نبود که.»

گفتم مامان‌نصرت اوضاع ریالی‌مون خوب نیست

قصه علی پروین و مامان‌نصرت را کمتر کسی است که در این فوتبال بوده باشد و آن را نداند. قصه مادر زحمتکش علی پروین که او فوتبالش را مدیونش می‌داند. مادری که از زمان رفتنش، پسر هر هفته باید به دیدنش برود. علی‌آقا راستی هنوز هم برنامه پنج‌شنبه‌هایتان پابرجاست؟ و انگار آماده شنیدن این سؤال هست: «مگر بی‌مامان‌نصرت می‌شود؟ گفتی بچه محلی دیگه؟ همین پنج‌شنبه بود که رفتم سر مزارش. رفتم کلی واسش درد دل داشتم. آخه می‌دونی اوضاع ریالی‌مون خیلی این روزها به راه نیست. (این جمله را با خنده می‌گوید) رفتم گفتم مامان‌نصرت هوامو داشته باش. همیشه مامان‌نصرت رو کنارم حس می‌کنم. حتی بعد از رفتنش. اصلاً از صبح پنج‌شنبه که می‌شه همین‌جوری بی‌تابی می‌کنم، باید پاشم برم سر خاکش تا آروم بگیرم. انداختم تو اتوبان افسریه و رفتم اون‌وری. بعد هم برگشتم دیدم اصلاً حال کار ندارم، رفتم چلوکبابی و بعدش هم زدم تو کار خواب. ولی حسابی سبک شدم وقتی باهاش درد دل کردم.»

هیچ کی علی پروین نمی‌شه

کم نیستند مربیانی که زور می‌زنند تا شبیه به علی پروین باشند. مثل او سعی می‌کنند حرف بزنند. سعی می‌کنند حتی راه رفتن‌شان چون او باشد اما...: «می‌دونی چرا هیچ کی علی پروین نمی‌شه؟ برای اینکه هیچ کدوم شون مثل من زندگی نکردن. من فوتبال رو با پای برهنه تو زمین خاکی‌های عارف شروع کردم. از اوج بی‌پولی. پله پله بالا اومدم و هیچ وقت هم یادم نرفت از کجا شروع کردم. اینجوری کار کردم. بدبختی کشیدم و بالا اومدنم رو همه مردم دیدند. یک‌روزه و با دو تا مصاحبه که علی پروین، پروین نشد. برای همینم هست که با همشون فرق می‌کنم. اشکال نداره اگه کسی بخواهد ادای علی پروین رو در بیاره یا سعی کنه مثل اون باشه. ولی هیچ‌کی مثل من نمی‌شه چون این‌ها هیچ کدوم شون مثل من بدبختی نکشیدن تا پروین بشن.»

کدوم بازیکنی هست که بگه یک لیوان آب دست پروین دادم؟

او گلایه دارد. گلایه از فوتبالی که مدام همه علیه هم در آن حرف می‌زنند. از اینکه حتی دیگر حرمت علی پروین بودن را هم کسی حفظ نمی‌کند و مدام می‌بیند شاگردانش را که همه روزهای گذشته را از یاد می‌برند و علیه سلطان سخن می‌گویند: «دلم می‌گیرد. تلویزیونی‌ها هم اومدن پرسیدن براشون گفتم. ما هیچ کدام‌مان نمی‌توانیم حرمت هم رو نگه داریم. مدام علیه هم حرف می‌زنیم. این دیگه چه جور فوتبالیه آخه؟ من می‌خوام بپرسم کدام یکی از این آدم‌هایی که می‌گن علی پروین خودخواه است و به فکر ما نبوده، تا حالا یک لیوان آب دست من دادن؟ من کم برای‌شان کار کردم؟»

دم انتخابات که می‌شود یاد پروین می‌افتند

«دوباره نزدیک انتخابات شده. از همین حالا کلی آدم اومدن دنبال ما که عکس بگیریم و از این جور کارا. هر وقت که انتخابات نزدیک می‌شه پا می‌شن میان اینجا تا با هم عکس یادگاری بگیریم. الان فکر می‌کنم 20 سالی می‌شود که در هر انتخابات چند نفر می‌آیند و با ما عکس می‌گیرن. خدا را شکر که هیچ وقت نه سیاسی بودم، نه چیزی از این چیزها سر در آوردم و نه اصلاً واردش شدم. خوشحالم که وارد سیاست نشدم و هیچ وقت هم واردش نمی‌شوم. هیچ کدوم از این گروه‌بندی‌ها را هم نمی‌دانم چی به چی هستن.»

فارسی 1 خوب نیست، بدآموزی داره

علی آقا کلاً تلویزیون خیلی دوست دارد. او تقریباً بیننده همه سریال‌های معروف سیماست و البته گهگاهی هم بعضی برنامه‌های ماهواره‌ای را می‌بیند. او که از علاقه‌مندان به سریال فاصله‌ها بوده یکی از منتقدان برنامه‌های شبکه فارسی 1 است و این شبکه را سبب سست شدن بنیان‌های خانواده می‌داند؛ «اصلاً از سریال‌های این فارسی 1 خوشم نمی‌آید. ما خودمان که نگاه نمی‌کنیم و نداریم. به بچه‌ها هم گفتم که نگذارند نوه‌هایم خدای ناکرده این سریال‌ها را ببینند. چیه آخه این مزخرفات که نشان بچه‌ها می‌دهند. این‌ها با فرهنگ ما سازگار نیست.»

برام پاپوش ساختن

قصه رامسر رفتن‌های علی پروین سال‌هاست که در فوتبال ایران تکرار می‌شود. علاقه او برای بودن تعطیلات نوروز در رامسر به قدری است که درباره‌اش می‌گویند، فینال جام در جام آسیا را که پرسپولیس در آزادی باخت به این دلیل بوده که علی آقا تمام عید را به رامسر رفتند. . .؛ «این‌ها همین حرف‌های مفتی است که می‌گویم درباره من می‌زنند. بابا اینکه فینال را باختیم به دلیل برنامه‌ریزی غلط فدراسیون بود. من قبل از بازی‌ها به تیمسار نوآموز گفتم تاریخ بازی‌ها را به ما بگوید اما این اتفاق نیفتاد. ما با تیم ملی رفتیم آلمان که بعدش هم برایم کلی پاپوش درست کردند. تیم که برگشت به فاصله دو روز فهمیدیم باید فینال را با نیسان در تهران بازی کنیم. این طوری شد که بی‌تمرین به مسابقه رفتیم و باختیم.»

سواد زیادی ندارم اما ذاتاً مدیرم

این گفته نیاز به هیچ توضیح اضافه‌ای ندارد: «علی پروین سواد آنچنانی ندارد. تا کلاس 12 درس خوندم حالا بماند که الکی می‌گن که فلانی 5 کلاس سواد داره. اما اصلاً سواد که مهم نیست. مدیریت باید در خون یک آدم باشه. خدا یک قدرتی به من داده که هر کی رو یک نظر ببینم می‌فهم چی کاره‌ست و چی می‌خواد. امکان نداره که اشتباه تشخیص بدم. این دیگه لطف خداست که به من داده. این طوری هم گلیمم را در این فوتبال از آب بیرون کشیدم.»

برق چشمانم خشک‌شان می‌کرد

این جمله پرویز کماسی تاریخی شده که می‌گوید: «هیچ وقت در چشم‌های علی پروین نگاه نکنید. چشم‌هایش برق دارد، آدم را می‌گیرد.» جمله‌ای که البته با کمی تغییر برایتان نقل شد اما علی‌آقا اصلش را خودش خوب بلد است: «الان را نگاه نکن. خیلی هنر می‌خواست که تیم را یک نفری بگردانی. بازیکن‌هایی ما داشتیم که هر کدام‌شان یک شهر را به هم می‌ریختن. هم خیلی فوتبال‌شان خوب بود هم شر بودند. نازک نارنجی در تیم‌هایمان گیر نمی‌آمد. وقتی یک جایی می‌نشستم، جرات نداشتن از 100 متری من رد بشن. مثل اسفند رو آتیش بودن وقتی من اخم می‌کردم. فرقی نداشت بازیکن مجتبی محرمی باشه، فرشاد پیوس، نادر محمد خانی یا هر کدوم دیگه از بازیکن‌های بزرگ اون سال‌ها.»

چشمم آب نمی‌خوره که تیم ملی چیزی بشه

از او درباره جام ملت‌های آسیا می‌پرسیم. دوست ندارد چیزی درباره تیم ملی بگوید. مدام طفره می‌رود اما در نهایت یک جمله کوتاه برایمان دارد: «گفتم که تیم ملی کار سختی داره. حریف‌های سختی داریم که خیلی بهتر از ما دارن کار می‌کنن. با این شرایط، راستش چشمم خیلی آب نمی‌خوره که بتونیم قهرمان بشیم.»

نوشته شده توسط nikmatin در ساعت 05:04 PM

August 16, 2010

آواز خوانی خواننده زن ترکیه ای در کرج!


یک خواننده معروف زن ترکیه ای به نام ابرو ضمن حضور در رستورانی در شهر کرج که با تجمع مردم در داخل و خارج رستوران جهت گرفتن امضاء و عکس یارگاری همراه بود ، با اصرار حضار اقدام به آواز خوانی نمود.

به گزارش«جوان آنلاین»،ظاهرا این خانم خواننده همسر یکی از تجار ایرانی معروف در ترکیه می باشد که از اقوام صاحب رستوران می باشد .

این رستوران در گذشته نیز پاتوق خوانندگان غیر مجاز مانند ساسی مانکن بوده و با توجه به ارتباط فامیلی بین صاحب رستوران و این خواننده ترکیه ای به نظر میرسد که این موضوع تداوم داشته باشد.

نوشته شده توسط nikmatin در ساعت 05:53 PM

August 14, 2010

عکسهای دیدنی و جالب از یک عروسی در فلسطین

عکسهای دیدنی و جالب از یک عروسی در فلسطین

عکسهای دیدنی و جالب از یک عروسی در فلسطین

عکسهای دیدنی و جالب از یک عروسی در فلسطین


عکسهای دیدنی و جالب از یک عروسی در فلسطین

عکسهای دیدنی و جالب از یک عروسی در فلسطین

نوشته شده توسط nikmatin در ساعت 10:08 PM

عکس : کارهای فوق العاده عجیب و غریب از افراد مختلف در جهان

عکس : کارهای فوق العاده عجیب و غریب از افراد مختلف در جهان

عکس : کارهای فوق العاده عجیب و غریب از افراد مختلف در جهان


عکس : کارهای فوق العاده عجیب و غریب از افراد مختلف در جهان

عکس : کارهای فوق العاده عجیب و غریب از افراد مختلف در جهان

عکس : کارهای فوق العاده عجیب و غریب از افراد مختلف در جهان

عکس : کارهای فوق العاده عجیب و غریب از افراد مختلف در جهان

عکس : کارهای فوق العاده عجیب و غریب از افراد مختلف در جهان

عکس : کارهای فوق العاده عجیب و غریب از افراد مختلف در جهان

عکس : کارهای فوق العاده عجیب و غریب از افراد مختلف در جهان

عکس : کارهای فوق العاده عجیب و غریب از افراد مختلف در جهان

عکس : کارهای فوق العاده عجیب و غریب از افراد مختلف در جهان

عکس : کارهای فوق العاده عجیب و غریب از افراد مختلف در جهان

نوشته شده توسط nikmatin در ساعت 09:27 PM

عکسهای مسابقه شترمرغ سواری

عکسهای مسابقه شترمرغ سواری

عکسهای مسابقه شترمرغ سواری


عکسهای مسابقه شترمرغ سواری


عکسهای مسابقه شترمرغ سواری

عکسهای مسابقه شترمرغ سواری

نوشته شده توسط nikmatin در ساعت 09:22 PM

طنز: یک بوس کوچولو

از قرار معلوم در مراسمی که به مناسبت روز خبرنگار برگزار شده بود، علیرضا افتخاری خواننده نیمی از آلبوم‌های تاریخ موسیقی سنتی با محمود احمدی‌نژاد همدیگر را بغل کرده‌اند و روی ماه همدیگر را بوسیده‌اند.

خبرنگاران دوربین به دست هم به ثبت این لحظات تاریخی پرداخته‌اند تا مدارکش موجود باشد. مدارک موجود هم در رسانه ملی به سمع و نظر مردم رسیده است. حالا اوضاع طوری شده است که افتخاری مجبور به توضیح شده است. افتخاری در گفت‌وگویی که با سایت «برنا‌»کرده در این باره گفته است: «هرکس هر نیتی می‌خواهد داشته باشد، داشته باشد. من وقتی با رئیس‌جمهورمان روبه‌رو می‌شوم، باید چه واکنشی نشان دهم، باید احترام بگذارم. ادبم را به جا بیاورم. من که دنبال سیاست نیستم.»

1- درست است. من هم هر آدم باادبی که دیده‌ام دیگران را بغل کرده‌ و بوسیده است.

2- آقای افتخاری دنبال سیاست نیست، دنبال هنر است. اولاً اینکه آدم رئیس‌جمهور را ببوسد،‌ خودش هنر است. ثانیاً آقای افتخاری به رسالتش در باب موسیقی سنتی عمل کرده است. اگر ایشان رئیس‌جمهور را نبوسد، اصلاً بعید نیست که رئیس دفتر رئیس‌جمهور در راستای جذب استعدادهای بی‌نظیر خارج از کشور یکی از خوانندگان زیر را دعوت کند تا رئیس‌جمهورمان را ماچ کند: شهرام صولتی، شهرام شب‌پره، شهبال شب‌پره، کامران و هومن، افشین و برادر ارجمند و هنرمندش، حسین تهی، امیر تتلو، اندی، کورس و... حالا دیدید چه خوب شد افتخاری این وظیفه خطیر را به دوش کشید.

علیرضا افتخاری: «هرکس می‌خواهد من را تهدید کند. اما شماهایی که 30 سال است برایتان خوانده‌ام، بدون چشمداشت، سنگ‌پرانی نکنید. من از آن آدم‌هایی نیستم که نان به نرخ روز بخورم. ببینم کجا می‌خواهم کنسرت بدهم که دورم شلوغ شود. من برای خدا می‌خوانم.»

1- واقعاً خجالت دارد که جماعتی انگشت‌شمار توهین کنند به یک خواننده. آن هم خواننده‌ای که 30 سال است همه کنسرت‌هایش مجانی است و آلبوم‌هایش رایگان توزیع می‌شود و یک قران هم پول بابت موسیقی دریافت نکرده و با همان دکان در و پنجره‌سازی روزگار می‌گذراند.

2- خوبی آقای افتخاری در فروتنی ایشان است و این که هیچ منتی بابت خواننده بودنش بر سر کسی نمی‌گذارد.

3- از مسئولان صدا و سیما خواهشمندیم در این ماه مبارک رمضان، لااقل «ربنا»ی استاد افتخاری را که سال‌ها پیش برای خدا به پیشنهاد مرحوم صبحدل خوانده‌اند و سال‌هاست همدم لحظات افطار ماست، پخش کنند. اگر هم کلاً پخش این آیات از صدا و سیما ممنوع است، یکی از آثار استاد افتخاری که بازخوانی آثاری از مرضیه و دلکش است، پخش کنید.

از همه اینها گذشته، من کلاً نمی‌دانم چرا تعدادی انگشت‌شمار به استاد افتخاری خرده می‌گیرند. ایشان رئیس‌جمهوری را بوسیده که مردم به او رأی داده‌اند. خیلی‌ها در حسرت همین بوسه هستند.

پانوشته: عنوان مطلب نام فیلمی است از بهمن فرمان‌آرا.

شهرام شکیبا ـ خبر آنلاین

نوشته شده توسط nikmatin در ساعت 07:33 PM

عکس : دختر وصندلی

نوشته شده توسط nikmatin در ساعت 02:23 PM

August 12, 2010

عکس : کوچک ترین میمون دنیا !! یک بندانگشت

پلیس کوچک ترین میمون دنیا را لابه لای لباس های یک شهروند پیدا کرده و به یک مرکز کمک های اولیه در شیلی فرستاده تا تحت درمان قرار بگیرد. گونه بالغ این موجود کوچولو به زحمت ۱۶ سانتیمتر طول دارد.

عکس : کوچک ترین میمون دنیا !! یک  بندانگشت


پلیس کوچک ترین میمون دنیا را لابه لای لباس های یک شهروند پیدا کرده و به یک مرکز کمک های اولیه در شیلی فرستاده تا تحت درمان قرار بگیرد. گونه بالغ این موجود کوچولو به زحمت ۱۶ سانتیمتر طول دارد.

به نظر شما هم این عکس شبیه به عکس موجودات افسانه ای و غیرواقعی است؟

خب، نیوساینتیست خبر مربوط به تصویر این میمون کوچولو را با این جمله شروع کرده است: این یک موجود خیالی مربوط به قصه ها نیست!

این تصویر متعلق به کوچک ترین میمون دنیا است: بوزینه کوتوله. این میمون ها در بزرگسالی تنها ۱۴ تا ۱۶ سانتیمتر طول دارند و وزنشان به سختی تنها به ۱۲۰ گرم می رسد.

در واقع این بوزینه های کوچولو یکی از کوچک ترین گونه های پستانداران یافت شده روی زمین هستند.

گفته می شود که آن ها در جنگل های بارانی آمریکای جنوبی یافت می شوند، البته این یکی که در این تصویر می بینید لابه لای لباس یک شهروند پرویی پیدا شده و پلیس آن را ضبط کرده است.

حالا این موجود کوچولو در یک مرکز کمک های اولیه و توانبخشی در یکی از شهرهای شیلی نگهداری می شود تا سلامتی خود را به دست بیاورد. به گفته محققین، این گونه نادر، در خطر انقراض قرار دارند.

نوشته شده توسط editor در ساعت 06:23 PM

عکس : استفاده از مانتویی جدید در سیما

شبکه یک صداوسیما عصر دیروز در برنامه «شبکه یک شبکه هر ایرانی» با هدف نمایش لباس
سنتی، مانتویی جدید بر تن مجری خود کرد.



در همین رابطه خبرگزاری برنا وابسته به سازمان ملی جوانان از این عمل انتقاد کرد و
از این مانتوی جدید با لفظ مانتوی توری یاد کرد!



 














نوشته شده توسط nikmatin در ساعت 04:29 PM

عکس های دیدنی : 50 سال چاپ اسکناس در ایران


اسکناس 10 ریالی (تصویری از سد کرج)




اسکناس 20 ریالی(تصویری از رامسر)




اسکناس 50 ریالی(تصویری از تونل کوهرنگ و سد آن)




اسکناس 100 ریالی(تصویری از پالایشگاه آبادان)




اسکناس 200 ریالی(تصویری از راه آهن شمال-پل ورسک)




اسکناس 500 ریالی(نقش جام مارلیک)




اسکناس 1000 ریالی(آرامگاه حافظ)




اسکناس 5000 ریالی(تصویری از کاخ گلستان)




اسکناس 10000 ریالی(تصویری از مجلس )





 



سکناس 50 ریالی(آرامگاه کوروش در پاسارگاد)




اسکناس 100 ریالی (کاخ مرمر)




اسکناس 200 ریالی( بنای آزادی)




اسکناس 500 ریالی(نقش جام مارلیک)




اسکناس 1000 ریالی(آرامگاه حافظ)




اسکناس 5000 ریالی(منظره کاخ گلستان)




اسکناس 10000ریالی( مجلس شورای ملی)






اسکناس 100 ریالی(حرم مطهر امام رضا (ع) و مدرسه چهارباغ)




اسکناس 200 ریالی(حرم مطهر امام رضا (ع) و بنای آزادی)




اسکناس 500 ریالی(حرم مطهر امام رضا (ع) و نقش جام مارلیک)




اسکناس 1000 ریالی(حرم مطهر امام رضا (ع) و آرامگاه حافظ)




اسکناس 5000 ریالی( حرم مطهر امام رضا (ع) و پالایشگاه تهران)




اسکناس 5000 ریالی(راهپیمایی مردم در ایام انقلاب و حرم مطهر حضرت
معصومه (س) )




اسکناس 10000 ریالی(حرم مطهر امام رضا (ع) و مجلس شورای ملی)




اسکناس 10000 ریالی (راهپیمایی مردم در ایام انقلاب و بارگاه مطهر امام
رضا(ع) )




در این گزارش از انتشار برخی اسکناسهای رایج کشور
که هم اکنون مردم هر روز با آن سرکار دارند، خودداری شده است.


نوشته شده توسط editor در ساعت 12:54 PM

عکس های ابرو خواننده جنجالی ترک وهمسر ایرانی او در کرج

عکس های ابرو خواننده جنجالی ترک وهمسر ایرانی او در کرج


عکس های ابرو خواننده جنجالی ترک وهمسر ایرانی او در کرج


عکس های ابرو خواننده جنجالی ترک وهمسر ایرانی او در کرج

به گزارش البرز چندی پیش موضوع ازدواج ابرو گوندوش خواننده 36ساله ترکیه ای با تاجرزاده 27ساله ایرانی به تیتر نشریات و رسانه های ترکیه ای تبدیل شد بگونه ای که ازدواج این دو به یکی از پرحاشیه ترین ازدواج های هنری در سالهای گذشته تبدیل شد.

در این خبرها آمده بود رضا ضراب تاجر زاده مشهور ایرانی که از دوران کودکی در ترکیه به سر میبرد علیرغم مخالفت خانواده اش با خواننده حاشیه ساز استانبول ازدواج کرد.

دراین خبر ها آمده بود مذهبی بودن خانواده مشهور ضراب موجب شده بود تا پدر و مادر رضا ضراب با این ازدواج مخالفت کنند اما با تماس مادر رضا با ابرو گوندوش این مخالفت تبدیل به موافقت گردیده و او برای عروس آینده اش آرزوی خوشبختی میکند.

با این حال ازدواج این دو در نهایت آرامش و باحضور تنها 8نفر از نزدیکانشان برگزار میگردد که علیرغم تصاویر منتشره از این خواننده ترک وی در روز ازدواجش ترجیح میدهد از یک لباس بلند سفید استفاده کند.

آنها پس از ازدواج و سفر سه روزه شان خانه ای را در Kemerburgaz به قیمت 10هزار لیر ترکیه اجاره کرده و با هزینه کردن 100هزار لیره آنرا تجهیز میکنندتا بتوانند زندگیشان را آغازنمایند، اما بدلایل نامعلومی آنها از کرج سر در آورده اند.

رضا ضراب و تازه عروس خانواده اخیرا با سفر به ایران در کرج حاضر و درخانه خواهرش سکونت پیدا کرده اند.

ضراب و این خواننده ترک تاکنون در برخی محافل غیر رسمی نیز حضور یافته و تعدادی از رستورانهای تهران و کرج میزبان این زوج بوده اند.


دراین تصویر ابرو گوندوش در چهره ای متفاوت در یکی از رستورانهای رجایی شهر کرج دید میشودرضا ضراب متولد تبریز است در سال 1362 است و هم اكنون 27 سال سن دارد . در زمان جنگ خانواده ضراب به دوبی رفته و رضا پسر کوچک خانواده در ترکیه مانده و آنجا به فعالیت می پردازد كه پس از چند سال حسین ضراب پس از بازگشت به ایران کارخانه فولاد سازی تیکمه داش را تاسیس میكند .

این كارخانه هم اكنون به نام وی است و همچنان به فعالیت خود ادامه می دهد .

مدیر عامل این كارخانه حسین ضراب و رئیس هیئت مدیره كارخانه نیر رضا ضراب است . آگهی تاسیس کارخانه كلا بنام خانواده ضراب می باشد . خانواده رضا ضراب یك خانواده كاملا مذهبی هستند و كل اعضای خانواده پیرامون شغل تجارت كم و بیش فعالیت داشته اند كه از جمله فعالیت های پدر رضا ضراب میتوان به تاسیس و اداره شركت بین المللی واردات و صادرات ، تاسیس و فعالیت كشتیرانی (در استانبول تركیه) ، کارخانه فولاد سازی (در تیکمه داش آذربایجان شرقی) ، صرافی (در دبی) و ...اشاره داشت که كه همین امر باعث می شود كه از رضا ضراب هم یك تاجر ساخته شود .

لازم به ذكر است كه خود رضا ضراب هم اكنون ، مالک یک شرکت تجاری بزرگ با عنوان کارخانه کشتی سازی رویال در استانبول ترکیه است كه در اصل متعلق به پدرش بوده است.

رضا علاقه عجیبی به موسیقی داشته و از وی بعنوان سراینده شعرهای یک خواننده آذربایجانی نیز نامبرده میشود اگرچه اکنون این شایعه که رضا برخی شعرهای همسرش را نیز میسراید تقویت شده است.

گفتنی است ابرو گوندوش تاکنون سه بار ازدواج کرده که اولین بار ازدواج وی در سن 16سالگی صورت پذیرفته و در دومین ازدواج پس از طلاق با یک وکیل دادگستری ازدواج مینماید اما به دلایل نامعلومی از وی نیز جدا شده و اکنون در سن 36سالگی درحالیکه با همسرش نزدیک 10سال اختلاف سنی دارد زندگی با رضا ضراب را برگزیده است.

نوشته شده توسط editor در ساعت 12:01 PM

August 11, 2010

عکس جدید: هیفا وهبی خواننده زن لبنانی به مذهب شیعه گروید

 هیفا وهبی خواننده زن لبنانی به مذهب شیعه گروید

به گزارش البرز به نقل از شیعه آنلاین، "هیفاء وهبی " خواننده سرشناس لبنانی طی گفتگویی که هفته گذشته با یک مجله مصری انجام داد، به معرفی خود و بیان برخی از خصوصیات و اشیاء و کارهای مورد علاقه خود پرداخت.



وی در ادامه این گفتگو در پاسخ به پرسشی در مورد وسایل شخصی که او هیچگاه آن را ترک نمی کند، گفت: یکی از چیزهایی که هیچ وقت از من جدا نمی شود، کتاب اذکار و دعا است. حتی هنگام سفر یکی از وسایلی که در کیف دستی ام آن را حمل می کنم و از آن محافظت می کنم، این کتاب مخصوص ادعیه دینی است. البته گذرنامه، شیشه عطر، جعبه دستمال کاغذی، کارت های بانکی و غیره نیز در کیف دستی من یافت می شود.
گفتنی است چندی پیش در خبری که توسط پایگاه های خبری مختلف اعلام شد، آمده بود: "هیفاء وهبی " که به مصر سفر کرده بود، هنگامی که برای بازدید به مسجد "الحسین " رفت، حجاب به سر کرد و در صف نمازگزاران ایستاد و در نماز جماعت شرکت کرد.
در همان زمان روزنامه "الجمهوریه" چاپ مصر، مدعی شد که این خواننده لبنانی شیعه شده است. این روزنامه نوشت: دلیل اینکه گفته می شود "هیفاء وهبی " شیعه شده این است که او از میان مساجد متعدد شهر قاهره، او مسجد "الحسین " را که یکی از مساجد پرجمعیت شیعیان است برگزیده و با پوشش کامل بدون اینکه شناخته شود به موسسات خیریه رفت و آمد کرده و به آنها کمک مالی می کند

نوشته شده توسط editor در ساعت 08:05 PM

عکس : هنرمندان سینمای ایران در بزرگداشت بهروز وثوقی

هنرمندان سینمای ایران در بزرگداشت بهروز وثوقی

شنبه 9 مردادماه 89 (31 جولای 2010) در سالن گیبسون آمفی تئاتر شهر لس آنجلس، از بهروز وثوقی بازیگر مشهور سینمای پیش از انقلاب ایران تجلیل شد.

به گزارش خبرآنلاین، نکته قابل توجه در این مراسم، حضور هنرمندان سینمای ایران بود.
عکس حضور تهمینه میلانی در این مراسم منتشر شده‌است ولی اخبار تایید نشده‌ نیز از حضور محمد متوسلانی، بهمن قبادی، محسن مخملباف، پرویز پرستوئی و مازیار پرتو در این مراسم حکایت می‌کند.

نوشته شده توسط editor در ساعت 07:51 PM

طنز: اگر من وزیرم...

وزیر مسکن: اگر من وزیر هستم، معتقدم آشپزخانه اُپن با فرهنگ ایرانی همخوانی ندارد.
شهرام شکیبا در خبرآنلاین نوشت:

من نمی‌دانم چرا بعضی‌ها وقتی رئیس می‌شوند، می‌خواهند درباره کار همه حتی آبدارچی مظلوم مجموعه تحت فرمانشان هم نظر بدهند. وزیر مسکن، وزیر مسکن است، پدربزرگ جامعه نیست که درباره نحوه زندگی همه نظر بدهد. این چیزها را باید پدرزن و مادرشوهر و این‌ها درباره‌اش نظر بدهند نه وزیر مسکن. اگر همین‌طور پیش برود، ممکن است آقای وزیر عوض خانه ساختن برای مردم، مدل وان حمام و سینک ظرفشویی خانه‌ها را هم کارشناسی کنند. روی حرف‌شان هم نمی‌شود حرف زد. وزیر مسکن گفته، اوس‌غلامحسین بنا نگفته است که!

اگر بنا باشد هر وزیری چون وزیر است، این طور نظر بدهد، بعید نیست نظرات این‌گونه هم با تأکید از سایر وزرا صادر شود.

وزیر دارایی: اگر من وزیر دارایی هستم، می‌گویم داشتن دو بچه کافیه.

وزیر دفاع: اگر من وزیر دفاع هستم، می‌گویم استاداسدی باز هم باید در پست دفاع تیم‌ملی بازی کند.

وزیر اطلاعات: اگر من وزیر اطلاعات هستم، می‌گویم روزنامه اطلاعات باید در قطع همشهری چاپ شود.

وزیر دادگستری: اگر من وزیر دادگستری هستم، می‌گویم سیف‌الله داد باید دوباره بشود معاون امور سینمایی.

وزیر ارشاد: اگر من وزیر ارشاد هستم، می‌گویم شاهنامه فردوسی باید از اول در بحر و رمل مثمن محذوف سروده شود.

وزیر بهداشت: اگر من وزیر بهداشت هستم، پس شما چرا دست و صورت نشسته و مسواک‌نزده داری با من حرف می‌زنی؟

وزیر صنایع و معادن: اگر من وزیر صنایع و معادن هستم، می‌گویم کسی نباید از صنعت استعاره مکنیه در شعر استفاده کند.

وزیر کشاورزی: اگر من وزیر کشاورزی هستم، می‌گویم زن‌های مجرد غلط می‌کنند در خانه‌شان گلدان «حسنی‌یوسف» داشته باشند.

وزیر راه و ترابری: اگر من وزیر راه و ترابری هستم، می‌گویم جوان‌ها غلط می‌کنند با این لباس‌ها توی خیابان‌ راه بروند.

وزیر بازرگانی: اگر من وزیر بازرگانی هستم، می‌گویم مهندس بازرگان خائن بوده است.

وزیر نیرو: اگر من وزیر نیرو هستم، می‌گویم حسین رضازاده باز هم باید برود مسابقه بدهد.

نوشته شده توسط nikmatin در ساعت 07:08 PM

عکس: سارکوزی ( رئیس جمهور فرانسه ) و همسرش در تعطیلات

نیکلاس سارکوزی، رئیس جمهور فرانسه همراه همسرش به تعطیلات تابستانی رفته است.



به گزارش «خبر آنلاین»، روزنامه سان چاپ انگلیس تصاویری از رئیس‌جمهور فرانسه همراه
همسرش در تعطیلات تابستانی منتشر نموده است.



 





کارلا برونی از شوهرش سارکوزی می‌خواهد تا با طرفدارانشان عکس بیندازد. ظاهرا وی
تمایلی برای این کار نشان نمی‌دهد و با اصرار همسرش سرانجام با اکراه آن را
می‌پذیرد.



 


نوشته شده توسط nikmatin در ساعت 04:52 PM

عکس : علی پروین به همراه دخترش

علی پروین به همراه دخترش

نوشته شده توسط nikmatin در ساعت 04:51 PM

August 10, 2010

عکس : خواننده ای که حجاب را برگزید

خواننده ای که حجاب را برگزید


خواننده ای که حجاب را برگزید

72 ساعت بیشتر طول نکشید که زندگی مُنا متحول شد... برادرش حجاب را به او پیشنهاد کرده بود... فریاد زد: نه!! من هنرمندم، ارتباطاتم چه می شود؟ زندگیم چه؟ و ...

هر لحظه ممکن است لحظه سفر باشد... خواست خدا بود، دیگر در پوشیدن حجاب شک نداشت. با این که ستاره آواز خوانی شده بود، دنیای شهرت را رها کرد و تصمیم گرفت دیگر آواز نخواندتلاش کن حرفم را گوش کنی.

منا نپذیرفت. چند ساعت بعد بود که برادرش از دنیا رفت. منا عبدالغنی با تمام وجود درک کرد، هر لحظه ممکن است لحظه سفر باشد... خواست خدا بود، دیگر در پوشیدن حجاب شک نداشت. با این که ستاره آواز خوانی شده بود، دنیای شهرت را رها کرد و تصمیم گرفت دیگر آواز نخواند... فقط به خاطر اطاعت از خدا...

منا عبدالغنی دیگر ستاره آواز و غنا نیست. آیا او از زندگی جدیدش راضی است؟

یک لحظه اطاعت خدا از تمام بزرگی های این دنیا ارزشمندتر است... در زندگی امروزم احساس خوشبختی می کنم. از خدا می خواهم اعمال نیکم را بپذیرد چون به وسیله همین اعمال به خدا نزدیکتر می شوم. هر وقت به یاد قیامت می افتم، روزی که تنها عمل انسان برایش سودمند است... اگر در شرایط امروز هم، انسان دائما قیامت را به یاد بیارد، تحول چشمگیری برایش اتفاق خواهد افتاد و مسایل فریب دهنده دنیا را قربانی خواهد کرد... الحمدلله، من در زندگی جدیدم بسیار خوشبختم و از راهی که انتخاب کرده ام راضیم.
یک لحظه اطاعت خدا از تمام بزرگی های این دنیا ارزشمندتر است... در زندگی امروزم احساس خوشبختی می کنممشهور است که شما یعنی هنرمندانی که به دلیل انتخاب حجاب، هنر را رها کرده اید، فعالیت های اجتماعی متفاوتی انجام می دهید. شما برای روشنگری و خدمت به مسایل زن مسلمان به چه فعالیت هایی میدانی مشغول هستید؟

از هر روشنفکری انتظار هست که به مسایل اسلامی خدمت کند، زن پزشک می تواند نقشی ایفا کند، زن نویسنده و ادیب نقشی دارد، مخترعان و مبتکران هم نقش خود را دارند و ... اسلام نیازمند تلاش همه است. اگر هنرمند شخص پذیرفته شده ای در جامعه باشد، نقش بزرگتری در استفاده از مقبولیت خود برای راهنمایی جامعه و ارایه راهکارها و طرح های مناسب دارد... به نظر من زن مسلمان نقش خود را در خدمت به جامعه، از لحظه ارتباط و ازدواج آغاز می کند تا در آینده نقش مهم تربیت فرزندان و عرضه آنها به بهترین شکل ممکن به جامعه را به عهده بگیرد. رسول خدا(ص) فرموده: همه ی شما مسوولیت دارید و هر کس نسبت به زیر دستان خود مسوول است. زن هم در خانه خود مسوول است.

آیا منا عبدالغنی بعد از با حجاب شدن، با مشکلات یا حمله از طرف دیگران روبرو شده است؟

نه. الحمدلله افکار عمومی از حجاب و کنارگیری من از هنر، با شادی استقبال کردند. نمی دانم چرا؟ شاید به این خاطر بود که در آن روزها ارتباطم با همه خوب بوده. سعی می کردم شخص وفاداری باشم و از کسی به بدی یاد نکنم بلکه با همه با احترام برخورد می کردم. وقتی از هنرکناره گرفتم، خوشوقتی را در چشمان مردم دیدم این مساله باعث می شد از درون احساس رضایت کنم و گام هایم در راهی که انتخاب کرده بودم محکم تر شود.

دیده شده، بسیاری از هنرمندانی که از هنر کنار گذاشته شده اند، دچار ضررهای مادی قابل توجهی شده اند. شما چطور؟

بله. از نظر مالی خسارت دیدم. چون کار قبلی ام را رها کردم: سریال ها، فیلم ها، تئاترها، آلبوم ها و ... ولی رضایت خدا از مال دنیا بهتر است. روزی که انسان از پدر، همسر و بردارش فرار می کند، مال دنیا به چه درد می خورد؟ من تصمیم خودم را گرفته بودم و از روی اعتقاد تصمیمم را عملی کردم، بدون این که به دست آوردها یا زیان های مادی این مساله توجهی داشته باشم.

رسانه ها هر چند مدت یک بار، علیه هنرمندان با حجاب شده، جنگی به راه می اندازند. تحلیل شما چیست؟ آیا درست است که بعضی از این هنرمندان در مسایل دینی هم اظهار نظر می کنند؟

اظهار نظر در مسایل دینی شرایطی دارد ولی گاهی برخی افراد پرسش های ساده ای مطرح می کنند که انسان از پاسخش اطلاع دارد و بدون نیاز به اجتهاد، به آن پاسخ می دهد...
علّت حمله رسانه ها به برخی هنرمندان با حجاب، هم سخنانی است که برخی از آن ها درباره دوران فعالیت هنری خود داشته اند و همکاران بازیگر در این عرصه را محکوم کرده اند... من نمی پذیرم به هیچ زنی، به دلیل بی حجاب بودنش، تهمت بزنیم یا او را بد توصیف کنیم. تنها خدا از درون افراد با اطلاع است. شاید مثل من یا بسیار بهتر از من، در حال تلاش باشد که بندگی خدا بکند. من با صدور حکم علیه دیگران یا حمله علیه زنان با حجاب و بی حجاب موافق نیستم.

داستان جلسات و نشست های بازیگران با حجاب، چیست؟ آیا درست است که در این جلسات تدریس دینی انجام می شود؟این داستان ها را عاشقان شایعه پراکنی، ترویج می کنند، از این داستان ها زیاد گفته می شود... واقعیت این است که به مناسبت هایی دور هم جمع می شویم و گفتگوهای عادی با هم داریم. گاهی درباره مسایل دنیا و یا مسایل دینی صحبت می کنیم. کسی از این نوع جلسات ضرری نمی بیند.

چه مساله جدیدی در زندگی منا عبدالغنی اتفاق افتاده است؟

در حال حاضر اتفاق جدیدی نیفتاده است... بعد از بازگشتم از حج امسال، در انتظار تولید کارهای درام بیشتری هستم... در عین حال مجری برنامه هفتگی در شبکه ماهواره ای «اقرأ» هستم به نام «منا و خواهرانش» فکر می کنم با توفیق الهی، برنامه موفق بوده است. در این برنامه مسایل مربوط به زن مسلمان بررسی می شود.

چرا برای اجرای این برنامه، به شکل مشخص شبکه اقرء را انتخاب کردید؟

شبکه اقرأ شبکه ای ماهواره ای است که پخش این برنامه را به شکل مناسب به من پیشنهاد کرد، همچنین فضای مناسبی را برای پخش این برنامه آماده کرده است. من آرزو دارم از همه جای دنیا و از طرف هر شبکه ماهواره ای یا تلویزیونی برنامه اجرا کنم، به شرطی که در خدمتگذاری به مسایل زن مسلمان به من کمک کنند.

ولی دیده شده بیشتر بازیگران با حجاب شده، برنامه ها و دیدارهای خود را فقط در شبکه اقرأ انجام می دهند. راز این مساله چیست؟

راز یا مساله دیگری وجود ندارد. اقرأ تنها شبکه ماهواره ای است که به بازیگران با حجاب شده، کار رسانه ای را پیشنهاد کرده است. این در حالی است که مجریان بی حجاب هم در این شبکه کار می کنند ولی مردم به ستاره هایی که شناخته شده و در بورس شهرت اند، علاقه نشان می دهند. این مساله به موفقیت برنامه تلویزیونی کمک می کند. شبکه اقرأ هم از این عامل به شکل صحیح بهره برداری کرده و به مطالبات مردم برای ایجاد رسانه ای دینی پاسخ گفته است... من در واقع، همانطور که قبلا یادآور شدم، برای همکاری با هر شبکه ماهواره ای یا تلویزیونی آمادگی دارم و تنها شرطم این است: برنامه ای را اجرا کنم که جامعه و زن مسلمان از آن استفاده کند.

زنان مسلمان از همه جا، با بیان مشکلاتشان در برنامه شما مشارکت می کنند. آیا در مشکلات و غصه هایی که در این برنامه مطرح می شود و از آن رنج می برید، احساس تنهایی نمی کنید؟

با این که از نظر ظاهری جهان به دهکده ای کوچک تبدیل شده است، ولی ما در جهان عرب، از غم و غصه دوستان، خانواده و عزیزانمان غافل شده ایم. امروز به جای این که سکوت کنیم و به خود وغصه هایمان مشغول شویم، بسیار نیازمندیم به فکر غصه های دیگران باشیم و در مقابل ستم هایی که به هر یک از زنان در جهان اسلام یا عرب روا می شود واکنش نشان دهیم. در این برنامه تلاش می کنیم به کمک هم به این نقطه برسیم، درباره مشکلاتمان گفتگو می کنیم و با همدیگر به دنبال راه حلی برای آن می گردیم.

این دروغ است که زن متدیّن با مدل های لباس آشنا نیست و از مسایل جهان اطلاع ندارد. من فکر می کنم اینها تهمت هایی است که برای زشت نمایی چهره زن مسلمان مطرح می کنند.


«منا عبدالغنی» چه برنامه هایی را در شبکه های ماهواره ای دنبال می کند؟ منا فقط به برنامه های دینی توجه دارد؟من به خوبی برنامه های شبکه اقرأ و مجد را دنبال می کنم. گاهی اوقات شبکه های مربوط به زنان و کودکان را هم می بینم و در این شبکه ها با مدل های لباس آشنا می شوم تا مدل مناسب خودم را استفاده کنم. زن مسلمان نباید زندگی بسته ای داشته باشد بلکه این حق اوست که ورزش و فعالیت های مشروع دیگر را انجام بدهد. این دروغ است که زن متدیّن با مدل های لباس آشنا نیست و از مسایل جهان اطلاع ندارد. من فکر می کنم اینها تهمت هایی است که برای زشت نمایی چهره زن مسلمان مطرح می کنند.

معروف است که زن، مطابق با سرشت خود به زیبایی و چهره اش توجه می کند. امروز هم مدها و آرایش های مختلفی به وجود آمده است. زن مسلمان تا کجا می تواند به دنبال این مسایل برود تا زیبایی چهره اش را در برابر همسر و در جامعه حفظ کرده باشد بدون این که با احکام اسلام مخالفت کند؟

همه باید بدانند که اسلام زن را از آرایش کردن، عطر زن و نمایش زیبایی خود منع نکرده ولی این خودنمایی را در چارچوب مناسبی قرار داده و برای همسر و در خانه حلال کرده است نه در خیابان. این که زن به زیبایی خود اهمیّت بدهد، خوب است ولی زیاده روی کردن و دغدغه های افراطی نسبت به بالارفتن سن و تلاش برای مخفی کردن پیری با عمل جراحی، رفتار صحیحی نیست. هر مرحله زندگی زیبایی های خاص خود را دارد که باید با آن زندگی کرد. به اندازه ای باید آرایش کرد که جسم و روح به زحمت نیافتد. به آنچه خدا به ما داده راضی باشیم. همین کافی است که زن آراستگی ظاهر را بیرون منزل و زیبایی را در داخل منزل به اندازه توان و بدون مخالفت با دین حفظ کند.

فعالیت هایتان را در درام دینی چطور ارزیابی می کنید؟

وقتی حدیث پیامبر(ص) را به زبان جاری می کنم یا آموزه های این دین بزرگ و داستان جاویدان رشادت های اسلام را نشر می دهم، کاملا احساس رضایت و خوشبختی می کنم.

چرا صحنه هنر از تولیداتی که در آن زن مسلمان درام معاصر را ارایه می کند محروم است و فقط کارهای تاریخی تولید می شود؟آرزوی من این است که چهره زن با حجاب را در تولیداتم به عنوان عضوی از جامعه ارایه کنم که از مشکلات و غصه های جامعه دور نیست. پیشتر درخواست کرده بودم کارهایی دربار? خانواده تولید شود و در این تولیدات هم? اعضای خانواده نمایش داده شوند تا پدر، مادر و فرزندان برای توسعه و تحکیم ارتباطاتشان از این برنامه ها استفاده کنند. از گروه های تولید و نویسندگان فیلمنامه ها همین درخواست را دارم. نباید بازیگران باحجاب را فقط در برنامه های ماه رمضان مشارکت دهند، بلکه نیازمند تولیدات معاصری هستیم که به اسلام و مسایل زنان خدمت کند.

آرزو دارید چه کار هنری را عرضه کنید؟آرزوی من ارایه کاری است که برای خانواده های عربی سودمند باشد و به وسیله این کار بتوانم ثابت کنم زن مسلمان متدیّن، بخشی از بافت جامعه است. با حضور و اندیشه اش از جامعه دور نیافتاده بلکه شاید دیدگاهش وسیعتر و فراگیر از زنی است فقط برای خودش زندگی می کند. زنی که خدا بر او منّت گذاشته و نور ایمان را در قلبش تابناک کرده، برای دیگران زندگی می کند. دیگران در زندگی او خانواده و جامعه پیرامونش و امّتی است که به آن منتسب است. ارزشمندترین امر نزد خدا دانشی است که سودمند باشد. این چیزی است که آرزو دارم در قالب کاری مفید برای اعضای خانواده های مسلمان ارایه کنم.

به مساله آواز برگردیم. نظر شما درباره هرج و مرج کلیپ های ویدیویی چیست؟ چطور فرزندانمان را از خطر این فیلم ها حمایت کنیم؟باید مقاومت کرد. مقاومت هم از طرف هنرمندانی انجام می شود که در عرضه آثار هنری مثبت و خدمتگزار به رفتار و ارزش های انسانی نقش دارند. خانواده فقط با نظارت تحمیلی موفق نمی شود. چون وقتی من دختر یا پسرم را منع کنم، می توانند هر چه می خواهند را در اینترنت یا در منزل دوستشان ببینند. به همین دلیل وظیفه ما این است که جایگزین مناسبی را ارایه کنیم تا بچه ها از مشاهده آثار بد منصرف شوند. هنرمندان بزرگی هستند که به این مساله توجه دارند مثل آقای «محمد صبحی» که تولیدات خوبی را درباره مسایل خانواده ارایه کرده مثل فیلم «خاطرات ونیس». پدر و مادر باید با فرزند کوچکشان دوست باشند، به آنها نزدیک شوند تا نصیحتشان تأثیر گذار باشد و بتوانند خطرناک بودن برخی فیلم های بیگانه از ارزش ها و فرهنگمان را گوشزد کنند.

در بستر تهاجم فرهنگی و حمل? ماهواره ها که پیرامون ما را فراگرفته، والدین نسبت به فرزندانشان دغدغه شدید دارند، به عنوان یک مادر بگویید چطور می توانیم کودکانمان را از این خطر محافظت کنیم؟

این مساله مهمی است. ما می خواهیم کودکان آداب و رسوم اسلامی را که بر رفتار ما حاکم است، بیاموزند، در حالی که آنچه می بینند و با آن زندگی می کنند، مخالف اسلام است. به اعتقاد من، مادر نقش مهمی دارد. پدر هم همینطور. آنها می توانند رفتار شایسته را به فرزندانشان تلقین کنند و در برابر بدی ها واکسینه شان کنند. اگر راه درست و اشتباه را به آنها یاد دهیم، دیگر از تأثیر پذیری آنها یا از دست دادن ارزشهای زیبایمان نمی ترسیم.
وقتی ریم از تصمیم من برای با حجاب شدن مطلع شد، برایش سوال ایجاد شده بود. گفتم: من همه چیز را برای اطاعت خدا رها کرده ام. ابتدا از این تغییر حیرت زده شده بود ولی با گذشت زمان حتی من را در انتخاب لباس های مناسب برای حجاب کمک می کردمنا عبدالغنی چطور اوقات فراغت خود را می گذراند؟اگر بگویم، اوقات فراغت ندارم، دروغ نگفته ام. برای اقامه نماز همزمان با اذان صبح بیدار می شوم. بعد از آماده کردن صبحانه یک ساعت استراحت می کنم. بچه ها که به مدرسه رفتند، برای تحصیل به آکادمی هنر می روم. بعد از این که برگشتم و کارهای آشپزخانه و پختن ناهار را تمام کردم، موقع ظهر همه اعضای خانواده دور هم جمع می شویم. عصر به مرکز آموزش مبلغان می روم. جالب این است که خانواده ما با این که در رفتارشان آموزه های اسلامی را اجرا می کنند ولی در کار شعارمان اروپایی است. هم? اعضای خانواده با هم همکاری می کنند. دخترم را عادت داده ام که هفته ای یک بار، از خانه ایتام بازدید کنیم. من از خانمهایی که از اوقات فراغت شکایت دارند واقعا تعجب می کنم. اینها در خانه کار نمی کنند ولی خودشان را به قصه ها و داستان های محافل مختلف مشغول کرده اند. این حقیقت تأسف باری است: بعضی ها خانه را در دست خدمتکاران رها کرده اند و مشغول داستان پردازی درباره اوقات فراغت شده اند.

آیا «ریم» دخترت با حجاب است؟«ریم» 14 ساله است، نماز می خواند و حافظ قرآن و احادیث پیامبر(ص) است. تلاش کرده ام رفتار دخترم اسلامی باشد تا در آینده همین رفتار را به فرزندانش بیاموزد. وقتی ریم از تصمیم من برای با حجاب شدن مطلع شد، برایش سوال ایجاد شده بود. گفتم: من همه چیز را برای اطاعت خدا رها کرده ام. ابتدا از این تغییر حیرت زده شده بود ولی با گذشت زمان حتی من را در انتخاب لباس های مناسب برای حجاب کمک می کرد.

امروزه دختران در مقابل پیامدهای جهانی شدن در معرض خطر قرار گرفته اند. به عنوان یک مادر برای حفاظت دختران جوان از این خطرها چه نظری دارید؟

بازگشت به مسئولیت مادری نقش مهمی را در آگاه سازی و تسلط بر کشتی زندگی خانوادگی بازی می کند. مادر وظیفه دارد باب گفتگو با دخترش را باز کند. مادر باید دختر را آماده زندگی کند مثل باغبانی که به درخت رسیدگی و زمین حاصلخیزی را برای درخت آماده می کند. باید دختر را خوب تربیت کند و با رفتار اسلامی پشتیبانی اش کند تا از توفان های جهانی شدن در امان باشد. این توفان ها فقط انسانهای ضعیف را از ریشه می کند.

رؤیای هر مادر این است که عروسی دخترش را ببیند. آیا منا عبدالغنی تصورش را از دامادش یا عروس آینده پسرش کریم برای ما توصیف می کند؟درباره داماد آینده ام باید فرد با اخلاقی باشد که با اخلاق پسندیده تربیت شده باشد، در تمام ابعاد زندگی متدیّن باشد نه فقط در عبادات. درباره پسرم کریم هم مطمئن هستم به خاطر تربیتی که شده، عروس مناسبی را انتخاب می کند که اهل حفظ زبان و عفّتش خواهد بود، با حافظ قرآن ازدواج می کند تا همسرش مربی با فضیلتی برای فرزندان باشد.

نظر شما درباره اینترنت و سایت های الکترونیکی چیست؟ شما مطالب این سایت ها را دنبال می کنید؟اینترنت دروازه فرهنگ است و جهان را یکپارچه کرده است. من تلاش می کنم اینترنت را بیاموزم تا از هیچ یک از ابزارهای جدیدی که فرزندانم استفاده می کنند، عقب نمانم. از همه مادران درخواست می کنم برای اشراف داشتن بر تربیت فرزندانشان، اطلاعاتشان را بالا ببرند. اعتقاد دارم سایت های اینترنتی میان ما به عنوان ملّت های عربی نزدیکی زیادی ایجاد کرده اند. این سایت ها برای خانم هایی که به دنبال اطلاعات می گردند یا علاقمند به منتشر کردن ابتکارهای گوناگون خودشان هستند، مفید بوده است؛ به ویژه نشریات الکترونیکی به افراد نوآور و مبتکر کمک می کند. این افراد می توانند با داشتن صفحه های شخصی، تولیدات خود را ارایه و اندیشه شان را ترویج کنند، دیگران هم از افکارشان استفاده می کنند.

نوشته شده توسط nikmatin در ساعت 03:10 PM

عکس : اوج ابتذال در جزيره كيش

"صراط" - در حالي كه اين روزها جزيره آزاد كيش! پذيراي مسافران جشنواره تابستاني است، وضعيت بسيار بد حجاب و نوع پوشش نامناسب و زننده بسياري از مسافرين و همچنين عدم نظارت كافي بر هتل‌هاي اين جزيره مايه سوء استفاده عده اي از بي بند و بار ها شده است .


به گزارش صراط نيوز ، وضعيت هتل‌هاي جزيره نيز كه به هيچ وجه بر
آنها نظارتي صورت نمي‌پذيرد، بسيار اسفناك است. اين مسئله به وضوح در بسياري از
هتل‌هاي يك تا سه ستاره كه عموما از مركز جزيره نيز فاصله دارند و به دليل بارز
نبودن، به هيچ وجه نظارتي بر آن‌ها صورت نمي‌پذيرد، مانند هتل (آ.ش)، هتل(را) و هتل
(گ) قابل مشاهده است . علاوه بر اين در هتل‌هاي 4 㻕 ستاره مانند هتل (الف) و (ش)
اتفاقات مشابهي روي مي‌دهد .

بنا بر اين گزارش در بسياري از هتل‌هاي كيش شبكه‌هاي ماهواره‌اي mbcpercia,mbc
action, mbc max, mbc2, luxe tv و... از طريق تلويزيون هتل‌ها نمايش داده شده كه
پخش بسياري از فيلم‌هاي نامناسب براي خانواده‌ها باعث تعجب برخي مسافرين شده است.
متاسفانه چندي پيش از طريق شبكه mbc2 فيلمي غيراخلاقي كه بسياري از صحنه‌هاي آن در
سواحل آمريكا اتفاق مي‌افتد از تلويزيون هتل هاي مذكور به نمايش گذاشته ‌شد.

همچنين گزارش‌ها حكايت از آن دارد كه در هتل هاي با كيفيت پايين‌تر به دليل عدم
وجود سيستم مناسب دوربينهاي مداربسته و ملزم نبودن مالكان آن به حفظ مسايل اخلاقي و
تنها به صرف دريافت پول و جذب مشتري، خانم‌ها و آقايان اتاق‌هاي اختصاصي را اجاره
كرده و پس از اسكان مستقل به يكديگر مي‌پيوندند!

متاسفانه در رستوران‌هاي بسياري از هتل‌ها بانوان مخصوصا در ساعات ابتدايي صبح با
لباس‌هاي زننده و غيراخلاقي حضور مي‌يابند و در فضاي هتل رفت و آمد مي‌كنند!

اين‌ در حالي است كه در كيش علاوه بر نهادهاي اصلي سازمان منطقه آزاد كيش، نهاد
صنفي به نام جامعه هتل‌داران كيش وجود دارد كه كه اعضاي هيات مديره آن نيز جز
هتل‌داران كيش مي‌باشند! ولي متاسفانه آنها همچون سيستم‌هاي نظارتي بر روي عملكرد و
رفتارهاي غيراخلاقي و غير شرعي موجود در هتل‌ها چشم‌پوشي مي‌كند.

لازم به ذكر است امسال بسياري از بانوان حاضر در جزيره به دليل هواي شرجي و گرم اين
حزيره در فصل تابستان، در كنار ساحل علاوه بر استفاده از پوشش نامناسب تي‌شرت و
شلوار، با آزادي كامل و بدون حضور حتي يك نيروي امنيتي و نظامي، در محل كشف حجاب
نموده و در كنار ساحل به وقت گذراني مي‌پردازند!

در پايان سوال باقي مانده اين است كه دستگاه‌هاي مسئول و نظارتي به چه كار مهم‌تري
مشغول هستند كه روابط آزادانه زنان و مردان، رقص در بازارها و اماكن عمومي و
آزادي‌هاي شبانه كنار ساحل ، شرب خمر در ملاء عام و اين همه فساد اخلاقي در اين
جزيره ي از هفت دولت آزاد را را نمي‌بينند؟!









 








 








 














 


توضيح : تصاوير خبرنگار صراط از وضعيت ابتذال در جزيره كيش بسيار بيشتر از 4
تصوير فوق بود ، اما تنها تصاويري كه كمي موجه تر بوده و قابل انتشار بود را
درج كرديم .

نوشته شده توسط nikmatin در ساعت 02:12 PM

عکس : پيتزا با گوشت گراز در تهران

استفاده از گوشت خوک و گراز در اسلام حرام اعلام شده و با اين حال هنوز مشخص نيست
مسئولين مربوطه چرا برخورد جدي با مديريت اين رستوران نمي کنند.



به گزارش خبرنامه دانشجويان ايران يکي از رستوران هاي واقع در خيابان اميرآباد،
نزديک به کوي دانشگاه اقدام به سرو پيتزا مخصوص اقليت ها کرده است.



طبق گفته مديريت اين رستوران گوشت مصرفي در اين غذا ها از گوشت «گراز» تهيه مي شود.



 




 



وي در مورد نحوه تهيه اين گوشت ها مدعي شد اين گوشت ها را از شرکت ارمني به نام
«ساکي» که در اطراف تهران واقع است، تهيه مي کند.



نکته حائز اهميت اين است که بعضا افراد غير اقليت نيز از اين غذاها استفاده مي کنند
و حتي مديريت اين رستوران به ادعاي اينکه مسلمان است از اين غذا ها استفاده مي کند.

نوشته شده توسط nikmatin در ساعت 02:10 PM

عکس : منزلی که احمدی نژاد به ایران شناس معروف هدیه کرد

ماجرا چیست؟
در همایش ایرانیان مقیم خارج ، دکتر فرخ سعیدی استاد دانشگاه هاروارد به پشت تریبون رفت و به معرفی استاد ریچارد فرای پرداخت و اظهار داشت: استاد فرای نخستین کسی است که از دکتر علی اکبر دهخدا لقب ایران دوست را گرفته است.

  ریچارد فرای هم طی سخنانی اظهار داشت: سالهاست که خود را یک ایرانی می پندارم و آرزو من این است که مرگ مرا در کنار زاینده رود اصفهان، نصف جهان قرار دهد و بدینوسیله از رئیس جمهور ایران می‌خواهم که این تقاضای مرا بپذیرد .

در پاسخ رئیس جمهور هم خطاب به وی عنوان کرد: ما به جای آن یک باب منزل مسکونی در اصفهان به شما می‌دهیم که تا هر وقت بخواهید در آنجا زندگی کنید.
 





































نوشته شده توسط nikmatin در ساعت 02:03 PM

August 09, 2010

عکس : ده منطقه‌ای که پیش از نابودی باید آنها را دید

مدت‌ها است که کارشناسان ما را از خطراتی جدی در خصوص یادگارهای به جای مانده از
تمدن‌های باستان آگاه کرده‌اند در حالی این صدای بلند به تازگی به گوشمان خورده
است.



به گزارش میراث آریا، این نگرانی که سال‌ها دغدغه اصلی آنها بوده، نابودی و ناپدید
شدن آهسته بسیاری از مناطق طبیعی و فرهنگی جهان است که آنها را میراث جهانی
می‌خوانیم.



در این گزارش مجموعه‌ای از مناطقی مورد بررسی قرار گرفته اند، که به عقیده برخی
نیاز به عیادت آخر دارند زیرا امیدی به ماندگاری آنها نیست.



1ـ بابل، عراق:



این روزها به جز تپه‌هایی از خانه‌ها خشتی ویران شده و تلی از جلگه‌ سرسبز عصر
بین‌النهرین، چیزی از شهر باشکوه و پر زرق و برق بابل باقی نمانده است.

 




 

از یک‌سو، این شهر که یکی از شهرهای نامیده شده در انجیل به شمار رفته و از اهمیت
ویژه‌ای نزد مسیحیان برخوردار است، طعمه آتش‌های افروخته از جنگ شده و از سوی دیگر
توسعه‌های معماری و اقتصادی از هرطرف به آن حمله‌ور شده است. برای تماشای این شهر
درنگ نکنید، زیرا تضمینی برای بقای آن در دهه‌های آتی وجود ندارد.



2_فنوی پارک، آمریکا:



فنوی پارک، که تقریباً در هیچ کجای اروپا شناخته شده نیست،‌ استادیوم یا خانه خصوصی
تیم بیس بال بوستون رد ساکس است. این استادیوم که در سال 1912 تأسیس شده قدیمی‌ترین
استادیوم بیس‌بال آمریکا نیز محسوب می‌شود. اگر چه مقامات این استادیوم یکی دوبار
تصمیم بر تغییر این استادیوم به ورزشگاهی مدرن‌تر کردند اما طرفداران همیشه مانع از
عملی شدن این تصمیم شدند. هنوز هم صندلی‌های چوبی و اسکوربورد دست‌نویس آن پابرجا
بوده و تاکنون جایگاهی در طرح‌های بازسازی آن نداشته‌اند.



بهتر است پیش از آنکه این استادیوم به ورزشگاهی کسل‌کننده تبدیل شود سری به آن زد.



3ـ شهر ممنوعه
(گوگونگ)، چین:




این مجموعه وسیع در مرکز شهر پکن قرار دارد و بیش از 500 سال قدمت دارد. سالانه بیش
از هفت میلیون نفر از این شهر دیدن می‌کنند که اکثر آن‌ها را چینی‌های مشتاق به
تاریخ باستان و هویت ملی خود تشکیل می‌دهند.

 



 

با این وجود، دولت چین که علاقه‌ زیادی به شناخت ملت این کشور به تاریخ خود دارد،
سرمایه کافی برای بازسازی کامل آن در اختیار ندارد. از اینرو هربار بخشی از مجموعه
تعطیل شده و مورد مرمت و بازسازی قرار می‌گیرد.



4ـ رودخانه کوتنای،
آمریکا:




این رودخانه که از شاخه‌ای فرعی به رودخانه کلمبیا می‌ریزد، از بریتیش کلمبیا
سرچشمه گرفته و به مونتانا و آیداهاو سرازیر می شود. این روزها ساخته شدن چندین سد
در نقاط مختلف رودخانه خسارات زیادی به مرداب‌ها و تالاب‌های رودخانه در منطقه
آیادهو که توقفگاه اصلی پرندگان مهاجری همچون غازهای وحشی بوده، وارد کرده است.



علاوه بر سدها، توسعه‌های کشاورزی نیز خسارت‌بار بوده‌اند. از نکات مثبت به وجود
آمده طی سال‌های اخیر تغییرات جزیی است که با همکاری سازمان حراست از طبیعت و
شرکت‌های محلی و نیروهای مردمی در خصوص حفاظت از تالاب‌ها صورت گرفته است.



5ـ خیابان سبز کوچک،
انگلستان:




"کوچک" شاید یگانه نام برجسته‌ای باشد که می‌توان برای این خیابان لندنی در نظر
گرفت. خیابانی که در یکسوی آن هشت خانه و در ضلع دیگر آن یک خانه قرن هجدهم قرار
دارد. این خیابان که زیر آتش دو جنگ جهانی بدون تغییر و سالم ماند،‌اینروزها گرفتار
تصمیم‌های ناعاقلانه مقامات محلی شده است. پر واضح است که شهر لندن نیز همچون
بسیاری دیگر از شهرهای جهان مصون از انبوه‌سازانی نیست که هر سانتی‌متر مکعب آزاد
از فضای شهر را فدای پارکینگ‌ها و فروشگاه‌های خود می‌کنند، با این وجود، علت اصلی
تخریب این خیابان ساخت و سازها نیست، بلکه تحمل حرکت روزانه ماشین آلاتی سنگین است
که هر روزه از خیابانی با عرض 5/2 متری آن عبور می‌کنند.



6ـ جزیره لردهو،
استرالیا:




این جزیره کوچک که در 600 کیلومتری شرق استرالیا قرار دارد جنگل‌های گرمسیری زیرخط
استوا است که گونه‌های خاص و نادری از حیوانات و پرندگان در آن زندگی می‌کردند.
زیرا با ورود انسان به این منطقه در سال 1788 بیش از نیمی از گونه‌های ثبت شده
پرندگان آن از بین رفت. علاوه بر آن شکارهای بی‌رویه، بیماری و وارد کردن حیوانات
شکارچی به جزیره نیز عامل دیگری برای انقراض پوشش جانوری جزیره لردهو شده است.

 



 

این روزها 350 سکنه جزیره تلاش زیادی برای تمیز نگاه داشتن آن می‌کنند. حال، تهدید
عمده این جزیره را آلودگی‌های نفتی و شیمیایی دریا و هوای آن تشکیل می‌دهد.



7ـ منطقه حفاظتی
سلطنتی میکوآکان، مکزیک:




پروانه‌های ملکه به آب و هوای سرد، مرطوب و آلوده بسیار حساسند، به همین خاطر این
موجودات به توقفگاهی مطمئن و پایدار در طول مهاجرت طولانیشان از زمستان‌های سرد
کانادا به آب و هوای گرم مکزیک، نیاز دارند. میکوآکان، یکی از دلپذیرترین مناطق
مورد علاقه آن‌ها است که این روزها اندک‌اندک رو به ویرانی است. مخصوصاً توسط
مکزیکی‌های فقیری که یا از چوب درختان برای گرم کردن خود استفاده می‌کنند و یا برای
فروش به قطع کردن آن‌ها روی می‌آورند.



8ـ تاج‌محل، هند:



تاج‌محل یکی از پرجاذبه‌ترین مناطق گردشگری هند است. سالانه دو تا چهار میلیون نفر
از این بنا بازدید می‌کنند که 200 هزار نفرشان را گردشگران خارجی تشکیل می‌دهد.
آلودگی هوا باعث شده هیچ وسیله نقلیه دودزایی مجوز عبور و مرور در محوطه این منطقه
را نداشته و گردشگران با پای پیاده و یا به وسیله اتوبوس‌های برقی از آن دیدن
می‌کنند.

 



 

 با این وجود، تنفس، عرق و تماس گردشگران به چیزهای که دست زدن به آن‌ها ممنوع شده،
خساراتی بر بدنه ساختمان بنا وارد کرده و از اینرو برای حفاظت از کاخ و مرمت آن، از
شمار بازدید‌کنندگان کاسته شده است.



9ـ جزایر گالاپاگوس،
اکوادور:




گالاپاگوس شبه‌ جزیره‌ای واقع در اقیانوس آرام و نزدیک کشور آکوادور است. چارلز
داروین زیست‌شناس معروف استرالیایی، در این منطقه اولین نظریه‌های تکامل خود را
ارائه کرد. اگر چه تماشای این بهشت گرمسیری جاذبه‌ای شیرین برای گردشگران شده،‌ اما
برای پوشش گیاهی و جانوری آن چیزی جز خسارت و نابودی نداشته است.

 



 

این جزیره نیز همچون همنوع استرالیایی خود هم از افزایش جمعیت ساکن رنج دیده و هم
تمام حیوانات بومی آن طعمه شکارچیان وارداتی از مناطق دیگر شده‌اند.



10ـ اهرام گیزا، مصر:



شاید اهرام گیزا از معدود بناهایی باشند که شهرتی جهانی دارند. بناهایی که بسیاری
آن‌ها را دیده‌اند و به همان میزان از‌ آن شنیده‌اند. رشد جمعیت زائده‌ای جدی برای
این بناها نیز می‌باشد.

 



 

گردشگران بی‌شمار، بی‌ثباتی،‌ رشد بی‌رویه جمعیت در شهر قاهره، افزایش آلودگی هوا
در کنار ده‌ها تن آشغال و هجمه انسان‌های فقیری که برای به دست آوردن اندکی پول به
سرقت از بناها و فروش آن‌ها روی می‌آورند،‌ چهره‌ای متفاوت به جذابیت‌ اهرام داده
است. تمام این موارد رفته‌رفته تبدیل به نابودی اهرام خواهند شد. پس باید هر چه
زودتر به دیدار آن‌ها رفت پیش از ‌آنکه کاملاً ناپدید شوند.

نوشته شده توسط nikmatin در ساعت 03:23 AM

عکس: احمدی نژاد و افتخاری در آغوش یکدیگر

علیرضا افتخاری امروز در مراسم بزرگداشت روز خبرنگار که در مرکز همایش‌های صداوسیما و با حضور برخی اصحاب رسانه برگزار شد، به گرمی رییس جمهور را در آغوش کشید و گفت: آقای رییس‌جمهور دوستت دارم.



 



نوشته شده توسط nikmatin در ساعت 02:17 AM

August 08, 2010

عکس : اعتماد به نفس بیش از حد یک پیکان سوار

اعتماد به نفس بیش از حد یک پیکان سوار

نوشته شده توسط nikmatin در ساعت 03:09 PM

مسابقه ای عجیب و غریب؛ طناب کشی گوشها!! + تصویر

مسابقه ای عجیب و غریب؛ طناب کشی گوشها!! + تصویر

مسابقه ای عجیب و غریب؛ طناب کشی گوشها!! + تصویر


مسابقه ای عجیب و غریب؛ طناب کشی گوشها!! + تصویر

مسابقه ای عجیب و غریب؛ طناب کشی گوشها!! + تصویر


مسابقه ای عجیب و غریب؛ طناب کشی گوشها!! + تصویر

نوشته شده توسط nikmatin در ساعت 03:04 PM

عکسهای دیدنی کوچکترین مرد جهان ۲۲ سانتی

آقای خاگندرا تاپا ۱۷ ساله ساکن نپال است، اما این مرد همینک در حال اثبات کوچکترین مرد جهان در تاریخ است و می‌خواهد نام خود را در کتاب جهانی گینس ثبت کند با هم به تماشای تصاویر مینشینیم و قضاوت هم با شما…

عکسهای دیدنی کوچکترین مرد جهان ۲۲ سانتی

عکسهای دیدنی کوچکترین مرد جهان ۲۲ سانتی

عکسهای دیدنی کوچکترین مرد جهان ۲۲ سانتی

عکسهای دیدنی کوچکترین مرد جهان ۲۲ سانتی


عکسهای دیدنی کوچکترین مرد جهان ۲۲ سانتی


عکسهای دیدنی کوچکترین مرد جهان ۲۲ سانتی


عکسهای دیدنی کوچکترین مرد جهان ۲۲ سانتی

نوشته شده توسط nikmatin در ساعت 02:58 PM

August 04, 2010

عکس :دختری در چین با تی شرت احمدی نژادی

قدیمی اما جالب

روز جمعه رییس جمهور محمود احمدی نژاد که به شانگهای چین سفر کرده بود با تجار، صنعت‌گران، بازرگانان و ایرانیان مقیم چین دیدار کرد.عکس زیر را ایسنا از حاشیه این مراسم منتشر کرده است.


دختری در چین با تی شرت احمدی نژادی (عکس)

نوشته شده توسط nikmatin در ساعت 01:13 AM

تا می توانید این عکس را بزرگ کنید !

عکس 870 مگاپیکسلی از "الکلاسیکو"


اینجا را کلیک و سپس تصویر را زوم(بزرگنمایی) کنید.

نوشته شده توسط nikmatin در ساعت 01:10 AM

عکس : نجات معجزه‌آسای دختری پس ازتيرباران توسط نامزدش

دختری که پس از مشاجره با نامزدش ازناحیه سر ،قلب و دست مورد هدف گلوله قرار گرفته بود به شکل معجزه آسایی زنده ماند.

عکس:نجات معجزه‌آسای دختری پس ازتيرباران توسط نامزدش


هنا 24 ساله که اهل دهلی است به شدت با نامزدش اختلاف پیدا کرده و از ازدواج با او منصرف شده بود اما پاسخ این انصراف را با گلوله گرفت و یکی از گلوله ها در مغز او جای گرفت.اما پزشکان متعجب شدند که او علیرغم این مسئله همچنان زنده ماند و به مغز او آسیبی نزده است و تنها گوش میانی او آسیب جدی دیده است .

نوشته شده توسط nikmatin در ساعت 01:09 AM

عکس های جالب و دیدنی از پسران عجیب و غریب در دنیا

عکس های جالب و دیدنی از پسران عجیب و غریب در دنیا
یک پسر 18 ساله عجیب در حال برگزاری چشن تولدش

+++++++++++++++++++++++++++++
عکس های جالب و دیدنی از پسران عجیب و غریب در دنیا
کار جالب و عجیب یک پسر 11 ساله

+++++++++++++++++++++++++++++
عکس های جالب و دیدنی از پسران عجیب و غریب در دنیا

ازدواج یک پسر 24 ساله با یک پیرزن

+++++++++++++++++++++++++++++
عکس های جالب و دیدنی از پسران عجیب و غریب در دنیا
ازدواج پسر 16 ساله ایرانی همزمان با 2 دختر

+++++++++++++++++++++++++++++
عکس های جالب و دیدنی از پسران عجیب و غریب در دنیا
یک پسر خجالتی

+++++++++++++++++++++++++++++
عکس های جالب و دیدنی از پسران عجیب و غریب در دنیا

عکس های جالب و دیدنی از پسران عجیب و غریب در دنیا
پدر شدن یک پسر 13 ساله

+++++++++++++++++++++++++++++
عکس های جالب و دیدنی از پسران عجیب و غریب در دنیا

عکس های جالب و دیدنی از پسران عجیب و غریب در دنیا

پسر 10 ساله اي كه عكس زمان جنيني اش دنيا را تكان داد

+++++++++++++++++++++++++++++

عکس های جالب و دیدنی از پسران عجیب و غریب در دنیا

عکس های جالب و دیدنی از پسران عجیب و غریب در دنیا
پسری که4 برابر دیگران است، با قدرتی استثنایی

+++++++++++++++++++++++++++++
عکس های جالب و دیدنی از پسران عجیب و غریب در دنیا
ازدواج این پسر همزمان با 3 دختر

+++++++++++++++++++++++++++++
عکس های جالب و دیدنی از پسران عجیب و غریب در دنیا
ازدواج کوتاه ترین پسر دنیا با کوتاه ترین دختر دنیا

+++++++++++++++++++++++++++++
عکس های جالب و دیدنی از پسران عجیب و غریب در دنیا
باردار شدن و زایمان یک مرد آمریکایی

+++++++++++++++++++++++++++++
عکس های جالب و دیدنی از پسران عجیب و غریب در دنیا
جو گیر شدن این آقا پسر

+++++++++++++++++++++++++++++
عکس های جالب و دیدنی از پسران عجیب و غریب در دنیا

عکس های جالب و دیدنی از پسران عجیب و غریب در دنیا

عکس های جالب و دیدنی از پسران عجیب و غریب در دنیا

عکس های جالب و دیدنی از پسران عجیب و غریب در دنیا

تبدیل شدن یک پسر به یک دختر زیباروی !

+++++++++++++++++++++++++++++
عکس های جالب و دیدنی از پسران عجیب و غریب در دنیا
حضور داوطلب پسر در حوزه امتحانی دختران در آزمون کارشناسی ارشد

+++++++++++++++++++++++++++++

عکس های جالب و دیدنی از پسران عجیب و غریب در دنیا
یک پسر 27 ساله عجیب

+++++++++++++++++++++++++++++

عکس های جالب و دیدنی از پسران عجیب و غریب در دنیا

معرفي قدرتمندترين پسر جهان
پسر 5 ساله رومانيايي با انجام دست كم20 حركت ايستاده روي دستانش توانست نام قدرتمندترين پسر جهان را از آن خود كند

+++++++++++++++++++++++++++++
با تشکر از خبرگزاری ایسنا و فارس

اختصاصی پرشین وی

نوشته شده توسط nikmatin در ساعت 01:05 AM

عکسهای دیدنی ازدواج ملکه آینده سوئد

ویکتوریای 32 ساله ملکه آینده سوئد روز شنبه با هزینه ای بالغ بر 2 میلیون و ششصد هزار دلار و با شرکت 950 نفر از میهمانان مراسم عروسی در استکهلم به خانه بخت رفت . او با دانیل 36 ساله دوک ایالت واسترگتلند سوئد ( یکی از 25 ایالت سوئد در جنوب این کشور است ) که معلم شخصی او نیز بود ازدواج کرده است . در مراسم ازدواج این زوج 950 نفر شرکت کردند که بخش بزرگی از آنها خانواده های سلطنتی از اروپا ، آسیا و خاورمیانه بودند . این نخستین ازدواج در یک خانواده سلطنتی در اروپا در 2 سال گذشته است .


عکسهای دیدنی ازدواج ملکه آینده سوئد


عکسهای دیدنی ازدواج ملکه آینده سوئد

عکسهای دیدنی ازدواج ملکه آینده سوئد

عکسهای دیدنی ازدواج ملکه آینده سوئد

عکسهای دیدنی ازدواج ملکه آینده سوئد

نوشته شده توسط nikmatin در ساعت 01:04 AM

عکسهای دیدنی شهربازی هیجان انگیز و واقعاً بی نظیر

عکسهای دیدنی شهربازی هیجان انگیز و واقعاً بی نظیر
عکسهای دیدنی شهربازی هیجان انگیز و واقعاً بی نظیر


عکسهای دیدنی شهربازی هیجان انگیز و واقعاً بی نظیر

عکسهای دیدنی شهربازی هیجان انگیز و واقعاً بی نظیر


عکسهای دیدنی شهربازی هیجان انگیز و واقعاً بی نظیر


عکسهای دیدنی شهربازی هیجان انگیز و واقعاً بی نظیر

منبع: پول نیوز

نوشته شده توسط nikmatin در ساعت 01:03 AM

عکسهایی فوق العاده از ترسناکترین ترن هوایی دنیا

عکسهایی فوق العاده از ترسناکترین ترن هوایی دنیا


عکسهایی فوق العاده از ترسناکترین ترن هوایی دنیا


عکسهایی فوق العاده از ترسناکترین ترن هوایی دنیا


عکسهایی فوق العاده از ترسناکترین ترن هوایی دنیا


عکسهایی فوق العاده از ترسناکترین ترن هوایی دنیا

نوشته شده توسط nikmatin در ساعت 12:59 AM

August 01, 2010

عکسهای دیدنی رستورانی به نام xxxxL

همه چیز رو به اندازه چهار برابر می فروشه

عکسهای دیدنی رستورانی به نام xxxxL


عکسهای دیدنی رستورانی به نام xxxxL

عکسهای دیدنی رستورانی به نام xxxxL


عکسهای دیدنی رستورانی به نام xxxxL


عکسهای دیدنی رستورانی به نام xxxxL


عکسهای دیدنی رستورانی به نام xxxxL

عکسهای دیدنی رستورانی به نام xxxxL


عکسهای دیدنی رستورانی به نام xxxxL


عکسهای دیدنی رستورانی به نام xxxxL


عکسهای دیدنی رستورانی به نام xxxxL


عکسهای دیدنی رستورانی به نام xxxxL

نوشته شده توسط nikmatin در ساعت 04:26 AM

عکسهای دیدنی عکسبرداری احمدی نژاد از خبرنگاران

عکسهای دیدنی عکسبرداری احمدی نژاد از خبرنگاران
عکسهای دیدنی عکسبرداری احمدی نژاد از خبرنگاران

نوشته شده توسط nikmatin در ساعت 04:25 AM

عکسهای دیدنی از مردی که به خواب همه انسانها رفته !!

تمامی‌این ماجراها از ژانویه سال 2006 در نیویورک آغاز شد؛ زمانی که بیمار یک روانپزشک ادعا کرد مردی را بارها در رویاهایش میبیند و با او صحبت می‌کند. این زن میگوید که حتی یک بار هم این فرد را در زندگی واقعی ملاقات نکرده است اما بارها او را درخواب دیده است.
پس از صحبت‌های این خانم، تصویر مرد ترسیم می‌شود و برروی میزکار روانپزشک باقی می‌ماند تا اینکه بیمار دیگری می‌آید و با دیدن این عکس ادعا می‌کند که این مرد را بارها در خواب دیده است.
با این اتفاقات روانپزشک تصویر این مرد را برای تعدادی از همکارانش ارسال می‌کند و پس از گذشت چند ماه، چهار بیمار دیگر هم می‌گویند که این مرد را بارها در خواب دیده‌اند!


از ژانویه سال 2006 تا کنون هزاران نفر از شهرهای مختلف از جمله لس آنجلس، پکن، بارسلون، پاریس، مسکو و تهران و... اعلام کرده‌اند که این مرد را دیده اند.
افراد اعلام کرده‌اند که این مرد درخواب با آنها پرواز می‌کند، پس از یک روز سخت کاری به آنها آرامش می‌دهد و حتی با آنها غذا می‌خورد.

اما واقعا چه چیزی باعث چنین اتفاقی می‌شود؟
تئوری‌های مختلفی مطرح شده است که شاید جالب‌ترین آنها تئوری‌ای باشد که میگوید: این مرد یک فرد واقعی است، کسی که مهارت‌های خاص روانی دارد و توانایی ورود به خواب افراد را دارا می‌باشد!

عکسهای دیدنی از مردی که به خواب همه انسانها رفته !!

عکسهای دیدنی از مردی که به خواب همه انسانها رفته !!

عکسهای دیدنی از مردی که به خواب همه انسانها رفته !!

نوشته شده توسط nikmatin در ساعت 04:22 AM

عکس های دیدنی : ژستهای فرزاد حسنی در تونل توحید

قدیمی اما جالب

فرزاد حسنی مجری جنجالی سال‌های اخیر تلویزیون و رادیو ایران از مراحل پایانی ساخت تونل توحید بازدید کرد.


عکس های دیدنی : ژستهای فرزاد حسنی در تونل توحید

عکس های دیدنی : ژستهای فرزاد حسنی در تونل توحید

عکس های دیدنی : ژستهای فرزاد حسنی در تونل توحید

www.jahannews.com

نوشته شده توسط nikmatin در ساعت 04:21 AM

عکس دیدنی: گلزار ، فـــــرزادحسنی و علی دایی کنار هم

عکس دیدنی و جالب : گلزار فـــــرزادحسنی و علی دایی کنار هم

نوشته شده توسط nikmatin در ساعت 04:20 AM

عکسهای دیدنی جشن تولد علی دایی

قدیمی اما جالب

عکسهای دیدنی جشن تولد علی دایی
عکسهای دیدنی جشن تولد علی دایی
عکسهای دیدنی جشن تولد علی دایی

نوشته شده توسط nikmatin در ساعت 04:19 AM

عکس جالب : خوش و بش احمدی‌نژاد با افتخاری

قدیمی اما جالب


علیرضا افتخاری یکی از چهار منتخب بخش هنر و رسانه سومین همایش چهره‌های ماندگار انقلاب اسلامی استان اصفهان است.

عکس جالب : خوش و بش احمدی‌نژاد با افتخاری

http://www.khabaronline.ir/

نوشته شده توسط nikmatin در ساعت 04:18 AM

عکس جالب : یک زن و شوهر در گذر زمان

عکس جالب : یک زن و شوهر در گذر زمان ، به نظر شما کدام پیرتر شدند

عکس جالب : یک زن و شوهر در گذر زمان

نوشته شده توسط nikmatin در ساعت 04:13 AM

عکس : کادوی حاکم دبی به همسر جدیدش

قدیمی اما جالب

هدیه ناقابل شيخ محمد بن راشد ال مكتوم حاكم دبى به همسر جدیدش، یک جزیره کامل است.

سایت «جهان» در خبری بدون منبع نوشت: «محمد بن راشد» یک جزیره برای همسرش خریده است. عکس‌های جهان از این جزیره راببینید.

عکس : کادوی حاکم دبی به همسر جدیدش
عکس : کادوی حاکم دبی به همسر جدیدش
عکس : کادوی حاکم دبی به همسر جدیدش

نوشته شده توسط nikmatin در ساعت 04:12 AM

جالبترین عکسهای کنکور دختران !

جالبترین عکسهای کنکور دختران !

جالبترین عکسهای کنکور دختران !

جالبترین عکسهای کنکور دختران !

جالبترین عکسهای کنکور دختران !

جالبترین عکسهای کنکور دختران !

جالبترین عکسهای کنکور دختران !

جالبترین عکسهای کنکور دختران !

جالبترین عکسهای کنکور دختران !

جالبترین عکسهای کنکور دختران !

جالبترین عکسهای کنکور دختران !

جالبترین عکسهای کنکور دختران !

جالبترین عکسهای کنکور دختران !

جالبترین عکسهای کنکور دختران !

جالبترین عکسهای کنکور دختران !

جالبترین عکسهای کنکور دختران !

جالبترین عکسهای کنکور دختران !

جالبترین عکسهای کنکور دختران !

جالبترین عکسهای کنکور دختران !

جالبترین عکسهای کنکور دختران !

نوشته شده توسط nikmatin در ساعت 04:12 AM

عکسهای دیدنی دیدار هنرمندان با رهبری

قدیمی اما جالب

عکسهای دیدنی دیدار هنرمندان با رهبری
عکسهای دیدنی دیدار هنرمندان با رهبری
عکسهای دیدنی دیدار هنرمندان با رهبری
عکسهای دیدنی دیدار هنرمندان با رهبری
عکسهای دیدنی دیدار هنرمندان با رهبری
عکسهای دیدنی دیدار هنرمندان با رهبری
عکسهای دیدنی دیدار هنرمندان با رهبری
عکسهای دیدنی دیدار هنرمندان با رهبری
عکسهای دیدنی دیدار هنرمندان با رهبری
عکسهای دیدنی دیدار هنرمندان با رهبری
عکسهای دیدنی دیدار هنرمندان با رهبری
عکسهای دیدنی دیدار هنرمندان با رهبری
عکسهای دیدنی دیدار هنرمندان با رهبری

نوشته شده توسط nikmatin در ساعت 04:11 AM

عکسهایی دیدنی از واقعیت عشق و ازدواج !

طنز--- عکسهایی از واقعیت عشق و ازدواج !

عکسهایی دیدنی از واقعیت عشق و ازدواج !

عکسهایی دیدنی از واقعیت عشق و ازدواج !

عکسهایی دیدنی از واقعیت عشق و ازدواج !

عکسهایی دیدنی از واقعیت عشق و ازدواج !

عکسهایی دیدنی از واقعیت عشق و ازدواج !

عکسهایی دیدنی از واقعیت عشق و ازدواج !

عکسهایی دیدنی از واقعیت عشق و ازدواج !

عکسهایی دیدنی از واقعیت عشق و ازدواج !

عکسهایی دیدنی از واقعیت عشق و ازدواج !

عکسهایی دیدنی از واقعیت عشق و ازدواج !

نوشته شده توسط nikmatin در ساعت 04:11 AM

عکس: ازدواج بر بلندتربن چرخ و فلک دنیا

چشم لندن یا چرخ هزاره بلندترین چرخ و فلک اروپا با ارتفاع ۱۳۵ متر است می باشد و به عنوان یکی از جاذبه‌های توریستی لندن محسوب می‌گردد. این چرخ و فلک در ساحل جنوبی رودخانه تایمز و روبروی ساختمان پارلمان بریتانیا واقع شده‌است.

معماران با ساختن بناهای بلند مرتبه به تحقق این آرزوی انسان همواره کرده اند. لندن آی هم یکی از شیوه های پرواز کردن آدمی است، شیوه ای که انسان تا ارتفاع 135 متر بر می خیزد و در عین حال حس پرواز را به آرامی تجربه می کند.

یک زوج جوان اهل لندن تصمیم میگیرند مراسم ازدواج خود را در داخل این پدیده استثنایی و زیبای ساخته دست بشر در اوج آسمان برگزار کنند .

خانم " کتی جونز" و آقای " جان اریون" در داخل یکی از 32 محفظه کپسول چشم لندن که به شکل دماغه هواپیماست و هر کدام 25 سرنشین ظرفیت دارد این مراسم رویایی را برگزار کردند

میهمانان درجه یک و خانواده کتی و جان آنها را در این پرواز خاطره انگیز همراهی کردند

آنها در پرواز نیم ساعته بر فراز رود تیمز شیرین ترین خاطره زندگیشان را رقم زدند، در زیر عکس هایی از این مراسم شگفت انگیز را مشاهده می کنید

ازدواج در اوج آسمان سوار بر بلندتربن چرخ و فلک دنیا

ازدواج در اوج آسمان سوار بر بلندتربن چرخ و فلک دنیا

ازدواج در اوج آسمان سوار بر بلندتربن چرخ و فلک دنیا

ازدواج در اوج آسمان سوار بر بلندتربن چرخ و فلک دنیا

نوشته شده توسط nikmatin در ساعت 04:09 AM