|
نخستين جلسه رسيدگي به قتل مرد نابينا برگزار شد
خبرگزاري فارس: نخستين جلسه رسيدگي به پرونده قتل مرد نابينا، بعد از گذشته 5/2 از زمان وقوع قتل، در شعبه 74 دادگاه كيفري استان تهران برگزار شد.
به گزارش خبرنگار اجتماعي فارس، ساعت 23 روز دوم تير 86، مرد نابينايي در يكي از بيابانهاي جنوب تهران توسط افراد نامعلومي به آتش كشيده شد و روز بعد به علت شدت سوختگي در بيمارستان مطهري تهران فوت كرد.
اولين جلسه رسيدگي به پرونده قتل مرد نابينا امروز در شعبه 74 دادگاه كيفري استان تهران، با حضور متهم به قتل و اولياي دم برگزار شد.
عطار، نماينده دادستان با قرائت كيفرخواست گفت: ايمان 21 ساله متهم به قتل عمد شوهر خواهر خود، با عنايت به دلايل موجود و اقرار صريح متهم با ذكر جزئيات و همچنين اظهارات مقتول قبل از فوت مبني بر اينكه توسط آشنايان سوزانده شده است، از تاريخ 20 آبان در بازداشت به سر ميبرد.
نماينده دادستان افزود: متهم در اظهارات خود آورده است كه مقتول خواهر من را طلاق داده بود و بعد از مدتي قصد داشت دوباره با او ازدواج كند و من كه ديدم اين كار امكان دارد دوباره زندگي ما را با مشكل روبرو كند، تصميم به قتل او گرفتم.
عطار گفت: طبق اظهارات ديگر متهم، ايمان به همراه دو تن از دوستانش به سمت جاده قم-تهران رفته و در يك بيابان توقف ميكند. بعد از اينكه ايمان دوستانش را از ماشين دور ميكند، اقدام به آتش زدن شوهر خواهر خود ميكند.
وي گفت: با توجه به موارد عنوان شده، دادسرا تقاضاي صدور حكم شايسته درباره قتل عمد را از دادگاه دارد.
بعد از نماينده دادستان، نوبت به اولياي دم رسيد و قاضي تردست از پدر و مادر مقتول خواست، خواسته خود را بيان كنند كه پدر و مادر مقتول از ايمان به خاطر قتل و سوزاندن پسرشان شكايت و تقاضاي قصاص كردند. اولياي دم همچنين از جانب فرزند صغير مقتول نيز شكايت كرده و عنوان كردند كه حاضر هستند سهم فرزند صغير را براي اعدام متهم پرداخت كنند.
قاضي تردست خطاب به متهم از وي خواست اظهارات خود را بيان كند كه متهم با بيان اينكه اتهامات قبلي را قبول ندارم، افزود: من انگيزهاي براي قتل شوهرخواهرم نداشتم ولي از يك سال پيش بدون دليل در زندان هستم.
قاضي: شما در اعترافات انگيزه خود از قتل را عدم موافقت با ازدواج مجدد خواهرت عنوان كردي و توضيحات كاملي دادهاي، آيا اعتراف قبلي را قبول داري؟
متهم: نه اين حرفها را قبول ندارم.
قاضي: زهره.م را ميشناسي؟
متهم: بله.
قاضي: اين خانم مدعي است كه يك هفته قبل از دستگيري شما به او گفتهايد كه با كسي درگير شده و از او خواستيد كه دعا كند تا آن فرد نميرد. در اينباره چه نظري داريد.
متهم: با خانوادهام به خاطر ازدواج دعوا كرده بودم و به دوستم و همسر او گفتم كه در محل با كسي دعوا كردهام و قصد دارم مدتي به خانه برنگردم. اين ادعاي او را قبول ندارم و شايد براي نجات شوهرش كه در اين ماجرا مظنون بود، اين دروغ را گفته است.
متهم در پاسخ به سؤال قاضي كه آيا خواهر شما با مقتول اختلافي داشته است، گفت: آنها هيچ اختلافي با هم نداشتند و به خوبي از هم جدا شدند. خواهرم ناراحتي اعصاب داشت و قرار بود بعد از بهبودي خواهرم دوباره با هم ازدواج كنند.
وي در پاسخ به اينكه چرا يك روز بعد از قتل به مشهد مسافرت كردي، گفت: من تدارك سفر را از چند روز قبل ديده بودم و وقتي از مشهد برگشتم فهيمدم كه بيش از 7 روز از مرگ او گذشته است. در اين مدت هم خانوادهام هيچ حرفي به من نزدند.
وي ادامه داد: فرداي روز قتل به همراه همسرم، برادر همسرم و دوستم با خودرويي كه اجاره كرده بوديم به سمت مشهد حركت كرديم ولي در بين راه متوجه شديم كه بنزين سهميهبندي شده است و مجبور شديم برگرديم. روز بعد با اتوبوس به سمت مشهد حركت كرديم.
قاضي: تحقيقات نشان داده است كه يكي از دلايل طلاق خواهرت، مشكلات عصبي او بوده و او بارها دست به چاقو شده است.
متهم: خواهرم ناراحتي اعصاب داشت ولي من از موضوع چاقو خبر نداشتم و خواهرم راضي بود كه به زندگي مشترك با همسر سابقش برگردد.
قاضي: خواهرت با وجود اينكه ميدانست شوهرش دوباره ازدواج كرده و هووي او هم نابيناست، آيا راضي به ازدواج و زندگي با هووي نابينا بود.
متهم: بله. خواهرم شوهرش را دوست داشت و با وجود تمام اين موارد راضي به زندگي دوباره با او بود.
قاضي: در اعترافات اوليه مدعي شديد كه قبل از سوزاندن شوهر خواهر خود، ضربه محكمي به گردن او زديد، توضيح دهيد.
متهم: تمام اين حرفها دروغ است و من اين موارد را تكذيب ميكنم.
در ادامه اين جلسه قاضي تردست از وكلاي متهم خواست كه به دفاع از موكل خود بپردازند.
وكيل اول متهم گفت: مقتول قبل از فوت اعلام كرده كه قاتلان كساني بودند كه با برادرش خصومت داشته و در بيمارستان شماره تماس شخصي را به مأمور ميدهد تا همسر دومش را مطلع كند و اين نشان ميدهد كه وي از هوشياري بالايي برخوردار بوده است. وي قبل از فوت نام مددكاري براي كمك به او ميآمده است را به عنوان يكي از كساني كه او را از قم به تهران آورده و وي را آتش زدهاند، آورده است.
وي افزود: عدم اقرار موكل من و ديگر متهمان، عدم شناسايي خودروي موردنظر و عدم بازسازي صحنه جرم دليل بر بيگناهي موكل من است.
وكيل دوم نيز در جايگاه قرار گرفت و گفت: مقتول نام مددكار خود را به زبان آورده است و تحقيقات نشان داده است كه وي سابقه حمل مواد مخدر داشته و سابقه خوبي نيز در محل كارش نداشته است.
وي ادامه داد: مقتول با برادر زن فعلي خود بر سر افزايش مهريه اختلاف داشته است و همسر دوم وي نيز مدعي شده است كه اگر زن اول را برگرداني، هر دوي شما را به آتش خواهد كشيد و اين درحالي است كه هيچ تحقيقاتي از اين افراد نشده است.
اين وكيل گفت: از دادگاه درخواست آزادي موقت موكل خود را حتي با صدور قرار سنگين و همچنين انجام تحقيقات بيشتر را دارم.
قاضي تردست سپس از افسر آگاهي به عنوان اولين شخص رسيدگي كننده به اين پرونده خواست به عنوان مطلع مطالب خود را بيان كند كه وي گفت: بعد از اينكه از متهم اقرار گرفتم، او را نزد دوستش كه ديگر مظنون پرونده بود بردم و او در مقابل دوستش تمام موارد را تكرار كرد و در موارد ديگر زماني كه عكس مقتول را به او نشان ميدادم دچار حمله عصبي شده و از هوش ميرفت. او مشكلات عصبي دارد.
قاضي: شما چه ميزان بر روي مددكار به عنوان مظنون تحقيق كرديد؟
افسر آگاهي: اولين بار از او بازجويي كردم چرا كه احتمال داديم همسر دوم مقتول از طريق مددكار به او معرفي شده است ولي دليل قانعكننده اي براي اتهام او پيدا نشد.
قاضي تردست از برادر مقتول درباره ادعاي مقتول درباره قاتلان دشمنان برادرش بودهاند پرسيد، كه وي گفت: من خصومتي با كسي نداشتم.
قاضي تردست از همسر متهم درباره درخواست ازدواج مجدد از سوي مقتول پرسيد كه وي گفت: صحبتهاي كمي در اين باره شنيده بودم ولي خواهر شوهر من به خاطر بيماري كه داشت اين پيشنهاد را رد كرده بود.
قاضي: آيا همسر شما مشكل عصبي دارد؟
همسر متهم: تاحدودي ناراحتي عصبي دارد و بارها بعد از دعوا با هم، ناگهان دچار حمله عصبي شده و روي زمين افتاده است.
قاضي از همسر دوست متهم كه مدعي شده بود، متهم به او گفته با كسي درگير شده و احتمال دارد بميرد، خواست كه در جايگاه قرار بگيرد و اظهارات خود را تكرار كند.
همسر دوست متهم در جايگاه قرار گرفت و با بيان اينكه بار اول به خاطر رهايي همسرم دروغ گفتم، ادعاي خود را پس گرفت و قبول كرد كه دروغ گفته است.
قاضي تردست بعد از شنيدن اظهارات متهم، وكلا، اولياي دم و مطلعان پرونده با بيان اينكه هنوز ابهامات پرونده برطرف نشده است، ختم جلسه را اعلام كرد و گفت: با بررسي پرونده و پس از مشاوره اعضاي دادگاه، در آينده تصميم لازم را اتخاذ خواهم كرد.
انتهاي پيام/ش
|