تازه های فال و طالع بینی

    طالع بینی سال 96

    طالع بینی سال 96 (خروس)

    طالع بینی سال 96 (خروس) ، خروس نشانه ای از سپیده دم و بیداری، پیروزی و موفقیت بوده و براساس پیشگویی ها با تلاش و صبر و شکیبایی درسال 2017 موفقیت ها درخشانی پیش روی افراد است.

بازی محلی قاب بازي ،بجول (آشيق)

یکی از بازیهای دسته جمعی و جالب بیدخت قدیم "پادشا - وِزیرک " (padešã-vezirak) بود. ابزاری که در این بازی به کار برده میشد یک بجول (bejōl) یا مجول (mejōl) و به بیان دیگر، یک قاپ بود و بجول در واقع همان استخوان بندگاه پا و ساق یعنی استخوانی است که در مچ پا بین دو غوزک قرار دارد

 بازی محلی قاب بازي ،بجول (آشيق)

بازی محلی قاب بازي

یکی از بازیهای دسته جمعی و جالب بیدخت قدیم "پادشا - وِزیرک " (padešã-vezirak) بود. ابزاری که در این بازی به کار برده میشد یک بجول (bejōl) یا مجول (mejōl) و به بیان دیگر، یک قاپ بود و بجول در واقع همان استخوان بندگاه پا و ساق یعنی استخوانی است که در مچ پا بین دو غوزک قرار دارد.

گفتنی است هر بجول چهار وجه دارد که با توجه به نوع بازی، نام آن فرق میکند. به طور مثال، در پادشا وزیرک طرف دارای فرورفتگی بجول "دزد" و طرف برجستهاش "عاشق" نامیده میشود. اگر بجول را طوری روی زمین قرار دهیم که طرف فرورفتهاش روی زمین و قسمت شاخکدار آن رو به جلو باشد، طرف چپ آن "پادشاه"، و طرف راست آن "وزیر" نامیده میشود. در بازی "کار پیشهی ..." که در واقع نوعی تفأل طنز است نیز همین نامها به کار برده میشود. اما در بازی "سه مجول" (سه قاب / سه قاپ)، و بازییی که صرفاً  "بجول بازی" خوانده می‌شود، وجه شاه آن "اسب"، وجه وزیر آن "خر"، وجه عاشق آن " پُک" (pok) و وجه دزد آن "جک" (jek) خوانده می‌شود. جک و پک در واقع همان "جیک" و "بُک" (bok) فارسی است.

 شیوه‌ی انجام "پادشا وزیرک" بدین ترتیب بود که بچه‌ها دور هم می‌نشستند و هرکدام به نوبت بجولی را که از قبل آماده کرده بودند، در دست گرفته و مثل طاس در بازی نرد، آن را در دست تکان داده وبه وسط محل بازی می انداختند. این عمل آن قدر ادامه می یافت که یک نفر " پادشاه" بیاورد و تکلیف سرگروه بازی که پادشاه خوانده می شد، روشن شود. بعد، سایر بازیکنان به انداختن بجول ادامه می دادند تا وزیر هم مشخص شود. شاه و وزیر که انتخاب می شدند، اصل بازی شروع می شد و در حالی که این دو نفر از انداختن بجول معاف بودند، بقیه به نوبت آنقدر به انداختن بجول ادامه می دادند تا یک نفر " دزد" بیاورد. وقتی که دزد مشخص می شد، وزیر خطاب به پادشاه می گفت:" قبله عالم، دزدی گرفتم". پادشاه خطاب به دزد می گفت:" چرا پسر دزدی می کردی؟" و دزد جواب می داد که" خرجی نداشتم". و پادشاه با لحنی خشم آلود می گفت:" مگر نمی دانی که دزدی جرم است و مجازات دارد؟" و در حالی که دزد سکوت اختیار می کرد، پادشاه حکم مجازاتش را صادر می کرد و وزیر هم مأمور اجرای حکم می شد. مجازات ها طوری تعیین می شد که بازیکن ها از عهده ی انجامش برآیند.

مثلا به دزد دستور داده می شد که برود دستانش را در نهر قنات یا حوضی که در آن نزدیکی قرار داشت خیس کند و برگردد. از لحظه ی شروع اجرای حکم، وزیر با دستمال، کلاه یا هر وسیله ی دیگری که در اختیار داشت شروع می کرد به ضربه زدن به پشت دزد و دزد هم سعی می کرد از دست وزیر فرار کند و هرچه زودتر فرمان پادشاه را عملی سازد و به محل بازی باز گردد. شدت ضربه ها به انصاف وزیر بستگی داشت. گاهی پادشاه احکام جالبی صادر می کرد که مایه ی خنده بازیکنان می شد. مثلاً به دزد دستور داده می شد که برود و درب منزل فلان همسایه را بزند و پس از آن که جوابی از داخل منزل شنیده شود، سوٌالی از او بپرسد و جوابش را بیاورد. در تمام مدت اجرای حکم، دزد بد بخت همچنان زیر ضربات سبک و سنگین وزیر قرار داشت. و بازی همین طور ادامه می‌یافت.

راسخون

اخبار مرتبط:

بازی محلی پرهیجان ، بازی استخوان مهتاب

بازی محلی «جویز اویناماق» مخصوص نوروز

یک بازی جالب ، بازی محلی قطور

بازی جالب ، بازی محلی قایم باشک

یک بازی جالب ، بازی محلی دفتربازی

پربیننده ترین خبرها
آخرین خبرها
در پرشین وی بخوانید
در پرشین وی بخوانید
سایر مطالب این بخش