« August 2011 | صفحه اصلی | October 2011 »

September 30, 2011

عکس : جدایی دو مجری معروف و دو زوج هنری تلویزیون !!

جدایی دو مجری معروف و دو زوج هنری تلویزیون

پارس توریسم نوشت:
بالاخره انتقادات تند و تیز برخی رسانه‌ها از اجرای مشترک کاظم احمدزاده و محمود شهریاری کار دست این دو زوج هنری داد و گویا قرار است این دو مجری تلویزیونی پس از سال ها از هم جدا شوند، دو مجری که گویا داوود رشیدی بازیگر سینما و تلویزیون آن‌ها را به لورل و هاردی تشبیه کرده است.

از مدتی قبل موج انتقاد رسانه‌ها از برنامه‌هایی با اجرای مشترک محمود شهریاری و کاظم احمد‌زاده بالا گرفت. از هفته‌نامه چلچراغ گرقته که پرونده‌ای انتقادی از این برنامه منتشر کرد تا خبرگزاری فارس که مطالب تندی در انتقاد از این برنامه مطرح کرد.


شهریاری هر چه قر در کمرش مانده بود خالی کرد


فارس پس از اجرای مشترک احمدزاده وشهریاری در برنامه ویژه نیمه شعبان در انتقادی تند‌و‌تیزی نوشت: «شبکه تهران زمان پخش این برنامه آنتن خود را به طور کامل در اختیار کاظم احمدزاده، محمود شهریاری و هومن حاجی عبداللهی مجریان این برنامه به همراه مسعود روشن‌پژوه همان مجری که نیم ساعت قبل در شبکه یک سیما برنامه اجرا می‌کرد و دو مجری دیگر قرار داد تا از هر کاری برای جلب مخاطب فرو نگذارند و خلاصه این که محمود شهریاری هم هرچه قر در این سال‌ها در کمرش مانده بود، در این برنامه خالی کرد.»


انتقاد از لطیفه‌های مورد‌دار و شوخی‌های زننده


فارس در ادامه نوشت: «متاسفانه گردانندگان این برنامه تصور کرده بودند برای خنداندن مردم مجری باید هر لطیفه مورد‌دار و بی‌مزه‌ را عنوان کند و مجریان با هم شوخی‌های زننده‌ داشته باشند. تلویزیون و برنامه‌سازان ما هنوز و بعد از گذشت 32 سال از انقلاب اسلامی تصور می‌کنند برای ایجاد فضای شاد باید آهنگ‌هایی شبیه آنچه در برخی مجالس عروسی نواخته می‌شود بگذارند و مجری نیز به هر دری بزند و هر توهینی را در قالب شوخی و مطایبه به خورد مردم و مخاطبان خود بدهد.»


می‌خواهند جلوی اجراهای ما را بگیرند


کاظم احمدزاده در تازه ترین مصاحبه خود با یکی از هفته‌نامه‌ها گفت: «خیلی‌ها می خواهند به هر طریق و بهانه ای جلوی اجراهای مشترک مارا بگیرند و مطمئنم موفق هم خواهند شد، چون شخصا تصمیم گرفتم دیگر با آقای شهریاری اجرای مشترک نداشته باشم. البته سوء‌تفاهم نشود، چون بدون هر گونه مبالغه و اغراق یکی از بزرگترین افتخاراتم در تاریخ اجراهایم، کارهای مشترکی بوده که با آقای شهریاری انجام داده‌ام، ولی این فشاری که روی ما آمده، واقعا ارزش این همه استرس و دغدغه را ندارد.»


تمام شوخی‌های ما براساس آیات قرآن و... بوده است


احمدزاده که با هفته‌نامه یکشنبه مصاحبه کرده در ادامه گفت: «به اندازه دادن شاهرگم حاضرم از برنامه دفاع کنم و بگویم تمام شوخی‌های ما کاملا هدفمند و برنامه‌ریزی شده بود. در پشت تمام این شوخی‌ها، آیات قرآن و احادیث پیامبر و ائمه نهفته و تمام شوخی‌های ما در نهایت دارای پیام اخلاقی بسیار مثبت و مهم بوده است.»


کنترل برنامه از دست ما خارج شد


این مجری شناخته‌شده تلویزیون در ادامه توضیح داد: «تمام این هیاهوهای دوماه اخیر فقط به خاطر آن 10 دقیقه ویژه برنامه نیمه‌شعبان بود که در آن فقط کمی کنترل برنامه از دست ما خارج شد، ولی بازهم در آن چند دقیقه هیچ اتفاقی که به اساس جامعه ضربه بزند به وجود نیامد.»


انتقاد از برنامه مرد سه زنه


احمد‌زاده در ادامه سئوال جالبی مطرح کرد و گفت: «اصلا شما قضاوت کنید کار ما در آن 10 دقیقه بدتر بود یا کاری که یک برنامه در خصوص آوردن مرد سه‌زنه انجام داد؟ کدام یک از ما هنجارشکن‌تر بودیم؟

خبرآنلاین

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 04:19 PM

خانه ۱۸ میلیون دلاری جنیفر لوپز !! + عکس

جنیفر لوپز، خواننده، بازیگر و یکی از داوران برنامه «ستاره آمریکایی» خانه‌ای 18 میلیون دلاری در نیویورک خریداری کرد.
 به گزارش خبرآنلاین، این عمارت به مساحت 1260 متر مربع در زمینی دو هکتاری بنا شده و در واترهیل منطقه همپتن شهر نیویورک قرار گرفته است. منظره این عمارت یک رودخانه است.
این خانه در سال 2010 ساخته شده و جنیفر لوپز برای خرید آن مبلغ 17.999.999 دلار پرداخت کرده است. این عمارت هفت اتاق خواب، 9 حمام، اتاق پخش فیلم، کتابخانه مجلل، سالن ناهارخوری مهمانی‌های رسمی، سوئیت مهمان در طبقه اول با منظره باغ و گاراژی با گنجایش سه اتوموبیل دارد.

از ویژگی‌های این عمارت می‌توان به کمدهای بسیار بزرگ، حمام با کاشی‌های کف از جنس مرمر که قابلیت گرم شدن دارد، هفت شومینه و اجاق (دو شومینه در عمارت و دو اجاق خارج آن) و سالن ورودی که سنگ‌های قیمتی آن را مزین کرده است، اشاره کرد.


این عمارت یک استخر و همچنین اسکله‌ای کوچک برای به آب انداختن قایق تفریحی دارد.


لوپز پس از طلاق از همسرش، مارک آنتونی در همپتن روزگار می‌گذراند. لوپز و آنتونی دو فرزند دارند اما لوپز به تنهایی به این عمارت نقل مکان می‌کند.
 

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 04:13 PM

عجیب ترین برادر و خواهر جهان + عکس

یک دختر آمریکایی با 69 سانتی متر قد و با 22 سال سن، توانست رکورد کوچکترین زن جهان گینس را از آن خود کند.

به گزارش تکناز‏، بریجت جردن، کوچکترین زن جهان، دانشجوی کالجی در ایالت ایلیونز آمریکا است و سرگرمی اش رقص و انجام ورزشهای شاد است.
 
بریجت به همراه برادر کوچکترش که 20 سال سن و 98 سانتی متر قد دارد کوچکترین خواهر وبرادر جهان محسوب می شوند.
 
براد جردن که ورزشکار است همراه با خواهرش در کالجی در ایالت ایلونیز تحصیل می کند.



نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 04:02 PM

September 29, 2011

عکس های بازیگران مشهور ایرانی که خواننده هم شدند

عکس های بازیگران مشهور ایرانی که خواننده هم شدند

هنرمندان مشهوری چون بازیگران اگر بخواهند در هنر دیگری هم دستی داشته باشند، به خاطر شهرتی که دارند، کار هنری دوم‌شان هم مورد استقبال واقع می‌شود. هنرمندان و بازیگران در همه جای دنیا به تبع شغل‌شان، از شهرت برخوردار می‌شوند و به دلیل این شهرت است که اغلب، حتی کوتاه‌ترین خبر در مورد زندگی شخصی، شغل یا تحصیلات آن‌ها برای طرفداران‌شان هیجان انگیز و جذاب است. دنیای شهرت در کنار مشکلات و سختی‌هایی که دارد، امتیازهایی هم دارد. یعنی اگر فردی صاحب نام و مشهور باشد و تصمیم به شروع تجارت یا کار در هر رشته‌ای بگیرد، شهرت حتما در پیشبرد بهتر آن کار و البته رونق گرفتنش تاثیر چشم‌گیری دارد؛ به نحوی که شهرت پله‌ای برای موفقیت در هر نوع تجارتی می‌شود. به همین دلیل است که وقتی هنرمندان مشهور و سوپراستارها در شغل دوم‌شان موفقند، اما اگر همین هنرمندان بخواهند در هنر دیگری هم دستی داشته باشند، به خاطر شهرتی که پیدا می‌کنند از کار هنری دوم‌شان هم استقبال می‌شود. برای مثال رضا کیانیان، هدیه تهرانی، نیکی کریمی و عباس کیارستمی از جمله بازیگران و سینماگرانی هستند که به هنر عکاسی علاقه دارند و در این زمینه به موفقیت‌های چشم‌گیری دست یافتند. عکس های بازیگران مشهور ایرانی که خواننده هم شدند در این میان، تعداد زیادی از بازیگرهای سینما و تلویزیون هم هستند که در کنار شغل بازیگری‌شان، به موسیقی و آواز علاقه‌ دارند و وقتی به خوانندگی روی آوردند، مورد قبول مردم و هواداران‌شان قرار گرفتند که تعدادی از آن‌ها را در ادامه معرفی می‌کنیم. عکس های بازیگران مشهور ایرانی که خواننده هم شدند زنده یاد خسرو شکیبایی، یکی از بازیگرهای توانای ایرانی است ‌که تنها در فیلم «خواهران غریب» به صورت جدی خوانندگی کرد. علاقه اصلی او به دکلمه اشعار شاعرانی چون حافظ و سهراب سپهری بود. او در همین رابطه آلبوم‌های «نامه‌ها و نشانی‌ها»، «مهربانی»، «پریشانی» و «مسافر» را روانه بازار موسیقی کرد. از مرحوم حسین پناهی نیز 14 دکلمه زیبا به یادگار مانده است. از دیگر بازیگرهایی که به دکلمه اشعار شاعران علاقه دارد، پرویز پرستویی است که اثاری در این زمینه دارد که از جمله آن‌ها می‌توان به دکلمه بر روی ترانه‌های ناصر عبداللهی اشاره کرد. عکس های بازیگران مشهور ایرانی که خواننده هم شدند چند سال پیش که سریال «مرد دو هزار چهره» پخش می‌شد، فایل صوتی بر روی اینترنت منتشر شد که در آن مهران مدیری، برای کودکان ترانه‌های شاد می‌خواند. این فایل مربوط به یک آلبوم کودکانه در سال ۷۲ به کارگردانی بهروز غریب پور بود که مدیری، خواندن ترانه‌هایش را بر عهده گرفته بود. این آلبوم را باید نخستین فعالیت «مهران مدیری» در عرصه خوانندگی دانست. وی سپس کاستی به نام «دلتنگی‌ها» را به بازار فرستاد که در آن، اشعار ‌هاتف علی مردانی را دکلمه کرده بود. آلبوم «از روی سادگی» با موسیقی زنده یاد بابک بیات و فردین خلعتبری، دیگر کار مدیری در این حوزه است. این بازیگر و کارگردان سرشناس از سال ۸۲ به بعد خوانندگی تیتراژ چندین فیلم و سریال، همچون سریال‌های «مهر و ماه»، «شب‌های برره»، «باغ مظفر»، «قهوه تلخ» و فیلم «هم نفس» (مهدی فخیم زاده) را تجربه کرد. مدیری سال ۱۳۸۷ به گروه موسیقی کوبه‌ای «دارکوب» پیوست و کنسرت بزرگی را به یاد زنده یاد خسرو شکیبایی در سالن وزارت کشور اجرا کرد. اجرای مهران مدیری با تك نوازی كمانچه آغاز شد. سپس یك آواز خراسانی در دستگاه دشتی را خواند. وی همچنین در مراسم ده سالگی جشن دنیای تصویر، كه با حضور چهره‌های سینمایی- تلویزیونی برگزار شد، جایزه بهترین ترانه را برای سریال «باغ مظفر» دریافت کرد. عکس های بازیگران مشهور ایرانی که خواننده هم شدند صدای محمدرضا فروتن در «شب یلدا» كیومرث پور احمد، ‌به یادماندنی شد و بعد از آن بود که ‌به فروتن پیشنهاد شد تا اجرای ترانه های دیگری را هم انجام دهد اما او نپذیرفت. محمدرضا فروتن قبل از اینكه بازیگر شود، در كلاس‌های آواز شركت كرده بود و پیش استادانی چون صدیق‌ تعریف و سپهری درس آواز گرفته بود. او به تازگی بر روی آلبوم جدیدی با آهنگسازی بهمن زرین و ترانه‌های افشین یداللهی کار می‌کند که به زودی به بازار می‌آید. عکس های بازیگران مشهور ایرانی که خواننده هم شدند حامد بهداد برای اولین بار با فیلم آخر بازی به سینمای ایران معرفی شد و برای آن کاندید سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد از جشنواره فیلم فجر شد و راه ترقی در سینما را پیمود و از آن به بعد بود که نقش‌های متفاوتی را ایفا و جوایزی را کسب کرد. بهداد هم از آن دسته بازیگرهایی است که خوانندگی را تجربه کرده؛ او در گروه موسیقی دارکوب به همراه مهران مدیری به عنوان خواننده عضو است. در اثر جدید دارکوب، یک قطعه نوستالژی و فولکلور از دیار تربت‌جام وجود دارد که حامد بهداد آن را خوانده است. عکس های بازیگران مشهور ایرانی که خواننده هم شدند شهاب حسینی، یکی از اعضای گروه «هفت» است. گروهی که دو بازیگر دیگر، یعنی «امیرحسین مدرس» و «امین زندگانی» نیز در آن حضور دارند. برادرش آهنگ ساز بود و شهاب حسینی از طریق او به موسیقی علاقه مند شد. از شهاب حسینی، آلبوم «رایا» منتشر شده است. او درباره این آلبوم گفته است "می‌خواستم كاری جدا از بازیگری داشته باشم. دوست داشتم به عنوان یادگار، در این اثر امضایی از خودم به جا بگذارم". عکس های بازیگران مشهور ایرانی که خواننده هم شدند امین حیایی، تا به حال در دو فیلم «سرود تولد» و «بوی بهشت» خوانندگی کرده است. ساز تخصصی‌اش گیتار است و خودش می‌گوید که نوازندگی را بیشتر از خوانندگی دوست دارد. قرار بود چندی پیش در کنار اعضای گروه «کویر» یک کنسرت هم اجرا کند که به دلیل درگیری‌های بازیگری‌اش، موفق به انجام آن نشد. البته طبیعی است که بازیگر پرکاری چون امین حیایی فرصت حضور در چنین برنامه‌هایی را نداشته باشد! چندی پیش در یک برنامه زنده تلویزیونی به اصرار مجری برنامه ترانه ای را به صورت زنده اجرا کرد. عکس های بازیگران مشهور ایرانی که خواننده هم شدند رضا عطاران، بازیگر و کارگردان مجموعه‌های تلویزیونی طنز است که گاهی هم صدایش را امتحان می‌کند، چون به او گفته‌اند حنجره‌اش صدای گرامافون می‌دهد. او در «كوچه اقاقیا» ترانه‌ای را خواند كه باید قدیمی، گرامافونی و فالش به نظر می‌رسید. در «متهم گریخت» و «ترش و شیرین» رپ خوانی کرده است. عکس های بازیگران مشهور ایرانی که خواننده هم شدند حمید گودرزی، بازیگر جوان است که اولین کار خوانندگی‌اش را در سریال تلویزیونی «دانی و من» آغاز کرده و بعد از آن مدتی در گروه «هفت» هم می‌‌خوانده است. bornanews.ir

نوشته شده توسط editor در ساعت 04:01 PM

رامبد جوان از من خواستگاری کرد !!!! + عکس

قرارمان را بعد از اجرای نمایش‌اش گذاشتیم. نمایش «زنی از گذشته» که با همسرش در آن نقش زن و شوهر میانسالی را بازی می‌کنند. در لابی تماشاخانه ایرانشهر می‌بینم‌شان. مرد، مسافر است. به گرمی از همدیگر جدا می‌شوند. طبقه بالا گوشه دنجی از تراس کافه را شکار می‌کنیم. هنوز ننشسته‌ایم که موبایلش زنگ می‌خورد. از گلفروشی است. همسرش سورپرایزش کرده و سفارش داده برایش دسته‌گلی بفرستند.

  

رامبد جوان از من خواستگاری کرد !!!! + عکس

سحر دولتشاهی و رامبد جوان در واقعیت یکی از آن زوج‌های خوشبخت فیلم‌ها هستند. با سحر از زندگی صحبت می‌کنیم. از کارها، دغدغه‌ها، آرزوها و... تا داستان ازدواجش و تلاشش برای تازه و سالم نگاه داشتن زندگی مشترک‌شان. با ما همراه باشید:


کانون پرورش فکری پاتوق ما بود

وقتي خيلي كوچك بودم بچه‌هاي فاميل را جمع  مي‌كردم و با همديگر تئاتر درست مي‌كرديم و نمايش‌هايمان را براي بزرگ‌ترها اجرا مي‌كرديم. همه من را با همين ويژگي‌ها مي‌شناختند و هميشه انتظار داشتند كار جديدي انجام بدهم. نمايش، اجرا و بازي از همان كودكي براي من جذاب بودند. پدرم هم تماشاچي ثابت تئاتر بود. او از همان بچگي ما را همراه خود به تماشاي تئاتر مي‌برد. بسياري از نمايش‌هايي كه بعدها در دوران دانشجويي درباره شان خواندم در بچگي همراه پدر ديده بودم. خانواده ام هيچ‌كدام هنرمند نبودند اما اهل هنر و دوستدار هنر بودند. پدر مهندس بود و شركتي داشت، مادر ورزشكار حرفه‌اي و شناگر بود و سال‌ها نايب رئيس فدراسيون شنا بود. ما سه بچه هستيم و من دختر بزرگ هستم. برادرم مهندس است. خواهر كوچكم نسيم، باستان‌شناسي خواند و عاشق رشته‌اش است. مادر هم همیشه برای ما کتاب می خواند البته تا قبل از این‌که خودمان بتوانیم کتاب بخوانیم. خلاصه اين‌كه خانواده‌اي هنري نبودیم ولي با هنر نيز غريبه و بيگانه نيستيم. كانون پرورش فكري كودكان در پارك لاله پاتوق بچگي ما براي تماشاي تئاتر بود.

آن موقع شايد خيلي نمي‌فهميدم اين‌كه ما خانواده‌اي بوديم كه تئاتر مي‌ديديم و بعد مي‌نشستيم دور هم و درباره‌اش صحبت مي‌كرديم چقدر در تربيت ما و شكل‌گيري ذهنيت‌مان تأثيرگذار بوده است. فكر مي‌كنم پدر و مادرم چه لحظات خوب و مثبتي برايمان درست مي‌كردند. وقتي بزرگتر شدم و به جايي رسيدم كه بايد تعيين رشته مي‌كردم و مسير آينده‌ام را مشخص مي‌كردم پدرم اول اين پيشنهاد را داشت كه هنر را در كنار رشته اصلي‌ام ادامه بدهم. دبيرستان رياضي خواندم. دانشگاه مهندسي شيمي قبول شدم. هنوز يك ترم نگذشته بود كه فهميدم اين راه من نيست و انصراف دادم.


روی ابرها راه می‌رفتم

اول اصلا صحبت بازيگري نبود. دو رشته ادبيات نمايشي و مترجمي زبان فرانسه خواندم و به مرور بازيگري برايم جدي‌تر شد. تا قبل از آن، اين حرفه را دوست داشتم، اما راجع به حضورم مطمئن نبودم. در دانشگاه با اين‌كه رشته‌ام ادبيات نمايشي بود، اما همه كلاس‌هاي بازيگري و كارگرداني را تا جايي كه دستم مي‌رسيد مي‌رفتم و از بچه‌هاي فعال دانشگاه بودم.

كم‌كم جذب گروه‌هاي تئاتر دانشجويي شدم. يكي از خوشحالي‌هاي زندگي‌ام اين است كه مي‌دانم آدم‌هاي كمي در دنيا هستند كه شغل‌شان را دوست داشته باشند و من الان يكي از آنها هستم. كارم را دوست دارم و از آن لذت مي‌برم و مي‌دانم كه اين چقدر مهم است، چون همه ما بيشترين ساعت زندگي و عمرمان را در کارمان صرف مي‌كنيم. مخصوصا ما كه ساعات بي‌ربطي از زندگي‌مان را هم براي كارمان مي‌گذرانيم، فكر مي‌كنم خيلي عشق لازم دارد و اين عشق را نسبت به كارم دارم و هيچ وقت برايم عادي نشده و خيلي بابت آن خوشحالم و خدا را شكر مي‌كنم. من در آن سال‌هاي جواني آنقدر داغ بودم که روی ابرها زندگي مي‌كردم و خیلی فعال بودم. دائما درگير درس و دانشگاه بودم، همزمان تئاتر كار مي‌كردم ، سر تمرين‌ها مي‌رفتم و تئاتر مي‌ديدم و ...

 


پرنسیپ

در كارم همیشه سختگيري داشته‌ام. از يك جايي به بعد پذيرفتم كه تلويزيون رسانه بسيار مهمي است. من 12،10 سال تئاتر كار كردم، اما تا وقتي كه براي تلويزيون بازي نكردم، ديده نشده بودم و مردم من را از تلويزيون شناختند. من هم ديده شدن برايم مهم بود، اما باز هم سعي كردم در انتخاب‌هايم دقت كنم و آنهايي را كه به نظرم درست‌تر مي‌آيند انتخاب كنم. تازگي‌ها شايد زياد دارم اين را مي‌گويم، اما هيچ‌وقت تا حالا كاري را كه قبول نداشتم نكرده‌ام. استاندارد و اصول كارم را نگه داشته ام.


 الان پاهايم روي زمين است

غصه مي‌خورم كه ديگر، آن انرژي و انگيزه سال‌هاي شروع جواني را ندارم يا شايد نمي‌خواهم باور كنم ديگر آن‌قدر سرحال نيستم. سن‌هايي است كه آمدي« طرحي نو در اندازی» و همه چيز را به هم بريزي و كارهاي عجيب و جديدي بكني و روي هوا هستي. الان پاهايم روي زمين است.

حالا ديگر فقط گاهي آن ديوانه‌بازي‌ها را دارم، اما هنوز هم خودم را شگفت‌زده مي‌كنم. جايي كه حس مي‌كنم خسته‌ام، ديگر نمي‌كشم و انگيزه‌ام دارد تمام مي‌شود، يك‌دفعه يك كاري مي‌كنم كه خودم را شگفت‌زده مي‌كنم.

اين حقيقت را پذيرفته‌ام كه آن موقع از 24ساعتم 18ساعتش مفيد بود و حالا نمي‌دانم اين‌طور هست يا نه، اما حالا هم يك جور ديگر مفيد است؛ يعني شايد وارد مرحله‌اي ديگر از جواني و زندگي شده‌ام.
اين روزها هم زيبايي‌ها، جذابيت‌ها و ويژگي‌هاي دوست‌داشتني خودش را دارد. من الان دهه چهارم زندگي‌ام را دارم تجربه مي‌كنم كه به نظرم خيلي دهه جذابي است و اين روزها خيلي بیشتر با جهان اطرافم در صلح هستم. آن سال‌هاي نوجواني و شروع جواني خيلي جنگجوتر بودم.

همه ما دوست داريم كه دوست داشته شويم، اما گاهي اين دوست داشته شدن را خودمان از خودمان دريغ مي‌كنيم؛ در حالي كه  مهم‌تر از اين‌كه هر كسي ما را دوست داشته باشد، اين است كه ما خودمان، خودمان را دوست داشته باشيم. وقتي خودمان را دوست داشته باشيم، مي‌توانيم زندگي و ديگران را هم دوست داشته باشيم.

من خيلي وقت‌ها به گذشته كه نگاه مي‌كنم، مي‌بينم خودم را كم دوست داشته‌ام. بايد هم از بدن مراقبت كرد و هم از روح. بخشي هم شامل آرزوهايت مي‌شود، چون وقتي خودت را دوست داري، براي خودت آرزوهاي بزرگ داري؛ اما وقتي آرزوهايت كوچك مي‌شوند، يعني خودت را كم دوست داري.

امروز به گذشته نگاه مي‌كنم، آن زمان‌هايي كه فكر مي‌كنم خودم را كم دوست داشتم نشانه‌هايش را مي‌بينم. من حرفه‌اي دارم كه بدون مخاطب معنايي ندارد، تولد هر اثر هنري از لحظه‌اي است كه مخاطب پيدا مي‌كند. پس منِ هنرمند حتما بايد تصديق مخاطب را داشته باشم، اگر بگويم غير از اين است،  دروغ گفته‌ام.


  جهان من آرام پیش می‌رود

يك خصوصيتي كه من گاهي فكر مي‌كنم اي كاش مي‌داشتم، اين است كه هيچ وقت خيلي در عجله نيستم و معروفم به اينكه خيلي آرام جلو مي‌روم. همه چيز در اطرافم كند پيش مي‌رود. خيلي در رقابت و عجله نيستم و اين در همه چيزهاي زندگي‌ام جاري است. من احساس نمي‌كنم خيلي ديرم است. فقط با اين تفاوت كه قبلا فكر مي‌كردم اين روحيه خيلي خوب نيست و ممكن است از زندگي عقب بيفتم، ولي الان خوشحالم از اين‌كه اين خصوصيت را دارم.

يك جوري احساس مي‌كنم به چيزي كه سهم من است حتما مي‌رسم و اين‌كه دارم لحظه‌لحظه را تجربه مي‌كنم. براي همين خيلي دغدغه از دست رفتن زمان و آينده و اين چيزها را ندارم و مسأله‌ام نيست؛ البته شايد اطرافيانم كمي بابت اين مسأله اذيت ‌شوند، اما من حال و هواي خودم را دارم و انگار در يك زمان مجازي ديگر براي خودم زندگي مي‌كنم. من آرام راه مي‌روم و زمان حال خيلي برايم اهميت دارد، نه اين‌كه خودآگاه اين‌طوري باشم، هميشه ناخودآگاه اين‌طوري بوده‌ام. يك موقعي به نظرم مي‌آمد واي دير است، اما الان اصلا بابتش نگران نيستم.

 


   با «میم مثل مادر» حال نکردم!

«ميم مثل مادر» براي من خاطره كاري چندان جذابي نيست.  از آشنايي با همه آن آدم‌ها خيلي خوشحالم، از حضور در آن فيلم هم همین‌طور، ولي براي خودم خيلي خاطره جذابي نيست. يعني جدا از این‌که همه چيز داشت خوب پيش مي‌رفت، من خودم احساس نمي‌كردم سر جاي خودم ايستاده‌ام. کمی گيج بودم، ولي در نهايت ناراضي هم نيستم كه در آن كار حضور داشتم، اما در دل آن تجربه نبودم. صادقانه، باهاش حال نكردم. اولين چيزي كه از مرحوم ملاقلي‌پور يادم مي‌آيد، انرژي بسيار عجيب و غريبش بود و اين‌كه خيلي با هم نتوانستيم ارتباط برقرار كنیم، من نمي‌فهميدمش و او هم خيلي من را نمي‌فهميد! مثلا هميشه رو به من مي‌گفت كه اين بچه پولدار است و چك كشيده تو اين كار آورديمش و از اين شوخي‌ها مي‌كرد و به من برمي‌خورد! ولي به مرور فهميدم سوء‌نيت ندارد و فقط شوخي مي‌كند. از اواسط كار من رفتارم را نسبت به فيلم عوض كردم و همه‌چيز درست‌تر شد اما تا آخر يك كَل‌كَلي بين ما بود.


   بیضایی طناز

من سال‌ها جزء گروه تئاتر «بازي» به سرپرستي آتيلا پسياني بودم و اين شانس را داشتم كه چه با كارهاي آتيلا و  چه با كارهاي اميررضا کوهستانی در تئاترها و فستيوال‌هاي خوب جهانی بازي كردم.

در انتخاب بازيگران كار آقاي بيضايي«وقتي همه خوابيم» افشين هاشمي کمک می‌کرد که سابقه تئاتري‌ام را مي‌شناخت و در یکی دو تئاتر با هم، همبازی بودیم. او من را براي كار آقاي بيضايي معرفي كرد.

آقای بیضایی آدم طناز، باهوش و دوست‌داشتني‌‌ای هستند و یک جور طنز اوریجینال دارند.

در آن کار همه‌چیز از قبل فکر شده و آماده بود من از قبل دکوپاژ سکانس‌ها را دیده بودم. این خب خیلی به آمادگی‌ام کمک می‌کرد.


 به رامبد افتخار می‌کنم

وقتي به اين‌كه فيلم رامبد پرفروش‌ترين فيلم تاريخ سينماي ايران شده فكر مي‌كنم، بغض گلويم را مي‌گيرد و به شدت احساساتي مي‌شوم. همه اين موفقيت متعلق به خود رامبد است. من هم كنارش بودم و همه تلاشم را كردم كه آرام و راحت باشد. خيلي هم به رامبد افتخار مي‌كنم. از لحظه اولي كه اين فيلمنامه را خواندم، مي‌دانستم كه مي‌گيرد و خيلي رامبد را تشويق كردم كه اين كار را بپذيرد و خوشحالم كه اين كار مال رامبد شد. رامبد هم صادقانه براي اين فيلم زحمت كشيد و من به چشم ديدم كه چقدر تلاش كرد و الان هم براي همه‌شان خوشحالم. خودم اين فيلم را 6،7 بار ديده‌ام و احساس بسيار خوبي دارم كه مردم اين‌قدر با فيلم ارتباط برقرار كرده‌اند. خدا را شكر مي‌كنم كه شادي مردم را هنگام تماشاي اين فيلم شاهد بودم.


 فرهادی مرموز

بعد از فرزند صبح، سر «چهارشنبه‌سوري» اصغرفرهادي رفتم. داستان هم اين‌طوري بود كه من با هديه سركار آقاي افخمي بودم. هديه حضورش در چهارشنبه‌سوري قطعي شده بود و من را به آقاي فرهادي معرفي كرد. بعد ايشان تئاتر «تجربه‌های اخیر» را از من ديدند و من را جزء تيم قرار دادند. اصغر فرهادي از آن آدم‌هاست كه همان بار اول كه پاي صحبتش مي‌نشینيد، خيلي تحت‌تاثیر قرارتان می دهد. کمی هم مرموز است و البته دقیق‌ترین کارگردانی است که تا به حال با او کار کرده‌ام. مرموز یعنی این كه خيلي دوست داري بيشتر درباره‌اش بداني. من با ترانه عليدوستي هم از سال‌ها قبل دوست بودم. ما اصلا قبل از اين‌كه هر دو وارد سينما و همكار شويم، همديگر را مي‌شناختيم. يادم هست او «من ترانه 15سال دارم» را بازي كرد و من همزمان تئاتر را شروع كرده بودم. با هم از كار صحبت مي‌كرديم، ترانه از سينما مي‌گفت و من از تئاتر تعريف مي‌كردم.


  مدرسه موش ها ، خونه مادر بزرگه و همه خاطرات خوش

«كتاب‌فروشي هدهد» اولين تجربه تلويزيوني‌ام بود. خیلی خانم برومند را دوست دارم، یک جوری که آدم مثلا خانواده یا فامیلش را دوست دارد. محيط هم خيلي صميمانه‌ بود. كتاب‌فروشي هدهد تنها باری بود كه من بدون خواندن فيلمنامه سر كاري مي‌رفتم؛ چون قرار بود با آدمي كار كنم كه بخش بزرگي از كودكي‌ام را شكل داده بود. رفتم كسي را ببينم كه مدرسه موش‌ها، خونه مادربزرگه و... را ساخته بود. او برایم خالق خاطره‌هاي عزيزي بود. يادم هست وقتي كه با من صحبت كرد، قصه‌ای 3خطي را برايم تعريف كرد و من بدون چون و چرا پذيرفتم و با کمال ميل سر کار رفتم. من با خاطره و ذهنيتي مثبت سر آن كار رفتم كه خدا را شكر به هم نريخت.

اين خيلي خوب است كه آن تصويري كه از آدم‌ها در ذهنت داري به هم نريزد، من الان خيلي آدم‌ها هستند كه ترجيح مي‌دادم از نزديك نمی شناختم‌شان.


من خوشحالم

  سالم، تازه، سر حال دغدغه‌هاي مهمي در زندگي‌ام دارم. همان‌قدر كه دوست دارم در كارم موفق باشم، دوست دارم درست و خلاقانه زندگي كنم. به نظرم هنرمند بودنم نبايد فقط در شغلم و محدود به كارم باشد. بايد زندگي هنرمندانه داشته باشم. مخصوصا كه من به خاطر كارم معذورياتي دارم، مثلا كارم از نظر زمان بي‌نظم است و خيلي چيزها روي روال و مسير زندگي معمول نيست.
بنابراين من بايد تصميم‌هايي بگيرم كه همه چيز را در زندگي‌مان سالم، تازه و سرحال نگاه دارم و اگر بتوانم در اين رابطه موفق باشم، خيلي برايش اعتبار قائلم. زندگي شخصي را تازه نگه داشتن و خوشبختي را در آن جاري كردن، خيلي كار آساني نيست  و هوش و خلاقيت مي‌خواهد.

بعضی وقت‌ها به رامبد مي‌گويم خوشحالم آدمي هستم كه شب راحت مي‌خوابم. خوشحالم كارهايي را كرده‌ام كه به آنها اعتقاد داشته‌ام و مرزهايي كه براي خودم قائل بودم را رد نكرده‌ام.

 


   همسایه‌های دوست‌داشتنی ما

ورزش عضو هميشگي زندگي‌ام است.  اما ميزان آن بستگي به وقتم دارد، حالا از يك پياده‌روي ساده بگيريد تا مثلا اگر برسم يك ساعتي يوگا كنم يا شنا بروم و...

خيلي به ورزش اعتقاد دارم. خيلي وقت‌ها اگر فعاليت بدني نداشته باشم اصلا مغزم كار نمي‌كند. به خاطر مادرم ورزش به نوعي جزء تربيتم هم بوده. كلا از سلامت و بدنم مراقبت مي‌كنم، البته نمي‌توانم قول بدهم هميشه حواسم است؛ اما حداقل وقتی در خانه هستم، حواسم به برنامه غذايی‌مان هست. سعي مي‌كنم غذايمان سالم باشد و در برنامه غذايي‌مان حتما سبزيجات و مواد سالم باشد. چون به هر حال سلامت و مراقبت از بدن براي ما با توجه به شغلي كه داريم، لازم است؛ يعني به نوعي بدن مان ابزار كارمان است.

هميشه بايد سالم و سرحال باشيم حتي وقتي سركار نيستيم، چون هر لحظه ممكن است كار پيش بيايد. نمي‌توانم خودم را رها كنم، اشتباه محض است. سعي مي‌كنم بتوانم در قلب اين بي‌نظمي، نظم خاص خودم را ايجاد كنم. مثلا خیلي دوست دارم ساعت خواب منظم و درستي داشته باشيم، چون به نظرم خواب كافي و به موقع در سلامت بدن بسيار موثر است.

گاهي كه خيلي سركار هستم، مي‌بينم اين بي‌خوابي و بدخوابي چقدر آدم را كسل و خسته مي‌كند. خانواده‌ام خيلي برايم مهم هستند. خوشبختانه ما تقريبا با پدر و مادرم همسايه هستيم و سعي مي‌كنم فاصله زيادي بين ديدارهايمان نيفتد.


داستان ازدواج من و رامبد

    *  در همه اين سال‌ها هم يك آدم ديگري بود كه بازي مي‌كرد، در همسران، خانه سبز و... داشت مسیرش را طی می کرد. درباره آشنایی‌تان با همسرتان، رامبد جوان، بگویید. قبل از آشنایی نزدیک درباره او چه نظری داشتید؟

رامبد جزء بازيگراني بود كه هميشه كارش را دنبال مي‌كردم. يادم هست خانه سبز را كه مي‌ديدم، خيلي از او خوشم مي‌آمد. اين‌طور نبود كه بگويم مي‌دانستم يك روز قرار است با هم آشنا بشويم و ازدواج كنيم، اما هميشه احساس خاصی داشتم.  به نظرم خيلي آدم مثبت و دوست‌داشتني می‌آمد. خيلي دوستان مشترك داشتيم و دورادور همديگر را مي‌شناختيم، تا اين‌كه بالاخره وقتش رسيد. یک مدت هي پيش آمد اين ور، آن ور همديگر را  مي ديديم. كم‌كم حواس‌مان بيشتر به هم جلب شد و کار به ازدواج رسید.
من هميشه به ازدواج اعتقاد داشتم. ازدواج انگار خودش پيش مي‌آيد و آن‌طوري نيست كه آدم خيلي برايش برنامه‌ريزي كند. من مي‌دانستم كه دوست دارم خانواده تشکیل بدهم و خانواده خودم را داشته باشم و هميشه به چشم يك كار خلاقانه به آن نگاه مي‌كردم. از قبل نسبت به ازدواج پيش داوري نداشتم، مي‌دانستم و از ديگران هم شنيده بودم كه وقتي پيش مي‌آيد خودت مي‌فهمي که درست است و واقعا براي من هم همين‌طور بود. يك سري ملاك‌هاي كلي داشتم، مثل اين‌كه خيلي اختلاف اعتقادي، طبقه اجتماعي و سني عجيب و غريب وجود نداشته باشد.

    *   این پیوند باعث پیوند کاری شما هم شده است؟

ترجيح مي‌دهم كه ما هر كدام مسير خودمان را در كار داشته باشيم. اين‌كه ما زن و شوهر هستيم به اين معني نیست كه همواره قرار است با هم كار كنيم، هر چند به هر حال احتمالا همكاري بين ما زياد پيش خواهد آمد؛ ولي هر دو خيلي حرفه‌اي به ماجرا نگاه مي‌كنيم. يعني درست است که ما در خانه‌مان خيلي درباره كار با هم صحبت مي‌كنيم، ولي سركار واقعا شغل‌مان است و حرفه‌اي به آن نگاه مي‌كنيم.

    *   این حرفه ای یعنی چی؟

سعي مي‌كنم زندگي‌ام را مديريت كنم، چون به نظرم همه روابط، سياستي لازم دارند و بهترين سياست هم صداقت است. من در رابطه زناشويي‌ام هميشه آن‌طور كه فكر كردم درست است عمل كردم. خيلي وقت‌ها استرس‌هايي بوده كه سعي كردم به رامبد منتقل نكنم و خودم حل كنم. اما اصولا وقتي با رامبد كار مي‌كنم، انگار يك مسئوليت مضاعفي نسبت به كارهاي ديگرم دارم، چون مرتب بايد حواسم باشد كه زن كارگردان نباشم و فكر نكند من به واسطه او آنجا هستم. شايد من در كارهاي ديگر خيلي راحت نظر مي‌دهم، مخالفت مي‌كنم، بدقلقي مي‌كنم و ... اما سركار رامبد خيلي رعايت مي‌كنم، چون آدم‌ها از قبل نوعی گارد دارند.

    *   ازدواج‌تان چطور پیش رفت؟

رامبد بعد از اين‌كه به من پيشنهاد ازدواج داد، آمد با پدرم صحبت كرد. بعد هم خواستگاري انجام شد، اما عروسي و مراسم ديگر را به آن شكل مرسوم و مفصل نگرفتيم و ميهمانی ازدواج‌مان خيلي كوچك و مختصر بود. ما تصميم گرفتيم سفر برويم و سفرهاي خوبي هم رفتيم. واقعا نمي‌دانم مهم‌ترين ويژگي رامبد كه به او اعتماد كردم چه بود. چیزی که مي‌دانم  این است که رامبد به شدت با محبت و پر از زندگي است و اين روحيه‌اش من را تحت تأثير قرار داد و هنوز هم تحت تأثير قرارم  مي‌دهد.

    *   چقدر به ملاک هایی مثل درآمد، تحصیلات و این چیزها توجه کردید؟

مي‌دانيد ادا در نمي‌آورم، ولي واقعا آدمي نيستم كه این جور چیزها برايم مهم باشد. اين چيزها مسأله من نيست. البته به تربیت هم برمي‌گردد. چيزهاي ظاهري مثل مدرك تحصيلي، پول و... جزء ملاك‌هاي تربيتي من براي انتخاب آدم در هيچ رابطه‌اي نبوده و نيست و الان هم خوشحالم كه مي‌بينم درست فكر مي‌كرده‌ام. اين چيزها جذابيت ظاهري است كه خيلي سريع از بين مي‌رود و بعد هم روزي مي‌رسد كه آدم‌ها بايد با هم زندگي كنند و اين چيزها ديگر اهميت ندارد.


بچه طفلکی من!

من خيلي دوست دارم بچه داشته باشم، يعني شكي در اين‌باره ندارم. ولي شايد جسارتم كم شده ، مثلا تهران خيلي من را مي‌ترساند. فكر مي‌كنم اين شهر هر روز دارد ترسناك‌تر مي‌شود. با خودم فكر مي‌كنم حاضري بچه ای را به دنيا بياوري كه براي رفتن به پارك يا خانه مادربزرگش 3ساعت بايد فقط در راه رفت و برگشت باشد؟ تا 10سال ديگر در این هوا می‌توان نفس کشید؟! از اين جور چيزها و از پاسخ اين پرسش‌ها مي‌ترسم. اگر نه، اين كه قرار است يك روحي به وجود بيايد كه رشد كند ، به نظرم واقعا یک هدیه است. قصد بچه‌دار شدن را دارم، ولي مي‌خواهم سعي كنم شرايط بهتري براي آمدن او ايجاد كنم.

پردیس/برترین ها

آنچه گذشت :

رامبد جوان و همسرش، معادی و ترانه عليدوستي در افتتاح یک فیلم + عکس

عکسهای متفاوت از رامبد جوان و همسرش

رامبد جوان روی صحنه / عکس

ماجرای آشنایی رامبد جوان با همسرش + عکس

حکایت فلورا سام از «توطئه فامیلی» رامبد جوان + عکس

مصاحبه همراه با تصاویر جنجالی از رامبد جوان و حامد کمیلی

عکس جدید رامبد جوان و همسرش سحر دولتشاهی

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 03:37 PM

تصاویر جالب از قطار اشرافی در هند



















































نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 02:23 PM

خارج کردن نارنجک منفجرنشده از صورت یک زن+عکس

این تیم پزشکی پس از انجام 4 ساعت عمل جراحی، موفق به خارج کردن نارنجک از صورت این زن شد.
پزشکان مکزیکی به همراه متخصصان مواد منفجره، نارنجکی را از صورت یک زن خارج کردند.

به گزارش برنا، زنی 32 ساله در ایالت «سینالوای» مکزیک هنگام فروختن غذاهای دریایی در کنار خیابان بر اثر اصابت نارنجک بیهوش شد.

بر اساس گزارش دیلی میل، پزشکان با استفاده از توموگرافی و اشعه ایکس دریافتند یک نارنجک منفجر نشده در بین استخوان‌های بالایی و پایینی آرواره این زن جای گرفته است.

این پزشکان به کمک متخصصان مواد منفجره به منظور جلوگیری از انفجار این نارنجک، بلافاصله اقدام به انجام عمل جراحی روی این بیمار کردند.

این تیم پزشکی پس از انجام 4 ساعت عمل جراحی، موفق به خارج کردن نارنجک از صورت این زن شد.

این بیمار بر اثر اصابت این نارنجک نیمی از دندان‌هایش را از دست داد و صورتش به دلیل بخیه بزرگ از شکل طبیعی خود خارج شد.



نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 01:34 AM

قديمي‌ترين اتومبيل جهان حراج مي‌‌شود+عکس

قدیمی ترین خودروی جهان متعلق به سال 1884، ماه آینده میلادی در پنسیلوانیای آمریکا به حراج گذاشته خواهد شد.

به گزارش مشرق،‌ پیش‌بینی می‌شود این خودرو که نام کامل آن «De Dion Bouton Et Trepardoux Dos-A-Dos» است و نمونه‌ای منحصر به فرد از نخستین اتومبیل‌های جهان به شمار می‌رود به ارزش 2 تا 2.5 میلیون دلار به فروش برسد.



این اتومبیل توسط یک صنعتگر ثروتمند فرانسوی و الهام گیری او از نمونه‌‌های موتورهای بخار موجود در یک فروشگاه اسباب فروسی در سال 1884 ساخته شده و در سال 1887 نیز در نخستین مسابقه اتومبیل‌رانی شرکت داده شد.

از نکات جالب توجه در خصوص این خودرو، توانایی حرکت در زمان حاضر بوده و می‌تواند فاصله‌ای 20 مایلی را در یک مخزن پر از آب بپیماید. حداکثر سرعت آن نیز 38 مایل در ساعت است.

به گفته مسئول حراجی پنسیلوانیا، این خودرو در تاریخ هفتم اکتبر به حراج گذاشته خواهد شد.

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 01:06 AM

پیرترین قاتل جهان کیست؟+عکس

یک پیرزن 96 ساله ویلچری در فلوریدا با شلیک به خواهرزاده‌اش با یک کلت مگنوم به کهنسال‌ترین متهم به قتل فلوریدا تبدیل شده است.

به گزارش فارس، پلیس اعلام کرده که جسد جانی رایس 53 ساله را در حالی‌که گلوله‌ای به سینه‌اش خورده بوده در کف خانه پیدا کرده است.

چند ساعت پس از شلیک آماندا رایس استیونسون 96 ساله توسط پلیس بازداشت شده و متهم به قتل عمد می‌شود.

به گزارش نیویورک دیلی بر اساس اعلام پلیس شلیک به مقتول در پی یک اختلاف داخلی صورت گرفته است. همسایه‌ها گفته‌اند که رایس و همسرش دبورا از وضعیت خاله خود که رفتارهای خشونت باری را داشته نگران و هراسناک بوده اند.

به گفته یکی از همسایه ها آنها قصد داشتند که به وی کمک کرده و در حالیکه ترسیده بودند او را از خانه خارج کنند اما موفق نشدند.

استیونسون دست کم 2 دوبار در گذشته نیز بازداشت شده بود یک بار در سال 1995 به دلیل آتش افروزی عمدی و یک بار در سال 2007 به دلیل صدور چک بی محل.

برخی گمانه زنی ها از ابتلای این زن کهنسال به جنون حکایت دارد.

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 01:04 AM

September 28, 2011

«آنجلینا جولی» فرزندانش را به دیدار «گوین استفانی» برد/ عکس

 «آنجلینا جولی» فرزندانش را به دیدار «گوین استفانی» برد/ عکس

"آنجلینا جولی" و فرزندانش به دیدار "گوین استفانی" و خانواده اش در لندن رفتند.

هفته گذشته "آنجلینا جولی" به همراه همه فرزندانش به لندن سفر کردند. در این سفر آنان به دیدار خواننده آمریکایی «گوین استفانی» و خانواده اش رفتند.

"گوین استفانی" خواننده ۴۱ ساله آمریکایی تبار مشهور که با همسر انگلیسی خود "گاوین راسدیل" خواننده گروه موسیقی "بوش" و سه فرزندشان ، در لندن زندگی می کنند و هفته گذشته میزبان آنجلینا جولی و خوانواده اش بودند.

آفتاب

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 04:33 AM

این دختر مثل بیسکویت آجرمیخورد !! + عکس

ناتالیا های‌هورست، دختر خردسالی است که اعتیادش به خوردن وسائل غیرخوراکی، او را در آستانه مسمومیتی کشنده قرار داده است.
قانون به نقل از روزنامه سان، اعتیاد ناتالیا های‌هورست به خوردن وسائل غیرخوارکی تا آنجا پیش رفته است که والدین این کودک سه ساله، چندی پیش او را به دلیل خوردن یک لامپ در حال مرگ یافتند.


اگرچه خوراکی مورد علاقه ناتالیا چوب و سنگ است اما این دختر کوچک به دلیل خوردن یک آجر کامل (مانند یک بیسکویت) شناخته شده است.
کالین، مادر 31 ساله ناتالیا، می‌گوید: "هر روز تلاش می‌کنیم تا مانع ناتالیا شویم که چیزهایی بخورد که می‌توانند او را بکشند."
از زمانی که خوردن لامپ ناتالیا را در آستانه مرگ قرار داده است، این دختر کوچک از خوردن شیشه پرهیز می‌کند اما همچنان چوب، سنگ و آجر می‌خورد.
گفته شده که ناتالیا می‌تواند مانند یک انسان عادی که بیسکویت شکلاتی می‌خورد یک آجر را بخورد.
به گفته کالین، ناتالیا می‌داند که خوردن این چیزها خوب نیست اما ولع او به قدری است که کنترل آن برای یک کودک سه ساله غیرممکن است.
بنا براین گزارش، ناتالیا مبتلا به بیماری "پیکا" (Pica) است، بیماری که فرد اشتهای زیادی به خوردن چیزهای غیرخوراکی دارد

شفاف

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 04:31 AM

عکس یادگاری شعبون بی مخ با نورمن ویزدوم کمدین آمریکایی

شعبان جعفری معروف به شعبان بی‌مخ یکی از نام‌های جنجالی تاریخ معاصر ایران و از بازیگران اصلی کودتای ۲۸ مرداد بود. وی زورخانه دار و باستانی کار ایرانی بود که بیشتر به خاطر حضورش در حرکات سیاسی به خصوص در کودتای ۲۸ مرداد سال ۱۳۳۲ شهرت داشت.




شعبون بی مخ و نورمن ویزدوم کمدین آمریکایی

«شعبون بی‌مخ» در سال 1300 ه.ش در محله سنگلج تهران در یک خانواده پرجمعیت(13 خواهر و برادر) متولد شد. وی طی چهار سال تحصیل در مقطع ابتدایی به سبب شرارت از چندین مدرسه اخراج شد و سرانجام ترک تحصیل نمود.

در جریان وقایع 15 خرداد 1342، جعفری با اوباش همراهش به خیابانها ریختند و به ایجاد رعب و وحشت کردند. حضور او در چنین روزهایی آنچنان زننده بود که وزارت اطلاعات و امنیت کشور خواهان آن بود که هرچه کمتر در محافل ظاهر شود. از دیگر اقدامات وی برگزاری مراسم روضه‏‌خوانی در دهه ماه محرم در تکیه دباغخانه بود که هزینه آن را هرساله از ساواک دریافت می‏کرد.

در جریان مبارزات انقلابیون با شاه، جعفری احساس خطر کرد و به اسرائیل گریخت ولی مجدداً به ایران بازگشت و همزمان با خروج شاه از کشور به ژاپن رفت. از ژاپن نیز به آلمان، اسرائیل، فرانسه، انگلیس و ترکیه رفت.

در ترکیه با گروه ارتشبد آریانا و بر علیه حکومت جمهوری اسلامی به فعالیت پرداخت و دو نامه این ژنرال فراری را برای دو سرکرده رژیم صهیونیستی؛ اسحاق رابین و غوری ناکیس- از ژنرال‌های اسرائیلی و رییس بخش مهاجرت آژانس یهود برد.

آخرین شغل وی، حمل و نقل مشروبات الکلی برای شرکتی در ایالت کالیفرنیا بود و سرانجام در  روز ۲۸ مرداد ۱۳۸۵در سالگرد کودتای ۲۸ مرداد در لس آنجلس جان خود را از دست داد.

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 04:01 AM

خوانندگی آقای میلیاردر به نفع فقرا ! + عکس

خوانندگی آقای میلیاردر به نفع فقرا ! + عکس

به گزارش سرویس بین الملل برنا به نقل از خبرگزاری شینهوآ، " چن گوانگ بیائو" میلیاردر چینی و از کارآفرینان برتر این کشور که همواره در امور خیریه پیش قدم است، با برگزاری کنسرت موسیقی در استان "گوئیژو" واقع در جنوب غرب چین، عواید این مراسم را به فقرا اهدا کرد.

" گوانگ بیائو" در حاشیه برگزاری این کنسرت 1000 رأس بز و 113 ماشین کشاورزی نیز به خانواده های فقیر این استان هدیه کرد.

میلیاردر چینی از 10 سال گذشته خود را وقف انجام امور خیریه کرده است و در این مدت بیش از 125 میلیون دلار به فقرای این کشور کمک کرده است.

خوانندگی آقای میلیاردر به نفع فقرا ! + عکس

خوانندگی آقای میلیاردر به نفع فقرا ! + عکس

خوانندگی آقای میلیاردر به نفع فقرا ! + عکس

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 03:55 AM

رونمایی از جدیدترین مدل بوئینگ + تصویر

این هواپیما قرار است روز چهارشنبه از واشینگتن وارد توکیو شود و اولین پرواز تجاری خود را یک ماه دیگر در تاریخ 26 اکتبر، از توکیو به هنگ کنگ انجام خواهد داد.
بالاخره پس از سه سال تاخیر، شرکت هواپیماسازی بویینگ آمریکا، اولین نمومه بوئینگ ۷۸۷ دریملاینر خود را تحویل شرکت هواپیمایی ژاپنی "ایر نیپون ایرویز” داد.این شرکت ژاپنی با ۵۰ سفارش از این هواپیما بزرگترین مشتری آن محسوب می شود.

به گزارش «تابناک» به نقل از یورونیوز ، این هواپیما قرار است روز چهارشنبه از واشینگتن وارد توکیو شود و اولین پرواز تجاری خود را یک ماه دیگر در تاریخ 26 اکتبر، از توکیو به هنگ کنگ انجام خواهد داد.

جیم آلبو، مدیر عامل بویینگ در این باره گفت: "امروز به عنوان یک روز به یاد ماندنی در تاریخ شرکت بویینگ و همچنین در تاریخ سفرهای تجاری هوایی ثبت خواهد شد. من مطمئنم که امروز 26 سپتامبربرای همیشه به عنوان سرآغاز فصل جدیدی از هوانوردی بخاطر سپرده خواهد شد.”

بوئینگ ۷۸۷ دریملاینر یک هواپیمای جت مسافربری دو موتوره و پهن پیکر است. تعداد مسافران قابل حمل توسط این هواپیما بسته به تعداد و نوع صندلی‌ها ۲۱۰ تا ۳۳۰ نفر می باشد.

این هواپیما بیست درصد کمتر از دیگر هواپیمای مسافربری بوئینگ سوخت مصرف می کند و اولین بوئینگی است که کامپوزیت در بیشتر بدنه آن بکار رفته ‌است.

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 03:53 AM

جشن تولد 13 سالگی گوگل +تصاویر

امروز بزرگترین موتور جستجوی اینترنتی جهان 13 ساله شد.

به گزارش برنا، امروز موتور جستجوی گوگل سیزدهمین سالگرد تولدش را جشن می‌گیرد و به همین مناسبت این سایت لوگوی خود را تغییر داده است.

بر اساس گزارش سرچ انجین واچ، در طول 13 سالی که از عمر این موتور جستجو می‌گذرد، مسوولان آن چندین بار تاریخ تولد آن را تغییر داده است. در ابتدا در چهارم سپتامبر سال 1998 گوگل خبر راه‌اندازی گوگل منتشر شد و 3 روز پس از آن در 7 سپتامبر به صورت رسمی گوگل افتتاح و در تاریخ پانزدهم سپتامبر سایت Google.com، ثبت شد. اما مقامات گوگل روز 27 سپتامبر را به عنوان روز تاسیس و تولد این موتور جستجوی اینترنتی اعلام کردند.

13 سال پیش، لری پیج و سرگئی برین 2 دانشجوی دکترای دانشگاه استنفورد تصمیم گرفتند پروژه‌ای را انجام دهند که در آن به کمک یک موتور جستجوگر، لینک‌های پشتیبانی سایت‌ها را بررسی و بر اساس آن اهمیت آن‌ها را تعیین می‌کرد. آن‌ها نام این پروژه را BackRub گذاشتند و آن را با هزینه‌ای معادل 100 هزار دلار آغاز کردند.

موتور جستجوی آنها در ابتدا با آدرس google.stanford.edu راه‌اندازی شده بود و در سپتامبر سال 1998 دامنه www.google.com ثبت شد.

نام بزرگترین موتور جستجوی جهان، از کلمه گوگول به معنی عدد 1 به همراه 100 صفر، توسط موسسان آن انتخاب شد. اکنون موتور جستجوی قدرتمند گوگل به همراه مجموعه‌ای از سایت‌ها و سرویس‌های مختلف، مجموعه‌ای را تشکیل داده که در بیشتر کشورهای جهان به عنوان سایت پربازدید آنها مطرح است.

در اینجا برخی از لوگوهایی که گوگل به مناسبت تولد خود طراحی کرده می‌بینیم:


تولد 13 سالگی:



تولد 12 سالگی:




تولد 11 سالگی:



تولد 10 سالگی:




تولد 9 سالگی:





تولد 8 سالگی:



تولد 7 سالگی:



تولد 6 سالگی:




تولد 5 سالگی:





تولد 4 سالگی:

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 03:41 AM

September 27, 2011

نیوشا ضیغمی: این عکس ها مونتاژ شده + تصویر

نيوشا ضيغمي بازيگر سينما و تلويزيون گفت: برای ادای دین به همراه همکارانم به مزار گلزار شهدای یزد رفتم.

 نیوشا ضیغمی بازیگر سینما و تلویزیون در گفتگو با باشگاه خبرنگاران افزود: به مناسبت هفته دفاع مقدس من به همراه همکارانم پنج شنبه شب هفته گذشته به گلزار شهدای یزد رفته و با عشقی که از شهدا و نسبت به آن ها داشتم، دیدار آن ها را کمترین کار دانستم.

وی افزود: همزمان با حضور ما در گلزار شهدای یزد، خانواده های این عزیزان نیز آنجا حضور داشتند و ما با آنها دیدار داشتیم.

ضيغمي ضمن بیان این مطلب که آرامش امروز جامعه را همگی مدیون شهدای عزیزمان هستیم، اظهار داشت: آن هایی که عکس هایی از من و همکارانم بر مزار شهدا مونتاژ و منتشر كردند، بدانند که با روح بزرگ خانواده های این عزیزان بازی کردند.

ضیغمی بیان کرد: اگر این یک مسئله شخصی بود از آن می گذشتم ولی این ها حق شوخی با خانواده های بزرگوار شهدا را نداشتند.

این هنرمند ادامه داد: ما بازیگران هر لحظه باید مراقب رفتار و حرکات خود در اجتماع باشیم و نمی دانم چرا برخی از نشریات زرد برای فروش خود دست به این کارها می زنند.

ضیغمی با بیان اینکه من انجام هرگونه اقدام توهين آميز در مزار شهدا و عکسهاي مربوط به آن را تکذیب می کنم، تصریح کرد: هر کدام از این خانواده ها چندین شهید داده و متاسفم که عده ای آمده و با حریم خصوصی ما بازی کردند و این آسیب را وارد جامعه و در اصل اینها به شهدای ما توهین کردند.

وی خاطرنشان کرد: وظیفه رسانه صداقت و آگاهی است و متاسفم برای اینکه بعضی ها به دنبال ایجاد جریان های مثبت نبوده و به خاطر پول، شرافت و دین خود را می فروشند.

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 06:58 PM

مینا لاکانی بازیگر ایرانی در صدای ‌آمریکا کشف حجاب کرد! + عکس

مینا لاکانی بازیگر ایرانی در صدای ‌آمریکا کشف حجاب کرد!

شبکه صدای آمریکا بازهم در پخش زنده خود، یک بازیگر دیگر را بدون حجاب به نمایش گذاشت.
براساس این گزارش، مینا لاکانی، بازیگرسینما و تئاتر در برنامه شباهنگ صدای آمریکا بدون، حجاب حاضر شده تا اهداف این شبکه ضد ایرانی را تامین کند. وی در مصاحبه با این شبکه خود را مبرا از حزب بازی خواند ولی مدعی شد به خاطر همبستگی با مردم، از ایران خارج شده است.

مینا لاکانی بازیگر ایرانی در صدای ‌آمریکا کشف حجاب کرد! + عکس
لاکانی در این مصاحبه عدم حضورش در صدا وسیما را نه ضعف بازیگری و نامناسب بودن برای نقش، بلکه سیاسی خوانده و تصورات ذهنی مبنی برتماس های مشکوک را مطرح کرد.
یاد آور می شود، مینا لاکانی در سال 1348 درتهران متولد شد و با بازی در تئاتر هملت به کارگردانی دکتر قطب الدین صادقی وارد عرصه ی بازیگری شد. پس از آن با فیلم «پرواز را به خاطر بسپار» به کارگردانی حمید رخشانی اولین تجربه سینمائی خود را پشت سر گذاشت، با فیلم «روز فرشته» به کارگردانی بهروز افخمی حضور خود را در سینما تثبیت نمود.
 
مینا لاکانی
 
 
لاکانی با بازی در فیلم «دیدار» به کارگردانی محمدرضا هنرمند توانست سیمرغ بلورین و دیپلم افتخار بهترین بازیگر زن را از سیزدهمین جشنواره فیلم فجر دریافت کند. بعدها او در فیلم های مختلف سینمائی به ایفای نقش پرداخت و حضور در تلویزیون را با سریال «همسفران» و فیلم تلویزیونی «پریماه» تجربه کرد
ایفای نقش در تله تئاترهای «کسب و کارهای آقای فابریزی» و «در پوست شیر» قسمتی دیگر از فعالیت های تلویزیونی لاکانی را شامل می شود.
گفتنی است، پیش از این هم شبکه صدای آمریکا در برنامه خود با نوعی روانشناسی، فریبا داودی مهاجر را مجبور کرد تا روسری را از سر خود بردارد.

ایلنا

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 06:48 PM

September 26, 2011

با ویشکا آسایش و پسرش گیو ! + عکس

با ویشکا آسایش و پسرش گیو !


ویشکا آسایش این روزها با فیلم موفق «ورود آقایان ممنوع» حسابی خبرساز است.  او در کنار بازیگری یک مادر نمونه برای پسر بامزه‌اش «گیو» است و ما به همین بهانه سراغ او رفته‌ایم. ویشکا آسایش نه تنها یک مادر که یک «دوست» فوق‌العاده برای «گیو» است و خیلی راحت این را از لابه‌لای واکنش‌های دوستانه‌اش مي‌شد فهمید. از لابه‌لای تمام زمین افتادن‌ها و بلندشدن‌ها، تمام بازی‌های کودکانه‌ای که در همه لحظات عکاسی بین او و گیو رد و بدل می‌شد و از بین تمام دلشوره‌های مادرانه‌ای که هنگام گفتن از این تجربه شیرین در چشم‌هایش آشکار می‌شد. ویشکا آسایش یک «مادر» و یک «دوست» فوق‌العاده است. این موضوع را می‌توانید خیلی راحت بعد از خواندن صحبت‌هایش متوجه شوید.

با ویشکا آسایش و پسرش گیو ! + عکس
مادرم خیلی به «گیو» می‌گوید که من کارهای سینمایی و تلویزیونی می‌کنم. خودم هم همین‌طور، مثلا سناریوهای کار را نشانش می‌دهم و یک وقت‌هایی می‌گوید بیا سناریو بخوانیم! یک بار هم پشت صحنه «نرد‌بام آسمان» آمد که اتفاقا برایش خیلی جالب بود، چون صحنه‌ای بود که تعداد زیادی اسب در آن بود و «گیو» هم عاشق اسب‌هاست. سوار اسب هم شد. البته فکر نمی‌کنم هنوز آن‌طور متوجه کارهای من باشد، چون یک بار که تلویزیون نشانم می‌داد، صدایش زدم و گفتم من را ببین اما هیچ اهمیتی نداد و با خونسردی کامل از کنار تلویزیون رد شد!


شب بیداری‌ها

اگر بخواهم از سختی‌های مادر شدن بگویم اول از همه شب نخوابیدن‌هایش است. البته من شانسی که آوردم این بود که «گیو» فقط تا ۳ ماهگی شب‌ها نمی‌خوابید، بعد از آن خوشبختانه ساعت خوابش تنظیم شد. با وجود این سختی‌های من کمرنگ‌تر بود، چون همسرم واقعا کمک می‌کرد. مثلا اگر من به بچه شیر می‌دادم، او آرامش می‌کرد. یعنی پا به پای من می‌آمد. این‌طور نبود که تمام کار‌ها با من باشد. هر چقدر من کار می‌کردم، او هم بود. برای من سختی‌اش‌‌ همان نخوابیدن بود. اینکه با وجود تمام خستگی‌ها باید هر یک ساعت یک بار بیدار مي‌شدم و مراقب همه چیز بودم. مسئولیت و نگرانی‌های بعدی‌اش هم خیلی سخت است.


یک عشق فوق‌العاده بزرگ

مادرم خیلی آدم شادی است، چون خودش مربی مهد کودک بوده، رابطه فوق‌العاده‌ای با بچه‌ها دارد. سمبل من مادر خودم است. بچه که بودم فقط و فقط با یک نگاه معنی‌دار تنبیه‌‌ام می‌کرد. یعنی وقتی نگاهم می‌کرد، حساب کار دستم می‌آمد، ولی واقعا مادر شدن چیزی است که نمی‌شود آن را در جمله آورد. یک حس خیلی عجیب و غریب است. یعنی یک عشق و انرژی است که همه خستگی‌ها را از بین می‌برد. طوری که انگار یک نیروی مضاعف می‌گیری. یعنی در اوج خستگی وقتی بچه چیزی از تو می‌خواهد این انرژی از جایی برایت می‌آید که خودت هم تصورش را نمی‌کنی. فقط می‌توانم بگویم یک عشق فوق‌العاده بزرگ است که با تمام عشق‌های دیگر فرق می‌کند. شما می‌توانید عاشق هر چیز دیگری هم باشید اما عشق به بچه یک چیز کاملا متفاوت است.

 با ویشکا آسایش و پسرش گیو ! + عکس


 واقعا مادر شدن چیزی است که نمی‌شود آن را در جمله آورد. یک حس خیلی عجیب و غریب است. یعنی یک عشق و انرژی است که همه خستگی‌ها را از بین می‌برد. طوری که انگار یک نیروی مضاعف می‌گیری. یعنی در اوج خستگی وقتی بچه چیزی از تو می‌خواهد این انرژی از جایی برایت می‌آید که خودت هم تصورش را نمی‌کنی


من بچه می‌خواهم

چون بازیگری هدف اصلی من نبود، به همین خاطر برایم آنقدر مهم نبود که اگر مادر شوم باید بازیگری را برای مدتی کنار بگذارم. من خودم عاشق بچه بودم و مدت زیادی هم از ازدواجم گذشته بود. نمی‌توانم بگویم چه اتفاقی افتاد که به این نتیجه رسیدم بچه‌دار شوم. مثل یک ساعت بیولوژیک می‌ماند که یک دفعه در درون تو شروع می‌کند به زنگ زدن که: «من بچه می‌خواهم.» برای من 4 سال پیش زد. یک حسی است که آدم خودش می‌فهمد که الان دیگر وقتش رسیده.


دو دوست

هنوز مفهوم مادر و پسر شدن برایم جا نیفتاده. یک وقت هایی یادم می‌رود که مادر هستم. آنقدر به سروکله هم می‌زنیم که اصلا معلوم نیست، مادر و پسریم. خیلی از دوست‌هایم می‌گویند تو شبیه مامان‌ها نیستی. نمی‌دانم چرا؟ خیلی‌ها بعد از ازدواج و مادرشدن خیلی تغییر می‌کنند، اما برای من تنها فرقی که داشت یک مقدار کمتر شدن رفت‌وآمد‌ها برای توجه به «گیو» بود. مخصوصا من که برایم مسئله خواب بچه خیلی مهم بود، حتما باید ساعت ۸ شب بچه را می‌خواباندم. هیچ جا نمی‌رفتم، هیچ کاری نمی‌کردم، مهمانی‌ها همه محدود شده بود. دوست نداشتم در آن سن با من این طرف و آن طرف بیاید و آرامش نداشته باشد.


مادرشدن، مهم‌تر از بازیگری

رابطه من با سینما تقریبا یک رابطه دوری و دوستی بود. قبل از این‌که این تصمیم را بگیرم هم بیشتر در کارهایی حاضر می‌شدم که دوست داشتم با کارگردان آن کار کنم، به همین خاطر وقتی موضوع بچه‌دار شدن مطرح شد اصلا از این نترسیدم که ممکن است پروژه‌های کاری‌ام عقب بیفتد. زندگی خودم و اتفاق‌های جدیدی که قرار بود بیفتد خیلی مهم‌تر بود. اگر کسی واقعا بچه دوست دارد باید موقعیت را بسنجد و بعد بهترین تصمیم را بگیرد. برای من مادر شدن آنقدر اهمیت داشت که همه این مسائل را تحت تاثیر قرار بدهد، چون همان‌طور که گفتم، سینما به هیچ‌وجه هدف اصلی‌ام نبوده. بازیگری کاری است که اصلا نمی‌توانی به آن تکیه کنی، به خصوص در ایران. چیزی نیست که بگویی خب این کاری است که تا آخر عمر همراه توست. بازیگری دوره‌ای است. یک دوره یک نفر می‌آید، دوره بعد نوبت یک نفر دیگر می‌شود به همین خاطر من اول دوست دارم این بخش از زندگی‌ام را بسازم و بعد اگر موقعیت فراهم شد به بخش‌های دیگر مثل بازیگری برسم.


همه من را می‌ترساندند

تا دل‌تان بخواهد همه من را از بچه‌دار شدن ترساندند. تا متوجه می‌شدند باردار هستم، می‌گفتند حالا صبر کن ببین بعد از این چقدر گرفتار می‌شوی. اصلا یک جورهایی خنده‌ام گرفته بود چون حتی یک نفر هم نگفت تجربه خیلی شیرینی است. همه از شب بیدار ماندن‌ها می‌گفتند و دردسرهایی که بچه‌دار شدن از نظر آنها داشت، اما من فقط از یک گوش می‌شنیدم و از گوش دیگر در می‌کردم. خوشم نمی‌آید که فقط درباره بار منفی مسائل صحبت کنیم، چون خودم کسی هستم که همیشه به همه چیز مثبت نگاه می‌کنم. شما یا دوست داری بچه‌دار شوی یا نه. اگر دوست داشته باشی با همه چیزش کنار می‌آیی، اگر هم دوست نداری که دیگر آنقدر ناله و زاری ندارد. من دوست داشتم بچه‌دار شوم و خدا را شکر تا حالا هم همه چیز برایم خوب بوده.


کوهی از صبر و حوصله

اگر کسی از همکار‌ان تصمیم به بچه‌دار شدن داشته باشد صددرصد تشویقش می‌کنم. اگر آدم واقع‌بیني باشد و بداند که آمادگی قبول کردن این مسئولیت را دارد، من توصیه می‌کنم که حتما مادر شود ولی باید حتما آماده باشد، چون بچه گناهی ندارد. اگر نتوانی مسئولیت بچه را بپذیری و حوصله سر و کله زدن نداشته باشی، دیگر بچه‌دار شدن معنایی پیدا نمی‌کند. مثلا پدر من هر وقت از سرکار می‌آمد یک آدم دیگر بود. می‌گفت آدم نباید خستگی کار را همراه خودش به خانه بیاورد. به همین دليل همیشه این حرف پدرم در گوشم است و اگر قرار باشد کسی بچه‌دار شود می‌گویم اگر واقعا صبر و حوصله این کار را داری انجامش بده. اگر اعصاب این کار را نداری اصلا درباره‌اش فکر نکن.


هیچ محدودیتی در کار نیست

اگر قرار باشد بچه‌دار شدن را محدودیت بدانی آن وقت خیلی چیزهای دیگر هم محدودیت است. اگر بتوانی برنامه‌ریزی کنی و یکسری از مسائل را بپذیری دیگر همه چیز درست می‌شود. مثلا همین جولیا رابرتز بعد از به دنیا آوردن ۲ بچه، کارهای سینمایی‌اش را شروع کرده. اگر برنامه‌ریزی داشته باشی، سخت نگیری و خودخواه نباشی می‌توانی کار‌ها را تنظیم کنی. فوقش 2 سال به کارهای دیگرت نمی‌رسی، مگر چه اتفاقی می‌افتد؟ بچه دار شدن خودش یک کار بزرگ است.


کارهایی که به خاطر «گیو» رد شد

تولد «گیو» همه چیز را تحت تاثیر قرار داد. بعد از «هشت پا» آقای داوودنژاد برای هر دو کار بعدی‌شان یعنی «هوو» و «تیغ زن» از من دعوت کردند. خیلی دوست داشتم دوباره همکاری داشته باشم، چون در «هشت پا» واقعا از کارکردن با ایشان لذت بردم، ولی نشد، چون «گیو» کوچک بود و نیاز به مراقبت داشت. فیلم در شمال ضبط می‌شد و واقعا نمی‌شد بروم. از یک طرف اگر بچه را با خودم می‌بردم شمال دل همسرم برایش تنگ می‌شد، ضمن این‌که یک نوزاد در آن شرایط سنی نیاز به مراقبت‌هایی دارد که به نظر من اصلا نمی‌شود با توجه به آنها درگیر کار شد.


یک «قهرمان» کوچولو

اسم «گیو» را یکی از دوستان همسرم پیشنهاد کرد. به محض این‌که این اسم را گفت، من و همسرم تصمیم خودمان را گرفتیم. «گیو» یکی از قهرمانان شاهنامه و به معنای «قهرمان» است. خیلی جالب است که همه با گذاشتن این اسم مخالف بودند. می‌گفتند خیلی اسم کوتاهی است و خیلی زود قطع می‌شود، ولی ما پای‌مان را کردیم در یک کفش و گفتیم فقط «گیو». من به این موضوع خیلی اعتقاد دارم که اسم‌ها تاثیر زیادی بر شخصیت آدم‌ها می‌گذارند. موقع انتخاب اسم خیلی از اسامی بود که دوست داشتم اما وقتی یاد کسی می‌افتادم که این اسم را داشت و من از یکسری از خصوصیاتش خوشم نمی‌آمد، منصرف می‌شدم.

مجله شهرزاد/برترین ها

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 01:50 AM

September 25, 2011

گاوبازی؛ میراث غرب متمدن + تصاویر

گاوبازي، ورزش سنتي اسپانيا كه با گذشت قرن ها در اين كشور و مناطق تحت استعمار آن، همچنان جريان دارد، نبردي نابرابر ميان گاوبازان(ماتادورها) و گاوهاي نري كه فرجامي جز مرگ برای گاو نگون بخت در پايان مسابقه ندارند، مرگی خونین و زجراور. خشونت بیش از حد موجود در اين مسابقه موجب شده است تا گروه هاي هوادار محيط زيست و حيوانات، بارها در اعتراض به آن تجمع كنند اما در مقابل،‌ هيجان مسابقه، قدمت بسيار و از همه مهمتر، نقش آن در جذب گردشگر براي كشورهايي مانند اسپانيا باعث گشته كه مخالفان گاوبازي نتوانند تاكنون ره به جايي ببرند.
گاوبازي، ورزش سنتي اسپانيا كه با گذشت قرن ها در اين كشور و مناطق تحت استعمار آن، همچنان جريان دارد، نبردي نابرابر ميان گاوبازان (ماتادورها) و گاوهاي نري كه فرجامي جز مرگ برای گاو نگون بخت در پايان مسابقه ندارند، مرگی خونین و زجراور. خشونت بیش از حد موجود در اين مسابقه موجب شده است تا گروه هاي هوادار محيط زيست و حيوانات، بارها در اعتراض به آن تجمع كنند اما در مقابل،‌ هيجان مسابقه، قدمت بسيار و از همه مهمتر، نقش آن در جذب گردشگر براي كشورهايي مانند اسپانيا باعث گشته كه مخالفان گاوبازي نتوانند تاكنون ره به جايي ببرند.

به گزارش خبرنگار «تابناک»، اهميت اين مسابقه براي مردم اين مناطق تا آنجا است كه حتي برخی از نويسندگان و چهره هاي سرشناس اسپانيا و امريكاي لاتين از جمله «ماريو بارگاس يوسا» (نويسنده فقید و معروف) و «پاز وگا» (بازيگر مشهور تئاتر و سينما) در چند سال پیش در نامه‌اي خواستار ثبت مراسم «گاوبازي» به عنوان ميراث ملي کشور اسپانيا در سازمان يونسکو شده اند.

سایت خبری «تازه» در گزارشی این مسئله را طرح و به نقد کشیده است.

تاریخچه گاوبازی:

پیشینه تاریخی میدان گاو بازی نیز به سیرک رم باستان باز می گردد. با این وجود، به نظر می رسد که در دوره های خیلی قدیمی تر این سنت اوج گرفته باشد تا به آنجا که اقوام «سلتیبریک» در معابد شان ذبح گاوهای وحشی را جشن می گرفتند و این کار را به افتخار خدایانشان انجام می دادند. امروزه در استان «سریا» نزدیک نومانسیا در اسپانیا، هنوز هم بقایای معبدی که اینگونه مراسم در آن برگزار می شد، وجود دارد. اما در مجموع تحول و تكامل مسابقات گاوبازي در اسپانيا، از تاریخی ويژه برخوردار است و در کل مي توان گذار از چهار مرحله دگرگوني را براي اين هنر برشمرد:

نخستين مرحله، دوره اي است كه به شكارچيان گاوهاي وحشي اختصاص دارد. گفته مي شود در قرن يازدهم «السيد قهرمان»، گاوهاي وحشي را شكار مي كرد و در دوئل ها و مسابقات اعراب، حضوري فعال داشت.



دومين مرحله، از اواخر قرن يازدهم آغاز شد. در اين دوره شاهد ظهور نخستين «ماتادورها» هستيم. در پاره اي از مسابقات، كشتن گاو توسط ابزاري چون تير، نيزه، چاقو و چنگك انجام مي شد. شايد اين زورآزماييها نخستين فرم شناخته شده از گاوبازي به عنوان يك نمايش عمومي باشد.

سومين مرحله، مي تواند نتيجه قوانين سخت پادشاه «آلفونسو» عليه ماتادورها باشد. اعمال اين قيود، احتمالا منجر به پيدايش گاوبازي آقا منشانه شده است. پادشاه آلفونسو تنها به كساني اجازه نبرد مي داد كه قصدشان از رويارويي با اين حيوانات وحشي، اثبات قدر و منزلت اجتماعي شان بود. به همين دليل نجيب زادگان سوار بر اسب، گاو را مجروح مي كردند. مع الوصف، رسوم نجيب زادگان گذشته منجر به پيدايش «نيزه داران» امروزي در اسپانياي فعلي شده است؛ كساني كه در مسابقات امروز با لباس سياه و كلاهي از پوست بز، مغرورانه سوار بر اسب، در ميدان ظاهر مي شوند. اسب ها از بهترين نژاد انتخاب مي شوند و تعليم اين حيوان بيش ازده سال زمان مي برد.

چهارمين مرحله، زماني است كه گاوبازي حرفه اي، شكل يك نمايش عمومي را به خود مي گيرد. در قرن هجدهم، خالقين اين شيوه از نبرد، عموما از طبقات پايين اجتماع بودند.

نکته تاریخی جالب در این مورد این است که مسابقه گاوبازي در ساعت پنج يا شش عصر برگزار مي شود، يعني هنگامي كه نيمي از ميدان در روشنايي و نيم ديگر در سايه قرار دارد. لباسي كه گاوباز به تن دارد «جامه روشنايي» نام دارد كه مي تواند به معناي نيك بودن گاو باز باشد و گاو غالبا به رنگ سياه است، رنگي كه به شر نسبت داده مي شود.

اينگونه تصور مي شود كه پرورش گاو در اسپانيا، مستقل از تاثيرات ساير نقاط جهان بوده است. از قرن ها پيش در جزيره ايبريا (شامل اسپانيا، پرتغال و آندوراي كنوني) گاو مورد پرستش انسان بود. با مشاهده غار Altamira در نزديكي شهر «سان تاندر» مي توان نقوشي از اين حيوانات باشكوه كه احتمالا نياي گاوهاي وحشي امروزي هستند، ديد. مورخان نشان مي دهند كه مراسم كشتن و مرگ گاو، فرصتي براي جشن و سرور مردم بوده است.درجشن هاي عروسي، مراسم گاوبازي ترتيب داده مي شد، زيرا معتقد بودند كه گاو، به زوج جوان بركت و نعمت عطا مي كند. خدنگ هاي خاردار توسط عروس با كاغذهاي رنگي تزيين مي شد تا بعد در طول مسابقه در پشت گردن گاو فرو نشانده شوند. شايد امروزه، علت استفاده از اين خدنگ ها از همين رسم نشات گرفته باشد.

شیوه انجام مراسم:

اين مسابقه تشريفات خاص خود دارد. كل مراسم در سه مرحله انجام مي شود كه آغاز هر مرحله با طنين صداي شيپورچي كه در شيپور خود مي دمد، آغاز مي شود. ابتدا اعضاي گروه در نمايشي باشكوه وارد ميدان مي شوند و از جلوي تماشاگران رژه مي روند، رژه اي كه با همراهي گروه موسيقي شكوه خاصي نيز خواهد داشت. در ابتداي مراسم يكي از پيرترين ماتادورهاي حاضر در مراسم به همراه ماتادور جوان به وسط ميدان مي رود تا آغاز مسابقه را اعلام نمايد.

















يك روز مسابقه گاوبازي را می توان به سه بخش اصلی تقسیم نتمود که عبارتند از: اولين بخش به «پيكادور» (پيكادور شخصي است كه با استفاده از نيزه پشت گردن گاو را مجروح مي كند) اختصاص دارد. آنها چشم اسب را مي بندند تا گاو را نبيند. پهلوهاي اسب به وسيله يك پوشش زره مانند به نام «Peto» كه شبيه دامن است، محافظت مي شود. پيكادور از نيزه اي ضخيم كه سر آن تيز است، استفاده مي كند و با استفاده از اين سلاح بخش فوقاني پشت گردن گاو مجروح مي شود. هدف پيكادور تغيير شرايط فيزيكي گاو و تضعيف قواي اوست، بدون اينكه گاو كاملا مجروح شود. پس از آنكه گاو به حد لازم مجروح شد، يك گاوباز به حيوان نزديك مي شود و با انجام يك حركت خاص، توجه گاو را به سمت ديگري معطوف مي كند تا پيكادور بتواند از ميدان خارج شود. صداي شيپورها تغيير مرحله بازي را اعلام مي كند. بخش دوم با نمايش گاوبازها آغاز مي شود. خدنگ هاي خاردار، چوب هاي بلند و نازك مزين به نوارهاي كاغذ رنگي هستند كه سر تيز و خميده دارند. استفاده از خدنگ ها به منظور تضعيف عضلات گردن گاو است كه در تسهيل انجام مرحله بعدي، اهميت بسزايي دارد. آخرين بخش «Faena» نام دارد كه توسط ماتادور انجام مي شود. ماتادور كلاه به دست وارد مركز ميدان مي شود تا حركتي را كه به معناي به «سلامتي مرگ گاو» است انجام دهد. او مي تواند مرگ گاو رابه شخص عالي مقام مسابقه، يك فرد خاص و يابه تمام جمعيت پيشكش كند!

واکنش ها به این مسابقه:

اما امروزه گاوبازي شيوه ای است که در آن به اعتراف بسیاری از مردم اسپانیا سلاخي و قصابي حيوانات باشکوه جلوه داده مي شود. در اين شيوه غیر انسانی و وحشیانه، يک حيوان قرباني مي شود تا انسان ها سرگرم شوند. براساس آمار محبوبيت گاوبازي در اسپانيا در سال هاي اخير فوق العاده کاهش يافته است. در همین زمینه در نظرسنجي موسسه گالوپ در سال 1971حدود 55 درصد از مردم اسپانيا خواستار ادامه برنامه هاي گاوبازي شده بودند اما در سال 2010 اين رقم به 27درصد کاهش يافته بود. همچنین امروزه در برخي شهرهاي اسپانيا گاوبازي انجام نمي شود. بارسلون و کاتالونیا آخرين شهر از اين دسته است که از امسال اجراي مراسم گاوبازي را ممنوع کرده است، دو ميدان اصلي گاوبازي شهر بارسلون نیز به موزه و يک مجموعه فروشگاهي مدرن بدل خواهند شد.











































منبع: تازه

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 07:23 PM

رابطه عاشقانه «کیت وینسلت» با برادرزاده میلیاردر انگلیسی!

  آپلود سنتر

«ند راکنرول» برادرزاده «سر ریچارد برانسون » مالک شرکت های زنجیره ای «ویرجین»، به شدت به کیت وینسلت علاقه مند شده است.

به گزارش واحد خبر آفتاب به نقل از روزنامه سان، ند راکنرول ۳۳ ساله که به طور قانونی فامیلش را تغییر داده به قدری جذب این هنرپیشه اسکاری ۳۵ ساله شده است که تفاوت سنی آنها به هیچ وجه برایش اهمیت ندارد.

اگرچه این خبر بازخورد چندان جالبی در رسانه های انگلیسی نداشته است و بسیاری از روزنامه های انگلیسی صبح دیروز با تیترهای گزنده ای از قبیل : "کیت وینسلت" برای خانواده برانسون کیسه دوخته است یا اینکه "کیت وینسلت" بازیچه جدید خود را پیدا کرد! از این زوج استقبال کردند اما "ند راکنرول" چنان شیفته این هنرپیشه برنده اسکار و برنده امی اوارد۲۰۱۱ شده است که در گفتگو با روزنامه سان حسابی کیت را تحسین کرد و گفت که از نظر او کیت یک زن جذاب و کامل است و همچنین او از اینکه کیت از او بزرگتر است بسیار خوشحال است و می تواند چیز های زیادی از او یاد بگیرد.

"ند راکنرول" به تازگی از همسر ۲۳ ساله خود "الیزا کودری "جدا شده است و هم اکنون برای کمپانی ویرجین کهکشانی کار می کند که یکی از زیر مجموعه های گروه شرکتهای ویرجین است و زیر نظر سر ریچارد اداره می شود.

گفتنی است ، "کیت وینسلت" از مدتها قبل با خانواده برانسون دوست است و با آنها رفت و آمد دارد. کیت و ند برای اولین بار در یک مهمانی در جزیره اختصاصی ریچارد برانسون (نکر آیلند) یکدیگر را ملاقات کردند و نکته جالب اینجاست که کیت در آن مهمانی به همراه دوست پسر خود در آن مهمانی حضور داشت.

همچنین پنجشنبه هفته گذشته کیت در مراسم تشییع جنازه پدر ریچارد برانسون و پدر بزرگ ند او را همراهی کرد.

خبرها حاکی از آن است که هم اکنون کیت و ند به طور مخفیانه تعطیلات رومانتیک خود را در یک ویلای روستایی خارج از شهر می گذرانند!

آفتاب

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 07:13 PM

عاقبت جنگنده میگی که تهران را بمباران کرد(عکس)

میگی که در 31 شهریور 1359 تهران را بمباران کرد در ایلام توسط شکاری های ایران سرنگون شد.

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 05:13 PM

بدنيا آمدن كودكي با دو صورت+عکس

به نوشته جمهوری اسلامی، نوزادي بادو چهره در يك بيمارستان محلي در پاكستان بدنيا آمد.



در سال 2008 ميلادي نيز يك كودك با دوچهره به دنيا آمد و اين دومين كودكي است كه با دو صورت به دنيا آمده است.

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 03:14 PM

دختری ۱۷ساله که هرگز پیر نمی شود +عکس

مطالعه بر روی DNA این دختر ۱۷ ساله نشان داده است اختلالی که او از آن رنج می برد با معیوب بودن ژنی که مسئول رشد و سالخوردگی در دیگر انسانها به شمار می رود در ارتباط است.
"بروک گرینبرگ” ( Brooke Greenberg ) دختری ۱۷ ساله که در بدنی ۷۶ سانتیمتری و ذهنی به بلوغ ذهن کودکی یک ساله گرفتار شده است و اختلالی به نام سندروم ایکس دارد به گونه ای اتفاقی در جریان کشف جدید علمی قرار گرفته است.
 
به گزارش بولتن، مطالعه بر روی DNA این دختر ۱۷ ساله نشان داده است اختلالی که او از آن رنج می برد با معیوب بودن ژنی که مسئول رشد و سالخوردگی در دیگر انسانها به شمار می رود در ارتباط است.دانشمندان امیدوارند با بررسی بیشتر DNA این بیمار دیدگاهی جدید را در رابطه با فرایند سالخوردگی به دست آورده و به ارائه درمانهای جدیدی برای مداوای بیماری های ناشی از این رویداد طبیعی بپردازند.
 


طی کنفرانس انجمن سلطنتی انگلستان که در هفته جاری در لندن آغاز خواهد شد بسیاری از محققان فرایند کهولت سن با حضور در این کنفرانس درباره نتایج به دست آمده از پرونده بروک به بحث و گفتگو خواهند پرداخت تا به این شکل بتوانند برخی از اسرار سالخوردگی و رشد را آشکار سازند.
 
به گفته محققان یک جهش ژنتیکی رشد و بزرگ شدن این بیمار را تحت کنترل دارد و در صورتی که بتوان ژنوم او را با یک ژنوم عادی مقایسه کرد شاید بتوان به ژنهای جهش یافته و معیوب دست پیدا کرده و به چگونگی عملکرد و کنترل احتمالی آنها پی برد.
 
محققان معتقدند در نهایت این مورد شانسی خواهد بود تا بتوان به کمک آن پاسخ برخی از پرسشها را درباره میرا بودن انسان مورد بررسی قرار داد.نتایج نهایی این تحقیقات شاید منجر به کشف شیوه های درمانی شود که می توانند عمر طولای تری را برای انسانها به ارمغان آورند.

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 03:13 PM

رسوایی همسر نخست وزیر با پسر 19ساله! + عکس

به گزارش جام نیوز؛ روزنامه لس آنجلس تایمز امروز جمعه 23 سپتامبر(1 مهر ) از رسوایی جنسی زن 60 ساله نخست وزیر با پسر 19 ساله خبر داد.
به نوشته روزنامه لس آنجلس تایمز، افشای رابطه این زن با جوانی که قریب به چهل سال از خودش کوچکتر بوده است منجر به وقوع تنش شدید میان کاتولیک ها و پروتستان ها در ایرلند شمالی خواهد شد.
در این گزارش آمده است ایریس رابینسون 60 ساله ماه ها با این پسر جوان رابطه داشته و فرد مذکور با کمک های مالی وی از خزانه دولتی، کسب و کاری به هم زده است. جالب توجه است که در ایرلند از این زن به عنوان یکی از فعالان مطرح در زمینه حقوق خانواده یاد می شود که به شدت مخالف ازدواج همجنس بازان هم بوده است.
بر پایه این گزارش، شوهر این زن متهم است که از کمک های مالی غیر قانونی همسر خود خبر داشته ولی به مقامات گزارش نداده است. این مساله ممکن است نخست وزیر ایرلند شمالی را مجبور به استعفا کند، در حالی که بسیاری معتقدند وی مهمترین نقش را در حفظ دولت ائتلاف ملی کشور خود ایفا می کند.
لس آنجلس تایمز تأکید کرد: «ایریس رابینسون هم که نماینده پارلمان انگلستان و از اعضای مجلس ایرلند شمالی محسوب می شود چاره ای نخواهد داشت جز اینکه از تمام سمت های خود استعفا داده و با دنیای سیاست خداحافظی کند.»

 

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 04:49 AM

عکس/ برهنگی به چادر مسافرتی هم رسید

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 04:48 AM

حاشیه‌های اعدام قاتل روح‌الله داداشی+عکس

جمعیت حاضر در این مراسم درباره اجرای حکم قصاص قاتل دیدگا‌‌ه‌های متفاوتی داشتند. عده‌ای از آنها خواستار اعدام و برخی دیگر، خواستار بخشیدن علی‌رضا بودند.
قاتل داداشی در زمان رفتن به روی چهارپایه دو بار پایش لغزید و با صدای بلند گریه می‌کرد و طلب بخشش داشت.

به گزارش «تابناک»، خبرنگار فارس، مهمترین حاشیه‌های مراسم اعدام روح‌الله داداشی را این گونه گزارش داد:

از نزدیک ساعت یک بامداد، جمعیت بسیاری از مردم استان البرز در محل اجرای حکم واقع در خیابان پونه گلشهر کرج حضور یافته و سرانجام نزدیک پانزده هزار نفر، قصاص قاتل را از نزدیک دیدند.
 
دادگستری استان البرز، روز گذشته با صدور اطلاعیه‌ای تأکید کرده بود که از هر گونه فیلمبرداری و عکاسی جلوگیری خواهد کرد و رسانه‌ها نباید عکاس و فیلمبردار به مراسم بفرستند، ولی بیش از بیست تصویربردار در محل مراسم حاضر بوده و جایگاهی ویژه نیز برای تصویربرداری بهتر آنها تدارک دیده شده بود.
 
یک جرثقیل برای اجرای حکم در محوطه حضور داشت که با داربست‌های متعدد از نزدیک شدن مردم به محوطه جلوگیری می‌شد.

صدها مأمور نیروی انتظامی، وظیفه تأمین امنیت و نظم را بر عهده داشتند که در برخی از مواقع به دلیل حجم زیاد جمعیت مجبور به استفاده از قوه قهریه برای کنترل حاضران شدند.
 
در ساعت 4 و 55 دقیقه، قاتل روح‌الله داداشی به وسیله یک دستگاه ون متعلق به نیروی انتظامی به محل آورده شد که این خودرو با دو دستگاه ماشین نیروی انتظامی و یک دستگاه پراید که خانواده اولیای دم در آن بودند، همراهی می‌شد.

محوطه خبرنگاران و عکاسان که به وسیله داربست فراهم شده بود، در اواسط اجرای برنامه به دلیل شمار بسیار نمایندگان رسانه‌ها و هجوم جمعیت شکسته شد که خوشبختانه مشکلی برای خبرنگارانی که در بالای آن حضور داشتند،‌ پیش نیامد.
 
مأموران نیروی انتظامی بارها با بلندگو از مردم می‌خواستند که نظم را رعایت کنند. آنها تأکید داشتند که در صورت بی‌نظمی، اجرای این مراسم به تعویق خواهد افتاد.

در ساعت پنج و پنج دقیقه صبح، تلاوت کلام‌الله مجید آغاز شد که نشان می‌داد تا دقایقی دیگر حکم قصاص قاتل روح‌الله داداشی اجرا می‌شود.

در حین تلاوت کلام‌الله مجید، تجهیزات اعدام از جمله طناب دار آماده می‌شد.

پس از تلاوت کلام‌الله مجید، نماینده دادستان متن حکم را خواند که بنا بر آن اجرای قصاص در ملأعام در راستای اجرای عدالت توصیف شد.

در بخشی از این حکم آمده است: دستگاه قضایی با اقدامات سریع، دقیق و قانونی در کمترین زمان، پرونده را بررسی کرده و بلافاصله مراحل اجرای حکم بر اساس قانون گذرانده شد.

در پایان حکم فوق اظهار امیدواری شده است که اجرای قصاص قاتل، درس عبرتی برای تمام مجرمان بوده و از سوی دیگر، مردم مطمئن باشند که حق مظلوم از ظالم در کمترین زمان با تلاش قوه قضاییه و نیروی انتظامی ستانده خواهد شد.

«علی‌رضا. م»، قاتل روح‌الله داداشی در ساعت 5 و 15 دقیقه از خودروی ون برای اجرای مراسم پیاده شد.

وی پیراهن و شلوار یک دست سورمه‌ای رنگ به تن داشت.

با آمدن «علی‌رضا. م» نزدیک پانزده هزار جمعیت حاضر شروع به فریاد زدن کردند. عده‌ای به وی فحاشی کرده و برخی سوت و کف می‌زدند که با هدایت برگزارکنندگان مراسم،‌ فریادهای الله اکبر در فضا طنین انداز شد.

در ساعت 5 و 19 دقیقه حکم قصاص قاتل اجرا و وی به دار مجازات آویخته شد.

در ساعت 5 و 25 دقیقه یک دستگاه آمبولانس برای اعزام جنازه قاتل به پزشکی قانونی در محل حاضر شد.

در ساعت پنج و 55 دقیقه یعنی حدود 45 دقیقه پس از اجرای حکم‌، جنازه قاتل از بالای دار به پایین منتقل و در آمبولانس قرار داده شد.

و بالاخره اینکه، علی‌رضا م قاتل روح‌الله داداشی در زمان اجرای حکم حالت روحی نامتعادلی داشت.

وی در زمان رفتن به روی چهارپایه دو بار پایش لغزید و با صدای بلند گریه می‌کرد.

علی‌رضا مدام اسامی ائمه اطهار (ع) به ویژه امام حسین (ع)، امام رضا (ع) را فریاد می‌‌زد و طلب بخشش می‌کرد.

وی حتی نام برخی از نزدیکانش از جمله مادر خود را فریاد زده و از اولیای دم طلب عفو داشت که البته صدایش در همهمه حاضران گم بود.

جمعیت حاضر در این مراسم درباره اجرای حکم قصاص قاتل نظرات متفاوتی داشتند. عده‌ای از آنها خواستار اعدام و عده‌ای دیگر خواستار بخشیدن علی‌رضا بودند.













نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 04:16 AM

تا سال 2025 منتظر این خودرو باشید+تصویر

یك دانشجوی جوان فرانسوی به نام تورین اید در حال طراحی بخش های نهایی این خودرو است. فضای داخلی این خودرو كاملا بزرگ و جادار طراحی شده و تیم سازنده از آن به عنوان یك سالن همراه یاد می كنند.
 
آویونس وویسین (avions voisin) یك اتومبیل فوق هوشمند، با طراحی منحصر بفرد است كه قرار است 14سال دیگر رو نمایی شود. در این خودرو مفهومی، از مواد نساجی پیشرفته و در عین حال بسیار سبك استفاده خواهد شد.
 
 
یك دانشجوی جوان فرانسوی به نام تورین اید در حال طراحی بخش های  نهایی این خودرو  است.فضای داخلی این خودرو كاملا بزرگ و جادار طراحی شده و تیم سازنده از آن به عنوان یك سالن همراه یاد می كنند.
 

نكته مهم در مورد آویونس این است كه كاملا با نیروی الكتریكی كار می كند و چون از آلیاژ های سبك در ساخت آن استفاده شده سرعت بالایی خواهد داشت.
 

چرخ های خودرو وظیفه تامین انرژی الكتریكی را بر عهده دارند در واقع این اتومبیل در حال حركت انرژی مورد نیاز خود را تامین می كند.این بدان معناست كه در آینده شاهد تولید خودرو هایی هستیم كه به هیچ گونه سوخت و انرژی نیاز ندارند.

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 02:37 AM

تصویر: لباس عروس 3 کیلومتری

عروس ایتالیایی با به تن کردن لباس عروس سه کیلومتری رکورد گینس را شکست. مراسم در دهکده کاسال دی پرینسس در حالی که مردم دنباله لباس 1.86 مایلی عروس را گرفته بودند برگزار شد. هزاران تن از مردم و دانش آموزان مشتاق دنباله لباس را در حالی که عروس (النا د آنجلیس) و داماد در اتومبیل بودند؛ گرفته بوده و حمل می کردند. جیانی مولارو طراح لباس کرم رنگ می گوید از 6 هزار متر دوک ابریشم برای ساخت توری دنباله لباس استفاده شده است.


نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 02:33 AM

فرار از پارتی شبانه، مرگ دختر جوان را رقم زد

متهم اصلی پرونده و دو متهم دیگر که از محل متواری شده بودند نیز دستگیر شده‌اند و به دستور مقام قضایی، جسد قربانی این میهمانی شیطانی به پزشکی قانونی انتقال یافته است.
رییس پلیس امنیت عمومی استان خراسان رضوی گفت: دخترجوانی که در زمان دستگیری میهمانان یک پارتی قصد فرار داشت، از طبقه ششم آپارتمانی در مشهد به پایین سقوط کرد و در دم جان خود را از دست داد.سرهنگ پاسدار ناصر نجاریان در تشریح این پرونده اظهار کرد: تعدادی از شهروندان ساکن در یکی از مجتمع‌های مسکونی در محدوده بلوار هاشمیه مشهد از چندی قبل از رفت و آمد افراد مشکوک به یک واحد آپارتمانی و برگزاری مجالس مختلط و پارتی که با سر و صداهای زیادی همراه بود اعلام نارضایتی کردند.

به گزارش ایسنا وی افزود: تیم‌های عملیات ویژه پلیس امنیت عمومی در پیگیری این پرونده محل مورد نظر را به طور کاملا نامحسوس تحت نظر قرار دادند و چهارشنبه شب گذشته که تعدادی دختر و پسر جوان در این آپارتمان اقدام به برگزاری مهمانی مختلط و پارتی شبانه کرده بودند با هماهنگی مقام قضایی، محل را مورد بازرسی قرار دادند.

نجاریان خاطر نشان کرد: در این عملیات چهار پسر جوان و چهار دختر جوان دستگیر شدند و متاسفانه یکی از خانم‌های جوان که به محض اطلاع از حضور پلیس در محل، با حالتی غیر طبیعی قصد فرار داشت، از تراس طبقه ششم ساختمان به پایین سقوط کرد.

رییس پلیس امنیت عمومی خراسان رضوی ادامه داد: در این حادثه زن جوان که از ناحیه سر به شدت صدمه دیده بود در دم جان خود را از دست داد.

وی بیان کرد: متهم اصلی پرونده و دو متهم دیگر که از محل متواری شده بودند نیز دستگیر شده‌اند و به دستور مقام قضایی، جسد قربانی این میهمانی شیطانی به پزشکی قانونی انتقال یافته است.

نجاریان گفت: در بازرسی از آپارتمان که محل برگزاری میهمانی بود، مقادیری مشروبات الکلی، آلات و ادوات استعمال مواد مخدر و اقلام منکراتی کشف شد، این در حالیست که متهمان مقداری از مشروبات الکلی را قبل از ورود پلیس به محل از پنجره آپارتمان به بیرون پرتاب کرده‌ بودند.

رییس پلیس امنیت عمومی خراسان رضوی گفت: متاسفانه این افراد بر اثر استفاده از مشروبات الکلی کنترلی بر رفتار و حرکات خود نداشتند، تحقیقات پلیسی درباره این پرونده به دستور مراجع قضایی همچنان ادامه دارد.

کشف جنازه مرد روستایی در بیابان‌های جاده خاوران

 عملیات گسترده جستجوی آتش‌نشانان برای یافتن مرد روستایی در منطقه حوالی شهرک قیام دشت سرانجام با پیدا شدن جنازه وی در بیابان‌های روستای چهل قز به پایان رسید.به دنبال درخواست کمک از طرف اهالی روستای چهل قز در حوالی جاده خاوران و تماس با سامانه 125 آتش نشانی تهران در روزگذشته، آتش نشانان ایستگاه‌های 63 و 66 به منطقه یاد شده اعزام شدند.

بنابه گفته قاسم اکبری، فرمانده آتش نشانان اعزامی نیروهای عملیاتی از روز گذشته و بلافاصله پس از گزارش روستاییان مبنی بر مفقود شدن یک نفر از ساکنان روستای چهل قز بنام «علی» 48 ساله، مشغول جستجو و کاوش برای یافتن این فرد گمشده شدند.

وی افزود: در این عملیات جستجو هم چنین نیروهای هلال احمر، آتش نشانی پاکدشت، محیط بانان توچال و عوامل کلانتری قیام دشت شرکت داشتند وبه یاری آتش نشانان تهرانی آمدند.

اکبری گستره عملیاتی این نیروها را بیش از 80 کیلومتر مربع ذکر کرد و گفت: نیروهای عملیاتی به صورت پیاده و یا سواره سرگرم بررسی این مناطق شده و سرانجام بعد از دو ساعت تلاش و جستجو، این شخص را در تپه‌های اطراف روستای چهل قز پیدا کردند.

وی درادامه اظهار کرد: معاینات اولیه نشان داد که این فرد به علت سقوط از بلندی جان خود را از دست داده بود.

وی گفت: جنازه این شخص به عوامل انتظامی تحویل شد تا تحقیقات بیشتر در خصوص علت وقوع حادثه و چگونگی مرگ وی انجام شود.

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 02:33 AM

September 24, 2011

آزاده صمدي با و بدون همسرش ( هومن سيدي ) ! + عکس

آزاده صمدي با و بدون همسرش ( هومن سيدي )

دوست ندارم نقشي بازي کنم و پشيمان بشوم

آزاده صمدي با و بدون همسرش ( هومن سيدي ) !  + عکس

    *  بازیگری برای آزاده صمدی چه تعریفی دارد؟   

اگر بخواهم درباره بازیگری بگویم، باید به دوران بچگی‌ام برگردم. بچه خیال‌پردازی بودم و دوست داشتم رویاپردازی کنم. در خیالاتم خودم را جای آدم‌های مختلف می‌گذاشتم و بازی می‌کردم. رویای زندگی و زیستن به جای دیگران همیشه با من بود. هنوز هم این بازی برایم ادامه دارد، تنها فرقش این است که الان جلوی دوربین بازی می‌کنم. البته بازیگری تعریف آکادمیکی هم دارد، اما برای من معنا و تعریفش این است. این‌که جای آدم‌های مختلف، زندگی و فکر کنم، هنوز هم مثل دوران کودکی جالب است.

    * با این تعریف از بازیگری چقدر به این کار، حرفه‌ای نگاه می‌کنید و برایتان به عنوان شغل و منبع درآمد، جدی است؟اصلا اگر از شما بپرسند چه کاره هستید، می‌گویید بازیگرم؟

 نه اینطوری نیست که بگویم بازیگری هم می‌کنم. من بازیگرم و این شغل و حرفه‌ام است. اما بیشتر به دیده هنر به آن نگاه می‌کنم. خودم را بازیگر می‌دانم و اگر شرایطی پیش بیاید که 10 سال در خانه بمانم و کاری که راضی‌ام بکند به من پیشنهاد نشود، باز هم خودم را بازیگر می‌دانم.

    * خب شغل به معنی کاری است که ما از آن امرار معاش می‌کنیم. بازیگری مثل شما که بین کارهایش گاهی فاصله‌های طولانی است چطور زندگی می گذراند؟

قطعا من هم مثل همه فکر می‌کنم باید برای زندگی و کارم تلاش کنم اما در حیطه بازیگری چون بیشتر عشق است نمی‌توان به بهانه گذران زندگی هر کاری را قبول کرد. من برای قبول کار فقط یک ملاک دارم و آن این است که آن کار را دوست داشته باشم. اگر کاری باشد که دوست نداشته باشم و راضی‌ام نکند حساب و کتاب نمی‌کنم. راجع به دیگران هم نه قضاوت می‌کنم و نه نظر می‌دهم چون من جای آنها نیستم که بدانم بر چه مبنایی تصمیم می‌گیرند این توضیحات فقط درباره انتخاب‌های خودم است. خیلی‌‌ها ممکن است بگویند این شغل ماست و به درآمدش احتیاج داریم بنابراین کاری را هم که علاقه و اعتقاد ندارند انجام بدهند اما من دوست دارم کارهایی را انجام بدهم که می‌خواهم ،حتی اگر بعدا نتیجه آن چیزی که پیش بینی می‌کردم نشود.


ماجراهای خانم  و آقای سیدی

    * به نظر می‌آید به کار تلویزیونی بیشتر از سینما دلبسته هستید؟

 شرایط طوری بوده که بیشتر کار تلویزیونی انجام دادم و با تلویزیون شروع کردم. البته قبل از آن تئاتر بی شیر و شکر را به کارگردانی حمید امجد داشتم اما این‌ها هیچ کدام به این معنی نیست که یکی را بر دیگری ترجیح می‌دهم. خودم هم نمی‌دانم  در آینده درکدام یک از این‌ها بیشتر حضور خواهم داشت. تا امروز بیشتر کار تلویزیونی داشتم منتها در راهی که پیش می‌روم ممکن است تصمیم‌های دیگری بگیرم. امسال تصمیم گرفتم کار تلویزیونی نکنم. این تصمیم فعلی من است و معلوم نیست در آینده چه بشود. شاید دوباره به تئاتر برگردم یا کار سینمایی انجام بدهم.

    * نمی‌ترسید از اینکه این سخت‌گیری و کم کاری باعث شود به مرور از یاد‌ها بروید و پیشنهاد کار نداشته باشید؟

فعلا چند تا کار دارم که خب در طول پخش آنها کارم دیده خواهد شد اما حق با شماست ممکن هم هست مدتی کار خوبی که بپسندم بهم پیشنهاد نشود و فراموش شوم اما به هر حال مسیری که انتخاب کردم این است و تصمیم دارم با همین اصول و ارزش‌ها کار کنم. بازیگر‌های دیگری هم هستند که با همین باور‌ها کار کردند، چند سالی هم نبودند و دوباره با یک کار خوب برگشتند نزدیک‌ترین مثالی هم که می‌توانم بزنم خانم ویشکا آسایش است.

    * چقدر از این آرامش شما در گزیده‌کاری و حفظ ارزش‌های‌تان در انتخاب، به همسر شما هومن سیدی برمی‌گردد؟ اینکه مثلا با خودتان می‌گویید خب هومن هست و کار می‌کند و دیده می‌شود، پس من هم به عنوان همسر او هستم و فراموش نمی‌شوم؟

واقعیت این است الان که اینجا نشستیم و با هم داریم صحبت می‌کنیم، نمی‌دانم هومن چه تصمیمی برای کارش دارد و پله بعدی‌اش کجا خواهد بود. اینکه به هر حال ما زن و شوهر هستیم و وابستگی‌های عمیق و مشترکاتی با هم داریم قطعا قابل انکار نیست و من هم همچین تصمیمی ندارم اما مسئله این است که در همه این سال‌‌ها سعی کردیم هویت کاری‌مان از هم جدا باشد حتی آنجاهایی که کار‌های مشترک داشتیم. من قبل از اینکه با هومن ازدواج کنم وارد این مسیر شدم و این حرفه را انتخاب کردم. ما دقیقا یک هفته مانده به شروع کار آقای همایون اسعدیان، راه بی پایان، ازدواج کردیم. بعد از آن همیشه همه سعی‌ام را کردم که در کارم مستقل باشم و اسمم زیر سایه اسم او نباشد. نمونه‌‌های دیگری هم در بین بازیگران ایرانی داشتیم از کسانی که با هم نسبت خانوادگی داشتند اما توانستند استقلال خود را حفظ کنند و هرکدام به عنوان بازیگری با هویت و شخصیت ویژه خودشان شناخته شوند. مثل خانم لیلا حاتمی که فکر نمی‌کنم هیچ‌کس توانایی و موفقیت‌‌های ایشان را به مرحوم علی حاتمی یا علی مصفا، همسرشان نسبت بدهد. او خود به تنهایی بازیگر خوب و محبوبی است بدون اینکه هیچ کس بخواهد منکر نسبت‌‌های خانوادگی‌اش بشود.


نه شعار نه غر

    * چقدر به عنوان یک زن پیشرفت در کار برایتان سخت‌تر است و با چه مشکلاتی باید دست و پنجه نرم کنید؟

 شخصا دوست ندارم برای هیچ چیز تفکیک جنسیتی قائل بشوم. می‌دانم که در جامعه ما در بسیاری حوزه‌ها این تفکیک وجود دارد ولی من سعی می‌کنم اینجوری به آن نگاه نکنم تا کمتر اذیت بشوم چون به هر حال این مسائل آزار دهنده است و حقایقی است که وجود دارند. اما من فکر می‌کنم در نهایت وقتی نمی‌توانم چیزی را تغییر بدهم بهتر است به آن فکر نکنم و کار خودم را انجام بدهم، کارهایی که دوست دارم. شاید گاهی فکر کردن به این ماجرا‌ها جلوی راهم را بگیرد یا سرعت حرکتم را کند و اذیتم بکند. خیلی که راجع به این ناحقی‌ها حرف می‌زنیم صحبت‌هایمان به شعار تبدیل می‌شوند و زیاد که شعارهایمان را تکرار می‌کنیم تبدیل به غر می‌شود. من هم نه اهل شعار هستم و نه اهل غر زدن.

    * همیشه این دیدگاه را داشتید یا بالارفتن سن هم در رسیدن به این دیدگاه‌ها تاثیر داشته؟

 قطعا سن تاثیر داشته. البته دقیق نمی‌توانم بگویم بیشتر تاثیر سن است یا تجربه. چون من کار را دیر شروع کردم و 7، 8 سالی بیشتر نیست کار می‌کنم شاید همین تجربیاتی که الان من  در 33 سالگی دارم دیگرانی که مثلا در 23 سالگی وارد این عرصه شدند ، زودتر به دست آورده باشند.


ستاره نمی‌شود

    * آزاده صمدی  ستاره است؟

من ستاره نیستم. سالی یک یا نهایتا 2 کار بازی می‌کنم و شاید برای ستاره بودن باید بیش از این دیده شد. این که می‌گویم، ستاره نیستم به معنی این نیست که با ستاره شدن مشکل داشته باشم، تعریفم از ستاره با تعریف رایج در ایران متفاوت است. در ایران ستاره به آن معنی که در دنیا رایج است، نداریم.

    * در دنیا ستاره چه تعریفی دارد؟

در هالیوود مثلا اگر می‌گوییم براد پیت، لئوناردو دی کاپریو و .. یا قدیمی ترها مثل مرلین مونرو و ... ستاره هستند به خاطر بازی‌های درخشان و خوب‌شان است و از بازی‌های آنها لذت می‌بریم. یعنی علاوه بر چهره جذاب و کاریزمایی که ستارگان دارند در کارشان هم حرفه‌ای هستند و انتخاب‌هایی درستی می‌کنند که ما از بازی آنها در آن انتخاب ها لذت می‌بریم و دوست‌شان داریم.

    * یعنی ستاره از نظر شما کسی است که بازی خوبی دارد و نه کسی که محبوبیت زیادی دارد و حضورش در فیلم باعث فروش آن چنانی می‌شود؟

دقیقا نمی‌دانم  چه چیزهایی باید یک بازیگر داشته باشد تا ستاره نام بگیرد اما در مورد خودم می‌دانم هدفم ستاره شدن نیست و فقط دوست دارم تبدیل به بازیگری بشوم که مردم کارم را دوست داشته باشند و به واسطه کار‌های خوبم بشناسندم حالا این چقدر طول بکشد برایم مهم نیست.

    * به این فکر نمی‌کنید سال‌های اوج جوانی گذشته و فرصت کم است؟ گذر زمان باعث ترس و نگرانی شما نمی‌شود؟

سعی می‌کنم اینجوری به زندگی نگاه نکنم. فکر می‌کنم یک نهال گردو کاشتم و فعلا به پایش نشستم و از آن مراقبت و نگهداری می‌کنم تا ثمر بدهد. می‌خواهم طوری پرورشش بدهم که هیچ باد و طوفانی خرابش نکند. برایش زمان می‌گذارم و زحمت می‌کشم و امیدوارم نتیجه خوبی ببینم.

    * برای موفق شدن و به ثمر نشستن این نهالی که کاشتید چه می‌کنید؟

من ورودی سال 79 دانشکده تئاتر دانشگاه سوره هستم. سالی که وارد دانشگاه شدم، رشته ما 80 نفر ورودی در چهار شاخه مختلف تئاتر داشت. آن موقع‌ها وقتی به بچه‌های سال بالایی و فارغ التحصیلان قبلی نگاه می‌کردم متوجه شدم تعداد زیادی از آنها نتوانستند در این رشته کار کنند و مجبور شدند به مشاغل دیگری رو بیاورند. من همان جا تصمیم گرفتم هرطور شده جزو انگشت شمارهایی باشم که حرف‌های این کار می‌شوند و در این کار می‌مانند و با آن زندگی می‌کنند. نمی‌خواستم بهترین سال‌های جوانی ام را برای آموختن این رشته بگذارم و بعد همه چیز تمام شود. هدف داشتم و برای رسیدن به آن همه سعی‌ام را کردم. بعد از دانشگاه در دوره بازیگری موسسه کارنامه به سرپرستی آقای پرویز پرستویی شرکت کردم. مرتب فیلم می‌دیدم و سعی می‌کردم از راه فیلم دیدن و مطالعه، بیشتر یاد بگیرم.  با گروه‌های مختلف تئاتر کار کردم و هر روز جلوتر آمدم. الان هم ممکن است مدت طولانی کار نکنم و در انتظار کار خوب بنشینم اما زندگی یک بازیگر حرفه ای را دارم. تمرین می‌کنم و فیلم، کتاب، ورزش و ... اجزای جدا نشدنی زندگی‌ام هستند. همیشه در حالت آماده باش برای شروع کار جدید هستم. دلم نمی‌خواهد وقتی قرار کار جدیدی را می‌گذارم تازه بروم خودم را آماده کنم.

    * این فاصله طولانی بین کارهایتان با توجه به این که همیشه هم خودتان را روی فرم و آماده نگه می‌دارید اذیت و ناامیدتان نمی‌کند؟

نه ناامید و خسته نمی‌شوم و از زمان استراحت و بیکاری ام به شدت لذت می‌برم. چیزی که برایم سخت است و اذیت می‌کند پشت هم کار کردن است. من احتیاج به این زمان‌های استراحت و بیکاری دارم تا ظرف درونم را پر کنم. برای بیشتر یاد گرفتن عطش دارم و پر تر شدن، تا بعد بتوانم موقع کار از اندوخته‌هایم استفاده کنم.


منطقه محافظت شده

    * بیایید کمی از دغدغه‌‌های این روزهایتان صحبت کنیم؟

من چندان علاقه ندارم درباره این مسائل صحبت کنم.

    * چرا؟

یک جور اخلاق شخصی‌ است. خیلی اهل حرف زدن نیستم. فکر می‌کنم دغدغه‌هایم خیلی شخصی هستند و باید همانقدر شخصی بمانند. حرف زدن درباره آنها از ارزش‌شان کم می‌کند.

    * این را نمی‌توان به این معنی برداشت کرد که شما چندان علاقه‌ای به ارتباط با مخاطبان و علاقه‌مندان‌تان ندارید؟

نه اصلا به این معنی نیست. توضیحش کمی سخت است. من ترجیح می‌دهم خیلی شناخته نشوم و حریم خصوصی خودم را داشته باشم. چندان اهل جمع و دیده شدن و این مسائل نیستم.

    * به هر حال اهمیت دادن به مخاطب و ارتباط با او در طبیعت این حرفه هست و این رفتار می‌تواند یک نوع بی توجهی به مخاطب باشد به این معنی که شما فقط کاری را که دوست دارید انجام می‌دهید و نمی‌خواهید درگیر ارتباط با مخاطب بشوید؟

نه بحث من بی توجهی و این مسائل نیست فقط مسئله این است از روی خجالت یا هر احساس کاملا شخصی دیگری ترجیح می‌دهم خیلی از مسائل درونی و خصوصی‌ام صحبت نکنم. شغل ما به هر حال تبعاتی دارد. آدم‌های زیادی شما را می‌شناسند و برایشان آشنا هستید اما شما آنها را نمی‌شناسید و طبیعتا برقراری ارتباط ،کمی سخت می‌شود. از طرفی دنبال حفظ حریم‌‌های خصوصی‌ات هستی و دوست داری مثل هر آدم دیگری زندگی خودت را داشته باشی.

    * اما قبول ندارید به هر حال حریم خصوصی چهره‌‌ها در همه دنیا کوچکتر از مردم عادی است؟

بله قبول دارم و این از طبعات دیده شدن است.


دغدغه های مشترک

    * به جز بازیگری کار هنری دیگری هم انجام می‌دهید؟

 نه، البته اهل تماشای عکس و نقاشی هستم. گاهی به نمایشگاه‌‌ها و گالری‌‌ها سر می‌زنم و در اینترنت هم خیلی جستجو می‌کنم و دوست دارم کار‌های خوب را ببینم. خودم هم گاهی عکاسی می‌کنم. یکی از فیلم های کوتاه  هومن را من عکاسی کردم.

    * منظورت فیلم‌هایی است که ایشان کارگردانی کردند؟

بله.

    * حالا که حرف کارگردانی شد شما علاقه ندارید این حوزه را تجربه کنید؟

بله ممکن است چون یک کوچولو دغدغه کارگردانی دارم و به نظرم مثل همه خلق کردن‌‌های دیگر خیلی جذاب است ،شاید روزی تجربه‌اش بکنم.
کار دوست داشتنی است همیشه وقتی هومن مشغول کارگردانی کاری است درباره‌اش صحبت می‌کنم و بحث‌‌های جالبی درباره مونتاژ، تدوین و ... داریم.


رموز موفقیت و خوشبختی

    * خودتان را آدم موفقی می دانید؟

نمی دانم، این چیزی است که دیگران باید درباره اش نظر بدهند.

    * بالاخره هر کسی احساس شخصی هم نسبت به موفقیت خودش دارد؟

ببینید واقعا سخت است. هر کسی از موفقیت تعریف و برداشت خاصی دارد و به نظرم مسئله ای نسبی است. اما به هر حال برای موفقیت تلاش می کنم و سعی می کنم طوری زندگی کنم که در آینده احساس موفقیت کنم. اما اینطور نیست که هر روز از خودم بپرسم الان موفق هستم یا نه.

    * برای موفقیت از چه چیزهایی گذشتید؟

اکثریت دوست دارند چه از نظر بحث مالی و چه به خاطر بیشتر دیده و مطرح شدن، زیاد کار کنند اما من به این میل غلبه کردم و سعی کردم گزیده کاری خودم را حفظ کنم و هر کاری را قبول نکنم. طبیعتا خیلی سخت است اما با تعریفی که من از موفقیت دارم بیشتر هم خوانی دارد و فکر می کنم برای رسیدن به آن اهدافی که در نظر دارم باید سختگیر باشم و هر کاری را قبول نکنم.

    * به نظرتان برای خوشبخت بودن باید موفق بود؟

خوشبختی و موفقیت دو مفهوم مستقل و جدا هستند. یعنی موفقیت الزاما خوشبختی نمی آورد و ممکن است یک نفر از نظر اکثریت، آدم موفقی نباشد اما خوشبخت باشد. البته موفقیت شاید بتواند به کسب احساس خوشبختی کمک کند.

مجله پردیس/برترین ها

آنچه گذشت :

 

افشاگری هومن سیدی از جریان تولید سریال "سی امین روز" + عکس

عکسی طنز و دیدنی از آزاده صمدی و هومن سیدی

عکس های متفاوت از آزاده صمدی و هومن سیدی  (همسرش)

عکسهای جدید آزاده صمدی در نشست فیلم آفریقا + همسرش

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 12:41 AM

September 23, 2011

سوزان رایس چگونه نطق احمدی نژاد را پیگیری کرد+عکس

سوزان رایس چگونه نطق احمدی نژاد را پیگیری کرد+عکس
 - سفیر امریکا در سازمان ملل متحد مستقیما سخنرانی رئیس جمهور ایران را پیگیری می کرد.

به گزارش خبرآنلاین در حالی که سوزان رایس هنگام سخنرانی محمود احمدی نژاد در مجمع عمومی سازمان ملل حضور نداشت اما مستقیما سخنان رئیس جمهور ایران را پیگیری می کرد.

عکسی که خبرگزاری فرانسه از جلسه ای که همزمان با مجمع عمومی در شورای امنیت سازمان ملل برگزار شد مخابره کرده است نشان می دهد نماینده دائم امریکا در سازمان ملل متحد مشغول دریافت ترجمه سخنرانی محمود احمدی نژاد بر روی تلفن همراه‌اش است.

سوزان رایس

جدیت سفیر ایالات متحده امریکا در سازمان ملل برای اطلاع همزمان از سخنان رئیس جمهور کشورمان در حالی است که هیات نمایندگی امریکا و کشورهای اروپایی در مجمع عمومی قبل از آنکه رئیس جمهور ایران به برخی نکات مناقشه برانگیز همچون یادآوری مساله هولوکاست و ضرورت تحقیق و تفحص از حادثه یازدهم سپتامبر اشاره کند جلسه را ترک کرده بودند

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 10:54 PM

September 22, 2011

تصاویر تماشایی از راه شیری از آسمان بام دنیا

یک عکاس نجومی توانست تصاویری تماشایی از کهکشان راه شیری از فاصله 4هزار و 600 متری کوههای هیمالایا در زمانی که فصل گردشگری تمام شده بود و تنها دوستداران طبیعت آنجا بودند، تهیه کند.

به گزارش خبرگزاری مهر، راه شیری کهکشان مارپیچ زیبایی است که در شب‌های صاف مناطق دور از آلودگی‌های نوری خودنمایی می کند.

این کهکشان زیبا که بارها به عنوان سوژه عکاسان نجوم انتخاب شده این بار موضوع عکس‌های «آنتوان یانکووی» قرار گرفته است.

این عکاس خوش ذوق از فاصله 4 هزار و 600 متری کوه‌های هیمالایا این عکس‌های تماشایی را از ستارگان، سیارات و منظومه خورشیدی بر فراز یکی از مرتفع ترین کوه‌های دنیا تهیه کرده است.

این عکاس اوکراینی در این خصوص گفت: «این عکس کهکشان راه شیری را بر فراز هیمالایا و زمانی گرفتم که فصل گردشگری تمام شده بود و تنها دوستداران طبیعت آنجا بودند. شب هیچ یک از آنها نمی خوابیدند و سر و صدای زیادی تولید می‌کردند. برای همین من هم نتوانستم بخوابم. پس لباس پوشیدم تا دوری در اطراف بزنم که با این چشم انداز خیره کننده روبه رو شدم. به سرعت دوربینم را در آوردم و این عکسها را گرفتم.»

براساس گزارش دیلی میل، وی افزود: «من در تمام کودکی ام رویای کوه‌ها را داشتم و امیدوار بودم که روزی از نپال دیدن کنم. اکنون رویایم را به واقعیت رسانده ام.»


تماشایی ـ این عکسهای راه شیری را آنتوان یانکووی از فراز هیمالایا گرفته است
 
 
شکیبایی ـ این عکسهای راه شیری حاصل ساعتها شکیبایی و بردباری هستند
 
 
راه شیری ـ تصویری که حاصل شاتهای مداوم از کهکشانی است که منظومه خورشیدی ما در آن واقع شده است

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 06:08 PM

عکسهای متفاوت مراسم تقدیر از بازیگران سریالهای رمضان

عکسهای متفاوت مراسم تقدیر از بازیگران سریالهای رمضان

بازیگران سریال 3-5-2وسه دونگ سه دونگ

 عکسهای متفاوت مراسم تقدیر از بازیگران سریالهای رمضان
 عکسهای متفاوت مراسم تقدیر از بازیگران سریالهای رمضان
 عکسهای متفاوت مراسم تقدیر از بازیگران سریالهای رمضان
 عکسهای متفاوت مراسم تقدیر از بازیگران سریالهای رمضان
 عکسهای متفاوت مراسم تقدیر از بازیگران سریالهای رمضان
 عکسهای متفاوت مراسم تقدیر از بازیگران سریالهای رمضان
 عکسهای متفاوت مراسم تقدیر از بازیگران سریالهای رمضان
 عکسهای متفاوت مراسم تقدیر از بازیگران سریالهای رمضان
 عکسهای متفاوت مراسم تقدیر از بازیگران سریالهای رمضان
 عکسهای متفاوت مراسم تقدیر از بازیگران سریالهای رمضان
 عکسهای متفاوت مراسم تقدیر از بازیگران سریالهای رمضان
 عکسهای متفاوت مراسم تقدیر از بازیگران سریالهای رمضان
 عکسهای متفاوت مراسم تقدیر از بازیگران سریالهای رمضان
 عکسهای متفاوت مراسم تقدیر از بازیگران سریالهای رمضان
 عکسهای متفاوت مراسم تقدیر از بازیگران سریالهای رمضان
 عکسهای متفاوت مراسم تقدیر از بازیگران سریالهای رمضان
 عکسهای متفاوت مراسم تقدیر از بازیگران سریالهای رمضان
 عکسهای متفاوت مراسم تقدیر از بازیگران سریالهای رمضان
 
عکسهای متفاوت مراسم تقدیر از بازیگران سریالهای رمضان

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 03:51 AM

برهان الدين رباني و متکی (عکس)

"برهان الدين رباني" رييس جمهوري پيشين افغانستان كه سال گذشته به رياست كميسيون عالي صلح انتخاب شده بود، بعد از ظهر روز سه شنبه در داخل خانه اش در كابل كشته شد.

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 01:55 AM

عکس/ حضور نوعروس با لباس عروسی در تشییع جنازه همسر شهیدش

تشییع پیکر پاک شهید آیت صدیقی نژاد از شهدای درگیری با گروهک پژاک در یاسوج

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 01:55 AM

کوتاهترین زن جهان+عکس

یکی از قسمت های جذاب در کتاب رکوردهای گینس،بخش انسان های کوتاه قد یا بلند قد است که به تازگی در این بخش رکورد جدیدی به ثبت رسیده است.
به گزارش گروه خواندنی های مشرق،زن 69 سانتی متری به عنوان کوتاه ترین زن زنده اسم خود را در کتاب رکوردهای گینس ثبت کرد.

بریجیت جوردن 22 ساله، تنها 69سانتی متر قد دارد و به همراه برادر 20 ساله خود به عنوان کوتاه ترین خواهر و برادر دنیا نیز شناخته میشوند.
برادر بریجیت 96 سانتی متر قد دارد و بسکتبال و کاراته را به عنوان سر گرمی های خود اعلام کرده است.
 
خانم جوردن که علاقه زیادی به موسیقی دارد پس از شکستن رکورد گفت:واقعا احساس خوشایندی دارم.به نظرم کوچیک بودن اصلا بد نیست و من کوچیک بودن را بیشتر دوست دارم.
برادرش نیز اضافه کرد:با این حرف ها می توانیم به مردم نشان دهیم کمی متفاوت بودن می تواند جذاب باشد و هر کس در هر شرایطی نباید اعتماد به نفسش را از دست بدهد.
 
 

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 01:50 AM

سارا خوئینی ها کیست ؟! + عکسهای دیدنی

سارا خوئینی ها متولد ۱۳۵۳ در تهران است ، نام مستعارش سارا وثوقی است و فارغ التحصیل رشته گرافیک است، دارای یک دختر به نام «غنچه» و یک پسر به نام «شایان» است، اولین بار در ۱۵ سالگی با بازی در فیلم « گلها و گلوله ها » (ناصر مهدی پور، ۱۳۷۰) بازیگری در سینما را تجربه کرد.از جمله فعالیتهای هنری اش عبارتند از :
گلها و گلوله ها (ناصر مهدی پور، ۱۳۷۰)
دوستان (علی شاه حاتمی، ۱۳۷۸)
بالای شهر پایین شهر (اکبر خامین، ۱۳۸۰)
نقاب (کاظم راست گفتار، ۱۳۸۳)
اسپاگتی در هشت دقیقه (رامبد جوان، ۱۳۸۴)
گیس بریده (جمشید حیدری، ۱۳۸۵)

و مجموعه های تلویزیونی:
معصومیت از دست رفته (داود میرباقری، ۱۳۸۱)
بی صدا فریاد کن (مهدی فخیم زاده، ۱۳۸۶)

 

سارا خوئینی ها کیست ؟! + عکسهای دیدنی

سارا خوئینی ها کیست ؟! + عکسهای دیدنی

سارا خوئینی ها کیست ؟! + عکسهای دیدنی

سارا خوئینی ها کیست ؟! + عکسهای دیدنی

سارا خوئینی ها کیست ؟! + عکسهای دیدنی

سارا خوئینی ها کیست ؟! + عکسهای دیدنی

سارا خوئینی ها کیست ؟! + عکسهای دیدنی

ویستا

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 01:12 AM

September 21, 2011

فرزاد حسنی دستمزدش را لو داد !

فرزاد حسنی در برنامه رادیویی «چه فرصتی، چه شبی» که در بامداد روز سه شنبه هر هفته از رادیو جوان پخش می‌شود، دستمزد ماهانه خود را برای اجرا در رادیو، مبلغ ۲۰۰ هزار تومان اعلام کرد!


این مجری جنجالی از نصیحت مرحوم منوچهر نوذری به مجریان یاد کرد و گفت: «ایشان به مجریان می‌گفتند، که مبلغ دستمزد اجرای خود را برای بیرون زیاد بگویید و رقم بالایی را طلب کنید» و در ادامه گفت: «این کت و شلواری که ما می‌پوشیم، به واسطه مبلغ دستمزد اجرا‌هایمان در بیرون از صداوسیماست و در این مراسم‌ها مبلغ خوبی هم می‌گیریم اما در صداوسیما دستمزد آنچنانی نداریم» وی همچنین به انتقاد از مجریانی پرداخت که علاوه بر حضور خود در مراسم‌ها، همکاری را نیز به عنوان کیبوردزن با خود همراه می‌کنند، پرداخت.


حسنی در بخش دیگری از برنامه خود، هنگامی که منتقد برنامه درباره  انتخاب فیلم «جدایی نادر از سیمین» به اسکار صحبت می‌کرد، به شوخی به حرف‌های جواد شمقدری معاونت سینمایی اشاره کرد و اسکار را به جشنواره سینمایی گچساران (!) تشبیه نمود تا اولین کسی باشد که به حرف‌های شمقدری واکنش نشان داده است.
گفتنی است، پیش از این عادل فردوسی‌پور در برنامه محبوب نود به شفاف سازی درباره مبلغ درآمد ماهانه و سالانه خود از این برنامه برآمده بود که با واکنش تند رضا رشیدپور در برنامه ماهواره‌ای روبرو شده بود و مبلغ دستمزد عادل را غیرواقعی دانسته بود.

کافه سینما

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 03:37 PM

عکسی کمیاب از نوجوانی احسان علیخانی مجری تلویزیون

احسان علیخانی مجری جوان، مسلط، صمیمی و پرتحرک است که در چند سال اخیر توانسته اجراهایی به یادماندنی داشته باشد. او فارغ التحصیل رشته مدیریت بازرگانی از دانشگاه تهران می باشد. دو خواهر و یک برادر دارد و خودش فرزند آخر خانواده است. مادرش پرستار بازنشسته است و به گفته خودش بهترین دوستش است.
 او در دفتر یکی از فیلمسازان به عنوان یکی از اعضای گروه صحنه و دستیار کارگردان فعالیتش را آغاز کرد، سپس به تلویزیون وارد شد و به ساخت كارهای تبلیغاتی، تیزر سازی و مستند های کوتاه مشغول شد. او با دیدن اجرای جواد یحیوی به کار اجرا علاقه مند شد و اولین برنامه زنده اش به سال ۱۳۸۰ برمی گردد. احسان علیخانی در طول فعالیت خود اجراهایی مانند صبح آمد، باران به روايت ديگر، ماه عسل... ، كارگردانی کارهایی مانند محرمانه، آمد نوبهار، سامي يوسف... و تهيه كنندگی برنامه هایی مانند محرمانه، شيخ بهايي، نور بالا و ماه عسل را برعهده داشته است.
 برنامه ماه عسل سال‌ها در ماه های رمضان با اجرای احسان علیخانی روی آنتن رفته و مخاطبان بسیاری را پای خود نشانده، اما سال گذشته بنابه دلایلی شبکه سه از حسن جوهرچی برای اجرای برنامه دعوت کرد و همین امر موجب شد ماه عسل بسیاری از مخاطبان خود را از دست بدهد. علیخانی نیز در مدتی که با شبکه سه همکاری نداشت در شبکه جهانی جام جم برنامه اجرا می‌کرد و با اجرای ویژه برنامه این شبکه در تحویل سال، توجه بسیاری از ایرانیان خارج از کشور را به این برنامه جلب کرد.
 آپلود سنتر

 آپلود سنتر

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 03:23 PM

غذای مهد کودکی در آلمان (عکس)









نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 03:07 PM

September 20, 2011

تصاویر: همسر یابی از نوع پرندگان

عکاس این تصاویر می‌گوید: من بسیار خوش شانس هستم که توانستم این صحنه بی‌نظیر را توسط دوربینم شکار کنم. من و دوستم می خواستیم از یک پرچین انبوه، عبور کنیم که صدای این پرندگان مرا به سوی خود جلب کرد.
بال بال زدن پرندگان برای بدست آوردن شریک زندگی، صحنه دیدنی از دنیای حیوانات است.

به نوشته همشهری‌آنلاین، باید بسیار خوش شانس باشید که در جای مناسب و زمان مناسب، قرار بگیرید. این موقعیت به هنگام برای یک عکاس خوش ذوق، موقعیتی شهرت ساز است. بخصوص، اگر عکاس شکار لحظه‌ها باشد.

عکاس این تصاویر هم از آن دسته افراد خوش شانس است. او نه تنها در جای مناسب و زمان مناسب، حضور داشته، بلکه مجهز به یک دوربین مناسب برای ثبت این تصاویر هم بوده است.

سرعت عمل در این زمان هم بسیار مهم و حیاتی است. عکاس باید با شناسایی سوژه سرعت شاتر خود را بالا برده تا ثانیه‌ها را هم از دست ندهد.

عکاس این تصاویر می‌گوید: من بسیار خوش شانس هستم که توانستم این صحنه بی‌نظیر را توسط دوربینم شکار کنم. من و دوستم می خواستیم از یک پرچین انبوه، عبور کنیم که صدای این پرندگان مرا به سوی خود جلب کرد.

از روی کنجکاوی شروع به بررسی و جستجوی دقیق و آرام در میان پرچین‌ها کردیم. در میان آنها ما شاهد سه پرنده زیبا بودیم که ظاهرا بر سر چیزی با هم بحث می‌کردند.

بعد از جرو بحث زیاد آنها دست به اقدام زدند. گویا بحث زیاد فایده نداشت و به همین خاطر آنها شروع به مبارز با یکدیگر کردند.

دیدن صحنه‌های بی نظیر از غوغا و سر و صدای سه پرنده به همراه  بال زدنها، لرزش بال‌ها، ضربه‌های منقاری و...گویی برای مدت طولانی هر سه تای آنها در هم قفل شده‌اند.

سپس یکی از پرندگان، ظاهرا پرنده ماده، خود را کنار کشیده و استراحت می کند و دو پرنده دیگر که ظاهرا نر هستند به مبارزه منقار زدن، ادامه می‌دهند.

در پایان مبارزه، بازنده خود را کنار می‌کشد. لحظه‌ای به آن دو نگاه می‌کند و پرواز کرده و به راه خود می‌رود.

جفت باقی مانده بعد ازآن لحظات سخت و درگیر‌ها خسته کننده با نگاه پیروزمندانه، بازنده را تعقیب می کنند تا مطمئن شوند از قلمروی آنها حسابی دور شده باشد.

لحظه‌های آرام!! و سعادت؟ از را می‌رسد. این جفت مبارز به خوشی و خرمی در کنارهم تا ابد زندگی می‌کنند. شما چی فکر می‌کنید؟



آغاز مبارزه سه نفره



بال بال زدن و منقار زدن...توجه داشته باشید که حیوانات دارای منطق، تعقل و شعور نیستند



پرنده ماده خود را از معرکه کنار کشیده و پرندگان نر در حال مبارزه منقاری هستند



بازنده میدان و قلمروی برنده را خالی کرده و به راه خود پرواز می‌کند.



لحظه‌های آرامش، کامیابی!! و سعادت؟...

البته گذاشتن این علامت‌ها از سوی عکاس و نویسنده برای کامیابی!! و سعادت؟ در مورد زندگی حیوانات، شاید مصداق نداشته باشد. به نظر من ایشان کمی بدبینانه  به ماجرا نگاه کرده است.

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 09:29 PM

موزه و بنای یادبود حادثه 11 سپتامبر (+عکس)

این بنا در كنار طرح بلند پروازانه شیشه و فلز مركز حمل و نقل معمار اسپانیایی «سانتیاگو كالاتراوا» قرار دارد. در اصل این موزه به سبب تفكرات ایده‌آلیستی – نمایشی آمریكایی، بیشتر بار سیاسی دارد تا معماری.
سایت خبری معماری نیوز: این مکان تا به امروز برای بازدید عموم باز نشده بود، اما افتتاح بنای یادبود و موزه ی یازده سپتامبر، اولین گام به سوی پایان ممنوعیت طولانی مدت ساخت و ساز در محل مرکز تجارت جهانی است. مایکل آراد از گروه معماری هندل به همراه گروه معماری منظر پیتر واکر برنده مسابقه طراحی بنای یادبود یازدهم سپتامبر، تصمیم دارند تا عملیات ساخت این پروژه را آغاز کنند. طراحی این گروه شامل دو استخر بزرگ مربع شکل در محل فونداسیون برج های دوقلو می باشد که با آبشارهایی که از چهار طرف این استخر به مرکز آن سرازیر می شود، مزین شده است.



 2983 اسم بر روی 79 صفحه برنزیِ دو استخر آبی که در محل سابق برج های دو قلو ساخته شده اند را در بر گرفته اند. "مایکل آراد" نام طرح خود را "بازتابش فقدان" انتخاب کرده است. در نگاهی کلی به نظر می آید اسامی به صورت اتفاقی در کنار یکدیگر قرار گرفته اند اما دقیق شدن بر روی طراحی این بنا نشان می دهد اسامی قربانیان به شکل شبکه ای در هم پیچیده از روابط اجتماعی، حرفه ای و حتی اتفاقی قربانیان با یکدیگر بر روی صفحه های برنزی حک شده است.



این بنا در كنار طرح بلند پروازانه شیشه و فلز مركز حمل و نقل معمار اسپانیایی «سانتیاگو كالاتراوا» قرار دارد. در اصل این موزه به سبب تفكرات ایده‌آلیستی – نمایشی آمریكایی، بیشتر بار سیاسی دارد تا معماری.



با توجه به پیشنهاد طرح کلی كه توسط معمار یهودی، دانیل لیبسكیند معمار، ترسیم شده است،‌ قرار است تمام بناها در ضلع شمال شرقی پارك «یادبود» و در زمینی به مساحت یك هکتار ساخته شوند؛ این ایده با پیشنهاد دیگر معمار یهودی، «فرنك گهری»، برای ساختن مجموعه تئاتر در ضلع شمالی و مركز حمل و نقل كالاتراوا در ضلع شرقی شكل می‌گیرد. دو استخر یادمانی هم گویی برای تقلید از رد پای برج‌های دوقلو در ضلع جنوب و غرب در نظر گرفته شده‌اند.



طراحی «اسنوتا» سازه‌ای بزرگ همراه با پوشش چوب و شیشه است، پاسخی هوشمندانه به چالش‌های کارفرما. ساختمان موزه مستقیما بر روی ایستگاه قطار كالاتراوا قرار گرفته است هرچند كالاتراوا ستون‌هایی را كه فضای داخل طرحش را خراب می كنند، نپذیرفته و اصرار در حذف آنها دارد؛ کالاتروا همچنین خواستار استفاده از نور مستقیم در فضای ترمینال است. در نهایت بازدیدكنندگان می توانند زیر مركز آزادی و در پارك یادمان قدم بزنند و در انتهای جنوبی آن، منظری زیبا به سمت استخرهای یادبود را تجربه کنند.



ساختمان‌ها با روایتی معمارانه خلق شده اند؛ بازدیدكنندگان از دو مسیر می توانند وارد شوند، اولی سطح شیب دار عریضی است که آنها را به سمت ورودی اصلی هدایت می كند و دومی سطح شیب دار كوچكی است كه مراجعان را به ساختمان‌ها هدایت می كند.



 نقاط ورودی به یك لابی باز مشترك می رسند كه از آنجا به موزه، مجموعه تاتر،‌ مركز آزادی و... دسترسی هایی وجود دارد. تقویت توالی ورودی خود نقطه قوتی برای طرح به حساب می آید. این حس كه بازدیدكننده در یك مسیر از بیرون به درون می آید و به سمت قسمت‌هایی كه با تفكر و تعمق بیشتر سر و كار دارند خود این نقطه مثبت را تقویت می‌کند.



مركز گالری‌های طبقه پایین به دور یك منحنی در اطراف حیاط مركزی، شكل گرفته است و در قسمت تحتانی طرح بازدیدكنندگان می توانند با آسانسور حركت کرده، در قسمت بالا مسیری را با نام مسیر آزادی طی کنند! این نگاه ساختگی به مفهوم آزادی، چندان هوشمندانه به نظر نمی‌رسد، بخصوص اینكه در این مكان جشن آزادی نیز منعقد می‌شود؛ با اكو شدن (انعکاس) صدای حركت به سمت پایین در جهت حركت به سمت استخرهای یادمان برج های دوقلو، مسیر منحنی شكلی ایجاد شده است كه تصنعی ساده‌لوحانه از طوفان 11/9 و ستیز جهانی برای آزادی است.













نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 05:51 PM

علاقه شدید مهران مدیری به آرمیتا .. + تصاویر

شاید هرگز باور نکنید، اما حقیقت دارد. مهمترین چهره صنعت سرگرمی ایران، در 30 سال گذشته، و کسی که بیش از هرکسی لبخند را به صورت ما آورده است، از افسردگی مزمن و آزاردهنده‌اش خلاص نمی‌شود. گرچه از زاویه بیرونی اینطور به‌نظر می‌رسد که این کمدین برجسته حال خوب و صورتی خندان دارد. مهران مدیری امسال هم در جشن حافظ اعلام کرد که افسرده است. او پیش از این بارها در یادداشت‌های کوتاهش که در مطبوعات به چاپ رسیده نیز اعلام کرده بود که حوصله‌ای برایش نمانده و خلاصه اینکه: «حالش خوب نیست.» و این دوگانه‌ای است تعجب‌برانگیز، چراکه او در سه سال گذشته بدون تعطیلی درگیر ساخت مجموعه موفق قهوه تلخ بوده که مهم‌ترین کار کمدی صنعت نمایش ایران محسوب شده است. مدیری که نوروز دو سال پیش، آخرین مصاحبه مطبوعاتی‌اش را با مجله زندگی ایرانی انجام داده، از آن پس در پاسخ به خبرنگاران برای گفت‌وگو به یک جواب بسنده می‌کند: «به شما یادداشت می‌دهم و یک عکس خوب...»

http://persianv.com/pimg/picmtt/blog_1/2837_1.jpg

ماه پیش مجله دیار عکسی

 سیاه و سفید و در حالت خواب رفته از وی منتشر کرد که نشان‌دهنده وضع و حالی بود که او دچارش است. عکسی که با یادداشت شخصی مدیری همراه بود. کسی که تاکید دارد حوصله لبخند از زندگی‌اش خارج است. گرچه زندگی روزمره او در دفتر آرامش در خانه بزرگ خیابان بوسنی در منطقه فرشته می‌گذرد. جایی که سال‌هاست لوکیشن تولیدات اوست. مدیری هر روز مسیر خانه تا لوکیشن را با خودروی شخصی‌اش می‌پیماید و با خوش و بشی سریع با نگهبانان و عوامل به اتاقش می‌خزد. جایی که سکوتش گهگاه با دوستان نزدیک او شکسته می‌شود. دوستانی که حلقه آنها خیلی هم وسیع نیست. اعضای گروه کارگردانی هر روز با او جلسه دارند و بازیگران و صحنه‌گردانان هم لاجرم هر روز مدیری را می‌بینند، اما حلقه دوستان خیلی وسیع نیست. آدم‌هایی مثل سیامک انصاری، برادران آقاگلیان، علیرضا عصار، حامد بهداد و یکی، دو نفر دیگر.

او در این سال‌ها زندگی شخصی خود را هم به شدت از دید مطبوعاتی جماعت دور نگه داشته و اطلاعات زیادی از او در دست نیست. جز اینکه یکی از مهم‌ترین آدم‌های زندگی آقای کارگردان، مار خوش خط و خالی به اسم آرمیتاست که مدیری علاقه زیادی به او دارد. ماری که گاهی به لوکیشن آورده شده تا همیشه جلوی چشم باشد... و این فقط یکی از علایق عجیبی است که او را از سایرین متفاوت می‌کند.

http://persianv.com/pimg/picmtt/blog_1/2837_2.jpg

شاید این حال مدیری، مربوط به دورانی باشد که او تبدیل به ستاره اصلی تلویزیون ایران شد و سپس با بی‌رحمی از آسمان به زیر کشیده شد و چند سالی به محاق رفت. دورانی که او آموخت سلوک یک ستاره مهم‌ترین عامل در موفقیت‌های بعدی است. اگر او روی خوشی به دوربین‌ها – مگر آنکه دوربین قهوه تلخ باشد – نشان نمی‌دهد برای این است که سرک کشیدن‌ها به زندگی او، دورانی سخت را برایش رقم زد.

مدیری که حتی دریافت دکترای افتخاری از یک دانشگاه آمریکایی هم حال او را تغییر نداد، در حال حاضر در انتظار پایان کار طراحان صحنه لوکیشن قهوه تلخ است تا سری جدید را کلید بزند. در این روزها کار او فکر کردن و مرور نقشه‌هایی است که برای آینده دارد.

او در همان مصاحبه آخر گفته بود که دوست دارد فیلمی بسازد که بالاتر از همه استانداردهای فعلی سینمای ایران باشد. شاید تعبیر شدن این رویا لبخندی موقتی روی صورت آقای کارگردان بیاورد. نابغه‌ای که در دورانی سخت و پر از سوءتفاهم به موفقیت رسید. دورانی که هر موضع‌گیری و هر جمله می‌تواند بهایی سخت‌تر از تصور به همراه داشته باشد.

او به زودی دوباره به جمع ما بازخواهد گشت. زمانی که در ابتدای سری جدید قهوه تلخ از روی متنی با بینندگان صحبت می‌کند و با تپق‌های عمدی و لبخندهای کمرنگ دل کسانی که به او خیره شده‌اند را می‌برد. این کاری است که او در آن متبحر است. گرچه حال درونش آنقدر متفاوت باشد که وقتی به دوستانش می‌رسد، بگوید: «نه، حالم خوب نیست.»

خاطره‌ای از یک عکس
مهران مدیری به ندرت عکاسی به جز سعید عباس اصفهانی، عکاس مجموعه قهوه تلخ را به خلوت خود راه می‌دهد. تصویری که در صفحه مقابل می‌بینید، یکی از معدود عکس‌های عکاسان دیگر از اوست. اما مدیری دراین عکس لبخند به لب داشت و اجازه انتشار آن را نداد.

سلبریتی ها و افسردگی‌های طبیعی
اگرچه شاید برخی تصور کنند که افسردگی دستاورد دنیای ماشینی امروز است، اما این یک بیماری قدیمی است که ممکن است چندان ربطی به شهرنشینی نداشته و حتی در روستاها حادتر از شهر باشد.
افسردگی، به همان میزان که می‌تواند انسان‌های عادی را دچار کند، می‌تواند گریبان چهره‌های نامدار هنری، ورزشی، سیاسی و... را نیز در سراسر دنیا بگیرد.
شاید یکی از دلایل عمده افسردگی ستاره‌های مشهور جهان این باشد که آنها به تمام چیزهایی که دیگران (و حتی خودشان) روزی آرزوی دست یافتن به آنها را داشته‌اند، رسیده‌اند و گاهی این می‌شود نقطه پایان شوق زندگی. چرا که از منظر مادی، پول، شهرت ، امکانات و... معمولا به تدریج جذابیت خود را از دست داده و عادی می‌شوند.پیش و بیش از این‌هاست که باید به ابعاد عمیق‌تری از زندگی توجه کرد. نمی‌توان منکر اهمیت جنبه‌های مادی زندگی شد، اما تمرکز بی‌چون‌وچرا بر این دغدغه‌هاست که هدف انسان از زندگی را دچار اغتشاش می‌کند.در برخی دیگر از افراد، نوسانات دوره‌ای خُلقی به چشم می‌خورد و مثلا در دوره‌ای خلق‌و‌خوی خلاق و پرانرژی داشته و در برهه‌ای، خُلقیات کم‌روحیه و بی‌انگیزه را تجربه می‌کنند.

گزینه دیگری نیز وجود دارد که احتمالا به بحث موردنظر ما نزدیک‌تر بوده و بیشتر درباره هنرمندان و کمدین‌ها صدق می‌کند. آن هم این‌که افرادی که در یک اثر هنری به صورت پررنگ و فعال دیده شده و ویترین آن اثر به شمار می‌روند، ممکن است در دنیای زندگی شخصی خود، شخصیت درون‌گرا و آرامی داشته باشند که با آن ظاهر بیرونی تفاوت دارد. این است که از روی نمود بیرونی رفتار یک ستاره، لزوما نمی‌توان به منویات درونی او پی برد و باید به حریم خصوصی او احترام گذاشت.

سینمای ما

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 05:49 PM

عکس : شهاب حسینی دوباره پدر شد

شهاب حسینی دوباره پدر شد !!

مصاحبه جدید شهاب حسینی را با مجله زندگی ایرانی را در کافه سینما بخوانید:

* مردی علاقه‌مند به خانواده

شهاب حسینی همیشه هنرپیشه‌ای علاقه‌مند به خانواده بوده و حتی این خداحافظی او از سینما بیشتر برای این بوده که مدت بیشتری در خدمت خانواده خود باشد. خود شهاب حسینی در این باره می‌گوید: «گاهی وقت‌ها هنرمندان ناچار می‌شوند دور خود و خانواده‌شان حصار یا گارد دفاعی بکشند. چون همواره افرادی هستند که قصد دارند وارد حریم خصوصی ان شوند و آرامش را از آن‌ها بربایند.» شهاب حسینی در ادامه حرف‌های خود ضمن اشاره به این نکته که زندگی هنری هنرمندان با زندگی خانوادگی آن‌ها از اساس با هم نا‌همخوانی‌هایی دارند می‌گوید: «انتخاب راهی میانه برای اینکه هم زندگی خانوادگی و هم زندگی هنری‌ات را حفظ کنی با وجود اینکه سختی‌های بسیاری دارد غیر ممکن نیست. در حال حاضر به خاطر این شرایط دشوار من تصمیم گرفتم راه میانه‌ای را انتخاب کنم که پیش از من هم بازیگرانی این راه پیموده‌اند و موفق هم بوده‌اند مثل جناب مهدی هاشمی که همچنان با همسر محترمشان سرکار خانم گلاب آدینه زندگی بسیار خوبی دارند و در عین حال کارشان را هم هر روز بهتر از روز قبل انجام می‌دهند. بازیگرانی که راه میانه را انتخاب نمی‌کنند دو دسته می‌شوند یک دسته بازیگرانی هستند که کارشان را بر هر چیزی مقدم می‌دانند و می‌خواهند به هر قیمتی که شده سیمرغ و خرس و تمشک و اسکار بگیرند و به نوعی بر این باور هستند که زن و فرزند جلوی دست و پای آن‌ها را می‌گیرد و دوست دارند زود‌تر از دستشان خلاص شوند یک دسته از بازیگران هم هستند که می‌گویند حرفه دوست داشتنی من خداحافظ. چون خانواده را به هر چیزی ترجیح می‌دهند.» شهاب حسینی با اشاره به اینکه خود او جزو بازیگران دسته دوم است گفته که مدتی است به این نتیجه رسیده‌ام که لااقل برای مدتی با حرفه‌ام خداحافظی کنم.

 

* ۱۵ سال وقف کار ۵ سال وقف همسر و فرزند و والدین

شهاب حسینی از نظر خودش ۱۵ سال را وقف کارش کرده و حالا تصمیم دارد حداقل ۵ سال از عمرش را وقف همسر و فرزندش کند. از سویی دیگر شهاب حسینی در همه این سال پدر و مادرش را می‌دیده اما متوجه نمی‌شده که چه تغییراتی کرده‌اند. خود او در این باره با لحنی توام با حسرتی گفته: «یک روز به خودم آمدم دیدم چقدر پیر شدند و به خودم گفتم شهاب اگر یک روز چشمانت را باز کنی و ببینی که آن‌ها دیگر... چیکار می‌کنی؟ آن وقت جواب خودت را چی دهی؟ می‌خواستی مرغ و سیمرغ و خرس و پلنگ بگیری! به چه قیمتی؟! به قیمت اینکه فردا پسرم بیست سالش بشود و بگوید بابا من و ته به اندازه نوک سوزن همدیگر را نمی‌شناسیم نه من حرف‌های شما را می‌فهمم و نه شما حرف‌های مرا می‌فهمی. حالا من گنج قارون داشته باشم و خانه من پر شود از سیمرغ و پلنگ‌های طلایی و نقره‌ای فستیوال‌ها و جشنواره‌های گوناگون! چه ارزشی دارد؟ فرزندم پاره تن من است وقتی من نتوانم با او به اجماع برسم چطور می‌خواهم با مردم به اجماع برسم؟!» شهاب حسینی همیشه خودش را به عنوان پدر یک خانواده همانند کشاورزی دانسته که مدت‌ها وقت گذاشته و زمین زارعی‌اش را شخم زده و دانه کاشته و حالا باید برای حفظ و حراست از آن و جلوگیری از گزند بکوشد.

 

* تولد همبازی محمد امین

همین چند روز پیش بود که نام شهاب حسینی برای دریافت جایزه ویژه جشن حافظ اعلام شد و او دست در دست پسرش روی صحنه رفت. محمد امین پسر دوست داشتنی شهاب حسینی است که جان پدر برایش در می‌رود. خبر خوش اما دوباره پدر شدن شهاب حسینی است. بیش از هر چیز تولد دومین فرزندش را به او تبریک می‌گوییم.

 

* بازیگر با معرفتی که از گلزار حمایت کرد.

شهاب حسینی اما بازیگر با معرفتی است که حتی دفاع از محمد رضا گلزار که شاید به نوعی او را رقیب بازیگری‌اش باید قلمداد کنیم پرداخته است: «بازیگری چون محمد رضا گلزار در حوزه کاری خود جزو افراد شماره یک محسوب می‌شود و دغدغه‌های برخی بازیگران را ندارد. این بازیگر توانایی کشاندن تعداد بسیاری از تماشاگران را به سینما دارد و حقیقتا من هوش تجاری او را ندارم. دستمزد من مشخص است و این در حالی است که حضور من در هر اثری فروش آن را تضمین نمی‌کند. من بازیگر پرفروشی نیستم اما وقتی محمد رضا گلزار می‌تواند در فروش تاثیر گذار باشد می‌تواند از این موضوع استفاده کند و دلیلی برای ایراد گرفتن به وی وجود ندارد. گران‌ترین بازیگر سینمای ایران چند درصد یک بازیگر هالیوودی دستمزد می‌گیرد؟ فرض کنیم به محمد رضا گلزار یک میلیارد تومان معادل یک میلیون دلار پرداخت کردیم این هزینه یک هفتاد و پنجم درآمد بازیگری همچون جانی دپ و درصد ناچیزی از درآمد سوپراستارهای بالیوودی است». به گفته شهاب حسینی این در حالی است که بازیگران ایرانی به لحاظ کیفی به مراتب در سطح بالاتری نسبت به بازیگران بالیوودی قرار دارند.

 

* تماشای مصائب کارگردان برای در آوردن نقش

جالب است بدانید که شهاب حسینی برای موفقیت در عرصه سینما بازیگر سخت کوشی بوده است. او برای بازی در فیلم «جدایی نادر از سیمین» و برای درست درآمدن نقشی که به او ایفا شده چند ماهی به بازار کفاش‌ها رفته تا نقش کفاش فیلم را به خوبی ایفا کند. او همچنین چندین بار مستند «زیر صفر» درباره مشکلات کارگران را دیده. این مستند که شامل تصاویری از فعالیت‌های کفاشان و مصاحبه‌هایی شامل گلایه‌ها و شکایت‌های آنان از وضع جاری است گویا کمک خوبی برای شهاب حسینی برای رسیدن دقیق به شخصیت مورد نظرش در فیلم «جدایی نادر از سیمین» بوده است. البته همانطور که گفته شد اگرچه شهاب حسینی برای رسیدن به نقش مورد نظرش در فیلم «جدایی نادر از سیمین» چند ماهی را با کفاش‌ها گذرانده است. اما از این مستند نیز در جهت اطلاع کامل از جزئیات رفتار و حرکات دست و صورت و نوع کار کردن بروی کفش و نوع حرف زند و موارد دیگر بهره برده است.

 

* افراد خانواده دار پخته‌تر عمل می‌کنند.

شهاب حسینی همشیه نظرات جالبی درباره خانواده داشته از نظر او خانواده مانع همه تکروی‌های فرد می‌شود. چون وقتی شما ملزم هستید که غیر از سرنوشت خودتان به سرنوشت دو نفر دیگر هم فکر کنید آهسته‌تر و پیوسته‌تر جلو می‌روید. فکر شده‌تر عمل می‌کنید پخته‌تر تصیم می‌گیرید و وقتی همه این‌ها درست اتفاق بیفتد نتیجه‌ای جز موفقیت نخواهد داشت. همه عدم موفقیت‌ها به خاطر یک طرفه فکر کردن‌ها و آنی تصمیم گرفتن‌ها حاصل می‌شود.

شهاب حسینی همچنین از جمله بازیگران سینما بوده که منتقد یکنواختی در زندگی است. او در این باره می‌گوید: «ما دراینجا خیلی سریع تن به یکنواختی و روزمرگی می‌دهیم. موقعی که برای سریال مدار صفر درجه در لهستان بودم هنرورانی برای بازی در فیلم ما حضور داشتند که این کار شعل دوم و سوم همگیشان بود و شغل اصلیشان مهندسی راه و ساختمان و مهندسی کامپیو‌تر و... بود. نکته جالب این بود که هنروری که مهندس بود اگر در نقش یک گارسون بازی می‌کرد تصور می‌کردید که سی سال است گارسون است زیرا عاشقانه کارش را انجام می‌داد و تن به باری به هر جهت و روز مرگی نداده بود و به کارش و در اصل به خودش احترام می‌گذاشت.»

منبع: مجله زندگی ایرانی (پیاده شده توسط: پرهام موسوی/کافه سینما)

آنچه گذشت :

عکسهای دیدنی شهاب حسینی ، همسر ، پسر و برادرش

خداحافظي موقت شهاب حسيني از دنياي بازيگري

عکس دیدنی شهاب حسینی و همسرش در اختتامیه جشنواره

شهاب حسینی و وهمسرش در کنار احمدی نژاد

عکس های متفاوت شهاب حسینی د در مجلات مختلف

با امین حیایی و شهاب حسینی و عکاس خصوصی شان + عکس

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 05:26 PM

بازیگرانی که در استادیوم داربی را دیدند/ عکس

در میان میهمانان ویژه داربی دیروز، ایرج نوذری و دانیال حكیمی بیشتر از سایرین توجه همه را جلب كردند. بازیگرانی که در استادیوم داربی را دیدند/ عکس

نوذری پرسپولیسی و حكیمی استقلالی داربی 71 را كنار هم و پیش عابدزاده و كی‌روش دیدند.

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 05:06 PM

سرک در زندگی کاری و شخصی رضا عطاران

سرک در زندگی کاری و شخصی رضا عطاران

  ● رمز و راز زندگی بازیگر رکوردشکن سال چیست؟

آقای جبلی روبه روی ما نشسته بود. بدون آن موهای افشان و آن عینک غلط انداز. آقای جبلی، همان معلم بی دست و پا و تو دل بروی دبیرستان دختران المپیادی. این، بعدازظهر جمعه ای بود که گفت وگو با رضا عطاران دلپذیرترش کرد. وقتی که کارتان روزنامه نگاری در حوزه سینما و تلویزیون باشد، این بعدازظهر را از یاد نخواهید برد. در میان این تعداد سوپراستار و بازیگر و هنرور پرافاده، رضا عطاران، از آن جا بی همتاست که چیزی نیست غیر از آنی که انتظار داریم. او بعد از موفقیت خیره کننده فیلم آخرش، هنوز همان آقای جبلی است. همان رضا عطاران که سال ها پیش بود. در این گفت وگو از سادگی اش، از بی خیالی اش و حسی که هی به ما می گفت او سرکارمان گذاشته، لذت بردیم. از تک جمله هایش و خنده هایی که درست مثل خنده های آقای جبلی بود. خنده هایی که گرچه در خود فیلم به آن نمی خندیدند، اما ایرانی ها را روده بُر کرده است. اگر می خواهید بدانید چرا همه رضا عطاران را دوست دارند، بد نیست که این گفت وگو را هم بخوانید. گفت وگو درباره مردی که هرگز نمی تواند گریه کند.

● بازیگران طنز، جدی گرفته نمی شوند

این که وقتی مردم ما را می بینند به فکر خنده و شادی می افتند، خیلی بد نیست، اما این مساله به مرور باعث این شده که بازیگران طنز در ایران خیلی حال شان خوب نباشد. اصولا یک بازیگر دوست دارد در ژانرهای متنوع نقش آفرینی کند، اما در ایران خیلی سریع در یک کلیشه تثبیت می شود.همین مساله باعث شده خیلی از بازیگران طنز که هیچ وقت جدی گرفته نشدند، سرخورده شده و اتفاق های خوبی برایشان نیفتد. در خیلی از جاها که برایشان مهم است، تحویل گرفته نمی شوند؛ مثلا در جشنواره ها. البته خوشبختانه همه جا ما را دعوت می کنند، اما وقتی پای جایزه دادن وسط می آید، خبری نیست. خود خانم آسایش که امسال به دلیل نقش آفرینی در یک نقش طنز جایزه گرفت، در اصل بازیگر جدی است و به عقیده من اگر یک بازیگر کمدی بود، این جایزه را به او نمی دادند. این طور می شود که بازیگران طنز به مرور به ورطه بازی در فیلم هایی که خیلی جالب نیست و خودشان هم خیلی دوست ندارند، می افتند. خود من هم فیلم هایی بازی کرده ام که جالب نبوده.

● من و مدیری در هملت

در کارهای نمایشی که انجام می دادیم، در عین حال که همه چیز جدی بود، خودم احساس می کردم که تماشاچی با ناخودآگاه من که به طنز می زد، بیشتر همراه است. مثلا دو نمایش کار کردم با دکتر قطب الدین صادقی. نمایش های هملت و سیمرغ. من و آقای حسن خلیلی فر نقش دوستان هملت را داشتیم. یادم هست با وجود این که نقش جدی بود، تماشاچی می خندید. در سیمرغ هم من یکی از ۳۰ مرغ بودم که باز هم همین اتفاق می افتاد. در نمایش هملت مهران مدیری هم نقش لاهرتیس برادر اوفیلیا را بازی می کرد. با هم همانجا آشنا شدیم. دو، سه سال بعد از این، هسته اولیه گروه ساعت خوش در نوروز ۷۲ شکل گرفت که شامل مرحوم داوود اسدی، ارژنگ امیرفضلی و مهران مدیری بود که بعد قرار شد ساعت خوش را با بازیگران بیشتری کار کنند. در مرحله اول از ۷۰ نفر تست گرفتند که من در آن حاضر نبودم، اما مدیری بعدا یادش آمده بود و با من تماس گرفت و من هم به گروه ملحق شدم. سعید آقاخانی هم از بچه هایی بود که در هملت کار کرد. یوسف صیادی هم در سیمرغ حضور داشت و از همین طریق ساعت خوشی شد.

● تقدیر بی تقصیر نیست

مراقبت یکی از مهم ترین نکات برای موفقیت است، اما من خیلی ها را می شناسم که بیشتر مراقبت می کنند، کتاب های بیشتری می خوانند و... ولی اتفاقات خوبی برایشان نمی افتد. علت این موضوع را نمی دانم. اما برای بعضی ها اتفاقات خوبی می افتد و برای بعضی ها هم نه. مثلا خود من داشتم زندگی ام را می کردم که یکهو ساعت خوش پیش آمد و ما رفتیم جلو.

● مطالعه را دوست ندارم

زشت است بگویم، اما من مطالعه را اصلا دوست ندارم، همان طور که دوست ندارم کسی هنر را به من آموزش بدهد. من در این مورد تجربه کردن را ترجیح می دهم. البته علت این که مطالعه نمی کنم، این است که قبلا تاثیر کتاب ها را روی خودم دیده ام، مثل وقتی که سری کامل کتاب های کامو را خواندم. من زود تحت تاثیر قرار می گیرم و بنابراین از خواندن اجتناب می کنم. راه حل من نوشتن درباره چیزی است که باید درباره اش بخوانم. البته من دارم از همه یاد می گیرم، اما درس گرفتن را دوست ندارم. دانشگاه را هم به همین دلیل رها کردم.

● من و همسر بازیگرم

دغدغه های امروز من شبیه به آدمی است که زن دارد، ۱۶ سال است ازدواج کرده و کارگردان است. مهم ترین چیز هم در زندگی ام، کار است.

همسر من در اوایل زندگی مشترک تئاتر کار می کرد، اما یواش یواش بی خیال شد. البته الان گهگاه بازی می کند.

مثلا در فیلم صندلی خالی بازی کرد و نامزد دریافت جایزه بهترین بازیگر شد. کارش خیلی خوب است اما ظاهرا خیلی علاقه ندارد.

البته نگاه او جدی است و از دست من حرص و جوش می خورد.

● مدیری ظاهرا با زندگی حال نمی کند

بزرگ ترین ویژگی مهران مدیری به عقیده من هوش سرشاری است که دارد و توانایی جمع کردن آدم هایی که البته آنها جنم خوبی در بازیگری طنز دارند و امتحان شان را پس داده اند. او سال های سال در اوج بوده و مردم دوستش دارند و این چیز کمی نیست. البته او ظاهرا خیلی با زندگی حال نمی کند. من چون خیلی رفت و آمدی با مدیری ندارم، در این مورد نمی توانم اظهارنظر کنم.

● نه مظلومم، نه غمناک

من اصلا بلد نیستم جوک تعریف کنم. یعنی وقتی یک جوک خوب را برای بقیه بازگو می کنم، کلا طوری تعریفش می کنم که حتی یک نفر هم نمی خندد. این یکی از خصوصیات من است. اما فکر می کنم چهره ام به من کمک کرده تا کمی به عنوان یک بازیگر طنز، جا بیفتم. ضمن این که علاقه زیادی هم دارم. البته چهره ام یک کمی مظلوم است و این چیزی است که من از آن حسابی سوءاستفاده کرده ام. به خصوص در دوران دبیرستان که همه فکر می کردند بچه درس خوانی هستم. مرا می گذاشتند مبصر در حالی که من رهبر شلوغی ها و شیطنت ها بودم. البته وقتی که مدیر و ناظم می آمدند، دوباره من همان آدم مظلومه می شدم و اگر با کسی هم مشکل داشتم، کارش ساخته بود!

● پدرم به هنر علاقه ای ندارد

۱۷ سال پیش که ساعت خوش را بازی کردم، ۲۷ سالم بود. آن موقع در اکثر مصاحبه ها راجع به کودکی، خانواده و... حرف می زدم و آخرش کار به جایی رسیده بود که همه می دانستند که من قورمه سبزی دوست دارم. اما برای این که شما هم بدانید، ما یک خانواده ۶ نفره بودیم. چهار برادر و خواهر. این خانواده ربطی به هنر نداشت، اما از سال ۵۸ و ۵۹ کار هنر را شروع کردم، در حالی که سنی هم نداشتم.

در کوچه بچه ها را جمع می کردم و نمایش اجرا می کردم. همیشه هم اجراها مربوط به زمانی بود که پدرم نبود. او موافق کار من نیست. پدر من کارمند دفتر ترمینال اتوبوسرانی بود و هنوز هم علاقه ای به کار من ندارد. یک بار پدرم وسط یک اجرای خانگی سر رسید و همه میهمانان را ریخت بیرون!

● روی بچه نداری توافق داریم!

من و همسرم بچه های مردم را دوست داریم، اما تصمیمی برای پدر و مادر شدن نگرفته ایم

● مردم با اسم کوچک صدایم می کنند

من ماشین ندارم و رانندگی نمی کنم و همین باعث می شود که خیلی بیشتر با مردم باشم و از حرف های آنها استفاده کنم. نمی دانم دلیلش چیست، اما مردم به راحتی درباره مشکلات شان با من صحبت می کنند. حتی مرا با اسم کوچک –رضا– صدا می کنند. مردم به من اطمینان می کنند، اما اشتباه شان همین جاست! (خنده)

● هیچ وقت از پا نمی افتم

بازیگری تنها راهی است که می توانم از آن راحت زندگی کنم و بهترین راهی است که می توانم به زندگی زیاد فکر نکنم. بنابراین اگر یکی، دو کار نه چندان خوب در بین کارهایم اتفاق افتاد، نباید همه چیز را کنار بگذارم و افسرده بشوم. باید به دنبال راه فرار باشم و آن را جبران کنم. در این مورد نمی توانم زیاد توضیح بدهم، چون احتیاج به صراحتی دارد که الان همراهم نیست.

● بازیگری، ۱۵ سال است و بعد...

پول را دوست دارم؟ بله. البته الان دیگر نه. خیلی از کارهایی را که دوست داشتم انجام داده ام و حالا در نقطه صفرم. به نظر من درباره ثروت بازیگرها یا کارگردان ها قضاوت درستی نمی شود. چون کار ما مقطعی است. مثلا خود من امسال فقط در کار خودم بازی کردم، چون اولین فیلمم هم بوده، قرارداد خیلی خوبی نبستم. فرض کنید من تا آخر سال دو کار دیگر هم بکنم. فرض کنید این موفقیت ها تا پنج سال دیگر هم ادامه داشته باشد، خب، بعد از این چه می شود؟ خیلی از بازیگرانی که سه دهه پیش بیشترین دستمزد را می گرفته اند، بروید ببینید شرایط زندگی شان چطور است. بازیگری یک مقطع ۱۰ تا ۱۵ ساله دارد. هرکسی را ببینید که مسن است و قبلا شرایط خوبی داشته، الان این وضعیت را ندارد.

من باور نمی کنم که بازیگری برای حضور در یک سریال، ماهی ۵۰ میلیون تومان دستمزد می گیرد. همیشه این ارقام غیرموثق است و بالا و پایین گفته می شود. البته هرچه قدر هم که این دستمزد بالا باشد، باز هم قرار است از این پول در طول عمر استفاده شود که با توجه به این که بازیگرها عموما دوراندیشی اقتصادی ندارند، بعد از پنج، شش سال این پول تمام می شود.

● کار دوم

نه تنها من که همه بچه ها دنبال این هستند که کنار این کار، یک کار دومی انجام بدهند. وقتی دور هم جمع می شویم، از هم سوال می کنیم چه شد آن کار؟ آن رستورانی که قرار بود بزنی، به کجا رسید؟ ولی هیچ وقت این حرف ها به جایی نمی رسد. خود من تنبلی مفرطی دارم و فکر اقتصادی خوب هم ندارم. خیلی ها زدند به یک کاری و آن چیزی را هم که داشتند، از دست دادند. در کل شرایط خیلی جالب نیست. حتی اگر خبر سراسری اعلام کند فلانی ۱۰۰ میلیون و دیگری ۵۰ میلیون گرفته، اما آن بازیگر ۱۰۰ میلیونی بنده خدا چهار سال است کار نکرده و از همه ما بدبخت تر است!

● عکس من در عکاسی

آن عکاسی ای که عکس مرا به عنوان تابلو استفاده می کند، یک دوست است که بده بستان مالی خاصی بین مان برقرار نیست.

● بازی من به کارهای مدیری نمی خورد

بزرگ ترین ویژگی ساعت خوش تنوع نقش هایش بود. مثلا نادر سلیمانی، نصرالله رادش، ارژنگ امیرفضلی، من، رامین ناصرنصیر، رضا شفیعی جم، خود مهران مدیری، حمید لولایی و... هرکدام یک جور بودند و یک جور بازی می کردیم. مثلا ارژنگ نقش های فانتزی را دوست داشت و داوود اسدی خدابیامرز، طنزهای جدی را بازی می کرد که معنای فلسفی داشت. من و سعید آقاخانی کار رئال دوست داشتیم که همین حالا هم همان سلیقه را داریم. علت این که من بعدا با مهران مدیری کاری انجام ندادم، همین است. چون با وجودی که دوست داشتم، اما کاراکتر بازی ام به نقش های او نمی خورد و به من نمی چسبد. من واقعا دوست داشته ام که با مدیری کار کنم، اما نشده. از خدایم است که مدیری در یکی از کارهای من بازی کند، اما از نقش هایی که رد می کند، مطمئن می شوم که حتما با من کار نخواهد کرد.

● اولین برخورد با رامبد

اولین تجربه کارگردانی من «سیب خنده» بود که برای گروه کودک شبکه اول انجام دادم. رامبد جوان در همان زمان داشت کار «خانواده سبز» را با همان دفتر با مرحوم شکیبایی و بقیه انجام می داد. ما در آن سال ها با هم آشنا شدیم و سال بعد هم در «سرزمین سبز» با هم کار کردیم. رامبد آدم خوب، درست و البته رکی است. در این خصوصیت اخیر، من کاملا برخلاف او هستم.

● من خودم را بازی می کنم

به نظر من بزرگ ترین بخش کار هر کارگردان، انتخاب بازیگر است و اگر انتخاب بازیگر درست باشد، ۷۰ درصد کار حل شده است. من خیلی در پیش تولید کار به این موضوع دقت می کنم. این که سوال می کنید چرا من نقش آدم های آسمان جُل را بازی می کنم، به این دلیل است که شما باور نخواهید کرد که من یک آدم پولدار هستم. این را قبلا امتحان کرده ام. در فیلم کلاهی برای باران، قرار بود نقش آدم پولداری را بازی کنم که به دزدی علاقه داشت، اما در نهایت باز اتفاق دیگری افتاد و اتفاقا راه درست را رفتیم. حالا هر بازیگری وقتی در نقش فرو می رود، بهتر است نقش را از وجودش بگیرد. من فکر می کنم این سربه هوایی، جدی نگرفتن کارها و شوخی کردن با همه چیزهای اطراف در من هست و از آن استفاده می کنم. من به خودم آموزش داده ام که این طور باشم تا اتفاقات جدی دنیا رویم تاثیر نگذارد.

● وقتی متن ورود آقایان ممنوع را خواندم...

اولین بار که فیلمنامه ورود آقایان ممنوع را خواندم، سه سال پیش بود. این فیلم قرار بود در دفتر آقای منوچهر محمدی توسط خانم مرضیه برومند ساخته شود و من هم همین نقش آقای جبلی را داشتم. همان وقت من فکر می کردم برای این متن یک اتفاقی می افتد. آن زمان نشد ولی سری بعد که رامبد جوان کارگردان شد، دیدم شرایط همان طور خوب است و متن هم بهتر شده. پیشنهاد خوبی بود، قبول کردم و واقعا راضی ام. برای خود من موفقیت فیلم بیشتر از حد انتظار بود.

● دستمزد من نصف مبلغ اعلام شده است

مبلغی که در تلویزیون به عنوان دستمزد بازیگران اعلام شد، برای من خیلی خوب بود؛ چون دستمزدم را بالا برد! البته دستمزد من در حد نصف چیزی بود که اعلام شده بود. همان طور که می دانید دستمزدها مبنای خاصی ندارد و بالا و پایین می شود. یک موقع هست که دوست داری با یک کارگردان کار کنی و نصف قیمت می گیری و برعکس. یک موقع فقط برای پول کار می کنی. بازیگر نقش مقابل و شرایط مختلف در این زمینه موثر است.   پردیس زندگی من/برترین ها

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 04:49 PM

گنجشک نایاب + عکس

دانشمندان می گویند این پرنده که به گنجشک ایتالیایی مشهور شده است آمیزه ای از گنجشک معمولی و گنجشک اسپانیایی است.
 گنجشک ایتالیایی جدیدترین نوع کمیاب این پرنده محسوب می شود.

به گزارش «24»، دانشمندان نروژی نوعی گنجشک نایاب کشف کرده اند که گفته می شود گونه سوم از این پرندگان محسوب می شود که تعداد انگشت شماری از آنها در جهان وجود دارد.



دانشمندان می گویند این پرنده که به گنجشک ایتالیایی مشهور شده است آمیزه ای از گنجشک معمولی و گنجشک اسپانیایی است.

گلن پیتر زیست شناس و رئیس تیم تحقیقاتی دانشگاه اسلو  می گوید این نوع گنجشک منحصر به فرد تنها در جنوب ایتالیا مشاهده شده است و به خاطر همین به این اسم شهرت یافته است.

به گزارش بی بی سی، در حال حاضر این نوع پرنده در فهرست پرندگان نایاب دسته بندی شده است.

آزمایش ژنتیک این پرنده نشان می دهد ترکیبی از انواع گنجشک های دیگر است که به تازگی درست‌ شده ولی از نظر شکل ظاهری و فصل تخم گذاری شباهتی به آنها ندارد.

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 01:14 PM

ماجرای جالب ازدواج لیلا حاتمی و علی مصفا

وی در پاسخ به این سوال كه چقدر از ارتباط عاشقانه فیلم واقعی بوده و آیا حس علاقمندی این زوج هنرمند سینما در طول همین كار شكل گرفته، گفته است: اتفاقا دوست دارم به این سوال جواب بدهم. آن حس‌ها همه‌اش واقعی است. قبل از شروع فیلمبرداری حس‌هایمان به هم شروع شده بود. اصلا آقای مهرجویی اول ما را به هم علاقمند كرد و بعد فیلمش را ساخت.
سینمای ما نوشت : لیلا حاتمی به تازگی در گفت‌وگویی مشترك با هانیه توسلی كه در تازه‌ترین شماره ماهنامه فیلم به مناسبت روز ملی سینما انتشار یافته از همسرش علی مصفا در كنار شكیبایی، حامد بهداد، مهناز افشار، آتیلا پسیانی، حمید فرخ‌نژاد، شهاب حسینی و بهرام رادان به عنوان بهترین همبازی‌های خود در دوران بازیگری نام برده است. لیلا حاتمی می‌گوید: آقای مهرجویی اول من و علی مصفا را به هم علاقمند كرد و بعد فیلمش را ساخت.

آن حس‌ها همه‌اش واقعی است

خیلی‌ها معتقدند رابطه عاشقانه شخصیت‌های فیلم "لیلا" با توجه به واقعی بودن آن در بین بازیگرانش برای تماشاگران خاص و عام، بسیار باورپذیر درآمده است. وی در پاسخ به این سوال كه چقدر از ارتباط عاشقانه فیلم واقعی بوده و آیا حس علاقمندی این زوج هنرمند سینما در طول همین كار شكل گرفته، گفته است: اتفاقا دوست دارم به این سوال جواب بدهم. آن حس‌ها همه‌اش واقعی است. قبل از شروع فیلمبرداری حس‌هایمان به هم شروع شده بود. اصلا آقای مهرجویی اول ما را به هم علاقمند كرد و بعد فیلمش را ساخت.

همیشه به ضرر علی تمام می‌شد

لیلا حاتمی پس از ازدواج با علی مصفا یك بار دیگر با او در فیلم "میكس" داریوش مهرجویی همبازی شد. یك بار نیز به عنوان بازیگر در فیلم "سیمای زنی در دوردست" به كارگردانی همسرش علی مصفا حضور یافت. وی در بخش دیگر این مصاحبه با اشاره به سرریز شدن پیشنهادی مشابه پس از موفقیت این فیلم گفته است: همیشه سعی كردیم تكراری نشود. همین جور با سیل پیشنهادهای دوتایی مواجه می‌شدیم اما از آن‌ها فرار می‌كردیم. یا هیچ‌كدام‌مان نمی‌رفتیم یا فقط من می‌رفتم و این همیشه به ضرر علی تمام می‌شد.

علی مصفا برای خواستگاری لیلا حاتمی پیش داود رشیدی رفت

گفتنی است چندی پیش داود رشیدی بازیگر مطرح سینما تئاتر وتلویزیون در گفت‌وگویی با مجله پردیس روایت جالبی از آشنایی با خانواده حاتمی و ماجرای این ازدواج تعریف كرده بود: صمیمیت من و علی حاتمی به سال‌های قبل برمی‌گردد. ما با هم دوست بودیم و رفت و آمد خانوادگی داشتیم . لیلی و لیلا با هم بزرگ شدند . من و علی حاتمی واقعا مثل دو برادر بودیم و رفت و آمد ما و خانواده او هنوز هم ادامه دارد تا جایی كه آقای مصفا برای خواستگاری از لیلا (حاتمی) پیش من آمد چون علی (حاتمی) دیگر فوت كرده بود.

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 12:49 PM

دختر و پسری که شیفته مرگ هستند + عکس

- «بی‌قرار» جدیدترین فیلم گاس ون‌سنت، کارگردان سینمای مستقل آمریکا با موضوع عشق و مرگ از 16 سپتامبر روی پرده رفته است.

 «بی‌قرار» داستان دختری به نام آنابل است که به بیماری لاعلاجی دچار شده، او با پسرس به نان اینوچ آشنا می‌شود که شیفته شرکت در مراسم خاکسپاری در گورستان است.

این دو پس از آشنایی با روح یک سرباز ژاپنی دیدار می‌کنند که در جنگ دوم جهانی خلبان بوده است. نقش دختر را میا واسیکوساکا بازی می‌کند که در «آلیس در سرزمین عجایب» تیم برتن نقش اصلی را بازی می‌کرد و این روزها در «استوکر» ساخته پارک چان ووک (کارگردان «خانم انتقام»، «پیرپسر» و «عطش») نقش دختر نیکول کیدمن را بازی می‌کند.

فیلم 12 مه امسال در بخش «نوعی نگاه» جشنواره فیلم کن روی پرده رفت و با استقبال منتقدان روبرو شد. فیلمنامه این فیلم را جیسن لو نوشته که اولین فیلمنامه‌اش است. او داستان «بی‌قرار» را زمانیکه در دانشگاه نیویورک تحصیل می‌کرد نوشت و ابتدا آن را به صورت نمایشنامه درآورد.

لو با بریس دالاس هوارد، دختر ران هوارد کارگردان «فارست گامپ» که خودش بازیگر «مندرلی» ساخته لارس فن تریر است همکلاس بود و از طریق هوارد فیلمنامه به دست گاس ون‌سنت رسید. هوارد و پدرش تهیه‌کننده فیلم هستند.

گاس ون‌سنت 59 ساله در سینمای مستقل نام آشنایی است و با دو فیلم نیمه‌تجاری خود یعنی «میلک» و «ویل هانتینگ خوب» نامزد اسکار بهترین کارگردان شده است.

ون‌سنت از سال 1982 کار خود را با ساختن فیلم کوتاه شروع کرد، دومین فیلم بلند او «کابوی دراگ استور» نام داشت که نام او را بر زبان‌ها انداخت. بعد از این فیلم او «آیداهوی خصوصی من» را ساخت که موفقیت بسیاری برایش به همراه داشت.

سال 1995 پس از تجربه ناموفق «حتی دخترهای گاوچران هم نغمه‌های بلوز را می‌فهمند» ون‌سنت با ساختن «برایش مردن» با بازی نیکول کیدمن بازگشتی موفق به سینمای جدی داشت. از آن زمان تاکنون ون‌سنت برای اینکه بودجه لازم برای ساخت فیلم‌های مستقل خود را پیدا کند یکی در میان فیلم‌های نیمه‌تجاری و باب طبع استودیوهای فیلمسازی ساخته است. «ویل هانتینگ خوب» (با بازی مت دیمن و بن افلک که فیلمنامه را نوشته بودند و اسکار فیلمنامه‌نویسی را هم به خانه بردند، رابین ویلیامز دیگر بازیگر فیلم بود که اسکار بازیگر مرد نقش مکمل را گرفت)، «روانی» (بازسازی «روانی» هیچکاک که شکست بزرگی خورد و ساخت آن واقعا بیهوده بود) و «یافتن فارستر» (با بازی شون کانری که به فروش قابل قبول 80 میلیون دلاری رسید) از جمله این فیلم‌ها هستند. از این بین «ویل هانتینگ خوب» با فروش 225 میلیون دلار موفق‌ترین فیلم ون‌سنت در گیشه است.

ون‌سنت پس از ساختن «جِری» در سال 2002 سال 2003 با «فیل» همگان را مسحور کرد. فیلم در جشنوراه کن به نمایش درآمد و جایزه نخل طلای کن، بهترین کارگردان و جایزه ویژه نظام آموزشی فرانسه را دریافت کرد.


ون‌سنت (سمت راست) در پشت صحنه «بی قرار»

«فیل» داستان دو پسر بود که یک روز به مدرسه می‌روند و بدون هیچ انگیزه خاصی دانش‌آموزان و معلمان را به گلوله می‌بندند. فیلم از زاویه دید چند شخصیت مختلف روایت می‌شود و بدون اینکه در جستجوی انگیزه شخصیت‌ها باشد تصویری ترسناک از این فاجعه ارائه می‌کند. اغلب منتقدان و سینمادوستان «فیل» را بهترین و کامل‌ترین اثر ون‌سنت می‌دانند.

«فیل» با بودجه سه میلیون دلاری ساخته شده بود و به فروش قابل قبول 10 میلیون دلار رسید. «آخرین روزها» قدم بعدی ون‌سنت بود که در آن آخرین روزهای زندگی کرت کوبین، خواننده گروه «نیروانا» را روایت می‌کرد، فیلم نامزد نخل طلای جشنواره کن بود.

سال 2007 ون‌سنت با ساختن «پارانوید پارک» به سبک و سیاق «فیل» دوباره مورد تشویق قرار گرفت. فیلم داستان یک قتل و کشیده شدن پای پسری جوان به این ماجرا بود، هرچند قتل موضوع اصلی فیلم نیست. فیلم نامزد نخل طلای کن بود اما به این جایزه نرسید و در عوض جایزه 60 سالگی جشنوراه کن را گرفت.

گاس ون‌سنت فیلم «میلک» را سال 2008 با بودجه 20 میلیون دلاری ساخت. این فیلم 54 میلیون دلار فروش داشت.

«میلک» در هشت رشته نامزد جایزه اسکار بود و در نهایت جایزه بهترین بازیگر مرد را برای شان پن و بهترین فیلمنامه غیراقتباسی را برای داستین لینس بلک به همراه داشت.

گاس ون‌سنت در فیلم‌هایش به جوانان، نابه‌سامانی‌های آنها و مشکلات زندگی‌اشان توجه بسیاری دارد.

«بی‌قرار» با بودجه 15 میلیون دلاری ساخته شده است.

خبرآنلاین

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 12:37 PM

September 19, 2011

سری ترین مركز جاسوسی انگلیس (+عكس)

بیش از پنج هزار نفر پرسنل GCHQ در مركز گلاسترشیر كه هم اندازه استادیوم ویمبلی است و در ساختمانی كه به خاطر شكلش لقب "دونات" گرفته است مستقرند.

بی بی سی - مركز ارتباطات دولتی(GCHQ) یكی از سری ترین مراكز جاسوسی انگلیس است كه تمامی ارگانهای جاسوسی این كشور اعم از MI5 و MI6 در آنجا قادرند استراق سمع كنند، مكالمات تلفنی را گوش دهند و پیامك و ایمیل ها را كنترل كنند.

دیوارهای بلند این مركز كه در حاشیه چلتنهم قرار دارد با توری های فلزی به ارتفاع دو متر كه بالای آن سیم خاردار كشیده شده، احاطه شده است. علاوه بر این ها ده ها نگهبان، چندین پست بازرسی و دوربین های مدار بسته نیز از دفاتر این مركز و فناوری فوق پیشرفته آن محافظت می كنند.



GCHQ دقیقا توضیح نمی دهد كه چه كاری در آنجا انجام می شود و كاركنان آن هم به هیچ وجه اجازه سخن گفتن درباره كارشان را با هیچ كس ندارند.

بیش از پنج هزار نفر پرسنل GCHQ در مركز گلاسترشیر كه هم اندازه استادیوم ویمبلی است و در ساختمانی كه به خاطر شكلش لقب "دونات" گرفته است مستقرند.

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 10:30 PM

اتفاقی جالب برای یک گوزن مست+عکس

در منطقه شهری جنوب سوئد نزدیک گوتنبرگ یک گوزن شمالی (جنس ماده) در حالیکه به دنبال سیب های با قابلیت تخمیر بوده که ناگهان بین یک درخت سیب گرفتار میشود.


ظاهرا این حیوان به دلیل خوردن سیب ها، مست شده بود و کنترل خود را از دست داده بوده است.

یکی از اهالی منطقه بعد از این اتفاق و با شنیدن صدای ناله این حیوان و با امداد تماس میگیرد که ماموران پس از قطع شاخه های درخت سیب گوزن را از بین درخت بیرون می کشند.

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 10:19 PM

مهران مدیری و مریلا زارعی در جشن سینمای ایران / عکس

- سامان مقدم کارگردان بخش پایانی مراسم جشن سینمای ایران بود که جمعه برگزار شد و در این بخش شهرداد روحانی همراه مهران مدیری و جمعی از بازیگران سه قطعه را اجرا کردند. عکس‌ها: ساتیار امامی

مهران مدیری و مریلا زارعی در جشن سینمای ایران / عکس

مهران مدیری و مریلا زارعی در جشن سینمای ایران / عکس

مهران مدیری و مریلا زارعی در جشن سینمای ایران / عکس

مهران مدیری و مریلا زارعی در جشن سینمای ایران / عکس

مهران مدیری و مریلا زارعی در جشن سینمای ایران / عکس

مهران مدیری و مریلا زارعی در جشن سینمای ایران / عکس

مهران مدیری و مریلا زارعی در جشن سینمای ایران / عکس

مهران مدیری و مریلا زارعی در جشن سینمای ایران / عکس

مهران مدیری و مریلا زارعی در جشن سینمای ایران / عکس

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 04:54 PM

عکس:مهدی پاکدل و همسرش در کنار جواد عزتی و همسرش

عکس:مهدی پاکدل و همسرش در کنار جواد عزتی و همسرش

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 02:40 PM

گزارشی از همسر بشار اسد ( زنی که کمتر از زلزله نیست ) + عکس

گزارشی از همسر بشار اسد

خیلی طول نمی كشد كه امواجی كوچك یك جامعه «تغییرگریز» عربی را به تحرك وا می دارد. این امواج حاصل تاثیرگذاری بانوی اول سوریه است؛ زنی كه كمتر از زلزله نیست.

 

گزارشی از همسر بشار اسد ( زنی که کمتر از زلزله نیست ) + عکس 

 

«اسما اسد» از زمانی كه حدود هشت سال قبل با «بشار اسد»، رئیس جمهور سوریه، ازدواج كرد افكار سنتی و قواعد مرسوم را كنار گذاشت.

اولین كاری كه اسما انجام داد ناپدید شدن از دید عموم بود. سه ماه بعد كه سرو كله اش پیدا شد تازه معلوم گردید كه وی در این مدت به طور ناشناس با لباس جین و تی شرت در سراسر سوریه می چرخیده تا از نزدیك با مشكلات كشورش آشنا شود و قبل از آنكه مردم هرگونه تصور قبلی درباره وی پیدا كنند او مردم خود را بشناسد: "برای من این كار منطقی بود، راهی بود برای آغاز كردن."«اسما» ضیافتی برگزار كرد و وزیران دولت شوهرش را به این ضیافت دعوت و البته با یك اقدام غیرمرسوم ،متحیر كرد.

گزارشی از همسر بشار اسد ( زنی که کمتر از زلزله نیست ) + عکس

وی به جای آنكه وزیران را دور یك میز رسمی شام گردهم آورد و خودش و شوهرش (بشار) در راس این میز بنشینند مجلس را خیلی خودمانی برگزار كرد و به قولی با وزیران قاطی شد.

سبك صمیمانه و غیررسمی اسما تاكنون ادامه یافته است، گرچه هنوز با مخالفت هایی در بین گارد قدیمی سوریه كه در دوران رژیم «مقرراتی و انعطاف ناپذیر» حافظ اسد تشكیل شد، روبروست.

گفته می شود هفته گذشته بانوی اول سوریه در جریان بازدید از یك مركز آموزشی در «لاتاكیا»، شمال سوریه، بی سر و صدا پشت در اتاقی كه در آن نوجوانان درباره شبكه اینترنت بحث می كردند، گوش ایستاد (مثلا آنها درباه این بحث می كردند كه دولت سایت های مشخصی را فیلتر كرده است) پس از آن «اسما» ایستاد تا با گروهی از دختران خردسال گفت و گو كند، با آنها دست داد و تك تكشان را بوسید. وی به نواختن پیانو توسط یك كودك گوش كرد، سپس بلند شد و با آهنگ رقصید.

«اسما اسد»، 33 ساله، دختر یك متخصص سرشناس قلب و بزرگ شده منطقه «اكشن» در غرب لندن است. وی دو سال از عمر خود را در «دویچه بانك» صرف كرد و سپس به بانك «جی.پی مورگان» پیوست، وی نه ماه را در دفتر این بانك در پاریس و 18 ماه را در نیویورك گذراند. اسما قادر است به شیوایی درباره وضعیت اقتصادی سوریه و سیستم آموزشی آن صحبت كند.

 

او تاكنون سرمنشأ طرح هایی برای توسعه روستایی و نیز عامل برگزاری تعدادی از رویدادهای فرهنگی سوریه از جمله نمایشگاه اخیر ظروف سفالی در موزه ویكتوریا و آلبرت لندن بوده است.

خانواده اسما و شوهرش پیش از ازدواج با یكدیگر آشنایی داشتند. مادر وی، دبیر اول سفارت سوریه در لندن بود و خانواده اش در مناصب بالای دیپلماتیك قرار داشتند.

وی هر ساله از خانه قدیمی خانواده اش در غرب سوریه دیدن می كند و حتی زندگی در لندن نیز او را از هویت سوری اش دور نكرده است كمااینكه یك زمانی به طنز می گفت: وی تازه در سن هفت سالگی متوجه شده كه والدینش می توانند انگلیسی صحبت كنند!

گزارشی از همسر بشار اسد ( زنی که کمتر از زلزله نیست ) + عکس

با این حال برای زنی كه به طور آزادانه در بریتانیا رشد یافته است، دورنمای ازدواج با «اسد» می توانست ترسناك باشد به ویژه آنكه این امر مستلزم رعایت محدودیت های امنیتی و ...بود.

اما اسما می گوید كه وی خود را درگیر مناصب سمبلیك و رسمی نمی كند: "دو هفته قبل من و شوهرم (بشار) برای دیدن یك نمایش به تئاتر رفتیم. روز بعد از آن در طول یك نشست فردی سئوال كرد آیا این برنامه، رسمی بود. این دیگر چه سئوالی است. چه چیز غیرطبیعی در این دیده می شود؟ ما ازدواج كرده ایم، ما جوان هستیم، چرا نباید به تئاتر برویم؟
و جواب طرف این بود كه روسای دولت نباید چنین كاری انجام دهند!"

اسما به شخصه دختری آراسته، تركه ای و  مدل مانند است. مجله French Elle در ماه جاری او را به عنوان یكی از شیك پوش ترین زنان سیاستمدار جهان، حتی بالاتر از كارلا برونی، همسر رئیس جمهور فرانسه و میشله اوباما، همسر رئیس جمهور منتخب آمریكا، انتخاب كرد.

اسدها دارای دو فرزند پسر هستند، حافظ 7 ساله و كریم 3 ساله و یك دختر پنج ساله كه همگی در یك بلوك آپارتمانی بر روی تپه ای مشرف به دمشق زندگی می كنند.

روزی كه خبرنگار ساندی تایمز با آنها مصاحبه كرد، سالگرد تولد حافظ، پسر خانواده، بود. اعضای خانواده جشن گرفته بودند اما جشن اصلی قرار است اواخر این هفته با یك مسابقه فوتبال برگزار شود. مسابقه ای كه اسما نیز مجبور به شركت در آن شده است، وی با خنده می گوید: "من دروازه بان هستم!"
اسما اضافه می كند: "حافظ می خواهد در آینده یك فضانورد شود، بنابراین در حال حاضر ما زندگی به سبك فضایی – زندگی بر روی تپه – را تجربه می كنیم. من چیز زیادی درباره فضا نمی دانم اما به سرعت یاد خواهم گرفت."
وی هر روز بعد از فرستادن كودكانش به مدرسه عازم دفتر كارش می شود، یك ساختمان دلباز مشرف به شهر دمشق.
خبرنگار ساندی تایمز درباره دیدار خود با بانوی اول سوریه در دفتر كارش و صمیمانه بودن وی می گوید: "اسما می گفت اگر می توانستم شما را به صرف قهوه در بیرون از اینجا و در یك كافی شاپ دعوت می كردم."
البته این خودمانی و غیررسمی بودن با تصویر شناخته شده از حكومت سوریه به عنوان یك نظام دیكتاتوری در تضاد است.

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 01:41 PM

جداشدن موفقيت‌آميز دوقلوی سودانی+عکس

به گفته پزشكان بافت مغزی اين دوقلو مجزا از هم بوده است و تنها چند شريان وعصب مشترک داشتند.
اين دوقلو سودانی كه از سر به هم چسبيده بودند، در بيمارستانی در لندن از هم جدا شدند.



به گزارش ایسنا، در اين اتفاق نادر، اين دو دختر 11 ماهه كه جمجمه‌ مشترک داشتند، از هم جدا شدند. به گفته پزشكان بافت مغزی اين دوقلو مجزا از هم بوده است و تنها چند شريان وعصب مشترک داشتند.



اين دو قلو كه مدت 4 ماه تحت مراقبت‌های پزشكی بودند، پس از اين عمل در شرايط خوبی به‌سر می‌برند.

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 01:37 PM

گرانترین بازیگر تلویزیون کیست؟ + عکس

هیو لری بازیگر نقش دکتر هاوس در سریال «هاوس» به پرمخاطب‌ترین بازیگر تلویزیونی بدل و نامش در کتاب رکوردهای گینس ثبت شد.

خبرآنلاین: در جدیدترین ویرایش کتاب «رکوردهای گینس» نام هیو لری به عنوان پرمخاطب‌ترین بازیگر مرد تلویزیون ثبت شده است.

لری در سریال «هاوس» نقش اصلی را بازی می‌کند. ماجراهای این سریال پرمخاطب در فضای یک بیمارستان می‌گذرد و محبوب‌ترین سریال در حال پخش دنیا است.

این سریال در 66 کشور دنیا روی آنتن رفته و تاکنون 81.8 میلیون نفر آن را تماشا کرده‌اند. رکورد قبلی در دست سریال «تحقیقات صحنه جرم: میامی» بود که مخاطبانش 73.8 میلیون نفر بودند.

بدین ترتیب لری موفق شد دیوید هاسلهوف (بازیگر «جوان و بی‌قرار» و «گارد ساحلی») را پشت سر بگذارد و به پرمخاطب‌ترین بازیگر مرد تلویزیونی بدل شود. بازی در نقش دکتر هاوس او را به گرانترین بازیگر دنیای تلویزیون نیز بدل کرده است. لری برای هر قسمت سریال 250 هزار پوند دریافت می‌کند.

پیش از این گرانترین بازیگر تلویزیونی چارلی شین بود. او که با سریال «دو مرد و نصفه» به اوج شهرت و پول رسیده بود به واسطه جنجال‌های اخلاقی‌اش در سال گذشته از سکه افتاده و شبکه‌های تلویزیونی چندان تمایلی به همکاری با او ندارند.

اینها تنها موفقیت‌های هیو لری نیستند. او اخیرا مرد شماره یک پوسترهای تبلیغاتی کمپانی لوازم بهداشتی «لورل» شده و تا مدتی دیگر اولین آلبوم موسیقی خود را نیز ارائه می‌دهد. این آلبوم در سبک بلوز است و لری علاوه بر خوانندگی، در آن پیانو و گیتار هم می‌نوازد.

این بازیگر تاکنون دو جایزه گلدن گلوب برای بازی در «هاوس» به خانه برده است. او در ماه مه اعلام کرد فصل هشتم این سریال که سه اکتبر (11 مهر) روی آنتن می‌رود، فصل آخر سریال است.

لری در مصاحبه‌ای درمورد بازیگری در تلویزیون گفته بود: «بازی در یک سریال مثل این می‌ماند که به خدمت نیروی دریایی دربیایی، باید 10 ماه از سال در خدمت آن‌ها باشی.»

او افزود: «اما ماجرا این است که به هر میزان کارت دشوار باشد، کسی هست که شرایطش از تو دشوارتر است، پس بهتر است نق نزنی و کارت را انجام دهی.»

لری گفته است دوست دارد در اوج موفقیت سریال را به اتمام برساند.

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 05:47 AM

تصاوير اعجاب‌انگيزي از درون بدن

اسرار بدن انسان از مدتها پيش دانشمندان را به خود جذب كرده است؛ از اين رو رقابت جهاني دنياي كوچك «نيكون» هر ساله به دنبال نمايش زيبايي‌ها و پيچيدگي حيات از طريق نور ميكروسكوپ به برترين عكاس ميكروسكوپي كه مشاركت علمي مهمي با علوم حياتي،‌ تحقيقات زيستي و علم مواد داشته باشد، جايزه مي‌دهد.

به گزارش ايسنا، در اين مجموعه مي‌توان تصاوير اعجاب‌انگيزي از بدن انسان و همچنين از تحقيقات متمركز بر بهبود سلامت انسانها را مشاهده كرد كه در رقابت بزرگ تصاوير ميكروسكوپي جهان كوچك به نمايش درآمدند.

ليپوزوم‌هاي غول‌پيكر (دكتر جورج برناردينو دلاسرنا / دانمارك)



اين ساختارهاي مصنوعي آماده‌شده را مي‌توان با دارو پر كرده و براي درمان سرطان و ساير بيماريها استفاده كرد.




بافت گوش رويان (دكتر ويديا مونامالي/ دانشگاه واشنگتن)




بخش حلزوني گوش، بخش شنيداري گوش داخلي بوده و براي درك بهتر فقدان شنوايي يك اصل كليدي است.


 اعصاب موش (گابريل لونا/ موسسه تحقيقات عصب‌شناسي دانشگاه سانتاباربارا)



از اين اعصاب براي بررسي تعاملاي مغزي با چشم انسان استفاده مي‌شود.


- ماست‌سل‌ها (دونالد پاتل/ موسسه تحقيقات چشم اپلپنز)



اين سلول‌ها در انواع گوناگون بافتها يافت شده و براي نقش داشتن در حساسيت‌ها، ترميم زخمها و دفاع، مشهور هستند. اين سلولها كه از الياف كلاژن استخراج مي‌شوند، براي مطالعه ورم ملتحمه چشم استفاده مي‌شد.


- سلول‌هاي كشت شده در آزمايشگاه (دكتر كريستوفر گوئئرين/ موسسه زيست‌فناوري فلاندرز)



اين سلولها بر روي چارچوبهاي پليمر زيستي براي پژوهش در مورد درمانهاي جايگزين مشترک پرورش مي‌يابند.

سلول‌هاي سرطاني (توماس ديرينك/ مركز ملي تحقيقات ميكروسكوپي و تصويربرداري)



سلول‌هاي «هلا» به نوعي از سلولهاي ناميرا گفته مي‌شود كه در تحقيقات سرطان مورد استفاده هستند.

- سرطان پستان (دكتر جوناتاس بوسادور دو آمارال- دكتر گلوسيا ماريا ماچادو سانتلي/ دانشگاه سائوپائولو)



بافت كشت شده سلول‌هاي سرطان پستان براي استفاده در تحقيقات به كار مي‌رود.

- روده موش (دكتر پل آپلتون/ دانشگاه دوندي)



سلول‌هاي بنيادي استخراج شده از روده كوچك يك موش كه براي تحقيقات در مورد سرطان روده بزرگ و مقعد مورد استفاده قرار گرفته است.

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 05:38 AM

تصاویر: حمام دام

دامداران محلی در جزیره قشم برای شستشو و حمام دام خود به دریا رجوع می کنند تا از هرگونه بیماری های دامی جلوگیری بعمل آید.






























نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 05:38 AM

تصاویر: خودروهای کلاسیک در خیابان‌های کوبا









































































عکس: مهدی مریزاد

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 05:37 AM

September 17, 2011

با لاله و ستاره سينماي ايران + عکس خانوادگی

با لاله و ستاره  سينماي ايران

با لاله و ستاره  سينماي ايران + عکس خانوادگی

سال‌هاست كه خواهــــران اسكندري در عرصه هنر به فعاليت مي‌پردازند، خواهراني تحصيلكرده كه هنر را به خوبي درك مي‌كنند، آنها به همراه ديگر فرزندان خانواده، سال‌هاست كه به جز بازيگري در حيطه‌هاي ديگر هنري به فعاليت مي‌پردازند.

«لاله و ستاره» سينماي ايران در يك دهه اخير نقش‌هاي پررنگي ايفا كردند، كه در ذهن خيلي از ماها نشسته است. شما هنوز بازي لاله در سريال «خاك سرخ» حاتمي‌كيا و يا بازي ستاره در مجموعه «نرگس» كه اوج كارهاي هنري اين دو خواهر بود را فراموش نكرديد و همين طور ديگر نقش‌هاي‌شان را... اين روزها ستاره به جز بازيگري در زمينه طراحي لباس هم فعاليت دارد و... لاله به جز اين‌كه بازيگر است، به همراه سارا، سيامك و روزبه شركت ساختماني داير كرده‌اند كه يكي از كارهاي آنان، طراحي ديوارها و پل‌هاي شهر تهران مي‌باشد. تصميم گرفتيم با اين خانواده هنرمند گفتگويي انجام دهيم، از آن گفتگوهايي كه هماهنگ كردن براي آن بسيار سخت بود، با اين حال سه فرزند آخر خانواده اسكندري، ستاره، لاله و روزبه را مقابل دوربين آورديم و با هر سه‌ نفر به گفتگو نشستيم.

خانواده‌سبز: شما در يك خانواده پرجمعيت بزرگ شده‌ايد و احتمالا همين موضوع باعث شده است در دوران كودكي‌تان حسابي به شما خوش گذشته باشد كمي راجع به آن دوران صحبت كنيد؟

ستاره: خب همان طور كه روزبه هم گفت ما در يك خانواده پر جمعيت بزرگ شديم كه به دليل كم بودن فاصله سني‌مان حسابي با هم صميمي بوديم. از طرفي ما پنج تادختر عمه داشتيم كه دائم پيش ما بودند و باعث مي‌شدند كه حسابي به ما خوش بگذرد اين‌كه روزبه مي‌گويد من به نوعي الگوي او در آن دوران محسوب مي‌شدم واقعا لطف دارد اما خب همان طور كه خودش گفت ما به لحاظ روحي حسابي به هم نزديك بوديم و جنس شيطنت‌هايمان شبيه به هم بود. من از آن دختر بچه‌هاي پر شر و شور و عاشق فوتبال بازي كردن بودم و يك لحظه هم در خانه بند نمي‌شدم دائم در حال شيطنت بودم به همين واسطه لباس‌هايم را هميشه خاكي و كثيف مي‌كردم، خب براي آن‌كه بتوانم شيطنت كنم مجبور بودم براي مجاب كردن اطرافيان دست به كارهاي خلاقانه بزنم اما همان طور كه روزبه گفت لاله خيلي آرام و حرف‌گوش‌كن بود و اين به محبوبيتش حسابي كمك مي‌كرد.

لاله: حالا اين شكلي هم كه روزبه و ستاره مي‌گويند نيست، ما هر پنج نفرمان به يك ميزان براي پدر و مادرمان عزيز بوديم اما خب من نسبت به ستاره همان طور كه خودش هم گفت حرف‌گوش‌كن‌تر و آرام‌تر بودم و رفتارهاي دخترانه‌ام بيشتر بود. مثلا در آن زمان هميشه دقت مي‌كردم كه لباس‌هايم با هم ست باشد و مدل موهايم بهم نخورد ولي خب ستاره روحيات پسرانه‌تري داشت و همين حرف‌گوش‌كني و آرام بودنم شايد به نوعي باعث مي‌شد كه رفتارهاي من بيشتر به چشم بيايد. يكي از لذت‌بخش‌ترين خاطرات دوران كودكي‌ام اين بود كه ما چون در تربت‌حيدريه زندگي مي‌كرديم از اين جهت دائم در باغ و بوستان به سر مي‌‌برديم و يك جورايي فارغ از هياهوي زندگي شهري در كنار پدربزرگ و مادربزرگ زندگي مي‌كرديم خب اين در روحيه ما تاثير بسزايي داشت.

روزبه: من بچه آخر خانواده هستم سه خواهر و يك برادر بزرگ‌تر از خودم دارم شايد به همين خاطر هم هميشه همه در خانواده هواي من را داشته‌اند و به نوعي حواسشان به من بود تا مشكلي براي من پيش نيايد اما آن چيزي كه همواره در آن دوران براي من شيرين بود اين كه مجموع اختلاف سني ما پنج نفر، هفت سال هم نبود به همين دليل ارتباط تنگاتنگي بين ما برقرار بود و علايق مشترك زيادي با هم در تماشاي كارتون و خواندن كتاب داشتيم، خب همين مسئله باعث مي‌شد كه ما حسابي به هم نزديك شويم ستاره دختر شر و شور خانواده بود و به دليل تشابه خصوصياتي كه ما با هم داشتيم من هميشه به او به عنوان يك الگو نگاه مي‌كردم چون او برخلاف دختر بچه‌هاي همسن و سال خودش اهل عروسك بازي و محدود كردن خودش نبود و سراغ آرزوها و روياهاي خودش مي‌رفت و در اين مسير دست به خلاقيت مي‌زد، لاله هم هميشه بچه محبوب خانواده بود. چون هر چه را كه پدر و مادرمان مي‌گفتند گوش مي‌كرد، در هر حال به دليل جنس خاص رابطه‌اي كه در آن دوران در فضاي خانواده و در جايي كه زندگي مي‌كرديم وجود داشت باعث مي‌شد كه در دوران كودكي حسابي به ما خوش بگذرد...

خانواده‌سبز: شما در يك خانواده هنردوست بزرگ شديد اين موضوع چقدر در شكل‌گيري شخصيت شما تاثير گذاشت؟

روزبه: قطعا خيلي، ما به واسطه پدربزرگم كه يك طراح قالي سرشناس بود و عمويم «عبدالحسين اسكندري» كه در عرصه بازيگري فعاليت مي‌كرد و روحيات خاص پدرم كه هميشه با هنر مانوس بود و دوستان بزرگي در عرصه هنر و ادبيات مانند شاملو و محمود دولت‌آبادي داشت باعث شد كه ما هنر را با همه وجودمان لمس كنيم. پدرم روي نگاه ما نسبت به هنر بسيار حساس بود و دوست داشت ما همه چيز را درست ياد بگيريم مثلا هيچ وقت اجازه نمي‌داد كه ما فيلم فارسي ببينيم و تنها اجازه مي‌داد آثاري را تماشا كنيم كه بار ارزشي داشته باشند و خب همين تربيت و نگاه روي ما تاثير مي‌گذاشت او هيچ وقت به ما نمي‌گفت چه كار كنيد يا وارد چه مسيري شويد فقط مي‌گفت: «هر كاري را انجام مي‌دهيد سعي كنيد درست باشد تا بتوانيد بعدها سرتان را بالا بگيريد و به كاري كه انجام داديد، افتخار كنيد» به نوعي روح كمال‌گرايي را در ما قوت بخشيد با اين‌كه تجربه بازيگري در سن پنج و شش سالگي‌ را در پيش پرده «خانواده آقاي خنداني» به اتفاق لاله و ستاره داشتم اما هيچ وقت دغدغه بازيگري را نداشتم، بخشي‌اش شايد به اين خاطر بود كه من از پدرم شنيده بودم كه «هنر هيچ‌گاه راهي براي ارتزاق نيست» استاد شاملو هم براي ما هميشه از غم ناني كه در اين عرصه وجود داشت حرف مي‌زد به همين خاطر تصميم گرفتم در دانشگاه مهندسي عمران بخوانم و در اين عرصه فعاليت كنم با اين‌كه همواره علاقه خاصي به ادبيات و تماشاي فيلم داشتم. از اين‌كه مي‌بينم لاله و ستاره هم وارد حرفه‌اي شدند كه آن را دوست دارند بسيار خوشحالم. ستاره از بچگي دغدغه بازيگري داشت و همواره براي همه اعضاي فاميل تئاترهايي را از دل كتاب‌هاي كودكانه‌اي ‌كه مي‌خوانديم اجرا مي‌كرد و خوشبختانه به نصيحت پدر هم عمل كرد و در عرصه‌هايي كه فعاليت كرد بهترين بازيگر «زن تئاتر جشنواره فجر» شد و لاله هم در نوع خودش همواره بهترين است.

ستاره: نقش خانواده را در تربيت فرزندان خانواده نمي‌توان انكار كرد چرا كه اين پدر و مادر هستند كه بستر را براي رشد فرزندشان مهيا مي‌كنند. پدر و مادرم هم در شكل‌گيري شخصيت من و گرايشم به هنر تاثير بسزايي داشتند، اما خب در ورود من به عرصه بازيگري برادر بزرگم سيامك كه فوق‌ليسانس معماري دارد و عكاس هم هست تاثير زيادي داشت چراكه او دست من را گرفت و من را با نيازهاي واقعي‌ام آشنا كرد و يك جورايي مسير من را براي رسيدن به علاقه‌هايم هموارتر كرد. او افق‌هاي جديدي را پيش رويم باز كرد و از طرفي حضور خواهربزرگم سارا كه گريمور مي‌‌باشد در ورودم به اين عرصه بي‌تاثير نبوده است.

لاله: خب همان طور كه روزبه هم اشاره كرد ما در يك خانواده هنردوست بزرگ شده بوديم و در اطرافمان همواره دوستان پدرمان را مي‌ديديم كه از بزرگان عرصه هنر و ادبيات بودند و خود اين مسئله باعث مي‌شد كه نگاه ما به مقوله هنر اندكي متفاوت‌تر شود و چون هنر را از نزديك لمس مي‌كرديم آن را با همه وجودمان حس كنيم يكي از عواملي كه در گرايش شخص من به هنر بسيار تاثيرگذار بود پدربزرگم بود او همان طور كه بچه‌ها هم به آن اشاره كردند طراح قالي بود و همين مسئله باعث مي‌شد كه من از كودكي با نقاشي و دنياي رنگ آشنا شوم هر وقت در آن مقطع به اتاق پدربزرگم مي‌رفتم يا از پشت قاب پنجره نظاره‌گر طراحي‌هاي او بودم حس مي‌كردم موجي از احساسات جديد در من سرازير مي‌شود كه بعدها همين احساسات اولين جرقه‌ها را براي ورودم به عرصه هنرهاي تجسمي فراهم كرد. در هر حال من تا ده سالگي كه بيشترين تاثير را كودك از اطرافش مي‌گيرد از محيط پيرامونم تاثير گرفتم. پدر و مادرم هم همواره به خواسته‌هاي ما احترام مي‌گذاشتند و سعي در ارتقاي سطح كيفي زندگي ما داشتند و خب چون خواهر و برادر بزرگم در اين راه قدم گذاشته بودند به نوعي مسير را براي ورود من هموار مي‌كردند.

خانواده‌سبز: و جالب است كه هر سه نفر شما تصميم گرفتيد در اين عرصه يعني حفظ ارزش‌هاي ايراني، خارج از حرفه بازيگري فعاليت‌هايي داشته باشيد؟

ستاره: براي من طراحي لباس آن هم با مدل‌ها و پارچه‌هاي اصيل ايراني همواره يك دغدغه محسوب مي‌شد. دوست داشتم كه به شكل حرفه‌اي به آن بپردازم و خوشبختانه اين اتفاق افتاد اولين جرقه‌ها براي تاسيس «تار اول» زده شد و من هيچ وقت به آن به شكل يك كار بيزنسي نگاه نكردم و هميشه براي من جنبه كارآفريني و حفظ مدل‌هاي اصيل ايراني داشته است و گاهي همين تفكر باعث مي‌شود كه من حتي از جيب خرج كنم اما به خاطر پايبندي كه به آن دارم به كارم ادامه مي‌دهم.

لاله: من از مسيري كه ستاره در كنار بازيگري‌اش يعني طراحي لباس انجام مي‌دهد بسيار خوشحالم و اميدوارم او و دوستان تئاتري‌اش با وجود مشكلاتي كه پيش رو دارند همچنان بتوانند به فعاليتشان ادامه بدهند در مورد خودم هم بايد بگويم من قبل از آن‌كه اصلا وارد حرفه بازيگري شوم دانش‌آموخته رشته گرافيك بودم و در اين عرصه فعاليت مي‌كردم، نقاشي و هنرهاي تجسمي براي من بسيار جذاب بود مدتي گذشت تا اين‌كه من كار با كاشي و طراحي روي آن را ياد گرفتم سپس تصميم گرفتم كه به شهر خاكستري‌مان رنگ تازه‌اي بدهم و بعد از سال‌ها دوندگي بالاخره توانستيم مسئولان را قانع كنيم كه تابلوهاي كاشي شكسته را در سطح شهر انجام دهيم كه خوشبختانه اين مهم اتفاق افتاد و ما توانستيم 5 اثر را در منطقه پنج و شش طراحي و نصب كنيم. خوشبختانه با اقبال عمومي مواجه شد و مردم هم حسابي از آن استقبال كردند اما متاسفانه در اين مدت آن قدر شايعات عجيب و غريبي پيرامون دستمزدي كه من از اين حرفه مي‌گيرم در مطبوعات و محافل هنري شنيده شد كه براي خود من هم جالب و تامل‌برانگيز بود چرا كه در طول اين سال‌ها مجموع درآمدي كه من از اين پنج كار انرژي و هزينه‌بر كسب كردم، كمتر از 500 ميليون تومان بوده است و گاهي پيش مي‌آيد مانند آخرين كاري كه انجام دادم 130 ميليون از جيب هزينه كنم اما پنج، شش ماه است كه من حتي يك هزار توماني هم دريافت نكرده‌ام. در هر حال من كارم را بسيار دوست دارم و براي آن ارزش قائل هستم و خب در اين كار من با برادرها و خواهرم، روزبه، سيامك و سارا و دوستان آرتيست و تحصيل كرده‌ام همكاري مي‌كنم و اين كار خانوادگي كه در كل دنيا حتي برندهاي معروف هم آن را انجام مي‌دهند به من انرژي مضاعفي براي كار كردن مي‌دهد.

روزبه: لاله وقتي تصميم گرفت در منطقه 5 كارش را با زيباسازي و نصب كاشي شكسته روي يك پل شروع كند احتياج به يك شركت ساختماني داشت و خب من كه دراين عرصه فعاليت مي‌كنم يكي از بهترين گزينه‌ها براي او به حساب مي‌آمدم. اين كار مشاركتي به بهترين شكل انجام شد و بازتاب خوبي هم در ميان مردم، مطبوعات و تلويزيون داشت من هم از اين‌كه مي‌ديدم شهر خاكستري ما با اين رنگ‌ها جان تازه‌اي گرفته خوشحال مي‌‌شدم هر چند كه در اين ميان كارشكني‌هايي انجام شد مانند اين‌كه اسم لاله حذف شد و يا اين‌كه كار ما را بدون رعايت قانون كپي‌رايت در كرج تيم ديگري كار كرد ولي خب من همه اين مسايل را پاي موفقيت لاله مي‌گذارم و تصورم بر اين است كه «به قطار ايستاده كسي سنگ نمي‌زند اما قطاري كه شروع به حركت كرد آدم‌ها شروع به سنگ زدن آن مي‌كنند» مهم اين است كه لاله و گروه ما صاحب سبك بود.

خانواده‌سبز: شما هيچ وقت روزبه را براي ورود به عرصه بازيگري تشويق نكرديد!

ستاره: همان طور كه خود روزبه هم گفت او تجربه بازيگري را در دوران كودكي داشت اما خب بعدها تصميم گرفت به سمت ديگري برود و من شخصا به نظرش احترام مي‌گذارم، هيچ گاه هم به او نگفتم كه وارد عرصه بازيگري شود چرا كه قطعا انتخاب خودش بهترين بود.

لاله: ما كلا هر پنج نفرمان در خانواده مسير خاص خودمان را رفتيم و هيچ وقت در كارهاي هم دخالت نمي‌كرديم روزبه هم با وجود توانايي كه در عرصه بازيگري به ويژه به نظرم طنز و نويسندگي به دليل معلومات بالاي ادبي‌اش داشت تنها به نوشتن داستان كوتاه بسنده كرد و ترجيح داد وارد عرصه مهندسي شود. در هر حال دغدغه هر پنج نفر ما به شكل متفاوتي به لحاظ عكاسي، تجسمي، بازيگري، طراحي و... متبلور شد.

روزبه: بالاخره هر كسي را بهر كاري ساختند اين طور نيست كه چون خواهرانم در عرصه بازيگري فعاليت دارند من هم بازيگر شوم با همه علاقه‌اي كه به عرصه فيلم دارم اما ترجيح مي‌دهم از دور نظاره‌گر اين عرصه باشم تا وارد آن شوم.

خانواده‌سبز: شما از ميان كارهاي لاله و ستاره كدام را بيشتر دوست داريد؟

روزبه: در بين كارهاي ستاره «دندون طلا» و از بين كارهاي لاله «اين حرف نمي‌زند» را بيشتر دوست دارم.

خانواده‌سبز: لاله خانم شما به تازگي به جرگه متاهلين پيوسته‌ايد كمي راجع به همسرتان صحبت كنيد؟

لاله: خب هر انساني در مقطعي احساس مي‌كند كه نياز به تغيير آن هم از جنس تكامل دارد من هم بعد از آشنايي با همسرم حس كردم او نيمه گمشده‌ام است كه به دنبالش مي‌گردم خوشبختانه او مردي بسيار فهيم و از جنس هنر است و كارم را بسيار درك مي‌كند. او بهترين مشوقم است اميدوارم باقي سال‌هاي زندگي‌مان هم مثل اين ماه‌هاي شروع زندگي‌مان پر از عشق و شادي باشد.


نگارحسینی

خانواده سبز

نوشته شده توسط editor در ساعت 03:01 PM

September 14, 2011

شکوائیه نیوشا ضیغمی درباره حواشی این روزها !

نیوشا ضیغمی بازیگر سینمای ایران در یادداشتی گلایه‌های خود را درمورد حواشی ایجاد‌شده برای او در روزهای اخیر بیان کرده است.

به گزارش خبرآنلاین، متن کامل این یادداشت که در اختیار خبرآنلاین قرار گرفته، به شرح زیر است:

 نمی‌دانم باید این نوشته را از کجا شروع کنم. همین چند ماه پیش بود که سی‌دی‌های فیلمی قاچاق‌شده از کارهای آقای مهران مدیری را با عکس اینجانب که هیچگونه حضوری در آن نداشتم به طور وسیعی در سطح شهر پخش کردند و شکوائیه‌ای نسبت به این ماجرا برای مطبوعات فرستادم. از نداشتن حریم خصوصی و امنیت در زندگی شخصی هنرمندان گفتم و حالا امروز ماجرایی بدتر از آن برای اینجانب به وجود آمده که دارد برایم دردسرساز می‌شود.

عکسی که به نام اینجانب به همراه یکی دیگر از بازیگران کشورمان در دنیای مجازی منتشر شده و بر اساس آن اتهاماتی را به اینجانب نسبت داده‌اند که اصلا با فضای روحی و کاری‌ام جور در نمی‌آید. نمی دانم چه بگویم درباره عکسی که خودم هم از وجود آن هیچ خبری نداشته‌ام.

باورم نمی شد تا وقتی که عکس را دیدم. انگار خودم بودم اما من که در چنین عکسی حضور نداشته‌ام؟ فکر می‌کنم این هم از معجزه‌های فتوشاپ باشد که می‌تواند هر بلایی سر آدم‌ها بیاورد. می‌گویم بلا چون واقعا بلاست برای منی که همیشه سعی کرده‌ام به دور از حواشی باشم و زندگی کنم.

بارها و بارها روی این ماجرا صحه گذاشته‌ام که کسی که به عنوان الگوی دیگران به حساب می‌آید باید مراقب رفتارهایش باشد. این حرف امروز نیست ماجرایی است که در تمام گفت‌وگوهایی که داشته‌ام به آن اشاره کرده‌ام. همیشه مراقب محترم شمردن همه آدم‌ها بوده‌ام و به دنبال حفظ ارزش‌ها و چه ارزشی بالاتر از احترام به ساحت مقدس شهدا. کسانی که برای بودن ما و مملکتمان جانشان را از دست دادند. کسانی که همه چیز ما و کشورمان بوده و هستند. آن وقت با چه دیدگاهی می‌توان بی‌احترامی یا نه حتی بی توجهی به آن‌ها را توجیه کرد.

خدای من نمی‌دانم باید چه بگویم در‌این‌باره که واقعا زبانم از گفتن قاصر است. قاصرم از حرف زدن در‌این‌باره و جز آه و ناله چیزی نمی‌توانم بگویم. از ماجرایی که سوای بحث‌های دیدگاهی و وجه‌ای که برای اینجانب در میان مردم دارد از نظر روحی به من ضربه می‌زند. اتفاقی که هیچ چیزی جز این  نمی‌توانم در موردش بگویم. تنها استمدادی از خداوند منان و طلب یاری از ساحت مقدسش برای اتفاقی که کاملا مشخص است در جهت تخریب اینجانب پیش کشیده شده و چیز دیگری را پی نمی‌گیرد. اتفاقی از پیش برنامه‌ریزی‌شده در جهت تشویش اذهان عمومی.

نمی‌دانم تا کی ما باید جور این ماجراها بکشیم. نمی‌توانم این ماجرا را هضم کنم. برای منی که سینما و مردم تمام عشقم هستند و حتی از سرمایه شخص‌ام برای به حرکت انداختن چرخ‌هایش هزینه کرده‌ام. برای منی که... نمی‌دانم چه بگویم بدجوری بغض کرده‌ام.

این قدر که قادر به ادامه گفتن و حتی فکر کردن نیستم. نمی‌دانم. فقط می توانم بگویم مسئولان محترم خواهش می‌کنم فریادم را بشنوید و برای یک بار هم که شده با عوامل راه‌اندازی چنین ماجرایی برخورد کنید تا برای دیگران درس عبرتی باشد که با آبروی مردم اینگونه بازی نکنند. کسانی که هیچ چیز جز نفع خودشان برایشان مهم نیست و برای همین هم دست به هر کاری می‌زنند. کسانی که قطعا خودم هم از مجاری حقوقی برای محاکمه کردنشان اقدام خواهم کرد.

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 03:58 PM

ستاره های خوش تیپ دنیای فوتبال + عکس

ستاره های خوش تیپ دنیای فوتبال + عکس
 - فوتبالیست ها از مشتریان پر و پا قرص مارک های معروف هستند.

خوش تیپی با جیب خالی که نمی شود؛ هرچه پولدارتر، لباس ها هم گران تر. این یعنی که فوتبالیست ها از مشتریان پر و پا قرص مارک های معروف هستند. اما فوتبالیست ها یک ویژگی دارند که از جیب پرپول هم مهم تر است: شهرت. این ویژگی آن قدر مهم است که "برند"های معروف نه تنها حاضرند پول نگیرند، که یک چیزی هم دستی می دهند تا ستاره ها بیایند و برای شان تبلیغ کنند. این جا است که رابطه واقعی و پرسود فوتبال و مد شکل می گیرد.

دیوید بکام

در دنیای تبلیغات سال ها شماره یک بود - وهنوز هم هست- شاید از نظر فنی بهتر از او زیاد داشته باشیم، اما از نظر فتوژنیک هنوز یک سوپراستار تمام عیار است. "جورجو آرمانی" سال 2007 قرارداد 3 ساله ای به ارزش 20 میایون پوند با بکام امضا کرد تا از چهره او در در تبلیغاتش روی بیلبوردها و مجله ها استفاده کند. این اولین بار بود که ستاره انگلیسی دردنیای مد و لباس یک قرارداد رسمی می بست. جورجو آرمانی -که یک طراح لباس ایتالیایی است- از وقتی بکام به کالیفرنیا رفته، با او دوست شده. به هر حال، با پایان این قرارداد، بکام آن را تمدید نکرد چون می خواست برای خودش کار کند. او همین چند ماه پیش با برند سوئدی "H & M" قرارداد بسته تا لباس هایی را که تیم خودش طراحی و تولید کرده اند، از طریق حدود 1800 فروشگاه این شرکت در 40 کشور دنیا به دست مردم برساند. به این ترتیب، بکام برای دوران پس از فوتبال آماده می شود.

کریستیانو رونالدو

البته آرمانی با از دست دادن بکام درجا نزد. آن ها به سرعت سراغ کریستیانو رونالدو رفتند که از نظر تیپ به بکام پهلو می زند و تازه از نظر فنی هم یکی از 2 بازیکن برتر دنیا است. خود رونالدو هم برای انتخاب لباس و کیف خیلی به مارک گوچی علاقه دارد و بارها با لباس های گوچی در خیابان دیده شده. علاوه بر این، ستاره رئال مادرید به همراه خواهرش 2 فروشگاه CR7 افتتاح کرده که در آن ها لباس هایی با مارک CR7 فروخته می شوند. هر 2 فروشگاه در پرتغال هستند، یکی در لیسبون و دیگری در مادیرا، زادگاه او.

کریستیانو رونالدو

 

لیونل مسی

رقابت مسی و رونالدو در دنیای مد هم ادامه دارد. رونالدو با جورجو آرمانی کار می کند و لیونل مسی با "دولچه و گابانا" قرارداد دارد. تمام درآمد ستاره آرژانتینی از این قرارداد از طریق "بنیاد مسی" به امور خیریه اختصاص پیدا می کند.جالب این جا است که رقابت فقط بین مسی و رونالدو نیست؛ بین جورجو آرمانی و دومنیکو دولچه و استفانو گابانا هم هست. دولچه و گابانا از 2004 اسپانسر میلان است و آرمانی طرفدار اینتر است.

جرارد پیکه

معمولا خبرهای حاشیه ای بیش تر دور و بر مهاجم ها است و کمتر کسی به مدافعان اهمیت می دهد اما پیکه... هم یکی از بهترین مدافعان دنیا است و هم یکی از خبرسازترین ها. بعد از این که ماجرای نامزدی او و شکیرا مدت ها عکسش را روی جلد روزنامه ها و مجله ها برد، حالا بازهم می توان عکس پیکه را در مجلات پیدا کرد، اما این بار در تبلیغات لباس های شرکت "مانگو". خط لباس های مردانه "مانگو"ج در 2008 راه افتاد و زیاد معروف نبود، تا این که به فکر افتادند از شهرت پیکه استفاده کنند؛ و موفق هم بودند. مدافع بارسا می گوید:" از 15، 16 سالگی مد را دنبال کرده ام. از آن خوشم می آید و به سلیقه ام اعتماد دارم ولی وقتی در یک حرکتی به این بزرگی شرکت می کنم، می گذارم کارشناسان به من مشاوره بدهند."

زین الدین زیدان

هر چقدر که بازیکن خوبی بود، اصلا به او نمی آید که "مد"باز باشد. به هر حل، Y-3، آدیداس و یوجی یاماموتو با هم یک خط لباس راه انداخته اند و زیدان هم سفیر آن ها شده:" قبلا ورزشکار بودم، حالا یک آدم دیگر هستم." ستاره فرانسوی علاوه بر یاماموتو، با "لوییز ویتون" هم همکاری کرده. ویتون امسال تابستان برنامه مفصلی برای تبلیغ لباس داشت و زیدان، پله و مارادونا در آن شرکت کردند:" نمی خواهم مدل شوم... از بچگی دوست داشتم با مارادونا و پله کار کنم. رویایم به حقیقت پیوست." او همین طور گفت:" توی لباس های Y-3 حس خوبی دارم...دنبال آخرین ها نیستم، فقط دنبال چیزهایی می گردم که دوست دارم."

زیدان

 

سایرین

استیو مک منمن، جیمی ردنپ، دیوید جیمز، جیسون مک آتیر، استن کالیمور و رابی فاولر آن قدر درگیر تیپ و مد و بستن قرارداد با برندهایی مثل تاپ من، هوگو باس و آرمانی بودند که به این گروه از بازیکنان لیورپول، لقب "اسپایس بویز" را داده بودند. تیری آنری در زمان بازی برای آرسنال، در دوره ای که در اوج بود، با برند آمریکایی "تامی" قرارداد داشت و ریو فردیناند، مدافع منچستر یونایتد، مجموعه کفش های "five" را بیرون داده. حتی دولچه و گابانا عکس تبلیغاتی با حضور بازیکنان تیم ملی ایتالیا انداخته است.

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 03:51 PM

جراحي بي‌سابقه يک سگ در ايران+عکس

تيمي از دامپزشکان ايراني طي يک عمل جراحي بي‌سابقه در خاورميانه، توموري ۳۰۰ گرمي را از جمجمه و بافت مغز يک قلاده سگ خارج کردند.

دکتر هومن ملوک‌پور، جراح دامپزشک و عضو تيم جراحي اين عمل در تشريح اين عمل بي‌سابقه به خبرنگار ايسنا گفت: تا قبل از اين انجام اين جراحي، عمل انجام شده در علم دامپزشکي، منحصر به بعضي کشورهاي اروپايي و آمريکا بود و سابقه انجام آن در خاورميانه به علت نبود تخصص و وسايل خاص جراحي مغز و اعصاب، گزارش نشده است.

به گفته وي تا قبل از اين، در صورتي که حيواني دچار اين عارضه مي‌شد، اقدام به يوتينازي (کشتار به روش انساني) مي‌کردند؛ اما از اين پس با توجه به موفقيت‌آميز بودن جراحي، مي‌توان بر روي ديگر حيوانات درگير با اين بيماري نيز، عمل را انجام داد که پيشرفت بسيار خوبي براي علم دامپزشکي کشورمان به شمار مي‌رود.

ملوک‌پور خاطرنشان کرد: اين جراحي منحصر به فرد، ۱۷ شهريورماه جاري طي مدت هفت ساعت توسط تيم جراحي کلينيک دامپزشکي دکتر هومن و به سرپرستي دکتر حميد رضا فتاحيان، استاديار بخش جراحي علوم تحقيقات دانشگاه آزاد اسلامي انجام و طي آن تومور و بافت استخواني درگير با سرطان به طور کامل برداشته شد.

وي تصريح کرد: اين تومور که در آزمايشات هيستوپاتولوژي از نوع اوستئوسارکوما و بسيار بدخيم و حمله کننده به بافتهاي ديگر گزارش شده بود، از حدود پنج ماه پيش بر روي جمجمه حيوان شروع به رشد کرد که بعد از گرفتن ام آر آي و عکسهاي راديوگراف مخصوص جمجمه و بعد از مشورت بين متخصصان تيم جراحي، سرانجام ريسک عمل را پذيرفته و تصميم به جراحي حيوان گرفتند.

ملوک‌پور تصريح کرد: حال عمومي حيوان در حالي که حدود يک هفته از اين جراحي سنگين بر روي مغز و جمجمه اش مي‌گذرد، خوب است و حيوان به ۸۰ درصد فعاليتهاي روزمره خود بازگشته و ظرف مدت کمتر از يک ماه به طور کامل بهبودي خود را به دست خواهد آورد.

اين جراح دامپزشک در پايان انجام اين عمل را موفقيتي بزرگ در حوزه علوم دامپزشکي کشور و مقدمه‌اي براي انجام جراحي‌هاي مشابه روي گونه‌هاي مختلف حيوانات در ايران عنوان کرد.

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 03:08 PM

September 13, 2011

طولاني‌ترين آبشار مصنوعي ایران + عکس

مديرعامل سازمان زيباسازي شهرداري اهواز گفت: آبشار رنگين‌كمان كارون طولاني‌ترين آبشار مصنوعي در كشور است كه طول آن از يك‌سو 150 متر و از سوي ديگر به 200 متر مي‌رسد و در كناره‌هاي پل هفتم اهواز ايجاد شده است.

ارسلان جعفري‌شهني در گفت ‌وگو با ايسنا، منطقه خوزستان، اظهار كرد:‌ محيط شهري اثر مستقيمي بر ذهن و روان شهروندان دارد و هرچه محيط زندگي از خشونت سختي اشباع شده باشد، رفتار شهروندان هم متاثر از اين محيط، خشن مي‌شود؛ در مقابل هرچه محيط شهري ‌آرام‌تر بوده و رنگ‌هاي ملايم در فضاهاي شهري استفاده شود، رفتار شهروندان هم ملايم‌تر مي‌شود.

وي افزود: ارتقای كيفيت فضاهاي شهري و عناصر متنوع سازنده محيط از مهمترين وظايف شهرداري است و در اين زمينه مي‌توان از عناصري مانند آب، نور، گياه و زمين استفاده كرد. شهر اهواز داراي اقليمي خاصي و‌ آب و هوايي گرم است و گذر طولاني‌ترين رودخانه كشور از ميان اين شهر، تضاد زيبايي ايجاد كرده است. اگر اين تضاد به‌درستي مورد استفاده قرار گيرد، مي‌توان با استفاده از عنصر آب، موجب زيبايي منظر شهر شد و اين ظرفيت موجود را براي بهسازي شهر به كار برد.

جعفري‌شهني تصريح كرد: با استفاده از رودخانه كارون و ساختارهاي فيزيكي متفاوت پل‌ها مي‌توان تركيبي از نورپردازي و آبنماها را در شهر ايجاد كرد؛ نورپردازي پل «سفيد»، نخستين اقدامي بود كه در اين زمينه انجام شد و پروژه نورپردازي و آبنماي پل هفتم هم شب گذشته به بهره‌برداري رسيد. نورپردازي پل هشتم اهواز هم بزودي آغاز مي‌شود و در اين پروژه، با استفاده از دو عنصر آب و نور، تركيبي زيبا ايجاد مي‌شود.

مديرعامل سازمان زيباسازي شهرداري اهواز خاطرنشان كرد: در اين پروژه 6 الكتروپمپ 90 كيلواتي، آب را به بالاي پل انتقال مي‌دهند و پس از فيلتر كردن، آب از ارتفاع 35 متري به صورت آبشار در 2 رديف به پايين سرازير مي‌شود. 2 هزار و 750 نازل تمام‌استيل در اين آبشار استفاده شده و روشنايي و نورپردازي اين آبشار هم از طريق750 لامپ LED و 80 پروژكتور رنگي اجرايي شده است.

وي ادامه داد: لوله‌هاي استفاده شده براي مكش آب از جنس فولاد با قطر 12 اينچ هستند. يك هدر مكش به قطر20 اينچ هم استفاده شده و لوله‌هاي رانش از جنس پلي‌اتيلن با قطرهاي 10 و 14 اينچ هستند. سيستم الكتريكال اين آبنما بسيار دقيق‌ نصب شده و از تابلوهاي برق «سافت‌درايو» در آن استفاده شده و پست برق 700 كيلو واتي هم براي اين آبشار به‌كار رفته است.

جعفري‌شهني گفت: در اين پروژه از كابل‌هايي استفاده شده كه مانع ايجاد حرارت بالا در پمپ‌ها مي‌شوند و به اين ترتيب عوامل تخريب پمپ‌ها حذف شده‌ است.

مديرعامل سازمان زيباسازي شهرداري اهواز افزود: نورپردازي پل‌ها و ايجاد آبنماهاي موزيكال در اندازه بزرگ در پارك‌هاي ساحلي كارون در دستور كار قرار گرفته است؛ همچنين طراحي تعدادي از ميدان‌ها و ورودي‌هاي شهر اهواز و نصب مجسمه‌هاي سنگي و برنزي در پارك‌ها از ديگر برنامه‌هاي سازمان زيباسازي شهرداري اهواز است.

وي تصريح كرد: اين پروژه‌هاي شهري پس از افتتاح در اختيار شهرداري‌هاي مناطق قرار مي‌گيرند. همچنين با آموزش تعدادي از پرسنل مناطق، كار حفاظت و نگهداري از اين تجهيزات انجام مي‌شود.

جعفري‌شهني با اشاره به اين‌كه نمونه آبشار پل هفتم در كشور وجود ندارد، گفت: نمونه چنين آبشاري با اين وسعت تنها در كشور كره جنوبي اجرايي شده است و تلاش مي‌كنيم اين نوع آبنما را در شكل‌ها و فرم‌هاي متنوع در مناطق مختلف اهواز ايجاد كنيم.

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 10:01 PM

تصاویر بچه خوک تازه متولد شده که سر انسان دارد /عکس

  - هفته گذشته این خوک در منطقه سانتاکروز الچول در گواتمالا بدنیا آمد و باعث ایجاد بحث و جدل درباره موجودات فضایی و ... شد.

لائورانو اسکوبار آریاس کشاورز منطقه مذکور گفت اشیای نورانی را در آسمان دیده و بعد این خوک بدنیا آمد و حدس می زند که این موجود فضایی باشد.البته نمی توان حرف این مردم محلی را تایید کرد و هنوز کارشناسان نظری در این باره نداده اند.اما در اینکه چنین موجودی بدنیا امده، صحت دارد.

تولد خوک با سر انسان

 

تولد خوک با سر انسان

 

تولد خوک با سر انسان

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 09:39 PM

تخریب بیلبورد فیلم «ندارها» بخاطر تصویر هانیه توسلی+عکس

به تازگی تعدادی از بیلبوردهای فیلم سینمای «ندارها» و البته بخشی از آن که عکس هانیه توسلی در آن دیده می‌شود، تخریب شد.

گویا تخریب بنر و از بین بردن پوستر به اپیدمی سینمای ایران تبدیل شده است.
 
بعد از تخریب بیلبوردهای «اینجا بدون من» و جمع‌آوری بنرهای «زندگی با چشمان بسته» که مشکل اولی کلوزآپ فاطمه معتمدآریا بود و مشکل دومی دستان باز ترانه علیدوستی، به ‌تازگی تعدادی از بیلبوردهای فیلم سینمای «ندارها» نیز در مترو پاره شد.

تخریب بیلبورد فیلم «ندارها» بخاطر تصویر هانیه توسلی+عکس

مشکل بیلبوردهای «ندارها» هم تصویر هانیه توسلی روی بیلبوردها بوده است که باعث پاره شدن تعدادی از بیلبودهای این فیلم شده است.

جالب اینجاست که تصویر هانیه توسلی در حالی از پوستر «ندارها» پاره شده است که این بازیگر برای بازی در این فیلم کاندیدای دریافت سیمرغ بلورین بازیگر نقش زن از بیست و نهمین جشنواره بین‌المللی فیلم فجر شده بود

ایستگاه‌های متروی آزادی و دروازه دولت از جمله ایستگاه‌هایی است که بیلبورد «ندارها» در آن پاره شده است.

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 03:46 PM

مرجانه گلچین از تنهاییش می گوید !

مرجانه گلچین از دو دلدارش می گوید


چهره آشنا و خندان سریال های طنز که همیشه خنده به لبان مردم می آورد، روزهای شاد و خندانی را پشت دوربین ندارد. مرجانه گلچین این روزها برای مادر بیمارش، مادری می کند.کاري که با همه احساس وظيفه اي که خانم گلچين در خود دارد ،تمام وقت و انرژي وي را گرفته است.

چهره آشنا و خندان سریال های طنز که همیشه خنده به لبان مردم می آورد، روزهای شاد و خندانی را پشت دوربین ندارد. مرجانه گلچین این روزها برای مادر بیمارش، مادری می کند.کاري که با همه احساس وظيفه اي که خانم گلچين در خود دارد ،تمام وقت و انرژي وي را گرفته است.گفت و گوي ما با اين چهره محبوب سريالهاي تلويزيوني هم بالطبع تحت تاثير همين مسائل بود؛خانم گلچين در نهايت صبر به سئوالات ما پاسخ داد  اما ذهنش درگير لبخندي بود که از صورت مادر گريخته است. براي اين مادر نازنين سلامتي آرزو مي کنيم . به اميد آنکه خانم گلچين همانطور که در سريالها به نظر مي رسيدشاد باشد...


    *   چه شد شما که بازيگر طنز نبوديد تبديل به پای ثابت آثار طنز شديد؟

آن سال‌های دهه 60 که اوج کار من بود خیلی این کارهای مناسبتی مرسوم نبود فقط برای عید نوروز سریال ویژه عید می‌ساختند آن هم در قالب برنامه‌ای به نام پیک شادی. درست است من آن زمان بیشتر کارهای جدی انجام می‌دادم اما سابقه حضور در کار طنز چه در تئاتر، چه در تلویزیون و سینما را داشتم و این سوءتفاهمی بیشتر نیست که بعضی‌ها فکر می‌کنند من قبلا تجربه کار طنز را نداشتم. مشخصا در سریال آینه که البته سریال طنز نبود اما تم طنز داشت و بعضی قسمت‌هایش مثل دهن‌بین و چشم‌روشنی و... من نقش طنز داشتم. آقای منوچهر پوراحمد  برادر کیومرث پوراحمد هم در همان سال‌ها ازدواج پرماجرا را با بازی آقای اکبر عبدی و خانم شهلا ریاحی و من کار کردند. آن هم کار طنز بود. همین‌طور چراغ خانه که  کار دیگری از ایشان بود. حتی یادم است آن موقع تئاتری کمدی به نام بوزینه جان الدوله را در حال و هوای جنگ روی صحنه بردیم که با استقبال زیاد مخاطبان مواجه شد. باز آن بعدها در دهه هفتاد، سریال‌های مناسبتی برای رمضان و محرم مرسوم شد که من کار نمی‌کردم و در دهه هشتاد همانطور که گفتم با یک سریال مناسبتی برای رمضان برگشتم.

    *   کار طنز سخت‌تر است یا بازی در ژانرهای دیگر؟

نمی‌توانم دقیقا بگویم، کار طنز سختی‌های خاص خودش را دارد به خصوص در ایران که خنداندن مردم کار بسیار سختی است و کمدین‌های زن دست و بال‌شان بسته است، البته به هرحال نکات مثبت خودش را هم دارد.

    *   با توجه به اینکه اکثر کارهای سال‌های اخیرتان طنز بوده، نگران نیستید از این به بعد شما را فقط برای حضور در کارهای طنز دعوت کنند؟

صددرصد نگرانم، مگر می‌شود نگران این مساله نباشم. با خودم فکر می‌کنم یعنی از این به بعد فقط من را با این مشخصه خواهند شناخت، اما به هرحال واقعیت این است که این تصویر در این چند ساله از من در ذهن مخاطب نقش بسته و به سختی می‌توان تغییرش دارد. در صورتی‌که من در دهه 60 جزو معدود ستارگان زن فیلم‌های درام و جدی بودم؛ زمانی که خیلی از همکاران امروز ما حتی هنوز بازیگر نشده بودند. الان چندان چاره‌ای ندارم، چون تمام کارهایی که به من پیشنهاد می‌شوند طنز هستند. سعی می‌کنم در بین همین پیشنهادها انتخاب‌های متنوع‌تر داشته باشم مثلا نقشم در راه در رو، خوش‌نشین ها، شمس‌العماره و... با هم کاملا متفاوت بود.

    *   فکر می‌کنید مشکل از کجاست که در ژانرهای دیگر به شما نقشی پیشنهاد نمی‌شود؟

خب البته این مساله در همه جای دنیا تقریبا به همین شکل است و بازیگری که به عنوان بازیگر طنز شناخته می‌شود کمتر شانس حضور در آثاری متفاوت را دارد. اما در ایران کمی هم برمی‌گردد به اینکه ما هنوز خیلی در زمینه متن قوی نیستیم و برای همین پیشنهادهای متنوع کم داریم و کمتر روی شخصیت‌پردازی کار می‌شود. طبیعتا راحت‌ترین کار است که بازیگر را در همان نقش و قالبی که قبلا جواب پس داده دوباره استفاده کنیم. بنابراین این تکرار خیلی تقصیر بازیگر نیست. بازیگر از راه بازیگری زندگی می‌کند و ممکن است اگر بخواهد دست نگه دارد و منتظر یک نقش متفاوت در گونه دیگری بنشیند هیچ وقت این شانس را پیدا نکند که نقش ایده‌آلش را بازی کند.

همیشه این برای من جای سوال است چطور بازیگری که در دهه شصت جزو  بازیگران فعال و مطرح سینمای ایران بوده است و شاید اغراق نباشد اگر بگویم جزو تک ستاره‌های آسمان سینمای ایران در دهه شصت بودم امروز هیچ پیشنهاد سینمایی ندارم. دست و بالم بسته است، انتخاب‌های محدودی دارم. قطعا اگر موقعیتش را داشتم و دست و بالم باز بود بهترین‌ها را انتخاب می‌کردم. به هر حال اینکه بعد از سال‌ها با شکل و شمایل دیگری برگشتم باعث شده مردم کمی تصویر گذشته من را فراموش کنند اما خیلی خوشحالم که هنوز هم دوستم دارند کارهایم مورد استقبال واقع می‌شود. به طور مشخص طنز کار کردن برایم تجربه ای جدید و خوشایند بوده و هست به خصوص در کارهای رئال و خیلی نزدیک به زندگی واقعی مردم مثل بزنگاه آقای عطاران که این ویژگی را داشت.

    *   چگونه به تيپ انسي در سريال سه دونگ، سه دونگ رسيديد؟ و کلا آيا شخصيت هايي را که بازي مي کنيد از آدم هاي واقعي الهام مي گيريد؟

از مشخصه هاي بازيگر، خوب ديدن است. طبيعتا در کوچه و بازار آدم هايي شبيه انسي و ديگر شخصيت هايي که من بازي مي کنم وجود دارند. من هم سعي مي کنم وقت بگذارم و در جامعه به طيف هاي مختلف مردم دقت کنم تا بتوانم موقع خلق شخصيت در بازي، از آنها کمک بگيرم. گام بعدي کمک وتوضيح کارگردان و گروه بازيگران است و همينطور اصلاحاتي که نويسنده با توجه به شخصيت هايي که مي توانند در چنين خانواده هايي شکل بگيرند، در فيلمنامه انجام مي دهد.

    *   به نظر مي رسد شخصيت انسي به ديگر شخصيت هايي که در اين چند ساله بازي کرديد شباهت دارد. چرا؟

در هر صورت همه اين نقش ها را يک نفر بازي مي کند و طبيعتا رد پايي از مرجانه گلچين در همه آنها هست و شباهت هايي با نقش هاي سابق من در اين چند ساله دارند اما اينکه بعضي از دوستان منتقد که خيلي هم برايشان احترام قائل هستم مي گويند اين انسي سه دونگ، سه دونگ تکرار نقش هاي ديگر مرجانه گلچين است بايد بگويم اينطور نيست و الزاما هر شخصيت طنزي تکرار شخصيت هاي طنز ديگر نيست به اضافه اينکه به هر حال اين شخصيت ها موجودات ماورايي و دور از ذهني نيستند و از همين شخصيت هاي واقعي دور و برمان الهام گرفته شده اند. بعد هم به هر حال وقتي درباره يک خانواده ساده و سنتي و در محلات قديمي مثل سرچشمه صحبت مي کنيم مگر چقدر تنوع شخصيت داريم آن هم با اين متن هايي که اينقدر کم تنوع دارند چون به هر حال متن هم بايد ظرفيت ارائه بازي متفاوت را داشته باشد. البته نهايتا فکر مي کنم همينقدر که کار موفق بود و مردم استقبال کردند براي ما باعث خوشحالي است.


يک دل و دو دلدار

اين روزها زندگي من به دو عزيزم اختصاص دارد. يکي مادرم که دوست داشتني ترين و مهم ترين آدم زندگي ام است که متاسفانه  الان در بستر بيماري هستند و من با افتخار و عشق بيشتر ساعات روزم را به مراقبت از ايشان مي پردازم. عزيز ديگر من حرفه ام است. عاشق کارم هستم و از کودکي مي دانستم تنها شغلي که دوست دارم و خواهم داشت بازيگري است. بسياري از همکارانم بعد از مدتي که به اين حرفه پرداختند وارد کارهاي ديگر شدند و يا در کنار آن به کارهاي ديگر مثل کارگرداني و طراحي صحنه و ... هم پرداختند اما من هميشه فقط بازيگر بودم و خواهم بود. بازيگري کار بسيار سختي است. ساعات کار ما طولاني و فشرده و در مکان هاي مختلف است. بيشتر وقت ها شب کار هستيم. براي همين سريال سه دونگ، سه دونگ من بسيار خسته شدم مخصوصا اواخر کار که خيلي برنامه مان فشرده بود و من به شدت کمبود خواب داشتم تا جايي که دچار ضعف جسماني و کسالت شده بودم. اما همين که بعد از پخش آن مردم وقتي من را در کوچه و خيابان مي بينند از کار تعريف مي کنند و خسته نباشيد مي گويند برايم يک دنيا ارزش دارد و همه خستگي ها و سختي ها را از يادم مي برد.


درباره فرزنداني که متولد نشدند

من فرزندي ندارم. هميشه فکر مي کنم تعادل برقرار کردن بين کار و فعاليت هاي اجتماعي و زندگي خانوادگي براي هر زني کار سختي است. مخصوصا در سبک زندگي زنان ايراني که خيلي به خانواده توجه و رسيدگي مي کنند . من يک اخلاق شخصي دارم که وقتي مسئوليتي را قبول مي کنم بايد به بهترين نحو آن را انجام بدهم. مادر شدن هم مسئوليت بسيار سنگيني است و زني که اين مسئوليت را قبول مي کند بايد بسيار باگذشت و فداکار باشد. من هيچ وقت اين توانايي را با توجه به کار سنگين ، خاص و زمان برم در خود نديدم که بخواهم بچه دار شوم. در جامعه در حال توسعه  امروز، با مشکلات و گرفتاري هاي بي پايان زندگي مدرن در شهرهاي بزرگ، با اين همه فشار و استرس با خود مي گويم ديگر موجود بي گناهي را به عوارض اين زندگي دچار نکنيم. شما زندگي ما را با مادران مان مقايسه کنيد. مادر من 7 تا بچه دارد. من بچه ندارم و خواهرم 2 بچه دارد. خواهرزاده ام يک بچه دارد که او هم شايد در آينده اصلا نخواهد فرزندي داشته باشد.


تنهايي پر هياهو

نمي دانم درگير چه هستم و چه مي کنم. تنها مي دانم زندگي خيلي سرعت گرفته و لذت زندگي کمتر شده. من در آپارتماني زندگي مي کنم که هر طبقه سه واحد دارد . باور نمي کنيد هيچ کدام از همسايه‌هاي کنار دستي مان را نمي شناسم و نمي بينم شان فقط گاهي از سر و صدا ی باربر و جابه جايي وسايل مي فهمم اسباب کشي دارند. در حاليکه وقتي ما بچه بوديم نزديک ترين اطرافيان مان همسايه هاي مان بودند. اين زندگي ماشيني ما را به اينجا رسانده و من عميقا از اينکه اينقدر به سمت تنهاتر شدن مي رويم مي ترسم. يکي از علت هاي  اينکه بيشتر طنز کار مي کنم همين است. با خودم مي گويم مردم کم گير و گرفتاري دارند که حالا ما هم غصه دارشان کنيم. باور کنيد مردم من را در کوچه و خيابان مي بينند از ته دل مي گويند خدا عمرتان بدهد که خنده به لب مردم مي آوريد.


 رمضان خوش يمن

من 9 سال از عرصه بازيگري و کار دور بودم و پس از آن با سريال زير زمين به کارگرداني آقاي عليرضا افخمي بازگشتم که در ايام مبارک ماه رمضان از شبکه 3 پخش شد. هميشه فکر مي کنم اين هم يکي از معجزات اين ماه بود.

 9 سال به دلايل شخصي کار نکردم. چند سالي درگير ادامه تحصيل در رشته کارگرداني بودم و چند سالي هم به خارج از کشور رفتم. وقتي بازگشتم چندان دغدغه کار نداشتم تا «زير زمين» به من پيشنهاد شد. مصادف شدن پخش اولين کارم بعد از اين همه سال دوري با ماه رمضان را به فال نيک گرفتم، واقعا هم اتفاق خجسته و خوش يمني برايم بود. زير زمين باعث تغيير رويه پر رنگ و ملموس در کارم شد و بعد از آن دوباره جدي به بازيگري پرداختم. بعد از آن« بزنگاه» را در رمضان بعدي کار کرديم که خيلي دوستش دارم و باز هم فکر مي کنم انرژي مثبت اين ماه به آن منتقل شدو مردم ارتباط خوبي با آن برقرار کردند. خدا را شکر هميشه در کارهايي که براي اين ماه داشتيم توانستيم آن انتظاري را که مردم داشتند، برآورده کنيم.
مجله پردیس/برترین ها

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 02:32 PM

عکسهای متفاوت از سحر قریشی

عکسهای متفاوت از سحر قریشی

عکسهای متفاوت از سحر قریشی

عکسهای متفاوت از سحر قریشی

عکسهای متفاوت از سحر قریشی

عکسهای متفاوت از سحر قریشی

عکسهای متفاوت از سحر قریشی

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 02:22 PM

تصاویر/ از سالاد عنکبوت تا سوپ خفاش

به گزارش البرز نیوز، شاید به هیچ قیمتی حاضر نباشید لب به این غذاها بزنید.دیدن برخی از اینها دقیقا برای کور شدن یک هفته ای اشتهای شما کافیست. گفتنی است که اغلب این غذاها در کشور چین طرفدار دارند.
 
 
 
 
 
 
 
 
 

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 02:21 PM

تصاویر/ خارج کردن مردی از شکم مار بوا

این مرد هندی توسط یک مار بوا بلعیده شد و با وجود تلاش فراوان برای نجات این مرد و کشتن مار این مرد جان سالم به در نبرد و فقط جسد وی از شکم مار به بیرون کشیده شد.
 
 
 

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 02:16 PM

معروف ترین بازیگرانی که کارگردان شدند! +عکس

ورا فارمیگا

ورا فارمیگا کارگردان فیلم « Higher Ground» می باشد.

 

رابرت دنیرو

رابرت دنیرو فیلم های «داستان برنکس» و «چوپان خوب» را ساخته است.

 

دوررو باریمور

دورو باریمور فیلم “Whip It” را کارگردانی کرد.

 

بن استایلر

بن استایلر فیلم های « Reality Bite» و «تندر استوایی» را ساخته است.

 

بیل مورفی

بیل مورفی هم کارگردان فیلم «تغییر سریع» است.

 

ران هاوارد

ران هاوارد فیلم های مطرح «یک ذهن زیبا» و «رمز داوینچی» را ساخته است.

 

بن افلک

بن افلک کارگردان فیلم «شهر» و «رفته عزیزم رفته»  است.

 

جورج کلونی

جورج کلونی فیلم های «شب بخیر و موفق باشید» و «اعترافات یک ذهن خطرناک» را کارگردانی کرده است.

 

سارا پولی

سارا پولی دو فیلم «ازش دور شو» و «این والتس را بگیر» کارگردانی کرده است.

 

شان پن

شان پن نیز کارگردان فیلم های «گروگان» و «به سوی طبیعت وحشی» است.

 

کوین کاستنر

کوین کاستنر کارگردان فیلم های «رقص با گرگ ها» و «دنیای آبی» است.

 

جودی فاستر

جودی فاستر کارگردان فیلم «Little Man Tat» و «سگ آبی» است.

 

مل گیبسون

مل گیبسون نیز در زمینه کارگردانی فیلم های مطرحی چون «شجاع دل» و «آخرین وسوسه مسیح» را ساخته است.

 

 باربارا استریسند کارگردان دو فیلم « The Prince of Tides» و « Yentl» است.

 

رابرت ردفورد

رابرت دنیرو کارگردان فیلم های «مردم معمولی» و «نجوای اسب» است.

 

وارن بیتی کارگردان فیلم “Bulworth” و «قرمزها» است.

 

زاک براف « Garden State» را کارگردانی کرده است.

 

کلینیت ایستوود

کلینیت ایستوود کارگردان فیلم های مطرحی چون «نابخشوده»،‌ «نامه هایی از ایو جیما» و «دختر میلیون دلاری» است.

 

سیلوستر استالونه

سیلوستر استالونه کارگردان فیلم های «رامبو» و «به درد نخورها» است.
 

 

سلما هایک

سلما هایک «معجزه مالدونادو» را ساخته است.

سیمرغ

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 02:08 PM

والدینی به دنبال شوهر برای دخترانشان + عکس

یافتن همسر برای دختران از طریق والدین در حال تبدیل شدن به یک سنت است که از طرف خیلی از خانواده‌های نگران اجرا می‌شود به طوریکه تعداد این خانواده‌ها در جلسات هفتگی به ۲۰۰ خانواده هم رسیده است.
در هانگژو چین، والدینی که دختران مجرد و تحصیل کرده دارند در اقدامی جالب شنبه هر هفته در استادیوم این شهر جمع شده و مشخصات دخترانشان را روی برگه‌هایی که به برگه‌های صورتی معروف شده می‌نویسند و برای آن‌ها دنبال شوهر مناسب می‌گردند.

به گزارش البرز نیوز، این اقدام در جلساتی که هر هفته برگزار می‌شود صورت می‌پذیرد و مادرانی که بیش از سه سال است به دنبال داماد مورد علاقه‌شان می‌گردند.

 آمار دختران مجرد در چین در طی چند سال اخیر رو به افزایش است به طوریکه تنها در پکن این رقم به نیم میلیون نفر می‌رسد.

علیرغم تلاش سیاستمدارانه این والدین همچنان آمار این دختران رو به افزایش است دخترانی که به آن‌ها لقب دختران‌‌ رها شده داده شده است.



یافتن همسر برای دختران از طریق والدین در حال تبدیل شدن به یک سنت است که از طرف خیلی از خانواده‌های نگران اجرا می‌شود به طوریکه تعداد این خانواده‌ها در جلسات هفتگی به ۲۰۰ خانواده هم رسیده است.

چین بالا‌ترین جمعیت جوان مجرد را داراست، تعداد دختران تحصیل کرده و مجرد طی ۲۰ سال اخیر به بالا‌ترین رقم رسیده است و کار‌شناسان معتقدند فرصتهای مناسب شغلی و تحصیلی در چین باعث شده است که دیگر ازدواج تنها هدف دختران و زنان در این کشور نباشد.

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 01:51 PM

تولید گربه‌های فلورسانت ضد ایدز +تصاویر

به این ترتیب، دانشمندان توانستند از اسلحه‌هایی که بعضی از میمونها به ویژه ماکاکو در دوره تکامل خود کسب کرده‌اند و نسبت به ویروس نقص ایمنی میمونی (SIV) و بیماری ایدز مقاوم شده‌اند در تولید این گربه‌های اصلاح ژنتیکی شده استفاده کنند.
دانشمندان آمریکایی با هدف مطالعه بر روی ایدز اولین گربه‌های اصلاح ژنتیکی شده فلورسانتی را تولید کردند که محتوی ژنهای ضد «اچ. آی. وی» هستند و در تاریکی می‌درخشند.

به گزارش مهر، گربه از 9 هزار سال قبل دوست انسان است و بیش از 250 بیماری وراثتی مشترک با انسان دارد. به همین منظور محققان کلینیک مایو در روچستر گربه‌هایی را تولید کردند که از این به بعد می‌توانند کمکهای با ارزشی را در تحقیق درباره ایدز و همچنین بیماریهای متعدد دیگری به دانشمندان ارائه کنند.

در این تحقیق که نتایج بی سابقه آن در تازه ترین شماره مجله علمی «نیچر متدها» منتشر شده است برای اولین بار گربه‌های اصلاح ژنتیکی شده‌ای تولید شدند که محتوی ژنهای ضد «اچ. آی. وی» هستند و با برخورداری از خاصیت فلورسانت در تاریکی می‌درخشند.



به این ترتیب می‌توان آزمایشاتی را که تاکنون بر روی موشها و میمونها غیرممکن بود بر روی گربه‌ها انجام داد و راههای جدیدی را در درک بسیاری از بیماریها باز کرد.

از آنجا که بیش از 90 درصد از ژنهای گربه منطبق با ژنهای حاضر در DNA انسان هستند، بنابراین انتظار می‌رود که دنیای علم با یک انقلاب بزرگ مواجه شود.

این دانشمندان در این باره اظهار داشتند: «یکی از زیباترین بخشهای این تحقیق این است که فواید بسیاری هم به سلامت انسان و هم به سلامت گربه سانان ارائه خواهد کرد.»



ویروس نقص ایمنی گربه‌ای (FIV) با همان عملکرد ویروس نقص ایمنی انسانی (HIV) سبب بروز بیماری ایدز در گربه‌ها می‌شود. این ویروسها در انسان و گربه سانان پروتئینهایی را که به طور طبیعی از ارگانیسم دفاع می‌کنند مورد حمله قرار می‌دهند و بدن را نسبت به بیماریها آسیب پذیر می‌کنند.

به این ترتیب، دانشمندان توانستند از اسلحه‌هایی که بعضی از میمونها به ویژه ماکاکو در دوره تکامل خود کسب کرده‌اند و نسبت به ویروس نقص ایمنی میمونی (SIV) و بیماری ایدز مقاوم شده‌اند در تولید این گربه‌های اصلاح ژنتیکی شده استفاده کنند.



این پژوهشگران با استفاده از ویروسهای حامل، ژنهایی که دو فاکتور ضد ویروسی ماکاکوها به نام TrimCyp و eGfp را تولید می‌کنند به داخل تخمکهای گربه انتقال دادند.

سپس این تخمکها بارور شدند و به این ترتیب سه بچه گربه حامل این اصلاح ژنتیکی به دنیا آمدند که دارای یک برچسب فلورسانت بودند.

این برچسب فلورسانت به دانشمندان اجازه می‌دهد که این ژنهای جدید را در زمان تعامل با اندامهای مختلف ردیابی کنند.



این بچه گربه‌ها در سلامت کامل به سر می‌برند و به محض اینکه بزرگ شوند می‌توانند این ژنهای ضد ایدز را به نسلهای بعد منتقل کنند.

دانشمندان آمریکایی تاکید کردند که این تکنیک مستقیماً برای درمان بیماری ایدز در انسان و یا گربه استفاده نخواهد شد اما به درک بهتر مکانیزمهای توسعه یک سیستم دفاعی موثر در برابر این بیماری کمک خواهد کرد.




نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 01:50 PM

September 12, 2011

خوردن موش توسط دختر ایرانی ! +عکس

http://persianv.com/pimg/picmtt/blog_1/2790_1.jpg

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 05:22 PM

حمید گودرزی و همسر ثروتمندش+عکس

یکی از مهمانان مطرح برنامه «خوشا شیراز» حمید گودرزی بود که با همسرش به شیراز رفته بودند و این برنامه یکی از بهترین برنامه‌های «خوشا شیراز» شد تا جایی که پس از پایان برنامه خیلی از اهالی شیراز خود را به اطراف استودیوی خوشا شیراز رساندند تا با این هنرمند و همسرش از نزدیک آشنا شوند، در این برنامه که با اجرای محمد سلوکی بود، گودرزی حرف‌های جالبی در مورد زندگی شخصی‌اش گفت که خواندنی است. 

حمید گودرزی و همسر ثروتمندش+عکس

او که به همراه همسرش «ماندانا دانشور» در این برنامه حضور داشت، درباره این‌که دوست دارد نقش منفی بازی کند یا نه؟ گفت: «دوست دارم نقش‌های مثبت بازی کنم. یک بار که در فیلمی گاوصندوق پدرم را خالی کرده بودم در خیابان به من گفتند از شما بعید است دزد باشید.»
وی درخصوص خوانندگی یادآور شد که اولین کارش «دانی و من» بوده که با خوانندگی شروع شد و مدتی در گروه هفت هم می‌‌خوانده است. 

گودرزی پیرامون زندگی خصوصی‌اش گفت: به شدت من زن ذلیل هستم!(باخنده) به علت وضع مالی خوب همسرم نگرانی مالی ندارم و گزیده کار هستم و این‌که به هیچ عنوان دوست ندارم همسرم بازیگر شود. (حمید گودرزی در مصاحبه دیگری نیز گفته بود که به دلیل وضع اقتصادی همسرش، خانواده‌ی همسرش با ازدواج آنها در ابتدا موافق نبودند)

همچنین وی به خانواده‌ شهدا ادای احترام می‌کند و برای شهدا هم احترام خاصی قائل است.

او خاطراتی از زمان کودکی برایمان تعریف کرد: در کلاس اول دبستان تمام کتاب‌هایم را دادم که چغاله‌بادام بگیرم اما چون کم بود فروشنده بهم گوجه سبز داد و بعدا از جانب والدینم تنبیه شدم.

زمانی که شیرهای شیشه‌ای توزیع می‌شد دوست داشتم خامه‌های روی شیر را بخورم.

او درباره ورزش مورد علاقه‌اش گفت: به جت‌اسکی علاقه‌مندم و در شمال جت‌اسکی سواری می‌کنم. بوکسور نیستم اما برای سریال «مسافری از هند» آموزش بوکس دیدم، ولی بدنسازی به شکل مرتب کار می‌کنم.

آفتاب

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 05:15 PM

کوچکترین‌ سیگاری‌ دنیا تهدید کرد+تصاویر

پسربچه چهار ساله اندونزي كه از دوسالگي مصرف سيگار را شروع كرده و سال گذشته با کمک پزشکان ترک کرده بود، از اين حربه استفاده کرده و والدين خود را تهديد مي‌کند، درصورتي كه برايش اسباب بازي نخردند، دوباره سيگار مي کشد.
کوچکترين سيگاري دنيا تهديد کرد:اسباب‌بازي نخريد، دوباره سيگار مي‌کشم!

به گزارش باشگاه خبرنگاران، آردي ريزال، پسربچه چهار ساله اندونزي كه از دوسالگي مصرف سيگار را شروع كرده و سال گذشته با کمک پزشکان ترک کرده بود، از اين حربه استفاده کرده و والدين خود را تهديد مي‌کند، درصورتي كه برايش اسباب بازي نخردند، دوباره سيگار مي کشد.

به گزارش خبرگزاري فرانسه، آردي ريزال پسربچه چهار ساله اي است كه سوماترا زندگي مي كند، او از دوسالگي استعمال سيگار را شروع كرد اما مقامات اندونزيايي كه از انتشار اخبار تصاوير ويدئويي ريزال درحال استعمال سيگار شگفت زده شده بودند، او را در يك كلينيك ترك اعتياد بستري كرده و ترک دادند. ريزال مي گويد كه ديگر هرگز سيگار نخواهم كشيد؛ اما به گفته مادرش او براي تهديد از حربه استعمال سيگار استفاده مي كند و مي گويد اگر برايم اسباب بازي نخريد، دوباره سيگار مي کشم.


نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 05:09 PM

اتوبوس ها، دو خودرو را در هم پیچیدند + تصاویر

برخورد اتوبوس با خودروهاي سواري منجر به درهم پيچيده شدن اتاق آنها شده و خروج سرنشينان را با دشواري روبه‌رو كرده بود.
جام جم: در حادثه رانندگي كه در بزرگراه شهيد لشگري تهران رخ داد، برخورد 2 دستگاه اتوبوس با 2 دستگاه خودروي سواري خسارت مالي فراواني بر جا گذاشت، اما تلفات جاني نداشت.

حسين حسين‌بيگي، رئيس ايستگاه 20 آتش‌نشاني كه خود را به محل حادثه رسانده بود، گفت: برخورد اتوبوس با خودروهاي سواري منجر به درهم پيچيده شدن اتاق آنها شده و خروج سرنشينان را با دشواري روبه‌رو كرده بود.

وي افزود: 2 سرنشين خودروهاي سواري پيش از رسيدن آتش‌نشانان با سختي بسياري از خودرو خارج شدند و نفر سوم هم با كمك آتش‌نشانان و بريدن سقف خودرو بيرون آمد.

















پایگاه آتش نشانی ـ عکاس: نصیر حاجی اکبری

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 04:59 PM

همسر جدید مرد جذاب هالیوود را ببینید !! + عکس

 آپلود سنتر

به گزارش سرویس بین الملل برنا به نقل از پایگاه خبری تایمز آو ایندیا، جرج کلونی که پیش از این با تالیا بالسام هنرپیشه آمریکایی ازدواج کرده و از وی جدا شده بود و مدتی نیز با لیزا اسنودان مدل مشهور انگلیسی رابطه داشت، اکنون رابطه خود را با استیسی کیلبلر دیگر هنرپیشه و مدل آمریکایی آغاز کرده است.

 آپلود سنتر
تالیا بالسام



 آپلود سنتر

لیزا استودان

 آپلود سنتر

استیسی کیلبلر

بر اساس این گزارش، جرج کلونی، استیسی را به عنوان همسر جدید خود به نیک و نینا پدر و مادرش معرفی و اعلام کرده است که استیسی نیز از این رابطه رضایت دارد.

 آپلود سنتر

الیزابت کانالیس

گفتنی است جرج کلونی تنها سه ماه پس از قطع رابطه خود با الیزابت کانالیس هنرپیشه ایتالیایی رابطه خود را با استیسی کیلبلر آغاز کرده است.

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 04:34 PM

علیرضا خمسه و دخترش ! + عکس

اینکه من چهره شناخته شده‌ای هستم اصلا باعث نمی‌شود با دختر‌هایم وقت نگذرانم و بیرون نرویم. من این مرز‌ها را رد کرده‌ام و با این قضیه کنار آمده‌ام که در خیابان با من سلام و علیک می‌کنند و... این‌اصلا بد نیست.

گمان می‌کردم پیدا کردن بازیگر توانایی مثل علیرضا خمسه، استاد مسلم بازیگری کار دشواری باشد.  اما با اولین تماس قرار مصاحبه را گذاشتیم. قرار شد با گلسای زیبا، دختر ۴ ساله علیرضا خمسه در شهر کتاب خرید لوازم‌التحریر برای مهدکودک داشته باشیم. کورش جوان هم لحظات این خرید را ماندگار کرد و عکس گرفت. گلسای شیرین زبان از این طرف به آن طرف می‌رفت و ژست‌های خیلی جالب و زیبایی برای کورش جوان می‌گرفت. این تصاویر زیبا نتیجه چند ساعت خرید پدر و دختر در شهر کتاب است......


همه چیز گران شده

من همیشه برای بازی بچه‌ها وقت می‌گذارم و با آنها به پارک و سینما می‌روم. خریدهای گلسا هم به عهده خودم است. وقت گذاشتن با خانواده را دوست دارم. راستش من کاملا مرد خانواده هستم. درسا که نوجوان است و کمتر نیاز به همراهی دارد، اما ته‌تغاری خانه ما یعنی گلسای شیرین زبان تمام وقت من و همسرم را به خودش اختصاص داده است. با هم پارک می‌رویم و بازی می‌کنیم. رنگ‌ها و اعداد را خیلی خوب می‌شناسد و باهوش است. گلسا قبلا هم مهدکودک می‌رفت اما امسال قرار است به مهدکودک چند زبانه برود، چون دل‌مان می‌خواهد به زبان‌های دیگر هم مسلط باشد. این روز‌ها کم و بیش برایش خرید مهدکودک انجام دادیم، اما هنوز کامل وسایلش را نخریدیم. امروز ببینیم چه چیزهایی دوست دارد تا برایش بخریم. در کل به شهر کتاب و لوازم‌التحریر علاقه زیادی دارد و وقتی وارد این فروشگاه می‌شویم سبد به دست، وسایل مورد نیازش را انتخاب می‌کند. تفاوتی که دوران آموزش گلسا و درسا با هم دارد در قیمت‌هاست. البته دوران بچه‌ها با دوران ما خیلی تفاوت دارد. ما مکتب خانه داشتیم. (باخنده) بچه‌ها مهدکودک و مدرسه‌های چندزبانه و امکانات و تکنولوژی و... اما این دوره که برای گلسا خرید می‌کنم، فقط تفاوت قیمت‌ها را حس می‌کنم. همه چیز گران شده وگرنه دوران درسا هم همه چیز به همین شکل بود فقط گران شده... خیلی خیلی زیاد...

علیرضا خمسه و دخترش ! + عکس


ته تغاری من

 اینکه من چهره شناخته شده‌ای هستم اصلا باعث نمی‌شود با دختر‌هایم وقت نگذرانم و بیرون نرویم. من این مرز‌ها را رد کرده‌ام و با این قضیه کنار آمده‌ام که در خیابان با من سلام و علیک می‌کنند و... این‌اصلا بد نیست، چون من هم از این مهربانی مردم استقبال می‌کنم و با دخترم در خیابان قدم می‌زنم و از بزرگ شدنش لذت می‌برم.  هیچ چیز زیبا‌تر از دیدن این لحظه‌ها نیست. گلسا خیلی هم مهربان و شیرین زبان است و از بودن کنارش لذت می‌برم. خب ته‌تغاری است دیگر... وقتی در حال عکاسی بودیم به گلسا گفتیم یک جیغ بلند بکش که گوش ما درد بگیرد. یك بغض کوچولو کرد و گفت: « آخه من که دختر بدی نیستم جیغ بزنم. من آروم حرف می‌زنم و خرید می‌کنم. دوست دارم برای مامان و درسا خرید کنم، اما گل مصنوعی دوست ندارم. کتاب و دفتر بخریم و مداد خوشگل. راستی اینجا قبلا صندلی بود که می‌نشستیم روش و با لگو‌ها بازی می‌کردیم. چرا دیگه صندلی نیست؟ الان کجا بازی کنیم؟» گلسا قدم می‌زد و مداد و دفترچه برمی‌داشت و ژست‌های دخترانه زیبا می‌گرفت... فکر کنم از بازیگرهای سینمای آینده ما گلسا باشد.

مجله شهرزاد/برترین ها

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 03:02 AM

September 11, 2011

نمایشگاه عکس برای کمک به کودکان با مهتاب کرامتی + عکس

http://persianv.com/pimg/picmtt/blog_1/2784_1.jpg
نمایشگاه عکس برای کمک به کودکان سومالی
علی زارع، مهتاب کرامتی، مسعود پاکدل
 
http://persianv.com/pimg/picmtt/blog_1/2784_2.jpg
مسعود پاکدل
 
http://persianv.com/pimg/picmtt/blog_1/2784_3.jpg
علی زارع، مهتاب کرامتی
 
http://persianv.com/pimg/picmtt/blog_1/2784_4.jpg
مهتاب کرامتی، گوهر خیراندیش
 
http://persianv.com/pimg/picmtt/blog_1/2784_5.jpg
جهانگیر الماسی
 
http://persianv.com/pimg/picmtt/blog_1/2784_6.jpg
گوهر خیراندیش
 
http://persianv.com/pimg/picmtt/blog_1/2784_7.jpg
رویا تیموریان، علی زارع
 
http://persianv.com/pimg/picmtt/blog_1/2784_8.jpg
رویا تیموریان
 
http://persianv.com/pimg/picmtt/blog_1/2784_9.jpg
 
http://persianv.com/pimg/picmtt/blog_1/2784_10.jpg
 
http://persianv.com/pimg/picmtt/blog_1/2784_11.jpg
فرهاد آئیش

خبرآنلاین

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 05:45 PM

مشهورترین مادران در عرصه مد !! + عکس

چه کسی می‌گوید که شیک بودن و مطابق روز عمل کردن باید در مرحله دوم اهمیت بعد از بزرگ کردن بچه‌ها و شغل قرار بگیرد؟
 
این مادران پرکار مشاغل خاصی دارند، که همه توجه‌ها را به خود جلب می‌کند و موج‌های مد را به هر سو که بخواهند می‌برند.

 آرین لادر زینترهُفر   Aerin Lauder Zinterhofer

 


آرین لادر نوه‌ی سلطان صنعت آرایش یعنی Esteé Lauder است. او به نظر می‌رسد که نگاه کلاسیکش را به مد و شیوه‌ی زندگی از مادربزرگ معروفش به ارث برده باشد، همان‌طور که یک ملک تفریحی را نیز در هامپتونز Hamptons از او به ارث برده است.


او به لباس‌های کلاسیک و زنانه، و لباس‌هایی با مارک Cloé، و مارک Tracy Feith و همین طور مارک Michael Kors که برای دوستش است؛ علاقه دارد. او دو قفسه پر از کفش دارد (یکی پر از کفش‌های تخت و بی‌پاشه، و یکی پر از کفش‌های پاشنه‌دار 4 اینچی ).

 


آرین معاون ارشد و مدیر خلاق شرکت آرایشی لادر، همسری مهربان و مادری پرکار برای دو پسرش است. او می‌گوید مهمترین تکه‌ی جواهرش روبان جشن عروسی‌اش است. 

 

 

 

 

 

 

دیان ون فارستن برگ   Diane von Furstenberg

 


زمانی که به دیان ون فارستن برگ Diane von Furstenberg فکر می‌کنید به یاد چه چیزی می‌افتید؟

به احتمال زیاد لباس ساده و کلاسیک او به یادتان می‌آید. لباسی که در 1972 برای اولین بار به نمایش گذاشته شد و همین باعث شهرتش به عنوان طراح لباس شد.


40 سال بعد، هنوز این مادر مسن 63 ساله که دو بچه و سه نوه دارد، برای زنان لباس‌های کلاسیک طراحی می‌کند. به علاوه او در جامعه طراحان مد یک فرد فعال است، که رئیس انجمن طراحان مد آمریکا (همچنین برنده موفق بخش سبک زندگی) و مالک و اداره کننده‌ی استودیو DVF است. این استودیو مکانی را برای هنرمندان جوان ایجاد کرده است تا کارهایشان را در آن جا به نمایش بگذارند.   

 

 

 

 

 

 

ورا ونگ  Vera Wang

 


لباس‌های عروسی مجلل - که تازه عروسان از آنها زیاد استقبال می‌کنند-  ورا ونگ را به  طراحی مشهور مبدل کرده‌ است. اما او کارش را در مجله وگ Vogueبه عنوان سر ویراستار بخش مد آغاز کرد.


اکنون این چهره مد 60 ساله و مادر دو دختر، امپراتوری طراحی‌اش را در جواهرات ، کفش ، عطر ، زیورآلات، عینک، ظروف چینی و کریستالی هم گسترش داده است.  

 

 
ونگ که زمانی با علاقه به اسکیت‌بازی می‌پرداخت، با معروف شدن لباس‌‌هایی که او برای برندگان مدال اسکیت طراحی کرد به عنوان شخص برتر اسکیت آمریکا معرفی شد. لباس ایوان لیساسک  Evan Lysacek برنده مدال طلای المپیک 2010 هم از طراحی‌های اوست.  

 

 

 

 


میشل اوباما    Michelle Obama

 


چه کسی می‌گوید یک تحصیل کرده‌ی رشته‌ی حقوق در دانشگاه هاروارد و مادر دو کودک نمی‌تواند شیک و طرفدار مد باشد؟

 

در 46 سالگی، میشل اوباما درباره ویژگی یکی از دارایی‌هایش شرمنده نیست. این ویژگی بازوهای خوش‌فرم او هستند.


 دو بار اسم میشل در فهرست مجله ونیتی فیر  Vanity Fair به عنوان ده شخص خوش‌پوش جهان قرار گرفته است. او تیپ کلاسیک خودش را به مجموعه‌ی بانوهای اول زیبا اضافه کرد و چند بار به ژاکلین کندی تشبیه شد. 

 

 

 

 

 

کیت موس  Kate Moss 

 


 


با وجود اینکه به عنوان یک سوپر مدل قد کوتاهی دارد (165 سانتی‌متر) ولی کیت ماس چهره ای است که هزاران مد و سبک پوشش را به راه انداخت.  اسم یک طراح را بیاورید. احتمال زیادی دارد که او برای آنها کار کرده باشد.


با وجود سابقه نه چندان خوب او که البته در حال ترک آن است؛ او مدت زیادی به عنوان سوپر مدل کار می‌کرد و  او گرایش به سمت مد را فقط با پوشیدن آن مد تعیین می‌کند. (مثلا مد چکمه‌های Ugg، پارچه‌های کتانی برش‌دار و شلوارهای تنگ را او مد کرد. ) 


شما می‌توانید بازیگری ، خوانندگی و طراحی مد را به رزومه این مادر پرکار اضافه کنید.

 

 

 

 


ویکتوریا بکام  Victoria Beckham

 


او در گروه بسیار محبوب دختران انگلیسی دهه 1990 یعنی اسپایس گرلز  Spice Girls عضو بود. سپس او با فوتبالیست مشهور دیوید بکام ازدواج کرد صاحب سه پسر شد.


اکنون او نماد مد و موسس سبک جدیدی در زمینه لباس، لباس های کتان و آرایش چشم و عینک آفتابی است.

  
این مادر پرکار که در سریال‌های تلویزیون خودش ستاره شد، داور مهمان در Project Runway (یک شوی لباس) و American Idol بود  و کتاب زندگی نامه خودش و راهنمایی درباره مد تالیف کرد.

 

 

 

 

 

گوئن استفانی  Gwen Stefani

 


استفانی خوانندگی را در سن 17 سالگی با گروه موسیقی No Doubt شروع کرد. و جز وقفه‌ی  کوتاهی تا کنون با اعضای گروه با یکدیگر کار کرده‌اند. میلیون‌ها نوار از او به فروش رفته است و این نوارها شهرتی در سراسر جهان برای او ساخته‌اند. در طول این مدت او ازدواج کرد، زندگی خانوادگی را شروع کرد و صاحب دو پسر شد ولی هیچ گاه از موسیقی دور نشد.

 


او همان‌طور که  به عنوان سرپرست خوانندگان در این گروه فعالیت می‌کند، به صورت انفرادی هم به موسیقی می‌پردازد.


بیشترین شهرت او برای لباس‌های خاص و عجیبی است که بر روی صحنه می‌پوشد (بسیاری از این لباس‌ها طراحی خود اوست.)، به علاوه استفانی دو شرکت تولید لباس و وسائل زینتی به نام‌های L.A.M.B  و Harajuki Lovers دارد.

 

 

 

 

 

ریس ویدراسپون  Reese Witherspoon

 


ریس ویدراسپون- برنده جایزه اسکار (برای فیلم Walk the Line ) است، او مادر دو کودک و نماد سبک کلاسیک و زیبایی آمریکایی است.


علاوه بر کار وقت گیر بازیگری، او زمان و هزینه‌اش را برای کارهای عام‌المنفعه صرف می‌کند. به همین‌خاطر ریاست افتخاری صندوق آون Avon را به عهده دارد.


او همچنین به ایجاد موسسه جهانی پایان خشونت علیه زنان کمک کرد، همین‌طور او درآمدهای Legally Blonde 2 Barbie را به صندوق حمایت از کودکان هدیه کرد.

 

 

 

 

 

نیکول ریچی  Nicole Richie

 


او و دوستش Paris Hilton  به خاطر بازی در برنامه The Simple Life، برنامه‌های تلویزیونی زنده، مشهور شدند. در این برنامه این دو در نقش دو زن ثروتمند در کشور به عنوان مسافران عادی سفر می‌کنند.


نیکول ریچی که بازیگری می‌کند و گاه‌گاهی هم می‌خواند، در زمینه مد نیز جریان ساز است. چون به صورت منظم در مجلات مد و سبک زندگی حضور دارد.


او و همسر موسیقی‌دانش جوئل مادن Joel Madden یک پسر و یک دختر دارند. سلیقه و علاقمندی به سبک و مد مطابق خواست خودش را با تولید لباس و زیورآلات و همین‌طور تولید لباس‌های حاملگی عمومی می‌کند. 

 

 

 

 

 

آنا وینتور  Anna Wintour

 


بیش از 20 سال سر ویراستار بودن مجله‌ وگ Vogue اکنون آنا وینتور را به جایی رسانده است که حرف اول و آخر را در مورد مد می‌زند.

 


نماد سبک او لباس‌های خز دار، عینک آفتابی و آرایش‌های عجیب و خاص است. با وجودی که مادر دو فرزند است، نقش مهمی را در صنعت 300 بیلیون دلاری مد ایفا می‌کند و نظر او درباره موفقیت یا شکست طراحان، خرده فروشان و ویراستاران جزء ، نقش عمده‌ای دارد.

 


فیلم" شیطان پرادا "می‌پوشد و کتاب" مسئله‌ سپتامبر" با الهام از او ساخته و نوشته شده‌اند (نوشته‌ دستیار سابق ویتنور). او همچنین ستاره مستند موفقی بود که درباره "راه اندازی مجله وگ" به نام "مسئله‌ سپتامبر" ساخته شد.

 

 

 

 

 

جین بیرکین  Jane Birkin

 


به خاطر شیوه پوشش و زیبایی‌اش و همخوانی‌اش با  Serge Gainsbourg در آواز موفق "Je taime... moi non plus,"  معروف و مشهور شد. جین بیرکین Jane Birkin متولدِ انگلیس، در 1990 مدل ، بازیگر و فرد مشهوری در Swinging London(موسسه مد و فرهنگ) بود. 

 


 او برای چندین جایزه César در زمینه فعالیت‌هایش در فیلم‌‌ها نامزد شد. جین بیرکین  Jane Birkinاکنون هم در سن 63 سالگی به خوانندگی و بازیگری ادامه می‌دهد. او مادر دو فرزند است که یکی از فرزندانش Charlotte Gainsbourg است که او هم بازیگر و خواننده است. بیرکین جایزه‌ی Order of the British Empire و  Ordre National du Mérite  را برای تلاش‌های بشردوستانه‌اش در سازمان ایدز و عفو بین‌الملل عمومی برده است.

 

 

 

 

 

گوئینث پالترو  Gwyneth Paltrow

 


او مادر یک دختر و یک پسر است. گوئینث پالتروی جذاب، جایزه‌ی بهترین بازیگر زن اسکار را برای فیلم "شکسپیر عاشق" برد و در بخش فرش قرمز اسکار به خاطر زیبایی و سبک لباس‌هایش حضوری همیشگی دارد.


او از سال 2005 برای تبلیغ عطر Estee Lauder چهره شد و یک خبرنامه سبک زندگی به نام گوپ را می نویسد.


 مانند شوهرش کریس مارتین (تک‌خوان گروه Cold ) پالترو هم خواننده‌ی با استعدادی است. دو بخش از صدای او در آلبوم موسیقی  Dutes - یکی از این قطعات را همراه با Huey Lewis و دیگری را انفرادی اجرا کرده است - در استرالیا از نظر استقبال مخاطبان اول و سوم  شد.

 

 

 

 

 


آن کیوری   Ann  Curry

 


آن کیوری، مجری اخبار برنامه امروز Today ان بی سی NBC است که جوایز زیادی برای گزارش‌های انسان‌دوستانه در سراسر جهان از آن خود کرده است. از جمله این گزارش‌ها می‌توان به قتل عام در Darfur و Kosovo و اخبار روزانه Ground Zero بعد از حمله 11/9 اشاره کرد. 

 

   
این مادر پرکار دو فرزند ، که گاهی در روز در سه بخش اصلی اخبار مجری‌گری می‌کند، ترکیب جذابی از فراست، مد، حرفه‌ای گری و خوشرویی را ارائه می‌کند


آن کیوری ظاهر متفاوتش را از اجداد ژاپنی، فرانسوی، آلمانی، ایرلندی، اسکاتلندی گرفته است. هر کسی درباره این که منشا انرژی او به کدام یک از اجدادش بر می‌گردد؛ حدسی می‌زند.

سیمرغ

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 05:40 PM

علت اصلی جدایی جنیفر لوپز و همسرش! + جنیفر لوپز در جت اختصاصی + عکس

علت اصلی جدایی جنیفر لوپز و همسرش! + جنیفر لوپز در جت اختصاصی

بنا به گزارشات رسیده، این خواننده مشهور که اخیرا" جدایی خود از همسرش مارک آنتونی را اعلام کرده است ، دلش می خواهد سرپرستی و نگهداری کامل مکس و امی به او واگذار شود.
یک منبع خبری به یو اس ویکلی گفت:" دوقلوها همیشه با مادرشان هستند."
"جنیفر همیشه در کنار فرزندانش است . او واقعا" یک مادر بی نظیر و فوق العاده است و همیشه برنامه های کاریش را طوری تنظیم می کند که به وظایف مادریش آسیبی وارد نشود."
جنیفر اخیرا" اعلام کرد که علت اصلی تصمیم او برای جدایی از همسرش این بود که مارک آنتونی با او رفتار خوبی نداشته و به رفتار جنیفر مشکوک شده بود!
"بعضی اوقات متوجه نیستیم که در حال تضعیف خودمان هستیم. وقتی که می فهمیم یک انسانی رفتار خوبی با ما ندارد و برای ما مناسب نیست ، اگر او را ترک نکنیم و به زندگی با او ادامه بدهیم کار درستی انجام نداده ایم."
من به اندازه کافی خودم را دوست دارم و به همین دلیل تصمیم گرفتم دیگر به این زندگی مشترک ادامه ندهم.
من همیشه به مارک به عنوان یک خواننده و هنرمند احترام خواهم گذاشت . او همیشه در زندگی من و فرزندانم حضور خواهد داشت و به عنوان پدر فرزندان من ، همیشه جایگاه خاصی در قلب من خواهد داشت."

علت اصلی جدایی جنیفر لوپز و همسرش! + جنیفر لوپز در جت اختصاصی + عکس

علت اصلی جدایی جنیفر لوپز و همسرش! + جنیفر لوپز در جت اختصاصی + عکس

 علت اصلی جدایی جنیفر لوپز و همسرش! + جنیفر لوپز در جت اختصاصی + عکس 

مادر جنیفر لوپز

علت اصلی جدایی جنیفر لوپز و همسرش! + جنیفر لوپز در جت اختصاصی + عکس 

 علت اصلی جدایی جنیفر لوپز و همسرش! + جنیفر لوپز در جت اختصاصی + عکس


علت اصلی جدایی جنیفر لوپز و همسرش! + جنیفر لوپز در جت اختصاصی + عکس

آفتاب

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 05:03 PM

پژو 908 + عکس








نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 03:14 AM

September 10, 2011

یک نوزاد چهار پا بدنیا آمد + عکس

در یک حادثه کم سابقه یک نوزاد در کشور الجزایر با چهار پا به دنیا آمد...

به گزارش آتی نیوز،یک زن الجزایری در ایالت "باتنه" واقع در 430 کیلومتری پایتخت الجزائر،کودکی چهار پا را به دنیا آورد.

روزنامه الشروق الیومی چاپ الجزایر در شماره صبح روز گذشته خود اعلام کرد که پزشكان تولد اين نوزاد غيرطبيعي را ناشي از رشد ناقص دو جنين دوقلو و تلفيق يكي از دوقلوها در ديگري دانسته اند.
 

 
به نوشته این روزنامه، این کودک الجزایری که اکنون تحت مراقبت ویژه پزشکی قرار دارد دارای یک سر و قلب مشترک است.

پزشكان ابراز خوش بيني كرده اند با برداشتن دوپای اضافی، اين نوزاد بتواند به زندگي طبيعي باز گردد.

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 04:00 PM

September 09, 2011

تصاوير ديده نشده از آيت الله طالقاني

























































منبع: تابناك

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 06:03 AM

September 08, 2011

کل کل احسان علیخانی با شهیدی فر در برنامه پارک ملت + فیلم

به گزارش خبرنگار برنا،احسان علیخانی-مجری برنامه ماه عسل- میهمان شب گذشته برنامه پارک ملت بود. مجری برنامه ماه عسل در قسمت هایی از گفت و گوی خود با شهیدی فر مجری برنامه پارک ملت بر سر نشستن بر روی صندلی‌ها که از لحاظ ارتفاع با هم تفاوت داشتند بحث کردند و مجری پارک ملت از میهمان خود پرسید دلت می خواهد سوال هایی در مدح تو بگویم؟ احسان علیخانی در قسمت هایی از این گفت و گو اذعان کرد که باشنیدن داستان زندگی برهی از میهمانان خود دچار سردرد شده و به خانه می رفته است.

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 04:45 PM

دختران فریب خورده‌ فیس بوک را ببینید + فیلم

فریب خورده‌های فیس بوکی را ببینید

آیا تا به حال عضو شبکه‌های اجتماعی شده‌اید؟ آیا صاحب صفحه‌ و پروفایل در اینگونه سایت‌ها هستید؟سایت‌هایی که برای کاربران خود امکان برقراری ارتباط آن لاین با سایر کاربران را فراهم کرده اند و در قدم اول برای عضویت باید قسمتی با عنوان پروفایل را در سایت پرکرده و مشخصات کلی و البته اطلاعات شخصی خود را در معرض دید عموم قرار بدهید.

فیس بوک یکی از این دست شبکه‌ها است که خیل عظیمی از کاربران خود را در معرض خطرات و آسیب‌ای مختلفی قرار می دهد. پخش شدن تصاویر کاربران و اطلاعات شخصی افراد و نفوذ به حریم شخصی کاربران با انواع ترفندها یکی از هزاران آسیب متوجه کاربران فیس بوک است.

دخترانی که با قرار دادن تصویر چهره خود دراین گونه سایت ها عضو می شوند و بعد توسط افراد سودجو اغفال می شوند و اقدام به فرستادن یا قراردادن تصاویر خود می شوند، غافل از اینکه مشغول مبادله آبرو و عفت خود هستند

.

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 04:38 PM

ژیلا صادقی و دلقک بازی مجریان !

اگر فكر مي‌كنيد چهره‌اي زيبا، صدايي گرم و تيپ مناسبي داريد و خودتان را براي مجري شدن گزينه‌اي مناسب مي‌دانيد، دست نگه داريد؛پيشنهاد مي‌كنيم ابتدا صحبت‌هاي اين مجري مشهور تلويزيون را بخوانيد. شايد متقاعد شديد و سراغ كار ديگري رفتيد!

«به اين راحتي‌ها هم نيست؛» اينكه مي‌نشينيم جلوي تلويزيون و پاهاي‌مان را روي يكديگر مي‌اندازيم و فكر مي‌كنيم آن كسي كه آن طرف تلويزيون و پشت دوربين براي‌مان حرف مي‌زند، داستان تعريف مي‌كند، لطيفه مي‌گويد، خبر مي‌خواند يا يك برنامه خانوادگي را اجرا مي‌كند، كارش اينقدر راحت است كه هر كسي از جمله خود ما هم مي‌تواند آن را انجام دهد! شايد تا قبل از تكميل اين گزارش، خودمان هم نمي‌دانستيم مجريان مشهور و پركار رسانه ملي ايران با چه سختي‌هايي روبه‌رو هستند.


اجرا احساس مسئوليت است

صادقانه بايد بگويم با پيش‌زمينه و علاقه زياد به‌ بازيگري وارد رسانه شدم، در واقع ابتدا تصميمم بازيگر‌شدن بود اما وقتي متوجه شدم قوانين و قواعد خاصي در فضاي سينما حاكم نيست و براي آن‌كه به قرارداد اخلاقي كه از قبل با پدر و مادرم بسته بودم پايبند بمانم، ترجيح دادم با توجه به راهنمايي‌هاي آقايان مظفري و دهقان‌نسب به سمت اجرا بيايم و پيش خودم فكر كردم مي‌توانم گوشه‌اي از استعدادم را در اين عرصه نشان دهم تا بتوانم تا حدودي به نيازهاي قلبي و عاطفي‌ام نسبت به اين كار پاسخ بدهم.  بعد از مدتي متوجه شدم در اين زمينه‌ استعدادهايي دارم كه با پرورش‌شان مي‌توانم به جايگاه مناسبي در اين حرفه برسم و كم‌كم به اين كار علاقه‌مند شدم، به همين دليل از سال 78 تا امروز عرصه اجرا را با هيچ‌ عرصه‌ ديگري عوض نكرده‌ام، حتي با عرصه‌هايي كه بوي پول مي‌دهند، مانند تهيه‌كنندگي!


اجرا، احساس مسئوليت است

 اجرا هماهنگ كردن آستين هزار توماني با مقنعه رنگي نيست، اجرا كت‌وشلوار رنگي پوشيدن و شيك صحبت‌ كردن نيست، اجرا چشم‌ و ابرو و رابطه‌هاي آنچناني داشتن نيست، اجرا يعني شناسنامه شش‌دانگ و سند منگوله‌دار رسانه‌اي به بزرگي رسانه ملي كه امروز با فشار دادن يك دكمه مي‌تواني تمام اتفاقات دنيا را به واسطه آن ببيني، بشناسي و درباره‌شان قضاوت كني. اجرا كودكانه يا بهتر بگويم احمقانه صحبت كردن نيست، اجرا احساس مسئوليت است نسبت به تك‌تك آدم‌ها از نوزادي كه تازه متولد شده تا پيرمرد و پيرزني كه همين الان دار فاني را وداع مي‌‌گويند؛ چون منِ مجري جلوي دوربين مي‌نشينم و نمي‌دانم چه كسي، كجا، با چه تفكري، آينده‌اي، اصلا از چه جنسي بهترين وقت زندگي‌اش را به حرف‌هاي من اختصاص مي‌دهد تا شايد كلمه‌اي ياد بگيرد. همين احساس مسئوليت داشتن من را وادار مي‌كند به بهتر بودن، به بيشتر دانستن، به ايده‌آل‌تر كار كردن. با اجرا انگار كليدي طلايي در دستان من است كه تمام درهاي قلب و افكار مخاطبان برنامه‌ام با آن باز مي‌شود و شايد با باز شدن اين درها، روزنه‌اي رو به آينده براي اين مخاطبان باز شود.


سوال عجيب من

قدم اول براي ورود به عرصه اجرا، خودشناسي است؛ دختر خانم يا آقا پسري كه علاقه‌مند است توانايي‌هايش را در اين عرصه بسنجد، ابتدا بايد بداند چقدر علاقه‌مند و مستعد براي حضور در اين حرفه است. بعضي اوقات كه قرار است از تعدادي آدم براي ورود به اين عرصه تست بگيرم، صادقانه به تعدادي‌شان مي‌گويم «مثلا چي فكر كردي كه اومدي سراغ اجرا؟!» جالب اين‌جاست كه بعضي‌هاي‌شان حتي موقع تست دادن به‌خودشان زحمت نمي‌دهند متني را آماده كرده باشند، چراكه اين روزها عاميانه اجرا كردن، دلقك‌بازي و لودگي بعضي دوستان، اين شائبه را در ذهن آنها ايجاد كرده كه ما هم مي‌توانيم مجري شويم!


آن خانمي كه...

طي 8 سال فعاليت در عرصه اجرا ديگر به مديرانم ثابت كرده‌ام هيچ‌وقت دچار مميزي نشده‌ام و خوشحالم مديران سازمان كاملا به طرز تفكر مجري‌ به نام ژيلا صادقي احترام گذاشته‌و بها داده‌اند. من در برنامه‌ام مانتوي نو و آراسته پوشيده‌ام چراكه يك دختر جوان ظاهر شيك را دوست دارد. مردم ژيلا صادقي را همان‌طور كه در برنامه‌اش با يك ظاهر آراسته و مقنعه‌اي كه با يك پيراهن شوميز زيباي در عرف جامعه مي‌بينند، بيرون هم همانگونه است، تا امروز هيچ‌كس به من نگفته خانم صادقي مانتوي قرمز نپوشيد، كتاني پاي‌تان نكنيد، ساعت‌تان را با خط كتاني‌تان هماهنگ نكنيد چون من تمام اين كارها را انجام داده‌ام اما چون در كارم با تخصص كافي جلو مي‌روم، كسي به اين چيزها ايرادي نمي‌گيرد پشتم به كسي جز خدا گرم نيست كه چنين حرف‌هايي مي‌زنم.

مجله ایده آل / برترین ها

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 03:42 PM

تصاویر/ مردم بی‌خانمان در میدان‌ تجریش

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 12:19 AM

مرگ نوزاد به‌خاطر چاقی پرستار + عکس

چاقی یک‌پرستار خانگی، مرگ یک‌نوزاد یک‌ماهه را رقم زد. این پرستار 39ساله در حال رسیدگی به این نوزاد بود که به یکباره غش کرد و روی این پسربچه یک ماهه افتاد.
چاقی یک‌پرستار خانگی، مرگ یک‌نوزاد یک‌ماهه را رقم زد. این پرستار 39ساله در حال رسیدگی به این نوزاد بود که به یکباره غش کرد و روی این پسربچه یک ماهه افتاد.
 
همشهری: پدر این نوزاد در این رابطه به خبرنگاران گفت: این پرستار را تازه استخدام کرده بودم تا به کارهای کودکم در خانه رسیدگی کند. اما روز گذشته هنگامی‌که با منزل تماس گرفتم و فردی جواب نداد، زود به منزل بازگشتم و دیدم که پرستار روی کاناپه افتاده است. تمام اتاق‌ها را گشتم اما اثری از پسرم نبود، وقتی دوباره به پذیرایی برگشتم، متوجه شدم که پرستار روی پسرم افتاده و باعث خفگی او شده است. البته این پرستار هم پس از آن اتفاق در بیمارستان درگذشت و مسئولان منتظر جواب کالبدشکافی هستند تا دلیل فوت وی را مشخص کنند.

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 12:18 AM

نکات مهم در مورد حجامت + تصاویر

حجامت نام یک روش درمانی پیچیده است که بر اساس قدیمی ترین سند موجود از ۳۳۰۰ سال قبل از میلاد مسیح در مقدونیه انجام می شده و بعدها به یونان رخنه کرده است و از روش های نسبی درمان به شمار می رود.
 به گزارش البرز نیوز، در کشور ما کم نیستند افرادی که با وجود پیشرفت‌های گوناگون در عرصه های مختلف درمانی، باز هم از روش های سنتی استفاده می کنند. یکی از این مراکز درمان سنتی حجامت است.هر کدام از داوطلبین انجام حجامت دلیل انجام این عمل را یا به توصیه دوستان و آشنا می دانند و یا تنها راه باقی مانده در درمان برای دردشان! آنچه می خوانید نظرات ائمه معصومین (ع) و پزشکان درباره این نوع درمان سنتی است.
حجامت یک درمان سنتی است که از قدیم تأثیر داشته و همچون داورهای گیاهی، طب سوزنی و همیوپاتی رواج دارد. « بهزاد علاقی»، مدیر نظارت بر درمان مرکز بهداشت تهران جنوب با بیان این جمله در گفت و گو با شبستان افزود: باید توجه داشت که چه شخصی این کار را انجام می‌دهد و به چه علتی شخص متقاضی حجامت به این عمل روی آورده است؟ چگونه باید حجامت را انجام داد؟ این‌ها مسائل مهمی است که باید به آن توجه شود، متأسفانه این نکات در بیشتر کلینک‌ها رعایت نشده و دوره درمان تکمیل نمی‌شود. برای مثال وقتی پزشک برای بیمار 20 عدد کپسول آموکسی‌سیلین تجویز می‌کند، بیمار باید دوره درمان را تکمیل و تمام داروها را مصرف کند؛ ولی فرد بیمار بعد از مصرف دو عدد قرص مرحله درمان را قطع می‌کند و بعد از دو هفته سینوزیت می‌گیرد، آن هم به این دلیل که درمانش کامل نبوده است.
 

وی درباره نکات مهم در انجام این نوع درمان سنتی گفت: مسئله مهم در بحث حجامت آن است که آیا وسایلی که در حجامت تهیه می‌شود، یک بار مصرف است یا خیر؟، آن هم به این دلیل که در بعضی مراکز از تیغ‌ها چندین بار استفاده می کنند یا در بعضی مراکز با وجود نظارت سازمان بهداست و درمان پزشکی شاهد آن هستیم که وسایل پانسمان آلوده استفاده می‌شود.

وی درباره گسترش این مراکز در سطح شهر گفت: متأسفانه بعضی از افراد در مرکز حجامت ایران با گذراندن یک دوره آموزشی و تهیه یک دستگاه ساکشن، ممکن است حتی در منزل برای مردم حجامت انجام دهند و از این راه در آمد کسب کنند!.

علافی درباره مراجعه کنندگان به این شاخه از طب سنتی افزود: چه زنان و چه مردان مشتریان این نوع درمان هستند. مردان در همه سنین ولی خانم‌ها بیشتر در سنین بالا مراجعه می‌کنند، در ضمن بیشتر افرادی که برای حجامت مراجعه می‌کنند، افراد تحصیل‌ کرده نیستند.

در ادامه «غلامرضا کردافشار»، متخصص طب سنتی با بیان اینکه حجامت با دو هدف اصلاح کمیت و اصلاح کیفیت خون انجام می شود، افزود: افرادی که دارای خون زیاد و درمعرض بیماری هایی مانند سکته و فشارخون هستند اقدام به حجامت می کنند.

وی افزود: مناسب ترین زمان حجامت افراد برای اصلاح کمیت خون دوازدهم تا پانزدهم ماه قمری است، چرا که سیستم خون انسان به نیروی جاذبه ماه واکنش نشان می دهد و در این روزها خون رقیق تر در بدن جاری است و می توان آن را از راه حجامت دفع کرد.

کرد افشار اظهارکرد: پانزدهم هرماه قمری، اوج جوشش خون انسان است و پزشکان نیز تلاش می کنند، افراد باید این روزها به دلیل افزایش احتمال خطر، به جز موقعیت های اورژانسی از انجام عمل جراحی بپرهیزند .
 

«عباس حاجی آخونی»، مشاور وزیر بهداشت در امور طب سنتی و مکمل گفت: حجامت جزئی از طب سنتی و اسلامی ایران و مورد قبول و تأیید وزارت بهداشت است. از نظر این وزارتخانه، مراکز مجاز حجامت معتبر هستند.

مشاور وزیر بهداشت در امور طب سنتی، مکمل و صنایع گیاهان دارویی افزود:‌ موضع وزارت بهداشت درباره حجامت آن است که این روش جزئی از طب سنتی و اسلامی ایران است، به همین علت به عنوان متولی سلامت به مراکز حجامت در کشور مجوز می ‌دهد.
 

حاجی آخونی در پاسخ به این پرسش که چرا عده‌ ای از مسئولان حتی در وزارت بهداشت با استناد به طب نوین انتقال خون معتقدند با وجود دستگاه‌ ها و تجهیزات پیشرفته و استریل خونگیری، باید حجامت کنار گذاشته شود، گفت:‌ جوابی که می ‌توان به این افراد داد، این است که اولا اگر با وجود طب نوین انتقال خون نیازی به حجامت نبود، لازم نبود انبیا‌ و اولیای دین این قدر بر حجامت تأکید کنند، آنها می ‌گفتند مردم بروید خون بدهید، دیگر این که این قدر تأکید بر تاریخ و این که چندم ماه حجامت کنید و بر ثواب آن نمی‌ کردند.

وی افزود:‌ مطالعات علمی در دنیا بر روی حجامت و همچنین زالو درمانی که مانند بررسی یک دارو به روش کلینیکال ترایال انجام می ‌شود، اثربخشی حجامت و زالو درمانی را نشان داده است و مقالات علمی متعدد درباره آن وجود دارد، نکته دیگر آن است آنالیز خون گرفته شده از طریق حجامت نشان داده که ترکیبات آن و لیپیدهای موجود در آن با خون گرفته شده از روش‌ های دیگر متفاوت است، بنابراین، این همه عقبه فرهنگی و توصیه‌ های بزرگان دین بی دلیل نبوده است.

قدمت 3300 ساله حجامت در جامعه بشری

 اگر به کتاب های تاریخی و طب های سنتی مراجعه کرده باشید، می بینید که احادیث و سفارش های ائمه معصوم (ع) در مدح انجام حجامت کم نیستند، ولی انجام حجامت فقط به دوره اسلام ختم نمی شود؛ بلکه یک درمان پیچیده ای است که قدیمی ترین سند موجود گواه بر انجام حجامت در 3300 سال قبل از میلاد مسیح در مقدونیه کشف شد که بعدها به یونان رخنه کرده و در آن زمان شاخص پزشک بودن، حجامت کردن و داشتن ابزار آن بوده است.

اوراق پاپیروس که از عصر باستان بدست آمده نیز نشان می دهد که حدود 2200 سال قبل از میلاد مسیح ،حجامت امری رایج بوده است.حتی بقراط که حدود 400 سال قبل از میلاد مسیح می زیسته است با روش های مختلف حجامت آشنا بوده است و در آثار خود به موارد استفاده و منع آن اشاره کرده است.

در آثار جالینوس نیز مطالب متنوعی در مورد حجامت برجا مانده است. تمامی ‌بزرگان طب سنتی ایران از حجامت به عنوان یکی از ارکان مهم درمانی ذکــر کرده ‌اند. محــــمد زکریای رازی در کتاب «الحاوی» ، شیخ الرئیس ابوعلی سینا در کتاب «قانون در طب»، سید اسمـاعیل جرجانی در کتاب «ذخیره خوارزمشاهی» و عقیلی خراسانی در کتاب «خلاصه‌الحکمه فی مجـــمع الجوامع» به شـیــــــوه گسترده ‌ای پیرامون حجامت و کاربرد آن در درمان صحبت کرده ‌اند و از حجامت برای درمان بیـــــــــماری‌های فراگیر و مهمی ‌مانند سکته قلبی ، مالیخولیا، سردرد های میگرنی و بخشی از بیماری‌های پوستی بهره می‌گرفته‌اند.

 

تاکید پیامبر و امامان معصوم بر انجام حجامت

با ظهور اسلام، حجامت مورد تأیید و تأکید فراوان پیامبر اکرم (ص) و امامان معصوم علیهم السلام قرار گرفت و بیش از 600 روایت در مورد حجامت جمع آوری شده است. پیامبر اکرم (ص) در روایتی که در نهج الفصاحه آمده، پنج چیز را از سنت های پیامبران الهی معرفی کرده اند که عبارتند از : حیاء، حلم، حجامت، مسواک و عطر زدن.

در روایت دیگری امام علی علیه السلام می فرمایند: "ان الحجامه تصح البدن و تشد العقل." بدرستی که حجامت بدن را سالم و عقل را نیرومند می گرداند .

رسول اکرم (صلی االله علیه و آله و سلم ) و ائمه‌اطهار علیهم السلام خود حجامت می‌کرده ‌اند و روش انجام آن را بیان فرموده‌اند و ویژگی‌‌های درمانی آن را برشمرده ‌اند. در این زمینه بیش از پانصد روایت مطرح است که در کتاب «حجامت از دیدگاه ‌اسلام» جمع آوری شده‌ است.


یکی از مهمترین روایاتی که در زمینه حجامت در منابع معتبر روایی ذکر شده و در ذیــــل آیه یک ســــوره‌ مبارکه «اسری» در تفسیر المیزان و برخی از تفاسیر دیگر آمده ‌است، حدیث زیر می‌باشد:

حضرت رسول اکرم(صلی االله علیه و آله و سلم) می‌فرمایند:

 «در شب معراج، وقتی که به آسمان هفتم صعود کردم، بر هیچ ملکی از ملائک گذر نکردم مگر اینکه گفتند یا محمد حجامت کن و امتت را به حجامت کردن امر بفرما.»

با یک چنین نگاه وسیع و عمـــیق و روش درمانی همه سونگـر است که «علــــم طـــب در کنــــــــار علم دیـــــن» قرار می گیرد که ( العلم علمان علم الابدان و علم الادیان) و می داند که خداوند اول طبیب است و آنگاه پیامبران و خاتمشان رسول گرامی اسلام (ص) منتظر نمی ماند که جامعه بیمار شود و دســت نیاز به ســـوی او دراز کنـــد، قبل از بروز بیماری اقدام به پیشگیری دردهای جامعه می کند. با تعلیم خداوندی انسان را می شناسد و کلیه عوامل حاکـــم و مؤثـــر بر او را می دانــد. لذا برخی از دستــــوراتش از جمله توصیه های طبی برای همه انسانها و همه زمانهاست. بعضی از دستوراتــش برای سنی خاص یا جنس خاص یا فرد خاص یا فصــــل خاص صادر می شود.
 


بهترین تغذیه بعد از حجامت

امام رضا علیه السلام در رساله‏ى ذهبیّه، فرمایش مفصّلى در مورد خوراک بعد از حجامت دارند که قسمتى از آن را در اینجا مى‏آوریم:

« پس از استحمام باید موضع فصد و حجامت را به وسیله‏ى پارچه‏ى کرکى یا ابریشمى یا دستمال نخى که لطیف و نرم باشد، بپوشانید. بعد یک حبه از تِریاق اکبر (نام یک داروى قدیم) به اندازه‏ى ماش میل کنید. پس از حجامت و فصد، آب میوه بنوشید و اگر میوه نیست، شربت بالنگ مصرف کنید و در جایى که این امکانات وجود ندارد، بالنگ را زیر دندان بگیرید و روى آن جرعه‏اى آب نیم ‏گرم بنوشید. اما در فصل سرما باید سکنجبین عسلى استفاده شود که این شربت شما را از بیمارى‏هاى خطرناک لقوه، برص، بهق و جذام به اراده‏ى خداوند ایمن خواهد داشت.


امام رضا (ع): «سفارش مى‏کنم که پس از حجامت یا فصد، آب انار را با مکیدن آن بنوشید. مکیدن آب انار خون را زنده و تن را با نشاط خواهد ساخت. پس از حجامت و فصد ، از خوردن غذاهاى نمک‏دار تا مدت 3 ساعت بپرهیزید، چون اگر این پرهیز مراعات نشود، بعید نیست که انسان به بیمارى جرب دچار شود.»

 

امام حسن عسکرى‏ علیه السلام مى‏فرماید: « بعد از حجامت انار شیرین میل کنید، چون انار خون را آرام مى‏کند و آن را در مسیر خود صاف مى‏گرداند.»

پیامبر اکرم (ص): «جبرئیل چندان مرا به انجام حجامت دعوت کرد که پنداشتم گویی حجامت واجب است.»
 

سن مناسب برای انجام حجامت

در طب سنتی، برخی حکما ـ از قبیل بوعلی سینا و جرجانی ـ حجامت را از دو تا 60 سالگی تجویز نموده اند. اما در طب اسلامی شروع حجامت جهت پیشگیری، از چهار ماهگی تجویز شده است. در حدیثی از پیامبر اکرم (ص) که در کتب گوناگون ـ از جمله استبصار جلد 1 صفحه 84 ـ وارد شده است، ایشان به حجامت نقره در اطفال بالای چهار ماه به فاصله هر ماه یکبار توصیه نموده اند و آثار فراوانی برای آن ذکر نموده اند.


همچنین در روایات اسلامی حدیثی مبنی بر عدم انجام حجامت در افراد کهنسال مشاهده نشده است . به عبارت دیگر حجامت محدودیت سنی ندارد .

حضرت امام رضا (ع) در رساله ذهبیه حجامت را در بالغین متناسب با سن تجویز نموده اند. مثلاً حجامت برای فرد 40 ساله هر 40 روز یک مرتبه و برای فرد 60 ساله هر 60 روز یک بار تجویز شده است.

ایام مناسب جهت حجامت

امام رضا (ع): «فصل بهار روح زمان هاست و در این فصل خون به هیجان در می آید. لذا از قصد و حجامت در این فصل استفاده کن.»


امام صادق(ع): «حجامت کردن در ثلث اول فروردین ماه ( آذر ماه رومی ) باعث صحت یک سال از بیماری هاست به اذن خداوند متعال در احادیث ائمه معصومین علیه السلام به خصوص امام رضا ( ع) از حجامت در ماه کانون اول رومی ( دی ماه ) نهی شده است.»


البته بیان این ترتیب بدین معنی نیست که حجامت در فصول زمستان بی فایده می باشد. بلکه موید تأثیر بهتر حجامت در ترتیب عنوان شده می باشد و چه بسا با تشخیص پزشک، حجامت حتی در دی ماه نیز در راستای درمان بیمار لازم تشخیص داده شده و تجویز شود. در این صورت نباید صدقه دادن ، تلاوت آیه الکرسی و صلوات فرستادن را از خاطر برد.
 

چه افرادی را نباید حجامت نمود؟

حجامت پیشگیرانه خطر آفرین نیست و با رعایت اصول صحیح می توان آن را حداقل سالی دو مرتبه در فصل بهار و پاییز انجام داد. ولی حجامت به منظور درمان، اگر توسط افراد غیر پزشک و غیر مطالع انجام شود ممکن است نه تنها موجب درمان نگردد ،بلکه مشکلاتی را نیز برای بیمار ایجاد کند. تجربه نشان داده است که برای افراد ذیل نبایدحجامت انجام شود:


1- افرادی که طبق تعریف طب سنتی در گروه بلغمی مزاجها قرار می گیرند. در این افراد ابتدا باید غلبه بلغم را با برنامه غذایی و تجویز مسهل رفع نموده و سپس حجامت انجام داد.


2- زنان باردار تا پایان ماه چهارم حاملگی ( تشکیل کامل جنین ).


3-حجامت زنان در ایام عادت ماهانه به خصوص در اواخر عادت ممکن است موجب افت شدید فشار خون و مشکلات دیگر شود.


4- افراد دچار مشکلات انعقادی مثل کمبود پلاکت و هموفیلی.


5- عده ای از پزشکان معتقدند که در افراد دچار فشار خون خیلی بالا ابتدا باید فشار خون را کنترل نمود و سپس اقدام به حجامت کرد.
 

اما عده ای دیگر از پزشکان نیز معتقدند که حجامت این افراد هیچ مانع و خطری ندارد و حجامت را باعث تعدیل فشار خون این افراد می دانند.


 
انواع حجامت

در کشور های غربی حجامت تقریباً با 10 روش انجام می شود، ولی در طب سنتی ایران حجامت به طور کلی به دو دسته حجامت خشک ( بادکشی Dry cupping) و  حجامت تر Wet cupping تقسیم می شود.
 

حجامت خشک

نوعی حجامت است که در آن خونی از بدن خارج نمی شود، بلکه تنها عمل مکش ( Suction) روی پوست انجام می شود. حجامت خشک خود بر دو قسم است: سرد و خشک و گرم و خشک.


حجامت گرم و خشک
در فرهنگ عامه اصطلاحاً به کوزه یا لیوان گذاری معروف می باشد. حجامت خشک در نقاط مختلفی از بدن انجام می شود و در درمان بسیاری از دردها و بیماریها نقش موثری دارد. اینگونه از حجامت موجب انبساط عروق و رفع انسداد آنها و تحریک دیواره مویرگها می شود و در افزایش توان سیستم ایمنی بدن نقش مهمی دارد.


حجامت تر

این نوع از حجامت با خارج نمودن مقداری از خون بیمار همراه می باشد . مواضع توصیه شده جهت انجام حجامت تر در مکاتب مختلف طب سنتی متفاوت می باشد . اما در طب اسلامی مواضع زیر بیشتر تأکید شده است.

 

 حجامت سر

محل این حجامت یک وجب شخص حجامت شونده از نوک بینی تا فرق سر می باشد. این گونه از حجامت با تکنیک خاصی انجام می شود و در روایات با عنوان (حجامت نجات بخش) نامیده شده است.


حجامت کمر
این حجامت در گودی کمر ، حدود مهره S1 انجام می شود و از آن در روایات با نام (حجامت رهاننده) یاد شده است.
 

حجامت ساق ها

در یک وجب بالاتر از قوزک، پشت دو ساق انجام می شود.
 

حجامت نقره

در گودی گردن انجام می شود و مختص اطفال می باشد. انجام این گونه از حجامت برای بزرگسالان به علت احتمال ایجاد فراموشی نهی شده است.

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 12:17 AM

September 07, 2011

زیباترین خودروهای روز جهان (تصویری)

پول نیوز - به اعتقاد بسیاری در صنعت خودروسازی جهان بیان تعریفی از زیبایی و ارزیابی دقیق از این کلمه در نهایت به نظر و دیدگاه مصرف کنندگان باز می گردد. از این رو بر آن شدیم تا بررسی مختصری از زیباترین خودروهای جهان طی سال های اخیر داشته و 10 عدد از آنها را معرفی کنیم. البته این حقیقت که بیشتر این خودروها از خط تولید شرکت های اروپایی خارج شده اند جای تعجبی ندارد اما حضور یک سدان جمع و جور از آسیای شرقی و کشور کره جنوبی توجه بسیاری از کارشناسان را در زمینه پیشرفت این کشور در صنعت خودروسازی جهان به خود جلب کرده است.

آلفارومئو سی8 اِسپایدر

به اعتقاد بسیاری از کارشناسان صنعت خودروسازی جهان سی8 اسپایدار نه تنها یکی از جذاب ترین مدل های آلفارومئو بلکه یکی از زیباترین و جذاب ترین خودروهای جهان است. از این مدل تنها 500 دستگاه ساخته شده و همگی آنها مجهز به موتور 4.7 لیتری وی8 با قدرت 450 اسب بخار هستند. حداکثر سرعت این خودرو نیز برابر با 180 مایل بر ساعت است. شایان ذکر است همه 500 دستگاه سی8 اسپایدر تا قبل از به مرحله تولید رسیدن این خودرو پیش فروش شده بودند.

اَستون مارتین دی بی اِس

 

دی بی اس را می توان به نوعی پرچمدار خودروهای کوپه استون مارتین محسوب کرد. بدنه این خوردو از ترکیب آلومینیوم و فیبر کربن ساخته شده که بر روی شاسی آلومینیومی آن سوار شده است. دی بی اس از یک موتور 6 لیتری وی12 با قدرت 510 اسب بخار بهره برده و حداکثر سرعتی برابر با 191 مایل بر ساعت دارد. از این خودرو در فیلم های کازینو رویال و کوانتوم آو سُلاس که از سری فیلم های سینمایی جدید مامور 007 محسوب می شوند، استفاده شده است.

آئودی آر8 اِسپایدر

 

سوپر اسپرت موتور وسط و شگفت انگیز آئودی بی شک از شایستگی های لازم برای قرار گرفتن در میان زیباترین خوردوهای جهان برخوردار است. در ابتدا این خوردو با موتور 5.2 لیتری وی10 با قدرت 525 اسب بخار تولید شد اما موتور 4.2 لیتری وی8 با قدرت 430 اسب بخار نیز برای آن قابل سفارش است.

آئودی آر اِس5

 

جلوپنجره بزرگ و مشبک، ورودی های هوای بزرگ، اسپویلر و لوله های اگزوز بیضی شکل در عین یک طراحی کلاسیک، تعریف جدیدی از سبک خاص آئودی را ارائه می دهد. این خوردو مجهز به موتور 4.2 لیتری وی8 با قدرت 450 اسب بخار است.

بنتلی کانتیننتال جی تی

کانتیننتال جی تی در واقع اولین خوردو تولیدی بنتلی بعد از فروخته شدن این شرکت به کمپانی فولکس واگن بود. اما خیلی زود این کوپه لوکس و مجلل به پر فروش ترین خوردو بنتلی مبدل شد. طراحی بی نظیر و متمایز کانتیننتال جی تی جدید در کنار موتور دبلیو12 567 اسب بخاری آن هر آنچه که از یک رانندگی جذاب انتظار می رود را در اختیار راننده و سرنشینان این خودرو قرار می دهد. این در حالی است که موتور جدید 4 لیتری وی8 نیز برای آن قابل سفارش است.

فراری 599 جی تی بی فیورانو

 

نامگذاری این خودرو بر اساس نام یکی از پیست های آزمایش رانندگی فراری انجام شده و مانند برخی از خودروهای کلاسیک این شرکت موتور جلو است. طراحی این خوردو بر عهده استودیو پنین فارینا بوده و همانند گذشته شاهد خودرویی زیبا و چشم نواز هستیم. فیورانو از موتور وی12 با حداکثر قدرت 611 اسب بخار نیرو می گیرد.

هیوندای اِلانترا 2011

 

اگر به نشان هیوندای در جلو و یا عقب این خودرو توجهی نشود این گونه به نظر می رسد که با یکی از خودروهای اسپرت و جمع و جور اروپایی مواجه هستیم. اما این سدان کره ای جلوه و زبان تازه ای از طراحی شرکت هیوندای را به نمایش گذاشته است. الانترا جدید از موتور 4 سیلندر 1.8 لیتری با قدرت 148 اسب بخار بهره می برد.

جاگوار اِکس کی

 

احیای مجدد جاگوار در سال 1997 با مدل اسپرت اکس کی8 که به موتور جدید و وی8 این شرکت مجهز شده بود آغاز شد. اکنون و با گذشت بیش از یک دهه از آن زمان بار دیگر اکس کی با ویژگی هایی کاملا پیشرفته به عرصه رقابت بازگشته است.  این خودرو نسبت به مدل قبلی 100 پوند سبکتر بوده که این مساله به واسطه بدنه و ساختار جدید آلومینیومی آن محقق شده است.

مازراتی گرن کابریو

 

طراحی جدید و بی نظیر گرن کابریو نمایی از یک کوسه را در ذهن هر ناظری تداعی می کند. جلو پنجره بزرگ و منحصر به فرد مازراتی، ورودی های هوای جانبی و گلگیرهای برآمده زیبایی خاصی به این ایتالیایی لوکس بخشیده اند. گرن کابریو به یک موتور 4.2 لیتری وی8 با قدرت 433 اسب بخار مجهز است.

فولکس واگن سی سی

 

می توان گفت در طراحی سی سی به نوعی از طراحی مرسدس بنز سی اِل اِس الهام گرفته شده است اما این سدان شیک و اندازه متوسط به تنهایی نیز حرف های زیادی برای گفتن دارد. فرم خاص طراحی سقف شکلی کوپه مانند به این خودرو چهار در بخشیده است. موتور استاندارد این خودرو 2 لیتری و به قدرت 200 اسب بخار بوده اما مدل های دیگری از قبیل 3.6 لیتری به قدرت 280 اسب بخار و چهار چرخ متحرک نیز برای آن قابل سفارش است.

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 04:39 PM

فراری FF سیلور 2012 ( تصویری)

استفاده از جعبه دنده هفت سرعته و دو کلاچه F1 باعث می شود تا این خودرو در 3.7 ثانیه سرعت خود را از صفر به صد کیلومتر در ساعت رسانده و در نهایت به بیشینه سرعت 335 کیلومتر در ساعت دست پیدا کند.

 شرکت خودروسازی فراری یکی از پیشگامان عرصه خودروهای سوپر اسپرت جهان بوده و ارائه فن آوری های نوین همواره در دستور کار این شرکت قرار داشته است. رونمایی از محصول جدید این شرکت نیز بار دیگر مهر تاییدی بر این مساله بوده است.

به گزارش پول نیوز، خودرو FF محصول جدید و خلاقانه فراری در کلاس خودروهای جی تی بوده و بار دیگر فن آوری ها و ویژگی های نوینی را در معرض دید دوستداران و کارشناسان صنعت خودروسازی جهان قرار داده است. این در حالی است که به اعتقاد بسیاری از کارشناسان این خودرو مفهوم جدیدی را در دنیای خودروهای جی تی اسپرت پدید آورده  است.

سیستم انحصاری چهارچرخ متحرک فراری به نام  4RM  در کنار قابلیت حمل چهارسرنشین عامل اصلی در نامگذاری این مدل- FF  یا Ferrari for Four - بوده است. از نوآوری های دیگر این خودرو می توان به  موتور جدید و 12 سیلندر آن اشاره کرد که بر خلاف بیشتر مدل های فراری و با توجه به قرار داشتن این خودرو در کلاس جی تی اسپرت در قسمت جلو قرار گرفته است.

این موتور توانایی تولید 660 اسب بخار قدرت را در دور موتور 8 هزار دور در دقیقه و گشتاور 683 نیوتن متر در 6 هزار دور در دقیقه را دارد. این در حالی است که موتور FF می تواند در دور موتور هزار دور در دقیقه به گشتاور 500 نیوتن متر دست پیدا کند که از ویژگی های ممتاز و چشمگیر آن محسوب می شود.

استفاده از جعبه دنده هفت سرعته و دو کلاچه F1 باعث می شود تا این خودرو در 3.7 ثانیه سرعت خود را از صفر به صد کیلومتر در ساعت رسانده و در نهایت به بیشینه سرعت 335 کیلومتر در ساعت دست پیدا کند.

با توجه به این ارقام خیره کننده فراری FF  در حال حاضر یکی از پرقدرت ترین خودروهای این شرکت محسوب می شود. از سوی دیگر فراری توجه ویژه ای به استانداردهای زیست محیطی داشته و مصرف سوخت این خودرو را به 15.4 لیتر در صد کیلومتر رسانده است.

همچنین میزان تولید گاز دی اکسید کربن FF  نیز با استفاده از سامانه جدید HELE(High Emotion-Low Emission)  در کنار سیستم توقف-حرکت این خودرو 360 گرم در هر کیلومتر بوده که نسبت به موتور 12 سیلندر قبلی فراری، کاهش تولید آلاینده 25 درصدی را نشان می دهد.

نیروی تولیدی موتور به سیستم جدید چهار چرخ متحرک انحصاری  4RM فراری منتقل می شود. بیشترین میزان گشتاور همچنان به چرخ های عقب خودرو منتقل می شود اما سامانه انتقال نیرو PTU (Power Transfer Unit) در صورت نیاز، انتقال قدرت لازم را به چرخ های جلو انجام می دهد. از این رو می توان لذت رانندگی و پایداری و چسبندگی خودرو در هر شرایطی را تضمین کرد. 

در واقع توزیع گشتاور در فراری FF  هوشمندانه و به صورت مستقل به هر یک از چرخ های آن صورت می گیرد که این موضوع به واسطه در ارتباط بودن سامانه های مختلف کنترلی آن  (E-Diff, F1-Trac, PTU)  با یک پردازشگر مرکزی واحد است.

با توجه به قرار گیری موتور خودرو در جلو و جعبه دنده در محور عقب، شاهد تقسیم وزن 53 درصد در عقب و 47 درصد در جلو هستیم. بدنه این خودرو نیز از فن آوری های نوین بی بهره نبوده و از این جمله می توان به استفاده از آلیاژ آلومینیومی جدید که طی فرآیندهای خاصی تولید می شود، اشاره کرد. در محیط داخلی FF  نیز استفاده از مواد باکیفیت و پیشرفته ای همچون منیزیم در صندلی های آن جالب توجه است.

نسل سوم دیسک های ترمز سرامیک-کربن شرکت برمبو نیز سبکتر از گذشته و با طول عمر بیشتر بوده و متوقف ساختن این اسب تندرو را تضمین می کنند. تمام ویژگی های ذکر شده نسبت وزن به قدرت 2.7 کیلوگرم به هر اسب بخار را برای فراری FF  به ارمغان آورده که معیاری جدید در کلاس این قبیل خودروها محسوب می شود.

طراحی بی نظیر و زیبای پنین فارینا این امکان را فراهم کرده تا چهار سرنشین به راحتی از سواری این فراری لذت ببرند. این در حالی است که صندوق بار FF  450 لیتر گنجایش داشته و این میزان می تواند با خواباندن صندلی های عقب که به صورت مجزا از این قابلیت برخوردار هستند به 800 لیتر نیز افزایش یابد.

این به معنای آن است که نه تنها فراری FF فضای بار بی نظیری را در کلاس خود ارائه می دهد بلکه می تواند به راحتی با بسیاری از خودروهای سدان نیز برابری کند. از سوی دیگر امکانات رفاهی برای هر چهار سرنشین این خودرو تدارک دیده شده است. دو نمایشگر مجزا برای سرنشینان عقب و سیستم صوتی 1280 واتی با 16 خروجی در کنار مواردی که پیش از این ذکر شد محیط مناسبی را حتی برای انجام مسافرت های طولانی با این خودرو فراهم آورده است.













نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 03:58 PM

عکس روی جلد هفته نامه تایم/ جهان بعد از قذافی‬

- تایم جهان بعد از قذافی را در شماره امروز خود به تصویر کشید.

قذافی

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 02:49 PM

عکس : دختر شهید رضایی نژاد

http://persianv.com/pimg/picmtt/blog_1/2757_1.jpg

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 02:44 PM

ناامنی؛ عامل بی رونقی بزرگترین پارک کرج / تصاویر

ناامنی؛ عامل بی رونقی بزرگترین پارک کرج

خبرگزاری مهر: رشد بی رویه جمعیت و توسعه ناهمگون شهر کرج در حالی به وقوع پیوسته است که این رشد با توسعه امکانات تفریحی و رفاهی همراه نبوده است و از این رو پارک شهید چمران این شهر به دلیل حریم نا امن آن به طور مطلوب مورد استفاده قرار نمی گیرد.

عکس/ امید وهاب زاده

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 02:32 AM

September 06, 2011

بازیگران قدیمی که الان اصلا مشهور نیستند! +عکس

داستین دیاموند بازیگر برنامه تلویزونی Saved
 
ملیسا جوان هارت (سریال Clarissa Explains It All و سابرینا، جادوگر نوجوان)
 
دین کین (لوئیز و کلارک: ماجراجویی‌های جدید سوپرمن)
 
بن ساواگ (پسر جهان را ملاقات می کند)
 
تریسی بینگام (برنامه تلویزیونی Baywatch)
 
پری گیلپین (نقش رز در Frasier)
 
اندرو شو (بیلی کمپبل در Melrose Place)
 
جوزف مارسل (جفری پیشخدمت در in The Fresh Prince of Bel-Air)
 
سینتیا دانیل (الیزابت ویکفیلد در Sweet Valley High)
سیمرغ

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 10:43 PM

تصویر: صید یک تمساح غول پیکر

این تمساح شش متر و 40 سانتی متر طول و یک تن وزن دارد و بزرگترین تمساحی است که تا کنون در فیلیپین دیده شده است.


نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 10:22 PM

كارآفرینی جدید: هرجوك، یك دلار +عکس

جیسون از این راه در كمتر از 6 ساعت در روزی پر رفت و آمد در پارك نیویورك 140دلار درامد كسب كرده است و این موضوع باعث وجد و نشاط مضاعف در وی شده است. به هر حال مردم با شنیدن این جوكها خنده بر لبانشان ظاهر می شود و حاضر می شوند برای یك لحظه خوشی ، پول بپردازند.
یک دانشجوی سابق دانشگاه پنسیلوانیا با ابتكاری جالب جوك می گوید و پول می گیرد.

به گزارش خبرآنلاین و به نقل از یونایتد پرس؛ پارك مركزی نیویورك شاهد حضور جوان 26 ساله ای است كه با گفتن جوك به مردم، پول در می آورد. جیسون اشنایدر سال 2007 از دانشگاه پنسیلوانیا فارغ التحصیل شده و بعنوان یكی از امریكایی های بیكار در پارك ها روزگار خود را سپری می كرد تا اینكه فكر بكری به سرش زد. اشنایدر تصمیم گرفت با نوشتن یك تابلو به حاضران و عابران در پارك مركزی اعلام كند كه به ازای هر جوك یك دلار بپردازند و البته وی تضمین داد كه اگر مخاطب از جوك خوشش نیامد، می تواند پول خود را پس بگیرد. در واقع وی اول یك دلار را می گیرد و بعد در ازای ان جوك آنلاین با زبان خودش به مردم می گوید.
 
جیسون از این راه در كمتر از 6 ساعت در روزی پر رفت و آمد در پارك نیویورك 140دلار درامد كسب كرده است و این موضوع باعث وجد و نشاط مضاعف در وی شده است. به هر حال مردم با شنیدن این جوكها خنده بر لبانشان ظاهر می شود و حاضر می شوند برای یك لحظه خوشی ، پول بپردازند.
 
خود جیسون در این باره می گوید روزانه 20 جوك را پیدا كرده و یادداشت می كند و بعد آنرا به مشتریان عرضه می كند. وی می افزاید مكن است تنها 2 تا از جوكها بدرد بخور از آب در آید كه همان را تا آخر روز برای سایر مشتریان تعریف می كند.


در آشفته بازار كساد اقتصادی امریكا، جوانان فارغ التحصیل بیكار ننشسته و به فكر نان در آوردن با ابتكارات جدید هستند.

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 10:22 PM

کاریکاتور/تونل توحید ممنوع!

  - تصادف ها فجیع و آلودگی هوای بالا در تونل توحید، راهنمایی و رانندگی را به ممنوعیت ورود همه وسایل نقلیه غیر از سواری ها مجبور کرد.

کارتون تونل توحید

طرح از حسین صافی

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 07:12 PM

شغل دوم هنرمندان ایرانی + عکس

در تمام دنیا شنیدن حتی کوتاه ترین خبر در مورد هنرمندان و اهالی سرشناس درباره زندگی شخصی، شغل یا تحصیلات ‌شان برای طرفداران آنها هیجان انگیز و جذاب است.

به گزارش بانکی دات آی آر, دنیای شهرت در کنار مشکلات و سختی‌های شناخته شدن و کمی دور شدن از زندگی عادی، امتیازهایی هم دارد؛برای مثال اگر صاحب نام و مشهور باشید و به ویژه اگر سوپراستار یا هنرمند باشید و بعد تصمیم به شروع تجارت یا کار در هر رشته‌ای بگیرید شهرت حتما در پیشبرد بهتر کار و البته رونق گرفتن آن تاثیر چشم گیری دارد،حتی می شود گفت شهرت پله ای است برای موفقیت در هر نوع تجارتی.

از ساخت صنایع دستی تا افتتاح شرکت ساختمانی،پرداختن به کارهای دیگر بازیگران را از نظر مالی کمی بی نیاز کرده و می تواند به آنها این اطمینان را بدهد که در آینده و پس از پایان عصر طلایی خود پشتوانه مالی و درآمد دارند. این اتفاق در تمام دنیا رواج دارد و خیلی از سوپر استارهای هالیوودی و بالیوودی هم در کنار بازیگری به شغل‌های دیگری هم می پردازند. در ادامه در مورد بازیگران و البته هنرمندان ایرانی و شغل‌ دوم‌شان می خوانید.

محمدرضا گلزار


محمدرضا گلزار سوپر استاری که هر خبری در مورد او جنجالی می شود و همه تصویر او را به عنوان مدل روی بیلبوردها دیده اند؛ این بازیگر تنها به مدل بودن اکتفا نکرده، او کلوب زیبایی ویژه مردان تاسیس کرده و البته ظاهرا به کار تولید پوشاک هم مشغول است و برندی اختصاصی دارد.

 

بهرام رادان

 

بهرام رادان،پسر چشم آبی سینمای ایران،بازیگری که روزی شاگرد گمنام یکی از آموزشگاه‌های بازیگری بود و این روزها خود را در سینما اثبات کرده صاحب کافی شاپی به نام "و" است. این کافه 2 شعبه در 2 خیابان معروف شمال تهران دارد. در این کافه روی هیچ میزی جاسیگاری نیست و بزرگ نوشته است :"کشیدن سیگار در این مکان ممنوع است"


رضا صادقی

 



رضا صادقی که در بین طرفدارانش لقب‌هایی مثل سلطان مشکی پوش،سلطان غم و احساس و سلطان صدا دارد کافه ای در شمال تهران تاسیس کرده است. معمولا رضا صادقی شب‌ها به کافه‌اش سر می زند . خود او درباره کافه‌اش گفته است :با افتتاح این کافه حداقل اگر نتوانم بخوانم، می توانم به بهانه کافی شاپ در کنار مردم باشم.

علی لهراسبی

 


علی لهراسبی،سلطان تیتراژ سریال‌های تلویزیون در کنار خواندن به کار تبلیغات مشغول است. او مدیر پروژه تبلیغاتی شركتی است.


تهمینه میلانی

 


تهمینه میلانی ،کارگردان به نام ایرانی فارغ التحصیل معماری است و در کنار کارگردانی سینما به کار معماری داخلی مشغول است.دفتر او در یکی از گران‍قیمت‌ترین خیابان‌های پایتخت مقابل دفتر یکی از مطرح ترین آرشیتکت‌های ایرانی قرار دارد. او و همسرش محمد نیک بین، تهیه کننده به همراه هم در این شرکت مشغول به کار هستند.

رضا کیانیان


رضا کیانیان نویسنده و عکاس و مجسمه ساز و بازیگر را هم که همه می شناسید. مجسمه‎های چوبی و عکس هایش در نمایشگاه های متعددی به نمایش درآمدند.

مهتاب کرامتی


مهتاب کرامتی، بازیگر و سفیر حسن نیت یونیسف در ایران هم صاحب مزونی در شهرکی در غرب تهران است. او 12 سال است در این مزون به کار تولید انبوه لباس مشغول است و برای یکی از برندهای معروف لباس طراحی و تولید می کند.


محمد سلوکی


محمد سلوکی، مجری تلویزیون طبق شنید‌ها صاحب یک پیک موتوری و البته فروشگاه لباس است. همین اواخر تصاویر او در فروشگاه لباسش در فضای مجازی منتشر شد و دست به دست گشت.

امین تارخ


امین تارخ، بازیگر صاحب نام ایرانی صاحب آموزشگاه بازیگری در یکی از بزرگراه‌های شمال تهران است.

مانی رهنما


مانی رهنما در آموزشگاه های موسیقی مدرس آواز است .


شبنم قلی‌خانی


شبنم قلی‌خانی که این روزها همه او را به نام آیدا می شناسند، به خاطر بازی در سریال 5 کیلومتر مانده تا بهشت ، استاد دانشگاه آزاد است. او کارشناس ارشد تئاتر است.

رضا عطاران


رضا عطاران،بازیگر و کارگردان طنز مطرح و کاربلد ایرانی آتلیه عکاسی با نام خانوادگی‌اش در خیابانی در شمال تهران دارد. خدماتی که او به مشتریان خود ارایه می دهد و روی تابلوی آن نوشته شده است،به این ترتیب هستند: متخصص عکسبرداری و فیلمبرداری از مجالس در منوهای متفاوت.


مجید اخشابی


مجید اخشابی،خواننده و قهرمان مسابقه تیتراژخوانی صدا و سیما صاحب یک استودیوی تولید موسیقی است و البته آموزشگاهی هم به نام یکی از آلبوم های بیرون آمده اش دارد؛ آموزشگاه او در یکی از مراکز خرید مطرح شمال غرب تهران قرار دارد و در این آموزشگاه انواع سازهای سنتی و کلاسیک به هنرجویان تدریس می شوند.

 

پوریا پورسرخ


پوریا پورسرخ، بازیگر سینما و تلویزیون ‌دكتری‌ فیزیولوژی گیاهی دارد و در کنار بازیگری به کار طراحی فضای سبز و ترجمه‌ مقاله ‌برای‌ مجله‌های علمی مشغول است.

سپند و کمند امیرسلیمانی

سپند و کمند امیرسلیمانی ، آتلیه عکاسی دارند.


سید جواد هاشمی


سید جواد هاشمی، معلم است و سال هاست در کانون فرهنگی در غرب تهران فعالیت می کند.

مرجان شیرمحمدی

مرجان شیرمحمدی نویسنده است و کتاب های "هفت داستان كوتاه" ،"بعد از آن شب "و "این یک فصل دیگر است" سه اثر منتشر شده او هستند.

مسعود کیمیایی


مسعود کیمیایی؛ کارگردان مدرسه فیلمسازی دارد و خود او درباره مدرسه‌اش می‌گوید: 400 فیلم در این مدرسه ساخته شده و به نظر من از این تعداد حدود 10، 12 فیلم می‌‌تواند در سطح جهان مطرح باشد هنوز كه هنوز است این مدرسه نتوانسته به لحاظ مالی روی پای خودش بایستد و من از بیرون پول تزریق می‌كنم.

حمید خندان


حمید خندان، خواننده پاپ صاحب کافی شاپی در خیابانی در شمال تهران است. این کافه بزرگ ترین کافه ثبت شده و مجوز دار تهران است. او معتقد است اولین خواننده‌ای است که صاحب کافه شده است. کافه او به گواه مشتریانش پاتوق خیلی از بازیگران و هنرمندان است. او عصرها در کافه خود حضور دارد. البته خندان دارای یک آتلیه شخصی عکاسی هم هست و هنرمندان مطرحی برای گرفتن عکس به آتلیه او در خیابان" م "مراجعه می کنند.ایرج نوذری، حسین استیری، مهدی مقدم، پویا امینی، امین زندگانی، آرام جعفری، نگار فروزنده، نگین صدق گویا و تعدادی دیگر از هنرمندان از مشتریان ثابت این کافه هستند.


حمید عسگری

حمید عسگری خواننده جوان پاپ صاحب کافه در شهرکی در غرب تهران و کافه‌ای در کرج است.

خشایار اعتمادی

خشایار اعتمادی به کار ساخت و سازمشغول است و همان طور که همیشه در گفت و گوهایش عنوان کرده، موسیقی و خوانندگی منبع درآمد او نیست.

 

نگار جواهریان


نگار جواهریان، بازیگر جوان و سرشار از استعداد این روزهای سینمای ایران سابقه روزنامه‌نگاری هم دارد. او مدتی در مجله‌ای تحلیل بازیگری می نوشته است و نمایشنامه "خیانت" با ترجمه او و "تینوش نظم جو" را نشر نی در قالب مجموعه دور تا دور دنیا منتشر کرده است.

نیوشا ضیغمی

نیوشا ضیغمی ،بازیگر سینما هم دارای موسسه زیبایی است. او در این مرکز با همکاری پزشکان به بانوان خدمات زیبایی ارایه می دهد. موسسه او در یکی از گران‌ترین خیابان های تهران است.

آناهیتا نعمتی

آناهیتا نعمتی به صنعت مدلینگ وارد شده و در شوهای لباس و پروژه های عکاسی کار می کند.

ابوالفضل پورعرب

ابوالفضل پورعرب صاحب کافه ای در شمال و نزدیک ویلای شخصی‌اش است.

ستاره اسکندری

ستاره اسکندری صاحب یک مغازه طراحی لباس در یکی از پاساژهای به نام و نشاخته شده تهران بوده و تا به حال چندین شوی لباس برگزار کرده است.

لاله اسکندری

لاله اسکندری که نقاشی دیواری و کاشی‌کاری وی در تقاطع بزرگراه شهید همت و ستاری را دیگر همه دیده ایم به کارهای هنری و صنایع دستی مشغول است. روزبه اسکندری، برادر لاله اسکندری و مدیرعامل شرکت اجراکننده طرح‌ها است. نقاشی دیواری لاله اسکندری در دو فاز در بزرگراه شهید همت، تقاطع بزرگراه شهید ستاری قرار دارد.

مهدی فخیم زاده و هما روستا مدرس کلاس‌های آزاد بازیگری استاد حمید سمندریان هستند. امیر جعفری، ریما رامین فر،یوسف تیموری، نگار فروزنده، محمدرضا فروتن و پارسا پیروزفر از هنرجویان این کلاس‌ها بوده‌اند.

بانکی

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 06:53 PM

تصاویر/ دیدار مجیدمجیدی با جوادی آملی درباره فیلم محمد (ص)

خبرگزاری مهر: مجید مجیدی کارگردان فیلم سینمایی محمد(ص)، مهدی حیدریان تهیه کننده و سید رضا میرکریمی مشاور کارگردان این فیلم سینمایی با آیت الله جوادی آملی دیدار کردند.

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 03:18 PM

تصاویری عجیب از ترس یک گربه وحشی

یک گربه وحشی دم کوتاه در صحرای "سونوران" آریزونا با دیدن یک شیر کوهستان گرسنه که به طرفش می آمد جهش بلندی زد و بدون اینکه خراش بردارد از یک کاکتوس غول پیکر بالا پرید.
یک عکاس حیات وحش توانست از پدیده ای عجیب عکسبرداری کند که در آن یک گربه وحشی دم کوتاه از ترس یک شیر گرسنه به نوک یک کاکتوس 15 متری پرید و به مدت 6 ساعت در آنجا گیر افتاد.

به گزارش خبرگزاری مهر، یک گربه وحشی دم کوتاه در صحرای "سونوران" آریزونا با دیدن یک شیر کوهستان گرسنه که به طرفش می آمد جهش بلندی زد و بدون اینکه خراش بردارد از یک کاکتوس غول پیکر بالا پرید.

شیر کوهستان تنها چیزی که دید پسرعموی دم کوتاه خود بود که از کاکتوس غول پیکر 300 ساله ای که ارتفاع آن به 50 فوت (15.24 متر) می رسید بالا می رفت.

براساس گزارش دیلی میل، یک عکاس 69 ساله حیات وحش به نام "کرت فانگر" نیز از این لحظه ناب فیلم و عکس تهیه کرد.

وی در این خصوص گفت: "یکی از دوستانم در ساعت 7 صبح به من گفت که یکی از کارگرانش یک گربه دم کوتاه را دیده که از دست یک شیر کوهستان فرار می کرد. وقتی به آنجا رسیدم گربه بالای کاکتوس رفته بود و بیش از 6 ساعت همانجا ماند. پس از 6 ساعت گرسنگی و ترس، وقتی پایین آمد نگاهی به اطراف کرد و به سوی کوهستان دوید."


نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 03:17 PM

گفتگو با پريناز ايزديار بازیگر 5 کیلومتر تا بهشت + عکس متفاوت

پريناز ايزديار متولد 8 شهريور 1364 است و مدرك كارشناسي گرافيك دارد. پنج سالي از حضورش در عرصه بازيگري مي‌گذرد اما 5 كيلومتر تا بهشت، اولين سريال او محسوب مي‌شود، كه با نقشي متفاوت، ماه رمضان به خانه‌هاي مردم آمده و شايد همين نقش به اصطلاح «روح» باعث شده چهره و توانايي‌هايش نسبت به قبل براي ايرانيان شناخته‌تر و ملموس‌تر شود.

گفتگو با پريناز ايزديار بازیگر 5 کیلومتر تا بهشت + عکس متفاوت

براي آشنايي بيشتر با اين بازيگر جوان، قرار مصاحبه را در منزل او گذاشتيم و از پريناز قول گرفتيم كه مادر عزيزش هم ما را همراهي كند. هر چند كه در روز معين با كمي بدقولي، دير رسيديم. اما خوشبختانه پريناز و مادرش، با مهرباني هر چه تمام، پذيرايمان بودند.

در ادامه صحبت‌هاي جالب او و مادرش را خواهيد خواند، اما ناگفته نماند كه پريناز، در اين برخورد اول به قدري خونگرم بود كه من شخصا هنگام مصاحبه احساس صميميت خاصي با او داشتم...

ظهرها بايد مي‌خوابيدم

در دوران كودكي به شدت شيطان بودم. اغلب اوقات خرابكاري مي‌كردم و روي در و ديوار نقاشي مي‌كشيدم و اصولا كوچه را براي بازي انتخاب مي‌كردم تا به خانه آوردن من، امري مشكل براي خانواده محسوب شود. چون تمام مدت، در حال حركت بودم و به همراه برادرم فوتبال بازي مي‌كردم. به ياد دارم، در آن زمان، مادرم اجازه نمي‌داد كه ظهرها بيرون بروم و با بچه‌ها بازي كنم و من را مجبور مي‌كرد كه بخوابم، اما متاسفانه هر چه سعي مي‌كردم، خوابم نمي‌برد، به همين دليل براي آن‌كه، آن ساعات طي شود، آن قدر از زير در با دوستانم صحبت مي‌كردم، تا يكي از اعضاي خانواده بيدار شود و به من مجوز بيرون رفتن را بدهد!!

حضور در كار مناسبتي

نياز به معرف دارد

در تله فيلم «فال قهوه» به كارگرداني فرزاد موتمن با شبنم قلي‌خاني هم‌بازي بودم. در آن زمان شبنم قرارداد بازي در «سريال پنج كيلومتر تا بهشت» را بسته بود و به من اطلاع داد كه براي يكي از نقش‌هاي اصلي، به شدت دنبال بازيگر هستند و با خيلي از چهره‌ها صحبت كرده‌اند. شبنم به من توصيه كرد كه در خصوص اين نقش با آقاي افخمي حتما صحبت كنم. ابتدا جدي نگرفتم. چون بر اين باور بودم كه حضور در كار مناسبتي نياز به معرف و يا يك سابقه كاري چشمگيري دارد. اما به هر حال با اين كش و قوس‌هاي ذهني سر لوكيشن رفتم و با آقاي افخمي صحبت كردم و چند سكانس از بازي‌ام در تله فيلم «مسعود آب‌پرور» را هم به عنوان نمونه كار برده بودم كه خوشبختانه آقاي افخمي پذيرفتند. من كمي ديرتر به گروه پيوستم. اين بازيگر جوان ادامه مي‌دهد: فيلمنامه را كه خواندم، خيلي تحت تاثير نقش قرار گرفتم و چند شب اول خواب‌هاي بدي مي‌ديدم. اما به نظرم اين كاراكتر واقعيتي است كه وجود دارد و مي‌تواند بسياري از مفاهيم را به مردم منتقل كند و تاثيرگذاري مثبتي بر آنها داشته باشد. خصوصا توجه بيشتر به مرگ.

گفتگو با پريناز ايزديار بازیگر 5 کیلومتر تا بهشت + عکس متفاوت

تست احمد نجفي

خانواده‌ام موافق نبودند كه تحصيلاتم در زمينه بازيگري باشد، به همين خاطر در دوران دبيرستان رشته تجربي را خواندم و در پيش‌دانشگاهي، به هنر تغيير رشته دادم، تا در دانشگاه گرافيك بخوانم. ولي علاقه به بازيگري هميشه در وجودم موج مي‌زد و دوستان من هم از اين علاقه باخبر بودند. تا اين‌كه يكي از همين دوستان به من اطلاع داد حسن هدايت مشغول گرفتن تست از افرادي است، كه چهره نيستند. من هم با توجه به علاقه‌ام مراجعه كردم و پس از تستي كه احمد نجفي از من گرفتند، براي آن نقش انتخاب شدم. سه روز بعد براي فيلمبرداري به آبادان رفتم.

يا وكيل يا پزشك

پدرم از مخالفان سرسخت من براي حضور در اين عرصه بودند و تمايل داشتند كه من وكالت بخوانم. اما در حال حاضر نگاه بهتري به آن پيدا كرده‌اند و من شخصا رضايت نسبي ايشان را از حضورم در بازيگري حس مي‌كنم. اما برعكس پدرم، مادرم هميشه از مشوقان اصلي من در اين عرصه به حساب مي‌آيند و با وجود اين‌كه برادر و خواهرم، پزشك هستند، هيچ وقت رشته و شغلي را به من تحميل نكرده‌اند. همچنين برادرم، با نگاهي منتقدانه به كارها و بازي‌هاي من توجه مي‌كند و بي‌تعارف نظر شخصي‌اش را مي‌گويد، كه بسيار براي من موثر است.

ذهنيتم به بازيگري عوض شد

پس از ورود به عرصه بازيگري، ذهنيتم نسبت به اين شغل تغيير پيدا كرد. به نظرم دورنماي بازيگري كه سبب جذب خيلي از افراد مي‌شود، با واقعيت‌هايي كه در اين شغل هست، تفاوت بسياري دارد و مقوله‌اي بسيار جدي و سخت است، كه نياز به گذشت فراوان از خيلي از امور زندگي دارد. همچنين لازمه‌هاي موفقيت در اين حيطه، صبر، اخلاق خوب و تمرينات مكرر است.

پشت ميزنشيني

به غير از بازيگري، مدتي در رابطه با رشته‌ام، در يك شركت گرافيك‌ كار كردم. اما اين سبك مشاغل و يكنواختي پشت ميز نشستن هيچ سازگاري با روحيات من ندارد زيرا مانند بازيگري نيست كه هر لحظه از آن لذت ببرم و رضايت شغلي داشته باشم.

خانه امن‌تر از هر جاي ديگر

مواقعي كه حال خوبي دارم، به همراه خانواده و دوستان به سفر مي‌‌روم و يا اوقات فراغتم را با ديدن فيلم‌هاي فرانسوي و لهستاني پر مي‌‌كنم. در غير اين صورت، اگر روزي حال مساعدي نداشته باشم، خانه را مكاني ارجح‌تر از هر جاي ديگر براي رفع اين حال ملتهب مي‌دانم. در اين مواقع، صحبت جدي با مادر و گرفتن راهنمايي از ايشان، آرام‌ترم مي‌كند.

كودكان كار

فيلمسازي هم جزء علاقه‌هاي من به حساب مي‌آيد و مطمئنا روزي با ساخت فيلم مستند، راجع به معضل حل نشده «كودكان» كه واقعا من را از نظر روحي آزار مي‌دهد، كار خواهم كرد. اما فعلا اين توانايي را در خودم نمي‌بينم و نياز به زمان بيشتري براي تفكر در اين موضوع دارم.

روشا

«از زماني كه روشا به جمع خانواده ما اضافه شده، ديدگاه من نسبت به زندگي تغيير كرده و همه چيز را زيباتر مي‌بينم. در گذشته مشغله فراوان كار و زندگي به من اجازه درك چنين عشقي را در قبال فرزندانم، نمي‌داد، اما الان نوه‌ام تمام هستي من شده و حس عجيب و غريبي به او دارم.»

به قول روشا، مامان مهري ادامه مي‌دهد: اين روزها، بيشتر وقتم را صرف مطالعه مي‌كنم، تا جواب‌هاي مناسبي براي سوال‌هاي دور از ذهن روشا داشته باشم.

احترام به عقايد فرزندان

«احترامي كه پدر و مادرم به عقايد و شخصيت من گذاشتند، باعث شد تا من هم در مورد فرزندانم اين‌گونه باشم و رابطه خوبي با آنها برقرار كنم. اما اين رابطه خوب، تا به حال دليلي نشده كه در كارهايشان دخالت كنم.» اين مادر مهربان ادامه مي‌دهد: به عقيده من هر بچه‌اي داراي هويت و شخصيت مخصوص به خود است و اگر خانواده‌ها درك مناسبي از فرزندانشان داشته باشند، مي‌توانند رابطه بهتري با آنها برقرار كنند.

نقش روح

وقتي مي‌بينم نقشي كه دخترم در سريال 5 كيلومتر تا بهشت ايفا مي‌كند، مي‌تواند تلنگري براي ديگران باشد و آنها را از خواب غفلت بيدار كند، رضايت خاطر پيدا مي‌كنم. چون من به اين نوع بيدار شدن‌ها اعتقاد دارم.

مادر: در مدرسه معلم دخترم بودم

زماني كه پريناز علاقه‌اش به بازيگري را با من مطرح كرد، هيچ مخالفتي نكردم، چون از حس و طبع شاعرانه و هنري او باخبر بودم و مي‌دانستم كه اگر در اين عرصه گام بردارد موفق خواهد شد. البته من خودم سال‌ها دبير بودم و به شاگردانم توصيه مي‌كردم كه با توجه به علاقه و استعدادشان هدف و شغل آينده خود را انتخاب كنند.

زنگ‌هاي تفريح

در دوران راهنمايي كه دبير ادبيات وعربي پريناز بودم، هميشه به او سفارش مي‌كردم كه زنگ‌هاي تفريح به سراغ من نيايد، اما چون پريناز بسيار يك دنده بود باز هم در اين ساعات به سراغ من مي‌آمد، تا با فداكاري پول تغذيه دوستانش را از من بگيرد. شايد همين خصوصيات اخلاقي و خاص پريناز از دوران كودكي تا به امروز باعث جذب اطرافيان او شده است.

 


نازنین حاج سیف الله

خانواده سبز

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 05:08 AM

عروسی در سالنهای یک سینما / عکس

خبرگزاری مهر: پس از سالها تعطیلی سینما سعید نورآباد و تغییر کاربری این سینما به انبار غلات و علوفه در آخرین اقدام، صاحب این سینما در این مکان فرهنگی اقدام به راه اندازی تالار عروسی سعید کرده است

عکس/ محسن تیزهوش

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 03:25 AM

گزارش تصویری/ اجرای نمایش خرده خانوم

نمایش نمایش خرده خانوم به کارگردانی کیومرث پوراحمد در تالار تماشاخانه ایرانشهر به روی صحنه رفت.

عکس / خسرو پرخیده

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 03:03 AM

تام کروز چه ماشینی سوار می‌شود؟ / عکس

- تام کروز، بازیگر «ماموریت: غیرممکن» و «شوالیه و روز» در کنار اتوموبیل بی‌ام‌دبیلو Z4 خود ایستاده است.

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 02:57 AM

September 05, 2011

خوش قدم به خانه خود بازگشت + تصاوير

پنگوئن امپراتور جوانی که با طی بیش از 4 هزار کیلومتر از قطب جنوب به نیوزلند رسیده بود سرانجام در آبهای نزدیک به قطب جنوب رها شد و راه خانه را در پیش گرفت.
 
به گزارش مهر، "خوش قدم" نام پنگوئنی است که از ماه ژوئن مهمان نیوزلندیها بود. چند هفته قبل باغ وحش "ویلینگتون" که میزبان این پنگوئن بود اعلام کرد که قصد دارد همراه با موسسه ملی تحقیقات آب و اتمسفر نیوزلند این پرنده را با کشتی "تانگاروا" در حالی که در یک کانتینر راحت یخچال دار نگهداری خواهد شد حمل کنند و در فاصله 700 کیلومتری جنوب نیوزلند در اقیانوس منجمد جنوبی و در فاصله ای که منطقه طبیعی شنای پنگوئنهای امپراتور جوان است آزاد کنند.

براساس گزارش خبرگزاری فرانسه، اکنون این باغ وحش با انتشار تصاویری از سفر "خوش قدم" و آزاد شدن آن در آبهای قطب جنوب از موفقیت عملیات بازگرداندن این مهمان قطبی به خانه خبر دادند.
















سرانجام آزادی!

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 11:12 PM

رمز و راز های مادری شقایق دهقان + عکس

شقایق دهقان و محراب قاسم‌خانی یک زوج هنری منحصر به فرد هستند. زوجی که بیشتر، آن‌ها را در کارهای طنز می‌شناسیم و به همین خاطر تصور آن‌ها در یک خانواده با یک بچه کوچک، و تمام دردسرهای تلخ و شیرین یک پدر و مادر جدی بودن، کار مشکلی است.

 شقایق دهقان در کنار همسر و پسرش
شقایق دهقان و محراب قاسم‌خانی یک زوج هنری منحصر به فرد هستند. زوجی که بیشتر، آن‌ها را در کارهای طنز می‌شناسیم و به همین خاطر تصور آن‌ها در یک خانواده با یک بچه کوچک، و تمام دردسرهای تلخ و شیرین یک پدر و مادر جدی بودن، کار مشکلی است. نویان، پسر آن‌ها، با یک خانواده کاملا هنری در ارتباط است. پدر و مادرش، شقایق و محراب و عمو و زن‌عمویش پیمان و بهاره رهنما. بچه‌ای که در چنین خانواده‌ای بزرگ شده باشد بچه خاصی می‌شود. این روزها شقایق دهقان را در سريال ساختمان پزشکان زیاد می‌بینیم. به بهانه این سريال سراغ شقایق و پسرش رفته‌ایم و درباره این ویژگی‌های خاص با او صحبت کرده‌ایم.


نویسندگی را به خاطر مادر بودن کنار گذاشته‌ام

    *  مادر بودن و بازیگری همزمان چطور می‌گذرد؟

 به هر حال مادر بودن باعث می‌شود تمرکز من یک مقداری گرفته شود. مثلا قبل از این‌که نویان به دنیا بیاید، من کارهای نویسندگی هم قبول می‌کردم، ولی الان واقعا نمی‌توانم. به خصوص که کار نوشتن احتیاج به تمرکز دارد و خودم باید برای آن برنامه‌ریزی کنم. اما این‌که من خالق یک موجود دوست داشتنی هستم، خودش به خودی خود انگیزه زیادی برای زندگی من می‌آفریند. من سعی می‌کنم بین زندگی شخصی و شغلی‌ام تعادل ایجاد کنم. مثلا اینکه زمانی را که در خانه هستم و سر کار نمی‌روم، بیشتر با پسرم باشم و کیفیت رابطه‌ام با او را بالا ببرم و حالاکه او کوچک است، تلاش کنم کار شهرستان قبول نکنم.

    * فکر می‌کنید اگر به جای بازیگری شغل دیگری داشتید اوضاع متفاوت بود؟

نه چندان، همه مادرهای شاغل به هر حال با مشکلاتی روبه‌رو هستند. وقتی هم مادر باشی و هم شاغل، زمانی که با بچه هستی کمی به کار فکر می‌کنی و سر کار هم که می‌روی نگران بچه هستی. نمي‌تواني برای زندگی برنامه‌ریزی درستی داشته باشی و طبیعتا گاهی از این آشفتگی خسته می‌شوی.


قبل از به دنیا آمدن نویان یکی از مهم‌ترین مسائل زندگی من خوابم بود، ولی بعد از تولد پسرم، به راحتی می‌توانم از خوابم بزنم که به او برسم. یا این‌که حداقل شبی یکی دو تا فیلم می‌دیدم. ولی الان گاهی واقعا دلم برای فیلم دیدن و کتاب خواندن تنگ می‌شود. اما فکر می‌کنم این دوره‌ای است که پسرم دارد می‌گذراند و دیگر تکرار نمی‌شود


 محراب پدر خوبی است

    * آقای قاسم خانی در نگه داشتن نویان کمک می‌کند؟

محراب خیلی پدر خوبی است، ولی من زمانی که داشتم بچه‌دار می‌شدم به این فکر کردم از هیچ‌کس حتی محراب توقع کمک ندارم. من اصولا زن‌هایی را می‌پسندم که خودشان زندگی‌شان را می‌چرخانند، به کسی تکیه نمی‌کنند و روی پای خودشان هستند. بنابراین این‌که بار بیشتری روی دوش خودم باشد را دوست دارم. البته خانمی هست که مواقعی که من و محراب سرکاریم نويان را نگه می‌دارد و مادر و خواهرم هم به من کمک می‌کنند.

    * هیچ وقت نشده مجبور شوید نویان را با خودتان سر کار ببرید؟

پیش آمده که او را ببرم ولی مجبور نشده‌ام. دوست داشته‌ام که این کار را بکنم. البته نویان هنوز به سنی نرسیده که دوربین و لوکیشن و این‌ها را خیلی درک کند. فقط می‌داند یک جایی هست به اسم سر کار که وقتی من آنجا هستم نمی‌توانم پیش او باشم. حتی مفهوم پول و این‌ها را هم خیلی درک نمی‌کند و هربار که من می‌خواهم بروم سر کار می‌گوید نرو و وقتی می‌گویم باید پول در بیاورم می‌گوید خب نیار چی می‌شه؟

    * وقتی می‌خواهید سر کار بروید بی‌قراری می‌کند؟

با این‌که من از وقتی نویان یک ماهه بود سر کار می‌رفتم، ولی به نظرم بچه هیچ‌وقت به دوری از مادرش عادت نمی‌کند. هر بار که من می‌خواهم بیایم بیرون گریه می‌کند و سعی می‌کند برایم عذاب وجدان ایجاد کند! می‌گوید من هیچ‌وقت توروتنها نمی‌ذارم، تو همه‌اش منو تنها می‌ذاری و این‌ها.


بزرگ شدن پسرم، دیگر تکرار نمی‌شود

    * از مادر بودن خسته می‌شوید یا شاغل بودن؟

در مورد خود من از هیچ کدام. من هم عاشق کارم هستم و هم واقعا از این‌که بچه‌دار شدم خوشحالم. به نظرم خدا وقتی به آدم بچه می‌دهد، توانایی نگهداری، صبر و فداکاری لازم را هم ضمیمه می‌کند.

    *   چیزی بوده که به خاطر مادر شدن‌تان قیدش را بزنید؟

 مسلما. قبل از به دنیا آمدن نویان یکی از مهم‌ترین مسائل زندگی من خوابم بود، ولی بعد از تولد پسرم، به راحتی می‌توانم از خوابم بزنم که به او برسم. یا این‌که حداقل شبی یکی دو تا فیلم می‌دیدم. ولی الان گاهی واقعا دلم برای فیلم دیدن و کتاب خواندن تنگ می‌شود. اما فکر می‌کنم این دوره‌ای است که پسرم دارد می‌گذراند و دیگر تکرار نمی‌شود. فرض کنیم که من برای مدتی فیلم نبینم و کتاب نخوانم و ورزش نکنم. این‌ها بعد‌ها قابل جبران هستند ولی اگر در زندگی فرزندم خلایي به وجود بیاید هیچ وقت قابل جبران نخواهد بود.

    *   این یعنی نویان همیشه اولویت اول است؟

 معمولا بله، ولی اگر کاری را خیلی دوست داشته باشم انجامش می‌دهم. مثلا سال گذشته برای بازی در سریال گمشده راما قویدل یک هفته به شمال رفتم. سختم بود و دلم تنگ می‌شد اما فکر می‌کنم قرار نیست که یک سری از کار‌ها را انجام ندهیم و بعد به بچه‌مان بگوییم من به خاطر تو فلان کار را انجام ندادم یا حتی نگوییم ولي در ذهن‌مان این باشد که به خاطر بچه این کار را انجام نداده‌ايم. مثل مادرهایی که به بچه‌‌های‌شان می‌گویند من با پدرت مشکل داشتم به خاطر تو زندگی کردم. خب می‌خواستی نکنی!


بازیگری من برای نویان عادی شده

    * نویان می‌داند که مادرش بازیگر است؟

نه، چون از وقتی که خیلی کوچک بوده من را در تلویزیون دیده و همه چیز برایش عادی است. کلا خیلی تصوری از مشهور بودن ندارد. البته شناختن كه می‌شناسد ولی هنوز درک نمی‌کند. می‌گوید بریم سوپرمن، بتمن ببینیم، مامان نگاه نکنیم! اصولابچه‌ها معمولا از زمانی که به مدرسه می‌روند و با هم سن و سال‌های‌شان حرف می‌زنند متوجه مسائل این چنینی می‌شوند. الان می‌شناسد ولی خیلی درک نمی‌کند. حتی گاهی که عکس خودش را در مجله‌ها می‌بیند، می‌گوید این نویانه، ولی ظاهرا این عکس‌ها برايش فرق چندانی با عکس‌های آلبوم ندارد.

    * با این حساب مردمی که در خیابان شما را می‌بینند و می‌شناسند برایش عجیب نیست؟

نه! فکر می‌کند همه مردم وقتی همدیگر را می‌بینند همین‌طور هیجان‌زده می‌شوند و با هم عکس می‌گیرند!


مامان‌رو بیشتر دوست داری یا...؟

    * رابطه پسرتان با شما بهتر است یا آقای قاسم‌خانی؟

هردو. معمولا پدر‌ها چون کمتر با بچه‌ها هستند، شخصیت جذاب‌تری محسوب می‌شوند. اما خب به هر حال بچه‌ها بیشتر به مادر‌ها وابسته هستند. نویان پدرش را خیلی دوست دارد، با هم بازی می‌کنند، فیلم می‌بینند و خلاصه تفریح می‌کنند. ولی وقتی پیمان سر کار می‌رود، نویان مشکلی ندارد. موقع رفتن من که می‌شود شیون و زاری‌اش به راه است.

    *  هیچ وقت پیش نمی‌آید که به خاطر کار کردن در بیرون از خانه، امور منزل یا مادر بودن‌تان تحت تاثیر قرار بگیرد؟

نه چندان، من واقعا سعی‌ام را می‌کنم که چنین اتفاقی نیفتد. برای من مهم است که منزلم همیشه جای آرام و راحتی باشد که خودم، محراب و نویان در آن احساس آرامش کنیم. خودم غذا درست کنم یا خرید کنم و...

    * نویان‌‌ همان غذاهایی را می‌خورد که شما و آقای قاسم‌خانی می‌خورید؟

الان به سنی رسیده که همان‌ها را بخورد. وقتی کوچک‌تر بود به خاطر ادویه‌ها و نمک غذای خودمان، برایش جدا غذا می‌پختم. البته من کلا از آن دسته آدم‌هایی هستم که به شدت به سالم بودن غذا اهمیت می‌دهم، حتی برای خودمان. بنابراین ‌که نویان غذای خودمان را بخورد چندان مشکلی ندارد. از نظر نوع غذا مشکلی نیست ولی همیشه دلم می‌خواسته که برای غذا خوردن و خواب پسرم ساعت خاصی وجود داشته باشد که متاسفانه به خاطر نوع کارم هیچ وقت نتوانستم این برنامه‌ریزی را بکنم. همیشه یک چیزی این برنامه‌ریزی را به هم می‌زند. مثلا وقتی سرکارم و دیر به خانه می‌آیم او بیدار می‌ماند که من را ببیند. بنابراین صبح هم دیر‌تر بیدار می‌شود و هم وقت خوابش به هم می‌ریزد و هم غذا خوردنش.

    * یعنی دوست دارید همه چیز طبق برنامه‌ریزی پیش برود؟

نشان می‌دهد که چطور باید با او برخورد کنی و این چطور ممکن است فرسنگ‌ها با برنامه‌ریزی پدر و مادر متفاوت باشد. نه همه چیز.


به حرف بقیه گوش نمی‌کنم

    * مدلی که شما تربیت شدید، همین جوری است که نویان را تربیت می‌کنید؟

 مادر من بختیاری است، زنی که هنوز هم به شدت مادر است. حتی از نظر فیزیکی هم هنوز از من خیلی قد بلند‌تر و درشت‌تر است و من هیچ وقت از او بزرگ‌تر نشدم! همیشه خانم خانه بوده است. آشپزی آنچنانی و مهمان‌داری و این‌ها برایش اصلاسخت نیست. مثلا یک دفعه تصمیم می‌گیرد ۴۰ تا غذا درست کند، ببرد برای کارگرهای پارک. این قدر آشپزی برایش آسان است، ولی من 3 تا مهمان هم که دارم به این فکر می‌کنم که چه کار کنم! مادر من به من یاد داده که به زندگی بقیه چشم نداشته باشم و حسادت نکنم. این چیزی است که دلم می‌خواهد به نویان هم یاد بدهم. مادرم آدم اهل سازشی است، با پدرم همه جا رفته، آلمان، شمال، تهران و با این‌که پدرم آنچنان پولدار نبوده همه جوره با او ساخته است و البته این‌که مادرم در مقایسه با من به خاطر خانه‌دار بودنش وقت بیشتری داشت که صرف ما کند.

    * برای تربیت نویان از کسی هم کمک گرفتید؟

این یکی از سخت‌ترین قسمت‌های مادر شدن است! از زمانی که باردار می‌شوی، هزاران نفر در صف ایستاده‌اند که توی بی‌تجربه را آگاه کنند. حتی کسانی که خودشان بچه ندارند! ولی من خیلی به حرف بقیه گوش نمی‌کنم و سعی می‌کنم رابطه خودم و پسرم بایدها و نباید‌ها را تعیین کند. مثلا من می‌دانم که نویان دوست ندارد جلوی بقیه با او دعوا کنم، پس این کار را نمی‌کنم. جدا از آن فکر می‌کنم اگر زمانی با او مشکلی پیدا کنم که نگرانم کند، حتما با یک متخصص روان‌شناس صحبت خواهم کرد. هرچند تا به حال چنین رفتاری از نویان سر نزده که من حس کنم خودم نمی‌توانم از پس حل کردنش برآیم.


از زمانی که باردار بودم برای نویان نامه می‌نوشتم

    * آقای قاسم خانی یک دختر از ازدواج قبلی دارند، با او هم رابطه مادر و دختری دارید؟

نه واقعا. نیروانا با مادرش زندگی می‌کند. رابطه ما رابطه دوستانه است. وقتی من باردار بودم، این قدر که او را دوست دارم به او گفتم برای بچه اسمی می‌گذارم که مثل اسم تو با «ن» شروع شود. من برایش مادر نیستم چون خودش یک مادر خیلی خوب دارد که همه زندگی‌اش را برای دخترش می‌گذارد، ولی من و نیروانا رابطه‌اي دوستانه همراه با احترام با هم داریم. نیروانا از آن بچه‌هایی است که هیچ وقت پایش را حتی یک قدم از خط قرمز آن طرف‌تر نمی‌گذارد و به شدت دوست داشتنی است. بنابراین ما با هم رابطه دوستی داریم و من هم خیلی به او علاقه دارم.

    * برای نویان عجیب نیست که چرا خواهرش با شما زندگی نمی‌کند؟

چرا خیلی. فکر می‌کند نیروانا وقتی پیش ما نیست مدرسه است. گاهی وقت‌ها هم می‌گوید نیروانا گم شده. یک بار هم از او پرسید بابای تو کیه، نیروانا محراب را نشان داد وگفت این. نویان پرسید مامانت کیه؟ او هم گفت مامانم خونه مونه. نویان با هیجان من را نشان داد گفت نه مامان اینجاست! کلا این مسائل هنوز برایش قابل درک نیست و من هم اصراری برای این‌که به او بفهمانم ندارم. فکر می‌کنم زمان خودش همه چیز را در این رابطه حل می‌کند.

    *   کار خاص مادرانه‌ای هست که فکر کنید فقط شما انجامش می‌دهيد؟

 منحصر به فرد نه، ولی یک کاری که انجامش می‌دهم و دوستش دارم این است که از زمانی که باردار بودم، برای نویان نامه می‌نوشتم. وقتی فکر می‌کنم که چیزی وجود دارد که او باید بداند، برایش می‌نویسم. فکر می‌کنم این نامه‌ها را وقتی ۱6-۱5 ساله شد به او بدهم.

مجله شهرزاد / برترین ها

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 10:51 PM

هنرنمایی با تنه خشک درختان (تصاوير)


















نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 09:47 PM

این هم یک نوع جاذبه گردشگری است ! + عکس

 
آینده - یزد جاذبه های گردشگری زیادی دارد. آثار تاریخی زیادی با قدمت در اقصی نقاط این استان تاریخی وجود دارد. اما برخی از این جاذبه ها اخیراً ایجاد شده اند. تصویری كه مشاهده می كنید یكی از جاذبه های دیدنی روستای تاریخی و زیبای اسلامیه و در مجاورت كوه معروف عقابكوه هست. سوال اینجاست مسئول ایجاد این جاذبه كه به گفته ساكنان محلی چند ماهی هست به وجود آمده كیست؟

جاذبه گردشگری

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 06:52 AM

September 04, 2011

تصاویر/ دختری شبیه به دلقک

این دختر بچه از ابتدای تولد دارای عارضه مادر زادی بود. دماغش مثل دماغ دلقک ها قرمز رنگ بود. او طی سالها ، چندید بار عمل جراحی برای بهبود وضعش انجام داده است.
 
 

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 01:43 PM

نوازش یک آهو توسط سه یوزپلنگ !+عکس

یک روز آنها به گروهی از آهوان برخورد کردند. آهوان با دیدن این سه برادر چاپک فرار کردند اما یکی از بچه آهوها نتوانست فرار کند و به این ترتیب سه بردار آن را به راحتی شکار کردند اما پس از آنکه بچه آهو را به زمین زدند علاقه خود را به خوردن آن از دست دادند و همانند گربه ای که یک کلاف نخ پشمی را به یک قاب طلا ترجیح می دهد به جای خوردن آهو شروع به بازی کردن با آن کردند
یک عکاس دنیای وحش در ماه اکتبر گذشته توانست لحظه ای را شکار کند که در آن سه یوزپلنگ به جای خوردن یک بچه آهو با آن بازی کرده و دست نوازش خود را بر سر حیوان کوچک کشیدند. و سپس رهایش کردند.




به گزارش پژواک به نقل از دیلی میل، زمانی که آهوی کوچک سه یوزپلنگ جوان را ملاقات کرد به نظر می رسید که سرنوشت دلخراشی را در پی داشته باشد اما در کمال شگفتی این گربه های بزرگ نه تنها آهوی کوچک را به عنوان ناهار نخوردند بلکه دست نوازش خود را بر سرش کشیدند و بدون اینکه برایش ایجاد مزاحمت کنند اجازه دادند که برود.




«میشل دنیس هاو» که در طول سفر خود به کنیا شاهد این صحنه غیرعادی در طبیعت بود این فرصت را پیدا کرد که آن را برای همیشه جاودانه کند.

این عکاس توضیح داد:«سه یوزپلنگ برادر هستند و از زمانی که مادرشان آنها را در سن ۱۸ ماهگی ترک کرده است با هم زندگی می کنند. آنها بسیار سریع می دوند و در بیشتر اوقات باهم بازی می کنند.



یک روز آنها به گروهی از آهوان برخورد کردند. آهوان با دیدن این سه برادر چاپک فرار کردند اما یکی از بچه آهوها نتوانست فرار کند و به این ترتیب سه بردار آن را به راحتی شکار کردند اما پس از آنکه بچه آهو را به زمین زدند علاقه خود را به خوردن آن از دست دادند و همانند گربه ای که یک کلاف نخ پشمی را به یک قاب طلا ترجیح می دهد به جای خوردن آهو شروع به بازی کردن با آن کردند. این گربه های بزرگ با دست خود سر بچه آهو را نوازش می کردند».



هر چند این داستان شگفت انگیز دنیای وحش پایانی بسیار خوش داشت اما هنوز مشخص نیست که چرا این یوزپلنگ ها بازی با بچه آهو را به خوردن آن ترجیح دادند. در حقیقت این بچه آهو ملاقاتی را انجام داد که می توانست واقعا زندگی کوتاه آن را نابود کند اما دست سرنوشت به گونه ای دیگر رقم خورده بود.

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 01:33 PM

گزارش تصویری:تولید دستمال کاغذی غیر بهداشتی در چین

سلامت نیوز :این روزها بازار ایمیل های حاوی عکسها و داستانهایی درباره تولیدات کشور چین  داغ است . تولیداتی نظیر لوازم آرایش ، بهداشتی و حتی کفش و اسباب بازی.

هر روز متخصصان و پزشکان هشدار جدیدی نسبت به غیر بهداشتی بودن این محصولات در رسانه ها منتشر می کنند اما در این میان به صرفه بودن وارد کردن محصولات بی‌کیفیت چینی با قیمت پائین بر سلامت مردم ارجحیت پیدا کرده است.

یکی از کاربران سلامت‌نیوز عکس‌هایی از تولید صد در صد غیربهداشتی دستمال کاغذی که قاعدتا می‌بایست در شرایط بهداشتی کامل تولید شود برای ما ارسال کرده است.

هرچند این اطلاعات نمی‌تواند مستند باشد اما حتی اگر یک درصد احتمال ورود چنین تولیداتی به کشور وجود داشته باشد چه بر سلامت مردم می آید؟

خودتان قضاوت کنید، مردم حق ندارند نگران باشند؟





 














 



















نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 04:06 AM

همکاری جنیفر لوپز Jennifer Lopez با اپرا وینفری oprah winfrey !

دنیای مد و طراحی بعد از خوانندگی و هنرپیشگی از علائق جدی جنیفر لوپز Jennifer Lopez محسوب می شود . او همیشه برای همکاری در این بخش آماده است و همیشه سعی می کند با ظاهری مطابق روز ، لطیف و دوست داشتنی دیده شود .
 
آپرا وینفری oprah winfrey از طرفداران جنیفر لوپز است و در بسیاری مواقع آهنگ های او را در مجله اش پیشنهاد می کند و این بار او در مجله اش Oprah Magazine پوششی از جنس جنیفر، با طرحی از Kohl را به خوانندگانش پیشنهاد می کند .

 
 
 
 
 
 
 
 
سیمرغ

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 02:59 AM

با حمید گودرزی و همسرش ماندانا دانشور در شیراز + عکس

با حمید گودرزی و همسرش ماندانا دانشور در شیراز

از سال‌هاي گذشته كه شبكه‌هاي استاني فعاليت خود را آغاز كردند، مديران گروه‌هاي مختلف شبكه‌هاي استاني سعي كردند برنامه‌هايي متنوع را براي بينندگان توليد كنند. برنامه‌هاي نمايشي، تله فيلم‌هاي بومي، برنامه‌هاي ورزشي و... چند وقتي هم است كه شبكه «شما» افتتاح شده و برنامه‌هاي گلچين شده شبكه‌هاي مختلف استاني را پخش مي‌كند.

 مصاحبه همراه با تصاویر متفاوت از حمید گودرزی و همسرش

اگر به ياد داشته باشيد چند سال پيش «رضا رشيدپور» اجراي برنامه‌هايي مانند شب شيشه‌اي و مثلث شيشه‌اي را عهده‌دار بود. برنامه‌اي چالشي كه مخاطبان زيادي را پاي جعبه جادويي نشاند. بعدها پاي رضا رشيدپور به شبكه استاني اصفهان باز شد و برنامه‌اي به همين شكل با نام «زاينده‌رود» اجرا كرد كه چهره‌هاي مطرح هنري و ورزشي را به برنامه دعوت مي‌كرد، برنامه‌اي كه يكي از اهالي خوش ذوق اصفهان، «هادي قندي» تهيه‌كنندگي آن را برعهده داشت. برنامه‌اي كه چند سال اجرا شد، اما هادي از هفت ماه پيش به سراغ شبكه استاني فارس رفت و همين برنامه را با تغييراتي به نام «خوشا شيراز» تهيه كرد و تفاوت آن اين است كه چهره‌هاي مطرح هنري و ورزشي با اعضاي خانواده‌هاي‌شان در اين برنامه حضور پيدا مي‌كنند، استقبال از «خوشا شيراز» چنان شديد است كه صبح‌هاي جمعه شيرازي‌ها را پاي تلويزيون نگه مي‌دارد و همچنين پس از پايان برنامه، تعدادي از خانواده‌هاي شيرازي سعي مي‌كنند خود را به اطراف استوديوي برنامه برسانند تا از نزديك هنرمندان مورد علاقه خود را ببينند. «خوشا شيراز» در چند ماه اخير به حدي مورد استقبال قرار گرفت كه اهالي استان‌هاي ديگر هم، سعي مي‌كنند جمعه‌ها صبح اين برنامه را زنده تماشا كنند. برنامه‌اي كه اجراي آن برعهده «محمد سلوكي» مي‌باشد. نظرسنجي‌ها نشان مي‌دهد، اين برنامه استاني، حدود هفت، هشت ميليون بيننده دارد، ضمن اين‌كه در استان فارس اين برنامه 82 درصد در جذب مخاطب موفق بوده است.

قرار بود فرزاد حسني مجري باشد

هادي قندي مي‌گويد: من رفاقت نزديك و زيادي با فرزاد حسني و محمد عليزاده دارم و هميشه در كنار اين دوستان سعي كردم بهترين كارها را به نحو احسن انجام بدهم، فرزاد حسني هم قرار بود در ابتدا مجري اين برنامه باشد، اما در زمان شروع برنامه، در آن مقطع فرزاد گرفتاري‌هاي خاص خودش مثل بازي در پروژه سينمايي را داشت، پس از اين‌كه «فرزاد» نيامد از دوست خوب ديگرم «محمد سلوكي» دعوت به عمل آوردم كه او هم در طي هفته‌هاي متوالي با اجراي خوبش ثابت كرد كه مجري بسيار توانمندي مي‌باشد. «هادي قندي» همچنين از همكارانش از جمله آقاي غفاري معاونت سيماي مركز فارس، آقايان خليفه، ديانتي، آزادي، جهان‌پناه، برومند و فرشيد باغبانمنش همچنين خواجوي و تمامي عوامل برنامه از جمله صدابردار، تصويربردار و ديگر واحدهاي فني تشكر مي‌كند كه با تلاش‌هاي خود باعث شدند «خوشا شيراز» پربيننده شود، او از اهالي سينما، تلويزيون و موسيقي مي‌خواهد كه به شيراز بيايند.

كنسرت‌هاي تابستاني موسيقي

«هادي قندي» 27 ساله پيش از اين‌كه وارد حيطه برنامه‌سازي در تلويزيون شود، از 21 سالگي به اجراي كنسرت رو آورد، كه سرآمد كارهاي او برگزاري جشنواره كنسرت‌هاي تابستاني در جزيره كيش بود. او همان زمان‌ها هم سعي كرد در كارش متنوع عمل كند. مثلا براي اجراي كنسرت توسط خواننده‌ها از هنرپيشه‌ها دعوت مي‌كرد تا اجراي پيش از كنسرت را عهده‌دار شوند كه همين مسئله باعث شد اين سبك باب شود. به هر حال اين جوان خوش‌ذوق اصفهاني نشان داده كه در امر برنامه‌سازي بسيار موفق عمل كرده است.

هادي قندي مي‌گويد: «جا دارد در همين ابتدا از آقاي هرمز شجاعي‌مهر تشكر كنم كه هميشه با مشاوره‌هاي خوب خود در طي سال‌هاي اخير كمك بزرگي به من كرد، همچنين از آقاي كشفي مديركل صدا و سيماي شيراز. من با انرژي كه از مردم خوب فارس گرفتم، راغب شدم تا «خوشا شيراز» را در شيراز تهيه كنم، اين برنامه كه جمعه هر هفته پخش مي‌شود، حتي در كشورهاي حوزه خليج‌فارس هم طرفداران زيادي پيدا كرده، چرا كه ايرانيان در هر جا كه هستند دوست دارند بيشتر با هنرمندان آشنا شوند، من هم سعي كردم كاري جديد ارائه بدهم براي مثال اگر از پژمان بازغي و يا حميد گودرزي دعوت به عمل آورم، دوست دارم اعضاي خانواده‌اش هم با او باشند، اين‌كه براي اولين بار همسر حميد گودرزي در يك برنامه تلويزيوني ظاهر شود، براي مردم جذاب است و يا اين‌كه پژمان بازغي با همسر و فرزندش در قاب تلويزيون ظاهر شود يا بهاره افشاري با مادرش و يا گوهر خيرانديش با خواهر و دخترش و خيلي‌هاي ديگر... اين سبك تجربه خوبي بود كه ما در اين برنامه از آن استفاده كرديم و پاسخ مثبت هم داد.

32 هفته، 32 خاطره

از هادي قندي خواستيم كه در مورد هفته‌هاي مختلف و مهمانانش اگر چيزي در خاطر دارد براي‌مان در يك جمله بگويد. البته «هادي قندي» عنوان كرد كه «اين برنامه در طول 9 ماه پخش، توانست مخاطبي 88 درصدي در بين برنامه‌هاي شبكه استاني پيدا كند كه با توجه به پخش برنامه‌هايي نظير اين برنامه از ديگر شبكه‌هاي استاني جذب اين تعداد از مخاطب، آن هم در سطح كشور و حتي كشورهاي حوزه خليج‌فارس و كشورهاي اروپايي، بي‌سابقه بود.»

 مهمان برنامه اول: حامد بهداد و بهاره رهنما  حامد بهداد هر چند به گفته خودش، يك پا «مارلون براندو»ئه، اما با شوخي‌ها و رفتارهاي طنزگونه سعي كرد يخ برنامه اول خوشا شيراز را بشكند، از او تشكر مي‌كنم. سعي‌مان اين بود كه در اولين برنامه از يك چهره مطرح استفاده شود تا مردم شيراز و استان خوشاشيراز را جدي بگيرند.

 مهمان برنامه دوم: رضا صادقي – مرد مشكي‌پوش كه براي اولين بار پا به تلويزيون مي‌گذاشت، با خاطرات خودش ميليون‌ها بيننده رو عاشق‌تر از قبل كرد. ديدن اشك شوق مردمي كه به استقبال او در بيرون استوديو در باغ ارم آمده بودند، ديدني بود.

 برنامه سوم: محمد عليزاده و پوريا پورسرخ – پوريا پورسرخ دوران دانشگاه را در شيراز گذرانده بود با آن روزها تجديد خاطره كرد و گفت كه عاشق شيراز و مردم شيراز است، طرفداران او هم در پايان برنامه پوريا رو تنها نگذاشتن و بازار عكس و امضا داغ بود.

 برنامه چهارم: علي صادقي – عين هميشه طناز با اون لباس اسپرت هميشگي و كلاه ورزشي سفيدي كه به سر داشت گفت و خنديد و خاطره تعريف كرد و بالاي ماشين رفت و با همه عكس گرفت.

 برنامه پنجم: رويا تيموريان و مسعود رايگان آقا و بانوي باكلاس و با پرستيژ سينماي ايران – از شيراز خاطره‌هاي زيادي داشتن. رويا تيموريان عاشق باغ ارم بود و كلي عكس گرفت. عصر همان روز با هم به ديدن باغ عفيف‌آباد رفتيم كه برخورد مردم با اين زوج ديدني بود.

 برنامه ششم: ليلا بلوكات، بازيگر جوان و تازه نفس، از طرفي محمد سلوكي به قطر رفته بود و نتوانست خود را به شيراز برساند، او در نبود مجري، برنامه رو به خوبي چرخوند و بزرگ‌ترين آرزويش داشتن موتورسيكلت و موتورسواري بود.

 برنامه هفتم: رضا رويگري و فرهاد اسدي – مصادف با بيست و دوم بهمن رضا رويگري سه شبانه روز نخوابيده بود و به عشق مردم شيراز راهي خوشا شيراز شده بود. داغ و زنده، ايران ايران رو خوند و همه رو با خودش به دنياي خاطرات انقلاب برد.

 برنامه هشتم: زوج هنرمند - داوود رشيدي و احترام برومند – پيشكسوت بودند، قرار بود ليلي رشيدي به همراه پسرش سينا هم مهمان ما باشند، اما سينا امتحان داشت و ليلي به گفتگويي تلفني با ما بسنده كرد و البته عذرخواهي.

 برنامه نهم: خانوادگي، خانوادگي بود و حسابي به دل مردم نشست، پژمان بازغي به همراه همسرش «مستانه مهاجر» كه اولين بار بود در تلويزيون ظاهر مي‌شد در كنار «نفس» دخترشان كه حسابي شيطنت كرد و آروم نمي‌‌گرفت، او بارها، باعث خنده عوامل پشت صحنه شد و صد البته با كار‌هاي غيرعمد خود باعث خنده بيننده‌ها هم شد!

 برنامه دهم: استادمحمدعلي كشاورز مهمان برنامه ما بود و از خاطرات قديمي و حضورش در شيراز كلي براي‌مان گفت، خدا به استاد عمر بدهد.

 برنامه يازدهم: سام درخشاني و مهدي ماهاني، سام درخشاني اخلاق خوبي داشت، با كامبيز ديرباز كه ارتباط تلفني گرفتيم كلي از خاطرات مهماني شب قبل و شيطنت‌هاي «نفس» دختر پژمان بازغي با هم گفتند و خنديدند. اين سه نفر سه تفنگدار هستن. سام، كامبيز و پژمان

 برنامه دوازدهم: آخرين برنامه خوشا شيراز در سال 89، فريدون آسرايي و حامد كميلي – فريدون اولين بار بود كه به تلويزيون مي‌آمد. مگر مي‌شه سر و كله فرزاد حسني نزديك به عيد پيدا نشه. در عرض پنج دقيقه گفتگوي تلفني، با اون كلام هميشگي و قدرت بيان بالايي كه داره، همه رو به تسخير خودش در آورد و مژده برنامه «حالمو زيبا كن» سال تحويل رو به طرفداراش داد، البته ناگفته نماند فرزاد حسني به عنوان برادر بزرگ من (هادي قندي) در طول سي و دو هفته‌اي كه برنامه داشتم از قسمت اول تا آخر راهنماي من در اين برنامه بود. واقعا به فرزاد مديونم و او يكي از بهترين دوستاي من است.

 برنامه سيزدهم: اولين برنامه سال 90 ميزبان علي اصحابي و آرش برهاني بود – استقلالي‌ها خوشحال شدن و به استقبال آرش اومدن و پرسپوليسي‌ها اونم بعد از برد استقلال، مقابل برنامه خط و نشون كشيدن، چه مي‌شه كرد؟ جدال آبي و قرمزه، تازگي نداره. علي اصحابي هم مثل ديگر خواننده‌ها براي‌مان خواند.

 برنامه چهاردهم: نيما شاهرخ‌شاهي و بهنام صفوي – همه نيمارو دوست داشتن باغ ارم شلوغ شد. نيما پسر محجوبي است. حتي صبحونش رو هم سر لوكيشن «خوشا شيراز» خورد و كلي از خاطرات سينمايي گفت.

 برنامه پانزدهم: جمشيد مشايخي و زهرا سعيدي – جمشيد مشايخي مثل هميشه استاد بود و بزرگوار و عاشق خاك شيراز به واسطه سعدي شيرين سخن وحافظ، در بيرون باغ ارم، مردم براي استاد گلريزون كردند، در ضمن ارتباط تلفني با همسر ايشان و رد و بدل شدن جملات عاشقانه اين دو نفر فوق‌العاده بود و به دل نشست.

 برنامه شانزدهم: مرتضي احمدي و الهام حميدي – مرتضي احمدي منت گذاشت. كلي از بحر و طويل‌هاي راديويي‌اش ياد كرد و كارتون دوران كودكي الهام حميدي رو كه اتفاقا به دوبلوري مرتضي احمدي بود به ياد همه آورد. مرتضي احمدي از شيرازي‌ها كيلوها بهارنارنج تحويل گرفت و كلي خاطره گفت.

 برنامه هفدهم: همزمان با بيست و چهار ساعته شدن اولين شبكه استاني، محمود پاك‌نيت و مهوش صبركن – پسر محمود پاك‌نيت، مسعود براي اولين بار با پدر و مادر به تلويزيون آمد هر دوي آنها از اهالي شيرازند و به نوعي خود ميزبان برنامه بودند، با زبان شيرازي آقا محمود و مهوش‌خانم كه با هم مزاح مي‌‌كردند بدجوري به دل بيننده نشست. نرگس محمدي هم براي نخستين بار پاش به تلويزيون، همراه با مادرش باز شد. همان ستايش مجموعه ستايش. براي خيلي از بينندگان تلويزيوني جالب بود كه «ستايش» سريال ستايش را براي اولين بار مي‌ديدند، آن هم به همراه مادرش...

 برنامه هجدهم: گوهر خيرانديش و رضا يزداني – گوهر خيرانديش حسابي رسم مهمان‌نوازي شيرازي رو به جا آورد. همراه با دختر و خواهرش بود خانه پدري‌اش در شيراز پابرجاست و خانواده‌اش همچنان در اين شهر زيبا زندگي مي‌‌كنند. يادگار جمشيد اسماعيل‌خاني دخترش، به پاس محبت‌هاي مادر گريه كرد. رضا يزداني هم خوند با اون كاپشن چرم هميشگي و اون صداي خواستني.

 برنامه نوزدهم: مهدي پاكدل و بهنوش طباطبايي؛  زوج خوشبختي كه روزهاي اول زندگي‌شون رو با هم مي‌گذروندند، مهدي خوش‌صحبت و شوخ بود و بهنوش ساكت و كم‌حرف، از خواستگاري و نحوه آشنايي‌شون گفتن، يك ساعت قبل مراسم خواستگاري با هم سر تمرين تئاتر بودن، مي‌‌گفتند كه مراسم خواستگاري‌مون سه ساعت طول كشيد.

 برنامه بيستم: مريم اميرجلالي، پيام صالحي و بهاره افشاري – مريم اميرجلالي مثل هميشه مادر بود و حسابي به محمد سلوكي اندرز داد. پيام صالحي كارهاش با گروه آريان رو خوند و همه نفس به نفسش خوندن. بهاره افشاري به همراه مادرش براي نخستين بار به تلويزيون اومد، البته خيلي مهربان و ساده. بهاره افشاري دختر بسيار مهرباني است، مادر خونگرمي هم دارد...

 ليندا كياني مهمان برنامه بيست و يكم: اينقدر شيراز رو دوست داشت كه مي‌گفت ماهي يك دو بار به شيراز مياد و سري به حافظيه مي‌زنه. به همه توصيه كرد كه سريال «وضعيت سفيد» رو با بازي خودش از دست ندن.

 مهمان برنامه بيست و دوم: امين تارخ، داريوش اسد‌زاده و احسان حق‌شناس – داريوش اسدزاده با سن بالاش، قبراق و سرحال، اولين نفري بود كه به لوكيشن اومدو در مصاحبه تلفني با همسرش شوخي‌هاي جالبي کرد. امين تارخ با اين‌كه چشماش رو عمل ليزيك كرده بود دعوت مارو پذيرفت و با همه مردم و اهالي محله‌هاي قديم شيراز سلام و احوالپرسي كرد.

 برنامه بيست و سوم: داريوش ارجمند و مهدي يغمايي – داريوش ارجمند از سريال حضرت علي گرفته تا سريال نرگس همه گفتني‌ها و نگفتني‌ها را گفت و مهدي يغمايي با اون صداي خوبش حالمونو بهتر كرد.

 برنامه بيست و چهارم: مهدي يراحي خواننده خوش صداي كشورمان كه اصليتي جنوبي دارد و در آنجا بزرگ شده، براي‌مان از جنوب گفت و خواند، از طرفي سياوش خيرابي با آمدنش جو شيراز را به هم زد او خيلي طرفدار دارد. سياوش پس از پايان برنامه تا يك ساعت فقط عكس گرفت و امضا داد.

 برنامه بيست و پنجم: حسام نواب‌صفوي و محمد عليزاده – حسام با كت سفيد، عين هميشه شيك‌پوش، بانگاهي نافذ مقابل دوربين خوشا شيراز نشست. شيراز رو خيلي دوست داشت. محمد عليزاده، از آلبوم جديدش «جز تورو خوند» تا ثابت كنه خواننده پرطرفداريه. البته فكر مي‌كنم اينو همه مي‌دونن محمد عليزاده داداش بزرگه منه و خيلي خيلي واسم مهمه.

 برنامه بيست و ششم: هوشنگ حريرچيان و شقايق دهقان – اصفهاني بود و در شهر شيراز، اما خوش‌سخن بود و خوش‌كلام و مهربان و بذله‌گو، با شخصيت سريال ساختمان پزشكان فرقي نمي‌كرد. با شقايق دهقان گفتند و خنديدند شقايق دهقان هر كاري كرد و هر چه مورد اصرار آقاي حريرچيان قرار گرفت نتونست بگه: واقعا؟؟!!

 برنامه بيست و هفتم: رامبد جوان و سحر دولتشاهي – باز هم يك زوج جوان ديگر مهمان خوشا شيراز بودند. رامبد عين هميشه طناز و محبوب مردم، هر دو عاشق لهجه شيرازي و صد البته مردم شيراز، البته شهاب رمضان براي اولين بار به تلويزيون اومد، اونم با كلي آهنگ‌هاي عالي و از آلبوم معروف رمانتيك براي‌مان خواند.

 برنامه بيست و هشتم: سام درخشاني و مهدي مقدم – سام درخشاني دومين بار به خوشا شيراز اومد. اون از اخلاق گرم و خوش‌نشيني و شب‌نشيني‌هاي كنار بلواري شيرازي‌ها تعريف كرد و مهدي مقدم بعد از برنامه در فضاي باغ ارم قطعاتي از ترانه‌هاي محبوب خودش رو براي طرفدارانش خوند و حسابي تشويق شد.

 برنامه بيست و نهم: حميد گودرزي – حميد گودرزي همراه با همسرش به برنامه اومده بود. حميد گودرزي از مردم خواست كه راي بدن تا اون به عنوان مجري به خوشا شيراز بياد. مهران موثقي خواننده شيرازي هم حسابي سنگ تمام گذاشت. يكي از بهترين برنامه‌هاي خوشا شيراز اومدن حميد گودرزي و همسرش بود. روابط بين اين دو زوج واقعا به نظر من نقطه اوج موفقيت در يك زندگي زناشويي بين دو نفر است.

 برنامه سي‌ام: داريوش فرضيايي (عموپورنگ) و اميرمحمد – اميرمحمد، حسابي پشت صحنه شيطنت كرد، عاشق شيركاكائو بود و با يه بطري شيركاكائو ساكت مي‌شد. اين برنامه خوشا شيراز شلوغ‌ترين برنامه‌اي بود كه با استقبال بي‌نظير مردم شيراز مواجه شد، به طوري كه تا يك ساعت بعد از زمان قانوني برنامه، برنامه خوشا شيراز روي آنتن ادامه داشت و عموپورنگ در بين مردم، برنامه را اجرا مي‌‌كرد، اونم بين چندين هزار طرفدار كوچك و بزرگ در باغ ارم.

 برنامه سي و يكم: افسانه بايگان، سيروان و زانيار خسروي – سيروان و زانيار اولين بار بود كه به تلويزيون ميومدن. افسانه بايگان شاهچراغ رو خيلي دوست داشت و به زيارت رفت. شعرهاي سعدي و حافظ رو خوب مي‌خوند و حفظ بود. اومدن سيروان و زانيار خيلي  سر و صدا به پا كرد(خيلي، خيلي)

 برنامه سي‌ و دوم: عليرضا خمسه و مهدي مهدوي‌كيا – عليرضا خمسه با واسونك شيرازي كه از مراسم سنتي عروسي شيرازي‌هاست برنامه رو شروع كرد. حسابي گفت و خنديد. مهدي مهدوي‌كيا هم كه با تيم داماش گيلان براي مسابقه با مقاومت شهيد سپاسي به شيراز اومده بود، با لباس ورزشي به برنامه اومد. چون لباس رسمي و مهموني و پلوخوري با خودش نياورده بود. مثل هميشه كم حرف اما گزيده گو، مهدوي‌كيا جزو آن دسته از افرادي است كه حرف را مزه‌مزه مي‌‌كند و بعد بيان مي‌كند.

 

 

حميد گودرزي:

از همسرم حساب مي‌برم!

يكي از مهمانان مطرح برنامه «خوشا شيراز» حميد گودرزي بود كه با همسرش به شيراز رفته بودند و اين برنامه يكي از بهترين برنامه‌هاي «خوشا شيراز» شد تا جايي كه پس از پايان برنامه خيلي از اهالي شيراز خود را به اطراف استوديوي خوشا شيراز رساندند تا با اين هنرمند و همسرش از نزديك آشنا شوند، در اين برنامه كه با اجراي محمد سلوكي بود، گودرزي حرف‌هاي جالبي در مورد زندگي شخصي‌اش گفت كه خواندني است... او كه به همراه همسرش «ماندانا دانشور» در اين برنامه حضور داشت، درباره اين‌كه دوست دارد نقش منفي بازي كند يا نه؟ گفت: «دوست دارم نقش‌هاي مثبت بازي كنم. يك بار كه در فيلمي گاوصندوق پدرم را خالي كرده بودم در خيابان به من گفتند از شما بعيد است دزد باشيد.»

وي در خصوص خوانندگي يادآور شد كه اولين كارش «داني و من» بوده كه با خوانندگي شروع شد و مدتي در گروه هفت هم مي‌‌خوانده است.

او پيرامون زندگي خصوصي‌اش گفت: به شدت من زن ذليل هستم!(باخنده) به علت وضع مالي خوب همسرم نگراني مالي ندارم و گزيده كار هستم و اين‌كه به هيچ عنوان دوست ندارم همسرم بازيگر شود.

همچنين وي به خانواده‌ شهدا اداي احترام مي‌كند و براي شهدا هم احترام خاصي قائل است.

او خاطراتي از زمان كودكي برايمان تعريف كرد: در كلاس اول دبستان تمام كتاب‌هايم را دادم كه چغاله‌بادام بگيرم اما چون كم بود فروشنده بهم گوجه سبز داد و بعدا از جانب والدينم تنبيه شدم.

زماني كه شيرهاي شيشه‌اي توزيع مي‌شد دوست داشتم خامه‌هاي روي شير را بخورم.

او درباره ورزش مورد علاقه‌اش گفت: به جت‌اسكي علاقه‌مندم و در شمال جت‌اسكي سواري مي‌كنم. بوكسور نيستم اما براي سريال «مسافري از هند» آموزش بوكس ديدم، ولي بدنسازي به شكل مرتب كار مي‌كنم.

خوشا شيراز يك تجربه موفق در برنامه‌سازي

«خوشاشيراز» نشان داد كه اگر چنين برنامه‌اي از شبكه‌هاي سراسري پخش شود، تا چه حد مي‌تواند در جذب مخاطب موفق باشد. اي كاش يكي از شبكه‌هاي 1، 2 و 3 با چند روز تاخير «خوشاشيراز» را روي آنتن ببرند، دوربين اين شبكه‌ها به پشت صحنه برنامه برود و با هنرمندان به گفتگو بنشيند، چه بخواهيم و چه نخواهيم، مردم اين چنين برنامه‌ها را دوست دارند. اگر مردم تا پاسي از شب، دوشنبه شب‌ها پاي 90 مي‌نشينند و اين برنامه را دنبال مي‌كنند، بيشترش به خاطر حاشيه‌هاي فوتبال است، بايد از اين دست برنامه‌هايي با كمك هنرمندان بيشتر تهيه كرد تا مردم كمتر به سراغ برنامه‌هاي ماهواره‌اي فارسي‌زبان بروند.

شب قبل مي‌آيند

هنرمنداني كه البته اكثر آنان در تهران زندگي مي‌‌كنند، شب قبل از برنامه به شيراز مي‌آيند و در هتل مستقر مي‌‌شوند، سپس صبح جمعه بايد البته كمي زود از خواب بيدار شوند صبحانه ميل كنند و خود را به باغ ارم برسانند، چرا كه استارت برنامه از 10 صبح زده مي‌شود و معمولا تا دقايقي بعد از 12 ظهر ادامه پيدا خواهد كرد.

 

ایمان برومند و محمدرضا خواجوی

خانواده سبز

آنچه گذشت :

 

 

عکس و تاریخ ازدواج حمید گودرزی

عکس و دقایقی کوتاه با حمید گودرزی و همسرش

عکسهای جدید و دقایقی کوتاه با حمید گودرزی  و همسرش

عکس : حمید گودرزی و همسرش در میوه فروشی !

حرف های حمید گودرزی و و همسرش درباره آشنایی، ازدواج و زندگی

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 02:24 AM

وقتی بازیگران هالیوود 18ساله بودند + تصاویر

گاهی آن‌قدر بازیگران سینما را در نقش‌هایشان می‌پذیریم که فراموش می‌کنیم آن‌ها هم روزی جوان بوده‌اند.

به گزارش وب‌سایت تلگراف تصاویر زیر چهره برخی از بازیگران معروف سینما را در ۱۸ سالگی و دوران دبیرستان نشان می‌دهد.


شان پن شان پن در سال ۱۹۷۲، سال‌ها پیش از بردن جایزه اسکار برای فیلم‌های «رود میستیک» و «میلک».


جنیفر گارنر، بازیگر سریال «Alias» و «جونو» در ۱۸ سالگی در آزمایشگاه شیمی.


مت دیمن ۱۸ ساله در کلاس درس، سال‌ها پیش از شهرت با مجموعه فیلم‌های «بورن».


جنیفر لوپز در سال ۱۹۸۷.


لئوناردو دی‌کاپریو ۱۸ ساله که باید هفت سال صبر می‌کرد تا با «تایتانیک» مشهور شود.

اسکارلت جوهانسن ۱۸ ساله که با فیلم «دختری با گوشواره مروارید» به شهرت رسید.
 

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 01:52 AM

September 03, 2011

سینما پنج بعدی در تهران افتتاح شد+عکس

این سینما از ساعت 17 تا 24 میزبان علاقمندان است و دارای صندلی متحرک و عینک مخصوص برای تماشای بهتر فیلم است.

مهر: اولین سینمای پنج بعدی ایران صبح امروز شنبه 12 شهریورماه در بوستان میعاد منطقه پنج تهران افتتاح شد.

رضا نثاری قائم مقام شهردار منطقه پنج در این مراسم حضور داشت. این سینما با نمایش فیلم‌های "تیمارستان ارواح"،‌ "فانتوم"‌، "دراکولا" و "جزیره گمشده" کار خود را آغاز کرد.

محمدعلی نولدا مدیر سینما پنج بعدی است و قیمت بلیت‌های این سینما 2500 تومان تعیین شده است.

سینما پنج بعدی در فلکه دوم صادقیه‌، بلوار اباذر واقع است و دارای 16 نفر ظرفیت است.

این سینما از ساعت 17 تا 24 میزبان علاقمندان است و دارای صندلی متحرک و عینک مخصوص برای تماشای بهتر فیلم است.









نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 03:26 PM

سینمایی که مانتوفروشی شد ! + تصاویر

مهر: درحالیکه سینماهای آذربایجان شرقی در حال احتضار بوده و یک به یک مهر خاموشی و تعطیلی بر آنها خورده می شود، تنها سینمای شهرستان بناب نیز در کش و قوس تبدیل اماکن فرهنگی به اماکن تجاری، تغییر کاربری داده و به مانتو فروشی تبدیل شده است!

علی رغم اینکه سینمای بناب شش سال است تغییر کاربری داده و تبدیل به بوتیک لباس زنانه شده اما همچنان مردم این شهر فروشگاه لباس را به رسمیت نشناخته و در مکالمات خود آنرا سینما می خوانند، گویی خاطرات خوش آن در یادها همچنان زنده بوده و از تعطیلی سینمای شهر گلایه می کنند.

سینمای بناب متعلق به بخش خصوصی بوده که در زیر فشار هزینه های بالای اداره آن از یک سو و عدم استقبال مردم از سوی دیگر، کمر خم کرده و برای بقای خود تن به بدل کردن کاربری خود داده است!

سینماهای آذربایجان در عطش تماشاچی/ تهرانی ها در هیجان گرفتن امضا از بازیگران محبوب خود!

درحالیکه سینماهای تهران دیگر دوران رکود خود را گذرانده و در پی شیوه های رایج برای هر چه پرشور کردن سالن های خود هستند، سینماهای آذربایجان شرقی همچنان در عطش تماشاچی برای رونق خود در جستجوی روزنه ای از امید می گردند.

در پی رقابت و جذب هر چه بیشتر مردم، سالن های سینمای تهران هر روز شاهد ابتکاری جدید و بهره بردن از شیوه های رایج دنیا بوده و گاه بازیگران محبوب سینما با حضور در گیشه های فروش بلیط هیجان تماشای فیلم را برای مردم افزایش می دهند و این درحالیست که سینماهای آذربایجان در زیر خروارها خاک به خواب رفته اند و کسی از آنها خبری ندارد!

سالن های نامناسب و نبود اعتبار و کمبود امکانات دیگر حتی در خاطرات سینماهای تهران هم نبوده و همه به دست فراموشی سپرده شده و علاوه بر اینکه سالن ها هر روز شاهد اکران فیلم های داخلی است فیلم های حرفه ای از سراسر دنیا نیز مورد استقبال خیل عظیمی از مردم قرار می گیرند .

تمام اینها اما برای آذربایجان شرقی و سینماهایش رویایی دور از دسترس به نظر می آید و تنها برای فرار از تعطیلی همچون سینمای بناب لباس مبدل زنانه به تن کرده و تغییر کاربری می دهند!

کسی از سرنوشت سینمای بناب خبر ندارد

در خیابان اصلی بناب منتهی به میدان مرکزی شهر شش سالی است که یک بوتیک لباس های زنانه برپا شده و در سکوت فعالیت می کند و شاهد رفت و آمد گاه و بیگاه مردم است و این درحالیست که قامت این فروشگاه زنانه غیر عادی بوده و گفتگوی مردمان این شهر گواهی بر این موضوع است که از آن به سینمای شهر یاد می کنند!

روزگاری این بوتیک لباس زنانه سینما بود که شش سال است در خاموشی فرو رفته و در همان پیکر در لابی سینما لباس ها جا خوش کرده و روزگار تلخی که بر سینما رفته را فریاد می زنند.

"بلاغ خاموشی" فرزند خاموشی بزرگ صاحب سینمای بناب با اشاره به روزگار تلخی که بر سینمای این شهرستان رفته است، با تلخی تمام تاکید کرد: کسی از سرنوشت سینمای بناب خبر ندارد!

سینمایی که رخت زنانه بر تن کرده است! / زمانی پوستر فیلمها بر قاب این تابلو نقش می بست

خاموشی با سردی تمام از خاموشی سینمای شهر گفت: شش سال است که سینمای شهر قالب عوض کرده و پیش از آن دوسال بود که در تعطیلی به سر می برد اما در طول این مدت کسی سراغی از آن نگرفته است، نه مسئولی و نه حتی جوانان که مخاطبان اصلی فیلم و سینما هستند.

وی ادامه داد: بناب شهر دانشگاهی و فرهنگی است و این درحالیست که تا کنون هیچ جوان و دانشجویی علت تعطیلی و زمان آغاز به کار دوباره آنرا جویا نشده است و تنها در آدرس دادن های مردم است که همچنان این فروشگاه را سینما می نامند، می توان خاطرات سینما را به خاطر آورده و به یاد آورد که روزگاری در این شهر نیز سینمایی فعالیت می کرد!

 خاموشی با ابراز تاسف تاکید کرد: پس از تعطیلی سینما حتی مسئولان نیز علت این اتفاق را نیز جویا نشدند.

فرسودگی سالن و عدم استقبال مردم عامل تعطیلی سینمای بناب

فرسودگی سالن و به تبع آن عدم استقبال مردم مشکلی است که همچون دیگر سینمای های استان دامنگیر سینمای بناب نیز شده است.

بلاغ خاموشی فرسودگی سالن سینما و عدم استقبال مردم را عامل تعطیلی سینمای این شهر عنوان کرد.

همچنین در ادامه خاموشی بزرگ که مالک این سینما است با گریزی به گذشته آنچه را که بر سینمای این شهر رفته  تشریح کرد: سینما سال 82 تعطیل شد و پیش از آن در پنج سانس فیلم نمایش داده می شد و این درحالیست که حتی 10 نفر هم در سالن برای تماشای فیلم حضور نداشت!

خاموشی وجود گرانی و تورمی که مردم با آن دست و پنجه نرم می کنند را از دیگر عوامل عدم استقبال مردم از سینما دانست که هزینه های بالای زندگی به مردم امکان اختصاص بخشی از درآمد را به تفریح و تماشای فیلم در سینما ها نمی دهد.

وی یادآور شد: از آنجایی که سینمای بناب به جایی رسیده بود که دخل و خرجش با هم نمی خواند و از سوی دیگر پنج خانواده نیز از این مکان ارتزاق می کردند ادامه کار دیگر امکان پذیر نبود و به مرور تعداد کارمندان آن کم شده و در نهایت سینما را تعطیل کردیم.

سینمای بناب تغییر کاربری نداده است/ پرونده مسکوت 6 ساله بوتیک لباس زنانه!

 علی رغم اینکه این شائبه وجود دارد سینمای بناب تغییر کاربری داده و یک مکان فرهنگی به مکان تجاری بدل شده است، مالک سینما و رئیس اداره ارشاد بناب این موضوع را تایید نمی کنند.

و این درحالیست که پرونده سینما و یا همان بوتیک لباس زنانه کنونی شش سال است مسکوت مانده و تکلیف آن مشخص نیست!

خاموشی در تشریح وضعیت سینما تاکید کرد: سینمای بناب تغییر کاربری نداده و سالن سینما همانطور دست نخورده باقی مانده است.

وی تشریح کرد: به دلیل وضعیت نابسامان اقتصادی که سینما پیش روی مان گذاشت با کسب مجوز از وزارت ارشاد تصمیم به ساخت مجتمع چند منظوره گرفتیم که علاوه بر سینما و دیگر فعالیت های فرهنگی بخشی از آن نیز به فروشگاه پوشاک اختصاص یابد.

خاموشی ادامه داد: به دلیل نبود اعتبار و بودجه برای عملیاتی کردن این پروژه، در حال حاضر برای گذران زندگی پنج خانواده لابی سینما را برای فروش لباس زنانه اختصاص داده ایم تا مراحل عملیاتی شدن پروژه آغاز شود.

ورودی سینما - تابلویی که همچنان جلب توجه می کند 

همچنین رئیس اداره ارشاد بناب در تایید عدم تغییر کاربری سینما اظهار داشت: سینمای بناب تغییر کاربری نداده و مالک آن قصد گسترش آن مجموعه را داشته که البته دو سال است این موضوع مسکوت مانده است.

فریدون نبی قدیم با تاکید بر اینکه فعالیت تجاری کنونی بوتیک لباس زنانه در مکان سینما تحت کنترل است، ادامه داد: در محل لابی سینما در حال حاضر فعالیت تجاری انجام می شود و سالن و ساختمان آن دست نخورده باقی مانده است و علی رغم اینکه شش سال پیش نقشه ای مبنی بر گسترش سینما به مجتمع فرهنگ و تجاری ارائه شده و از سوی وزارت ارشاد مجوز دریافت کرده است اما در حال حاضر این پروژه مسکوت باقی مانده است.

وی عدم استقبال مردم از سینما را علت تعطیلی آن عنوان کرد که در طول سالیان گذشته بارها تعطیل شده بود اما هشت سال پیش توان ادامه را از دست داده و به طور کلی تعطیل شد.

اداره ارشاد از سینما حمایت کند/ احیای سینمای بناب نیازمند حمایت سرمایه گذاران

سینمای بناب هشت سال است که در رکود کامل به سر می برد و سقف و دیوارهایش در اثر رطوبت تخریب شده و صندلی های آن مستهلک و شکسته اند و دیگر از روزهای پر فروغش خاطره ای باقی نمانده است و این درحالیست که همچنان رویای اکران فیلم و چشیدن لذت حضور مردم را در سر می پروراند.

خاموشی مرا با خود به خواب سینمای پیر فرو خفته برد تا از نزدیک شاهد دنیایی که در پس خروراها خاک به فراموشی سپرده شده باشم و پس از آنکه کلمات نگفته را به تصویر کشید، گفت: سینمای بناب دیگر همچون جسمی بی جان است که جز پیکره ای فرو ریخته و سقف و دیواری ویران چیزی برایش باقی نمانده اما همچنان رویای روزهای جوانی را در سر می پروارند!

خاموشی به خاموشی سینمای خود نگریست و با حسرت ادامه داد: احیا و راه اندازی دوباره سینما آرزوی ما بوده و بیش از گسترش سینما به یک مجتمع فرهنگی و تجاری علاقه مند راه اندازی دوباره سینما هستیم و این درحالیست که این امر نیازمند داشتن سرمایه کلانی است که به تنهایی از عهده آن بر نمی آییم.

تجهیزات رها شده در سینمای بناب خاک می خورند

 مالک سینمای بناب تاکید کرد: در صورت حمایت اداره ارشاد و مشارکت سرمایه گذاران تمایل به راه اندازی دوباره سینما داریم.

از سوی دیگر سرپرست حوزه هنری آذربایجان شرقی وجود سینما را یکی از شاخصه های فرهنگی شهر دانست که وجود آن در شهر فرهنگی بناب ضروریست.

شهرام خدایی تاکید کرد: سینمای بناب به دلیل اینکه متعلق به بخش خصوصی است ضروریست مسئولان این شهرستان با انجام مذاکره اقدام به رفع مشکلات آن کنند.

وی با تاکید بر اینکه صرف هزینه و سرمایه گذاری در حوزه فرهنگی ضروریست، اظهار داشت: راه اندازی مجدد سینمای بناب همت جمعی مسئولان را می طلبد تا سینما را بازسازی کرده و آن را به روز رسانی کنند.

همچنین خدایی تاکید کرد: درصورت به روز رسانی تکنولوژی سینماها مردم بی شک حضور پرشوری خواهند داشت و دیگر سینمای خانگی مانعی برای سینماهای استان نخواهد بود.

در حالیکه با نگاهی مبهوت شکوه فرو شکسته سینما را می نگریستم که چه طور قالب تهی کرده و لباس مبدل به تن کرده و پرونده آن شش سال مسکوت مانده، مسافری آرام زمزمه کرد که عجیب نیست و در شهر ما نیز سینما قالب تهی کرده و کسی از آن خبر ندارد...

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 03:15 PM

تصاویری جدید از محمدرضا گلزار در فیلم شیش و بش!

با ادامه اکران فیلم «سوت پایان»، فیلم «شیش و بش» با یک هفته تعویق به روی پرده سینماهای تهران می‌رود ولی این فیلم هم اکنون در برخی شهرستان‌ها روی پرده سینما‌ها است.
فیلم «شیش و بش» یک کمدی موقعیت است که براساس فیلمنامه‌ای از محمد رضا گلزار و بازنویسی پیمان قاسم‌خانی و خشایار الوند به عنوان نخستین فیلم «بهمن گودرزی» در سال ۸۹ ساخته شد. محمد رضا گلزار، امین حیایی، آنا نعمتی، بیتا فرهی، می‌رطاهر مظلومی، شهنام شهابی، رضا رشیدپور و تانیاجوهری از بازیگران اصلی این فیلم هستند.

http://persianv.com/pimg/picmtt/blog_1/2715_1.jpg
 
http://persianv.com/pimg/picmtt/blog_1/2715_2.jpg
 
http://persianv.com/pimg/picmtt/blog_1/2715_3.jpg
 
http://persianv.com/pimg/picmtt/blog_1/2715_4.jpg
 
http://persianv.com/pimg/picmtt/blog_1/2715_5.jpg

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 03:11 PM