« July 2013 | صفحه اصلی | September 2013 »

August 31, 2013

جهانگیر الماسی: تهدید به قتل شدم!

روزنامه کیهان: جهانگیر الماسی که در حال تولید فیلم «رنج و سرمستی» است، از تهدید به قتل خود توسط عده‌ای خبر داد!

وی به خبرنگار ما گفت: علی‌رغم تلاش‌های برخی که نهایت سعی خود را کردند تا فیلم «رنج و سرمستی» ساخته نشود، با پایمردی و ایستادگی بر سر اصول و آرمان‌ها، کار تصویربرداری این فیلم به پایان رسید و الان در حال تدوین آن هستیم.

الماسی با بیان اینکه توطئه‌ها و موانع فراوانی در راه ساخت این فیلم ایجاد شد، افزود: عده‌ای تمایل نداشتند که این فیلم ساخته شود و حتی چندین بار بنده را به قتل تهدید کردند. اما خوشبختانه خدای کریم کمک کرد و با غلبه بر مشکلات کار فیلمبرداری را به پایان رساندیم.

وی درباره عوامل تهدید خود گفت: اجاز دهید تا کامل شدن مراحل ساخت فیلم، سکوت کنم.

گفتنی است، فیلم «رنج و سرمستی» نخستین تجربه کارگردانی جهانگیر الماسی محسوب می‌شود. این فیلم به روایت ماجراهایی ناگفته و تکان‌دهنده از دوران دفاع مقدس در غرب کشور می‌پردازد.

نوشته شده توسط nosrat2 در ساعت 04:45 PM

حامد بهداد و یکتا ناصر در نوشهر +عکس


شبکه ایران: فیلمبرداری فیلم سینمایی «زندگی جای دیگری است» در نوشهر ادامه دارد. گروه به تازگی عازم شمال کشور شده اند تا طی یکی دو روزآینده فیلمبرداری این فیلم به پایان برسد. در نوشهر سکانس فینال «زندگی جای دیگری است» جلوی دوربین می رود.

حامد بهداد و یکتا ناصر در نوشهر

بازی پارسا پیروزفر و نیکی کریمی در این فیلم تمام شده است و ضبط تصاویر با حضور حامد بهداد و یکتا ناصر در شمال کشور ادامه دارد.محمد حسین سیدزاده، رضا سخایی و (بازیگران نوجوان: امید کماری، ثمین حاجی مختاری) دیگر بازیگران این فیلم هستند.

حامد بهداد و یکتا ناصر در نوشهر

این سومین فیلم بلند منوچهر هادی است که تهیه کنندگی آن را سید امیر سید زاده بر عهده دارد و قرار است اولین نمایش آن در جشنواره فیلم فجر باشد.فیلم داستان داود، بهیار مجرب بیمارستان است که بیماران مبتلا به مرگ را احیا می‌کند اما حالا مرگ به سراغ او آمده است.

حامد بهداد و یکتا ناصر در نوشهر

نوشته شده توسط nosrat2 در ساعت 04:43 PM

روایت مهناز افشار از حضور در سلول «ماندلا»!

شبکه ایران: او شبیه هیچ کس نیست؛ «خودش» است، یک بانوی هنرمند، «مهناز افشار»ی که در ایستگاه اول نماند، آهسته و پیوسته حرکت کرد تا به مقصد رسید.

شاید این طور به نظر برسد که یک بازیگر با چهره خاص و بازی در نقش‌های خاص روحیاتی خاص نیز دارد؛ از آن جنس رفتارها که شهرت فرد را در حلقه غرور گرفتار می‌کند تا خود را تافته‌ای جدابافته از جامعه بداند،‌ اما او این‌گونه نیست. شروع به صحبت که می‌کند اولین حسی که به مخاطب انتقال می‌دهد، «مهربانی» است و تو که با او به گپ و گفت‌و‌گو نشسته‌ای ناخودآگاه در ذهن خویش نجوا می‌کنی «چقدر دوست است!» و حقیقت این است «مهناز افشار» دوستانه حرف می‌زند و دوست بودن را بازی نمی‌کند.

گفت‌وگو با «مهناز افشار» از آن نشست‌هاست که به دل می‌نشیند، احساس خوشایندی به دلت رسوخ می‌کند که او یک هنرمند واقعی است، هنرمندی از جنس مردم که ساده و خودمانی با مردمش حرف می‌زند.

روایت مهناز افشار از حضور در سلول «ماندلا»!

خانم افشار! 16 سال است که تماشاگران با بازی شما انس گرفته‌اند؛ با سریال «عشق گمشده» وارد عرصه شدید، سریالی که سال 1376 از سیما پخش شد و بیننده را با هنرمندی تازه آشنا کرد. پس از آن با ایفای نقش در فیلم «دوستان» به کارگردانی علی شاه‌حاتمی در سال 1377 به سینما وارد شدید. تصور خیلی‌ها این بود مهناز افشار تنها بازیگری برای فروش بیشتر در فیلم‌های تجاری است اما شما با حضور در فیلم‌های هنری و نقش‌آفرینی تحسین‌برانگیز، این تصور را از بین بردید و به طور قاطع با آثار خود نشان دادید که یک هنرمند توانا در عرصه سینما هستید نه یک بازیگر تزئینی. از مسیر رسیدن به مقصد بگویید؟

ترجیح می‌دهم درخصوص بازیگری به صورت کلی پاسخگو نباشم، زیرا گفتن از عرصه بازیگری به یک بحث جداگانه و پرداخت تخصصی با محوریت صرف بر زوایای هنر بازیگری نیاز دارد. من متحول نشدم نام تحول را دوست ندارم. این‌گونه نبوده که یک روز بنشینم و تصمیم بگیرم از امروز متفاوت باشم. در مورد مسیری که تا به امروز در فضای بازیگری طی کردم، می‌توانم بگویم حضور در هر فیلم اندوخته‌ای به داشته‌هایم اضافه می‌کند که در اثر بعدی از آن اندوخته برای خلق کاراکتر و نقش‌های دیگر آن در فیلم‌های بعدی استفاده می‌کنم. اینجایی که امروز ایستاده‌ام نیز یک نقطه گذر است؛ با برداشت اندوخته‌های لازم از آن عبور خواهم کرد. در واقع تمام فیلم‌هایی که بازی کرده‌ام، تجربه‌هایی بوده‌اند که توانایی‌های امروز مرا پدید آورده‌اند و اما اعتقاد قوی دارم که کارگردان با درایت و آگاه، می‌تواند توانایی‌ها را به تصویر بکشد و ضعف‌ها را کمرنگ کند.

به طور تخصصی تدوین خوانده‌اید ولی به جای فیلمسازی و تدوین، بازیگری را انتخاب کردید؛ انتخابی که آثارتان نشان می‌دهد که سنجیده بوده است، هر چند ابتدا تماشاگر تنها کارهای تجاری و بعضاً نه چندان قوی از شما را شاهد بود. ولی اکنون مهناز افشار در فیلم‌هایی حضور دارد که مثلثی قوی است، مثلثی با سه ضلع فیلمنامه مناسب، کارگردانی خبره که با بازیگری تکنیکی، حسی و هنرمندانه شما شکل می‌گیرد...

بله در دانشگاه سوره تدوین خواندم، کارآموزی تدوین را هم در کنار آقای مهرجویی انجام دادم و کم کم وارد دنیای بازیگری شدم. بازیگری یک شغل است، شغلی سخت‌تر از خیلی شغل‌هاست. چند سال قبل تصمیم گرفتم مستندی بسازم، مستندی درباره نلسون ماندلا، حتی به این قصد به آفریقا سفر کردم؛ از فضای زندگی، زندانی که سال‌ها در آن حبس بود، سلول انفرادی‌اش و... فیلم گرفتم. کلی وقت برای این کار گذاشتم اما در نهایت فهمیدم دغدغه‌ام کارگردانی نیست، آن فیلم هم ساخته نشد.

در میان آثار سینمایی که در آن بازیگر بوده‌اید، فیلمی هست که این روزها نگاه کنید و بگویید از بازی‌ام در این فیلم خوشم نمی‌آید؟


هستند فیلم‌هایی که از آنها دفاع نمی‌کنم. ولی از حضور در آنها پشیمان نیستم. تجربه آن فیلم‌ها بود که باعث شد کم کم دقت بیشتری در انتخاب فیلمنامه‌ها پیدا کردم. در واقع هر اثر یک تجربه بود.

اکنون فیلم «هیچ کجا هیچ کس» بر پرده سینماها در حال اکران است، فیلم با حضور ستارگان سینما و بیشتر از همه حضور متفاوت مهناز افشار، نگاه تماشاگر را به سوی خود می‌خواند؛ مهنازی که دیگر اتو کشیده و با گریمی بی نقص نیست، بلکه چهره‌پردازی‌اش آشفته است و گریم بیشتر از آن که به پررنگ‌تر کردن زیبایی چهره بازیگر بپردازد، در نشان دادن آشفتگی، ترس، دلهره، وحشت و... صورت می‌گیرد. انگار مهناز افشار «هیچ کجا هیچ کس» را هیچ جا ندیده بودیم، بازیگری که به شکلی ماهرانه تکنیک‌های بازیگری حرفه‌ای را به خدمت می‌گیرد. از این فیلم و حضور متفاوت خود بگویید؟

«هیچ کجا، هیچ کس» فیلمی بود که فیلمنامه‌اش را که خواندم، حسی در من ایجاد کرد که نتوانستم به کاراکتری که در این فیلم به من پیشنهاد داده شده بود، «نه» بگویم. داستان انسان‌هایی که در توهم یک رستگاری خودساخته، تصمیم به سرک کشیدن به پشت دیوار تباهی می‌گیرند. یلدا، داود، مهران، مرجان و... هر روز در سکوت از کنار هم می‌گذریم. در ناکجا‌آبادی به وسعت «هیچ کجا، هیچ کس»، همین حس باعث شد تلاش کنم با کمک کارگردان فیلم نقش را در موقعیتی که در آن هست، با شناسنامه‌‌ای که دارد، درست به تصویر بکشیم. تفاوت قصه و روایت متفاوتی که داشت، باعث جواب مثبت من به «هیچ کجا، هیچ کس» بود.

در جشنواره فجر گذشته دو فیلم از شما اکران شد؛ «هیچ کجا، هیچ کس»، «چه خوبه برگشتی» دو فیلم با دو مهناز افشار متفاوت، یکی که هنرمندانه نقش می‌آفریند و در دیگری بیشتر یک بازیگر تزئینی است. این کاراکترهای متفاوت حاصل نگاه کارگردانان متفاوت است یا خیر؟

حاصل قصه دو فیلم متفاوت بود. البته معتقدم در فیلم استاد مهرجویی آن نقش آنچه شما گفتید، نبود. از تحلیل خود آقای مهرجویی استفاده می‌کنم، هسته مرکزی، روابط آدم‌های آن قصه بود.

 روایت مهناز افشار از حضور در سلول «ماندلا»!

فیلم هیچ کجا، هیچ کس دارای نمادهای سنت و مدرنیته، خانواده و ضدخانواده، شهر و روستا و... است. بعضی‌ها معتقدند داستان فیلم با ساختار غیرخطی به زور تدوین و بازیگران چهره، پروداکشن و لوکیشن‌ها و پیچ‌های دراماتیک، مخاطب را بر صندلی سینما نگه می‌دارد. اما مخالفان این نظر معتقدند که روایت غیرخطی فیلم کاری جسورانه از ابراهیم شیبانی بود. به تازگی هم فیلم در فضای فیلمسازی اجتماعی رسیده است از دید شما تا چه حد دیالوگ‌های فیلم توانسته مفاهیم را به مخاطب منتقل کند؟

به اعتقاد من اغلب نظریاتی که درباره فیلم مطرح ‌شد، درست است. آقای ابراهیم شیبانی- کارگردان فیلم- نیز با جسارت ساخت فیلمی با روایت غیرخطی را انتخاب کردند زیرا پرداختن به این گونه سینما آسان نیست ولی ایشان تجربه ساخت چنین فیلمی را در کارنامه کاری خود به جا گذاشت، فیلمی تمیز با نقاط قوت و البته ضعف‌هایی که قابل دفاع است.

اولــین تــجربـه فیلمسازی شیبانی با حضور شما بود، چطور شد که باز هم با ایشان همکاری کردید؟


اولین فیلم با کارگردانی ابراهیم شیبانی سال 1381 ساخته شد، فیلمی به نام «زهرعسل» آن زمان ایشان کارگردان فیلم اولی بودند، کارگردانی که هر چند اولین فیلم خود را می‌ساخت ولی سال‌ها پیش از آن با بزرگان و اساتید هنر کار کرده بود.یقین داشتم که تجربه‌های باارزشی را در کنار اساتید کارگردانی کشور کسب کرده است، اولین حضور در اولین فیلم شیبانی اعتقادی که داشتم را به قطعیت رساند. او با نگاهی برگرفته از تجربیات بزرگان به میدان فیلمسازی آمده بود، پس وقتی پیشنهاد حضور در «هیچ کجا، هیچ کس» را به من داد، خواستم بار دیگر تجربه کار با ایشان را داشته باشم.

بد نیست از فضای سینما خارج شویم و نگاهی به تئائر و بازی شما در «آمدیم، نبودید، رفتیم» کــار رضـا حــداد داشته باشیم، حـضـور شـــمـا برصحنه تئائر اولین قدم بود تا نشان دهد مهناز افشار در حلقه بازیگران سینمای تزئینی قرار ندارد. او حرفه‌ای بازی می‌کند اگر کارگردانی حرفه‌ای کنارش باشد. از تئاتر و تفاوت‌هایش با سینما بگویید؟


تئاتر عرصه آموختن است، عرصه پر از احترام و شاگردی برای من. پس با جان دل رفتم که بیاموزم.

بعد از گرفتن جایزه از جشنواره فجر و نیز انجمن منتقدان سینما، نگاه شما به بازیگری چقدر تفاوت کرده است؟


تا قبل از این جوایز هم نگاهم به حرفه‌ام همیشه جدی بود، این که کم و کاستی و ضعف‌هایی هم در کارنامه من هست، برایم ایراد نیست، بلکه تجربه‌ای است برای پله‌های بعدی و صد البته این جوایز ارزشمند مسئولیت مرا بیشتر از سابق کرده است.حالا فیلمنامه‌ها را با نگاهی دقیق‌تر و جامع‌تر می‌خوانم و دست به انتخاب می‌زنم. داستان، موضوع، شخصیت‌ها، شیوه روایت و... همه اینها را در فیلمنامه در نظر می‌گیرم. بعد از آن هم به کارنامه کارگردان، تیم فیلمسازی و توان حرفه‌ای گروه توجه می‌کنم. در واقع دیگر مثل شروع کارم در سینما، بازی در هر فیلمی را به راحتی نمی‌پذیرم.

فیلم «پل چوبی» با بازی شما همین روزها بر پرده سینما‌ها آمد، فیلمی به کارگردانی مهدی کرم‌پور و این درحالی است که چند روز بیشتر نیست فیلمبرداری فیلم «متروپل» به کارگردانی مسعود کیمیایی پایان یافته است، فیلمی که نقش اول آن شما هستید. از حضور در کنار کارگردانان خوب سینما بگویید؟

خوشحالم که خلاصه فیلم «پل چوبی» اکران شد؛ اکرانی بعد از دو سال توقیف! این فیلم به لحاظ درونمایه تاریخی، جنبه‌ای نمادین دارد. «پل چوبی» معبری بود بر خندق شمالی تهران، مابین پایتخت و ییلاق شمیران، محل اتصال تهران قدیم و تهران مدرن، در فیلم «پل چوبی» گذشته و حال به هم متصل می‌شود. «پل چوبی» یادگاری از گذشته‌هاست، در قلب شهر پرهیاهو؛ محل رخداد عاشقانه‌ای ناآرام، «پل چوبی» از آن فیلم‌هاست که باید دید. «متروپل» دومین حضور من در اثری از استاد کیمیایی است.

نخستین تجربه‌ام در همکاری با استاد کیمیایی، فیلم «رئیس» بود. بعد از آن با کارآکتر «خاتون» نقش اول فیلم جدید مسعود کیمیایی را ایفا می‌کنم، کاراکتری که برایم دوست داشتنی است. «خاتون» در حادثه‌ای، جایی را برای پناه بردن ندارد، 12 شب به سینمای مخروبه‌ای پناه می‌برد که این روزها باشگاه بیلیارد شده است و در آنجا بافت دیگری به قصه اضافه می‌شود‌. از «متروپل» تنها می‌توانم بگویم که هر بازیگری یکبار در کنار مسعود کیمیایی کار کردن را باید تجربه کند. حتی برای یک مرتبه هم که باشد، تاثیرگذار است. کارگردانان بزرگ درس‌های تخصصی حرفه‌ای به بازیگر می‌آموزند و مسعود کیمیایی یکی از آن بزرگانی است که در کنارش زیاد آموختم.


افق سینمای ایران را چگونه می‌بینید در نگاهی به آینده و رو‌به‌رو؟

سینمای ایران را مانند مادری می‌بینم که روزهای باشکوه فرزندانش را دیده و روزهای شکست و غمگینی‌اش را هم همین‌طور و الان این مادر با جدیت برای ترمیم، سلامت و استقرار فرزندانش می‌کوشد و فرزندان برای سینما که همان مادر است باید تلاش کنند، بمانند و درست هم بمانند... نگاهم روشن است و امیدوار.

نوشته شده توسط nosrat2 در ساعت 04:35 PM

فرهادی و کارگردان «21 گرم» در آمریکا+عکس

خبرآنلاین: اصغر فرهادی این روزها با فیلم فرانسوی «گذشته» در جشنواره فیلم تلوراید در آمریکا به سر می‌برد.

امسال فیلم‌های مطرحی مثل «12 سال بردگی» استیو مکوئین، «نبراسکا» الکساندر پین، «درون لوین دیویس» برادران کوئن، «روز کارگر» جیسن ریتمن و «جاذبه» آلفونسو کوارون در تلوراید روی پرده می‌روند.

فرهادی و کارگردان «21 گرم» در آمریکا

اصغر فرهادی و آلخاندرو گونزالس ایناریتو کارگردان فیلم «بابل»

اصغر فرهادی با فیلم «گذشته» در این جشنواره حضور دارد. او در جریان این جشنواره با الکساندر پین فیلمنامه‌نویس برنده اسکار «فرزندان» که فیلم «نبراسکا» را برای نمایش در جشنواره دارد و آلخاندرو گونزالس ایناریتو، کارگردان «بابل» و «21 گرم» دیدار کرد.

فرهادی و کارگردان «21 گرم» در آمریکا

اصغر فرهادی و الکساندر پین

جشنواره فیلم تلوراید از 29 اوت تا دوم سپتامبر در تلوراید کلورادو در آمریکا برگزار می‌شود.

نوشته شده توسط nosrat2 در ساعت 04:14 PM

معلم جوانی که دانش آموزانش را اجبار به رابطه نامشروع می کرد + عکس

یک معلم جوان به نام "راشل جندرون" که 27 سال سن دارد دانش آموز پسر خود را 5 بار مورد استفاده جنسی قرار داده و با تهدید فیلم و عکس آن را به سکوت واداشته بود به پای میز محاکمه کشیده شد.

 معلم جوانی که دانش آموزانش را اجبار به رابطه نامشروع می کرد

وی که از سال 2008 در یک دبیرستان به تدریس اشتغال داشته است در موردی دیگر متهم به تجاوز جنسی به دانش آموز 16 ساله خود است.
جلسه دادگاه با حضور مادر این معلم متجاوز برگزار شد و بر اساس حکم قاضی دادگاه وی به 10 سال زندان و منع از تدریس شد.


منبع: pardad.ir

نوشته شده توسط nosrat2 در ساعت 03:34 PM

یک تاجر با اجداد ایرانی، علت طلاق مونیکا بلوچی از همسرش! + عکس


 یک تاجر با اجداد ایرانی، علت طلاق مونیکا بلوچی از همسرش!

یک سایت آدربایجانی اعلام کرد که علت جدایی مونیکا بلوچی و همسرش ونسان کاسل دلدادگی او و یک قارون مشهور آذربایجانی با نام تلمان اسماعیلوف است.


تاریخ آشنایی این بازیگر48 ساله ایتالیایی که در کارنامه اش فیلم های رنگارنگ و بین المللی دارد با این تاجر سرشناس و آذربایجانی/روس که یهودی تبار است و اجدادش پارسی هستند به سال 2009 بازمی گردد. این تاجرِ املاک ، مستغلات و هتلدار در ترکیه ساکن است. تلمان اسماعیلوف علاقه ی خاصی به خوانندگان دارد و میلیونها دلار برای حضور جنیفر لوپز و ماریا کری و تام جونز برای حضور در مراسم هایش پرداخت کرده است.

او با بازیگرانی چون شارون استون،ریچارد گر هم ... دوستی دارد. ثروت اسماعیلوف چنان هنگفت است که پس از سرمایه گزاری های او در خارج از روسیه ولادیمیر پوتین از این حرکت او انتقاد کرده بود.


منبع: caffecinema.com

نوشته شده توسط nosrat2 در ساعت 03:23 PM

تصاویر عاشقانه در " کلاه پهلوی " !

تصاویر عاشقانه در کلاه پهلوی

خبرگزاری فارس با عنوان خبری تحت عنوان «کلاه پهلوی» و قبح‌شکنی در قالب روایت تاریخ ، عنوان کرده است که سریال کلاه پهلوی از اهداف اصلی خود دور شده است که شرح خبر را در ادامه می خوانید :

 در میان سریال‌های سطحی تلویزیون که مشخص نیست با چه انگیزه‌ و هدفی و برای کدام قشر از بینندگان ساخته می‌شود مجموعه تلویزیونی «کلاه‌پهلوی» یک پدیده از لحاظ ساخت کلاسیک است.

متاسفانه در چند سال اخیر، افت کیفی سریال‌های هفتگی و هر شبی در مدیوم سیما برای همگان روشن است و سیاست‌های مدیران و معاونت سیما به جای کشف و نزدیک شدن به الگوهای سرگرمی‌ساز استاندارد و مناسب با ساز و کار اجتماع امروز، خلاصه می‌شود به عرصه‌ای که جنبش تولیدات هجو سیما نامیده می‌شود ولی به جرات می‌توان گفت ساخت سریال‌هایی نظیر «مختارنامه»، ‌«شوق پرواز» و «کلاه‌پهلوی» که به آنها «درجه الف» می‌گویند، در تلویزیون جمهوری اسلامی، اقدامی درخور توجه است.

البته همین معدود سریال‌ها، بحران مدیریتی و ضعف‌های معاونت سیما در امر تولید و نداشتن برنامه را مخفی می‌کند.

سریال «کلاه‌پهلوی» با توجه به محدویت‌های تولید در تلویزیون، یک سریال بسیار مطلوب‌ محسوب می‌شود، نخستین دلیلی که سبب چنین ادعایی می‌شود این است که این سریال ضمن قوام داستانی و قواره استاندارد سریالی، یک بسته کامل از یک قصه تاریخی معاصر است.

اما با تمام محاسن کلاسیکی که این سریال دارد و علیرغم اینکه در قسمت‌های نخستین کلاه‌پهلوی، خیانت‌های شاهان وطن‌فروشی و ضدیت‌شان با اسلام به خوبی و با ظرافت نشان داده می‌شد، متاسفانه در چند قسمت اخیر این سریال، به نظر می‌رسد از هدف اصلی دور شده باشد.

 تصاویر عاشقانه در کلاه پهلوی
تصاویر عاشقانه در کلاه پهلوی
تصاویر عاشقانه در کلاه پهلوی
 تصاویر عاشقانه در کلاه پهلوی
تصاویر عاشقانه در کلاه پهلوی
تصاویر عاشقانه در کلاه پهلوی
تصاویر عاشقانه در کلاه پهلوی

در جمعه‌ای که گذشت، شاهد بودیم در یک تولید وطنی سیمای جمهوری اسلامی، در یک سریال که بینندگان آن از کودکان و نوجوانان در آستانه بلوغ تا سنین بالاتر آن را مشاهده می‌کنند، عشق مثلثی و مربعی، قبح‌شکنی می‌شود.

کلاه‌پهلوی با این هدف ساخته شد که عمق جنایات خاندان پلید پهلوی را که علاوه بر اسلام، ضربات جبران‌ناپذیری بر پیکر ایران و ایرانی نواخت را نشان دهد نه آنکه اینقدر صریح برای انتقال پیامش مجبور به نمایش مسائلی شود که چون سمی مهلک ممکن است تاثیری عمقی بر روح و روان بینندگان به ویژه جوانان و نوجوانان بگذارد؛ مسائلی که موجب شود شرم و حیا از بین برود و خدای ناکرده عادی‌سازی شود.

بسیاری از متدینانی که قسمت اخیر کلاه‌پهلوی را دیدند، از دیدن ناز و عشوه‌هایی که بین نامحرمان و یک زن ایرانی و یک مرد اجنبی در میان بود، برابر فرزندان خود شرمگین شدند و افراد غیور زیادی به نگارنده چنین مطلبی را منتقل کردند.

سریالی که مهندسی فیلمنامه‌اش مبنای هوشمندانه و خلاقی دارد و در آن، تا این حد مطلوب، فن سریال‌سازی رعایت شده است، نباید اینقدر صریح به مواردی که چه شرعی، چه از جنبه انسانی و چه عرفی در میان خانواده‌های ایرانی «ناپسند» دانسته می‌شود ـ و به واقع هم همین‌طور است ـ پرداخته شود.

مردمی که به خاطر نفوذ افکار غربی و نمایش سبک زندگی غربی در فیلم‌های سینمایی ایران از رفتن به سینما گریزان شده‌اند، حال باید ببینند همان موارد در قالب انتقادی و برای نمایش خیانت رژیم سابق،‌در تلویزیونی که به فرموده حضرت امام راحل باید «دانشگاه» باشد نشان داده می‌شود.

هنوز مخاطبان سیما از تماشای مجموعه‌های تلویزیونی جذاب و دوست‌داشتنی دو ـ سه سال اخیر به ویژه مختارنامه خاطرات خوب و خوشی در ذهن دارند تا جایی که بسیاری از مجموعه‌های تلویزیونی‌ای که پس از پخش مختارنامه  روی آنتن شبکه‌های مختلف می رود نیز با کیفیت بالای آن مورد سنجش و کیفیت قرار می گیرند. در مقابل مجموعه های تلویزیونی فراوانی هم بودند که در سال‌های اخیر با حضور هنرمندان نامی و محبوب روی آنتن رفته اند و امروز هیچ تصویر ماندگاری از آنها در فکر و ذهن مخاطب نمانده است. سریال هایی که بیهوده ساخته شدند و فقط جنبه پر کردن آنتن شبکه‌های مختلف تلویزیون و البته جیب سازندگان و تهیه‌کنندگانشان را داشته‌اند.

در عین حال نمی‌توان انتظار داشت تلویزیون بتواند همواره سریال‌هایی را روی آنتن ببرد که مخاطب را نگه دارند ولی وقتی هر سه ـ چهار سال تنها یک مجموعه تلویزیونی الف ساخته می‌شود، انتظار می‌رود مانند مختارنامه باشد.

درباره کلاه‌پهلوی این سؤال را هم باید از دست‌اندرکاران اداره نظارت بر تولیدات تلویزیون پرسید: وظیفه شما چیست؟ مگر شما نباید آثار نمایشی را مورد ممیزی قرار داده و عملا شرایطی را فراهم کنید که مردم با خیال راحت فرزندان‌شان را پای تلویزیون بنشانند؟

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 02:55 AM

August 30, 2013

عکس‌های سفر جمعی از بازیگران به تبریز

عکس‌های سفر جمعی از بازیگران به تبریز

سفر هنرمندان و بازیگران به تبریز
سفر هنرمندان و بازیگران به تبریز
 سفر هنرمندان و بازیگران به تبریز

فلورا سام و آناهیتا همتی در سفر به تبریز / شهریور ۹۲
سفر هنرمندان و بازیگران به تبریز
سفر هنرمندان و بازیگران به تبریز
 سفر هنرمندان و بازیگران به تبریز

 نرگس محمدی  در سفر به تبریز / شهریور ۹۲
سفر هنرمندان و بازیگران به تبریز

سروش صحت در سفر به تبریز / شهریور ۹۲
سفر هنرمندان و بازیگران به تبریز

حسام نواب صفوی سیروس مقدم و نرگس محمدی در سفر به تبریز / شهریور ۹۲
سفر هنرمندان و بازیگران به تبریز

حسام نواب صفوی در سفر به تبریز / شهریور ۹۲
سفر هنرمندان و بازیگران به تبریز
سفر هنرمندان و بازیگران به تبریز
سفر هنرمندان و بازیگران به تبریز

مریم امیر جلالی و محمدرضا شریفی نیا در سفر به تبریز / شهریور ۹۲
سفر هنرمندان و بازیگران به تبریز

مهرانه مهین ترابی در سفر به تبریز / شهریور ۹۲
 سفر هنرمندان و بازیگران به تبریز

امین زندگانی در سفر به تبریز / شهریور ۹۲
سفر هنرمندان و بازیگران به تبریز
سفر هنرمندان و بازیگران به تبریز
سفر هنرمندان و بازیگران به تبریز

اشکان خطیبی در سفر به تبریز / شهریور ۹۲
سفر هنرمندان و بازیگران به تبریز
سفر هنرمندان و بازیگران به تبریز

الهام حمیدی در سفر به تبریز / شهریور ۹۲
سفر هنرمندان و بازیگران به تبریز
سفر هنرمندان و بازیگران به تبریز

سفر هنرمندان و بازیگران به تبریز
سفر هنرمندان و بازیگران به تبریز
 سفر هنرمندان و بازیگران به تبریز
 سفر هنرمندان و بازیگران به تبریز
سفر هنرمندان و بازیگران به تبریز

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 02:44 PM

August 29, 2013

آشپزی فوتبالیست مشهور درمنزل شخصی اش

معمولاً در هر خانواده ای مسئول آشپزی و آشپزخانه برعهده خانم خانواده است اما این مسئله در خانواده "بکهام" فرق دارد و ورود خانم ها به آشپزخانه ممنوع است.

علاقه بکهام به آشپزی از زمان حضورش در باشگاه های اروپایی و دوری از خانواه بود و این علاقه تا جایی پیش رفت که بکهام در کلاس های آشپزی شرکت کرد.

گفتنی است، در سال 2012 گفته شد دیوید بکهام با سر آشپز معروف "گوردون رمزی" رستورانی را در مرکز لندن افتتاح کرد.


اقتصاد ایران آنلاین

نوشته شده توسط nosrat2 در ساعت 04:04 PM

عکس جدید از نیوشا ضیغمی و همسرش

عکس جدید از نیوشا ضیغمی و همسرش

اقتصاد ایران آنلاین

نوشته شده توسط nosrat2 در ساعت 03:43 PM

گفتگو با یک زوج خوشبخت ( الهام چرخنده و فرشید نوابی ) / تصاویر خانوادگی متفاوت

الهام چرخنده و فرشید نوابی

الهام چرخنده و فرشید نوابی زوج عجیب و غریبی هستند چرا که در عین تفاوت ها شباهت های زیادی با هم دارند. وقتی با هر کدام از آنها به تنهایی ملاقات می کنید باورتان نمی شود که آنها زیر یک سقف زندگی می کنند چون بیش از هر چیزی تفاوت آنها به چشم می آید! فرشید نوابی مردی آرام، کم حرف و تودار است اما الهام چرخنده حسابی اکتیو و پرحرف است البته وقتی این دو نفر کنار هم قرار می گیرند متوجه می شوید در عین تفاوت شباهت های زیادی با هم دارند که پررنگ ترین آن سادگی و صمیمیت است. آنها عاشق یکدیگر هستند و با گذشت سال ها هنوز عشق میان آنها کم نشده است. با آنها گفتگوی متفاوت و جالبی داشتیم که خواندنش خالی از لطف نیست.

الهام چرخنده و همسرش فرشید نوابی

ما عین جولز و جولی هستیم

الهام چرخنده: بی تردید هر کسی معیارهای خاص خودش را برای ازدواج دارد و براساس همان معیارها هم فرد مورد نظرش را انتخاب می کند. چیزی که باعث شد من فرشید را انتخاب کنم در درجه اول حس آرامش توام با امنیتی بود که او به من منتقل می کرد. او برایم یک تکیه گاه به شمار می رفت و به همین خاطر حس کردم می توانم یک عمر بی دغدغه به او تکیه کنم بدون آنکه هراسی به خود راه بدهم. از طرفی در طول این سال ها فرشید جدا از اینکه همسرم بود مانند یک رفیق همیشه همراهم بود و اجازه نمی داد که هیچ چیزی من را ناراحت کند. گاهی اوقات دوستانم به ما می گویند شما عین جولز و جولی به شدت به یکدیگر شبیه هستید.

فرشید نوابی: ازدواج را به نوعی بخشی از سرنوشت می دانم و بر این باورم که فرد مورد نظرتان را اگر به درستی انتخاب کنید می توانید یک عمر از کنار هم بودن لذت ببرید. لحظه اولی که الهام را دیدم حس کردم می توانم باقی عمرم را با او بگذرانم چرا که او یک دختر زلال، شفاف، با احساس و هنرمند بود و این موضوع من را تحت تاثیر قرار داد.

الهام چرخنده و همسرش فرشید نوابی

من دهان هستم فرشید گوش

الهام چرخنده: در عین حال که ما شباهت های زیادی داریم. اما تفاوت هایی هم با یکدیگر داریم به طور مثال من به شدت برونگرا هستم و اهل حرف زدنم و گاهی ساعت ها بدون احساس خستگی برای فرشید حرف می زنم به گونه ای که اگر او بخواهد چیزی به حرف هایم اضافه کند می گویم یک لحظه صبر کن و آنجا است که صدای او در می آید! می گوید: الهام من دو ساعت است که فقط یک نکته می خواهم اضافه کنم! به عبارت دیگر فرشید گوش است و من دهان هستم و شاید به همین خاطر است که ما تا این حد با هم تفاهم داریم و در کنار هم احساس خوشبختی می کنیم چون مانند تکه های پازل همدیگر را کامل می کنیم.

 الهام چرخنده و همسرش فرشید نوابی

ما زندگی سنتی داریم

الهام چرخنده: در عین حال که تفکرات مدرنی داریم اما هر دوی ما به شدت به زندگی سنتی ایرانی علاقمند هستیم و به نوعی به ریشه هایمان احترام می گذاریم. شاید برای بعضی ها جالب باشد، من هنوز دوست دارم در کنار آن که یک زن مدرن و رو به پیشرفت باشم، همانند یک زن ایرانی در بعضی از موارد سنتی رفتار کنم و برای بیرون رفتن از خانه حتی به منزل مادرم از فرشید اجازه بگیرم.

 الهام چرخنده و پسرش

این اجازه گرفتن به معنای محدود کردن نیست بلکه نوعی احترام است و از این طریق او را در جریان کارهایم قرار می دهم.

فرشید نوابی: وقتی ما می گوییم «زندگی سنتی» منظورمان این نیست که خودمان را محدود کنیم و اجازه رشد تفکر و باورها را به خودمان ندهیم بلکه منظور ما از بیان سنت همان اشاره به فرهنگ کهن ایرانی و فولکلوریک است. ما نباید هیچ گاه فراموش کنیم که از کجا آمده ایم.

علاقه من و همسرم به فرهنگ ایرانی باعث شده است که نوع زندگی مان را براساس همین باورها بسازیم.

به خانواده های هم احترام می گذاریم

فرشید نوابی: من و همسرم همیشه به خانواده های هم احترام می گذاریم و آنها را بخشی از اعضای خانواده خودمان می دانیم. متاسفانه برداشت اشتباه بعضی از افراد از سنت باعث می شود که آنها فکر کنند باید نسبت به خانواده های همسرشان گارد داشته باشند و گاهی این مورد حتی پیش از ازدواج پیش می آید و افراد نسبت به واژه هایی مانند مادرشوهر، مادرزن و خواهرشوهر گارد دارند و با همین ذهنیت وارد زندگی مشترک می شوند. دور از ذهن نیست که این ذهنیت باعث تیرگی روابط شان بعد از ازدواج گردد اما من یاد گرفتم همیشه به آدم ها ورای روابط فامیلی که با آنها دارم احترام بگذارم و به همین جهت ارتباط بسیار نزدیکی با خانواده همسرم دارم.

الهام چرخنده: با حرف های فرشید کاملاً موافق هستم. من مادر فرشید را مادر خوبم می دانم و ارتباط بسیار خوبی با او دارم. از طرفی خیلی دوست دارم که با اقوام همسرم رفت و آمد کنم و از هر فرصتی برای معاشرت با آنها استفاده می کنم.

همکاری در کارهای خانه

فرشید نوابی: به نظرم در دنیای مدرن دیگر خط کشی بین زن و مرد وجود ندارد و هر دوی آنها باید در کنار هم حضور در جامعه را تجربه کنند.
وقتی چنین شرایطی پیش می آید از مرد هم این توقع می رود که در کارهای خانه به همسرش کمک کند و این را صرفاً یک وظیفه زنانه نداند. من هر کاری که از دستم بر می آید برای کمک به همسرم انجام می دهم؛ از نظافت خانه گرفته تا رسیدگی به امور بچه ها و فکر می کنم این موضوع باعث می شود تا هر دوی ما با فراغ بال بیشتری به مسائل رسیدگی کنیم.

روزی که با موسیقی آشنا شدم

فرشید نوابی: شاید این جمله خیلی کلیشه ای به نظر برسد اما از دوران کودکی من شیفته موسیقی بودم و از وقتی که خودم را شناختم به واسطه برادران بزرگترم با ساز گیتار و پیانو آشنا شدم. به همین خاطر موسیقی خیلی زود به رفیق تنهایی من بدل شد و در غم و شادی کنارم قرار گرفت به گونه ای که این روزها زندگی ام را به دور از موسیقی نمی توانم حتی تصور کنم و در لحظه به لحظه زندگی ام این هنر جاری است.

هفت های محبوب زندگی من

الهام چرخنده: عدد محبوب زندگی من هفت است چرا که افراد محبوب زندگی من در روز هفتم ماه های مختلف به دنیا آمده اند؛ فرشید؛ هفت تیر، شایان؛ هفت بهمن و ارسطو هم هفت اردیبهشت. به همین خاطر به این عدد علاقه ویژه ای دارم.

مشورت در کار

فرشید نوابی: طبیعی است که چون من و الهام با یکدیگر هم صنف هستیم حرف های مشترک زیادی از جهت کاری با هم داشته باشیم. خیلی وقت ها درباره فیلمنامه هایی که به دست مان می رسد با یکدیگر مشورت می کنیم و نظرات مان را بدون تعارف با یکدیگر در میان می گذاریم.

الهام چرخنده: من به سلیقه فرشید به نوعی ایمان دارم و از نظرات او در کار بسیار استفاده می کنم. به همین خاطر زمانی که او با دلیل از من می خواهد در کاری حضور نداشته باشم از بازی در آن کار به راحتی صرف نظر می کنم.

ساخت مسابقه ستاره آواز

این روزها درگیر مراحل پیش تولید مسابقه «ستاره آواز» هستم. برخلاف شایعاتی که پیرامون نام این مسابقه وجود داشت، ما از عنوان «آکادمی ایرانی» برای مسابقه خودمان استفاده نمی کنیم. آکادمی در اصل فضایی است که در آن هنرجوها آموزش می بینند؛ اما متاسفانه کاربرد این اصطلاح به شکلی نامطلوب در مورد این سبک مسابقه ها باب شده است. درست است که ما در این مسابقه به هنرجویان مان آموزش می دهیم، اما نمی توان این ادعا را داشت که این آموزش ها کارآیی یک دانشگاه موسیقی را دارند. این برنامه در اصل یک مسابقه و انتخاب بهترین هاست. به هر حال موسیقی، هنری نیست که بتوان آن را در مدتی کوتاه به کسی آموزش داد.

به همه سبک ها پرداختیم

بیش از یک سال است که روی فرم و ساختار کلی این برنامه کار می کنیم. قصد ما این است که مسابقه را از طریق شبکه ویدیویی نمایش خانگی به دست مخاطبان برسانیم. در این مسباقه به همه سبک های موسیقی از قبیل پاپ، سنتی و کلاسیک می پردازیم و این طور نیست که بخواهیم در آن صرفاً بر موسیقی پاپ متمرکز شویم. «ستاره آواز» در ۱۸ قسمت ۱۰۰ دقیقه ای تولید خواهد شد که در آن، دو زمان ۴۰ دقیقه ای برای موسیقی پاپ و سنتی و یک زمان ۲۰ دقیقه ای برای موسیقی کلاسیک در نظر گرفته شده است.

داوران این مسابقه

در حال حاضر با برخی از بزرگان موسیقی کشور مانند «فریدون شهبازیان» و «ناصر چشم آذر» وارد گفتگو شدیم اما حضورشان به طور قراردادی تعیین نشده است.

تعداد شرکت کننده های ستاره آواز

در مورد نحوه حضور شرکت کنندگان در این مسابقه هم باید بگویم همواره برایم کیفیت مهمتر از کمیت است؛ به همین دلیل، از افرادی که استعدادهایشان را می شناختم استفاده کردم. تعداد شرکت کننده هایمان در مسابقه در هر رشته ۵۰ نفر است. در حال حاضر، تست ها نیز از این افراد گرفته شده و طراحی دکور هم انجام شده و فقط منتشر این هستیم که شرایط فراهم شود تا بتوانیم این مسابقه را کلید بزنیم.

«ستاره آواز» آبروی موسیقی ایران است

اعتقادم این است که «ستاره آواز» به نوعی آبروی موسیقی ایران به شمار می رود و درست به همین دلیل با وجود مشکلات مالی و پیشنهادهای زیادی که برای سرمایه گذاری در این زمینه داشتم، حاضر نشدم هر برندی را به عنوان اسپانسر بپذیرم؛ چون می دانستم این مسابقه علاوه بر مخاطبان داخلی بینندگان خارجی نیز دارد و آنها ممکن است این مسابقه را با مسابقه های بزرگ قیاس کنند. به همین دلیل، در این راه باید هوشیارانه قدم برداشت.

شایان و ارسطو؛ فرشته های زندگی ما

الهام چرخنده: شایان و ارسطو فرشته های زندگی ما هستند و هر دوی ما به شدت آنها را دوست داریم. حکایت انتخاب اسم بچه های ما هم بسیار جالب است؛ اسم پسر اولم شایان است و او درست مانند اسمش فرد شایسته ای است و از هوش سرشاری برخوردار است و جزو نخبه های ریاضی محسوب می شود. پسر کوچکم هم شیفته هنر است و مانند فرشید علاقه زیادی به موسیقی دارد و به نظرم ارسطو هم مانند اسمش علاقه زیادی به فلسفه، نجوم و موسیقی دارد، البته من بر این باورم که وقتی اسمی برای فردی انتخاب می کنید ناخودآگاه زندگی آن فرد از اسمش تاثیر می گیرد.

از اینکه زود ازدواج کردم پشیمان نیستم

الهام چرخنده: برخی به من می گویند: «از این که زود ازدواج کردی و مادر شدی پشیمان نیستی؟ چون ازدواج زود هنگام معمولاً جلوی پیشرفت افراد را می گیرد!» اما من در جواب آنها می گویم از اینکه زود ازدواج کردم خیلی خوشحالم چون بر این باورم که ازدواج در ۱۸ سالگی و مادر شدن در آن سن و سال باعث شد تا من زودتر در جریان زندگی قرار بگیرم. بعضی ها وقتی من و شایان را می بینند باور نمی کنند بچه ای به این بزرگی داشته باشم اما خودم همیشه از این موضوع خوشحالم چون این موضوع باعث نشد که من از دانشگاه ورزش و بازیگری دور بیفتم بلکه به من کمک کرد در زندگی ام هدفمند شوم.

خودم ماست درست می کنم

الهام چرخنده: همیشه سعی می کنم با دقت خاصی امور مربوط به خانه را رسیدگی کنم. اگر سر کار نباشم و فرصت کنم خودم به کارهای خانه رسیدگی می کنم و اگر هم این شرایط مهیا نباشد از فردی کمک می گیرم اما در مورد آشپزی همیشه سعی می کنم خودم غذا درست کنم چون فرشید هر غذایی را نمی خورد و معمولاً علاقه ای به غذاهای آماده ندارد اما دستپخت من و البته پسرم شایان را خیلی دوست دارد. من به ریزه کاری های خانه آشنایی دارم به همین خاطر حتی خودم ماست درست می کنم چون کیفیت ماست هایی که در بیرون وجود دارد تعریفی ندارد.

مجله آرامش

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 12:14 PM

پس از مونیکا بلوچی، کاترین زتاجونز و مایکل داگلاس هم طلاق گرفتند! + تصاویر

 پس از مونیکا بلوچی، کاترین زتاجونز و مایکل داگلاس هم طلاق گرفتند!

طی ماه‌های گذشته مایکل داگلاس و کاترین زتاجونز به طور جداگانه‌ای در محافل و فرش قرمزها شرکت جسته‌اند و مدتی است که شایعه‌ی جدایی این زوج هم بر سر زبان‌ها بود، تا این که این اتفاق متاسفانه به حقیقت پیوست. امروز این زوج اعلام کردند که پس از سیزده سال زندگی مشترک زندگی جداگانه‌ای در پیش خواهند گرفت.

پس از مونیکا بلوچی، کاترین زتاجونز و مایکل داگلاس هم طلاق گرفتند!

کاترین زتاجونز سال ۲۰۰۰ با تهیه‌کننده و بازیگر مایکل داگلاس ازدواج کرد و این دو صاحب دو فرزند دختر و پسر هستند. طی چند سال گذشته زندگی مشترک آنها فراز و نشیب زیادی داشت. بیماری سرطان مایکل داگلاس؛ زندانی شدن پسر ارشد داگلاس از ازدواج نخستش به جرم حمل و استعمال مواد مخدر و بیماری افسردگی دو قطبی کاترین زتاجونز.

پس از مونیکا بلوچی، کاترین زتاجونز و مایکل داگلاس هم طلاق گرفتند!


پس از مونیکا بلوچی، کاترین زتاجونز و مایکل داگلاس هم طلاق گرفتند!

به گزارش مجله‌ی پیپل، سخنگوی کاترین زتا جونز اعلام کرد که این دو می‌خواهند مدتی از هم دور باشند تا زندگی مشترک خود را بازبینی کنند و بتوانند آن را نجات دهند.

مایکل داگلاس ۶۸ ساله و کاترین زتا جونز ۴۲ ساله هر دو برنده‌ی تندیس اسکار هستند. زمانی که کاترین زتا جونز بیماری خود را رسانه‌ای کرد خیلی‌ها حیرت‌زده شدند. زتا جونز اعتقاد داشت که این بیماری میلیون‌ها نفر در جهان را مبتلا کرده است و یکی از آنها من هستم. اگر افشای بیماری‌ام دست کم یکنفر را تشویق به درمان کند، پس ارزشش را دارد.»

امسال مایکل داگلاس برای نمایش فیلم‌اش: «پشت چلچراغ‌ها»، تنها به جشنواره کن آمده بود.


 پس از مونیکا بلوچی، کاترین زتاجونز و مایکل داگلاس هم طلاق گرفتند!


 پس از مونیکا بلوچی، کاترین زتاجونز و مایکل داگلاس هم طلاق گرفتند!


روز گذشته خبری منتشر کردیم که مونیکا بلوچی، ستاره سینمای اروپا هم از همسر بازیگرش وینسنت کسل جدا شده است.


منبع: caffecinema.com

نوشته شده توسط nosrat2 در ساعت 11:51 AM

خوش‌وبش‌مداح‌ مشهور و بازیگر جوان /عکس

 خوش‌وبش‌مداح‌ مشهور و بازیگر جوان

نیمروز

نوشته شده توسط nosrat2 در ساعت 11:44 AM

معروفترين قاتلان سريالی در سينما + تصاویر

سینما خبر: در فيلمهاي پرهيجان و جنايي ، قاتلاني هستند كه با ارتكاب قتل به روش هاي ترسناك ، مو را بر تن تماشاگر سيخ مي كند.

در اين گزارش با معروفترين قاتلان سريالي در فيلمها آشنا مي شويم. كدام يك از اين قاتلان بهتر در اين نقش فرو رفته اند؟


 معروفترين قاتلان سريالی در سينما

«پاتريك بيتمن» (كريستين بيل) در فيلم «رواني آمريكايي» محصول 2000


 معروفترين قاتلان سريالی در سينما


«دونالد پليزني» قاتل معروف فيلم «هالووين» محصول (1978)


معروفترين قاتلان سريالی در سينما


«جان دو» (كوين اسپيسي) در فيلم «هفت» محصول 1995

 معروفترين قاتلان سريالی در سينما


«هانيبال كلتر» (آنتوني هاپكينز) در فيلم «سكوت بره ها»‌ محصول 1991


 معروفترين قاتلان سريالی در سينما

«روي آلن ويلسون» (نقاب دار) در فيلم «پشت نقاب» محصول 1992


 معروفترين قاتلان سريالی در سينما


«كري الويز» (جيگ ساو) در فيلم «اره» محصول 2004


معروفترين قاتلان سريالی در سينما

«ديويد آركوئت» (نقاب دار) در فيلم «جيغ» محصول 1996

نوشته شده توسط nosrat2 در ساعت 10:19 AM

August 28, 2013

"داريوش فرهنگ" و "شقايق فراهاني" در لاله‌زار تهران ديده شدند


 داريوش فرهنگ و شقايق فراهاني در لاله‌زار تهران ديده شدند

"مجتبي وحيدي" مدير برنامه‌ريزي سريال "كلاه پهلوي" در گفتگو با باشگاه خبرنگاران گفت: همچنان فيلمبرداري سريال "كلاه پهلوي" و سكانس‌هاي پاياني با حضور "داريوش فرهنگ" و "شقايق فراهاني" ادامه دارد.

وي افزود: فيلمبرداري سكانس‌هاي حمله متفقين به ايران ادامه داشته و پايان كار مشخص نيست.

"وحيدي" در خصوص سكانس‌هاي شهر فرضي "سامان"، گفت: سكانس‌هاي شهر "سامان" به پايان رسيده و فيلمبرداري در لاله‌زار تهران ادامه دارد.

وي خاطر نشان كرد: زمان فيلمبرداري "كلاه پهلوي" ادامه خواهد داشت و طي چند روز آينده بيشتر هنرمندان كار به تيم مي‌پيوندند.

نوشته شده توسط nosrat2 در ساعت 05:49 PM

گلشیفته فراهانی برای بازی در فیلم ضدایرانی گلاب در اردن به سر می‌برد


گلشیفته فراهانی برای بازی در فیلم ضدایرانی گلاب در اردن به سر می‌برد


به گزارش فارس، در حالی‌که رسانه‌های داخلی و خارجی درباره بازی «گلشیفته فراهانی» در فیلم ضد ایرانی «گلاب» در سکوت خبری به سر می‌برند، روزنامه «نیویورک دیلی نیوز» در مصاحبه‌ای با این بازیگر ایرانی مقیم فرانسه درباره فیلم «سنگ صبور» پرده از این راز برداشت.

این روزنامه در بخشی از مصاحبه خود با «فراهانی» نوشت: « او (گلشیفته فراهانی) که هم‌اکنون برای بازی در فیلم «گلاب» ساخته «جان استوارت»، مجری برنامه تلویزیونی «دیلی شو» در امان، پایتخت اردن به سر می‌برد گفت.»

مجله مد ‌آمریکایی «جی کیو» نیز در بخش از مصاحبه‌اش با «گلشیفته فراهانی» درباره فیلم «سنگ صبور» در گزارشی تحت عنوان 8 چیزی که باید دید و شنید، می‌نویسد: ما برای این مصاحبه «گلشیفته فراهانی» را سر صحنه فیلمبرداری پروژه سینمایی «گلاب» در امان، اردن، به چنگ آوردیم.

نکته جالب توجه آنکه علی‌رغم آنکه بازی «شهره آغداشلو» در این فیلم با سر و صدای زیادی از سوی رسانه خبری غرب همراه بود ولی بازی «گلشیفته فراهانی» که این روزها به سوژه مورد علاقه این رسانه‌ها تبدیل شده است، تاکنون در هیچ یک از رسانه‌های خارجی منتشر نشده است.

بنابراین گزارش، «جان استوارت»، مجری مراسم اسکار و مجری شوی مشهور تلویزیونی «دیلی شو» که 17 سال است بدون وقفه هر دوشنبه از تلویزیون آمریکا پخش می‌شود،برای ساخت فیلم ضد ایرانی «گلاب» طی چند هفته اخیر به اردن سفر کرده است. فیلمبرداری این پروژه سینمایی 12 هفته به طول می‌انجامد.

«استوارت»، این فیلم که اولین ورود او به عرصه فیلمسازی محسوب می‌شود را براساس داستان زندگی «مازیار بهاری» خواهد ساخت.

فیلمنامه پروژه «گلاب» براساس فیلمنامه‌ای از «استوارت» و با اقتباس از کتاب «سپس آنها به دنبال من آمدند: یک داستان خانوادگی از عشق، اسارت و بقا» نوشته «مازیار بهاری» قرار است در چند کشور مختلف جلوی دوربین برود.

روزنامه نیویورک تایمز پیش از این در گزارشی نوشت: تخمین زده شده که پروژه سینمایی «گلاب» از 30 تا 40 میلیون دلار هزینه ساخت داشته باشد که علاوه بر «استوارت»، کمپانی «اود لوت اینترتیمنت» متعلق به خانواده «پریتزکر»،یکی از پولداترین خانواده‌های آمریکا و «اسکات رودین»، یکی از تهیه‌کنندگان یهودی هالیوود این هزینه‌ را تأمین خواهند کرد.

«استوارت» در مصاحبه با این روزنامه براین نکته نیز تاکید کرده که انتخاب بازیگر در این پروژه شروع شده ولی هنوز در مراحل اولیه خود به سر می‌برد ولی به نظر می‌رسد حدود 60 تا 80 نفر در ساخت این فیلم همکاری خواهند داشت.

«گلاب» روایتگر بخشی از زندگی «مازیار بهاری» است که سال 88 به عنوان یک روزنامه‌نگار و مستندساز ایرانی کانادایی به ایران سفر می‌کند ولی در جریان شلوغی‌های آن سال به زندان اوین می‌افتد و 118 روز را در آنجا سپری می‌کند و او طی این مدت زندانبانش را بدون آنکه ببیند از روی بوی گلابی که می‌داده، می‌شناخته و به همین خاطر به او لقب «گلاب» می‌دهد. نام پروژه در دست ساخت نیز برگرفته از لقب زندان‌بان اوست.

«مازیار بهاری» خبرنگار هفته‌نامه نیوزویک آمریکا بود که در جریان اغتشاشات پس از انتخابات در ایران، به دلیل همکاری با سرویس‌های جاسوسی غربی دستگیر شد و پس از آزادی موقت به صورت غیرقانونی از ایران خارج شد و هم‌اکنون به فعالیت علیه نظام جمهوری اسلامی ایران و همکاری با رسانه‌های فارسی‌زبان نظیر بی‌بی‌سی‌فارسی می‌پردازد.

نوشته شده توسط nosrat2 در ساعت 05:20 PM

"مسعود رایگان" از بازی در نقش "جلال" سریال "داوران" می‌گوید

 

به گزارش باشگاه خبرنگاران ، مسعود رايگان در حاليكه اين روزها نمايش «دو مرد در يك اتاق» را در گالري باروك با بازي همايون ارشادي و فرخ نعمتي روي صحنه برده، مهمان باني فيلم شد. تا از حضورش در سريال «داوران» (در نقش جلال داوران) به كارگرداني احمد اميني صحبت كند. كاراكتري كه شايد با شنيدن توضيحات بازيگرش بيش از پيش براي مخاطب تلويزيون شناخته و باز شود. بخش های از این گفتگو را در ادامه می خوانید.


مي‌دانم كه اخيراً فيلمنامه‌هاي بسياري را خوانده‌ايد و رد كرده‌ايد، چه براي سينما و چه در عرصه سريال‌هاي تلويزيون، قطع به يقين وسواس شما در انتخاب پيشنهادهاي تلويزيوني در اين وانفسا مثل هر هنرمند ديگري منطقي است. پس از سريال جستجوگران و همكاري با دفتر شاهسواري، چه انگيزه‌اي براي همكاري مجدد با اين دفتر و ايفاي شخصيت جلال داوران (در فضايي شبيه به كار قبلي) شما را ترغيب كرد؟ نقش؟ قصه؟ شرايط مساعد همكاري؟ ...

ـ بعد از سريال‌هاي شمس‌العماره و جستجوگران من سقوط يك فرشته را كار كردم تا رسيدم  به داوران. درواقع يك فاصله زماني بين دو كار جستجوگران و داوران وجود دارد. سريال‌هاي جستجوگران و داوران هيچ ارتباطي به هم ندارد. در سريال داوران من نقش يك وكيل مدافع را بازي مي‌كنم، در حاليكه در سريال جستجوگران آن آدم براي منافع ملي كشورش تجسس و كنكاش مي‌كند و درواقع مي خواهد سوء‌ استفاده‌هاي مالي را كه در كشور اتفاق افتاده و ... را رو كند.

جالب اينكه نام اول آن سريال «پروژه هاي خاموش» بود، به نظرم عنوان بهتري براي آن كار بود كه نمي‌دانم به چه دليلي تغيير كرد. آن آدم مدعي‌العموم بود در آن راستا فعاليت مي‌كرد و جانش را هم بر سر همين قضيه مي‌گذارد، ولي داوران در دفاع از بي‌گناهان در حال فعاليت است و اين دو فضاي جداگانه است. آن شخصيت در رفتارش تغييري داشت (عطاء بهرامي در سريال جستجوگران)؛ در حاليكه جلال داوران يك ملايمت و يك ملاطفت و البته تعمقي پشت سرش دارد كه وجه تمايز اين دو كاراكتر است.

حرفه‌اي كه جلال داوران انتخاب كرده جزو معدود مشاغلي است كه مي‌توان به آن نگاه چند وجهي داشت. در واقع او هم مي‌تواند يك نگاه اقتصادي به حرفه اش داشته باشد و البته مي‌تواند يك حقوقدان باشد و ...

ـ بله جلال يك حقوقدان است.

درواقع او يك نگاهي ديگر به زندگي و به حرفه اش دارد ...

ـ ببين، رنج! ما در زندگي از خيلي چيزها رنج مي‌بريم، از بي‌عدالتي‌ها رنج مي‌بريم، از عدم تساوي حقوق كه بايد ميان همه به يكسان تقسيم شود رنج ‌مي‌بريم، از بچه‌هاي خياباني رنج مي‌بريم و ... فكر مي‌كنم جلال داوران آدم رنجوري است، به معناي فلسفي كلمه. يعني اينكه او رنج خودش را با ديگري قسمت نمي‌كند، اما رنج ديگري را به جان مي‌خرد. با چنين نگاهي به سمت جلال داوران رفتم. اين نگاه جلال داوران را از ديگر شخصيت‌هاي اين سريال و حتي آدم‌هايي كه ما گاه در اطرافمان در مشاغل مختلف مي‌بينيم، متمايز مي‌كند.

نمونه‌اش سكانسي كه جلال داوران در ديالوگ با خواهرش (نوشين) دارد ...

ـ بله، نوشين از جلال مي‌پرسد آقاي جلال داوران شما چند سالتان است؟ او مي‌گويد خيلي! در ادامه مي‌گويد الان چند شب است كه ديگر نمي‌توانم بخوابم چرا كه به ياد پدر و مادر هستم كه در آن بمباران آوار روي سرشان ريخت، فكر رفقاي جبهه هستيم و ... اين افكار به من هجوم مي‌آورند و خواب راحت را از من ربوده‌اند. فكر مي‌كنم زمان بازنشستگي من رسيده است و بايد بازنشسته شوم. برخي مواقع حس مي‌كنيم كه او مي‌گويد به ته خط رسيده ...

ولي مقاومت مي‌كند، چون نمي‌خواهد به ته خط برسد؟

ـ بله مقاومت مي‌كند!

چرا؟

ـ چون رنج مي‌كشد و مي‌خواهد از آن بي‌عدالتي جلوگيري كند. ببين داستاني كه در سريال داوران مطرح مي‌شود، داستان قانون اساسي است يعني ميثاق ملت، مي‌گويد اصل فلان، حقوق شهروندي كه به كرات در قانون اساسي از آن صحبت شده است و در سريال داوران به آن پرداخته شود، چون جلال داوران حقوقدان است، وكلايي را آموزش مي‌دهد و تربيت مي‌كند كه بتوانند داد بي‌گناهان را بگيرند نه چيز ديگري ...

شما اصولاً بازيگري تكنيكي هستيد حتي در نقش‌هاي حسي‌تان، از جمله فيلم خيلي دور خيلي نزديك و حتي سريال مدار صفر درجه، به شدت تكنيك را بيش از  حس در كارتان لحاظ كرده‌ايد؛ در مورد جلال داوران همين طور است.

ـ بله ...

فكر مي‌كنم كار سختي باشد فاصله گرفتن از نقشي با چنين مختصات و خصوصيات و اجراي آن صرفاً با تكيه بر قدرت تكنيك، در اين باره هم صحبت كنيد، شايد يك روز در سريال شمس‌العماره شما با اهرم تكنيك بتوانيد گليم شخصيت را راحت از آب بيرون بكشيد، اما در سريال داوران و شخصيت جلال، كار به مراتب سخت‌تر است و انرژي مفصلي مي‌گيرد.

ـ درست مي‌گويي انرژي مفصلي مي‌گيرد. اگر ما اعتقاد داشته باشيم كار بازيگري يك حرفه است بخش اعظمي از كارش تحقيقات ميداني اوست در ارتباط با شخصيت. در واقع اگر بازيگر در مورد نقشي كه قرار است بازي كند تحقيق نكرده باشد، شك نكنيد كه او نمي‌تواند و نقش باسمه‌اي و سردستي مي‌شود. تمام روند حوادثي كه در دل فيلمنامه رخ مي‌دهد، بايد از صافي بازيگري عبور كند تا به مخاطب برسد. مثل اين مي‌ماند كه شما ديوان حافظ را باز كنيد و همين جوري بدون آنكه شعر اين شاعر ارجمند و بزرگ را بفهمي، بخواهي با صداي بلند و قرا بخواني! خب نتيجه معلوم است! وقتي خود تو نمي‌فهمي كه اين شعر چه مي‌گويد قطعاً مخاطب هم نتيجه نخواهد گرفت. خود تو هم از اجرايت لذت نمي‌بري، چون فقط شعر را قرا خوانده‌اي بدون اينكه مفاهيم اشعار را فهميده باشي و به آن توجه كرده باشي ...

پس مي‌توان گفت يكي از راه‌هاي اجراي درست هر نقش به واسطه تكنيك، فهميدن و درك شخصيت به لحاظ ديدگاه، جايگاه اجتماعي، روانشناسي كاراكتر و ... است؟

ـ معلوم ... (مي‌خندد) وقتي شخصيتي از صافي شما (شماي بازيگر) رد نمي‌شود، هيچ فيلتري نمي‌تواند آن را دريافت كند ...

پس از آنجا تكنيك هم بي‌اثر خواهد بود؟

ـ دقيقاً، چرا ما مي‌رويم دانشكده بازيگري؟ دانشكده‌هايي كه الي ماشاا... در كشور ما زياد است و هر دو سال يكبار انبوهي از بازيگران و كارگردانان را فارغ التحصيل به جامعه تزريق مي‌كنند، در حاليكه محلي از اعراب ندارند. نمي‌خواهم تخطئه كنم، ولي محل كار اين عزيزان فارغ التحصيل كو؟ كجاست؟ اينها كجا مي‌خواهند بروند كار كنند؟ آيا محل و شرايط كار آنها در نظر گرفته شده و چارت سازماني آنها مشخص است؟!

البته آموزشگاه‌هاي بازيگري صرفاً يك بنگاه اقتصادي هستند و معمولاً تعهدي براي ورود به بازار كار به دانشجويان خود نمي‌دهند، مگر در مواردي محدود و انگشت شمار ...

ـ بله همان بنگاه اقتصادي هستند! درست و گويي هيچ تضميني ندارند! بگذريم، از بحث‌مان فاصله نگيريم. وقتي مي‌رويد دوران آكادميك را به خصوص در رشته بازيگري آموزش ببينيد، در واقع تكنيك را ياد مي‌گيريد و بستري بزرگ را در عرصه تكنيك براي شما مهيا مي‌كند، فرصتي است كه آشنا شويد با زير و بم‌هاي اين رشته، چون متمركز شده‌ايد روي هنر، هنر بازيگري! بنابراين بايد بروي خوب ببيني، فهم داشته باشي، تلاش كني، هدف داشته باشي و ... شما اگر بخواهي در كشور سوئد بازيگري آموزش ببيني، در موقع ثبت نام، اول از شما سؤال مي‌كنند براي چه مي‌خواهي وارد اين عرصه شوي؟! اصلاً به نمره شما در دبيرستان كاري ندارند و به آن توجهي ندارند، تنها هدف شما را مي‌پرسند! شما بايد از اين قضيه دفاع كنيد ...

كه با چه ذهنيتي وارد اين عرصه شده‌ايد؟ آيا تنها شهرت و پول و ...

ـ دقيقاً، تو بايد بگويي با چه ذهنيتي مي‌خواهي وارد اين كار شوي! آيا كار آماتوري كرده‌اي؟ آيا كار دبيرستاني كردي؟ فضا را مي‌شناسي؟ از كي شروع كردي؟ كار حرفه‌اي مي‌تواني انجام بدهي؟ از كي شروع كردي؟ جالب اينكه مي‌شنوم كه خيلي‌ها مي‌گويند خيلي خب! جاي ديگري نيست كه ما قبول شويم خب مي‌رويم دانشگاه بازيگري!! در واقع آن علاقه ذاتي و خواهش قلبي اينجا ديگر وجود ندارد

. تنها به دنبال تيتر و مدرك هستيم! خب اينگونه جواب نمي‌دهد! چرا الان در مورد جوانانمان كه وارد رشته بازيگري، كارگرداني و در کل تئاتر مي‌شوند دچار بحران هستيم!؟ چرا؟ واقعاً چرا؟ من به شما مي‌گويم چرا، به اين دليل كه هم نسلان خود بنده، اگر دقت كرده‌ باشي مسيري را طي كرده‌اند كه امروزي‌ها كمتر به آن رجوع مي‌كنند!

اولاً كه اكثر هم‌دوره‌اي‌هاي من بچه‌هاي شهرستان هستند، اينها چه كرده‌اند؟ باور كن خبر دارم كه اين عزيزان طراحي صحنه كارشان را خودشان در يك دوره‌اي خودجوش انجام داده‌اند، بدون استاد و هيچ کمکي. در سن 10 ـ 12 سالگي به كار علاقه‌مند بودند، گروه تشكيل داده‌اند تلاش كرده‌اند، خسته نشده‌اند تا به جايي برسند و خودشان را تثبيت كنند.

شما از تمام دوستان من سؤال كن، از رضا كيانيان، پرويز پرستويي و بقيه دوستان، بپرس ورود شما به تئاتر چگونه بوده؟! احتمالاً تو تا الان بارها از اين دوستان سؤال كرده‌اي و در آرشيوتان وجود دارد. حتماً اين بزرگان راجع به خاطراتشان براي شما گفتند، گل مالي كردند، كف صحنه را شسته‌اند، آن هم نه به صورت يك ماه و دو ماه و يكسال و دو سال، مدتها! چرا؟ چون به اين كار علاقه‌مند بودند دوست داشتند بدانند آخرش كجاست!

و جالب اينكه اكثراً امروز مي‌گويند ما هنوز به انتها نرسيده‌ايم، چون ...

ـ بله، چون بي‌انتهاست، ته ندارد! باور كن گاهي همين الان ما هر كاري را كه مي‌رويم شروع كنيم از نقطه صفر و با زدن كورنومتر آغاز مي‌كنيم. چون تمام آموخته‌ها، احساس و تكنيك را بايد بگذاريم كنار و يك شخصيت جديد آغاز كنم.

بنابراين اين شخصيت جديد را بايد بفهميم و اين مي‌شود خودش يك تجربه ديگر و در كار جديد اين شخصيت كنار مي‌رود با كورنومتر جديد شروع مي‌كنيم! نبايد اين كارگردان را سرسري بگيريم، چون سرسري نيست. شما اگر از تمام اين دوستان سؤال كنيد متوجه مي‌شويد اين عزيزان آثار آقاي بهرام بيضايي را همه اجرا كرده‌اند، آقاي ساعدي را كه حلوا حلوا كرده‌اند و خورده‌اند در تمام شهرستان‌هاي ايران، (منظورم قبل از انقلاب است) اين نمايش‌ها را خوانده‌اند، اجرا كرده‌اند، بحث كرده‌اند، توي سر هم زده‌اند، تحليل كردند و ... البته با عقل آن زمان خودشان، با عقل جوان سيزده چهار ساله‌شان ...

در واقع استارت به درستي در وجودشان راجع به اين حرفه (بازيگري)خورده‌است ...

ـ دقيقاً، استارت را به درستي زده‌اند. همين آقاي علي نصيريان با دو نمايشنامه قوي «بلبل سرگشته»، «افعي طلايي»، حالا تو برو از بسياري از اين دانشجويان جوان بپرس مي‌گويند آقاي نصيريان ؟ نمايشنامه‌نويس هم بوده‌اند؟! بابا آقاي نصيريان دو نمايشنامه درخشان دارند. بهمن فرسي، عباس نعلبنديان و خيلي‌هاي ديگر را آيا دانشجويان امروز ما مي‌شناسند؟ آثارشان را خوانده‌اند! باور كن افراد صاحبنام اين حرفه تمام اين آثار را تجربه كرده‌اند بعد رفته‌اند سراغ آثار پينتر!

بعد رفتند دانشكده و گفتند خب ما آن آثار را حلوا كرديم و گذاشتيم كنار، حالا مي‌خواهيم ببينيم برخورد ما بايد با درام غربي چگونه باشد! در واقع ابتدا را با يك تجربه خوب قبل از دانشكده پشت سر گذاشته و با شناخت كامل وارد تحصيلات آكادميك مي‌شود، حالا مي‌تواند بيايد و تكنيك را بياموزد و بعد مي‌رود روي مباني تئوري اين حرفه انگشت مي‌گذارد. الان چه اتفاقي در تئاتر ما مي‌افتد!؟ باور كن خود كارگردان هم نمي‌فهمد چرا اين نمايش را بايد اجرا كند؟! چه لزومي دارد اصلاً چنين نمايشنامه‌اي امروز روي صحنه برود؟!

تو مي‌تواني پينتر را كه از آن ما نيست بروي و تجربي اجرا كني، ولي هزار تا اشكال در كار تو وجود خواهد داشت! تو مي‌داني كه من اصلاً تعارف ندارم. دولتي در سوئد آمده‌بود و نمايش را با يك طراحي لباس عجيب و غريبي اجرا كرده بود و در اندازه فهم خودش آن طراحي و اجرا عالي بود. ما با دو تا كارگردان سوئدي آشنا بوديم، پرسيدم شما نمايشنامه را ديديد؟ گفت بله فكر مي‌كنم كارگرداني و بازيگري شما برمي‌گردد به دهه 30 ـ 40 ميلادي، اينقدر عقب است! باور كن اصلاً قصد تخطئه كردن ندارم.

در حاليكه آن نمايشنامه نوشته يك آدم كله گنده‌اي است مثلاً استريندبرگ، بابا استريندبرگ براي خودش يك غول است، او رو در روي «ايبسن» كه پدر تئاتر مدرن است مي‌ايستد و ... . يك نمايشنامه دارد استريندبرگ به نام «مادمازل ژولي»، خيلي خب ما براي اينكه بتوانيم اين نمايشنامه را اجرا كنيم، بايد فضاي آن كار را بفهميم، خواسته اين نويسنده بزرگ را از آن مدل طراحي قصه متوجه بشويم، هدفش را درك كنيم تا بتوانيم آن را به درستي اجرا كنيم و به تماشاگرمان بفهمانيم ... خب ما اين را اگر نفهميم، چگونه مي‌توانيم اين كار را اجرا كنيم؟ ديدگاه ما چيست! آقا بحث راجع به اين مسائل كه زياد است، كلي از موضوع مدوري گفت و گو فاصله گرفتيم ... (مي‌خندد

نوشته شده توسط nosrat2 در ساعت 10:30 AM

August 27, 2013

پردرآمدترین چهره‌ های مشهور سال


به گزارش پرشین وی به نقل از مهر ، فوربس با اعلام پنج چهره مشهور که پردرآمدترین چهره های سال بودند، استیون اسپیلبرگ را در مکان دوم این فهرست معرفی کرد.

این فهرست که بر مبنای درآمد چهره های مشهور در فاصله ژوئن 2012 تا 2013 تنظیم شده، نشان می دهد استیون اسپیلبرگ کارگردان مشهور آمریکایی با کسب 100 میلیون دلار، دومین چهره پردرآمد در میان چهره های مشهور جهان است.

در این میان مدونا خواننده با درآمد 125 میلیون دلاری مکان اول را به خود اختصاص داد.

مکان سوم به سیمون کوول با درآمد 95 میلیون دلاری اختصاص یافت. کوول 53 ساله تهیه کننده و مجری تلویزیونی و بریتانیایی است.

ای.ال جیمز نویسنده سه گانه "پنجاه طیف خاکستری" که اخیرا اعلام شده بود با درآمد 95 میلیون دلاری پردرآمدترین نویسنده سال پیش بوده، در کنار هاوارد استرن مجری و نویسنده و بازیگر 59 ساله رادیو و تلویزیون آمریکا با درآمد 95 میلیون دلاری دیگر چهره هایی هستند که مکان سوم را به خود اختصاص داده اند. استرن در سال تنها 15 میلیون دلار بابت داوری برنامه تلویزیونی "آمریکاز گات تلنت" دریافت می کند.

مدونا خواننده 55 ساله در سال 2009 با درآمد 110 میلیون دلاری در راس فهرست فوربس جای گرفته بود.

دیگر چهره های مشهور پردرآمد سال عبارتند از :

جیمز پترسون نویسنده آمریکایی با درآمد 91 میلیون دلاری

گلن بک مجری رادیو و تلویزیون آمریکا با با 90 میلیون دلار

مایکل بی کارگردان و تهیه کننده 48 ساله آمریکایی که برای تهیه فیلم های اکشن پرهزینه مشهور است و فیلم هایی مثل "رنج و گنج" و "تبدیل شوندگان" را ساخته با 82 میلیون دلار

جری بروکهایمر تهیه کننده 69 ساله فیلم و تلویزیون آمریکا با 80 میلیون دلار

لیدی گاگا خواننده با درآمد 80 میلیون دلار

تیلر پری بازیگر، کارگردان، فیلمنامه نویس، تهیه کننده و ترانه نویس 43 ساله آمریکایی با 78 میلیون دلار

تایگر وودز گلف باز آمریکایی با 78 میلیون دلار

اپرا وینفری مجری تلویزیونی و بازیگر با 77 میلیون دلار

رابرت داونی جونیور بازیگر با 75 میلیون دلار

دکتر فیل مک گراو که با عنوان دکتر فیل شناخت می شود و نیوسنده و روانشناس تلویزیون های آمریکاست، با 72 میلیون دلار

راجر فدرر تنیس باز با 71 میلیون دلار

نوشته شده توسط nosrat2 در ساعت 05:15 PM

مرگ دو خواهر هنرپیشه در یک سقوط مرگبار سر صحنه فیلمبرداری!

 مرگ دو خواهر هنرپیشه در یک سقوط مرگبار سر صحنه فیلمبرداری!


به گزارش پلیس در طول فیلمبرداری چند صحنه از یک سریال تلویزیونی در سنت لوئیس در حالی که چهار هنرپیشه آن سوار خودرو بودند به منطقه جنگی سقوط و 2 تن از آنان کشته و دو تن دیگر مجروح می شوند.

در این تصادف غم انگیز کاتلین 17 و لورن الیور 18 ساله هر دو خواهر این سریال در این تصادف کشته می شوند، کریستوفر لنزن 18 ساله و الیویا دمنز 18 ساله در این صانحه دلخراش مجروح شدند.

این حادثه زمانی رخ داد که سرعت خودرو به دستور کارگردان در جاده سنت لوئیس در مسیر مارپیچی و جنگلی خود کاتلین الیور کنترل وسیله را از دست می دهد و به درون این مسیر مارپیچی سقوط می کند.

محققان تلاش خود را برای یافتن علت این حادثه که در پی بروز عیب نقصی که در این حوزه اتفاق افتاده را آغاز کرده اند.


منبع: yjc.ir

نوشته شده توسط nosrat2 در ساعت 03:42 PM

دخترعلی پروین ، لادن پروین بازیگر جدید فیلم مسعود کیمیایی / عکس جالب و متفاوت

دختر علی پروین بازیگر جدید فیلم مسعود کیمیایی

لادن پروین، دختر علی پروین، یکی از بازیگران فیلم متروپل به کارگردانی مسعود کیمیایی است. پیش از این در اخبار آمده بود که لادن از جمله دانش آموختگان در کارگاه آزاد است.

پروین بازیگر جدید فیلم مسعود کیمیایی

موسسه‌ای آموزشی که زیر نظر مسعود کیمیایی اداره می‌شود.  مهناز افشار، محمدرضا فروتن، پولاد کیمیایی، شقایق فراهانی، سحر دولتشاهی، یوسف مرادیان، تینا پاکروان، ساعد سهیلی، نیما راد، مجید گلشنی، سامان حسینی، اکبر معززی، حامد ابوطالبی، حسین علی محمدی، سوگل خالقی، لادن پروین، شاپور کلهر، علی اصغر طبسی، مجید علیزاده، شهرام تیموریان، سروش خوبرو، مرجان کیومرثی، حمیرا عظیمی، سارا عسگری، احسان بذلی، کاترین اصلانی، اصغر مرادطلب، امید گنج‌بخش، مجتبی طهماسبی، شهباز جهانگیری، فریناز صفوی، مسعود رمضانی، سامان محمدی، مهدی چشمه، علی لاجوردی، سید فرنام قدیمی، صالح صارمی در "متروپل" بازی می کنند.

اخبار مرتبط :

 تصاویر و گزارشی از ملاقات علی پروین و مسعود کیمیایی به خاطر حضور دخترش در فیلم کیمیایی

نوشته شده توسط nikmatin در ساعت 02:53 PM

هنرنمایی جدید «ریحانا» + عکس


سینما خبر: «ریحانا» خواننده پاپ با فیلم نه چندان زیبای «كشتی جنگی» (Battle ship) به سینما قدم گذاشت. او به تازگی پیشنهاد بازی در فیلم زندگی «جوزفین بیكر» را دریافت كرده است .

هنرنمایی جدید «ریحانا»

«بیكر» یكی از بازیگران و خوانندگان دهه 1920 است كه از نظر سبك به ریحانا بی شباهت نبوده است. او در سال 1934 با بازی در فیلم «زوزو»‌ به شهرت خود افزود و از این شهرت برای افزایش آگاهی مردم در جنبش جنگهای داخلی آمریكا بهره برد.

این پروژه در مرحله پیش تولید قرار دارد و ریحانا تاكنون موافقت خود را برای بازی در این فیلم اعلام نكرده است.

نوشته شده توسط nosrat2 در ساعت 11:52 AM

ملکه تلویزیون، سینمایی ها را هم جذب کرد

خبرآنلاین:  فیلم «سرپیشخدمت لی دانیلز» در هفته دوم اکران نیز بر صدر جدول فروش فیلم‌ها در بازار آمریکای شمالی تکیه زد.

 این فیلم از جمعه تا یکشنبه 17 میلیون دلار فروخت و بالاتر از رقبای تازه‌اکران‌شده، پرفروش‌ترین فیلم ایالات متحده و کانادا شد.

مجموع فروش داخلی «سرپیشخدمت لی دانیلز» به 52.3 میلیون دلار رسید تا پرفروش‌ترین فیلم لی دانیلز در آمریکای شمالی لقب بگیرد.

این فیلم با بازی فورست ویتکر و اپرا وینفری هفته پیش روی پرده سینماها رفت و بر صدر جدول قرار گرفت.

«سرپیشخدمت لی دانیلز» در هفته دوم اکران تنها 31 درصد تماشاگران خود را از دست داد. این فیلم که شرکت واینستین آن را روانه سینماها کرده، یکی از بخت‌های جوایز اسکار امسال است.

ویتکر در «سرپیشخدمت لی دانیلز» نقش سسیل گینز یک خدمتکار آمریکایی-آفریقایی را بازی می‌کند که از شخصیتی واقعی به نام یوجین آلن که 34 سال در کاخ سفید کار کرد، الهام گرفته شده است. آلن برای هشت رئیس جمهور آمریکا خدمت کرد که از 1952 با هری ترومن شروع شد و در 1986 با رونالد ریگان به پایان رسید.

«سرپیشخدمت لی دانیلز» تنها فیلم اکران‌شده از قبل نبود که فیلم‌های تازه‌اکران‌شده در آمریکای شمالی را شکست داد. کمدی «We're the Millers» با بازی جیسن سادیکیس و جنیفر آنیستن در هفته سوم نمایش با 25 درصد کاهش 13.5 میلیون دلار به دست آورد و رده دوم جدول فروش را به خود اختصاص داد.

مجموع فروش داخلی این فیلم 91.7 میلیون دلار شده که یک پیروزی قابل توجه برای شرکت نیو لاین و شرکت مادر آن برادران وارنر است. «We're the Millers» بابودجه‌ای تنها در حدود 37 میلیون دلار ساخته شده است.

 ملکه تلویزیون سینمایی ها را هم جذب کرد

فروش هفته اول فیلم «وسایل مرگبار: شهر استخوان‌ها» ناامیدکننده بود

در میان سه فیلمی که از این هفته به طور گسترده روی پرده سینماها رفتند، عملکرد «وسایل مرگبار: شهر استخوان‌ها» (The Mortal Instruments: City of Bones) ناامیدکننده بود.

این فیلم که از چهارشنبه پیش اکران شد، از جمعه تا یکشنبه که مبنای فروش آخر هفته است 9.3 میلیون دلار و در پنج روز اول 14 میلیون دلار به دست آورد و در رده سوم قرار گرفت.

«وسایل مرگبار: شهر استخوان‌ها» را هارالد زوارت از روی مجموعه رمان‌های فوق طبیعی محبوب کاساندرا کلر کارگردانی کرده است.

لیلی کالینز در «وسایل مرگبار: شهر استخوان‌ها» نقش دختری نوجوان به نام کلری فری را بازی می‌کند که وقتی مادرش ناپدید می‌شود، پی می‌برد از نسل جنگجویانی است که از دنیا در برابر شیاطین دفاع می‌کنند. کلری به نیروهایی مانند خودش می‌پیوندد و راهی شهری خطرناک می‌شود که جایگزین نیویورک شده است.  

جمی کمپبل بوئر و رابرت شیهان از دیگر بازیگران این فیلم هستند که با بودجه‌ای 60 میلیون دلاری ساخته شده است.

ملکه تلویزیون سینمایی ها را هم جذب کرد

کمدی اکشن «پایان دنیا» بیشترین فروش متوسط در هر سینما را داشت

کمدی اکشن «پایان دنیا» (The World's End) به کارگردانی ادگار رایت در تنها 1549 سینما به فروش خوب 8.9 میلیون دلار دست پیدا کرد و فیلم چهارم هفته شد.

منتقدان از فیلم استقبال کرده‌اند و تماشاگران در وبسایت سینمااسکور به آن درجه B+ داده‌اند. متوسط فروش «پایان دنیا» در هر سینما 5.733 دلار بود که از هر 10 فیلم پرفروش هفته بیشتر است.

داستان فیلم درباره پنج دوست است که پس از 20 سال دور هم جمع می‌شوند، اما اتفاقات به گونه‌ای رقم می‌خورد که آن‌ها به طور تصادفی تنها امید انسان‌ها برای بقا می‌شوند.

سایمن پگ، نیک فراست، پدی کانسیدین، مارتین فریمن، ادی مارسان، رزاموند پایک و پیرس برازنان در «پایان دنیا» بازی می‌کنند. رایت و پگ پیش از این در فیلم‌های «شان مردگان» (2004) و «Hot Fuzz» تولید سال 2007 همکاری کرده‌اند. آن‌ها فیلمنامه «پایان دنیا» را نیز با هم نوشته‌اند.

 ملکه تلویزیون سینمایی ها را هم جذب کرد

فیلم ترسناک «تو نفر بعدی هستی» دو سال پس از سال تولید  ، اکران شده است

فیلم ترسناک «تو نفر بعدی هستی» (You're Next) به کارگردانی آدام وینگارد در هفته اول اکران 7.1 میلیون دلار فروخت و رده هفتم جدول را به خود اختصاص داد.

این فیلم درباره یک گروه قاتل زنجیره‌ای است که نقاب حیوانات مختلف را بر چهره می‌زنند. آن‌ها در شب دور هم جمع شدن اعضای خانواده داویسن که به مناسبت سالگرد ازدواج آن‌ها برگزار شده به خانه هجوم می‌برند. خانه در دام افتاده، اما یکی از مهمان‌ها نشان می‌دهد از تمامی قاتلان باهوش‌تر است، مهمانی که اصلا به ظاهرش نمی‌خورد این‌قدر خشن باشد.

فیلم کم‌هزینه «تو نفر بعدی هستی» اولین بار سال 2011 در جشنواره فیلم تورنتو روی پرده رفت، اما اکران آن مدام به تعویق افتاد.

شارنی وینسن، جو سوانبرگ، ای‌جی بوئن، ایمی سیمتز و بارابارا کرامپتن در این فیلم بازی می‌کنند. وینگارد با ساختن دو اپیزود در فیلم‌های «V / H / S» و «الفبای مرگ» به شهرت رسید.

فیلم تحسین‌شده «جازمین غمگین» به کارگردانی وودی آلن که از هفته‌های پیش به طور محدود اکران شده بود، در پنجمین هفته نمایش در 1283 روی پرده رفت که بیشترین تعداد سینمای فیلمی از آلن است.

این فیلم با بازی کیت بلانشت این هفته 4.3 میلیون دلار به دست آورد و مجموع فروش داخلی خود را به 14.7 میلیون دلار رساند.

جدول فروش فیلم‌ها در ایالات متحده و کانادا (23 تا 25 اوت)

رتبه

عنوان فیلم

فروش جمعه تا یکشنبه (میلیون دلار)

تعداد سالن

متوسط فروش در هر سینما (دلار)

مجموع فروش (میلیوندلار)

بودجه (میلیون دلار)

هفته اکران

1

«سرپیشخدمتِ لی دانیلز»

17

3110

5.472

52.3

30

2

2

»We're the Millers«

13.5

3445

3.919

91.7

37

3

3

«وسایل مرگبار: شهر استخوان‌ها»

9.3

3118

2.983

14

60

1

4

«پایان دنیا»

8.9

1549

5.733

8.9

20

1

5

«هواپیماها»

8.5

3378

2.536

59.5

50

3

6

«ایلیزیم»

7.1

2913

2.437

69.1

115

3

7

«تو نفر بعدی هستی»

7.1

2437

2.893

7.1

-

1

8

«پرسی جکسن: دریای هیولاها»

5.2

2730

1.905

48.3

90

3

9

«جازمین غمگین»

4.3

1283

3.352

14.7

-

5

10

«کیک-اس 2»

4.2

2945

1.450

22.4

28

2

نوشته شده توسط nosrat2 در ساعت 11:26 AM

عکس / سالار عقیلی و پسرش


  سالار عقیلی و پسرش


فارس

نوشته شده توسط nosrat2 در ساعت 10:03 AM

August 26, 2013

رابطه جنسی مادر ۳۸ ساله با نامزد کم سن و سال دخترش!! + عکس

میشل مک کاچمن ۳۸ ساله، به داشتن حداقل پنج بار رابطه جنسی با یک نوجوان و فیلمبرداری از دو مورد آن اعتراف کرد.
این مادر با داشتن یک فرزند، عکس های برهنه نوجوانی خودش را نیز مثل پیام های متنی جنسی، طی پنج ماهی که مشغول عشقبازی با این پسر نوجوان بود، برای وی می فرستاد.
بعد از بازجویی توسط کارآگاهان، مک کاچمن اعتراف کرد که از رابطه جنسی خود با معشوقه نوجوانش فیلم گرفته است.
تونیا فرنچ، بازپرس کلانتری شهرستان مک اینتاش گفت که مک کاچمن به داشتن رابطه جنسی با این پسر از یکم دسامبر ۲۰۱۰ تا ۱۱ می همان سال اعتراف کرده است.
مک کاچمن گفت که بسیاری از عکس های برهنه خودش را روی تلفن این پسر ارسال کرده و فرنچ اظهار داشت که پلیس با داشتن یک استشهاد، مبادرت به گرفتن حکم بازداشت وی نموده است.
گزارش های رسیده حاکی از آن است که این معلم چهار مرتبه در خانه اش و یکبار در خانه پسر با وی رابطه جنسی داشته است.
اخبار محلی حاکی از آن است که این نوجوان، دوست پسر دختر این معلم بوده است.
وی معلم کلاس پنجم مدرسه ابتدایی مارشال است و در حال حاضر وضعیت کاری وی به حالت تعلیق درآمده است؛ روسای مدرسه نیز در حال تحقیق و بررسی موضوع هستند.
مارک کالاوان، سرپرست مدارس عمومی چکوتاه گفت که اتهامات این زن به تایید رییس پلیس شهر رسیده است.
مک کاچمن، بعد از محکوم شدن به تجاوز درجه دو و یک فقره انحراف جنسی، با ده سال محکومیت زندان روبروست. وی با قرار وثیقه ۵۰۰۰ پوندی از زندان مرخص شد.
وی آخرین معلمی است که به داشتن رابطه جنسی با دانش آموز خود محکوم شده است.
اوایل هفته، بریتنی کالپز ۲۷ ساله اهل آرلینگتون تگزاس که سه فرزند دارد، بخاطر داشتن رابطه جنسی با پنج تا از دانش آموزانش بعد از دعوت آنها به خانه اش، دستگیر شد.


 رابطه جنسی مادر ۳۸ ساله با نامزد کم سن و سال دخترش!!


منبع: zohur12.ir

نوشته شده توسط nosrat2 در ساعت 08:42 PM

درگیری و کتک کاری سحر قریشی با بهنوش بختیاری / عکس

درگیری و کتک کاری سحر قریشی با بهنوش بختیاری

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 04:03 PM

باشگاه ستارگان هنرمند افتتاح شد +عکس

شبکه ایران: باشگاه ستارگان هنرمند با حضور امین حیایی و امیرعلی دانایی، 2 چهره شاخص سینما و تلویزیون در جمع ملی‌پوشان تنیس افتتاح شد.

امیرعلی دانایی بازیگر سریال کلاه‌پهلوی درباره راه اندازی این باشگاه گفت: راه‌اندازی باشگاه ستارگان هنرمند تهران از 10 سال پیش ذهنم را به خود مشغول کرده بود که در این باره با امین حیایی که یکی از دوستان خوبم است صحبت کردم و با توجه به اینکه قبلا با بازیکنان تنیس و علی‌آبادی مدیر مجموعه استقلال و کرده مدیر اجرایی فدراسیون تنیس مذاکراتی داشتیم تصمیم گرفتیم باشگاهی را راه‌اندازی کنیم.

 باشگاه ستارگان هنرمند افتتاح شد

وی تصریح کرد: در همین راستا توانستیم باشگاه ستارگان هنرمند تهران را در رشته تنیس به ثبت برسانیم و قرار است بازی‌های خوبی را در همین زمینه برنامه‌ریزی کنیم و هزینه فروش بلیط هم به خیریه اختصاص پیدا می‌کند.

دانایی اظهار داشت: به دلیل اینکه بازیکنان تیم ملی تنیس کشورمان در شرف اعزام به مسابقات دیویس کاپ هستند، مدیریت مجموعه ورزشی تنیس و همچنین سرمربی تیم ملی از بعضی بازیگران و هنرمندان دعوت به عمل آورد تا اولا نوعی افتتاحیه برای باشگاه ستارگان هنرمند باشد و در نهایت به نوعی بازیگران و هنرمندان بتوانند با حضور در بین ملی پوشان تنیس روحیه مضاعفی به آنها بدهند تا ملی پوشان تنیس کشورمان در مسابقات دیویس کاپ از گروه خودشان صعود کنند.

دانایی خاطرنشان کرد: مهدی مهدوی‌کیا نیز قرار بود در جمع ملی‌پوشان و اعضای باشگاه ستارگان هنرمند حضور پیدا کند اما به دلیل مشغله کاری نتوانست در این جمع حاضر شود.

 باشگاه ستارگان هنرمند افتتاح شد

امیرعلی دانایی بازیگر اصلی «کلاه پهلوی» در حال تمرین تنیس

امین حیایی نیز در این باره گفت: طی صحبت‌هایی که با امیرعلی دانایی داشتم به این نتیجه رسیدیم که باشگاهی را مختص هنرمندان تأسیس کنیم و دلیل اصلی راه‌اندازی این باشگاه سلامتی افرادی است که به این باشگاه می‌آیند و همچنین کار خیریه‌ای هم در کنار آن انجام شود تا به افراد نیازمند از این طریق کمک شود و شاید بتوانیم کمی جبران لطفی که خدا به ما کرده است را بکنیم و انشاالله بتوانیم در این زمینه عملکرد خوبی داشته باشیم.

مرتضی علی‌آبادی، عضو هیئت مدیره تیم تنیس ستارگان هنرمند گفت: ما هنرمندان ورزشکار زیادی را سراغ داریم که به ورزش و به خصوص تنیس علاقه‌مند هستند. بر همین اساس تصمیم گرفتیم تیم ستارگارن هنرمند را راه‌اندازی کنیم. امین حیایی و امیرعلی دانایی از اعضای این تیم هستند. از اعضای دیگر این باشگاه می‌توانم به سام درخشانی، رضا یزدانی، احسان خواجه‌امیری، شهرام قائدی و حمید گودرزی اشاره کنم.

باشگاه ستارگان هنرمند افتتاح شد

علی‌آبادی تصریح کرد: در حال حاضر بازیگران و هنرمندان در این مجموعه ورزشی حاضر شدند تا هم روحیه‌ای به بازیکنان تیم ملی تنیس بدهند و هم افتتاحیه‌ای برای آغاز رسمی کار باشگاه ستارگان هنرمند باشد.

عضو هیئت مدیره تیم تنیس ستارگان هنرمند ادامه داد: بازیکنان تیم ملی تنیس که عازم مسابقات دیویس کاپ هستند با دیدن بازیگران نیروی تازه‌ای گرفتند که امیدواریم با صعود به گروه 2 آسیا با دست پر به میهن عزیزمان بازگردند.

وی تأکید کرد: هنرمندان آمدند تا بگویند ورزش تنیس تنها به قشر خاصی از افراد جامعه اختصاص ندارد. رئیس فدراسیون تنیس هم تمام سعی‌اش بر این بوده و هست که تنیس را توسعه دهد. مسابقات دیویس هم جزو بالاترین سطح مسابقات است و ایران جزو گروه 3 آسیاست. قهرمانی در این مسابقات کار سختی است اما غیرممکن نیست و اگر مسئولین حمایت کنند با توجه به اینکه یک کمیته همگانی تشکیل شده، همه افراد جامعه می‌توانند این ورزش را به صورت آماتور یا حرفه ای ادامه دهند.

باشگاه ستارگان هنرمند افتتاح شد

در ادامه سعید احمدوند نیز گفت: حضور هنرمندان در بین ورزشکاران باعث ایجاد روحیه نشاط و شادابی بین آنها خواهد شد. امین حیایی و امیرعلی دانایی نیز به عنوان 2 چهره شناخته شده سینمای ایران با حضور در جمع ملی‌پوشان تنیس باعث شدند تا بازیکنان با روحیه خوبی به مسابقات آسیایی دیویس کاپ بروند.

سرمربی تیم ملی تنیس ادامه داد: هنرمندان یکی از ارکان اصلی بدنه فرهنگی و ورزشی ایران هستند که حضور 2 چهره شاخص سینمای کشورمان باعث دلگرمی بازیکنان شد و ملی‌پوشان با روحیه بهتری به این مسابقات می روند.

وی درخصوص سابقه قهرمانی‌اش تأکید کرد: زمانی که در تیم ملی تنیس حضور داشتم سال‌های زیادی جزو 4 نفر اول ایران محسوب می‌شدم. اکنون نیز در کسوت سرمربیگری تیم ملی مشغولم و تمام تلاشم را برای موفقیت کشورم انجام می‌دهم و امیدوارم ملی‌پوشان کشورمان در مسابقات آسیایی بدرخشند.

نوشته شده توسط nosrat2 در ساعت 03:50 PM

خواننده زن مشهور ایران: برای رفتن به لس آنجلس حتی وسوسه نشدم

 خواننده زن مشهور ایران: برای رفتن به لس آنجلس حتی وسوسه نشدم

سیمین غانم بی‌تردید یکی از خوش صدا و نجیب‌ترین خوانندگان زن ایرانی به شمار می‌رود او که به واسطه قطعات «گل گلدون من»، «سیب» ، «مرد من» و «قلک چشات» به شهرت رسید. تصمیم گرفت همواره بدون اعتنا به حواشی که در عالم موسیقی وجود دارد تنها به ارائه کار خوب فکر کند. با او به بهانه برگزاری کنسرتش در شهریورماه به گفت‌وگو پرداخته‌ایم.

سیمین و تولد در یک خانواده سنتی
22 فروردین 1322 در یک خانواده سنتی در تنکابن به دنیا آمده ام. خانواده‌ام از بافت سنتی برخوردار بود به همین خاطر اجازه فعالیت در عرصه موسیقی به شکل حرفه‌ایی به من داده نمی‌شد و فعالیت‌های من در این عرصه به خواندن در مهمانی و جشن‌های خانوادگی محدود می شد هر چند که در دوران مدرسه چندین بار به خاطر داشتن صدای خوب مورد تقدیر قرار گرفتم و اول شدم . اما خب این جوایز برای حضور حرفه‌ایی در عرصه موسیقی به من کمکی نمی‌کرد. خانواده‌ام مدام این استرس را داشتند که جو نا مناسب هنر که در آن مقطع در برخی از محافل جود دارد روی من تاثیر بگذارد و من هم چون دوست نداشتم که آنها را برنجانم هیچ‌گاه در این مورد پا فشاری نمی کردم تا اینکه در نهایت یک راه چاره به ذهنم رسید.

برای ورود به دنیایی موسیقی ازدواج کردم
با خودم گفتم بهترین راهکار برای من یک ازدواج مناسب است ازدواج با فردی که درک درستی نسبت به هنر داشته باشد وبه من هم اعتماد کند و اجازه دهد ضمن رعایت همه موازین اجازه فعالیت موسیقایی به من دهد افراد زیادی به خواستگاری من آمدند اما هیچ کدام از آنها نمی توانستند نظر من را تامین کنند تا اینکه با همسرم آشنا شدم در همان روزهای اول ازدواجم به این موضوع پی بردم که او همان فردی است که انتظارش را می کشیدم زمانی که ازدواج کردم بیست و پنج سال داشتم و از آن به بعد فعالیت موسیقی ام را به شکل جدی پیگیری کردم اما به همسرم اطمینان دادم که همه موازین را رعایت می کنم و کاری نمی کنم که مایع سرشکستگی او شوم و از دوران جوانی ام تا به امروز به این عهدم وفادار بودم.

خانواده‌ام مهتر از موسیقی است
به نظرم این موضوع به خصوصیات فردی هر کسی بر می گردد و نمی توان به آن شکل عام داد اما من با وجود علاقه ایی که به موسیقی داشتم اما همواره آن برای من در درجه دوم اهمیت قرار داشت و آن چیزی که برایم پررنگ تر بود خانواده ام بود و خب شاید این تصمیم من مورد انتقاد بسیاری هم واقع شد برخی به من می گفتند فردی که تا این حد از صدای خوبی برخوردار است نباید خودش را در قاب خانه محدود کند اما خب موضوع چیزی نبود که بخواهم به سادگی از ان چشم پوشی کنم و همیشه برای من در الویت قرار داشته و خواهد داشت.

نقش پررنگ همسرم در موفقیت من
به دور از هر گونه شعار زدگی باید بگویم یک هنرمند زمانی موفق می‌شود که ارتباط خوبی با خانواده‌اش داشته باشد و خوب شاید بر اساس همین موضوع سعی کردم در انتخابم برای همسر آینده‌ام دقت کنم و خوشبختانه در این راه بهترین انتخاب را داشته‌ام.همسرم در موفقیت من تاثیر زیادی را داشته است روح بزرگ و منش او باعث شده است که من در زندگی ام خوشبختی را با همه وجودم لمس کنم و قدم در راه موفقیت بگذارم من هم به خاطر همه لطف هایی که در طول این سالها به من داشته قطعه « بگو ای مرد من ای از تبار هر چه عاشق» را به ایشان تقدیم کردم و البته این آهنگ می‌تواند هدیه خوبی باشد که خانم های ایرانی به همسران‌شان برای تشکر از محبت‌هایشان هدیه دهند.

سخت پسند شده‌ام
برای یک خواننده همواره نوع ملودی از اهمیت زیادی برخوردار است چرا که باعث می شود کار او آن طور که باید به چشم بیایید.بعد از انقلاب وقتی فعالیت هنری‌ام را از سر گرفتم ترجیح دادم که آهنگسازی کارهایم را خودم بر عهده بگیرم بیش از این با بزرگانی مانند فریدون شهبازیان ،بابک بیات کارکردم اما خب بعدها پیشنهاد زیادی داشتم اما هیچ‌یک ازاین پیشنهادها نتوانست من را متقاعد کند که بخواهم آهنگسازی کارهایم را به آن‌ها واگذار کنم؛ شاید بخشی از این موضوع به این خاطر باشد که در طول این سال‌ها بسیار سخت پسند شده ‌م و هر اثری نمی‌تواند توجه من را به خود جلب کند به همین خاطر ملودی کارها را خودم می‌سازم و تنظیم آن را به همکارانم می‌سپارم.

جوان‌ها از کنسرتم بیشتر استقبال می‌کنند
برای یک خواننده زیباترین لحظه زمانی است که روی استیج قرار می‌گیرد برای من هم این لحظه همیشه جزو زیباترین لحظه‌های زندگی‌ام بوده است. هیچ وقت یادم نمی رود وقتی بعد از بیست سال وقتی برای اولین بار روی استیج قرار گرفتم و قرار شد برای خانم‌ها برنامه‌ایی را اجرا کنم با خودم گفتم حتما افرادی که به سالن اجرا می‌کنند همنسلان خودم هستم چون در شرایطی که همه جورموسیقی آن هم به وفور در جامعه به گوش می‌رسد طبیعی است جوان‌ها جذب آن سبک موسیقی ها شوند اما در کمال ناباوری وقتی وارد سالن شدم دیدم نیمی از سالن متشکل از جوان‌ها است همان‌جا بود که بغض کردم و این موضوع را توفیقی از جانب خدا دانستم و خب حالا با گذشت سال‌ها همچنان استقبال جوان‌ها از کنسرتم چشمگیر است سعی می‌کنم در اجراهایم در کنار کارهای قدیمی کارهای جدید را هم اجرا می‌کنم .

خیلی‌ها با گل گلدون عاشق شدند
برای خیلی‌ها اسم سیمین غانم مترادف شده است با گل گلدون، باید اعتراف کنم خیلی خوشحالم بعد از گذشت سال‌ها گل گلدون هنوز در میان مردم شنیده می‌شود ودیگر به نوعی نوستالوژی بدل شده است و یک آهنگ خاطره‌انگیز و اشک به چشم خیلی‌ها آورد. خیلی‌ها با این آهنگ عاشق شده‌اند در سفرهای‌شان آن را گوش داده‌اند و یا به عنوان لالایی برای بچه‌هایشان آن را می‌خوانند خب این موضوع برای یک هنرمند بسیار ارزشمند است.

زمانی که نمی‌خواندم باغبانی می‌کردم
عده‌ای از دوستان از من می‌پرسند زمانی که از حرفه خوانندگی دور بودی چکار می‌کردی و من در جواب آن‌ها می گویم:در طول سال‌های که از موسیقی دور بودم سعی کردم که خودم را با هنرهای مختلف دیگر سر گرم کنم به همین خاطر در وقت‌های بیکاری به سراغ طراحی دکوراسیون می‌رفتم و گاهی هم عروسک سازی انجام می‌دادم . من شیفته طبیعت هستم و برای من هیچ چیزی لذت بخش‌تر از آن نیست که وقتم را با باغبانی بگذرانم به خاطر علاقه‌ام به طبیعت زمین کوچکی را در لواسان خریدم و به ناچار برای فرار از آلودگی تهران به آن‌جا پناه می‌برم.

شهرت دغدغه‌ام نیست
این که می گویم هیچ گاه شهرت دغدغه من نبوده است قصد شعار گفتن ندارم. شاید این موضوع با روح یک خواننده در تضاد باشد اما من علاقه چندانی به شهرت و دیده شدن ندارم به همین خاطر در طول سال‌هایی که فعالیت موسیقی انجام می‌دادم چندان ناراحت نبودم چون این موضوع برای من شکل حیاتی نداشت و در خلوتم برای دل خودم می‌خواندم من از بودن در کنار مردم همواره لذت می‌برم اما هیچوقت دوست نداشتم مشهور شوم و به دنبال آن نبودم شک نکنید اگر به دنبال این موضوع بودم سال‌ها قبل با پیشنهادهای آن‌چنانی که داشتم، راهی خارج از کشور می‌شدم. اما من قلب را در کشورم جا گذاشته بودم و نمی‌خواستم که از جایی که متعلق به ان هستم دل بکنم . شاید برای‌تان جالب باشد که بدانید هیچ وقت برای لس آنجلس رفتن حتی وسوسه هم نشدم.


منبع: bornanews.ir

نوشته شده توسط nosrat2 در ساعت 03:41 PM

عکسی متفاوت از مجری ماه عسل و بهنوش بختیاری

عکسی متفاوت از مجری ماه عسل و بهنوش بختیاری

عکسی متفاوت از مجری ماه عسل و بهنوش بختیاری

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 03:32 PM

عکس/مجری مشهور تلویزیون در سانتیاگوبرنابئو

 مجری مشهور تلویزیون در سانتیاگوبرنابئو


صراط نیوز

نوشته شده توسط nosrat2 در ساعت 02:46 PM

گپ و گفتی خواندنی با سحر جعفری جوزانی

 گپ و گفتی خواندنی با سحر جعفری جوزانی

 سحرجعفري جوزاني، فرزند مسعود جعفري جوزاني (نويسنده و کارگردان) سينما و تلويزيون است و بسيارخوشحال است که در کنار بزرگان اين‌ عرصه‌ حضور پيدا کرده است. بدون شک سحر جوزاني يکي از استعدادهاي جوان سينما و تلويزيون است. او در سال 1378 نامزد سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش مکمل زن براي بازي در فيلم بلوغ شد. به بهانه بازپخش سریال فراموشی از شبکه تماشا با اين هنرمند توانا گفتگوی انجام شده که در ادامه می خوانید.

خانم جوزاني، لطف مي کنيد خودتان را بيشتر براي خوانندگان معرفي کنيد؟

در سال 1357 در سانفرانسيسکو، کاليفرنياي آمريکا متولد شدم و تا سن پنج سالگي ساکن آنجا بودم. فارغ التحصيل رشته روانشناسي کودک از دانشگاه آزاد اسلامي هستم. پدرم مسعود جعفري جوزاني نويسنده و کارگردان سينما و تلويزيون است و خيلي خوشحالم که تا اينجاي کار، پدرم هميشه همراه و پشتيبانم بوده است.

فعاليت خودتان را از کي آغاز کرديد؟

فعاليت سينمايي خودم را با نقش کوتاهي در فيلم «شير سنگي» به کارگرداني مسعود جعفري جوزاني در سال 1365 آغاز کردم و با نويسندگي در سريال آژانس دوستي و پس از آن بازيگري در همين سريال به فعاليت خود به صورت رسمي ادامه دادم و پس از آن وارد سينما شدم.

خانم جوزاني، مدتي است شما را در سينما و تلويزيون کمتر مي بينيم. چرا؟ پيشنهاد کم است يا کارهايي انجام داده ايد و هنوز نمايش داده نشده اند؟

مدتي بود که در ايران نبودم.

آيا براي اين ماه هاي باقيمانده سال، شما را در تلويزيون يا سينما خواهيم ديد؟

نمي دانم. ان شاء لله.

شما يکي از بازيگران خوب، جوان و موفق سينما و تلويزيون هستيد. براي رسيدن به اين جايگاه چه کرديد؟

بسيار تمرين کردم و سعي کردم اطلاعاتم را با مطالعه، به روز کنم و از پيشکسوتان کسب تجربه کنم. از خدا مي خواهم کمکم کند.

شما در سال 1391 مجموعه تلويزيوني فراموشي را بازي کرديد که در حال حاضر از طریق شبکه تماشا بازپخش می شود و بعد از آن مجموعه ديگر هيچ. کمي از فراموشي برايمان بگوييد.

سريال فراموشي به کارگرداني سعيد سلطاني از شبکه 5 پخش شد که آقايان محمد کاسبي، برزو ارجمند، رضا داوود نژاد، مهران رجبي، و خانم فلامک جنيدي در آن مجموعه بازي مي کردند و داستان فيلم، روايت زندگي مردي بازاري و ثروتمند بود که به تنهايي در شهرستان زندگي مي کرد و در آستانه نوروز در آرزوي ديدار فرزندانش بود، اما هرچه منتظر ماند از آنها خبري نشد تا اينکه خودش به تهران آمد تا ديداري تازه کند و ادامه داستان.

چه شد که در سريال فراموشي بازي کرديد؟

داستان سريال را خيلي دوست داشتم. وقتي فيلمنامه را خواندم با خودم گفتم با اين داستان مي توانم به خواسته هايم برسم. تصميم گرفتم در آن سريال ايفاي نقش کنم.

خانم جوزاني، اگر بازيگر نمي شديد، دوست داشتيد چه کاره شويد؟

تمام سعي ام را مي کردم که بازيگر شوم.

آيا شما از آن دسته بازيگراني هستيد که بيشتر، خودشان را متعلق به تئاتر مي دانند و مي گويند تئاتر خانه اصلي ماست؟

صد در صد. براي اينکه من اصلاً با تئاتر شروع کردم و تجربه زيادي هم در تئاتر دارم. بنابر اين مي توانم بگويم تئاتر، خانه من است و سال ها خاک صحنه خوردم. اين را نيز مي توانم بگويم که از وقتي تئاتر کار مي کنم احساس مي کنم اتفاقات ديگري در مورد بازيگري در درونم افتاده يعني حتي براي تصوير، مديوم سينما و تلويزيون هم احساس مي کنم خيلي روي
بازي ام تأثير گذاشته است.

به نظر مي آيد توجه به مشکلات تلويزيون و سينما براي مسئولين بيشتر است و انگار تئاتر هيچ وقت آن قدر جدي گرفته نمي شود. شما فکر مي کنيد چرا؟

نه، اتفاقا تئاتر براي مسئولين خيلي مهمتر از سينما و تلويزيون است چون تأثير تئاتر روي آدم هاي خاص و برجسته جامعه است و نه عموم جامعه.

آدم هايي که مي آيند و زمان مي گذارند و هزينه مي کنند براي تماشاي تئاتر، از قشر تأثيرگذار جامعه هستند. مثلاً يک سري مثل خود شما

روزنامه نگار هستند و حوزه رسانه دستشان است. آدم هايي به تئاتر مي آيند که دغدغه هاي فکري و فرهنگي دارند و مي توانند اين دغدغه ها را به جامعه بسط دهند. براي همين تئاتر هميشه هنر معترضي بوده. در تلويزيون و سينما کلاً شرايط متفاوت است و آن هم برمي گردد به اصالت هنر تئاتر که همان زنده بودن آن است.

البته من مي فهمم همه اينها به ماجراي اقتصاد نيز برمي گردد. وقتي اقتصاد يک کشور دچار بحران مي شود، به هر حال بخش فرهنگي که سينما، تلويزيون و هنرهاي نمايشي هم جزء آن است، دچار بحران مي شوند.

اگر هنرمندي تشخيص حرفه اي داشته باشد، طبيعي است که در اين شرايط کم کار باشد. خب اين هنرمند عزيز متشخص آن وقت با اين اوضاع و احوال و شرايط اقتصادي چگونه زندگي کند؟ البته اين اوضاع و احوال اقتصادي فقط مختص اهالي فرهنگ و هنر نيست و تقريباً همه مردم با اين قضيه دست به گريبانند.

در عرصه بازيگري به دنبال چه هستيد؟

خلاقيت و ابداع.

معيار اصلي سحر جوزاني در انتخاب نقش چيست؟

متن خوب. چون معتقدم اغلب کارگردان هاي خوب ما متن هاي خوب را انتخاب مي کنند.

آيا به تماشاي فيلم هاي خودتان هم مي نشينيد؟

بله، صد در صد. البته تا جايي که وقت کاري ام به من اجازه دهد.

تفاوت بازي کردن جلوي دوربين با بازي در مقابل صدها چشم در چيست؟

اگر منظورتان صحنه تئاتر است معتقدم که در صحنه بايد آگاهانه بازي کرد. يعني که من بازيگر در گفتارم آگاه باشم که چه چيزي مي گويم. اگر ديالوگ را نفهميده باشم و فقط آن را حفظ کرده باشم تأثير آن حرف از من حرکت نمي کند به سمت تماشاگر. حتي اگر بسيار زيبا هم بازي کرده باشم چيزي در ذهن باقي نمي ماند. زيبايي تئاتر، يک نوع ترس خاص است که اگر بازيگر اين ترس را نداشته باشد تماشاگر آن را مي فهمد. اين ترس باعث همان آگاه شدن مي شود.

يعني براي تماشاگر بازي مي کنيد؟

صد در صد. بازي هاي من براي خودنمايي نيست.

براي شما به عنوان يک بازيگر، کار در سه مديوم سينما، ‌تئاتر و تلويزيون تفاوت خواهد داشت؟

بله. حتي از جنبه مادي هم فرق خواهد داشت. اما اگر در تئاتر هم به اندازه سينما و تلويزيون پول بدهند من هميشه تئاتر بازي مي کنم.

کدام يک از کارهايتان را بيشتر مي پسنديد؟

سريال در چشم باد.

گفتگو از ناهید جعفرپوركامي

باشگاه خبرنگاران

نوشته شده توسط nosrat2 در ساعت 10:57 AM

اجرای «رضا موتوری» همراه با سخنرانی حامد بهداد +عکس

انتخاب : علیرضا خمسه، حامد بهداد، سیدجمال ساداتیان، مرتضی شایسته و سعید سهیلی از جمله هنرمندان حاضر در این مراسم بودند.


 اجرای «رضا موتوری» همراه با سخنرانی حامد بهداد


اجرای «رضا موتوری» همراه با سخنرانی حامد بهداد


شاهرخ بحرالعلومی فرزند پسر ابراهیم که کارگردان بوده و ساکن کانادا است از جمله حاضران این مراسم بود که به سخنرانی درباره پدر پرداخت.

اجرای «رضا موتوری» همراه با سخنرانی حامد بهداد


پیمان قاسم خانی که در فیلم «سن پطرزبورگ» با بحرالعلومی همبازی بود از دیگر حاضران در این مراسم بود که در گفتگو با فرزند این بازیگر ابراز تاسف خود را از درگذشت پدر اعلام کرد.


 اجرای «رضا موتوری» همراه با سخنرانی حامد بهداد

حامد بهداد در این مراسم با ذکر اینکه بحرالعلومی یکی از بازیگران محترم سینمای ایران بود آگاهی او درباره تاریخ سینمای ایران را ستایش کرد. بهداد گفت:«اکنون بیش از هر کس دیگری حال خانواده بحرالعلومی را می فهمم چراکه خودم نیز اخیرا پدرم را از دست دادم. من نه تنها شاگرد بحرالعلومی بودم که با شاهرخ فرزند ایشان هم همکلاسی بودم و به همین دلیل از نزدیک با ایشان آشنایی داشتم.»


 اجرای «رضا موتوری» همراه با سخنرانی حامد بهداد


در بخشی از این مراسم قطعاتی نیز به یاد بحرالعلومی نواخته شد.


 اجرای «رضا موتوری» همراه با سخنرانی حامد بهداد


تعدادی از قطعات مربوط به موسیقی فیلمهای ماندگار سینمای ایران و از جمله «رضا موتوری» و «مرسدس» هم توسط گروه ایستگاه اجرا شد.


اجرای «رضا موتوری» همراه با سخنرانی حامد بهداد


استقبال مخاطبان عام از این مراسم نسبتا خوب بود و به خصوص عده ای که دوست داشتند از نزدیک حامد بهداد را دیده و به او درگذشت پدرش را تسلیت بگویند!

اجرای «رضا موتوری» همراه با سخنرانی حامد بهداد


نوشته شده توسط nosrat2 در ساعت 10:20 AM

بازیگر سریال دودکش ، هومن برق نورد درکنسرت سیروان خسروی /عکس

بازیگر سریال دودکش ، هومن برق نورد درکنسرت سیروان خسروی

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 02:48 AM

August 25, 2013

عکس متفاوت سپیده خداوردی با پدر و مادرش

سپیده خداوردی و پدر و مادرش

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 05:53 PM

منوچهر آذری از همسر و 3 فرزند پزشكش می گوید

منوچهر آذری از همسر و 3 فرزند پزشكش می گوید

منوچهر آذری (زاده ۱۳۲۲) بازیگر ایرانی فارغ التحصیل از هنرکده هنرهای دراماتیک فن بیان هنرپیشگی و کارگردانی است.

سلامت: آقاي آذري! بيشتر مردم شما را به واسطه كارهاي خوب و متفاوتتان در راديو و به‌خصوص برنامه صبح جمعه با شما مي‌شناسند اما كارتان را از تلويزيون شروع كرده‌ايد و بعد به راديو پيوستيد. اين اتفاق چگونه افتاد؟

من هميشه به بازيگري تمايل داشته و دارم و معتقدم گوينده راديو پشت ميكروفن هم به نوعي با دست و صورت خود بازي مي‌كند. به هر حال دوست دارم تماشاگر يا شنونده را چنان در كنترل خود داشته باشم كه لحظه‌اي از تاثير من غافل نشود. يادم مي‌آيد «احمد قدكچيان» به من گفت: «در راديو باش، اما تلويزيون، تئاتر و سينما را نيز فراموش نكن» و من دقيقا همين كار را كردم.

سلامت: فكر كنم شما در زمينه توليد نوار قصه براي كودكان هم فعاليت داشته‌ايد. درست است؟

بله، شركتي كه تهيه‌كننده اين نوارها بود، «سلام بچه‌ها» نام داشت و تحت‌نظر مرحوم «حميد عاملي» بود. اوايل انقلاب، تلويزيون برنامه چنداني براي كودكان نداشت و براي همين اين نوارها بين خانواده‌‌ها بسيار محبوب شده بود و حتي دوستاني خارج از كشور هستند كه هنوز از اين كاست‌ها ياد مي‌كنند. جالب است بدانيد هنوز كاست «خروس زري پيرهن پري» (شعر احمد شاملو) خريدار دارد و مردم آن را سفارش مي‌دهند. ما براي توليد اين اثر خيلي زحمت كشيديم، به‌خصوص من و مرتضي احمدي، اما الان ديگر كسي دنبال اين‌گونه كارها نيست و متاسفانه كودكان با رايانه و ماهواره بزرگ مي‌شوند.

سلامت: شايد براي همين هم است كه كودكان امروز، كودكان با خاطره و شادي نيستند.

بله، درست است كه در قديم امكانات رفاهي مثل امروز گسترده نبود اما دل همه آدم‌ها شاد بود و كسي دغدغه‌اي نداشت. متاسفانه بچه‌هاي امروز به بچه‌هاي آپارتماني تبديل شده‌اند و مجبورند تنهايي بازي كنند اما كودكان ديروز با هم و در كنار هم بزرگ مي‌شدند و واقعا شاد بودند.

سلامت: آقاي آذري! شما 4 فرزند داريد كه 3 نفر از آنها پزشك و يك نفر مترجم زبان است. موفقيت فرزندانتان را مديون چه چيزي هستيد؟

سوال خوبي پرسيديد. در وهله اول محبت و لطف خدا شامل حال من و خانواده‌ام بوده است و پس از آن محبت‌هاي بي‌دريغ همسرم. به نظر من، زن ايراني زني كامل و بامحبت است. همسرم در اين مورد نقش بسزايي داشته و هميشه يار و ياور بچه‌هايم بوده است. ضمن اينكه من هم آدمي نبودم كه خداي ناكرده مال حرام سر سفره بياورم و هميشه سعي كرده‌ام سالم زندگي كنم. درست است كه حقوق كارمندي دارم اما خيالم راحت است كه اين مال از راه حلال به دست آمده است. براي همين هم عذاب وجدان ندارم.

سلامت: چرا 3 تا از فرزندانتان در رشته پزشكي تحصيل كرده‌اند؟ اين مساله خواسته خودشان بوده يا اصرار شما؟

نه، البته من و همسرم هميشه دوست داشتيم يكي از بچه‌هايمان پزشك شود اما در نهايت اين خود آنها بودند كه در مورد آينده و تحصيلات خود تصميم گرفتند. حالا هم ما به آنها افتخار مي‌كنيم و خدا را شاكريم.

سلامت: هيچ‌گاه دوست نداشتيد فرزندانتان جا پاي شما بگذارند؟

نه، به هيچ‌وجه! چون ماندن در اين عرصه، آن هم در شرايط فعلي عاقبت خوبي ندارد.

سلامت: تعريف شما از يك خانواده موفق و سالم چيست؟

به نظر من اساس يك جامعه سالم در وهله اول وجود خانواده‌هاي سالم است. تمام خاطره‌هاي آدمي در اين جامعه كوچك اما مهم شكل مي‌گيرد و معنا پيدا مي‌كند.

سلامت: فكر مي‌كنيد چرا بيشتر خانواده‌هاي امروزي در فشار رواني قرار گرفته‌اند و حتي نمي‌توانند با يكديگر ارتباط برقرار كنند؟

چون پايه و اساس اين گونه خانواده‌ها سست و بي‌اساس است. مردي كه عصبي است و حرمتي براي فرزندان و همسر خود قائل نيست، نمي‌تواند توقع داشته باشد خانواده‌اش خوب و شاد باشند. متاسفانه الان شرايط به‌گونه‌اي است كه همه مي‌خواهند فشار رواني خود را سر بقيه خالي كنند كه خب نتيجه‌اش هم همين مي‌شود!

سلامت: در اين شرايط سخت، پيشنهاد شما براي گذراندن اين بحران رواني سخت چيست؟

به نظر من نبايد زندگي را سخت گرفت چون زندگي به اندازه كافي سخت است. تا جايي كه مي‌توان بايد سعي كرد هميشه لبخند بر لب‌ها باشد. الان چند وقتي است دچار خارپاشنه شده‌ام و كمتر مي‌توانم راه بروم اما با اين حال وقتي سر برنامه‌اي حاضر مي‌شوم، آنقدر روي سن بالا و پايين مي‌پرم كه همه تعجب مي‌كنند اما باور كنيد همين شادبودن و انرژي مثبتي كه از تماشاگران مي‌گيرم، باعث مي‌شود درد پايم را فراموش كنم. البته فكر مي‌كنم موضوع ديگري هم است كه باعث تداوم اين شادي در شما شده است.

سلامت: مثل چي؟شايد دعاي خير پدر و مادر!

بله، دقيقا. ممنوم كه به اين نكته نيز اشاره كرديد. اساسا نسل ما به احترام گذاشتن به بزرگ‌ترها پايبند بودند و از آنها حرف شنوي داشتند. من هرگز به پدر و مادرم بي‌احترامي نكردم و از همان كودكي دوست داشتم مردم را بخندانم. به نظر من اگر كسي مي‌خواهد عاقبت به خير شود، تا مي‌تواند بايد به مردم محبت كند و شادي را براي آنها به ارمغان بياورد و هرگز از والدين خود غفلت نكند. همين چند وقت پيش بود كه سر مزار پدر و مادرم رفتم. هر بار كه اين كار را انجام دهم، بيشتر به بي‌ارزش بودن دنيا پي مي‌برم.

سلامت: در اين روزها بيشتر دلتنگ چه كسي يا كساني هستيد؟

خيلي از ياران قديمي‌ام كه حالا بين ما نيستند اما در وهله اول پدر و مادرم و بعد مرحوم فرهنگ مهرپرور كه نزديك‌ترين دوست و يارم بود.

سلامت: آقاي آذري! شما علاوه بر اينكه سالم زندگي كرده‌ايد، به سلامت خودتان هم توجه ويژه‌اي داشته‌ايد؟

بله، هميشه سعي كرده‌ام از دود و دم دور باشم و از غذاهاي سالم و طبيعي استفاده كنم چون سلامت نعمت بزرگي است كه بايد قدر آن را دانست.

سلامت: البته با وجود 3 پزشك در خانواده‌تان نمي‌توانيد غير از اين رفتار كنيد.

بله، دقيقا (مي‌خندد). به هر حال هر كدام از آنها برايم يك جور نسخه مي‌پيچند.

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 05:28 PM

بازیگر مشهور سینمای ایران در کنار مادرش /عکس

بازیگر مشهور سینما در کنار مادرش


ایسنا

نوشته شده توسط nosrat2 در ساعت 04:50 PM

بازیگر مشهور ایرانی در پشت صحنه یک فیلم خارجی +عکس

خبرآنلاین: اولین عکس‌ها از پیمان معادی در پشت صحنه «اردوگاه اشعه ایکس» در صفحه رسمی این فیلم سینمایی در شبکه مجازی منتشر شد.

پیمان معادی در فیلم «اردوگاه اشعه ایکس»(Camp X-Ray) با کریستن استیورت همبازی است. این فیلم را پیتر ستلر آن را بر مبنای فیلمنامه‌ای از خودش کارگردانی خواهد کرد.

کریستن استیوارت در این فیلم نقش یک سرباز جدید به نام کول را بازی می‌کند که بین او و علی (پیمان معادی)، یکی از زندانیان گوانتانامو که هشت سال است، در زندان به سر می‌برد، دوستی شکل می‌گیرد.

«اردوگاه اشعه ایکس» را جینا گوان و سوفیا لین تهیه می‌کنند. دیوید گوردون گرین یکی از مدیران تولید این پروژه است.

لین گریسن، تارا هولت و جوزف جولیان سوریا دیگر بازیگران فیلم «اردوگاه اشعه ایکس» هستند.


پیمان معادی در پشت صحنه یک فیلم

پیمان معادی در پشت صحنه فیلم در کنار لین گریسن که برای بازی در «فرار از زندان» شهرت دارد


معادی همچنین فیلم «آخرین شوالیه‌ها» به کارگردانی کازواکی کیریا را در مرحله پس از تولید دارد که در آن با مورگان فریمن و کلایو اوئن همبازی است.

او چندی پیش بازی در فیلم سینمایی «ملبورن» به کارگردانی نیما جاویدی را به پایان رساند.

حضور سینمایی معادی به عنوان بازیگر با فیلم «درباره الی» ساخته اصغر فرهادی آغاز شد و او با نقش‌آفرینی در فیلم «جدایی نادر از سیمین» به کارگردانی فرهادی موقعیت خود را تثبیت کرد.

معادی برای این فیلم جایزه خرس نقره‌ای بهترین بازیگر مرد را از جشنواره فیلم برلین دریافت کرد.

نوشته شده توسط nosrat2 در ساعت 04:48 PM

عکس/مرحوم نوذری در دوران جوانی

منوچهر نوذری از سال 1341 فعالیت هنری خود را با بازیگری آغاز کرد و تا سالها بعد از آن ضمن کارگردانی و بازیگری در چند اثر بلند سینمایی به چهره ای شناخته شده در زمینه دوبلاژ تبدیل شد. وی در دوران بعد از انقلاب به عنوان یکی از مجری های موفق صداوسیما فعالیت داشت و سرانجام در سال 1384 به ملکوت اعلا پیوست.


 مرحوم نوذری در دوران جوانی


اقتصاد ایران آنلاین

نوشته شده توسط nosrat2 در ساعت 04:44 PM

تاریخ ازدواج «جولی-پیت» اعلام شد!

 تاریخ ازدواج «جولی-پیت» اعلام شد!

به گزارش پرشین وی به نقل از سینما خبر ، «برد پیت» و «آنجلینا جولی» که از آوریل 2012 نامزد شده بودند در نهایت تاریخ ازدواج خود را اعلام کردند.

یکی از منابع داخلی خانه «جولی-پیت» به مجله آمریکایی «OK» گفت ، زوج طلایی سینما دوم سپتامبر را برای مراسم ازدواج خود انتخاب کرده اند. این منبع گفت : «زهرا» قرار است ندیمه «آنجلینا» و «پکس و مدوکس» نیز ساقدوش های «پیت» باشند. «شیلو» نیز حلقه های ازدواج را به محراب خواهد آورد.

به گفته همسایگان آنها ، رفت و آمد انواع شرکت های تدارک ازدواج به خانه آنها در لس آنجلس افزایش یافته است.چمنهای خانه آنها کوتاه شده ، مسیر گاراژ اتومبیل ها رنگ خورده و حضور پیش خدمتها در خانه آنها افزایش یافته است. در حالی که آمد و شدها به خانه آنها افزایش یافته ولی تاکنون گزارشی از نوع مراسم ازدواج آنها اعلام نشده است.

پیش از این قرار بود این زوج در عمارت فرانسوی خود و یا روی عرشه کشتی پیمان ازدواج ببندند.

نوشته شده توسط nosrat2 در ساعت 04:32 PM

ستاره برادوی در 87 سالگی درگذشت + عکس


 ستاره برادوی در 87 سالگی درگذشت

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، هریس در خانه خود در چاتهام در ماساچوست بر اثر انسداد عروق قلب درگذشت. او 87 ساله بود.

جولی هریس که متولد 1925 در میشیگان بود، طی 60 سال در نمایش‌هایی مانند «تی» (1950)، «چکاوک» (1955)، «اف» (1968) و «The Last of Mrs. Lincoln» اجرا شده در 1972، نقش‌هایی متفاوت بازی کرد و برنده پنج جایزه تونی بهترین بازیگر زن شد که یک رکورد است.

او سال 2002 نیز با جایزه تونی ویژه یک عمر دستاورد مورد تقدیر قرار گرفت. آنجلا لنزبری با دریافت چهار جایزه تونی بهترین بازیگر زن نمایش موزیکال و یک جایزه تونی بهترین بازیگر زن مکمل تنها بازیگری است که به رکورد هریس نزدیک است.

هریس سال 2001 زمانی که در شیکاگو در نمایش «فسیل‌ها» کلودیا آلن بازی می‌کرد، دچار سکته مغزی شد و سال 2010 نیز یک بار دیگر سکته مغزی کرد.

تماشاگران تلویزیون، او را برای بازی در نقش زنی خاص در سریال «Knots Landing» به یاد می‌آورند.


ستاره برادوی در 87 سالگی درگذشت
جولی و هریس و جیمز دین در صحنه‌ای از فیلم «شرق بهشت»


هریس در دنیای سینما بیش از همه برای بازی در مقابل جیمز دین در فیلم «شرق بهشت» (1955) شهرت دارد. از دیگر فیلم‌های سینمایی او می‌توان «مرثیه‌ای برای یک مشت‌زن سنگین‌وزن»، «The Haunting» تولید 1963 و «انعکاس در یک چشم طلایی» (1967) اشاره کرد.

با این حال، بزرگ‌ترین موفقیت‌ها و راضی‌کننده‌ترین لحظه‌های هریس روی صحنه حاصل شد. او یک‌بار گفت: «تئاتر کلیسای من است. خدا را در تئاتر پیدا کردم.»

هریس اولین بار سال 1945 با بازی در نمایش «یک موهبت است» در برادوی روی صحنه رفت. او پنج سال بعد در 24 سالگی نقش فرانکی، دختری با اداهای پسرانه در نمایش «The Member of the Wedding» را بازی کرد که با اقتباس از رمان کارسن مک‌کولرز اجرا شد.

منتقدان شیفته بازی هریس شدند و بروک اتکینسن در نیویورک تایمز نقش‌آفرینی او را «فوق‌العاده، پرطنین و پر از اضطراب و ذوق» توصیف کرد.

هریس بعدها گفت: «آن نمایش شروع همه چیزهای بزرگ برای من بود.»

او در 1952 همراه اتل واترز و براندون دی وایلد در نسخه سینمایی «The Member of the Wedding» بازی کرد و نامزد اسکار بهترین بازیگر زن شد.

هریس اولین جایزه تونی را برای بازی در نقش سالی بولز در نمایش «I Am a Camera» دریافت کرد که بعدها مبنای نمایش و فیلم موزیکال «کاباره» شد.

دومین جایزه تونی او با بازی در نقش ژاندارک در اقتباس لیلیان هلمن از نمایش «چکاوک» نوشته ژان آنوی به دست آمد. این نمایش شش ماه روی صحنه بود که حضور هریس یکی از عوامل مهم این اجرای طولانی بود.

هریس سومین جایزه تونی خود را برای بازی در نمایش‌ «Forty Carats» به دست آورد و سپس برای بازی در دو نقش تاریخی - مری تاد لینکلن در «The Last of Mrs. Lincoln» و امیلی دیکنسن شاعر در «The Belle of Amherst» - دو بار دیگر برنده جایزه تونی شد.

او آخرین بار سال 1997 در برادوی روی صحنه رفت. هریس در سال 2005 یکی از پنج نفری بود که در مرکز کندی تقدیر شد.

هالیوود ریپورتر / 24 اوت / ترجمه: علی افتخاری


نوشته شده توسط nosrat2 در ساعت 03:06 PM

مصاحبه با ژاله صادقیان ، مجری مشهور تلویزیون /عکس

 مصاحبه با ژاله صادقیان مجری مشهور تلویزیون  

صداقت، ویژگی اجرای صادقیان است و همین مساله باعث شده ارتباط خوبی با بینندگان تلویزیون برقرار کند. وقتی با او قرار گفت‌وگو می‌گذاریم با مهربانی می‌پذیرد و در طول مصاحبه با خوشرویی به پرسش‌های ما پاسخ می‌دهد؛ دقیقا مثل همان زمانی که جلوی دوربین ظاهر می‌شود.

به عنوان اولین سوال برایمان بگویید چقدر در مقابل ناملایمات زندگی صبور هستید؟

(با خنده) راستش را بگویم؟

طبیعی است مخاطبان روزنامه علاقه‌مند هستند راستش را بشنوند.

واقعیت این است تا حدودی ذهنم، ذهن مردانه است. اگر ناملایمات یکی‌یکی پیش بیاید، خوب از پس آن برمی‌آیم، ولی وقتی چند اتفاق با هم رخ می‌دهد، فوری قاطی می‌کنم. مشکلات اندک را که طی سال‌ها پیش می‌آید، می‌توانم تحمل کنم، ولی وقتی تعداد آنها زیاد شود و پشت سر هم اتفاق می‌افتد، برایم سخت می‌شود و فوری اشکم درمی‌آید!

فکر نمی‌کنید ذهن مردانه خیلی با اشک جور درنمی‌آید؟

بله! این دو با هم جور نیستند! به این دلیل می‌گویم ذهنم مردانه است، چون مردها همه چیز را یکی‌یکی بررسی می‌کنند و خیلی خوب هم از پس آن برمی‌آیند، اما ما خانم‌ها می‌خواهیم همه هندوانه‌ها را با یک دست بلند کنیم. واقعیت این است بخشی از ذهنم مردانه است، ولی بعضی وقت‌ها کم می‌آورم و اشکم درمی‌آید.

به نظرتان خانم‌ها وقتی همه هندوانه‌ها را با یک دست بلند می‌کنند، چقدر موفق می‌شوند؟

(با خنده) عموما از پس آن خوب برمی‌آیند.

خب با این تعریف، چرا از ذهن زنانه به جای ذهن مردانه استفاده نمی‌کنید؟

این مساله به فطرت و تربیت آدم برمی‌گردد. این همه سال گذشته و من این‌گونه زندگی کرده‌ام. هیچ‌کس هم تاکنون این سوال را از من نپرسیده بود! ولی خیلی مواقع از این‌که به برخی مسائل زنانه فکر نمی‌کنم، شاکی می‌شوم. البته خیلی هم ناراضی نیستم، چون احساس می‌کنم بیشتر به خودم نزدیک هستم.

اشاره کردید وقتی زنانه فکر نمی‌کنید از دست خودتان شاکی می‌شوید. در این مواقع چه پاسخی به خودتان می‌دهید؟

هیچ کاری نمی‌کنم. گذر زمان همه چیز را حل می‌کند! باید صبر کنم ببینم چه اتفاقی می‌افتد. شاکی می‌شوم، ولی شکایتم باعث نمی‌شود زنانه رفتار کنم. شکایتم تاریخی است. یعنی این‌که چرا از اول یاد نگرفتم زنانه با مسائل روبه‌رو شوم. آدم‌ها وجهه‌های گوناگونی دارند، بوی‍ژه من که خردادی هم هستم! برای همین با همه مسائل نمی‌توانم یکسان برخورد کنم، اما تلاش می‌کنم با مسائل، هم زنانه روبه‌رو شوم و هم مردانه؛ برای همین گاهی موفق هستم و برخی مواقع نه.

روزهایی که برای شما اتفاقی افتاده یا مشکلی پیش آمده، وقتی سر برنامه حاضر می‌شوید از چه روشی استفاده می‌کنید که آن را به مخاطب منتقل نکنید؟ چون ناخودآگاه مشکلات روی چهره فرد تاثیر می‌گذارد.

نه‌تنها مشکلات شخصی، حتی مشکلات کاری هم که بیرون از استودیو پیش می‌آید روی رفتار و چهره ما تاثیر می‌گذارد، اما من به هیچ عنوان آن را به مخاطب منتقل نمی‌کنم. فرقی نمی‌کند اجرای یک برنامه را به عهده داشته باشم یا یک برنامه تولیدی. مشکلات را با خودم به برنامه نمی‌برم. در بخش زیادی از کارمان رگه‌های بازیگری هم وجود دارد. اگر مجریانی فنون بازیگری را بلد نباشند همین اتفاقی می‌افتد که شما اشاره کردید. آن وقت می‌روم سر برنامه و نمی‌توانم خودم را کنترل کنم.

من هم مثل بقیه آدم‌های جامعه هزار و یک مشکل دارم، اما می‌دانم مشکلات من به مردم ارتباطی ندارد. زمانی که قرار است برای مردم کار انجام دهیم، باید شبیه آنها باشیم. لزوما مردمی که برنامه ما را می‌بینند، مضطرب یا گریان نیستند، حتی برخی مواقع بینندگان به من می‌گویند وقتی شما را می‌بینیم اضطراب‌مان کم می‌شود و آرام می‌شویم. بنابراین من اجازه ندارم مشکلات خودم را داخل برنامه ببرم که به تعداد زیادی از آدم‌ها مربوط می‌شود.

چهره شما آرامش خاصی به مخاطب می‌دهد. بدون اغراق می‌گویم صدا و چهره‌تان مهربان است. چقدر تمرین کردید تا به این آرامش برسید؟

من از شما تشکر می‌کنم که چنین نظری دارید، اما من اصلا برای رسیدن به این مرحله تمرین نکردم. معتقدم اولین چیزی که هر مجری باید بداند این است که در کارش خلوص نیت داشته باشد. این مساله خیلی مهم است. اگر درون آدمی درست و قابل قبول باشد، ظاهر هم آرام می‌شود.

برخی مواقع در برنامه به دلیل گفتن یک جمله چشمم پر از اشک می‌شود، اما آن را پنهان نمی‌کنم. من هم مثل بقیه مردم احساساتی دارم که نمی‌توانم آنها را پنهان کنم، ولی بروز این احساسات تا زمانی است که به کارم لطمه وارد نکند، اگر هر کدام از ما هر چیزی که در درونمان است بروز دهیم، خیلی از مشکلات جامعه حل می‌شود. من هم تا جایی که به حرفه‌ام لطمه وارد نشود، سعی می‌کنم پنهانکاری نداشته باشم.

بزرگ‌ترین تمرین من در زندگی‌ این است که هیچ چیز را پنهان نکنم تا همه کسانی که مرا از قاب تلویزیون می‌بینند با واقعیت من رو‌به‌رو شوند. راستش شاکی می‌شوم وقتی افرادی را می‌بینم که بیرون با درون‌شان تفاوت دارد. برای من غیر قابل قبول است. می‌دانم خیلی‌ها دلشان نمی‌خواهد این‌گونه باشند و دست زمانه آنها را مجبور کرده است ولی واقعیت این که اگر قرار است مردم به مجری یک برنامه تلویزیونی اعتماد کنند، باید خودم باشم و به اصطلاح نقش بازی نکنم.

ولی این ویژگی را برخی مجریان ندارند. این مساله در مجریان جوان بیشتر صدق می‌کند. چرا این اتفاق می‌افتد؟

فکر نمی‌کنم این گفته شما درباره همه صدق کند. در برخی آدم‌ها این مساله وجود دارد، اما قبول کنید این تصنع در واقعیت‌ زندگی آنها وجود دارد، نه این‌که فقط جلوی من و شما و دوربین این‌طور باشند.

پس چگونه این افراد برای اجرای تلویزیونی انتخاب می‌شوند؟

ما مجریان جوان موفق هم زیاد داریم. فقط باید مهارت‌های زندگی را یاد بگیرند. این مهارت‌ها باعث می‌شود ما کارمان را بهتر انجام بدهیم. مجری تلویزیون به دلیل نوع حرفه و رو‌در‌رو‌شدن با مخاطبان فراوان باید بیشتر از دیگر مردم این مهارت‌ها را یاد بگیرند تا ابتدا بتواند خودش را اداره کند و بعد با مردم سخن بگوید. نکته دیگر این که چرا باید فردی که خصوصیات قابل قبولی ندارد به عنوان مجری انتخاب شود و سکان یک برنامه به او سپرده شود. بنابراین انتخاب مجری بسیار هم مهم است. وقتی یک نفر سال‌ها کار می‌کند و دوام می‌آورد، نشان می‌دهد درست انتخاب شده، اما وقتی یک نفر فقط پنج یا شش ماه می‌ماند و بعد کنار می‌رود، مشخص است اشتباهی آمده است. برایتان مثالی می‌زنم؛ یک نفر می‌تواند راننده خوبی شود و یک نفر دیگر نه. پس باید ما راننده خوب را انتخاب کنیم. درست انتخاب‌کردن اهمیت زیادی دارد. به نظر من کسی که در این جامعه قرار است فرهنگسازی کند و مجری تلویزیون باشد باید با دقت انتخاب شود.

شاید به همین دلیل است که سال‌ها طول می‌کشد تلویزیون مجری خوب پرورش بدهد.

قبول دارم مجریان خوب خیلی کم هستند، ولی برخی مواقع دست کسانی که قرار است در این حرفه کار کنند هم باز گذاشته نمی‌شود. بپذیریم اگر من راحت جلوی دوربین تلویزیون صحبت می‌کنم به این دلیل نیست که من آدم واردی هستم. شاید بخش زیادی از این مساله به این دلیل است که سال‌های زیادی از کار من گذشته و همه از مدیران گرفته تا تهیه‌کننده، من را خوب می‌شناسند و می‌دانند زمانی که جلوی دوربین ظاهر می‌شوم، قرار است درباره چه چیزی صحبت کنم. به من اعتماد دارند و دست من را باز می‌گذارند. در این صورت می‌توانم چیزهایی را که بلد هستم به نمایش بگذارم. این اعتماد ممکن است درباره یک آدم دیگر، ۱۰ تا ۱۵ سال آینده اتفاق بیفتد، اما واقعیت این است ما محدودیت‌هایی داریم. من هم ۱۵ سال پیش این محدودیت‌ها را داشتم. آن زمان کسی من را نمی‌شناخت و نمی‌دانست چطور قرار است کار کنم. من خودم را ثابت کردم. این ثابت‌کردن جزو مهارت‌هایی است که باید یاد بگیریم.

ولی برخی مجریان نمی‌توانند به این مهارت دست پیدا کنند.

به نظرم اگر مجری نتواند مهارت‌های فردی و گروهی را یاد بگیرد، حضورش در تلویزیون درست نیست و اوضاع خطرناک می‌شود.

برای شما هم از این موقعیت‌های خطرناک به وجود آمده است؟

بله، فراوان! اما در چنین شرایطی از مهارت‌هایم استفاده کرده‌ام. اتفاقاتی در پخش رادیو و تلویزیون افتاد، اما من در نهایت به سلامت از این موج عبور کرده‌ام. علتش این بود که بلد بودم چگونه اتفاق پیش‌آمده را مدیریت کنم. این مساله بستگی دارد به چیزی که من قبلا یاد گرفته‌ام. البته سال‌ها تجربه هم بی‌تاثیر نیست.

وقتی با کارشناسان برنامه هم صحبت می‌کنیم، خیلی وقت‌ها به این نتیجه می‌رسیم کودکی‌، نقش مهمی در فراگیری مهارت‌های زندگی‌ دارد. من همیشه در برنامه‌ها از تاثیر مهم دوران کودکی می‌گویم. کودکی خیلی مهم است، اما خیلی‌ها این مرحله را جدی نمی‌گیرند. متاسفانه به این مساله فکر نمی‌کنیم که کودکان ما باید چطور بزرگ شوند. در جامعه می‌خواهند چه کاری انجام بدهند و...

از سوی دیگر، اجرا یک دوره تحصیلی نیست که دوره آن سپری شود. به نظر من اجرا یک توانمندی درونی است که باید کشف و تقویت شود. امیدوارم کشف درباره آدم‌هایی که علاقه‌مند به اجرا هستند، اتفاق بیفتد و کسانی که توانمند هستند و به اصطلاح «آن» مجریگری را دارند به این حرفه وارد شوند.

خیلی وقت است به این نتیجه رسیده‌ایم که اگر فرد نامناسبی به عنوان مجری انتخاب شود مدت زیادی دوام نمی‌آورد و کنار می‌رود. کسی که مهارت‌های لازم را بدرستی نمی‌داند اجرایش تکه‌تکه می‌شود. چنین فردی نمی‌تواند در بلند‌مدت در تلویزیون حضور داشته باشد.

شما به لحظاتی اشاره کردید که با استفاده از مهارت و تجربه‌هایتان از خطرات عبور کردید. این لحظات برایتان دلهره‌آور نبود؟

اضطراب اگر در کار ما نباشد، متوجه مسئولیتی که به عهده داریم، نمی‌شویم اما این اضطراب مقابل دوربین باید مدیریت شود و نباید مثلا بیشتر از پنج ثانیه طول بکشد.

بارها پیش آمده حرف‌هایی در برنامه زنده گفته شده که نباید بیان می‌شد. مدیریت چنین شرایطی به عهده مجری است که چطور از این خطر عبور کند. بنابراین مجری برای مدیریت خودش و برنامه‌ باید مهارت و دانش کافی داشته باشد. در برخی مواقع، مجریانی هستند که این لحظات را نمی‌توانند مدیریت کنند. شغل ما حساس و بدون آینده است و حتی به لحظه بستگی دارد. بنابراین باید مهارت مدیریت را فرا بگیریم تا بتوانیم از پس چنین لحظات بخوبی بر بیاییم.

از چنین لحظاتی باید ترسید؟

از این لحظات نباید بترسیم، بلکه باید از آن استقبال کنیم؛ چون یاد می‌گیریم چگونه در لحظه با مشکل مقابله و آن را به بهترین شکل مدیریت کنیم.

ولی مدیریت این لحظات کار سختی است.

بله، سخت است اما شدنی است، زیرا بعضی‌ها می‌توانند این کار را انجام بدهند؛ بنابراین شدنی است و می‌توان این کار را با تمرین انجام داد. این تمرین باید درونی باشد. این‌طور نیست که کلاس بروید و چیز تازه‌ای یاد بگیرید. باید با تمرین این مهارت را یاد گرفت.

یعنی تمرین خودتان با خودتان است؟

بله، دقیقا در تمام زمینه‌های زندگی باید به این مهارت دست پیدا کرد، نه این‌که فقط جلوی دوربین این‌طور باشیم.

ولی من فکر می‌کردم خانم صادقیان که این همه سال کار کرده دیگر قلبش در زمان اجرای برنامه تاپ‌تاپ نمی‌کند.

نه این‌گونه نیست. به نظرم اگر اضطراب نداشته باشم، حتما مشکلی وجود دارد. یعنی قلبم کار نمی‌کند! یا باتری‌اش از کار افتاده که این مشکل پیش آمده است. اضطراب، لحظات خیلی خوبی را می‌سازد و در این لحظات فقط باید توکل کرد. وقتی توکل کنیم بهترین و قشنگ‌ترین اتفاق رقم می‌خورد.

لحظه‌ای که به خدا توکل می‌کنید از او چه می‌خواهید؟

من الان دیگر با خدا ندار شده‌ام! یک بسم‌الله می‌گویم و خودش می‌داند چه می‌خواهم.

چقدر خوب.

باور کنید با یک بسم‌الله همه چیز درست می‌شود.

در صحبت‌هایتان به لحظاتی اشاره کردید که اشک در چشم‌هایتان جمع می‌شود. آیا موردی پیش آمده که نتوانستید جلوی اشک‌هایتان را بگیرید؟

زمستان دو سال پیش مشغول اجرای برنامه اقتصادی بودم. این برنامه تولیدی بود، اما در میان برنامه ناگهان به من تلفن شد و متوجه شدم خاله نازنینم فوت کرده است. خاله‌ای که من را بزرگ کرده بود. او برایم خیلی عزیز بود. آن لحظه داغون شدم. به شدت هم گریه کردم، اما بعد از ۱۰، ۱۵ دقیقه به مهمانانی فکر کردم که از استان‌های مختلف برای برنامه دعوت شده و آمده بودند.

بنابراین با خودم گفتم حق ندارم برنامه را تعطیل کنم، چون آنها از مسافت‌های طولانی برای حضور در برنامه آمده‌اند. با این‌که برنامه تولیدی بود، اما این آدم‌ها ارزش داشتند و فارغ از پست و مقام‌شان انسان بودند و از همه مهم‌تر این‌که وقت‌شان ارزش داشت. به همین دلیل به تهیه‌کننده گفتم ضبط را ادامه بدهیم. او از من پرسید که می‌توانم کار کنم؟ و من هم به او پاسخ مثبت دادم. البته یکی دو بار در میان گفت‌وگوهای برنامه که درباره نفت، پتروشیمی و... بود، چشمانم پر از اشک شد اما به خودم تلنگر زدم و برنامه را ادامه دادم. بعد از این‌که برنامه تمام شد با خیال راحت گریه کردم و حاجی جلیلی تهیه‌کننده برنامه مانده بود که من چطور توانستم خودم را در برنامه کنترل کنم.

قبول دارید خیلی‌ها حاضر نیستند این وقت و ارزش را برای دیگران قائل شوند؟

باید درونت این گونه باشد تا آن لحظه این کار را انجام بدهید. همیشه احترام زیادی برای مردم قائل هستم. نمی‌خواهم از خودم تعریف کنم، اما به همه در هر قشر و هر شغلی احترام می‌گذارم. آدم‌ها مهم هستند. ممکن است برای کسی اهمیت نداشته باشد، ولی برای خودشان مهم است. ما اجازه نداریم با آدم‌ها بازی کنیم.

با توجه به این‌که این مهارت را دارید تا چنین لحظات دشواری را در برنامه بخوبی مدیریت کنید، آیا در زندگی شخصی‌تان هم تا این اندازه مدیر خوبی هستید؟

در کارم مدیریتم بهتر است.

چرا؟

(با خنده) چون من این کاره هستم! شاید خانه‌دار خوبی نباشم، اما لحظات دشوار را در برنامه براحتی مدیریت می‌کنم.

یعنی آشپزی‌تان خوب نیست؟

آشپزی‌ام خوب است، البته به شرط این‌که آشپزی کنم. راستش من خیلی روی مدیریت خانه تسلط ندارم.

شاید خیلی هم روی مدیریت خانه تمرین نکرده‌اید؟

چون فرصت نشده تمرین کنم. من کارم را از پنج سالگی در رادیو شروع کردم و در طول این سال‌ها ادامه داده‌ام. بنابراین زمانی نداشتم که بخواهم دوره‌ای را در این باره بگذرانم و بدانم شیوه خانه‌داری یک زن خانه‌دار چگونه است و چطور می‌توان آن را مدیریت کرد. راستش این مساله برایم چیز عجیب و غریبی است.

خانواده‌تان شاکی نیستند؟

نه! آنها چیزی نمی‌گویند. شاید هم به من احترام می‌گذارند!

معمولا بچه‌ها دوست دارند همیشه مادرشان غذا را بموقع آماده کند و پذیرای آنها در خانه باشد. شما چگونه انتظار فرزندان‌تان را برآورد می‌کنید؟

خوشبختانه چنین مسئولیتی را در مقابل خانواده‌ام ندارم. آنها همیشه رعایت من را می‌کنند. این‌طور نیست که من هر روز ناهار و شام آماده کنم. من به اندازه نیاز آشپزی می‌کنم، نه بیشتر.

فکر نمی‌کنید فرزند شما دوست دارد غذای مورد علاقه‌اش را مادرش بپزد؟

نه، این‌طور نیست که غذا درست نکنم. وقتی چیزی را دوست دارد برایش آماده می‌کنم، نه این‌که کلا او را نادیده بگیرم.

واقعیت این است وقتی او چیزی را هوس کند برایش درست می‌کنم، بد هم در‌نمی‌آید. اتفاقا همه دستپختم را دوست دارند. آشپزی بخشی از مدیریت خانه است. همه چیز به آشپزی منتهی نمی‌شود. باور کنید کارهای دیگر هم وجود دارد.

باید بگویم وقتی در برنامه لحظاتی پیش می‌آید و با موفقیت آن را مدیریت می‌کنم، در خانه هم این‌طور عمل می‌کنم. وقتی در لحظه‌ای تصمیم به عهده من است، خیلی معطل نمی‌کنم و سریع تصمیم می‌گیرم. معمولا تصمیم بیراهی هم نمی‌گیرم.

چقدر خوب.

بله، خدا را شکر.

شما اشاره به خود واقعی کردید و این‌که همیشه تلاش می‌کنید در بیرون یا جلوی دوربین خودتان باشید. شخصا با برخوردی که از شما برای این گفت‌وگو داشتم متوجه این خود واقعی شدم، اما چرا برخی مجریان این طور عمل نمی‌کنند و برخوردشان با مردم در خیابان خوب نیست؟

ممنون، شما به من لطف دارید. باید بگویم آدم‌هایی که به درجه‌ای از شهرت می‌رسند و مردم آنها را در کوچه و خیابان می‌شناسند، این‌طور نیست که خودشان را بگیرند. برخی مواقع مجبورند خودشان را به ندیدن بزنند. وقتی من برای خرید می‌روم برای این‌که خریدم به درازا نکشد به ناچار خودم را به ندیدن می‌زنم. امکان ندارد من چشم به چشم کسی شوم و به او سلام نکنم. حتما سلام می‌کنم و گفت‌وگوها آغاز می‌شود. بنابراین برخی مجریان برای جلوگیری از خطر به درازا‌کشیدن کارهای بیرون ترجیح می‌دهند به در و دیوار نگاه کنند. این طور نیست که خودشان را بگیرند. باید از این زاویه به آنها نگاه کنیم. وقتی این طور نگاه کنید آن وقت است که دیگر به مجریان خرده نمی‌گیرید. آنها هم شرایط خاص خود را دارند.

آیا برایتان پیش آمده هنگام خرید به دلیل این‌که مردم با شما شروع به صحبت می‌کنند خریدتان طولانی شود؟

بله، معمولا به درازا کشیده می‌شود، مگر آن‌که خلاف آن ثابت شود! وقتی با مردم حرف می‌زنم همه فکر می‌کنند من می‌توانم همه مشکلات آنها و تمام دنیا را حل کنم. آنها مرتب با من درددل می‌کنند.

شنیدن این همه درد برایتان سنگین نیست؟

باور کنید برایم خیلی سخت و سنگین است. روحم خیلی زیاد آسیب می‌بیند، اما کاری از دست من برنمی‌آید تا برای همه انجام بدهم، اما باید سنگینی این درد را تحمل کنم. وقتی درد مردم را می‌شنوم، نمی‌توانم بی‌تفاوت عبور کنم، حتی اگر کاری از دستم بر نیاید، اما باید آن را بشنوم. وقتی هم مشکلات را می‌شنوم، کوله خودم سنگین‌تر می‌شود.

وقتی شنیدن این مشکلات شما را تا این حد آزار می‌دهد، پس چگونه خودتان را تسکین می‌دهید؟

همان مدیریت لحظه به کمکم می‌آید. در آن لحظه فکر می‌کنم باید کارم را درست انجام بدهم. اگر هنگام کار یاد درددل‌های مردم بیفتم، نمی‌توانم کارم را درست انجام بدهم. بگذارید برایتان مثالی بزنم؛ قبل از آن‌که نزد شما بیایم راننده آژانس کلی با من درددل کرد. حال اگر بخواهم هنگام مصاحبه با شما به مشکلات او فکر کنم بدون تردید نمی‌توانم گفت‌وگوی خوبی با شما داشته باشم. بنابراین در این لحظه این درددل‌ها را به پشت ذهنم می‌فرستم تا کارم را انجام بدهم. اما بعد به آنها فکر می‌کنم و اشک به چشمانم می‌آید.

چهره شما با صدایتان همخوانی دارد. آیا کسی تا به حال به شما گفته فتوژنیک هستید؟

بله! خیلی از بینندگان این حرف را به من می‌زنند. من بی‌تقصیرم! هر چه هست، کار خداست و من سپاسگزارش هستم. خیلی‌ها این طور هستند، اما شاید چون من مجری هستم چهره‌ام بیشتر دیده ‌شده و صدایم بیشتر شنیده می‌شود.

چقدر برای صدایتان ارزش قائلید؟ و حاضر هستید در زندگی‌تان چه چیزی را برایش از دست بدهید؟

سوال عجیبی است. بگذارید پاسخ به این پرسش را با نقل یک خاطره از دوستم بگویم. یکی از دوستانم صدایش را از دست داد. در واقع دچار ویروسی شد که دیگر نتوانست حرف بزند. وقتی من از این ماجرا مطلع شدم، پا به پای دوستم گریه کردم، چون کاملا درک می‌کردم آدمی که کارش با صداست، اگر نتواند حرف بزند چه حسی پیدا می‌کند.

واقعا غصه خوردم و از ته‌دل ناراحت بودم. در این مدت ما از طریق پیامک با هم در ارتباط بودیم. تا این‌که بعد از مدتی تلفن‌خانه زنگ زد و دوستم به من گفت صدایش کمی برگشته است. نمی‌دانید چقدر خوشحال شدم. باور کنید انگار صدای خودم را به دست آوردم که این همه خوشحال شدم.

چیزی که اهمیت دارد این است که در زندگی‌مان راضی باشیم. از سوی دیگر برای بهتر‌شدن در هر جایی که هستیم باید تلاش کنیم. موقعیتی که هستیم بسیار مهم است و به آنچه داریم باید راضی باشیم.

و اگر خدای ناکرده خودتان صدایتان را از دست بدهید...

اگر مدتی یا کلا صدایم را از دست بدهم، خیلی غصه می‌خورم، اما یک چیز را خوب می‌دانم و این‌که حتما خیری بوده است. مثلا خیری بوده که این هفته مریض شدم و نتوانستم این کار را انجام بدهم. حتما خیری بوده که زمین خوردم و یک هفته به ناچار خانه‌نشین شدم. این توکل باید همیشه باشد و باید خودتان را به انرژی برتر ـ که خداوند است ـ بسپارید. وقتی به خداوند بیندیشید، آن وقت با خود می‌گویید امکان ندارد او برای من بد بخواهد.

یعنی اتفاقی که برای دوست‌تان افتاد، خیر بود؟

بله، خیر بود. شاید او کاری را نباید انجام می‌داد و به همین دلیل مدتی نباید صدا می‌داشت، اما با توکل به خدا همه چیز درست می‌شود.

وقتی سرما می‌خورید چه حسی دارید؟

مردم عادی وقتی سرما می‌خورند از صدایشان لذت می‌‌برند، چون به هم می‌گویند صدایشان دوبلوری شده است. بر عکس مردم، گویندگان در این لحظات مطلقا حوصله شنیدن صدای خودشان را ندارند.

کودکی که در صدا و سیما بزرگ شد

ژاله صادقیان، اولین بار گویندگی را سال ۱۳۴۹ و در پنج سالگی در رادیو سراسری و با برنامه خردسالان آغاز کرد. شاید در روزهای کودکی‌اش تصور نمی‌کرد بزرگ‌‌شدنش در صدا و سیما سپری شود، اما او برخلاف بچه‌های هم‌سن و سالش که کودکی‌شان فقط در دنیای بازی‌های کودکانه سپری می‌شد، با عشق و علاقه به رادیو می‌آمد و در برنامه خردسالان صحبت می‌کرد. با وجود این‌که در آن سال‌ها کم سن و سال بود، اما خاطرات زیادی از آن سال‌ها به یاد دارد، خاطراتی که هرکدام برایش ویژگی خاصی دارد. او سال‌ها کار کرد و آموخت تا توانست خودش را در زمینه اجرا ثابت کند.

او از همان ابتدا که کارش را با صدا و سیما آغاز کرد، سعی کرد خود واقعی‌اش باشد. در آن روزها که کودکی بیش نبود، با خودش عهد کرد هر زمان که نمایش بازی می‌کند، حرف می‌زند و می‌خندد از ته‌دل باشد تا بچه‌های هم‌سن و سالش ـ که شنونده برنامه‌اش هستند ـ با تمام وجود او را باور کنند. صادقیان، این ویژگی را در طول این سال‌ها با خودش همچون دوستی مهربان به همراه داشت تا مردم با او و اجراهایش به بهترین شکل ارتباط برقرار کنند.

برنامه‌های موسیقایی، ادبی و خانوادگی تلویزیون چهره این مجری را قاب گرفته‌اند. ژاله صادقیان، بخش عمده‌ای از زندگی‌اش را در تلویزیون و رادیو گذراند و در زمان‌های مختلف ـ چه غم و چه شادی ـ همراه با مردم بود. او پس از اجرای قانون منع حضور رادیویی‌ها در تلویزیون (سال ۸۱) تلویزیون را به رادیو ترجیح داد.

البته این دوری هم زیاد دوام نداشت و تابستان ۸۶ به دعوت رادیو صدای آشنا برای اجرای مجله فرهنگی ـ  هنری ستاره‌چین شب‌های روشن انتخاب شد. این راوی شیرین‌بیان شاعرانه‌های قند پارسی، سال۹۰ به برنامه مشاعره (چکامه) شبکه آموزش آمد و اجرای این برنامه را به عهده گرفت و حالا این روزها برنامه عصر خانواده شبکه دو را اجرا می‌کند.

صادقیان معتقد است در طول این سال‌ها در برنامه‌های مختلف تلویزیونی و رادیویی لحظاتی را سپری کرده که به قول خودش خطری بودند، اما او در طول این سال‌ها به این مهارت دست پیدا کرد که چگونه با توکل و گفتن بسم‌الله از پس این لحظات بربیاید و آن را مدیریت کند. او اعتقاد دارد همه اتفاقات زندگی خیر است و بی‌دلیل هیچ چیز پیش نمی‌آید.


فاطمه عودباشی‌ /‌ گروه رادیو و تلویزیون جام جم

نوشته شده توسط nosrat2 در ساعت 01:44 PM

عکس: امین حیایی و سگش


امین حیایی و سگش


خبر نو

نوشته شده توسط nosrat2 در ساعت 01:04 PM

تصویر «خواننده لس آنجلسی»، جلد یک نشریه شد/ عکس

محسن تنابنده در نقش خواننده لس آنجلسی

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 02:53 AM

August 24, 2013

ازدواج جاستین بیبر با دختر ۸ ساله !! + عکس

“جاستین بیبر” که عضو یک موسسه نیکوکاری برآورده کردن آرزوی بیماران است، پیشنهاد ازدواج یک دختر ۸ ساله بیمار را پذیرفت و به صورت نمادین با وی ازدواج کرد.

این دختر ۸ ساله از یک نوع بیماری کبدی خطرناک رنج میبرد. البته به این دختر قول داده شده بود که خواننده اسطوره ایش را در کریسمس سال جاری میلادی خواهد دید و اگرچه از آن زمان مدت زیادی میگذرد اما او توانست به آرزویش برسد.

این دختر بچه هنگام رویارویی با بیبر در حالیکه بسیار هیجانزده بود از او درخواست ازدواج کرد و جاستین بیبر جوان نیز اگرچه کمی شوکه شد اما درخواست او را پذیرفت. او به رسم ادب و رسوم خاص ازدواج در غرب روی یک زانو نشست و به درخواست این دختر پاسخ مثبت داده و یک انگشتر بدل نیز به انگشت او انداخت.

ازدواج جاستین بیبر با دختر ۸ ساله

جاستین بیبر خواننده ۱۹ ساله هالیوودی این روزها حواشی بسیاری به دلیل رفتار و حرکات غیر اخلاقی اش به همراه داشته است و به نظر میرسد خوشحال کردن قلب یک دختر بچه بیمار در این شرایط بهترین کاری بود که او طی این روزها انجام داده است.

جدیدترین شایعه در مورد جاستین بیبر حضور او به همراه دو زن ۳۲ ساله در هتل محل اقامتش بوده است که سر و صدای زیادی به پا کرد. بسیاری از افراد شهرت بی حد و مرز او در سنین نوجوانی را عامل اصلی سقوط اخلاقی او در آینده میدانند

gizmiz.com

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 09:04 PM

آرزوهایی که مایکل جکسون به آنها نرسید !

مایکل جکسون دوست داشت در یک فیلم ابرقهرمانی نقش مرد آهنی را بازی کند. خواننده موفق تریلر که در ماه ژوئن سال ۲۰۰۹ بر اثر مسمویت با داروی پروپوفول درگذشت ، مدتها بود که دلش می خواست کمپانی یونیورسال پیکچرز را بخرد تا بتواند در فیلمهای پرفروش این کمپانی نقش ابرقهرمان ها را بازی کند و همیشه خودش را شبیه به تونی استارک ، شخصیت مشهور مرد آهنی می دانست.


آرزوهایی که مایکل جکسون به آنها نرسید


مدیر سابق برنامه های مایکل در مصاحبه با روزنامه دیلی میرر گفت: « مایکل همیشه رویای حضور در فیلمهای ابرقهرمانی موفق و پر فروش کمپانی یونیورسال را در سر داشت»
«او خودش را در نقش شخصیتهای اصلی این فیلمها تصور می کرد وهمیشه فکر می کرد که می تواند نقش مرد آهنی را بازی کند چون خودش را شبیه تونی استارک می دانست.»
اگرچه در سال ۱۹۹۳، وقتی که مایکل جکسون توسط دوست سابقش جوردن چندلر به سوء استفاده جنسی از کودکان متهم شد همه رویاهای او نقش برآب شد.
« مایکل همیشه به این فکر می کرد که بعد از موسیقی وارد دنیای سینما شود ودر واقع با ساخت فیلم کوتاه «مون واک» موفقیت محدودی در این زمینه کسب کرد . علاوه براین ، ساخت موزیک ویدئوی مشهور و موفق آهنگ تریلر ،موفقیت بزرگی برای او بود.»

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 09:02 PM

جنیفر لوپز در نقش گوگوش آمریکایی‌ها ! + تصاویر

اگرچه جنیفر لوپز خواننده 43 ساله هالیوودی خبر درستی از حضور دوباره اش در برنامه پر بیننده امریکن آیدل نداده بود اما معشوق 24 ساله اش کاسپر اسمارت تایید کرد که او مجددا روی صندلی قضاوت این برنامه خواهد نشست.

او در مصاحبه اخیرش با یکی از نشریات لوس آنجلس تایید کرد که جنیفر لوپز در فصل جدید برنامه استعدادیابی خوانندگی امریکا حضور خواهد داشت و برای حضور در این برنامه قراردادی 15 میلیون دلاری امضا کرده است.


جنیفر لوپز در نقش گوگوش آمریکایی‌ها

به گفته یک منبع نزدیک به این خواننده حضور در این برنامه با توجه به دستمزد بالایش برای جنیفر کاری معقولانه است و او میتواند در کنار آن به دیگر پروژه های تلویزیونی اش نیز رسیدگی کند و اوقات بیشتری در کنار خانواده باشد.

گفته میشود این ستاره در سالهای 2010 و 2011 نیز در این برنامه حضور داشت که به ترتیب 12 و 20 میلیون دلار بخاطر حضورش از تهیه کنندگان این برنامه دستمزد گرفت.

جنیفر لوپز در نقش گوگوش آمریکایی‌ها

بنابرگزارشات حضور " کیث اربن" خواننده معروف ترانه های محلی و همسر "نیکول کیدمن" در این دوره از رقابتها قطعی شده است اما هنوز مشخص نیست کرسی سوم قضاوت این برنامه در اختیار چه کسی قرار خواهد گرفت.

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 08:33 PM

عکسهای متفاوت بازیگران مشهور و همسرانشان در کنسرت علیرضا قربانی / همسر علیرضا قربانی در کنسرت

عکسهای متفاوت بازیگران مشهور و همسرانشان در کنسرت علیرضا قربانی / همسر علیرضا قربانی در کنسرت

  سروش صحت و همسرش - علیرضا قربانی و همسرش

 سروش صحت و همسرش - علیرضا قربانی و همسرش
 علیرضا قربانی و همسرش - آزاده نامداری و همسرش

علیرضا قربانی و همسرش - آزاده نامداری و همسرش
بهنوش طباطبایی و همسرش - علیرضا قربانی و همسرش

بهنوش طباطبایی و همسرش - علیرضا قربانی و همسرش

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 05:35 PM

گریم متفاوت عطاران در فیلم تبریزی +تصاویر

به گزارش ایسنا ، این بازیگر که این روزها مقابل دوربین فیلم جدید کمال تبریزی است ، اظهار کرد: برای فیلم «خیابان‌های آرام» این کارگردان حتی تا مرحله‌ی پیش تولید هم پیش رفتیم اما به دلیل همزمانی که با فیلم «اسب حیوان نجیبی است» پیش آمد نتوانستم در آن فیلم بازی کنم . طی این چند سال فیلمنامه‌های دیگری هم بوده است که قرار بوده با کمال تبریزی کار کنم اما هیچ‌کدام به نتیجه نرسیدند.

وی درباره‌ی نقشش در فیلم «طبقه حساس» گفت:‌ نقش یک آدم بازاری سنتی را بازی می‌کنم که این کاراکتر از سن من حدود 15 سال بزرگتر است و شخصیت جالبی دارد که امیدوارم خوب درآید.

عطاران پیش از این در فیلم ناتمام «آیینه و شمعدون» در نقشی بیشتر از سن‌اش مقابل دوربین رفته است.

این بازیگر که تجربه‌ی کار کارگردانی نیز دارد درباره اینکه چقدر در آثاری که به عنوان بازیگر حضور دارد نظراتش را مطرح می‌کند، اظهار کرد: در همه کارها اگر چیزی به ذهنم برسد آن را مطرح می‌کنم و تفاوت نمی‌کند که کار مربوط به چه کسی باشد. ایده‌ای باشد می‌گویم، گاهی قبول می‌شود و گاهی قبول نمی‌شود.

عطاران درباره‌ی اولویتش در انتخاب نقش با بیان اینکه جدی و کمدی بودن نقش برایش تفاوتی نمی‌کند، گفت:‌بیشتراحساس است و باید حس کنم که نقش را دوست دارم و براساس چیزی که در ذهنم است، جلو می‌رود.

این بازیگر که این روزها «دهلیز» را در حال اکران دارد، درباره‌ی آن اظهار کرد: خوشبختانه بازخوردهای این فیلم خیلی خوب بوده و معتقدم فیلم سالم و خوبی است و هر که آن را دیده راضی است. فیلمی که همه آدم‌های آن خوب هستند و این کسی را اذیت نمی‌کند.

رضا عطاران درباره شرایط اکران این فیلم نیز گفت:‌ استقبال از فیلم در حال افزایش است و مردم با دیدن «دهلیز» متوجه تفاوت‌های آن با دیگر کارها می‌شوند. در حالی که در شروع اکران تبلیغات خوبی نداشتم اما رفته‌رفته وضعیت بهتر شد.

 گریم متفاوت عطاران در فیلم تبریزی

 گریم متفاوت عطاران در فیلم تبریزی


 گریم متفاوت عطاران در فیلم تبریزی

نوشته شده توسط nosrat2 در ساعت 04:22 PM

تحقیر بازیگر اصلی «کلاه پهلوی» از سوی گوهر خیراندیش+عکس

  تحقیر بازیگر اصلی کلاه پهلوی از سوی گوهر خیراندیش

به گزارش شبکه ایران با پخش قسمت چهل و چهارم سریال تلویزیونی «کلاه پهلوی» مخاطبان شاهد حضور شخصیت های مختلف سریال همچون: عالیه، فرخ، صمصام، مه لقا و ژان در تهران خواهند بود. حضور آنها در این مقطع از داستان با اتفاق ها و حواشی مختلفی همراه است.

در این قسمت میرزا رضا پس از تشییع جنازه همسرش فروغ به همراه بزرگان شهر به دیدار حاجی خان می رود. همچنین عالیه نیز به همراه کریم به تهران نقل مکان کرده و اداره کارگاه خیاطی که کریم به تازگی به راه انداخته را به عهده می گیرد. مواجهه فرخ با بلانش نیز از دیگر رویدادهای این قسمت است. همچنین فرخ که در قسمت های گذشته با همسرش شادی درگیر شده بود، در این قسمت طی ماجرایی از سوی خانواده شادی به شدت تحقیر می شود. «جمشید شاه محمدی» بازیگر نقش آقای مستشارنیا (پدر شادی) در این قسمت ایفای نقش خواهد کرد.

این سریال در 54 قسمت به کارگردانی «سیدضیاءالدین دری» و به تهیه کنندگی«محمد رضا تخت کشیان» در شبکه یک سیما ساخته شده و 12 ماه از آغاز پخش آن می گذرد. پخش کلاه پهلوی تا پاییز امسال ادامه خواهد داشت. سایت اختصاصی سریال به نشانی: www.kolahpahlavi.tv هر روز اطلاعات و مطالب مختلفی را درباره این سریال منتشر می کند.

نوشته شده توسط nosrat2 در ساعت 10:19 AM

عکس دیده نشده از مهناز افشار در پیاده رو های اروپا /عکس

عکس دیده نشده از مهناز افشار در پیاده رو های اروپا

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 03:40 AM

خودرولوکس زوج مشهورسینمای ایران /عکس

خودرولوکس زوج مشهورسینمای ایران

خودرولوکس زوج مشهورسینمای ایران

فردا نیوز

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 03:30 AM

سوتی عجیب خانم مجری و دخترش ! +عکس

در تمام دنیا گویندگان اخبار آموزش دیده اند تا بتوانند در بدترین شرایط خونسردی خود را حفظ کرده و برنامه زنده را ادامه دهند. حساسیت بخش خبری مهارت زیاد مجریان و گویندگان خبر را در مقابله با حوادث و اتفاقات ناگهانی حین اجرای زنده می طلبد. اما در مراکش اتفاقی رخ داد که باعث شد خانم گوینده خبر این کشور به سوژه ای رسانه ای تبدیل شود.

 سوتی عجیب خانم مجری و دخترش

سوتی عجیب خانم مجری و دخترش


 سوتی عجیب خانم مجری و دخترش

 سوتی عجیب خانم مجری و دخترش

 سوتی عجیب خانم مجری و دخترش

خانم "لنا الوش" مجری و اخبارگوی شبکه1 کشور مراکش در حال گویندگی بود که دختر کوچکش با موهای مجعد و صورت معصومانه پشت سر او در تصویر حاضر شد و بعد از اینکه بی توجه به دوربینها نزدیک مادرش رفت سعی داشت چیزی را در تلفن همراه به او نشان دهد.
خانم الوش نیز سعی کرد با خونسردی هرچه تمام تر با این صحنه مواجه شود و تنها با تکان دادن سرش و نگاهی زیرچشمی با این اتفاق روبرو شد. عکس العمل خونسردانه وی چیزی بود که بیش از همه مورد توجه قرار گرفت. دختر کوچکش بعد از اینکه متوجه شد برنامه مادرش در حال پخش زنده است با دستپاچگی صحنه را ترک کرد.
گفته میشود این خانم گوینده خبر به راحتی با این اختلال روبرو شد و با خونسردی بدون اینکه برنامه زنده دچار مشکلی شود به کار خود ادامه داد. اما این صحنه جالب که میلیونها نفر شاهد آن بودند به یک سوژه رسانه ای در سراسر دنیا تبدیل شد به طوریکه اکثر نشریات و رسانه های معتبر خبری سراسر دنیا آن را جزء خبرهای داغ روزانه خود منتشر کردند.

پرداد

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 03:24 AM

August 22, 2013

آنجلینا جولی؛ سرباز جنگ‌های صلیبی

گروه فرهنگی مشرق - جنگ داخلی بوسنی و هرزه‌گووین فاجعه ای است که هیچ گاه از خاطره بشریت پاک نخواهد شد جنایاتی که صرب ها علیه مسلمانان انجام دادند به حدی وحشیانه بود که آنها را از مرز حیوانیت گذراند. آنها در اعمال وحشیانه خود اقدام به پاکسازی قومی کردند و این به این معنی است که مردان مسلمان اعم از پیر و جوان کشته و زنان و دختران ولو زنانی که هم کیش و هم مسلک آنان بودند نیز به بهانه ازدواج با یک مرد مسلمان از تجاوز سربازان صرب در امان نبودند؛ به گونه ای که پس از پایان جنگ داخلی، مسلمانان با صدها کودک نامشروع، مواجه بودند. کودکانی که حالا باید بدون سرپرست و در یتیم‌خانه بزرگ می شدند از طرفی دیگر نیز تعدادی از زنان مسلمان بوسنی به خاطر جنایت صورت گرفته علیه آنها ترجیح دادند سرزمین خود را ترک و در کشوری دیگر به زندگی ادامه دهند تا شاید زخم آنها اندکی التیام یابد و این در حالی است که هم اینک بعد از گذشت سالها، صدها زن مسلمان در کشور بوسنی همچنان در سوگ عزیزان خود و در پی احقاق حقوقشان هستند؛ به طوری که در آخرین اقدام در سال گذشته میلادی در پی اعتراض به فیلم آنجلینا جولی بازیگر آمریکایی علی رغم استقبال برخی از هنرمندان و سیاستمداران آن سرزمین، مانع از ادامه فیلمبرداری شدند.

 آنجلینا جولی؛ سرباز جنگ‌های صلیبی

فیلم "در سرزمین خون و عسل" اولین تجربه فیلم سازی این بازیگر هالیوودی است که در آن به رابطه عاشقانه و البته نامشروع یک سرباز صرب و یک زن مسلمان در دوران جنگ داخلی بوسنی می پردازد. اگر چه این فیلم اولین فیلمی نیست که به موضوع جنگ داخلی بوسنی پرداخته است اما دارای نکات حائز اهمیتی است که شاید هیچ فیلم دیگری این نکات را نداشته باشد.

کارگردان این فیلم زنی است که فیلمهای وی به دلیل داشتن ناهنجاری های اخلاقی مشهور است. این بازیگر هالیوودی سابقه بازی در فیلم های ماسونی از جمله سری فیلم های دزدان مقبره و ... را نیز دارد. وی به عنوان سفیر صلح سازمان بین الملل توانست در سودان به همراه جورج کلونی دیگر بازیگر هالیوودی حضور فعال داشته باشد به طوری که این فعالیت تاثیر به سزایی در دو تکه شدن سودان داشت و همچنین حضور وی در پاکستان و سایر کشور های مسلمان آن هم با حجاب اسلامی توانست از وی علی رغم سابقه‌اش، چهره ای قابل قبول بسازد.

وی با چنین سابقه ای در این فیلم زنانی را به تصویر می کشد که هیچ شباهتی به زنان مسلمان ندارند. جولی در فیلم خود زنی با نام آنجلا را نمایش می دهد که نمی‌تواند معرف یک زن مسلمان باشد چنانچه در سکانسی از فیلم، آنجلا به پدر دنیل (سرباز صرب) می‌گوید "مادربزرگ من یک پارتیزان بود و من بدون اینکه کاری با صربها، لهستانی ها و مسلمانها داشته باشم، بزرگ شدم" و باز به عنوان مثال سکانس ابتدایی فیلم با موسیقی‌ای شروع می شود که بیشتر یادآور جامعه‌ای آمریکایی است. شما نظاره‌گر زن مسلمانی هستید که در حال آماده شدن برای دیدن یک جوان صرب است و در ادامه شاهد حضور این زن در یک سالن و رقص وی با مردی صرب، انفجار سالن و آغاز جنگ داخلی خواهید بود.

آنجلینا جولی؛ سرباز جنگ‌های صلیبی

اگر چه آنجلینا جولی در فیلم خود به نسل کشی صرب‌ها، تجاوز به زنان مسلمان، آوارگی آنها و نکات بسیار دیگری اشاره کرده است؛ اما وی آنچنان به این رابطه عاشقانه و البته نامشروع این زوج پرداخته که بسیاری از صحنه و دیالوگ های موجود در فیلم، تحت الشعاع این موضوع قرار گرفته است. در سکانسی از فیلم پدر این سرباز صرب که خود نیز نظامی است خطاب به پسرش می‌گوید "تو فکر می کنی ما خیلی تند هستیم. ما صربها با ترک ها 500 سال قبل جنگیدیم و جلوی آنها را از حمله به اروپا گرفتیم. یک میلیون صرب در جنگ جهانی دوم کشته شدند. این سرزمین غرق در خون صرب هاست و حالا می خواهند اینجا زندگی کنند؟! تحت قوانین اسلام؟ در یک کشور مسلمان؟ و باز در ادامه در پاسخ پسرش که از وی می پرسد "فکر می کنید دنیا این پاکسازی قومی را نادیده می گیرد" می‌گوید: آنها می بینند اما هیچ کاری نمی کنند چون صربها تنها ارتش جدی در این قسمت اروپا هستند.

 آنجلینا جولی؛ سرباز جنگ‌های صلیبی

کارگردان این فیلم به خوبی و در لفافه توانسته به جنگ های صلیبی و حضور مسلمانها در اروپا و فتح این مناطق به دست مسلمانان بپردازد و حضور مسلمانان و تشکیل یک کشور مسلمان در اروپا را به عنوان یک زنگ خطر برای غربی ها به صدا درآورد. کارگردان در ادامه فیلم از این سرباز صرب انسانی نوع دوست و ضد جنگ می سازد به طوری که در ادامه فیلم وی نه تنها در برخی شرایط از کشتن مسلمانان صرف نظر می کندبلکه شرایط را برای فراری دادن آنجلا (زن مسلمانی که معشوقه وی است) نیز مهیا می سازد و از وی می خواهد تا هر چه زودتر و در اولین فرصت از سربازخانه صربها فرار کند و در ادامه برای حفظ جان این زن مسلمان وی را به عنوان نقاش خود استخدام می کند و در ادامه فیلم به آنجلا این اطمینان را می دهد که هیچ کس حق دست زدن به وی را ندارد.

از جملات نکات دیگر فیلم سکانس‌هایی است که کارگردان کوشیده تا در آنها از حس آمریکا ستیزی جوامع مسلمان بکاهد، بطوری که در برخی از این سکانس ها به عدم دخالت آمریکا در این جنگ می‌پردازد؛ در صورتی که مسلمانان هیچگاه حمایت ها و کمک های آمریکائیان در راستای تجهیز ارتش و سربازان صربی برای قتل عام و نسل کشی مسلمین را از یاد نخواهند برد.

سکانس پایانی فیلم با مرگ آنجلا رقم می‌خورد. دنیل که به خط مقدم می‌رود تا بتواند از آن طریق آنجلا را به یک مکان امن منتقل کند در کمین نیروی‌های مسلمان گرفتار می‌شود و تمامی همراهانش را در انفجار کلیسا از دست می‌دهد. وی به خاطر شکی که به آنجلا دارد او را متهم به همکاری با مسلمان می‌کند و بدون اینکه منتظر پاسخ وی باشد او را می‌کشد.

اگر چه تعدادی از هنرمندان و سیاستمداران بوسنیایی معتقد هستند که این فیلم توانسته بار دیگر توجه جامعه بین الملل را به مسئله بوسنی جلب کند؛ اما باید دید این جلب توجه به چه قیمتی به دست آمده و چقدر جریان و محتویات فیلم به واقعیت نزدیک بوده است.

نوشته شده توسط nosrat2 در ساعت 05:39 PM

روشنک عجمیان و همسر و فرزندش/عکس

 روشنک عجمیان و همسر و فرزندش

جام

نوشته شده توسط nosrat2 در ساعت 03:58 PM

جشن تولد رویایی زوج فوق العاده ثروتمند+تصاویر


این خانواده با هزینه پول هنگفت دکور برخی انیمیشن های زیبای کودکانه نظیر " آلیس در سرزمین عجایب و پیتر پن" را بازسازی کرده و فضایی شاد و مفرح برای بچه ها و میهمانان ایجاد کردند.


 جشن تولد رویایی زوج فوق العاده ثروتمند

مسئول برگزاری این جشن میگوید اگرچه به نظر بسیاری از مردم این کار فوق العاده پول زیادی میخواهد که هر کسی از عهده آن بر نمی آید اما ما تقریبا ماهی یک مشتری داریم که اغلب آنها را ستارگان مشهور هالیوودی تشکیل میدهند.

 جشن تولد رویایی زوج فوق العاده ثروتمند

آقای " استیون دوگان" مسئول این موسسه میگوید برگزاری چنین جشنهایی برای کودکان بسیار جالب است و به آنها نشان میدهد که خانواده ارزش فوق العاده ای برایشان قائل هستند و از طرفی این صحنه ها هرگز فراموش نمیشوند.

جشن تولد رویایی زوج فوق العاده ثروتمند


او اضافه میکند گروهی که وی با آنها کار میکند بسیار ظریف و دقیق به کارشان رسیدگی میکنند و همین امر باعث میشود که این کار واقعا همتای دیگری در سراسر دنیا نداشته باشد.

 جشن تولد رویایی زوج فوق العاده ثروتمند


آقای دوگان میگوید افراد مشهوری جز مشتریان درجه 1 این موسسه محسوب میشوند که غالبا برگزاری جشنهای خود را به این موسسه میسپارند. او میگوید اکثر ستاره های هالیوودی با آنها کار میکنند و این نشان میدهد که تا چه اندازه آنها در کار خود مهارت دارند.

 جشن تولد رویایی زوج فوق العاده ثروتمند

پرداد

نوشته شده توسط nosrat2 در ساعت 01:07 PM

عکس/ یوزارسیف در آغوش حامد بهداد

مراسم ترحیم پدر حامد بهداد، عصر امروز چهارشنبه در مسجد بلال با حضور جمعی از هنرمندان برگزار شد.

یوزارسیف در آغوش حامد بهداد

مهر

نوشته شده توسط nosrat2 در ساعت 01:00 PM

بازیگران و هنرمندان مشهور در مراسم بزرگداشت پدر حامد بهداد / تصاویر

بازیگران و هنرمندان مشهور در مراسم بزرگداشت پدر حامد بهداد

باشگاه خبرنگاران جوان: مراسم ترحیم پدر حامد بهداد بازیگر سینما و تلویزیون عصر دیروز (چهارشنبه) در مسجد بلال سازمان صدا و سیما برگزار شد. هنرمندان بسیاری برای تسلیت گویی به بهداد در این مراسم حضور یافتند.



 مراسم ختم پدر حامد بهداد

 مراسم ختم پدر حامد بهداد

  مراسم ختم پدر حامد بهداد

 مراسم ختم پدر حامد بهداد

 مراسم ختم پدر حامد بهداد

 مراسم ختم پدر حامد بهداد

 مراسم ختم پدر حامد بهداد

 مراسم ختم پدر حامد بهداد

 مراسم ختم پدر حامد بهداد

 مراسم ختم پدر حامد بهداد

 مراسم ختم پدر حامد بهداد

 مراسم ختم پدر حامد بهداد

 مراسم ختم پدر حامد بهداد

 مراسم ختم پدر حامد بهداد

 مراسم ختم پدر حامد بهداد

 مراسم ختم پدر حامد بهداد

 مراسم ختم پدر حامد بهداد

 مراسم ختم پدر حامد بهداد

 مراسم ختم پدر حامد بهداد

 مراسم ختم پدر حامد بهداد



مراسم بزرگداشت پدر حامد بهداد

مراسم بزرگداشت پدر حامد بهداد

مراسم بزرگداشت پدر حامد بهداد

مراسم بزرگداشت پدر حامد بهداد

مراسم بزرگداشت پدر حامد بهداد

مراسم بزرگداشت پدر حامد بهداد

مراسم بزرگداشت پدر حامد بهداد

مراسم بزرگداشت پدر حامد بهداد

مراسم بزرگداشت پدر حامد بهداد

مراسم بزرگداشت پدر حامد بهداد

مراسم بزرگداشت پدر حامد بهداد

مراسم بزرگداشت پدر حامد بهداد

مراسم بزرگداشت پدر حامد بهداد

مراسم بزرگداشت پدر حامد بهداد

 مراسم بزرگداشت پدر حامد بهداد

 مراسم بزرگداشت پدر حامد بهداد

مراسم بزرگداشت پدر حامد بهداد

 مراسم بزرگداشت پدر حامد بهداد

مراسم بزرگداشت پدر حامد بهداد

 مراسم بزرگداشت پدر حامد بهداد

مراسم بزرگداشت پدر حامد بهداد

مراسم بزرگداشت پدر حامد بهداد

اخبار مرتبط :

سوپر استارهای سینمای ایران در مراسم ختم پدر حامد بهداد / تصاویر

حامد بهداد در کنار پدر مرحومش+عکس

روایت حامد بهداد از سکانس خداحافظی پدرش/ آخرین تلاش‌های پدری که داشت از پسرش جدا می‌شد

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 10:04 AM

August 21, 2013

عکس/روزگار جوانی ناصر حجازی


روزگار جوانی ناصر حجازی


بانک ورزش

نوشته شده توسط nosrat2 در ساعت 08:58 PM

عکس/گریم خاص الناز شاکردوست


 گریم خاص الناز شاکردوست


اقتصاد ایران آنلاین

نوشته شده توسط nosrat2 در ساعت 08:52 PM

تیپ عجیب بهنوش‌بختیاری در فیلم جنجالی +عکس

این عکس متعلق به فیلم پرحاشیه ی "تو ومن" که به کارگردانی محمد بانکی بعد ازکارگردانی فیلم " دوخواهر"است.و بازیگرانی همچون: محمدرضا گلزار ، الناز شاکردوست ، بهنوش بختیاری و همچنین چند بازیگر عرصه تئاتر شهر اصفهان به ایفای نقش می پردازند.ونکته ای تاسف برانگیز این فیلم آرایش های غلیظ و زننده ی بازیگران زن وهمچنین پوشش لباس نامناسب مردان برای فروش بیشتر می باشد.

 تیپ عجیب بهنوش‌بختیاری در فیلم جنجالی


قانون آنلاین

نوشته شده توسط nosrat2 در ساعت 06:12 PM

تاب‌بازی خواننده معروف در کنسرت! +عکس


 تاب‌بازی خواننده معروف در کنسرت!

 تاب‌بازی خواننده معروف در کنسرت!

 تاب‌بازی خواننده معروف در کنسرت!

قانون آنلاین

نوشته شده توسط nosrat2 در ساعت 06:09 PM

دایی و دخترش درحاشیه بازی ‌تدارکاتی +عکس


دایی و دخترش درحاشیه بازی ‌تدارکاتی


ایسنا

نوشته شده توسط nosrat2 در ساعت 05:52 PM

مصاحبه با بنیامین بهادری + عکس

 مصاحبه با بنیامین بهادری

بنیامین بهادری که اغلب مردم او را با نام کوچکش می شناسند، یکی از خوانندگان جوان و پرطرفدار موسیقی پاپ کشورمان است که تبدیل به یکی از محبوب ترین ستاره های موسیقی پاپ شده است. بنیامین، امسال تور کنسرتش را در اروپا هم برگزار کرد. او در قالب این تور در شهرهای لندن، هامبورگ، کلن و آمستردام روی صحنه رفت تا برای هوادارانش در خارج از کشور به اجرای برنامه بپردازد.

هفته گذشته فرصتی دست داد تا با او که این روزها در حال ضبط و تولید آلبوم جدیدش است، به گفت و گو بنشینیم و درباره دیدگاهش به موسیقی پاپ و جایگاه ترانه در آن سخن بگوییم. او با تاکید بر این که هیچ گاه دوست نداشته خواننده ای زیرزمینی باشد برای ما درباره چگونگی لو رفتن نخستین آهنگش گفت و این که چگونه در آن سال های دور سر از بازار غیر رسمی موسیقی درآورده است.

بنیامین خبر دست اول و جالبی هم برای مخاطبان داشت. او گفت روزی آرزو کردم اگر تعداد کنسرت هایم سه رقمی شود، صدمین کنسرتم را به صورت رایگان به مردم هدیه دهم.

حالا روز موعود فرا رسیده است و او قصد دارد صدمین و بزرگ ترین کنسرتش را به صورت رایگان به علاقه مندانش هدیه دهد.

شما در دوره ای کارهایتان و حتی مسائل شخصی تان تیتر و عکس یک بسیاری از سایت ها و رسانه ها می شد و آهنگ هایتان با سر و صدا دست به دست می چرخید. چرا در سال های اخیر کم حرف و کم کار شده اید؟

من با این جمله چندان موافق نیستم. باور من این است که فقدان یک رسانه منسجم در حوزه انتشار اخبار موسیقی پاپ و اطلاع رسانی ضعیف که بر منبعی موثق هم استوار نیست، باعث می شود مردم سردرگم مانده و اخبار موسیقی یا سایر اتفاقات را با تاخیر زیادی متوجه شوند.

می توانید این ادعایتان را با ذکر مثالی درباره آثار و اخبار مرتبط با خودتان شفاف تر بیان کنید؟

خب، برای مثال اگر من از فعالیت هایی که در سال گذشته داشتم برای شما تعریف کنم، نظرتان را تغییر می دهید و به این باور می رسید که بنیامین در سال 91، کارنامه پرکاری داشته است، اما متاسفانه به شکل درست، صحیح و به موقع اطلاع رسانی نشده است و این تصور به ذهن می رسد که این خواننده کجاست؟ چرا کم کار شده و از او خبری نیست؟ حتی می توانم بگویم من برعکس همیشه با کارهای مختلف و انرژی زیاد در عرصه موسیقی به فعالیت پرداخته ام و ادامه هم خواهم داد، ولی خب گناه من چیست که رسانه معتبر و جدی و پویا در حوزه موسیقی پاپ کم داریم؛ رسانه هایی مثل شما که بزرگ، پرتیراژ و قوی هستند به دلایلی کمتر ترجیح می دهند وارد فضای موسیقی پاپ شوند.

امروز رسانه یا برنامه ویژه ای به پوشش برنامه های موسیقی اختصاص ندارد. فقدان انسجام رسانه ای را هم بگذارید با یک مثال برایتان توضیح دهم. برنامه «هفت» به فعالیت های سینمایی یا برنامه «نود» به برنامه های ورزشی می پردازد. در برنامه های نود یا هفت به تمام جزئیات، حواشی و مشکلات سینماگران یا ورزشکاران پرداخته و راه حل را از مسئولان جویا می شوند و مردم مستقیما از یک رسانه معتبر و ملی از جدیدترین اخبار و مشکلات آنها آگاه می شوند، اما در حوزه موسیقی چطور؟

در حوزه موسیقی چنین رسانه منسجمی در داخل کشور وجود ندارد و خبرهای موسیقی اغلب و متاسفانه در شبکه های غیرقانونی نشر می یابد که به تکرار شاهد انتشار اخبار کذب در این شبکه ها بوده ایم یا اخبار را به نفع خودشان تغییر و به خورد مردم می دهند. آیا یک رسانه منسجم در داخل کشور نمی تواند اخبار صحیح و حقیقی از هنرمندان عرصه موسیقی را پوشش دهد ؟

گرچه لازم است در انتهای پاسخ به این پرسش شما این نکته را هم یادآوری کنم که مدتی است این رویکرد تغییر محسوسی داشته و توجه خود شما به موسیقی قابل قدردانی است.

چون درباره کارنامه سال گذشته تان صحبت کردید، یادم می آید در بازه زمانی محرم و صفر کار جالبی انجام دادید. درباره آن کمی توضیح می دهید؟

در ایام محرم و صفر پس از انتشار دو آهنگ «قلب محرم» و «موج محرم» با همراهی «سهراب پاکزاد»، مسابقه عکاسی با عنوان «محرم را از چه قابی نگاه کردی؟» نیز برگزار کردیم. تا علاقه مندان عکاسی آثار مرتبط با حال و هوای آهنگ های منتشر شده را از طریق سایت موج محرم ارسال کنند.

سپس در آستانه جشن باستانی سپندارمذگان، تک آهنگ جدیدی به نام هفته عشق را منتشر کردم. ترانه این اثر نیز مانند سایر آثارم سروده فرید احمدی بود و نیما وارسته تنظیم، میکس و مسترینگ را برعهده داشت.

شما به نوعی در گروه خوانندگانی قرار می گیرید که تقریبا نسل اول موسیقی پاپ را به صورت جدی در ایران سامان دادند و به اصطلاح میان مردم گل کردند، اما به نظر می رسد امروز دیگر جوانان و نوجوانان تمایلی به کارهای نسل اول پاپ ندارند و دیگر این موسیقی را نمی پسندند یا ارضایشان نمی کند. شما با این دیدگاه موافقید؟

ابتدا بگویم من خودم را به عنوان نسل اول خوانندگان پاپ نمی دانم و معتقدم نسل اول پاپ ایران را افرادی مانند خشایار اعتمادی و محمد اصفهانی شکل داده اند. در مسیر موسیقی افرادی مثل سیروان خسروی را الگوی کاری خود قرار داده ام. سیروان اولین آلبومش را بین سال های 83 یا 84 منتشر کرد.

باید گفت موسیقی پاپ همیشه خوب است و ربطی به دیروز، امروز و فردا ندارد. چون موسیقی پاپ، موسیقی ای است که مردم به آن گوش می دهند و به سادگی با آن ارتباط برقرار می کنند. پاپ، موسیقی روز است وکلام و محتوایی ساده و دلنشین دارد. من در میان آثار جدید پاپ آلبوم هایی را گوش می دهم که مردم انتخاب می کنند؛ زیرا انتخاب مردم، انتخابی درست است. این جمله به این معنا نیست که دیگر آلبوم های موسیقی را گوش نمی دهم. باید بگویم من بیشتر موسیقی های پاپ را گوش می دهم، اما آثاری که توسط مردم شاخص می شود را با انگیزه بیشتری گوش می دهم و هر از چند گاهی این موسیقی به سلیقه ام نزدیک یا دور می شود. ولی باز هم تاکید می کنم موسیقی، آن هم از نوع پاپش همیشه خوب است و ربطی به نسل اول و دوم و سوم و یا چهارم و... ندارد.

یک بار آقای رضا صادقی در گفت وگو با جام جم اعلام کرد زمانی موسیقی پاپ ما ترانه هایی فاخر مانند «محمد(ص)» داشت و الان رسیده است به «دل و بلوتوث کن نرو !» و نوعی نزول کلمه و شاید هم بشود گفت در برخی موارد ترویج دلسردی و اندوه و ناامیدی در آن موج می زند. شما نظرتان چیست؟

تا حدی قبول دارم، ولی این مسیر، مسیر من نیست. مسیر من، راهی روشن، دارای ریتم و حرکت چه در محتوا و چه در فرم است؛ در عین این که انواع و اقسام جذابیت های زندگی را نیز تشدید و در خود نمود دارد. معتقدم تمام کارهای پاپ دارای افسردگی و نگاه منفی نیست و نمی توان این پرسش شما را به همه تعمیم داد، ولی باید گفت گاه آثاری شنیده می شود که این موضوع در آنها صدق می کند، اما من اینجا با شما درباره خودم حرف می زنم و باید بگویم معمولا آهنگ های بنیامین بهادری، روشن و بدون ابهام و دلسردی است.

بگذارید بخش دوم پرسش قبلی ام را طور دیگری طرح کنم؛ آیا این که آثار بنیامین بهادری شنونده را دلسرد نمی کند، می تواند از آشنایی او با سبک و ساختار شعر نشات گرفته باشد و اصلا چقدر ترانه و کلام تاثیرگذار است؛ چون در پاسخ پرسش قبلی به ریتم و حرکت اشاره کردید.

به نظرم این موضوع به روحیه اشخاص برمی گردد. یک شخص می تواند شاعر باشد و اشعار سیاه و ناامیدانه بسراید یا برعکس. همان طور که می دانید اشعار آثارم را فرید احمدی می سراید.

سلیقه من به سمت اشعار دلسردی و افسردگی نمی رود و این سبک را نمی پسندم. باید بگویم سرودن چنین اشعاری ربطی به دانسته های یک شخص از ادبیات و شعر ندارد.

شما در اشعارتان بیشتر دنبال چه معیارهایی برای جذب مخاطب هستید؟

مولفه های واقعی و هر آنچه واقعی به نظر برسد، مثل عشق. پردازش این مولفه واقعی عناصر دیگری را نیز دخیل می کند تا مخاطب درک بهتری از این موضوع داشته باشد.

در این میان، موسیقی با کلام نقش برجسته ای در ارائه مختصات دقیق تری از شعر و آهنگ به مخاطب را بازی می کند تا بتوان گفت شعر نقش اساسی و محوری را در موسیقی پاپ به خود اختصاص داده است.

جا دارد این نکته را هم اینجا اضافه کنم، چون احساس کردم شما در پرسش هایتان تاکیدی بر جدا کردن متن و فرم دارید، من با این جداسازی در موسیقی اصلا موافق نیستم. هر چند که یک اثر برای ماندگار شدن باید هم شعر خوبی داشته باشد و هم موسیقی متن مناسبی تا مخاطب را جذب خود کند. موسیقی قبل از هر چیز با احساس شنونده ارتباط برقرار می کند و اگر با روحیات مخاطب سازگار باشد چند مرتبه شنیده خواهد شد در غیر این صورت از ذهن مخاطب حذف می شود.

البته من قصد جداسازی نداشتم. به این دلیل پرسیدم، چون در سال های اخیر واقعا کلام و اشعار خوب در موسیقی پاپ کم و نادر شده است.

من همیشه نیمه پر لیوان را دیده ام و به قول معروف مثبت نگر هستم و معتقدم موسیقی پاپ به نسبت دهه قبلی رشد کرده است. برای مثال، اگر برشی از اشعار سال 81 بزنید و شاعرانه برخورد کنید نه منتقدانه، خواهید دید آلبوم هایی که در سال 91 منتشر شده به نسبت سال81 رشد قابل دفاعی داشته است، اگر شاخص ها را کنار یکدیگر قرار دهید، می بینید زبان ساده و پرمحتوای موسیقی پاپ چقدر رشد کرده و بسادگی می توان مفاهیم را با ساده ترین اشعار منتقل کرد. اکنون حتی برخی از بچه های هفده یا هجده ساله اشعاری می سرایند که مثال زدنی است.

مخاطبان موسیقی پاپ از زمانی که شما در اوایل دهه 80 کارتان را شروع کردید تا به امروز به نظرتان چه تفاوتی کرده اند؟

به نظرم هیچ تفاوتی نکرده اند، ولی خود موسیقی پاپ از نظر فرم، شعر، موسیقی، شیوه رفتاری و دیگر عوامل دخیل در موسیقی رشد کرده است.

موسیقی پاپ بین سال های 76 تا 77 در ایران متولد شد. موسیقی پاپ در سال های متوالی در معرض رفتارهای مختلفی قرار گرفت؛ بعضی این موسیقی را مورد لطف خود قرار داده و به رشد آن کمک کردند مانند رفتاری که آقای علی معلم دامغانی در دوران مدیریتش در مرکز موسیقی صدا و سیما در پیش گرفت که بسیاری از خوانندگان نسل اول پاپ خودشان را وامدار حمایت های او می دانند. اما برخی نیز برعکس عمل کردند. در هر حال، موسیقی پاپ هنوز 15سالش نشده و تازه وارد نوجوانی می شود و رو به رشد است و هر روز بر تجربه و موفقیت ها و تعاملش با مردم افزوده می شود. من مسیر خوب و موفقی را برای موسیقی پاپ پیش بینی می کنم.

بگذارید کمی به گذشته رجعت کنیم و بالاخره اولین آهنگ بنیامین به صورت زیرزمینی منتشر و بعد از انتشار آهنگ «دنیا دیگه مثل تو نداره»، بنیامین آلبومش را با مجوز فرهنگ و ارشاد اسلامی منتشر کرد و این نوعی بدعت گذاری در میان خوانندگان پاپ شد که آثارشان را از طریق زیرزمینی ابتدا منتشر، سپس به دنبال مجوز انتشار بروند علت این موضوع را توضیح می دهید ؟

آهنگی که به صورت زیرزمینی از من پخش شد، آهنگی بود که در استودیو ضبط شد اما به طور ناگهانی لو رفت و در شبکه های اینترنتی منتشر شد، زیرا نه من و نه سایر دوستانم قصد چنین کاری نداشتیم.

من آهنگساز این کار بودم، نه خواننده و هیچ وقت هم قصد نداشتم به عنوان خواننده فعالیت کنم زیرا معتقد بودم صدای خوبی برای خوانندگی ندارم. ما آهنگ این اثر را با صداهای مختلف امتحان می کردیم و یک روز این آهنگ را با صدای من تنظیم کردیم و این آهنگ در همان مقطع لو رفت و پخش شد و با استقبال بی نظیر مردم مواجه شد و روی شبکه مجازی و کنار خیابان و داخل ماشین ها دست به دست شد. استقبالی که نه من و نه تهیه کننده انتظار آن را نداشتیم و برایمان بسیار جالب بود. بعد از آن روز تصمیم گرفتیم آلبوم را با صدایی مردم پسند به صورت قانونی منتشر کنیم و سایر آهنگ های این آلبوم در مدت کوتاهی با صدای من جمع و جور و اولین آلبومم سال 85 و با صدور مجوز توسط وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی منتشر شد. من هرگز و تا آن پروژه به فکر خوانندگی، آن هم از نوع زیرزمینی اش نبودم و نیستم و نخواهم بود و اصلا فکر هم نمی کردم روزی بنیامین بهادری شهرتی به دست بیاورد که بیشتر به عنوان یک خواننده شناخته شود تا یک آهنگساز.

انتقاد دیگری که به موسیقی پاپ و بخصوص اجرای صحنه ای و زنده آن وارد می شود، این است که بسیار گرانقیمت است و تبدیل به یک کالای لوکس شده که بیشتر به قشر مرفه جامعه تعلق داد. آیا با این موضوع موافقید ؟

به نظرم این سوال باید توسط مسئولان امر پاسخ داده شود.

خب ما از مدیران فرهنگی هم این سوال را قطعا پرسیده ایم و خواهیم پرسید، ولی می خواهم بدانم شما به عنوان یکی از اهالی موسیقی به این سوال چه پاسخی می دهید؟

باید بگویم بلیت کنسرت های موسیقی پاپ معمولا از 30 تا صد هزار تومان به فروش می رسد. اگر مکانی VIP باشد، هزینه بلیت گران تر خواهد بود. اما من به عنوان بنیامین بهادری همین جا اعلام می کنم با فروش بلیت خیلی ارزان و اجرای برنامه هایم در سالن های جنوب شهر موافقم و اگر مجوز لازم صادر شود، کنسرت ها را وارد مرحله و جدیدی از اجرا خواهم کرد. چون خودم نیز دوست ندارم افراد مرفه تر بلیت صد هزار تومانی خریداری کرده و در جای بهتری از سالن نشسته، اما کسی که پول کمتری دارد در مکان دورتری از سن بنشیند یا اصلا نتواند در کنسرت همراه خانواده و دوستانش حاضر شود. من دوست دارم همه از موسیقی و اجرای من به یک اندازه بهره ببرند و قلبا از این موضوع رضایت ندارم.

امیدوارم با رضایت و موافقت مسئولان بتوانم کنسرتی را در یک استادیوم 5000 نفری یا حتی بیشتر برگزار کنم و اگر این فضا را در اختیارم قرار بدهند، بلیت کنسرت را مثل بلیت سینما و به قیمت پنج یا شش هزار تومان به مردم ارائه خواهم کرد.

ببینید اگر بتوان کنسرتی را با تعداد صد هزار نفر برگزار کرد مسلما اسپانسرها و اعضای موسیقی نیز انعطاف بیشتری در فروش بلیت از خود نشان می دهند. اجازه دهیم با چنین راه حل هایی به قول شما فضای موسیقی را از گرانبها بودن و نگاه لوکس خارج کنیم و مردم به نیت خیرخواهانه من و همکارانم پی ببرند و بدانند تمام عوامل دست به دست هم می دهند تا بلیت اجراها گران شود و برگزار کنندگان کنسرت نیز نقش قابل توجهی در گرانی بلیت ندارند.

من حتی مایلم دستمزدم در هر کنسرتی به نصف مبلغ قرارداد کاهش یابد و به همان میزان نیز قیمت بلیت های کنسرت شکسته شود و افراد بیشتری بتوانند از برنامه های فرهنگی و کنسرت ها استفاده کنند.

و چه خوب است که بتازگی این موضوع و هزینه گزاف بلیت های کنسرت ها تبدیل به یکی از موضوعات داغ مطبوعاتی و رسانه ای شده است و امیدوارم این جریان باعث شود مسئولان برای ارزان تر شدن این نوع موسیقی چاره ای جدی بیندیشند.

بخشی از این داستان هم به طور طبیعی به سالن ها باز می گردد.

بله، مسلما بی تاثیر نیست. شما یک شهر در خارج از ایران را در نظر بگیرید. اگر خواننده یا گروه موسیقی قصد برگزاری یک کنسرت را داشته باشند، مسئولان با توجه به تعداد طرفداران گروه موسیقی در شهر مذکور، سالنی را تنها برای یک شب به آنها اختصاص می دهند و اجرای بعدی برنامه به فصل آتی موکول می شود.

اما در ایران، یک گروه موسیقی در یک شب، دو بار روی صحنه می رود و برنامه را تکرار می کند که می تواند برای گروه و خواننده خسته کننده باشد.

برای مثال، شما بازی دربی فوتبال را در نظر بگیرید. اگر این بازی چند روز متوالی و پشت سرهم برگزار شود، جذابیت و حس شیرین و اولیه خود را از دست می دهد.

اجازه بدهید در اینجا و در این مصاحبه یک خبر خوب را برای طرفداران بنیامین مطرح کنم. من دهمین کنسرتم را سال ها پیش در کیش روی صحنه بردم و همان روز به طور اتفاقی جمله ای به ذهنم رسید و به حضار گفتم: «امروز، روز بخصوصی برای بنیامین بهادری است، زیرا تعداد کنسرت های من امروز دورقمی شد و به عدد ده رسید و اگر روزی کنسرت هایم به اجرای سه رقمی و عدد صد برسد، تمام حضار این کنسرت مهمان من هستند. اما خبر مهمی را که همین الان به ذهنم رسید در یک جمله شرح می دهم: «صدمین کنسرت من در سال 92 برگزار خواهد شد و بنیامین بهادری این کنسرت را به صورت رایگان برگزار خواهد کرد.»

خبر واقعا خوبی بود...

(می خندد و در جواب چیزی نمی گوید)

آیا سال 92 آلبوم جدیدی از بنیامین بهادری منتشر خواهد شد ؟

بله. در سال جاری، سومین آلبومم را منتشر خواهم کرد. اولین آلبومم که سال 85، دومین آلبومم در سال 88 و سومین آلبومم نیز تا اواخر تابستان امسال به بازار عرضه خواهد شد.

ندا فراهانی / جام جم

نوشته شده توسط nosrat2 در ساعت 05:11 PM

پدر و مادر زنده‌یاد عسل بدیعی در مراسم جایزه جهانی صلح + تصاویر

پدر و مادر زنده‌یاد عسل بدیعی در مراسم جایزه جهانی صلح + تصاویر

پدر و مادر زنده‌یاد عسل بدیعی در مراسم جایزه جهانی صلح


پدر و مادر زنده‌یاد عسل بدیعی در مراسم جایزه جهانی صلح حاضر شدند.


پدر و مادر زنده‌یاد عسل بدیعی در مراسم جایزه جهانی صلح

 پدر و مادر زنده‌یاد عسل بدیعی در مراسم جایزه جهانی صلح


 پدر و مادر زنده‌یاد عسل بدیعی در مراسم جایزه جهانی صلح

منبع: farsnews.com

نوشته شده توسط nosrat2 در ساعت 12:31 PM

گپی خواندنی با فلامک جنيدي بازيگر طنزهاي تلويزيوني

به گزارش باشگاه خبرنگاران؛ اولين باري که مردم با چهره او آشنا شدند ايفاي نقش در «جنگ 77» بود و پس از آن «ببخشيد شما»، «جايزه بزرگ»، «بدون شرح»، «شب ‌هاي برره» و... او با رامين ناصر نصير، هم دانشگاهي بود و توسط وي به مهران مديري معرفي شد.

فلامک جنيدي طي سال‌ هاي اخير يک پاي ثابت مجموعه‌ هاي طنز بوده است. آنچه در ادامه مي خوانيد حرفهاي اين هنرمند عزيز است که خواندنش خالي از لطف نيست؛

گپی خواندنی با فلامک جنيدي بازيگر طنزهاي تلويزيوني

چرا فلامک جنيدي تا به حال ستاره نشده؟

ستاره يعني چي؟ آدم چه طوري ستاره مي‌ شود؟ اينکه پرکار باشد؟ من مي‌ توانم به جرأت بگويم که هنوز روي همان موجي هستم که زير پايم آمده. البته نه با پرکاري، يا اينکه روي جلد مجله ‌ها باشم. من اين کار را نمي‌کنم. من نمي‌خواهم مانکن باشم يا شو بدهم. اينها انتخاب من نيست. مي‌تواند انتخاب فرد ديگر باشد، که قابل احترام هم هست. اما من آن کار را نمي‌کنم. اگر مي‌خواهند بگويند استار نماندم، بگويند. من نمي‌خواستم به آن معني استار باشم.

به دست آوردن چيزي که کمتر کسي تجربه ‌اش کرده است؟

احترام و عشق. اينکه مثلاً وقتي دو هفته پيش سوار آژانس شدم آقاي راننده از صدايم مرا شناخت و شروع کرد به صحبت کردن در باره هنر و بازيگري. طوري صحبت کرد که من اصلاً انتظار نداشتم و ناداني مرا ثابت کرد. گفت ما دوست نداريم بازيگرمان را يک ‌جور ديگر ببينيم. گفت من وقتي شب خسته مي روم خانه و تلويزيون را روشن مي‌کنم، دوست دارم بازيگر مورد علاقه‌ام را در همان قد و اندازه‌اي که از او مي‌شناسم و توقع دارم ببينم ولي وقتي اين اتفاق نمي‌افتد قلب من مي‌شکند. وقتي پياده شدم گفتم قول مي‌دهم تا آنجا که شعور و قدرتم اجازه مي دهد هيچ ‌وقت کاري را قبول نکنم که شما اذيت شوي.

تا به حال حس کرده ايد بازيگري همان کاري است که بايد انجام دهيد؟

بعد از هر تمرين تئاتر، وقتي مي آمدم مي نشستم، احساس مي کردم پوست انداخته ام و از محدوده خودم به عنوان يک آدم، يک قدم آن طرف تر گذاشته ام.

مناسبات کاري سخت و پيچيده براي بازيگر خانم چه چيزهايي هستند؟

من به عنوان يک زن بازيگر از اينکه اين ‌قدر مراقب باشم که اتفاقات عجيب و غريبي نيفتد، اذيت مي‌شوم. از من انرژي مي‌گيرد. دوست ندارم اين‌ قدر انرژي هدر دهم. نهايتش چه اتفاقي مي‌افتد؟ آن پروانه شدن يا دگرديسي يا شاه ‌نقش برايم رخ نمي‌دهد. من اين را با خودم حلاجي کرده‌ ام.

خانم جنيدي، چه کاري آماده پخش داريد؟

مجموعه تلويزيوني «باغ سرهنگ» به کارگرداني فلورا سام و تهيه کنندگي مجيد اوجي.

خلاصه اي از اين مجموعه داستان برايمان توضيح مي دهيد؟

در حال حاضر تصويربرداري اين سريال برخلاف ساير آثار اين روزهاي تلويزيون که با مشکلات فراوان مالي درگير هستند، بدون هيچ‌گونه حاشيه اي در حال انجام است و طبق برنامه ريزي هاي انجام گرفته نيز طي سه ماه آينده به پايان مي رسد. باغ سرهنگ، داستان زندگي خواننده اي جوان (فلاح) را روايت مي کند که براي ضبط آلبوم موسيقي خود دچار مشکل مالي شده است. او تصميم مي گيرد با عقد نامزد خود از وام ازدواج براي حل مشکلش استفاده کند. آنها بعد از عقد براي اينکه جايي براي زندگي ندارند تصميم مي گيرند از باغ متروکه سرهنگ که از اقوام دورشان است براي زندگي استفاده کنند. آنها در باغ با اتفاق عجيبي مواجه مي شوند که...

بازيگران اين سريال چه کساني هستند؟

مجيد صالحي، مريم سعادت، نيما فلاح، سحر ولدبيگي، آناهيتا همتي، افسر اسدي، فرهاد بشارتي، فاطمه هاشمي، مجيد شهرياري، نسترن سالار، محمدرضا عباس نژاد و (با حضور) محمد مطيع و فرهاد آئيش، بازيگران اصلي اين مجموعه هستند.

به نظر شما بزرگترين سرمايه يک هنرمند چيست؟

فکر مي کنم شخصيت و ذات خود آن شخص. به نظر من چه هنرمند و چه غير هنرمند، خيلي متفاوت نيست. فقط هنرمند بايد يک مقدار خلاق تر باشد وگرنه شخصيت و ذات براي همه،‌ سرمايه بزرگي است.

خالصانه ترين حضور شما در چه عرصه اي بوده است؟

طبعاً نقاشي. وقتي آدم کار نقاشي مي کند هيچ چشمداشتي در مقابل آن ندارد. البته در سينما و بازيگري درست است که از ابتدا بحث قرارداد و دستمزد مطرح مي شود اما هنگامي که مشغول بازي هستي بايد از اين دغدغه به دور باشي تا بتواني کار واقعي انجام دهي.

در مقابل چه چيزهايي سرسختي نشان مي دهيد؟

در دفاع از باورها و عقايدم.

کلاً آدم سرسختي هستيد يا انعطاف پذير؟

زياد انعطاف پذير نيستم. در بعضي مسائل چرا. مثلاً در محيط جمعي کار سعي مي کنم خودم را با شرايط سازگار کنم اما در کل آدم انعطاف پذيري نيستم.

تا حالا احساس ناتواني کرده ايد؟

آدم وقتي کاري نمي تواند بکند تنها احساس ناتواني مي کند.

در نقش هايي که ايفا کرديد کدام يک را به شخصيت خودتان نزديک تر مي دانيد؟

اکثراً با من متفاوت بودند اما به هر حال در هر نقشي آدم قسمت هايي از وجود خود را مي يابد که شايد تا آن روز ناشناخته بوده است.

نقشي هست که دلتان بخواهد آن را ايفا کنيد؟

نه. خيلي اين‌جوري نگاه نمي کنم. من آدم واقع بيني هستم.

تا حالا تحت تأثير يک فيلم، گريه هم کرده ايد؟

بله، خيلي. من زياد تحت تأثير فيلم ها قرار مي گيرم.

کارگرداني که به کارش اعتقاد داشته باشيد و بي چون و چرا در فيلم ايشان حاضر به بازي باشيد؟

دوستاني هستند که حتي جوان هستند و من حاضر هستم در فيلمشان بازي کنم البته به کارهاي آقاي بيضايي، آقاي مهرجويي، خانم بني اعتماد و... هم علاقه مندم اما فيلمنامه اولين معيار من براي پذيرش يک نقش است. چرا که يک فيلمنامه خوب به دست هر کارگرداني قابل اجراست و بهترين کارگردان هم نمي تواند از يک فيلمنامه ضعيف، شاهکار بسازد.

در بازيگري الگوي خاصي داشتيد؟

در رفتار بله اما در بازي خير. آقايان خسروشکيبايي و جمشيد مشايخي و بزرگواراني که اخلاقياتشان حرف اول را مي ‌زند، الگوهاي رفتاري من بوده‌ اند.

به نظر شما رابطه مردم با سينما بهتر است يا تلويزيون؟

با تلويزيون و البته ماهواره.

به نظر شما دستمزدتان منصفانه است؟

نه خيلي کم است.

برخي‌ ها در باره دستمزد بازيگران جديد اعتراض دارند. اين اعتراض‌ ها چقدر بجاست؟

به هر حال در همه جا اعتراض وجود دارد. اما در خصوص بازيگران، دستمزدي که بايد به آنان داده شود کافي نيست و همه
گله مندند.


گفتگو از ناهيد جعفرپور کامي

نوشته شده توسط nosrat2 در ساعت 10:44 AM

August 20, 2013

عکس/اردلان‌و محمدجواد در نمایی دیگر!

مراسم تجلیل شورای نظارت صدا و سیما از برنامه های تلویزیونی ماه مبارک رمضان برگزار شد. تصویر ذیل نمایی است از حضور مهدی سلطانی(بازیگر نقش اردلان) و مهرداد ضیایی (بازیگر نقش محمدجواد) در این مراسم.


اردلان‌و محمدجواد در نمایی دیگر!

اقتصاد ایران آنلاین

نوشته شده توسط nosrat2 در ساعت 06:46 PM

عکس/ بوسه خواننده مشهور بر دستان علی نصیریان

عبدالحسین مختاباد، عضو شورای شهر تهران، در مراسم اختتامینه جشنواره تئاتر شهر بر دستان علی نصیریان بوسه زد.


 بوسه خواننده مشهور بر دستان علی نصیریان

فارس

نوشته شده توسط nosrat2 در ساعت 12:35 PM

مجری جنجالی در اکران یک فیلم /عکس


 مجری جنجالی در اکران یک فیلم


فارس

نوشته شده توسط nosrat2 در ساعت 12:09 PM

ماجرای حلقه ازدواج خوش شانس ترین داماد +تصاویر

ماجرای حلقه ازدواج خوش شانس ترین داماد

او با کمک دوستانش و با صرف نزدیک به 24 ساعت زمان توانست حلقه ازدواجش را در بستر رودخانه پیدا کند. این درحالی است که به گفته کارشناسان احتمال پیدا شدن این حلقه در شرایط یاد شده 1 به میلیون است.


وی در این رابطه میگوید: من علاقه زیادی به جواهرات ندارم اما این حلقه برای من بسیار مهم بود و احساس میکردم بخشی از روحم را گم کرده ام . من به کمک دوستانم و با بررسی تصاویری که در طول مسیر تهیه کرده بودیم منطقه ای که ممکن بود حلقه در آن گم شده باشد را شناسایی کرده و جستجو را از آنجا آغاز کردیم. اگرچه نا امید بودیم که حلقه ای به آن کوچکی در بستر رودخانه بزرگ پیدا شود اما من مصمم بودم که حلقه ازدواجم را پیدا کنم. درحالیکه این احتمال وجود داشت حلقه در مسیر جریان آب به مکان دیگری در مسیر رودخانه رفته باشد.
در طول مسیر یکی از دوستان ریچارد حلقه را زیر تخته سنگی در بستر رودخانه پیدا کرده و تصمیم میگیرد عکس العمل وی را هنگام دیدن مجدد حلقه ازدواجش فیلمبرداری کند.
ریچارد میگوید: من آدم خوش شانسی هستم که توانستم دوباره حلقه ازدواجم را پیدا کنم و این خوشحالی را مدیون دوستانم هستم.

ماجرای حلقه ازدواج خوش شانس ترین داماد

ماجرای حلقه ازدواج خوش شانس ترین داماد


 ماجرای حلقه ازدواج خوش شانس ترین داماد

پرداد

نوشته شده توسط nosrat2 در ساعت 11:17 AM

August 19, 2013

حامد بهداد: چه خوشبختم که پدرم به من نماز خواندن یاد داد / عکس

 حامد بهداد: چه خوشبختم که پدرم به من نماز خواندن یاد داد

پدر حامد بهداد بازیگر جوان سینمای ایران روز گذشته(26 مردادماه) دار فانی را وداع گفت. حامد بهداد در تهران به دنیا آمده اما درنیشابور بزرگ شده که این مهاجرت به دلیل شرایط شغلی پدرش پیش آمده است. بهداد در مصاحبه‌ای گفته که اولین کتک را از پدرش در این شهر ‌خورد که برایش خاطره‌انگیز است! "فضای اقتصادی بد، خانواده را مسموم و دچار ترس می‌کند. یادم نمی‌رود صدمات بیش از حد و ناامنی اقتصادی منجر شد که پدرم برای اولین بار مرا کتک بزند."


چه خوشبختم که پدرم به من نماز خواندن یاد داد
پدر حامد ورشکسته می‌شود و خانواده بهداد مجبور می‌شوند به مشهد مراجعت کنند. بهداد در مصاحبه‌ای با همشهری بیست‌وچهار در این مورد گفته است: چه خوب که مجبور شدیم برویم نیشابور و مشهد. خدارا شکر که فرصت شد چوب دست بگیرم و دیگ حلیم را هم بزنم. یاد گرفتم که برای نذر و ایام مذهبی قرآن و دعا را درست بخوانم. چه خوشبختم که پدر من به من نماز خواندن یاد داد و امروز بلدم وضو بگیرم ونماز بخوانم. ...به خصوص که این برای همه واجب است و برای آرتیست واجب موکد.


نکند پدرم آخرین لحظه منتظر من است تا برایم دست تکان بدهد
بهداد همچنین در گفت‌وگویی با «دنیای تصویر» با ذکر خاطره‌ای از نحوه خداحافظی با پدرش در این شهر و ورود به دنیای بازیگری توضیح داده است: سوم دبیرستان که بودم در دانشگاه قبول شدم. دستگاه ویدیوی خانگی‌مان را فروختیم تا شهریه‌ی رزرو دانشگاه را بپردازیم.

سال چهارم دبیرستان با پدرم قهر بودم. مردی که امروز می‌فهمم منبع لایزال عشق به خانواده‌اش بود. آن روزها همه چیز بین من و پدرم خاموش شده بود؛ نه صحبتی بود و نه روی خوشی. بیشتر وقتم را با برادر کوچکم حسام و رفقایم می‌گذراندم.

چشم و گوشمان هم یواش یواش داشت باز می‌شد. وسایلم را در چمدان جمع کرده بودم و کتاب‌هایم را هم در یک کارتن گذاشته بودم تا با خودم ببرم تهران. روز رفتن رسیده بود. به آژانس زنگ زده بودم تا با ماشین بروم ایستگاه قطار. آن روز وانت پدرم پر از اجناسی بود که باید تحویل می‌داد و دیرش شده بود.

داشتم بی‌خداحافظی می‌رفتم که پدرم صدایم کرد و گفت ما هنوز با هم حرف نزدیم، صبر کن تا با هم صحبت کنیم. نشستم و چشمم را به زمین و اطراف دوختم تا حس بد خودم را از چشمان پدرم دور نگه دارم.

نصیحتم کرد و ده مورد را به من گفت که مهم‌ترین درس‌های زندگی‌ام شد. اولیش این بود که شب به شب جوراب‌هایت را بشور. دومیش این بود که به خانه‌ی مردم نرو. بعد گفت مردم از درون شکمت خبر ندارند اما ظاهرت را می‌بینند، همیشه به حمام برو تا تمیز باشی.

بعد راجع به استقلالم صحبت کرد که چگونه می‌توانم کار کنم تا پول دربیاورم و سیر بشوم.

این آخرین تلاش‌های پدری بود که داشت از پسرش جدا می‌شد. گفت من هرکاری می‌کنم تا شهریه‌ی دانشگاه را به تو بدهم اما زندگی‌ات را چه‌کار می‌کنی؟ گفتم ماهی ده هزار تومان به من بدهید. گفت حامد تهران دریا است، با ده هزار تومان می‌خواهی چه کار کنی؟ گفتم با پنج هزار تومان یک اتاق اجاره می‌کنم و با بقیه‌اش زندگی‌ام را می‌چرخانم. من تابستان‌ها همیشه به تهران می‌رفتم و تهران را دوست داشتم.

صحبت‌های پدرم تمام شد و من فقط حرف‌هایش را شنیده بودم. با وجود این‌که دیرش شده بود خودش من را به ایستگاه قطار رساند. در ماشین هم سکوت بین ما حاکم بود. وسایلم را تا دم قطار آورد. موقع خداحافظی با خودم گفتم که دیگر لزومی ندارد این دم رفتن بداخلاق باشم. با پدرم روبوسی کردم و سوار قطار شدم. رفتم در کوپه نشستم و سرخوش از رفتن بودم. اشتیاق آینده ترس آدم را از بین می‌برد.

قطار که راه افتاد تازه یاد میزانسن قدیمی دست تکان دادن مردم افتادم. انگار که صاعقه خورده باشد به سرم و چیزی مانند اره برقی افتاده باشد به وجدانم. گفتم نکند پدرم آخرین لحظه منتظر من است تا برایم دست تکان بدهد. با وحشت از جایم بلند شدم و از کوپه خارج شدم. از یک سالن دویدم و به پنجره‌ی سالن بعدی رسیدم و پدرم را دیدم که دارد سرک می‌کشد تا من را درون قطار پیدا کند. من هی می‌رفتم و می‌زدم به شیشه‌ها تا صدایش کنم، اما صدای قطار نمی‌گذاشت که بشنود. آخر سر محکم به یکی از پنجره‌ها زدم و بالاخره من را دید. آن لحظه جهان برایم اسلوموشن شد. ناگهان متوجه چشم‌های مظلوم این مرد قوی و رستم زندگی‌ام شدم. دیدم با یک نگرانی وصف‌ناپذیری برایم دست تکان می‌دهد و به موازات قطار تند تند حرکت می‌کند. مدام دست تکان می‌دادم و می‌گفتم که شما بروید و نگران من نباشید. اولین بار آنجا خطوط پیری را در صورت پدرم دیدم. آنجا مهم‌ترین لحظه‌ی‌زندگی‌ام بود که با پدرم آشتی کردم و روی تمام عقده‌های بی‌موردی که جامعه‌ بر روح خانواده‌ی ما وارد کرده بود، غبار محبت نشست. آنجا اولین بار بود که خطوط شکست را در صورت پدرم دیده بودم و زدم زیر گریه. خیلی گریه کردم.

بعدها شنیدم که پدرم هم گریه کرده. داشتم گریه می‌کردم که چشمم افتاد به گنبد اما رضا(ع). خیلی دعا کردم و خانواده‌ام را سپردم به امام رضا. رابطه‌ی ما از آن لحظه عوض شد. آنجا بود که من انسان را درک کردم و توانستم پدر و مادرم را ببخشم. درست همان‌جا بود که خودم هم بخشیده شدم و فهمدیم وقتی می‌توانی رشد کنی که خودت را ببخشی.»

شبکه ایران

نوشته شده توسط nosrat2 در ساعت 06:02 PM

محسن یگانه و بنیامین در کنار هم +عکس

 محسن یگانه و بنیامین در کنار هم


اقتصاد ایران آنلاین

نوشته شده توسط nosrat2 در ساعت 03:24 PM

سوپر استارهای سینمای ایران در مراسم ختم پدر حامد بهداد / تصاویر

سوپر استارهای سینمای ایران در مراسم ختم پدر حامد بهداد



 مراسم ختم پدر حامد بهداد

 مراسم ختم پدر حامد بهداد

 مراسم ختم پدر حامد بهداد

 مراسم ختم پدر حامد بهداد

 مراسم ختم پدر حامد بهداد

 مراسم ختم پدر حامد بهداد

 مراسم ختم پدر حامد بهداد

 مراسم ختم پدر حامد بهداد

 مراسم ختم پدر حامد بهداد

 مراسم ختم پدر حامد بهداد

  مراسم ختم پدر حامد بهداد

 مراسم ختم پدر حامد بهداد

 مراسم ختم پدر حامد بهداد

 مراسم ختم پدر حامد بهداد

  مراسم ختم پدر حامد بهداد

 مراسم ختم پدر حامد بهداد

 مراسم ختم پدر حامد بهداد

 مراسم ختم پدر حامد بهداد

 مراسم ختم پدر حامد بهداد

 مراسم ختم پدر حامد بهداد

 مراسم ختم پدر حامد بهداد

 مراسم ختم پدر حامد بهداد

  مراسم ختم پدر حامد بهداد

 مراسم ختم پدر حامد بهداد

 مراسم ختم پدر حامد بهداد

 مراسم ختم پدر حامد بهداد

 مراسم ختم پدر حامد بهداد

 مراسم ختم پدر حامد بهداد

 مراسم ختم پدر حامد بهداد

 مراسم ختم پدر حامد بهداد

 مراسم ختم پدر حامد بهداد

 مراسم ختم پدر حامد بهداد

 مراسم ختم پدر حامد بهداد

 مراسم ختم پدر حامد بهداد

 مراسم ختم پدر حامد بهداد

 مراسم ختم پدر حامد بهداد

 مراسم ختم پدر حامد بهداد

 مراسم ختم پدر حامد بهداد

 مراسم ختم پدر حامد بهداد

 مراسم ختم پدر حامد بهداد

اخبار مرتبط :

حامد بهداد در کنار پدر مرحومش+عکس

روایت حامد بهداد از سکانس خداحافظی پدرش/ آخرین تلاش‌های پدری که داشت از پسرش جدا می‌شد

کریمی، دایی، فردوسی پور، در مراسم ختم مادر مهدوی کیا+تصاویر

گزارش تصویری مراسم ختم پدر شقایق دهقان با حضور بازیگران مشهور

فردوسی پور و دایی در مراسم ختم مادرعلی نظری جویباری/ تصاویر

عکس: تیپ جدید جواد رضویان در یک مراسم ختم

عكس: مهناز افشار و برخی هنرمندان در مراسم ختم ایرج قادری

چهره های سرشناس فوتبال در مراسم ختم مسعود استیلی+گزارش تصویری

عکس/ پسران هاشمی در یک مراسم ختم

مراسم ختم پدر وزیر دولت خاتمی برگزار شد +عکس

مراسم ختم پدر پیمان معادی با حضورهنرمندان و بازیگران + تصاویر

تصاویر: مراسم ختم پدر حسن روحانی

حضور هنرمندان در مراسم ختم ناصر حجازی + تصاویر

مراسم ختم مادر مجید صالحی با حضور بازیگران سینما

تصاویر/تشییع جنازه ناصرحجازی

انتشار تصاویری از تشییع جنازه دکتر علی شریعتی برای نخستین بار /عکس

گزارش تصویری/حضور علی دایی در مراسم یادبود سومین روز درگذشت استادمحمد

سومین روز درگذشت مرحوم قادری +عکس فرزند ایرج قادری

عکس : بازیگران معروف در مراسنم ترحیم پدر " حسام نواب صفوی "

اشک‌های مهدوی‌کیا در مراسم ختم مادرش + عکس

تصاویر/ ختم پدر حجت‌الاسلام نقویان

گریه های ناصر حجازی در ختم برادر حمید استیلی+عکس

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 02:38 PM

همه زنان معتاد سینمای ایران

به گزارش پرشین وی به نقل از باشگاه خبرنگاران، مجموعـه تلویزیونــی «مادرانه» بهانه‌ای شده تا مروری بر کارنامه کاری بازیگران زنی داشته باشیم که در این سال‌ها نقش یک معتاد را بازی کرده‌اند و در یاد و خاطره مخاطبان ماندگار شده‌اند. اولین کسی که در سینمای ایران پس از انقلاب نقش زن معتاد را ایفا کرد، فریماه فرجامی است. او با حضور در فیلم «تیغ و ابریشم» از سال 64 تا به امروز در ذهن بسیاری از ایرانیان ماندگار شده است. در ادامه نگاهی داریم به 7 چهره برتری که در این سال‌ها نقش ماندگاری از حضور خود بر صفحه تلویزیون و پرده سینما بر جای گذاشته‌اند.

فریماه فرجامی؛ تیغ و ابریشم، متولد 1330

 همه زنان معتاد سینمای ایران

با ساخت فیلم «تیغ و ابریشم» كاراكتر زن معتاد به شكلی جدی وارد سینمای ایران شد و فریماه فرجانی، نقش زنی معتاد را كه سرخورده از برآورده نشدن رؤیاهایش در آن سوی مرزها به اعتیاد كشیده شده است به خوبی در این اثر ایفا می‌كند. چهره مغموم و خاص فرجامی همراه با كارگردانی مسعود كیمیایی كه خود پیش از آن یكی از ماندنی‌ترین شخصیت‌های معتاد در سینمای ایران را پرورانده بود (با بازی بهروز وثوقی در نقش سید در فیلم تحسین شده «گوزن‌ها») به یك بازی بیرونی كنترل شده برای نمایش رنج‌دیدگی این زن تبدیل شد؛ رنج‌دیدگی باورپذیری كه راهی جز خودكشی برایش باقی نگذاشت.


فرزاد مؤتمن درباره این نقش می‌گوید:

فرزاد مؤتمن که هنوز بسیاری از افراد فیلم «شب‌های روشن» او را به یاد دارند در مورد بازی خانم فرجامی در این فیلم می‌گوید: «تیغ و ابریشم، خاطره بسیار دوری است. من این فیلم را در همان سال‌های 64، 65 دیدم و پس از آن دیگر موقعیت بازبینی‌اش را پیدا نکردم اما هنوز به خاطر دارم که در آن دوره وقتی فیلم را می‌دیدم بازی فریماه فرجامی یکی از نقاط قوت فیلم به نظر می‌رسید زیرا تصویری خیلی باورپذیر و ملموس را از یک زن معتاد ارائه می‌داد. شاید در خوب بودن کار خانم فرجامی ذکر همین نکته کافی باشد که بگویم بعد از گذشت این همه سال وقتی درباره کارکترهای معتاد فکر می‌کنم، یکی تصویر فریماه فرجامی به ذهنم می‌آید و یکی بهروز وثوقی در فیلم گوزن‌ها».

پانته‌آ بهرام؛ مسافر، متولد 1348

 همه زنان معتاد سینمای ایران

یکی از پرمخاطب‌ترین سریال‌های تلویزیون چه در زمان خودش و چه در سال‌های پس از آن، «مسافر» بود؛ اثری که به لحاظ داستانی و بازی بازیگرانش توانسته هنوز هم در یاد و خاطر ایرانیان بماند. «مسافر» به دليل بازی خاص پانته‌آ بهرام در نقش یک دختر معتاد به نام منيژه و لحن و ادای ديالوگ، جايگاه متفاوتی در ميان کارهای او دارد. بهرام در اين سريال چهره جديدی از یک زن معتاد را كه به خاطر اعتيادش همه چيز را از دست می‌دهد، ارائه كرد. او که در این سریال با ابوالفضل پورعرب همبازی بود، در بسياری از مواقع بازی همسطح و در پاره‌ای موارد بالاتر از او را به نمايش گذاشت. بهرام در آن سال‌ها چهره جديدی در تلويزيون بود و همين امر هم به او كمك كرد تا نقشش را برای بيننده باور‌پذير كند.


مهران احمدی درباره این نقش می‌گوید:

مهران احمدی که در چندین اثر با پانته‌آ بهرام همکار بوده در مورد ایفای نقش اش در سریال «مسافر» می‌گوید: «خانم بهرام در سریال «مسافر» مانند همیشه از عهده ایفای نقش شان به خوبی برآمدند و یکی از نوابغ بازیگری هستند. به نظرم یکی از بهترین نقش‌های فرد معتاد را خانم بهرام در این اثر، ایفا کرده‌اند.

نمی‌دانم بگویم متاسفانه یا خوشبختانه اما اکثر بازیگران خانم ما به کارکتری که می‌خواهند بازی کنند، خیلی اهمیت می‌دهند و پذیرای هر نقشی نیستند. وقتی قرار است شما نقش یک فرد معتاد را ایفا کنید، طبیعی است که چهره‌تان دستخوش تغییرات زیادی می‌شود و زیبایی‌اش را از دست می‌دهد و به همین دلیل همه خانم‌ها چنین نقشی را نمی‌پذیرند. اما خانم بهرام از جمله بازیگرانی است که برای رسیدن به نقش‌اش و ملموس کردن آن برای مخاطب از هیچ تلاشی دریغ نمی‌کند و در مسافر هم دیدیم که چنین اتفاقی رخ داد.

در کنار اینکه فراموش نکنید بازی کردن در نقش یک فرد معتاد بسیار سخت است زیرا باید مراقب باشید که تبدیل به تیپ و کلیشه نشوید. خانم بهرام در این کار یکی از غیر کلیشه‌ای‌ترین نقش‌ها را ایفا کرد. من 2 نقش معتاد را هرگز فراموش نمی‌کنم؛ یکی نقش خانم بهرام در سریال «مسافر» و دیگری نقش باران کوثری در فیلم «خون‌بازی»؛ این دو بی‌نظیرند».


ستاره اسکندری، داستان یک شهر، مرگ تدریجی یک رؤیا، متولد 1350

همه زنان معتاد سینمای ایران

یکی از بهترین بازی‌های ستاره اسکندری در سال 78 و زمانی بود که در یکی از اپیزودهای مجموعه «داستان یک شهر» نقش دختر معتادی را بازی کرد که پدرش در سن پایین او را به اجبار به عقد مردی میانسال و معتاد درآورده بود. اصغر فرهادی زمانی این قصه را می‌سازد که تا پیش از آن هنوز تصویری از یک زن معتاد در تلویزیون نشان داده نشده بود. اما این کارگردان موفق می‌شود یکی از بهترین بازی‌ها را از اسکندری در این نقش بگیرد؛ نقشی که اگرچه کوتاه بود اما در ذهن بسیاری ماندگار شد. ستاره یک بار دیگر نیز در مجموعه «مرگ تدریجی یک رؤیا» به کارگردانی فریدون جیرانی نقش یک زن معتاد را به خوبی به تصویر می‌کشد و با اینکه غالبا تا پیش از آن نقش‌های مثبتی را ایفا کرده اما شخصیت منفی ساناز را خیلی خوب به مخاطب معرفی می‌کند.


ستاره اسکندری درباره این نقش می‌گوید:

خود اسكندري هم این نقش‌ها را به خوبی به یاد دارد و در خصوص نقشی که در «داستان یک شهر» ایفا کرده، می‌گوید:«زمانی که من این نقش را بازی کردم در تلویزیون به این شکل به موضوع و حضور یک زن معتاد پرداخته نشده بود و به همین دليل این نقش را خیلی دوست داشتم. بسیاری این تصور را داشتند که تصاویر فیلم، مستند است. در مورد «مرگ تدریجی یک رؤیا» هم باید بگویم همیشه دوست دارم نقش‌های متفاوتی را ایفا کنم. ممکن است در نگاه کلی نقش‌هایم تفاوت چندانی با هم نداشته باشند، اما در جزئيات از هم فاصله دارند. من تجربه بازی با لهجه‌های متعدد و آدم‌هایی در طبقات اجتماعی مختلف را دارم و مثبت یا منفی بودن شخصیت‌ها برایم خیلی فرقی ندارد».


باران کوثری؛ خون‌بازی، متولد 1364

همه زنان معتاد سینمای ایران


بدون شک یکی از بهترین نقش هایی که تا به امروز باران کوثری ایفا کرده است، در فیلم سینمایی «خون‌بازی» به کارگردانی مادرش، رخشان بنی‌اعتماد بوده است. باران در این فیلم نقش سارا، دختر معتادی را بازی می‌کند که‌ قرار است‌ نامزدش‌ برای‌ ازدواج‌ با او از کانادا بازگردد. مادر سارا که بیتا فرهی نقش‌اش را ایفا می‌کند، سعی‌ دارد او را با خود به‌ شمال‌ ببرد تا مصرف مواد مخدر را ترک‌ کند. شاید نقش‌ سارا در «خون‌ بازی»‌ از آن‌ نقش‌هایی‌ است‌ که‌ هر بازیگری‌ دوست‌ دارد آن‌ را برای یک بار هم که شده، تجربه کند. شخصیت‌ سارا در این فیلم ضد همه‌‌ کلیشه‌هایی‌ بود که‌ در سینمای‌ ایران‌ تا به آن روز از یک شخص معتاد به تصویر کشیده شده؛ تصویری جدید اما واقعی و باورپذیر که کوثری به خوبی از عهده ایفای آن برآمد.

مهران احمدی درباره این نقش می‌گوید:

مهران احمدی که سابقه همکاری با باران کوثری را نیز دارد، می‌گوید: «یکی از ماندگارترین نقش‌هایی که این بازیگر ایفا کرده در فیلم «خون‌بازی» است. به نظرم تمامی خصايصي که خانم پانته آ بهرام در «مسافر» داشتند، خانم کوثری نیز در فیلم «خون‌بازی» از خودشان نشان دادند. خانم کوثری جزو آن دسته بازیگرانی است که وقتی نقشی را می‌پذیرد، ساعت‌ها و روزها برایش زمان می‌گذارد و با آن شخصیت به اصطلاح قاطی می‌شود و بی اهمیت از کنار آن عبور نمی‌کند تا شخصیتی را که قرار است نقش‌اش را ایفا کند، برای مخاطب باورپذیر کند. شخصیت سارا در «خون بازی» به خاطر روحی که خانم کوثری به آن داده بود، کاملا برای مخاطب به شکل ملموس درآمده بود. در کنار اینکه کلیشه ای نبود و تماشاگر می‌توانست باورش کند».

طناز طباطبایی؛ مرهم، متولد 1362

 همه زنان معتاد سینمای ایران


طناز طباطبایی از آن دسته بازیگرانی است که کم کار می‌کند اما در انتخاب نقش هایش همیشه وسواس زیادی به خرج می‌دهد و نمی‌توانید نمونه‌ای از کارهایش را ببینید و به توانایی‌اش در بازیگری خرده بگیرید. یقینا یکی از ماندگارترین آثاری که در کارنامه کاری طناز برای همیشه پررنگ می‌ماند، فیلم «مرهم» است که علیرضا داودنژاد آن را کارگردانی کرده و از دریچه‌ای نو به معضل اعتیاد پرداخته است.

طباطبایی در این فیلم نقش یک دختر معتاد را بازی می‌کند که خانواده‌ای سنتی دارد؛ خانواده‌ای که هیچ‌گاه نتوانسته با آن ارتباط برقرار کند و تنها مادربزرگ پیرش به رغم سن بالایی که دارد می‌تواند او را درک کند. نقشی که طباطبایی در این فیلم بازی می‌کند در کنار ضد کلیشه بودنش توانایی این بازیگر جوان را نیز به تصویر می‌کشد.


طناز طباطبایی درباره این نقش می‌گوید:

طناز طباطبایی به خوبی نقش زیبایی را که در «مرهم» به تصویر کشیده در خاطر دارد و در این باره می‌گوید: «من همیشه به ایفای نقش‌هایی که بیانگر معضلات اجتماعی است، علاقه‌مندم و به نظرم نقش‌های جذابی می‌آیند. اعتیاد نیز یکی از این معضلات است که شخص نادانسته به آن مبتلا می‌شود و فکر می‌کنم وظیفه من و سایر سینماگران است که با استفاده از موقعیت کاری‌مان پیش آگاهی‌هایی در این زمینه به افراد بدهیم. اینکه بدانند اگر به اعتیاد مبتلا شوند چه آینده‌ای انتظارشان را می‌کشد.

من در «مرهم» نقش معتادی را بازی کرده‌ام که اعتیادش به دراگ‌های مخدر نیست بلکه دراگ محرک مصرف می‌کند؛ چیزی که این روزها در بین افراد معتاد بیشتر شاهدش هستیم و این خوش‌بینی در ذهن اشخاص شکل گرفته که دراگ‌های محرک مانند دراگ‌های مخدر آسیب‌رسان و اعتیادآور نیستند در حالی که تحقیقات ثابت کرده‌اند دراگ‌های محرک به خاطر آسیب‌هایی که به روان افراد می‌رساند، مضرتر هستند و فرد را بیشتر درگیر خودشان می‌کنند. اما متاسفانه این آگاهی وجود ندارد و بسیاری از جوانان ما درگیر این مسئله می‌شوند.

نمی‌دانم گفتن این حرف صحیح است یا نه اما گاهی پیش می‌آید که برخی از ما به خاطر بی‌انگیزگی، بی‌هدفی و بی‌برنامگی برای آینده‌مان دچار ناامیدی می‌شویم و فکر می‌کنیم با مصرف مواد مخدر یا محرک، حتی اگر شده به شکل تفریحی و مقطعی می‌توانیم مشکلات‌مان را حل و فصل کنیم در حالی که این کار خودش یک مشکل بر مشکلات ما اضافه می‌کند».

بهاره افشاری؛ تسویه حساب، متولد 1363

همه زنان معتاد سینمای ایران

از زمانی که بهاره افشاری پا به دنیای بازیگری گذاشته، تقریبا توانسته ازعهده ایفای تمام نقش‌هایش به خوبی برآید و یکی از این بهترین کارهایش فیلم «تسویه‌حساب» تهمینه میلانی است. افشاری در این فیلم نقش لیلا، دختر معتادی را بازی می‌کند که از کودکی به خاطر محیطی که در آن رشد کرده رو به سیگار و اعتیاد آورده و در سن جوانی با دنیایی از مشکلات و سختی روبه روست اما آنچه جالب توجه است این است که او در حالی شخصیت یک فرد معتاد را برای مخاطبش باورپذیر می‌کند که در زندگی روزانه حتی با کشیدن سیگار هم بیگانه است.


بهاره افشاری درباره این نقش می‌گوید:

بازیگر نقش لیلا در خصوص روزهایی که فیلمبرداری «تسویه حساب» را پشت سر می‌گذاشت، می‌گوید: «این کار اولین کار سینمایی‌ام بود و از مدیوم سینما شناخت چندانی نداشتم. شخصیت لیلا مابازاي خارجی داشت و خانم میلانی از این شخصیت ایده گرفته و یک مصاحبه و فیلم مستندی نیز در مورد این شخصیت داشتند و خیلی دقیق و ظریف آن را می‌شناختند و تمام اطلاعات را در مورد زندگی این فرد به من دادند.

اما موضوعی که برای من کمی سخت بود این بود که باید در تمام طول فیلم سیگار می‌کشیدم در حالی که قبل از آن اصلا تجربه سیگار کشیدن را نداشتم و باید این کار را به شکل حرفه‌ای هم انجام می‌دادم تا مخاطب باور کند لیلا، دختری است که از 9 سالگی این کار را شروع کرده و به همین خاطر هم وقتی برخی از دوستان فیلم را دیدند، متوجه شده بودند که من اصلا این کار را بلد نیستم! در کل بیشتر از اینکه من تلاشی کنم، خانم میلانی زحمت زیادی برای نزدیک شدنم به شخصیت لیلا کشیدند.

من از یک ماه قبل فیلمبرداری، هر روز بعدازظهر به منزل خانم میلانی می‌رفتم و با ایشان تمرین می‌کردم. اما مشکل‌ترین جای کار 2 سکانس بود که با تدبیر خانم میلانی و اینکه هر دو را در یک روز فیلمبرداری کردند، راحت‌تر توانستم از عهده‌اش برآیم؛ یکی سکانسی بود که با خانم لادن مستوفی دعوا می‌کردم و باید کل گذشته‌ام را برای مخاطب می‌گفتم و دیگری سکانسی است که مربوط به خانه سالمندان می‌شود؛ زمانی که به دیدار مادرم می‌روم. این دو از برایم سخت‌تر از بقیه کار بود».

خاطره حاتمی؛ در امتداد شهر، متولد 1362


همه زنان معتاد سینمای ایران

یکی از نقش‌های متفاوتی که خاطره حاتمی در این سال‌ها ایفا کرده در فیلم «در امتداد شهر» به کارگردانی علی عطشانی است. حاتمی در این فیلم نقش یک دختر معتاد را بازی می‌کند که البته به دلیل ممیزی قسمت‌های زیادی از آن از فیلم بیرون آورده شده است.

خاطره حاتمی در این باره می‌گوید:

خاطره در خصوص نگاهش به موضوع اعتیاد می‌گوید: «اعتیاد مسئله بزرگ و مهمی است و متاسفانه این روزها در کشورمان خیلی رشد کرده؛ رشدی که نمی‌توانم درکش کنم و خیلی برایم جای سؤال دارد. مسئله اعتیاد همیشه مرا درگیر خودش کرده و وقتی یک فرد معتاد را در خیابان می‌بینم، واقعا ناراحت می‌شوم. جای تاسف است که با معضل اعتیاد هم مانند ایدز برخورد می‌کنند. منظورم این است که به این دو مشکل اصلا توجهی نمی شود. انگار اصلا این مشکلات در جامعه وجود ندارند.

به عنوان یک بازیگر همیشه دوست داشتم نقش یک فرد معتاد را بازی کنم و اصلا خودم فرصت این کار را در فیلم «در امتداد شهر» به وجود آوردم. آقای عطشانی در نظر داشتند هر کس در جای خودش بازی کند ولی هنگامی که فیلمنامه را می‌خواندم متوجه شدم به خاطر نقشی که دارم باید زیر چشم‌هایم کبود باشد به همین خاطر هم به آقای عطشانی پیشنهاد دادم این فرد یا نقش آدم معتاد را داشته باشد یا بیمار را و ایشان اجازه دادند که من نقش آدم معتاد را بازی کنم و آقای محسنی هم زحمت کشیدند و مونولوگ خیلی خوبی برای من نوشتند که متاسفانه تمام آن سکانس را از فیلم درآوردند و منولوگی که می‌گفتم حذف شد.

به این دلیل که من در حال سیگار کشیدن بودم. به نظرم این از ممیزی‌های آزاردهنده است چون به هر حال برای نشان دادن یک فرد معتاد باید المانی وجود داشته باشد! ناراحتی من از این بود که برای آن یک سکانس زحمت زیادی کشیده بودم».

نوشته شده توسط nosrat2 در ساعت 01:57 PM

زن های معتاد سینمای ایران ! / تصاویر

زن های معتاد سینمای ایران

مجله زندگی ایده آل: مجموعـه تلویزیونــی «مادرانه» بهانه‌ای شده تا مروری بر کارنامه کاری بازیگران زنی داشته باشیم که در این سال‌ها نقش یک معتاد را بازی کرده‌اند و در یاد و خاطره مخاطبان ماندگار شده‌اند. اولین کسی که در سینمای ایران پس از انقلاب نقش زن معتاد را ایفا کرد، فریماه فرجامی است. او با حضور در فیلم «تیغ و ابریشم» از سال 64 تا به امروز در ذهن بسیاری از ایرانیان ماندگار شده است. در ادامه نگاهی داریم به 7 چهره برتری که در این سال‌ها نقش ماندگاری از حضور خود بر صفحه تلویزیون و پرده سینما بر جای گذاشته‌اند.

زن های معتاد سینمای ایران

 فریماه فرجامی؛ تیغ و ابریشم، متولد 1330

با ساخت فیلم «تیغ و ابریشم» كاراكتر زن معتاد به شكلی جدی وارد سینمای ایران شد و فریماه فرجانی، نقش زنی معتاد را كه سرخورده از برآورده نشدن رؤیاهایش در آن سوی مرزها به اعتیاد كشیده شده است به خوبی در این اثر ایفا می‌كند. چهره مغموم و خاص فرجامی همراه با كارگردانی مسعود كیمیایی كه خود پیش از آن یكی از ماندنی‌ترین شخصیت‌های معتاد در سینمای ایران را پرورانده بود (با بازی بهروز وثوقی در نقش سید در فیلم تحسین شده «گوزن‌ها») به یك بازی بیرونی كنترل شده برای نمایش رنج‌دیدگی این زن تبدیل شد؛ رنج‌دیدگی باورپذیری كه راهی جز خودكشی برایش باقی نگذاشت.

زن های معتاد سینمای ایران

فرزاد مؤتمن درباره این نقش می‌گوید:

فرزاد مؤتمن که هنوز بسیاری از افراد فیلم «شب‌های روشن» او را به یاد دارند در مورد بازی خانم فرجامی در این فیلم می‌گوید: «تیغ و ابریشم، خاطره بسیار دوری است. من این فیلم را در همان سال‌های 64، 65 دیدم و پس از آن دیگر موقعیت بازبینی‌اش را پیدا نکردم اما هنوز به خاطر دارم که در آن دوره وقتی فیلم را می‌دیدم بازی فریماه فرجامی یکی از نقاط قوت فیلم به نظر می‌رسید زیرا تصویری خیلی باورپذیر و ملموس را از یک زن معتاد ارائه می‌داد. شاید در خوب بودن کار خانم فرجامی ذکر همین نکته کافی باشد که بگویم بعد از گذشت این همه سال وقتی درباره کارکترهای معتاد فکر می‌کنم، یکی تصویر فریماه فرجامی به ذهنم می‌آید و یکی بهروز وثوقی در فیلم گوزن‌ها».


زن های معتاد سینمای ایران

پانته‌آ بهرام؛ مسافر، متولد 1348

یکی از پرمخاطب‌ترین سریال‌های تلویزیون چه در زمان خودش و چه در سال‌های پس از آن، «مسافر» بود؛ اثری که به لحاظ داستانی و بازی بازیگرانش توانسته هنوز هم در یاد و خاطر ایرانیان بماند. «مسافر» به دليل بازی خاص پانته‌آ بهرام در نقش یک دختر معتاد به نام منيژه و لحن و ادای ديالوگ، جايگاه متفاوتی در ميان کارهای او دارد. بهرام در اين سريال چهره جديدی از یک زن معتاد را كه به خاطر اعتيادش همه چيز را از دست می‌دهد، ارائه كرد. او که در این سریال با ابوالفضل پورعرب همبازی بود، در بسياری از مواقع بازی همسطح و در پاره‌ای موارد بالاتر از او را به نمايش گذاشت. بهرام در آن سال‌ها چهره جديدی در تلويزيون بود و همين امر هم به او كمك كرد تا نقشش را برای بيننده باور‌پذير كند.

زن های معتاد سینمای ایران

مهران احمدی درباره این نقش می‌گوید:

مهران احمدی که در چندین اثر با پانته‌آ بهرام همکار بوده در مورد ایفای نقش اش در سریال «مسافر» می‌گوید: «خانم بهرام در سریال «مسافر» مانند همیشه از عهده ایفای نقش شان به خوبی برآمدند و یکی از نوابغ بازیگری هستند. به نظرم یکی از بهترین نقش‌های فرد معتاد را خانم بهرام در این اثر، ایفا کرده‌اند. نمی‌دانم بگویم متاسفانه یا خوشبختانه اما اکثر بازیگران خانم ما به کارکتری که می‌خواهند بازی کنند، خیلی اهمیت می‌دهند و پذیرای هر نقشی نیستند. وقتی قرار است شما نقش یک فرد معتاد را ایفا کنید، طبیعی است که چهره‌تان دستخوش تغییرات زیادی می‌شود و زیبایی‌اش را از دست می‌دهد و به همین دلیل همه خانم‌ها چنین نقشی را نمی‌پذیرند. اما خانم بهرام از جمله بازیگرانی است که برای رسیدن به نقش‌اش و ملموس کردن آن برای مخاطب از هیچ تلاشی دریغ نمی‌کند و در مسافر هم دیدیم که چنین اتفاقی رخ داد. در کنار اینکه فراموش نکنید بازی کردن در نقش یک فرد معتاد بسیار سخت است زیرا باید مراقب باشید که تبدیل به تیپ و کلیشه نشوید. خانم بهرام در این کار یکی از غیر کلیشه‌ای‌ترین نقش‌ها را ایفا کرد. من 2 نقش معتاد را هرگز فراموش نمی‌کنم؛ یکی نقش خانم بهرام در سریال «مسافر» و دیگری نقش باران کوثری در فیلم «خون‌بازی»؛ این دو بی‌نظیرند».


زن های معتاد سینمای ایران

 ستاره اسکندری، داستان یک شهر، مرگ تدریجی یک رؤیا، متولد 1350

یکی از بهترین بازی‌های ستاره اسکندری در سال 78 و زمانی بود که در یکی از اپیزودهای مجموعه «داستان یک شهر» نقش دختر معتادی را بازی کرد که پدرش در سن پایین او را به اجبار به عقد مردی میانسال و معتاد درآورده بود. اصغر فرهادی زمانی این قصه را می‌سازد که تا پیش از آن هنوز تصویری از یک زن معتاد در تلویزیون نشان داده نشده بود. اما این کارگردان موفق می‌شود یکی از بهترین بازی‌ها را از اسکندری در این نقش بگیرد؛ نقشی که اگرچه کوتاه بود اما در ذهن بسیاری ماندگار شد. ستاره یک بار دیگر نیز در مجموعه «مرگ تدریجی یک رؤیا» به کارگردانی فریدون جیرانی نقش یک زن معتاد را به خوبی به تصویر می‌کشد و با اینکه غالبا تا پیش از آن نقش‌های مثبتی را ایفا کرده اما شخصیت منفی ساناز را خیلی خوب به مخاطب معرفی می‌کند.

ستاره اسکندری درباره این نقش می‌گوید:

خود اسكندري هم این نقش‌ها را به خوبی به یاد دارد و در خصوص نقشی که در «داستان یک شهر» ایفا کرده، می‌گوید:«زمانی که من این نقش را بازی کردم در تلویزیون به این شکل به موضوع و حضور یک زن معتاد پرداخته نشده بود و به همین دليل این نقش را خیلی دوست داشتم. بسیاری این تصور را داشتند که تصاویر فیلم، مستند است. در مورد «مرگ تدریجی یک رؤیا» هم باید بگویم همیشه دوست دارم نقش‌های متفاوتی را ایفا کنم. ممکن است در نگاه کلی نقش‌هایم تفاوت چندانی با هم نداشته باشند، اما در جزئيات از هم فاصله دارند. من تجربه بازی با لهجه‌های متعدد و آدم‌هایی در طبقات اجتماعی مختلف را دارم و مثبت یا منفی بودن شخصیت‌ها برایم خیلی فرقی ندارد».


زن های معتاد سینمای ایران

 باران کوثری؛ خون‌بازی، متولد 1364

بدون شک یکی از بهترین نقش هایی که تا به امروز باران کوثری ایفا کرده است، در فیلم سینمایی «خون‌بازی» به کارگردانی مادرش، رخشان بنی‌اعتماد بوده است. باران در این فیلم نقش سارا، دختر معتادی را بازی می‌کند که‌ قرار است‌ نامزدش‌ برای‌ ازدواج‌ با او از کانادا بازگردد. مادر سارا که بیتا فرهی نقش‌اش را ایفا می‌کند، سعی‌ دارد او را با خود به‌ شمال‌ ببرد تا مصرف مواد مخدر را ترک‌ کند. شاید نقش‌ سارا در «خون‌ بازی»‌ از آن‌ نقش‌هایی‌ است‌ که‌ هر بازیگری‌ دوست‌ دارد آن‌ را برای یک بار هم که شده، تجربه کند. شخصیت‌ سارا در این فیلم ضد همه‌‌ کلیشه‌هایی‌ بود که‌ در سینمای‌ ایران‌ تا به آن روز از یک شخص معتاد به تصویر کشیده شده؛ تصویری جدید اما واقعی و باورپذیر که کوثری به خوبی از عهده ایفای آن برآمد.

مهران احمدی درباره این نقش می‌گوید:

مهران احمدی که سابقه همکاری با باران کوثری را نیز دارد، می‌گوید: «یکی از ماندگارترین نقش‌هایی که این بازیگر ایفا کرده در فیلم «خون‌بازی» است. به نظرم تمامی خصايصي که خانم پانته آ بهرام در «مسافر» داشتند، خانم کوثری نیز در فیلم «خون‌بازی» از خودشان نشان دادند. خانم کوثری جزو آن دسته بازیگرانی است که وقتی نقشی را می‌پذیرد، ساعت‌ها و روزها برایش زمان می‌گذارد و با آن شخصیت به اصطلاح قاطی می‌شود و بی اهمیت از کنار آن عبور نمی‌کند تا شخصیتی را که قرار است نقش‌اش را ایفا کند، برای مخاطب باورپذیر کند. شخصیت سارا در «خون بازی» به خاطر روحی که خانم کوثری به آن داده بود، کاملا برای مخاطب به شکل ملموس درآمده بود. در کنار اینکه کلیشه ای نبود و تماشاگر می‌توانست باورش کند».


زن های معتاد سینمای ایران

طناز طباطبایی؛ مرهم، متولد 1362

طناز طباطبایی از آن دسته بازیگرانی است که کم کار می‌کند اما در انتخاب نقش هایش همیشه وسواس زیادی به خرج می‌دهد و نمی‌توانید نمونه‌ای از کارهایش را ببینید و به توانایی‌اش در بازیگری خرده بگیرید. یقینا یکی از ماندگارترین آثاری که در کارنامه کاری طناز برای همیشه پررنگ می‌ماند، فیلم «مرهم» است که علیرضا داودنژاد آن را کارگردانی کرده و از دریچه‌ای نو به معضل اعتیاد پرداخته است. طباطبایی در این فیلم نقش یک دختر معتاد را بازی می‌کند که خانواده‌ای سنتی دارد؛ خانواده‌ای که هیچ‌گاه نتوانسته با آن ارتباط برقرار کند و تنها مادربزرگ پیرش به رغم سن بالایی که دارد می‌تواند او را درک کند. نقشی که طباطبایی در این فیلم بازی می‌کند در کنار ضد کلیشه بودنش توانایی این بازیگر جوان را نیز به تصویر می‌کشد.

طناز طباطبایی درباره این نقش می‌گوید:

طناز طباطبایی به خوبی نقش زیبایی را که در «مرهم» به تصویر کشیده در خاطر دارد و در این باره می‌گوید: «من همیشه به ایفای نقش‌هایی که بیانگر معضلات اجتماعی است، علاقه‌مندم و به نظرم نقش‌های جذابی می‌آیند. اعتیاد نیز یکی از این معضلات است که شخص نادانسته به آن مبتلا می‌شود و فکر می‌کنم وظیفه من و سایر سینماگران است که با استفاده از موقعیت کاری‌مان پیش آگاهی‌هایی در این زمینه به افراد بدهیم. اینکه بدانند اگر به اعتیاد مبتلا شوند چه آینده‌ای انتظارشان را می‌کشد. من در «مرهم» نقش معتادی را بازی کرده‌ام که اعتیادش به دراگ‌های مخدر نیست بلکه دراگ محرک مصرف می‌کند؛ چیزی که این روزها در بین افراد معتاد بیشتر شاهدش هستیم و این خوش‌بینی در ذهن اشخاص شکل گرفته که دراگ‌های محرک مانند دراگ‌های مخدر آسیب‌رسان و اعتیادآور نیستند در حالی که تحقیقات ثابت کرده‌اند دراگ‌های محرک به خاطر آسیب‌هایی که به روان افراد می‌رساند، مضرتر هستند و فرد را بیشتر درگیر خودشان می‌کنند. اما متاسفانه این آگاهی وجود ندارد و بسیاری از جوانان ما درگیر این مسئله می‌شوند. نمی‌دانم گفتن این حرف صحیح است یا نه اما گاهی پیش می‌آید که برخی از ما به خاطر بی‌انگیزگی، بی‌هدفی و بی‌برنامگی برای آینده‌مان دچار ناامیدی می‌شویم و فکر می‌کنیم با مصرف مواد مخدر یا محرک، حتی اگر شده به شکل تفریحی و مقطعی می‌توانیم مشکلات‌مان را حل و فصل کنیم در حالی که این کار خودش یک مشکل بر مشکلات ما اضافه می‌کند».


زن های معتاد سینمای ایران

بهاره افشاری؛ تسویه حساب، متولد 1363

از زمانی که بهاره افشاری پا به دنیای بازیگری گذاشته، تقریبا توانسته ازعهده ایفای تمام نقش‌هایش به خوبی برآید و یکی از این بهترین کارهایش فیلم «تسویه‌حساب» تهمینه میلانی است. افشاری در این فیلم نقش لیلا، دختر معتادی را بازی می‌کند که از کودکی به خاطر محیطی که در آن رشد کرده رو به سیگار و اعتیاد آورده و در سن جوانی با دنیایی از مشکلات و سختی روبه روست اما آنچه جالب توجه است این است که او در حالی شخصیت یک فرد معتاد را برای مخاطبش باورپذیر می‌کند که در زندگی روزانه حتی با کشیدن سیگار هم بیگانه است.

بهاره افشاری درباره این نقش می‌گوید:

بازیگر نقش لیلا در خصوص روزهایی که فیلمبرداری «تسویه حساب» را پشت سر می‌گذاشت، می‌گوید: «این کار اولین کار سینمایی‌ام بود و از مدیوم سینما شناخت چندانی نداشتم. شخصیت لیلا مابازاي خارجی داشت و خانم میلانی از این شخصیت ایده گرفته و یک مصاحبه و فیلم مستندی نیز در مورد این شخصیت داشتند و خیلی دقیق و ظریف آن را می‌شناختند و تمام اطلاعات را در مورد زندگی این فرد به من دادند. اما موضوعی که برای من کمی سخت بود این بود که باید در تمام طول فیلم سیگار می‌کشیدم در حالی که قبل از آن اصلا تجربه سیگار کشیدن را نداشتم و باید این کار را به شکل حرفه‌ای هم انجام می‌دادم تا مخاطب باور کند لیلا، دختری است که از 9 سالگی این کار را شروع کرده و به همین خاطر هم وقتی برخی از دوستان فیلم را دیدند، متوجه شده بودند که من اصلا این کار را بلد نیستم! در کل بیشتر از اینکه من تلاشی کنم، خانم میلانی زحمت زیادی برای نزدیک شدنم به شخصیت لیلا کشیدند. من از یک ماه قبل فیلمبرداری، هر روز بعدازظهر به منزل خانم میلانی می‌رفتم و با ایشان تمرین می‌کردم. اما مشکل‌ترین جای کار 2 سکانس بود که با تدبیر خانم میلانی و اینکه هر دو را در یک روز فیلمبرداری کردند، راحت‌تر توانستم از عهده‌اش برآیم؛ یکی سکانسی بود که با خانم لادن مستوفی دعوا می‌کردم و باید کل گذشته‌ام را برای مخاطب می‌گفتم و دیگری سکانسی است که مربوط به خانه سالمندان می‌شود؛  زمانی که به دیدار مادرم می‌روم. این دو از برایم سخت‌تر از بقیه کار بود».


زن های معتاد سینمای ایران

خاطره حاتمی؛ در امتداد شهر، متولد 1362

یکی از نقش‌های متفاوتی که خاطره حاتمی در این سال‌ها ایفا کرده در فیلم «در امتداد شهر» به کارگردانی علی عطشانی است. حاتمی در این فیلم نقش یک دختر معتاد را بازی می‌کند که البته به دلیل ممیزی قسمت‌های زیادی از آن از فیلم بیرون آورده شده است.

خاطره حاتمی در این باره می‌گوید:

خاطره در خصوص نگاهش به موضوع اعتیاد می‌گوید: «اعتیاد مسئله بزرگ و مهمی است و متاسفانه این روزها در کشورمان خیلی رشد کرده؛ رشدی که نمی‌توانم درکش کنم و خیلی برایم جای سؤال دارد. مسئله اعتیاد همیشه مرا درگیر خودش کرده و وقتی یک فرد معتاد را در خیابان می‌بینم، واقعا ناراحت می‌شوم. جای تاسف است که با معضل اعتیاد هم مانند ایدز برخورد می‌کنند. منظورم این است که به این دو مشکل اصلا توجهی نمی شود. انگار اصلا این مشکلات در جامعه وجود ندارند. به عنوان یک بازیگر همیشه دوست داشتم نقش یک فرد معتاد را بازی کنم و اصلا خودم فرصت این کار را در فیلم «در امتداد شهر» به وجود آوردم. آقای عطشانی در نظر داشتند هر کس در جای خودش بازی کند ولی هنگامی که فیلمنامه را می‌خواندم متوجه شدم به خاطر نقشی که دارم باید زیر چشم‌هایم کبود باشد به همین خاطر هم به آقای عطشانی پیشنهاد دادم این فرد یا نقش آدم معتاد را داشته باشد یا بیمار را و ایشان اجازه دادند که من نقش آدم معتاد را بازی کنم و آقای محسنی هم زحمت کشیدند و مونولوگ خیلی خوبی برای من نوشتند که متاسفانه تمام آن سکانس را از فیلم درآوردند و منولوگی که می‌گفتم حذف شد. به این دلیل که من در حال سیگار کشیدن بودم. به نظرم این از ممیزی‌های آزاردهنده است چون به هر حال برای نشان دادن یک فرد معتاد باید المانی وجود داشته باشد! ناراحتی من از این بود که برای آن یک سکانس زحمت زیادی کشیده بودم».

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 12:43 AM

August 18, 2013

اتفاق عجیب: گلشیفته فراهانی، دی‌کاپریو و ماریون کوتیار در فیلم کارگردان 17 ساله! + تصاویر

گلشیفته فراهانی، دی‌کاپریو و ماریون کوتیار در فیلم کارگردان 17 ساله! + تصاویر

وب‌سایت آی‌ام‌دی‌بی، اطلاعات مختصری از فیلمی با عنوان The Lesdiguieres Legend را منتشر کرده است که در آن نام گلشیفته فراهانی به عنوان بازیگر در کنار نام‌های ماریون کوتیار و لئوناردو دی‌کاپریو به چشم می‌خورد.

اتفاق عجیب: گلشیفته فراهانی، دی‌کاپریو و ماریون کوتیار در فیلم کارگردان 17 ساله!

 این اطلاعات مشکوک و به احتمال زیاد حاصل یک جور انتفال غیرحرفه‌ای اخبار توسط کاربران عضو این سایت است. به خصوص که در سابقه کارگران این فیلم به موارد غیرقابل‌باور دیگری هم برخورد می‌کنیم. هر چند که در صفحه مربوط به دی‌کاپریو و کوتیار، این اطلاعات زیر عنوان «گفته می‌شود» مطرح شده است. هنوز اطلاعاتی از داستان این فیلم منتشر نشده اما نکته قابل توجه نامی نه چندان شناخته شده به عنوان کارگردان این فیلم است. طبق اطلاعاتی که در صفحه فیلم در آی‌ام‌دی‌بی منتشر شده است، کامل سینا یک جوان ۱۷ ساله‌ی افغانستانی‌الاصلی است که از وی به عنوان بازیگر فرانسوی و خواننده یاد می‌شود و کارگردانی این اثر را برعهده خواهد داشت.

 اتفاق عجیب: گلشیفته فراهانی، دی‌کاپریو و ماریون کوتیار در فیلم کارگردان 17 ساله!

تصویر کارگردان فیلم در درگاه imdb

 اتفاق عجیب: گلشیفته فراهانی، دی‌کاپریو و ماریون کوتیار در فیلم کارگردان 17 ساله! تصویری از صفحه فیلم در سایت IMDB

منبع: caffecinema.com

نوشته شده توسط nosrat2 در ساعت 05:53 PM

اکبر عبدی برای خواستگاری به خانه مجید مظفری می‌رود+عکس

به گزارش شبکه ایران، مجموعه تلویزیونی«اولین انتخاب» بعد از ناکامی پخش در ایام ماه مبارک رمضان از امشب به روی آنتن شبکه تهران می‌رود. این سریال به کارگردانی مهدی صباغ زاده و تهیه کنندگی مسعود ردایی ساعت 23 روزهای فرد پخش و ساعت 19 روز بعد تکرار می شود.

 اکبر عبدی برای خواستگاری به خانه مجید مظفری می‌رود

«اولین انتخاب» با عناوین قبلی «دروازه بهشت» و «غریب آشنا» مضمونی کمدی دارد و داستان زندگی یک خانواده را روایت می کند. پدر خانواده (مظفری) دکتر پزشک قانونی است که به همراه دو دختر و همسرش زندگی خوبی دارند تا اینکه سر و کله دو خواستگار در زندگی آنها پیدا می شود. پدر برای انتخاب یکی از خواستگارها دچار تردید می شود تا اینکه در طول داستان اتفاقات دیگری رقم می خورد که... .

 اکبر عبدی برای خواستگاری به خانه مجید مظفری می‌رود

در این سریال شهره لرستانی نقش مادر عروس و لاله اسکندری و سحر آروین نقش دختران خانواده را بازی می کنند.

 اکبر عبدی برای خواستگاری به خانه مجید مظفری می‌رود

اکبر عبدی نقش پدر داماد،مریم امیرجلالی نقش عمه عروس و رامتین خداپناهی نقش یکی دیگر از خواستگاران را ایفا می کنند. افشین هاشمی و زهیر یاری هم به ترتیب نقش دامادهای بزرگ و کوچک خانواده را بازی می کنند.

 اکبر عبدی برای خواستگاری به خانه مجید مظفری می‌رود

سارا خوئینی ها، معصومه بافنده، مصطفی طاری، کاظم افرندنیا، محمدعلی جناب، گیتی معینی، مجتبی طهماسبی، سعید پیردوست و اکبر معززی دیگر بازیگرانی هستند که در این سریال ایفای نقش کرده اند.


 اکبر عبدی برای خواستگاری به خانه مجید مظفری می‌رود

«اولین انتخاب» چهارمین سریال صباغ زاده پس از مجموعه هایی چون «دزدان مادربزرگ»، «دلبر آهنی» و «دیوار شیشه ای» است. «پیشنهاد 50 میلیونی»، «خانه خلوت»، «مارال»، «صبحانه ای برای دو نفر»، «خاک و آتش» و... از جمله ساخته های سینمایی این کارگردان محسوب می شوند.

نوشته شده توسط nosrat2 در ساعت 03:29 PM

"شایعات" دامن بازیگران دودکش را گرفت

نمایشنامه "شایعات" نوشته نیل سایمون نمایشنامه‌نویس آمریکایی است که رحمان سیفی‌آزاد قصد دارد بعد از 12 سال دوری از کارگردانی تئاتر آن را پاییز سال جاری در تماشاخانه ایرانشهر روی صحنه ببرد.

در این اثر نمایشی که به تازگی تمرین‌های خود را آغاز کرده است بازیگرانی چون هومن برق‌نورد، سعید چنگیزیان، رویا میرعلمی و نگار عابدی به ایفای نقش می‌پردازند.

سیفی‌آزاد سال 80 نمایش "شب‌نشینی در جهنم" را در سالن سایه مجموعه تئاتر شهر به صحنه برد.

هومن برق‌نورد که از بازیگران شناخته‌شده و مستعد تئاتر ایران است طی سال‌های اخیر کمتر در عرصه تئاتر حضور داشته است و بیشترین فعالیت او در حوزه تصویر و مجموعه‌های تلویزیونی بوده است. بازی هومن برق‌نورد در مجموعه‌های "ساختمان پزشکان" و "دزد و پلیس" با بازخورد مناسبی از سوی مخاطبان و منتقدان مواجه شد و حضور وی در مجموعه "دودکش" تجربه موفق دیگری در این عرصه بود که به تازگی از شبکه یک سیما پخش شد.

نگار عابدی نیز که از بازیگران با سابقه عرصه تئاتر است در مجموعه "دودکش" به ایفای نقش پرداخت و این روزها فیلم سینمایی "دهلیز" با بازی او و کارگردانی بهروز شعیبی در حال اکران است.


منبع: خبرگزاری مهر

نوشته شده توسط nosrat2 در ساعت 02:00 PM

فرزاد حسنی و آزاده نامداری در کنسرت فریدون آسرایی


فریدون در کنسرت تابستانی خود مهمانان بسیاری داشت که فرزاد حسنی و آزاده نامداری نیز از این دسته بودند.

به گزارش پرشین وی به نقل از بانی فیلم، فرزاد حسنی در میان برنامه روی صحنه رفت و گفت: در یک دهه گذشته، فریدون آسرایی با اجرای قطعه گل هیاهو عاشقانه ترین اثر را به عنوان یک میراث فرهنگی در قلب خودش ثبت کرد و برای ایرانیان خاطره های زیبایی را رقم زد و درخواست من اجرای این قطعه ماندگار در این فضا است.

این خواننده نیز پس از صحبت های حسنی افزود: گل هیاهو ترانه ای تاثیرگذار در زندگی من بود و باعث تغییر زندگی هنری ام شد.

فریدون آسرایی در میان اجرای قطعه دوستت دارم که در میان هواداران این خواننده پاپ بسیار پرطرفدار است، از امیر علیزاده رهبر سابق ارکستر خود دعوت کرد تا در بخش آذری این قطعه او را همراهی کند.

مجید مشیری، مهرداد نصرتی، یاحا کاشانی، امیر علیزاده، امیر مسعود هفت رنگ، احسان حاجیان، رضا تبریزی و سید علی ضیاء دیگر مهمانان آسرایی در کنسرت تابستانی او بودند و تهیه کنندگی این کنسرت را مجید عبدی بر عهده داشت.

اعضای ارکستر فریدون را آرش مقدم نوازنده درامز، کارن زیاری کیبورد، انوشیروان تربتی کیبورد 2 ,، مجید برومند گیتار باس، پژمان فرهمند پرکاشن، نیما رمضان گیتار الکتریک، اشکان موسوی ویلن و ایمن خراسانی به عنوان رهبر ارکستر و نوازنده گیتار تشکیل می دهند.

نوشته شده توسط nosrat2 در ساعت 12:00 PM

August 17, 2013

شوخی عجیب مهدی رحمتی در هواپیما (عکس)

سید مهدی رحمتی دروازه بان محبوب تماشاچیان اکنون به جای دریافت توپ در حال شوت کردن می باشد البته شوت کردن توپ نه بلکه شوت کردن کش با انگشت

شوخی عجیب مهدی رحمتی در هواپیما


منبع: جام نيوز

نوشته شده توسط nosrat2 در ساعت 07:26 PM

مقاومت خوانندگان مطرح پاپ در برج ميلاد +تصاوير

 مقاومت خوانندگان مطرح پاپ در برج ميلاد

به گزارش سينما خبر سالن شماره پنج مركز همايش هاي برج ميلاد ميزبان مخاطبان چهار خواننده مطرح موسيقي پاپ بود .

بر اساس اين گزارش ،بابك جهانبخش نخستين خواننده اي بود كه روي صحنه حاضر شد .او اجراي خود را با قطعه "منو بارون "آغاز كرد . "جاده عشق" ،" دريا" از ديگر قطعاتي بود كه جهانبخش به اجراي آن پرداخت .

بهنام صفوي دومين خواننده اي بود كه به ترتيب حروف الفبا روي صحنه رفت .او اجراي خود را با قطعه "آرامش "شروع كرد كه مورد استقبال حاضران قرار گرفت.صفوي در ادامه قطعات" دلتنگم" و" طاقت ندارم" را اجرا كرد.

سپس نوبت مازيار فلاحي رسيد او اجراي خود را با "تو رو دوست دارم" آغاز كرد و سپس افزود :فكر مي كنم آن چيزي كه امشب همه ما را در كنار هم جمع كرده است، عشق است.فلاحي در ادامه گفت:در آلبوم"لعنت به من" قطعه‌ای به نام پدر وجود دارد که من آن را به همه کسانی که پدرانشاران را در جنگ از دست داده‌اند تقديم كرده ام و به ویژه هدی تندگویان، فرزند شهید تندگویان که نمی‌دانم امشب در جمع ما حضور دارند یا نه؟

در آخر نوبت به خواننده خاص موسيقي پاپ كشورمان "رضا يزداني" رسيد .او به اجراي قطعه "طهران طهران" پرداخت.

وی در پایان گفت: برنامه امشب برای جنگ است. برای کسانی که جان دادند تا ما در کنارهم باشیم. او سپس به اجراي قطعه پر طرفدار "خليج فارس "پرداخت كه با استقبال مخاطبان روبه رو شد و در آخر حاضرين در سالن به نشان احترام از جاي خود بلند شدند و به اين قطعه گوش سپردند.

  مقاومت خوانندگان مطرح پاپ در برج ميلاد


  مقاومت خوانندگان مطرح پاپ در برج ميلاد


 مقاومت خوانندگان مطرح پاپ در برج ميلاد


 مقاومت خوانندگان مطرح پاپ در برج ميلاد

نوشته شده توسط nosrat2 در ساعت 05:49 PM

بهنوش بختیاری و رضا شفیعی جم در سریال جدید مدیری


مهران مدیری این روزها مشغول پیش تولید سریال جدید خود با نام «شوخی کردم» است.

به گزارش پرشین وی به نقل ازخبر آنلاین ، این سریال قرار است با حضور بیش از 80 بازیگر سینما و تلویزیون ساخته شود که از جمله آن‌ها می‌توان به رضا شفیعی‌جم، بهنوش بختیاری، رضا فیض‌نوروزی، عارف لرستانی، الیکا عبدالرزاقی و برزو ارجمند اشاره کرد.

داستان‌های «شوخی کردم» را خشایار الوند، امیرمهدی ژوله، حمید برزگر و... می‌نویسند و قرار است در شبکه نمایش خانگی توزیع شود.

داستان‌های سریال جدید مهران مدیری آیتمی و اپیزودیک است و مانند کارهای قبلی او از فضای طنز بهره می‌برد.

هر قسمت از این مجموعه احتمالاً هر هفته در مدت زمان 90 دقیقه شامل آیتم‌های نمایشی کمدی توزیع خواهد شد و به شوخی با مسائل روز اجتماعی خواهد پرداخت. ضمن اینکه با تعدادی از پربیننده‌ترین برنامه‌های ماهواره‌ای نیز شوخی خواهد شد.

نوشته شده توسط nosrat2 در ساعت 04:31 PM

August 16, 2013

عکسهایی از حضور متفاوت خانواده عسل بدیعی در جشن نفس ( پدر و مادر و خواهر عسل بدیعی ) و جمعی از هنرمندان / مردادماه 92

عکسهایی از حضور متفاوت خانواده عسل بدیعی در جشن نفس

دهمین همایش پیوند اعضا جشن نفس عصر پنجشنبه در نمایشگاه بین المللی تهران با حضور دکتر ولایتی رییس جمعیت حمایت از پیوند اعضای اسرانیان و نبیانگذار جشن نفس وجمعی از هنرمندان برگزار شد.


 دهمین همایش پیوند اعضا جشن نفس عصر پنجشنبه در نمایشگاه بین المللی تهران با حضور دکتر ولایتی رییس جمعیت حمایت از پیوند اعضای اسرانیان و نبیانگذار جشن نفس وجمعی از هنرمندان برگزار شد.

دکتر علی‌اکبر ولایتی در این مراسم با بیان اینکه پیشرفت‌های علم و فناوری پزشکی در کشور قابل توجه است، عنوان کرد: پیوند عضو، قله پیشرفت‌های پزشکی است و ما توانسته‌ایم به این مهم دست‌ یابیم.دکتر علی‌اکبر ولایتی در مراسم بزرگداشت پیوند اعضا (جشن نفس) که در شب گذشته برای دهمین بار در سالن میلاد نمایشگاه بین‌المللی تهران برگزار شد،گفت :به عنوان مثال یکی از کشورهای صاحب نام منطقه، اقدام به پیوند ریه کرده است و به علت اینکه تاکنون 9 پیوند ریه غیرموفق انجام داده بود، از بیمارستان مسیح دانشوری درخواست کرد تا به آنجا سفر کرده و راه و رسم صحیح پیوند را به آنها بیاموزد.

ولایتی با بیان اینکه میزان موفقیت و درصد عوارض ناشی از پیوند در ایران به استانداردهای جهانی نزدیک شده است، از تلاش تیم پیوند اعضا در بیمارستان مسیح دانشوری قدردانی کرد و گفت: گاهی یک پیوند عضو حدود 12 ساعت به طول می‌انجامد، اما با تمام سختی‌هایی که دارد، با موفقیت انجام می‌شود.

این مراسم با حضور هنرمندانی چون رضا کیانیان، پرویز پرستویی، مسعود رایگان، رویا تیموریان، جمشید مشایخی، محمدحسین لطیفی، محمد کاسبی، همایون ارشادی، گوهر خیراندیش، مجید مظفری و خانواده زنده یاد "عسل بدیعی"، مسئولان و پزشکان مرتبط با پیوند اعضا برگزار شد.

در این مراسم رضا کیانیان، رویا تیموریان و پرویز پرستویی به عنوان سفرای هنرمند جشن نفس انتخاب شدند و تندیس این مراسم را دریافت کردند.  رضا کیانیان پس از دریافت این تندیس گفت: من برای ارائه توضیحات بیشتر در این زمینه وارد نیستم، اما قبلا فرم خود را امضا کرده ام.
وی افزود: یک انسان باید بسیار بخیل باشد که حتی پس از مرگش نیز حاضر به اهدای اعضای خود نباشد. وی عنوان کرد: به واقع خود را شایسته دریافت چنین تندیسی نمی بینم زیرا من عضوی اهدا نکرده ام و باید این تندیس را به خانواده های اهدا کننده تقدیم کنند. در ادامه جمشید مشایخی گفت: در کودکی هایمان، هنگام ابتلا به بیماری مادرانمان با ما همدردی می کردند و می گفتند "الهی دردت به جانم"؛ و حالا من از تمام مادران اجازه می خواهم که به شما ایران بگویم که درد شما به جانم. پرویز پرستویی ضمن تبریک دهمین سالگرد جشن نفس گفت: این جشن را به تمامی ملت ایران که زندگی را به افراد نیازمند تقدیم می کنند، تبریک می گویم و  از خانواده خانم دکتر نجفی زاده تشکر می کنم. وی افزود: من سخن همکارم رضا کیانیان را تکرار می کنم و می گویم لایق چنین تقدیری و دریافت چنین تندیسی نیستم و باید از خانواده هایی که زندگی را به افراد می بخشند، تقدیر شود. وی بیان کرد: ما از استادمان جمشید مشایخی آموخته ایم که بگوییم ما خاک پای ملت ایران هستیم.
در پایان رویا تیموریان گفت: دربرابر عظمت رنج بیماران و شکوه حرکت خانواده های اهدا کننده بنده کمترین و جزئی ترین کار را انجام داده ام. وی افزود: دست تمام پزشکان را می بوسم و از دکتر نجفی زاده تشکر می کنم. وی خاطرنشان کرد: به قدری عظمت این فضا خوب بود که خودم را ذره ای بیش نمی بینم.
گفتنی است، در پایان کلیپی از فعالیت های فرهنگی رضا کیانیان، پرویز پرستویی، رویا تیموریان در این راستا پخش و از خانواده های اهدا کننده نیز تقدیر شد. همچنیناز خانواده زنده یاد "عسل بدیعی" نیز تقدیر و تندیسی به رسم یادبود به آن ها اهدا شد.



جشن نفس

خانواده زنده‌یاد عسل‌ بدیعی

جشن نفس

جشن نفس

پرویز پرستویی

جشن نفس

جمعی از هنرمندان از جمله جمشید مشایخی، همایون ارشادی و امین تارخ در دهمین همایش جشن نفس حضور داشتند.

جشن نفس

مادر عسل بدیعی

جشن نفس

جشن نفس

جشن نفس

رییس بیمارستان مسیح دانشوری ضمن اعلام اینکه از سال 83 تاکنون 860 مورد مرگ مغزی در بیمارستان مسیح دانشوری اهدا عضو کرده‌اند، اظهار کرد: از این میان مجموعا 2400 عضو پیوندی به مراکز پیوند اعضا در سراسر کشور ارسال شده است.

 جشن نفس

در این مراسم رضا کیانیان، رویا تیموریان و پرویز پرستویی به عنوان سفرای هنرمند جشن نفس انتخاب شدند و تندیس این مراسم را دریافت کردند.

جشن نفس

جواد یحیوی

اخبار مرتبط :

نیوشا ضیغمی درمراسم ترحیم عسل بدیعی / عکس

تشییع پیکر عسل بدیعی + تصاویر

عسل بدیعی چگونه قربانی خبرسازی‌ها شد؟

تنها یادگاری عسل بدیعی در سال 92 ...

بدرقه عسل بدیعی به سمت خانه ابدی/ وداع پسر با مادر

مراسم ترحیم عسل بدیعی بازیگر سینما در مسجد نور تهران / تصاویر

آخرین روزهای زندگی عسل بدیعی + فیلم

پدر عسل بدیعی :من به اهدا عضو "عسل" افتخار می‌کنم

جزئیات و علت واقعی مرگ «عسل بدیعی» مشخص شد

قلب‌ عسل‌ بدیعی‌ در‌ سینه‌ این‌ مرد‌ می‌تپد‌+عکس

حضور مشایی بر سر آرامگاه ابدی عسل بدیعی / تصاویر

یادداشت فریبرز عرب‌نیا در پی درگذشت عسل بدیعی

بازیگران و هنرمندان مشهور در مراسم تشییع عسل بدیعی + تصاویر

ملاحظاتی درباره مرگ «عسل بدیعی» + عکس

پاسخ همسرخواهر عسل بدیعی به شایعات

نظر عسل بدیعی درباره حجاب: باید خلاقیت داشته باشیم

سونامی اهدای عضو؛ شیرین چون «عسل» و زنده چون «امید»

یک تصویر به‌یادماندنی از عسل بدیعی در لحظه پر کردن فرم اهدا عضو + متن یادداشت‌اش برای این عمل نیک

گپي با حسين مهري از تغذيه و اهداي عضو تا «زمانه» و «بال‌هاي خيس»

دست‌نوشته "عسل بدیعی" در دفتر یادبود اهدای عضو

کوچکترین اهدا کننده عضو کشور +عکس

اهدا شش عضو جوان 28 ساله مرگ مغزی شده در چالوس

آنا نعمتی و شهاب حسینی تندیس سفیر اهدا عضو می‌گیرند

عکسهای دیدنی از اهدای عضو یک زن 31 ساله ..

اهدای عضو کودک 6 ماهه به عنوان کوچکترین اهداکننده

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 05:28 PM

عکسهایی از جشن تولد 34 سالگی رضا صادقی + عکسی از همسرش

سی و چهار شمع سفید برای همیشه مشکی پوش ایران ، رضا صادقی

رضا صادقی" 25 مرداد 1358 در محله شیراول در شهر بندرعباس به دنیا آمد و اصالتش از شهری زیبا به نام میناب(آنامیس) است و پس از معصومه خواهرش فرزند دوم خانواده است و پس از او 3 خواهر و یک برادر فرزندان خانواده صادقی را تشکیل می دهند تحصیلاتش دیپلم انسانی است و در 20 بهمن 90 با دختری ایرانی که ساکن آلمان بود عقد و یک سال بعد ازدواج کرد.

رضا صادقی و همسرش

( رضا صادقی و همسرش در کنار شهاب حسینی و همسرش )


با توجه به اینکه در خانواده مذهبی و مقید به دنیا آمده بود ابتدا خواندن را با تلاوت قرآن آغاز کرد وسپس به خواندن علاقه مند شد و برای پیشرفت کاری دیار خود بندرعباس را ترک کرده و به تهران سفر کرد.

قبلا طرفدار دو آتیشه فوتبال و تیم پرسپولیس بود اما الآن دنبال مشکی است با همسفرهایش (عصاها) یک بار تا بالای دربند رفته و آرزو دارد روزی بی عصا این کار را بکند.

خودش در یکی از مصاحبه ها در خصوص پاهایش می گفت  که یک سال و نیمم بود که من تب شدید داشتم یعنی سیلین را در عصب پایم تزریق کرد تمام بدنم از کار افتاد اولین پسر عباس صادقی (پدرم) در حال رفتن بود از همه فامیل خواستند که بیایند و مرا ببینند ولی من بالاخره زنده ماندم و بدنم دو سال بعد خوب شد ولی زانوهایم ضعیف ماند.

این هنرمند در سال 87 به یاد ناصر عبدالهی آهنگ ناصریا را در جشنواره موسیقی فجر به اجرا گذاشت دلش که می گیرد برای غربت ناصر عبداللهی گریه می کند.

الگوی او در خوانندگی استادشجریان و احسان خواجه امیری ومحمد علیزاده است. در ابتدا استادانی چون چشم آذر و بیات باعث شدند تا به کارهای خود رنگی دیگر بخشد.

او در زمینه شعر و ادبیات فعالیت دارد و ارادت او به شاعرانی چون اخوان ثالث، حافظ، مولانا، سهراب سپهری، شاملو و ماگونت بیگل باعث شد ذهنیت فکری آنها را در راه خود نورپردازی کند.

البته لازم به ذکر است که 95 درصد کراهای او به کلام های خود اوست و توانست درسال 1384 عنوان بهترین اهنگساز و خواننده را به خود اختصاص دهد.
آلبوم های رضا صادقی به شرح زیر است:

راز عشق(1372)
بال پرواز(1373)
کلاغ غارغاری(1374)
گل لامه(1375)
بند قدیم(1376)
مستانه و دیوانه(1377)
رویای شیرین و 10 ثانیه(1378)
عاشقم من(1380)
حکایت مشکی پوش(1381)  
مشکی عشقه(1382)
پیرهن مشکی(1384)
وایسا دنیا(1386)
چقدر سخته (غیرسمی) (1388)
یک بود یکی نبود(1388)
سلام آقا(دو قطعه در وصف امام حسین(ع)) (1388)
هشت ( یک قطعه در وصف امام رضا(ع))(1389)
آلبوم دیگه مشکی نمی پوشم(1390)
همین(1392)/ص

----

روز گذشته رضا صادقی در فرهنگسرای اندیشه حاضر شد تا تولد 34 سالگی اش را در بین دوستدارانش جشن بگیرد. این گردهمایی در شرایطی برگزار شد که پس از اطلاع رسانی آن در فضای مجازی، زمزمه هایی مبنی بر لغو این مراسم به گوش رسید که تا آخرین لحظات هم بسیاری نگران بر هم خوردن این همایش بودند اما با حضور صادقی در محل ، جشن تولد این خواننده با هماان ترتیبی که برنامه ریزی شده بود، برگزار شد.
صادقی در این همایش به سوالات دوستدارانش پاسخ داد و در این بین بیشترین سوالات مربوط مشکلات حقوقی اش با شرکت طرف حساب قبلی مربوط می شد که این خواننده حل این مشکلات را منوط به گذر زمان دانست. صادقی همچنین در این برنامه از رایزنی هایش از مسئولین ارشد کشوری درباره حل مشکل اجراهای زنده اش در تهران سخن به میان آورد که با استقبال فراوان دوستداران این خواننده مواجه شد. در این برنامه کیک بزرگی از سوی طرفداران این خواننده برای صادقی تهیه شده بود.
این هنرمند همچنین در انتهای این گردهمایی قطعه جدیدی را برای دوستدارانش خواند که متن آن را می خوانید:

خبر داری که دارم پیر میشم
با سیگار و خیابون سیر میشم
که دنیام شده قد چندتا کوچه
که دستام خیلی وقته بی تو پوچه
خبر دارم از احوال شلوغت
از اون معصومیت های دروغت
که همراهات شدن آهن پرستا
شدی بازیچه ی خوش رنگ دستا
کل دنیا ماله تو خوب و بدش
روزای آخرمو با عشق خوشم
واسه انگشتای سردم روی ساز
نسخه ی دارو و آتیش می کشم

چند سکانس از این تجمع که روز گذشته، در فرهنگسرای اندیشه صورت گرفته بود را می بینید:
منبع: موسیقی ما

 عکسهایی از جشن تولد 34 سالگی رضا صادقی
عکسهایی از جشن تولد 34 سالگی رضا صادقی
عکسهایی از جشن تولد 34 سالگی رضا صادقی
عکسهایی از جشن تولد 34 سالگی رضا صادقی

اخبار مرتبط :

رضا صادقی در کافه شهاب‌ حسینی /تصویر

رضا صادقی: خودم آلبومم را دانلود کردم!

رضا صادقی در زمان كودكی/عكس

خشایار اعتمادی در کنسرت رضا صادقی / عکس

عکسهای بسیار زیبای جشن عقد رضا صادقی

عکسهای دیدنی از کنسرت رضا صادقی با حضور برادرش

عکس: رضا صادقی و همسرش در کنار شهاب حسینی و همسرش!

رضا صادقی غمگین در حال دق کردن است

رضا صادقی:من میلیونر نیستم

رضا صادقی، مهمان ویژه کنسرت محمد اصفهانی/ تصاویر

روانشناسانان در مورد نوع پوشش رضا صادقی ، احسان خواجه امیری و... چه می گویند !

رضا صادقی: بگو همه برایم دعا کنند

عکس های دیدینی از کنسرت خصوصی رضا صادقی

دلتنگی ضیاء برای دیدن رضا صادقی خندان !

عکسهای بسیار زیبای جشن عقد رضا صادقی

عکسهای دیدنی از کنسرت رضا صادقی با حضور برادرش

ترانه خوانی محمدرضا فروتن برای رضا صادقی+عکس

خاطره جالب و خواندنی رضا صادقی ازمرحوم روح الله داداشی

الناز شاکردوست در کنسرت رضا صادقی +عکس

رضا صادقی از همسر و سه فرزندش می گوید

رضا صادقی در کنار مردمان مالأیی در کشور مالزی + عکس

هدیه رضا صادقی به ایرج قادری

عکسهای دیدنی از کنسرت رضا صادقی با حضور برادرش

کلاهبرداری 40 میلیونی از «رضا صادقی»

پاسخ رضا صادقی به دعوت خارج‌نشینان !

بیوگرافی و گفتگو با رضا صادقی

عکس متفاوت و دیدنی از رضا صادقی و خواهرش !!

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 03:09 PM

August 15, 2013

دختر سید حسن خمینی در سالروز تولدش/ عکس

دختر سید حسن خمینی در سالروز تولدش

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 10:55 PM

گزارش تصویری و بیوگرافی کوتاه بهترین بازیگران زن جهان


نیکول کیدمن

نیکول ماری کیدمن، متولد ۲۰ ژوئن ۱۹۶۷ (۳۰خرداد ۱۳۴۶ خورشیدی) بازیگر آمریکایی- استرالیایی و برنده جایزه اسکار که به خوانندگی نیز پرداخته ‌است. پدر او یک ایرلندی و مادرش یک اسکاتلندی بود که هر دو در استرالیا به دنیا آمده بودند. اما نیکول در هونولولو‌ هاوایی (ایالات متحده) متولد شده ‌است و به همین دلیل دارای هر دو ملیت آمریکایی و استرالیایی است. پدرش «آنتونی» متخصص شیمی ‌بالینی بود و مادرش «جانلا» آموزشیار پرستار بود. در سال ۱۹۷۳ میلادی؛ یعنی در ۶ سالگی نیکول، آنها به واشنگتن دی.سی جهت ادامه تحقیقات پدر نیکول درباره سرطان سینه سفر کردند که نیکول در آنجا اولین نقش خود را در جشن کریسمس تجربه کرد.

 گزارش تصویری و بیوگرافی کوتاه بهترین بازیگران زن جهان

او در زندگی خود دو بار ازدواج کرد که یکی از آنها با تام کروز در سال ۱۹۹۰ بود كه در سال ۲۰۰۱ کار آنها به طلاق کشیده شد. در این بین آنها دو فرزند به نام‌های ایزابلا جین (۱۹۹۲)و کانرآنتونی (۱۹۹۵) را به فرزند خواندگی قبول کردند. و دیگر ازدواج وی با کیث اوربان در ۲۵ ژوئن سال ۲۰۰۶ است. سال 2002 سالی بود كه نیكول 35 ساله به اوج افتخارات هنری یك بازیگر دست یافت. بازی بی نظیر او در نقش ویرجینیا وولف در فیلم ساعت‌ها او را علاوه بر جوایز متعدد از فستیوال‌های مختلف، برنده جایزه اسكار بهترین بازیگر نقش اول زن كرد. اما شاید جنجالی‌ترین دوره حرفه‌ای نیكول كیدمن را باید سال 1999 دانست. حضور در پروژه جنجالی چشمان كاملا بسته آخرین اثر استنلی كوبریك و بازی او برای سومین بار در كنار همسرش تام كروز، این زوج را دچار مشكلاتی كرد كه در نهایت به جدایی آنها منجر شد. این تریلر، روایت شك و تردیدی است كه یك زوج آمریكایی نسبت به هم پیدا می‌كنند و نمایانگر سیری است كه در این تامل سپری می‌شود. بازی فوق‌العاده و بی نقص كیدمن، به خصوص در سكانس مربوط به میهمانی اول فیلم به نظر یكی از سكانس‌های برتر تاریخ سینما است.

کیت بلانشت

 گزارش تصویری و بیوگرافی کوتاه بهترین بازیگران زن جهان

کاترین الیز بلانشت معروف به کیت بلانشت متولد ۱۴ مه ۱۹۶۲ بازیگر و کارگردان تئاتر استرالیایی است. از جمله فیلم‌های معروف او می‌توان به هوانورد، الیزابت، من اینجا نیستم و مورد عجیب بنجامین باتن اشاره کرد. او از انستیتوی ملی هنرهای نمایشی استرالیا در ١٩٩٢ فارغ‌التحصیل شده و خیلی زود در عرصه تئاتر به شهرت رسیده است. منتقدان سینما در سال ١٩٩٧ با فیلم اسکار و لوسیندا کشفش کردند، اما یک سال بعد بازی در نقش ملکه الیزابت اول در فیلمی ‌از شکار کاپور از وی بازیگری با شهرت جهانی ساخت. با این حال چند سال بعدی را به بازی در نقش‌های مکمل گذراند و در فیلم‌هایی چون یک شوهر ایده آل، آقای ریپلی زیرک، مردی که گریست و موهبت بازی کرد.

 گزارش تصویری و بیوگرافی کوتاه بهترین بازیگران زن جهان

آغاز قرن تازه برای او دوره رسیدن به نقش‌های بزرگ در دل محصولات عظیمی ‌چون ارباب حلقه‌ها (در نقش ملکه گالادریل)، نقش کاترین هپبورن در فیلم هوانورد (اولین اسکارش را برای همین نقش دریافت کرد) و سوزان در فیلم بابل بود. سال گذشته پس از نزدیک به یک دهه؛ مقطعی دیگر از زندگی ملکه الیزابت را روی پرده بازآفرینی کرد و بار دیگر نامزد دریافت جایزه اسکار شد. شگفت انگیز اینکه در همین سال برای بازی در نقش باب دیلن در فیلم آنجا نیستم نیز نامزد دریافت جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل بود. بلانشت تاکنون چهار بار نامزد جایزه اسکار و یک بار برنده آن، دوبار برنده جایزه بفتا، دوبار برنده جایزه گلدن گلاب و برنده جایزه بهترین بازیگر از جشنواره ونیز بوده است. او ده‌ها جایزه معتبر تئاتری و بیش از ٥٠ جایزه سینمایی دیگر نیز در کارنامه خود دارد.

مریل استریپ

 گزارش تصویری و بیوگرافی کوتاه بهترین بازیگران زن جهان

متولد 1949 و در آستانه 61 سالگی است. چروك‌ها به صورتش هجوم آورده‌اند، اما هنوز پركار است و با شوق به قلب نقش‌های نو می‌زند و می‌خواهد عنوان «بهترین بازیگر زن عصر خویش» را حفظ كند، ولو آنكه سنش او را به‌سوی نقش‌های‌ مادرانه سوق دهد.كارنامه درخشان مریل استریپ كتمان‌ناپذیر است و سیاهه‌ای از زنانی كه به مدد حضور او روی پرده جان گرفتند و در اذهان ماندند در آن خودنمایی می‌كند. ولو آنكه فعالیت اصلی‌اش را خیلی دیر ـ در 30 سالگی ـ آغاز كرد و در این سن به شهرت رسید. بنابراین او را نه در نقش دختران جوان بلكه در نقش زنی به‌تنگ‌آمده، مستقل، ماجراجو یا زخم‌خورده به‌یاد می‌آوریم. در چهل سالگی بی‌تردید عنوان بااستعدادترین بازیگر زن سینما را یدك می‌كشید و شاخص‌ترین آنها بود.


 گزارش تصویری و بیوگرافی کوتاه بهترین بازیگران زن جهان


احتمالا واژه شاخص برای توصیف او كافی نبود، چرا كه گاهی این معنی را می‌دهد كه اثری فوق‌العاده است، ولی مردم آن را دوست ندارند. همان چیزی كه در مورد لاورنس الیویه، كاترین هیپبورن و حتی برخی آثار ال پاچینو هم صدق می‌كرد. اما استریپ در انتهای دهه 1980 فوق‌العاده بود و در فیلم فریادی در تاریكی، ساخته فرد شیپسی (1988)، نقش یك زن استرالیایی را بی‌نقص بازی كرد. خیلی‌ها حوصله تماشای این فیلم را نداشتند، چون موضوع آن و صحنه‌هایش آزاردهنده بود. استریپ طی ده سال شش بار نامزد دریافت جایزه اسكار بهترین بازیگر زن شده بود و دو بار نامزد دریافت جایزه بهترین بازیگر زن نقش دوم. او در هر دو زمینه برنده جایزه شد؛ اما كسی اهمیتی هم داد؟

كیت وینسلت


 گزارش تصویری و بیوگرافی کوتاه بهترین بازیگران زن جهان


كیت الیزابت وینسلت مشهور به رز انگلیسی با 168 سانتی متر قد یكی از بازیگران معروف‌ هالیوود است. او در یك خانواده هنرپیشه به‌‌دنیا آمد. پدرش راجر وینسلت و مادرش سالی بریج ـ وینسلت هر دو بازیگر بودند. پدربزرگ و مادربزرگ مادری او الیور و لیندا بریج هم در كار تئاتر بودند. و دایی او رابرت بریج در كار صحنه تئاتر مشغول به كار بود. بعد از موفقیت بیش از انتظار تاینانیك كیت وینسلت به پروژه‌های مستقل اكتفا كرد. در سال 1998در فیلم «شكسپیر عاشق» و در سال 1999 در فیلم آنا و پادشاه بازی كرد.

 گزارش تصویری و بیوگرافی کوتاه بهترین بازیگران زن جهان


كیت در سن 29 سالگی چهارمین نامزدی برای یك جایزه آكادمیك را دریافت كرد و او هنوز جوان‌ترین هنرپیشه ای است كه این افتخار را دارد. كیت و لئوناردو دی كاپریو دوستان بسیار نزدیكی هستند. فرزندانش به لئوناردو دایی لئو می‌گویند او در یك مصاحبه اعلام كرد كه یكسال (از آوریل 2006 تا آوریل 2007) را به خود مرخصی داده تا وقت بیشتری را با خانواده خود بگذراند. كیت درباره پدر و مادرش می‌گوید: «مامان و بابا بیشتر با من دوست بودند تا پدر و مادر، آنها هیچگاه دلواپسی و تشویش برایم به‌وجود نیاوردند آنها به من آموختند خودم باشم.»

رنه زلو‌گر


گزارش تصویری و بیوگرافی کوتاه بهترین بازیگران زن جهان


«رنه كاتلین زلوگر» متولد 25 آوریل 1969 در «كاتی» از شهرهای تگزاس به‌دنیا آمد. پدرش «امیل اریخ زلوگر» یك مهندس سوئیسی بزرگ شده استرالیا و مادرش «جلفرید ایرنه اندرسن» یك پرستار نروژی بود. پدر و مادر زلوگر در یك كشتی در زمان مهاجرت به آمریكا با هم آشنا شدند و در سال 1963 با هم ازدواج كردند. در 1991 از دانشگاه تگزاس شهر «اوستین» در رشته انگلیسی فارغ‌التحصیل شد.
بعد از دانشگاه تصمیم گرفت به‌صورت حرفه‌ای بازیگری را دنبال كند. به‌دلیل اینكه ورود به‌ هالیوود دشوار بود بهتر دید كه در تگزاس بماند و در «هوستون» به‌دنبال بازی در فیلم‌ها بود. در این دوران به عنوان پیشخدمت كار می‌كرد. «رنه زلوگر» یكی از 5 بازیگری است كه برای یك فیلم موفق به دریافت جوایز اسكار‌، بافتا‌، گولدن گلوب و SAG شده است.

لورا جین ریس ویترسپون

 گزارش تصویری و بیوگرافی کوتاه بهترین بازیگران زن جهان


لورا جین ریس ویترسپون (متولد۲۲ مارس ۱۹۷۶) که بیشتر با نام ریس ویترسپون شناخته می‌شود، بازیگر آمریکایی برنده جایزه اسکار است. او با نقش‌آفرینی در فیلم قدم‌زنی در مسیر برنده جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اول زن در سال ۲۰۰۵ شد. او به عنوان یکی از برجسته‌ترین و گران‌ترین بازیگران زن ‌هالیوود به‌شمار می‌رود.


گزارش تصویری و بیوگرافی کوتاه بهترین بازیگران زن جهان

ریس ویترسپون، چهره برگزیده آکادمی ‌علوم و هنرهای سینمایی آمریکا در رشته بهترین بازیگر زن، اعلام کرد که تندیس اسکار را مرهون محبت‌های جانی کش و جون کارتر است. او در فیلم قدم زنی در نقش جون کارتر، خواننده جوان کانتری را بازی کرد که به مدد تلاش و شور و شوق مسیر موفقیت را طی کرده و رابطه اش با جانی‌کش را شکل می‌دهد. ویترسپون به هنگام دریافت جایزه اش عنوان کرد که به هنگام گذراندن دوران کودکی‌اش در تنسی هرگز تصور نمی‌کرد که به چنین جایگاهی دست یابد، با این وجود این موفقیت را وام دار جون کارتر است.

جودی دنچ



 گزارش تصویری و بیوگرافی کوتاه بهترین بازیگران زن جهان

جودی دنچ که یکی از موفق‌ترین بازیگران بریتانیاست با تحسین شدن در‌هالیوود بیگانه نیست. او که دارای عالی‌ترین لقب اشرافی بریتانیاست، برای نقشی که در فیلم خانم هندرسون تقدیم می‌کند، ایفا کرده نامزد جایزه اسکار بهترین بازیگر زن است. این یكی از موفقیت‌های جودی دنچ در سابقه کار پنجاه ساله او است.


گزارش تصویری و بیوگرافی کوتاه بهترین بازیگران زن جهان

جودی دنچ قبلا به‌خاطر بازی کوتاه، اما گیرایش در نقش ملکه الیزابت در فیلم شکسپیر عاشق اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل را گرفته بود. او در سال 1997 نیز به خاطر بازی در نقش ملکه ویکتوریا در فیلم خانم براون نامزد دریافت جایره اسکار بهترین بازیگر شده بود. خانم دنچ 71 ساله که قبلا 9 بار جایزه بفتا (معادل بریتانیایی اسکار) را برده، برای بازی در فیلم خانم هندرسون تقدیم می‌کند هم نامزد جایزه بفتا شد. خود جودی دنچ با فروتنی می‌گوید که نامزدی اش برای دریافت اسکار نتیجه اقبال خوش او است.

اسكارلت یوهانسون



 گزارش تصویری و بیوگرافی کوتاه بهترین بازیگران زن جهان

اسكارلت یوهانسون 26 ساله متولد نیویورك است. پدر او كارستن یك آرشیتكت دانماركی بود و مادرش ملانی یك تهیه كننده سینما. اسكارلت فقط هفت‌ساله بود كه بازی در تلویزیون را آغاز كرد، اما نقشی كه او را به شهرت رساند، بازی در مقابل بیل مورای در فیلم «گمشده در ترجمه» بود.


 گزارش تصویری و بیوگرافی کوتاه بهترین بازیگران زن جهان


حالا اسكارلت یوهانسون جدی‌ترین پدیده جوان هالیوود محسوب می‌شود، او بعد از بازی در فیلم «گمشده در ترجمه» سوفیا كاپولا، در دو فیلم وودی آلن (امتیاز نهایی و اسكوپ) و فیلم «كوكب سیاه» برایان دپالما بازی كرده است. او در «كوكب سیاه» به ستارگان سینما در دهه‌های 40 و 50 كه با موهای طلایی و صدایی آهنگین روی صحنه ظاهر می‌شوند، شباهت یافته است؛ هرچند خودش مدعی است كه برای رسیدن به این نقش هیچ بازیگر خاصی را الگوی خود قرار نداده است.

جولیا رابرتز

 گزارش تصویری و بیوگرافی کوتاه بهترین بازیگران زن جهان

جولیا رابرتز در سمیرنا؛ جورجیا در28اكتبر 1967 به دنیا آمد. جولیا در این سرزمین گرم و شرجی تربیت شده. او لاغر است با بدنی ژرف. لاغر مانند نی با ساق‌های بلند با موهای مجعد پرپشت. نمی‌توان گفت كه او خیلی زیبا است‌: چشمان خاكستری و دهان بزرگش به خوبی احساسات را روی صحنه می‌تواند بیان كند.

 گزارش تصویری و بیوگرافی کوتاه بهترین بازیگران زن جهان


جولیا اولین اسكار خود را برای نقش خود در ارین براکوویچ فیلی كه بر اساس یك داستان واقعی بود، دریافت كرد.


گزارش تصویری و بیوگرافی کوتاه بهترین بازیگران زن جهان

جولیـــان مــــــور (زاده ۳دســــامبر ۱۹۶۰) بازیگر آمریکایی برنده جایزه اسکار‌، گلدن گلوب‌، امی ‌و بفتا است.

منبع: fararu.com

نوشته شده توسط nosrat2 در ساعت 12:46 PM

تصاویر: کنسرت موسیقی رضا یزدانی

کنسرت موسیقی رضا یزدانی شامگاه سه شنبه در مرکز همایش های بین المللی برج میلاد برگزار شد.

کنسرت موسیقی رضا یزدانی


کنسرت موسیقی رضا یزدانی

کنسرت موسیقی رضا یزدانی

کنسرت موسیقی رضا یزدانی

 کنسرت موسیقی رضا یزدانی

کنسرت موسیقی رضا یزدانی


 کنسرت موسیقی رضا یزدانی


 کنسرت موسیقی رضا یزدانی


 کنسرت موسیقی رضا یزدانی


کنسرت موسیقی رضا یزدانی

 کنسرت موسیقی رضا یزدانی

 کنسرت موسیقی رضا یزدانی

 کنسرت موسیقی رضا یزدانی


 کنسرت موسیقی رضا یزدانی


کنسرت موسیقی رضا یزدانی

 کنسرت موسیقی رضا یزدانی

 کنسرت موسیقی رضا یزدانی


کنسرت موسیقی رضا یزدانی

 کنسرت موسیقی رضا یزدانی

 کنسرت موسیقی رضا یزدانی

کنسرت موسیقی رضا یزدانی


مهر

نوشته شده توسط nosrat2 در ساعت 11:10 AM

مراحل گریم بازیگر نقش خواننده لس‌آنجلسی +عکس

بمب خبری درست دو هفته پیش ترکید! تصاویری از گریم متفاوت محسن تنابنده در سریال «شاه‌گوش» در فضای مجازی و خبرگزاری‌ها منتشر شد و نظر همه را به این سریال شبکه نمایش خانگی داود میرباقری جذب کرد.

اگر چه تنابنده در این سریال نقش خواننده لس‌آنجلسی را بازی نمی‌کند اما این شباهت بیش از هر چیز هنر گریم عبدالله اسکندری را نشان می‌دهد.

بازی تمام نقش‌هایی که مورد سوء‌ظن قرار می‌گیرند و ماشین‌شان پژوی سبز است

عبدالله اسکندری در گفت‌وگویی با مجله «زندگی ایده‌آل» در خصوص این نقش و گریم توضیح داده است: وقتی متن را دادند تا بخوانم به من گفتند قرار است تمام نقش‌هایی را که در داستان مورد سوء‌ظن قرار می‌گیرند و در اصل ماشین‌شان پژوی سبز است، محسن تنابنده بازی کند. در حقیقت همه آدم‌ها یکی‌اند اما مسائل‌شان با هم فرق دارد. این ایده برای من جالب بود چون میدان فعالیت زیادی داشتم. می‌توانستم چند تا چهره را روی صورت یک‌نفر کار کنم.

 مراحل گریم بازیگر نقش خواننده لس‌آنجلسی

خواننده‌ای که مایه و اعتماد به نفسی ندارند


این استاد گریمور در ادامه توضیح داده است: کاراکتر اول که نوشته شده بود خواننده‌ای بود که ادای بقیه را در می‌آورد. از آن دست خواننده‌هایی که مایه و اعتماد به نفسی ندارند و سعی می‌کنند تا جایی که می‌شود خودشان را شبیه به بقیه کنند. این کاراکتر، مثلا چون دماغش شبیه آن خواننده است پس خودش را همه جوره شبیه او می‌کند.

نمی‌خواستیم کسی را شبیه خواننده آن طرف آبی دربیاوریم یا بگوییم این خود اوست. اتفاقا فضا و صدای او نشان می‌دهد که با این خواننده فرق دارد. خواستیم بگوییم آدم‌هایی که اعتماد به نفس ندارند این‌جور می‌شوند. این شبیه‌سازی فقط مربوط به خواننده‌ها نیست. این ماجرا حتی در باره بازیگرها هم صادق است مثلا فلان بازیگر بازی خودش را شبیه رضا کیانیان می‌کند.

از طرز نگاهش می‌شود فهمید که او عاشق خودش است

اسکندری همچنین در بخش دیگر این مصاحبه درباره گریم بازیگرانی که انواع جراحی زیبایی انجام داده‌اند گفته است: شما دست به هرجای صورت او بزنید از طرز نگاهش می‌شود فهمید که او عاشق خودش است تا نقش. خیلی‌ها این‌طوری هستند اصلا حاضر نیستند یک ذره صورتشان به هم بخورد. چون اعتماد به نفس‌اش به «عکس خود»‌اش است. اگر همین ظاهر را از او بگیرید همان یک ذره بازی را هم از یادشان برده‌اید.

من به این بازیگرها می‌گویم عکس. حتما قد و بالای خوشگلی دارد اما او مانکن است نه بازیگر. آنها نان خوشگلی‌شان را می‌خورند. آدمها با او همذات‌پنداری می‌کنند و فیلم می‌فروشد اما این، بازیگری نیست. بازیگر نقش خودش را خلق می‌کند. 4 تا دیالوگ حفظ کردن که بازیگری نیست، باید دیالوگ از جانش بیرون بیاید.

شبکه ایران

نوشته شده توسط nosrat2 در ساعت 11:00 AM

عکس: بازیگر مشهور بالیوود همراه همسر ایرانی اش

بازیگر مشهور بالیوود همراه همسر ایرانی اش


آخرین نیوز

نوشته شده توسط nosrat2 در ساعت 10:45 AM

تصاویر/ بابک جهانبخش و مازیار فلاحی از جبهه خواندند

پنجمین جشنواره موسیقی مقاومت بعد از ظهر امروز در برج میلاد تهران و با حضور جمعی از هنرمندان عرصه موسیقی، اصحاب رسانه و عده زیادی از دوستداران موسیقی برگزار شد. در این برنامه چهار خواننده مطرح پاپ کشورمان به اجرای آهنگ های ویژه خود با موضوع جنگ و دفاع مقدس پرداختند که با استقبال مخاطبان مواجه شد.

 بابک جهانبخش و مازیار فلاحی از جبهه خواندند


 بابک جهانبخش و مازیار فلاحی از جبهه خواندند


بابک جهانبخش و مازیار فلاحی از جبهه خواندند


 بابک جهانبخش و مازیار فلاحی از جبهه خواندند

 بابک جهانبخش و مازیار فلاحی از جبهه خواندند

 بابک جهانبخش و مازیار فلاحی از جبهه خواندند


بابک جهانبخش و مازیار فلاحی از جبهه خواندند


 بابک جهانبخش و مازیار فلاحی از جبهه خواندند


 بابک جهانبخش و مازیار فلاحی از جبهه خواندند


 بابک جهانبخش و مازیار فلاحی از جبهه خواندند


 بابک جهانبخش و مازیار فلاحی از جبهه خواندند


 بابک جهانبخش و مازیار فلاحی از جبهه خواندند


تصاویر از مشرق نیوز

نوشته شده توسط nosrat2 در ساعت 10:26 AM

August 14, 2013

بازيگر "مادرانه" در بين "دودكشي‌ها" چه مي‌كند+ فيلم

"شهين تسليمي" در بين بازيگران "دودكش"، "مادرانه" را بهترين سريال دانست.


باشگاه خبرنگاران

نوشته شده توسط nosrat2 در ساعت 04:10 PM

لعیا زنگنه سردبیر یک خبرگزاری شد!

خبرگزاری مهر: بازی لعیا زنگنه در فیلم سینمایی "عاشق ایستاده می‌میرد" به کارگردانی شهرام مسلخی به پایان رسید.

شهرام مسلخی کارگردان سینما با بیان این مطلب که نام فیلم سینمایی "سربازها ایستاده می‌میرند" به "عاشق ایستاده می‌میرد" تغییر کرد، گفت: لعیا زنگنه برای بازی در نقش ریحانه در این فیلم انتخاب شد و بازی وی روز گذشته به پایان رسید. او در "عاشق ایستاده می‌میرد" نقش سردبیر یک خبرگزاری را بازی می‌کند.

وی با اشاره به این مطلب که زنگنه تنها در چند سکانس در این فیلم حضور دارد، ادامه داد: هرچند نقش لعیا زنگنه در این فیلم کوتاه است اما جزو نقش های بسیار تاثیرگذار در فیلم به شمار می‌رود. نقش ریحانه جزو نقش‌هایی است که تنها تعداد معدودی از بازیگران زن سینمای ایران می توانستند آن را بازی کنند و با توجه به نوع انتخاب‌های قبلی زنگنه چه در سینما و چه در تلویزیون می توان گفت که او توانست به خوبی از پس این نقش برآید.

 لعیا زنگنه سردبیر یک خبرگزاری شد!

کارگردان فیلم تلویزیونی "لانه‌های سوخته" با بیان این که تنها دو روز دیگر به پایان فیلمبرداری این فیلم سینمایی باقی مانده است، توضیح داد: گروه فیلمبرداری امروز و فردا در شهرک سینمایی دفاع مقدس حضور داشته و به ترتیب طی این دو روز پوریا پورسرخ و سروش صحت جلوی دوربین خواهند رفت.

مسلخی درباره حضور پوریا پورسرخ در فیلم "عاشق ایستاده می میرد" گفت: پورسرخ در این فیلم نقش متفاوتی را ایفا کرده و مخاطبان سینما باید منتظر گریم جدیدی از این هنرمند باشند. او در این فیلم نقش یک کرد پیش‌مرگ را بازی می کند و برای آن که بتوانیم یک لهجه باورپذیر را از این شخصیت در این فیلم داشته باشیم، از کارشناس لهجه کردی عراقی استفاده کردیم. حضور پورسرخ نیز در این فیلم تنها محدود به 5 تا 6 سکانس می شود، اما این بازیگر زمان زیادی را برای بازی در این فیلم صرف کرده است.

وی با اشاره به بازی یک بازیگر مطرح عراقی در این فیلم سینمایی گفت: حضور سروش صحت نیز به عنوان بازیگر نقش اول "عاشق ایستاده می میرد" بسیار قابل توجه بود. او یکی از همراه‌ترین بازیگران سینما و تلویزیون است. هرچند سروش صحت خود به عنوان یکی از نویسندگان نام‌آشنای سینما و تلویزیون ایران به شمار می رود اما در این فیلم ترجیح داد که تنها به عنوان یک بازیگر حضور داشته باشد و درخواست من را برای آن که پیشنهادهای خود برای تغییر در فیلمنامه را نپذیرفت.

مسلخی در پایان بیان کرد: آرش قاسمی به عنوان صداگذار در این فیلم با ما همکاری خواهد کرد. همچنین در حال رایزنی برای انتخاب آهنگساز و تدوینگر برای "عاشق ایستاده می میرد" هستیم.

در خلاصه داستان این فیلم سینمایی آمده است: رضا با بازی سروش صحت، رزمنده دوران جنگ تحمیلی است که اکنون به عنوان خبرنگار مشغول به فعالیت است، او یک روز در حین کار متوجه گزارشی می شود که در حال پخش از تلویزیون است، در این گزارش همرزم کرد و ناجی او در دوران جنگ را می بیند که بر علیه صدام می جنگد. رضا برای دیدار همرزمش با او عازم کردستان عراق می‌شود...

سروش صحت و پوریا پورسرخ از جمله بازیگران این فیلم هستند. از دیگر عوامل "سربازها ایستاده می‌میرند" به کارگردانی شهرام مسلخی می‌توان به محمدرضا سکوت مدیر فیلمبرداری، محمد حبیبی صدابردار و سعید آهنگرانی طراح صحنه و لباس اشاره کرد.

نوشته شده توسط nosrat2 در ساعت 03:20 PM

مراحل گریم تنابنده در «شاه گوش» +عکس

شبکه ایران: بمب خبری درست دو هفته پیش ترکید! تصاویری از گریم متفاوت محسن تنابنده در سریال «شاه‌گوش» در فضای مجازی و خبرگزاری‌ها منتشر شد و نظر همه را به این سریال شبکه نمایش خانگی داود میرباقری جذب کرد.

اگر چه تنابنده در این سریال نقش خواننده لس‌آنجلسی را بازی نمی‌کند اما این شباهت بیش از هر چیز هنر گریم عبدالله اسکندری را نشان می‌دهد.

بازی تمام نقش‌هایی که مورد سوء‌ظن قرار می‌گیرند و ماشین‌شان پژوی سبز است

عبدالله اسکندری در گفت‌وگویی با مجله «زندگی ایده‌آل» در خصوص این نقش و گریم توضیح داده است: وقتی متن را دادند تا بخوانم به من گفتند قرار است تمام نقش‌هایی را که در داستان مورد سوء‌ظن قرار می‌گیرند و در اصل ماشین‌شان پژوی سبز است، محسن تنابنده بازی کند. در حقیقت همه آدم‌ها یکی‌اند اما مسائل‌شان با هم فرق دارد. این ایده برای من جالب بود چون میدان فعالیت زیادی داشتم. می‌توانستم چند تا چهره را روی صورت یک‌نفر کار کنم.

 گریم تنابنده

خواننده‌ای که مایه و اعتماد به نفسی ندارند

این استاد گریمور در ادامه توضیح داده است: کاراکتر اول که نوشته شده بود خواننده‌ای بود که ادای بقیه را در می‌آورد. از آن دست خواننده‌هایی که مایه و اعتماد به نفسی ندارند و سعی می‌کنند تا جایی که می‌شود خودشان را شبیه به بقیه کنند. این کاراکتر، مثلا چون دماغش شبیه آن خواننده است پس خودش را همه جوره شبیه او می‌کند.

نمی‌خواستیم کسی را شبیه خواننده آن طرف آبی دربیاوریم یا بگوییم این خود اوست. اتفاقا فضا و صدای او نشان می‌دهد که با این خواننده فرق دارد. خواستیم بگوییم آدم‌هایی که اعتماد به نفس ندارند این‌جور می‌شوند. این شبیه‌سازی فقط مربوط به خواننده‌ها نیست. این ماجرا حتی در باره بازیگرها هم صادق است مثلا فلان بازیگر بازی خودش را شبیه رضا کیانیان می‌کند.

 از طرز نگاهش می‌شود فهمید که او عاشق خودش است

اسکندری همچنین در بخش دیگر این مصاحبه درباره گریم بازیگرانی که انواع جراحی زیبایی انجام داده‌اند گفته است: شما دست به هرجای صورت او بزنید از طرز نگاهش می‌شود فهمید که او عاشق خودش است تا نقش. خیلی‌ها این‌طوری هستند اصلا حاضر نیستند یک ذره صورتشان به هم بخورد. چون اعتماد به نفس‌اش به «عکس خود»‌اش است. اگر همین ظاهر را از او بگیرید همان یک ذره بازی را هم از یادشان برده‌اید.

من به این بازیگرها می‌گویم عکس. حتما قد و بالای خوشگلی دارد اما او مانکن است نه بازیگر. آنها نان خوشگلی‌شان را می‌خورند. آدمها با او همذات‌پنداری می‌کنند و فیلم می‌فروشد اما این، بازیگری نیست. بازیگر نقش خودش را خلق می‌کند. 4 تا دیالوگ حفظ کردن که بازیگری نیست، باید دیالوگ از جانش بیرون بیاید.

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 03:18 PM

عکس‌هاي تامل برانگيز محمدرضا گلزار در کنسرت‌هاي خارج از کشور

عکس‌هاي تامل برانگيز محمدرضا گلزار در کنسرت‌هاي خارج از کشور

به گزارش باشگاه خبرنگاران؛ "محمدرضا گلزار" "بازيگر سينما" و "سوپر استار" سال‌هاي نزديک سينماي ايران که چند وقتي است به خارج از ايران سفر کرده است، با حضور در "کنسرت‌"هاي ضد اخلاقي برخي از "خواننده‌هاي زيرزميني" در "دبي" عکس‌هاي تامل برانگيزي را گرفته است.








باشگاه خبرنگاران

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 02:01 AM

گلشیفته : دختر خوبی نبودم، با دم شیر بازی کردم ، 20 سالگی ازدواج کردم ..(گفتگوی نیویورک تایمز با گلشیفته فراهانی )

(گفت وگوی نیویورک تایمز با گلشیفته فراهانی

کافه سینما-به بهانه نمایش فیلم«سنگ صبور» ساخته عتیق رحیمی که گلشیفته فراهانی نقش اصلی آن را ایفا می کرد و نقش او برای هموطنانش تابو شکنانه بود، نیویورک تایمز گفت وگویی را با این بازیگر ایرانی تبار انجام داده که بخش هایی از این گفت وگو را کافه سینما منتشر می کند. نیویورک تایمز گل شیفته را این طوری معرفی می کند:
گلشیفته که در ایران بزرگ شده،یک شورشی بود. او همکلاسی های خود را به اعتصاب واداشت چراکه مدرسه شان سرویس گرمایشی نداشت. او به والدینش دروغ می گفت تا خواهرش بتواند با نامزد خود بیرون برود.


او در اعتراض به روسری سرکردن(حجاب) سرش را تراشید، نشانه های زنانگی خود را پنهان کرد مانند پسران لباس برتن کرد و اطراف تهران را با موتورسیکلت گشت. در سن هفده سالگی آرزوی والدنیش را نقش برآب کرد که در پایتخت اتریش وین پیانو بخواند و در عوض بازیگری را پی گرفت.


او در گفت وگوی خود با خبرنگار نیویورک تایمز که به زبان انگلیسی پاسخ می داد،چنین گفت:«اصطلاحی در فارسی است با این مضمون با دم شیر بازی کردن، ومن آنچه جامعه ایران می خواست باشم ،یک دختر خوب ،نبودم. من با دم شیر بازی کردم.»...


فیلم جدید او سنگ صبور هم بیانیه ی شورشی است،شاید برخی آن را با مناقشه ای مقایسه کنند که امسال به محکومیت گلشیفته در ایران انجامید.


نقش آفرینی گلشیفته فراهانی در سنگ صبور با تحسین منتقدان روبه رو شد.منتقد هالیووذ ریپرتر نقش آفرینی او را ستود و منتقد ورایتی بازی او را یک «تور دوفورس/استثنایی» خواند.


گلشیفته در 14 سالگی نخستین نقش خود را بازی کرد در سن 20 سالگی ازدواج کرد و در سال 2008 ایران را با همسرش ترک کردو به پاریس رفت . و آنجا از همسرش جدا شد.او بیش ازبیست و پنج فیلم در کارنامه اش دارد.گلشیفته در سال گذشته در استودیوی کوچکی در طبقه پایین خانه ای در شهر پاریس زندگی کرده که به ژان-کلود کریر(نویسنده و فیلمنامه نویس) و همسر ایرانی اش نهال تجدد(رمان نویس) تعلق دارد.


عتیق رحیمی نخستین بار او را برای ایفای نقش اصلی فیلمش رد کرد.
"رحیمی فکر می کرد من زیادی جوان زیبا وشادمان هستم." اما من پافشاری کردم و به رحیمی گفتم که اگر نقش را به من ندهد با دلم نقش را یاد خواهم گرفت و در خیابان های پاریس آن را اجرا خواهم کرد. ولی دو سال و نیم طول کشید که عتیق رحیمی سرمایه ساختن فیلم را جمع کند و ان را بسازد.
گلشیفته اخیرا برای یک عکاس مشهور دنیای مد پائولو رورسی برهنه شده است.این عکس ها به زودی منتشر می شود.
"وقتی پائولو این ایده را مطرح کرد .به حرف های او گوش دادم اما مشکلات زیادی داشته ام.پس نخواستم این کار را انجام بدهم.ولی بعد با خودم گفتم اگر این عکس ها را پائولو نگیرد،کدام عکاس خواهد گرفت؟ گویی که پائولو از من عبور کند و روح من را عکاسی کند.»
خروج /تبعید او از ایران کامل شده است.وی با زندگی جدیدش کنار آمده و می گوید:«ایرانی که من در رویای خود دارم شاید دیگر اصلا وجود نداشته باشد.»
«دو نوع ادم تبعیدی وجود دارد.کسانی که قربانی اند و خودشان را در رود سن می اندازند و خودشان را می کشند و افرادی که سلحشور می شوند،از غم های خود استفاده می کنند تا موتوری با دوبال برای پرواز بسازند..تبعید قدرت من است.»

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 01:50 AM

August 13, 2013

تصادف خواننده مشهور زن با تریلی 18 چرخش! +عکس

کتی پری خواننده 28 ساله مشهور در حالیکه با تریلی 18 چرخ طلایی رنگش برای ویدئو کلیپ جدیدش در حال رانندگی بود تصادف کرد. بنابر گزارشات یک راننده مست در بزرگراهی در پنسیلوانیا تعادل خود را از دست داد و با تریلی کتی پری برخورد کرد. این اتفاق که ساعت 5 بعد ازظهر روز شنبه به وقت محلی رخ داد باعث ترس و وحشت این خواننده سرشناس هالیوودی شد.

 تصادف خواننده مشهور زن با تریلی 18 چرخش


گفته میشود راننده خاطی بلافاصله توسط پلیس و در صحنه حادثه دستگیر شد. خوشبختانه این اتفاق باعث صدمه جانی به هیچ کس نشد.
کتی پری این روزها در حال سفر به سراسر امریکاست . او در شهرهای مختلف به اجرای زنده برنامه میپردازد و بعد از این اتفاق خطاب به هوادارانش نوشت که حالش خوب است و اجراهایش طبق برنامه پیش خواهد رفت.
این خواننده جوان ثروتمند که گفته میشود ثروتی معادل 75 میلیون دلار دارد اظهار امیدواری کرده است که این اتفاق باعث بد شگونی آلبوم جدیدش نشود.
نام وی همواره در فهرست 10 خواننده مطرح هالیوودی به چشم میخورد. او بعد از جدایی از همسر کمدین خود در سال 2012 میلادی حواشی زیادی در زندگی شخصی اش داشته است که آخرین آنها مربوط به شایعه رابطه عاشقانه او و "رابرت پتینسون" هنرپیشه مطرح مجموعه "گرگ و میش" بود که سریعا توسط وی تکذیب شد.


 تصادف خواننده مشهور زن با تریلی 18 چرخش

پرداد

نوشته شده توسط nosrat2 در ساعت 04:38 PM

یک بازیگر ایرانی در مجموعه پرطرفدار هوملند+عکس

به گزارش پرشین وی به نقل از کافه سینما ، فصل سوم مجموعه پرطرفدار «میهن/ Homeland» از بیست و سوم سپتامبر به نمایش درمی آید.در این فصل بازیگران مهمانی نقش آفرینی خواهند کرد چون جوانا مارلین و نازنین بنیادی.بازیگران اصلی این مجموعه کلر دنیز، دیمیان لوئیس ومندی پتینکین است. در فصل جدید بازیگران دیگری هم ایفای نقش خواهند کرد چون ایمی مورتن،گری ویلمس،سام اندروود، تریسی لتس.نازنین بنیادی بازیگر ایرانی تباری است که سال گذشته در گزارش از مجله وینتی فیر ،خبر انتخابش برای ازدواج با تام کروز از سوی کلیسای ساینتولوژیست ها(پیش از ازدواج کیتی هولمز با تام کروز)نام او را بیش از پیش مطرح کرد.وی در کارنامه اش مجموعه « آناتومی گری » و فیلم سینمایی«مرد آهنین» را دارد. مجموعه «میهن» را هوارد گوردون و آلکس گانسا می سازند.این مجموعه‌ی پرتماشاگر که در ژانر درام-تریلر است در میان منتقدان هم از محوبیت برخوردار است.

یک بازیگر ایرانی در مجموعه پرطرفدار هوملند


نوشته شده توسط nosrat2 در ساعت 03:40 PM

برنده آکادمی گوگوش در برنامه 90 +عکس

برنده آکادمی گوگوش در برنامه

کافه سینما: برنده آکادمی گوگوش در برنامه 90 امشب حضور داشت.

در برنامه 90 امشب در حین پخش آیتم مربوط به حاشیه بازی پرسپولیس و سایپا، که به برنامه های سرگرمی قبل بازی که برگزار شده بود اشاره داشت علاوه بر نشان دادن رقص محلی قومیت های مختلف همراه با موسیقی گروه رستاک، لحظات کوتاهی از اجرای "صالح" برنده بخش صداهای غایب آکادمی گوگوش 2013 نیز به نمایش در آمد.

برنده آکادمی گوگوش در برنامه 90


عکس از کافه سینما

صالح در برنامه آکادمی گوگوش از سوی بینندگان این برنامه به عنوان بهترین صدای غایب شناخته شد. وی یکی از هنرمندان با ذوق و قریحه روشندل قائمشهری است.

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 03:34 PM

کتک کاری سوپر استار زن سینما با یک پسر جوان+تصویر


کتک کاری سوپر استار زن سینما با یک پسر جوان

اقتصاد ایران آنلاین

نوشته شده توسط nosrat2 در ساعت 11:08 AM

حسن پورشیرازی و همسرش / عکس + بیوگرافی

حسن پورشیرازی

مهناز افضلی (زاده ۱۳۴۲ - قصر شیرین) بازیگر تآتر، سینما، تلویزیون ایرانی.

حسن پورشیرازی و همسرش

حسن پورشیرازی و همسرش 

حسن پورشیرازی و همسرش

نوشته شده توسط nikmatin در ساعت 09:36 AM

August 12, 2013

علاقه زیاد هانیه توسلی به بازیگر سریال دودکش / تصاویر

علاقه هانیه توسلی به بازیگر سریال دودکش

هانیه توسلی (زادهٔ ۱۷ خرداد ۱۳۵۸ در همدان) بازیگر ایرانی است. او دیپلم علوم تجربی دارد و فارغ‌التحصیل ادبیات فیلم‌نامه‌نویسی از دانشگاه آزاد تهران است. او تندیس بهترین بازیگر نقش اول زن را برای بازی در «شب‌های روشن» از «هفتمین جشن خانه سینما» (۲۲ شهریور ۱۳۸۲) دریافت کرد. همچنین در سی و یکمین جشنواره بین‌المللی فیلم فجر در سال ۱۳۹۰، برای بازی در فیلم دهلیز، برنده سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن شد.

علاقه هانیه توسلی به بازیگر سریال دودکش علاقه هانیه توسلی به بازیگر سریال دودکش علاقه هانیه توسلی به بازیگر سریال دودکش

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 01:41 PM

درباره خانمی که بارها صورتش را جراحی پلاستیک و زیبایی کرده ! / عکس

درباره خانمی که بارها صورتش را جراحی پلاستیک و زیبایی کرده بود

این خانم را در یک مهمانی دیدم. سال ها مهماندار هواپیما بوده و چهره خوبی داشت اما براساس وسواس درباره اینکه پیر می شود و دلش می خواهد جوان و زیبا بماند، تصمیم می گیرد صورتش را جراحی کند. متاسفانه پزشک زیر پوستش سیلیکون تزریق می کند واین سیلیکون مرتب ورم می کندواین خانم مجبور به جراحی های متعدد می شود تا اینکه دیگر صورتش کج می ماندو تغییر شکل پیدا می کند. ما به این خانم قول داده بودیم تصویر او را در لانگ شات نشان دهیم تا صورتش دیده نشود. در مهمانی گفتم می آیی مصاحبه کنی؟ گفت نه، من حتی در مهمانی ها عکس هم نمی گیرم.

  سوژه های ماه عسل

به هر حال این خانم در برنامه حاضر شدو ما همه همه قرارمان را رعایت کردیم و روی صورتشان فوم زدیم و از زاویه لانگ شات نشانش دادیم اما بعد از برنامه این خانم رفته بود سوپرمارکت محله شان و او را شناخته بودند. وقتی تعریف کرد که بعضی از مردم او را شناخته اند، من گفتم ما همه قرارهایمان را رعایت کردیم ولی آن خانم گفت اتفاقات ناراحت نیستم که شناخته شدم. گفت چندین سال خودم را از فامیل پنهان کرده بودم ولی الان راحت شدم. یک بار همه چیز را گفتم و راحت شدم.

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 11:44 AM

صحبت‌های غیر منتظره بهنوش بختیاری + فیلم

صحبت‌های غیر منتظره بهنوش بختیاری

به گزارش باشگاه خبرنگاران، بهنوش بختیاری با حضور در ویژه برنامه ماه عسل که به مناسبت عیدسعید فطر پخش می‌شد، صحبت‌های غیرمنتظره‌ای از زندگی شخصی و مشکلاتی که در سنین جوانی داشت، بیان کرد.

بختیاری در این برنامه از کارگردن در آموزشگاه، خرید و فروش قطعات کامپیوتری و حتی فروش لباس‌های شخصی‌اش برای پرداخت شهریه و گذراندن زندگی‌ روزمره صحبت کرد.






نوشته شده توسط nosrat2 در ساعت 09:41 AM

August 11, 2013

عکس: الناز شاکر دوست با کیسه و دستکش بوکس

تصویری از الناز شاکردوست بازیگر سینما همراه با کیسه و دستکش بوکس که در صفحه ایستوگرام خود قرار داده است.

الناز شاکر دوست با کیسه و دستکش بوکس


آخرین نیوز


نوشته شده توسط nosrat2 در ساعت 05:34 PM

عکس:چهره‌ ها چه خودرویی سوار می شدند؟

مجله مهر: چهارچرخ های اهنی خیلی وقت ها بی سروصدا می آیند و می روند. بدون آن که نشانی از خود به جای بگذارند. بعضی از این چهارچرخ ها اما ماندگار می شوند. آن هم به خاطر صاحبانشان. راننده هایی که نامشان آن قدر معروف هست که خودروهایشان را هم مهم و معروف کند.

موسکوویچ، رولز رویس، کرایسلر و لندرور. این ها شاید نام هایی معمولی و حتی خاطره انگیز برای خودروها باشند. اما این نام ها وقتی مهم می شوند که بدانیم یک چهره یا شخصیت معروف، پشت فرمان آن نشسته است و مالک خودرو بوده است.

اگر از خودروهای گران قیمت و امروزی فوتبالیست ها و بعضی بازیگران چشم بپوشیم، هنوز هم خودروهایی قدیمی وجود دارد که آن ها را بیشتر با صاحبانش به یاد سپرده ایم. چند تا از این خودروها را ببینید:

 عکس:چهره‌ ها چه خودرویی سوار می شدند؟

صاحب این خودرو بنز، یکی از سرشناس ترین چهره های انقلاب اسلامی بود. استاد شهید مرتضی مطهری مالک این بنز بود. خودرویی که الان هم از آن نگهداری می شود و به عنوان یکی از اموال به جا مانده از این شهید گرانقدر در معرض دید عموم گذاشته شده است.

 عکس:چهره‌ ها چه خودرویی سوار می شدند؟

پونتياك Chieftain خودرويي که از نسل اول توليدات دهه 50 ميلادي بود. صاحب آن را می شناسید؟ یکی از رهبران نهضت ملی شدن صنعت نفت. مرحوم دکتر محمد مصدق.

 عکس:چهره‌ ها چه خودرویی سوار می شدند؟

«این مسکوویچ هم مثل من است. هروقت دلش بخواهد حرکت می کند. بوق می زند. راه می رود.گاه لج می کند و اصلا حرکت نمی کند.» صاحب این جمله ها یکی از معروف ترین و محبوب ترین متفکران اسلامی است. مرحوم دکترعلی شریعتی صاحب این خودروی مسکوویچ بود. خودرویی قدیمی ساخت شوروی سابق که یکی از خاص ترین خودروهای آن روز جهان بود. موسكوويچ دکتر شریعتی به شماره شهرباني 32259 مشهد الان در موزه شريعتي تهران نگهداري مي‌شود.

 عکس:چهره‌ ها چه خودرویی سوار می شدند؟

آخرین شاه قاجار، صاحب یکی از اولین خودروهای وارد شده به ایران بود. «رولز رویس سیلورگوست» متعلق به احمد شاه قاجار همین چند وقت پیش در نمایشگاهی از خودروهای قدیمی به نمایش درآمده بود.

عکس:چهره‌ ها چه خودرویی سوار می شدند؟

کرایسلر C300: این خودرو بنا به سفارش دربار سابق برای ثریا اسفندیاری همسر محمدرضا شاه پهلوی طراحی و ساخته شد. علاوه بر طرح منحصر به فرد آن مجهز به یخچال ، گرامافون و تهویه مطبوع هم بود. ضمن این که تمامی بخش های فلزی داشبورد آن با طلا آبکاری شده است.

 عکس:چهره‌ ها چه خودرویی سوار می شدند؟
.
این هم لندروور معروف شاعر و نقاش محبوب. «سهراب سپهری»با همین لندروور معروف که ماشین محبوب آن روزگار بود، ایام را می گذراند. خودرویی که حالا با نام او به یادماندنی شده است

نوشته شده توسط nosrat2 در ساعت 03:56 PM

عکس: عادت احسان علیخانی از کودکی تا بحال !

عادت احسان علیخانی از کودکی تا بحال

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 01:54 PM

تصاوير جذاب از "عطاران" و "توسلي"

باشگاه خبرنگاران،تصاوير جذاب از "عطاران" و "توسلي" در نشست خبري فيلم سينمايي "دهليز" را اينجا ببينيد.

 تصاوير جذاب از


 تصاوير جذاب از


تصاوير جذاب از


 تصاوير جذاب از

 تصاوير جذاب از


 تصاوير جذاب از

 تصاوير جذاب از

نوشته شده توسط nosrat2 در ساعت 10:28 AM

متن جالب و جذاب كارت عروسي "مليكا شريفي نيا" + عکس همسرش

مليكا شريفي نيا

مليكا شريفي نيا، بازيگر نقش "ستاره" در مجموعه خروس در 21 آبان 1365 در تهران در خانواده اي هنرمند بدنيا آمد. او فرزند "محمدرضا شريفي نيا" و "آزيتا حاجيان" بازيگران سينما و تلويزيون و خواهر مهراوه شريفي نيا است.

 
مليكا بازي در سينما را از سال 370 با فيلمي به نام "اوينار" به كارگرداني شهرام اسدي كار خود را آغاز كرد.
 
شريفي نيا، هنر آموخته رشته گرافيك بوده و در زمينه هاي گرافيك، عكاسي، تصويرسازي كتاب و همچنين ساخت آثار حجمي بطور جدي فعاليت مي كند.
 
او در فيلم ها و سريال هاي مختلفي نقش آفريني كرد اما با ايفاي نقش "دريا" در سريال "شمس العماره" به كارگرداني سامان مقدم به موفقيت رسيد.
 
او براي اولين بار در مجموعه "آشپزباشي" با خواهر بزرگش مهراوه شريفي نيا هم بازي شد. مليكا شريفي نيا، در 14 ارديبهشت 1386 ازدواج كرد.

مليكا شريفي نياو همسرش

 مليكا شريفي نياو همسرش

ملیکا شریفی نیا و همسرش
 
گفتني است، كه از مضامين آمده در كارت عروسي مليكا شريفي نيا مي توان «به بسمه تعالي شأنه با عمل به سنت پيامبر اعظم (ص) مجلس جشن و سرور به مناسبت وصلت ميمنت اثر عروس خانوم ميليكا خاتون‌ "نقاش باشي و آكتوريس" صبيه آقا محمد رضا خان شريفينيا و سركار عليه آزيتا خانوم حاجيان از "مشاهير تيارت و سينما توقراف" و ماه داماد ميرزا اميررضا "مدير صنايع و طرب" ولدخلف محمود رضاخان طلاچيان از كسبه مؤمن و محترم بازار تهران و سركار عليه ايران خانوم سرور بخش در منزل شخصي منعقد است.
 مدعوين محترم از خواتين مكرمه و رجال معظم در يوم الجمعه به دار الضيافه نزول اجلال بفرماييد كه در آن انواع اطعمه و اشربه حلال و حلويات به نحو احسن مهيا مي باشد و مراسم به قواعد اسلامي برقرار و مجلس از آلات لهو و لعب از جمله جاز و قيتار و ساكسيفون و ترومپت و ديگر آلات غنا مبرا و منزه بوده و متبرك به صلوات، لكن انواع كف و كل و بشكن و اصوات بلبلي بلا اشكال است. » اشاره نمود.


 

 
بنابراين گزارش؛ مليكا شريفي نيا در فيلم هايي چون "ديدار در استانبول" (1370) به كارگرداني افشين شركت، "دايان باخ" (1371) به كارگرداني فرهاد پوراعظم، "پري" (1373) به كارگرداني داريوش مهرجويي، "اشك و لبخند" (1373) به كارگرداني شاپور قريب، "آرايش مرگ" (1373) به كارگرداني افشين شركت، "ابر و آفتاب" (1375) به كارگرداني محمود كلاري، ميكس (1378) به كارگرداني داريوش مهرجويي، "مهمان مامان (1382) به كارگرداني داريوش مهرجويي، "دايره زنگي" (1386) به كارگرداني پريسا بخت آور ايفاي نقش كرد.
 


او همچنين در مجموعه هاي تلويزيوني افسانه پوپك طلايي (1377)، "آشپزباشي" (1388) ساخته محمدرضا هنرمند، "نون و ريحون" (1389) ساخته فرزاد مؤتمن را بازي كرده است.
 
شريفي نيا در تله فيلم "چشماتو ببند" ساخته مجتبي چراغعلي نيز نقش آفريني كرده است. 

گفتني است؛ مليكا شريفي نيا، آخرين بازي اش در سريال "خروس" است كه در حال حاضر از شبكه دو در حال پخش است.

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 09:38 AM

افتتاحیه فیلم سینمایی دهلیز با حضور بازیگران مشهور + تصاویر

افتتاحیه فیلم سینمایی دهلیز

 افتتاحیه فیلم سینمایی دهلیز با حضور بازیگران مشهور

افتتاحیه فیلم سینمایی دهلیز با حضور بازیگران مشهور

افتتاحیه فیلم سینمایی دهلیز با حضور بازیگران مشهور

افتتاحیه فیلم سینمایی دهلیز با حضور بازیگران مشهور

 افتتاحیه فیلم سینمایی دهلیز با حضور بازیگران مشهور

افتتاحیه فیلم سینمایی دهلیز با حضور بازیگران مشهور

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 09:21 AM

August 10, 2013

عکسی/ علی دایی در کنار پدر و برادرانش


علی دایی در کنار پدر و برادرانش

مشرق

نوشته شده توسط nosrat2 در ساعت 10:03 AM

August 08, 2013

الناز شاکردوست در حال ماهیگیری +تصاویر


 الناز شاکردوست در حال ماهیگیری


اقتصاد ایران آنلاین

نوشته شده توسط nosrat2 در ساعت 03:10 PM

فرهاد مجیدی در حیاط ویلا / عکس

 فرهادمجیدی در حیاط ویلا


اقتصاد ایران آنلاین

نوشته شده توسط nosrat2 در ساعت 12:33 PM

دردسرهای محمدرضا فروتن و دختربچه ۷ ساله‌اش!

 دردسرهای محمدرضا فروتن و دختربچه ۷ ساله‌اش!

کارگردان فیلم سینمایی«تولدت مبارک» تأکید کرد تلاشش این است فیلم را به جشنواره کودک برساند.

سمیه زارعی کارگردان فیلم سینمایی «تولدت مبارک» که این روزها در تهران فیلمبرداری می‌شود به سوره سینما گفت: ۱۰ روز است فیلم را کلید زده‌ایم. تا به حال همه چیز خوب پیش رفته و خیلی از فضای کار راضی هستم. همه تلاشمان را می‌کنیم فیلم را به جشنواره فیلم کودک برسانیم اما فیلم کودک ساختن سختی‌های خاص خودش را دارد.

وی افزود: مبینا مرتضوی دختربچه ۷ساله بازیگر نقش اصلی قصه ماست. بازیگر بسیار باهوش و جذابی است. ۷۰ درصد قصه با او جلو می‌رود. محمدرضا فروتن نقش پدر او را بازی می‌کند. مواجه اولیه فروتن با فیلمنامه خیلی خوب بود. بسیار برای فیلم زحمت می‌کشد و به بازیگر کودک خیلی کمک می‌کند. این اولین تجربه سینمای کودک برای فروتن است و شاهد هستم که با حساسیت و تعصب خاصی در کنار گروه است.

زارعی افزود: فروتن در این فیلم نقش پدری را دارد که سه شغله است. در این راستا او قبل از شروع فیلمبرداری ارتباط با گروه را آغاز کرد، شیشه‌گری را که یکی از شغل‌های کاراکتر فیلم است کاملا یادگرفت و مسافرکشی کرد. یکی از معدود سوپراستارهای سینمای ایران است که قبل از آغاز فیلمبرداری خود را به گروه ملحق می‌کند و در دیدارهای مکرر در جریان همه جوانب کار قرار می‌گیرد. این اتفاق یکی از اتفاقات مثبت برای فیلم ماست امیدوارم این فضای خوب بدون حاشیه تا پایان ادامه پیدا کند.

این کارگردان افزود: قصه درباره دختری است که پدر و مادرش مدام در حال قهر و آشتی هستند و دغدغه‌های خاص خود را دارند و در جنوب شهر زندگی می‌کنند. او به یک مهمانی در شمال شهر دعوت می‌شود و به دنبال تهیه یک کادو برای دوستش است. فضای ایرانی در فیلم جاری است. ضمن اینکه رئالیسم اجتماعی همراه با رگه‌های فانتزی فضای کلی فیلم را رنگ داده است.

وی گفت: جشنواره کودک برای ما مهم است ولی قبل از آن برایم مهمتر است که فیلم خوب بسازم، فیلمی که مردم بابتش بلیت بخرند و دوستش داشته باشند. تلاشمان این است به سمت هنر سینما حرکت کنیم. «تولدت مبارک» اولین فیلم من در فضای کودک است. درباره کودک ساخته شده و نه برای کودک. قصه در ابتدا یک خاطره بود که فیلمنامه‌اش را نوشتم.

نوشته شده توسط nosrat2 در ساعت 11:27 AM

لعیا زنگنه : دوست ندارم عکسم روی جلد مجلات چاپ بشود + پدر و مادر لعیا زنگنه

لعیا زنگنه

لعیا زنگنه متولد ۱۳۴۴در شیراز فرزند مهندس یاشار زنگنه معاون اسبق نظام مهندسی استان اصفهان و مهدیه موسوی است (اصالت لر بختیاری منطقه اقلید فارس) از بازیگران سینما ، تئاتر و تلویزیون ایران است.

لعیا زنگنه که دارای مدرک کارشناسی تئاتر از دانشگاه هنر تهران می‌باشد ، یک دوره کلاس آموزش نقاشی را نیز گذرانده‌است. کشف استعداد هنری و توسط استاد امین تارخ در سال ۱۳۷۱کشف و با هدایت هنری و مشاوره قوی محمد علی کشاورز استاد ثریا قاسمی وارد عرصه تلوزیون و سینما شد.

در نیمه دوم سال ۱۳۷۵، یک شنبه شب ها سریالی خانوادگی از شبکه دو سیما پخش می شد که در کنار سریال امام علی(ع) توانست عنوان پرمخاطب ترین مجموعه های سیما را به خود اختصاص دهد.اما با این حال گزیده کاری لعیا زنگنه در سال های اخیر باعث شده تا از شتاب افول این ستاره تلویزیونی بکاهد؛ بازیگری که چندان هم دغدغه ستاره شدن ندارد.

ویژه نامه «خردنامه» حدود سه سال پیش به مناسبت انتشار پرونده ای از سریال تلویزیونی در پناه تو در قالب مجموعه های خاطره انگیز سیما، با لعیا زنگنه که برای بازی در فیلم جرم مسعود کیمیایی به ایران آمده بود، گفت وگویی انجام داد که گزیده هایی از آن را در ادامه می خوانید.

چرا لعیا زنگنه ستاره نشد؟

ستاره یعنی چی؟ آدم چطوری ستاره می شود؟ این که پرکار باشد؟ من می توانم به جرات بگویم که هنوز روی همان موجی هستم که زیر پایم آمده البته نه با پرکاری یا این که روی جلد مجله ها باشم. من این کار را نمی کنم. من نمی خواهم مانکن باشم یا شوء بدهم. اینها انتخاب من نیست. می تواند انتخاب فرد دیگر باشد- که قابل احترام هم هست- اما من آن کار را نمی کنم. اگر می خواهند بگویند استار نماندم باشد. من نمی خواستم -به آن معنی- استار باشم.

به دست آوردن چیزی که کمتر کسی تجربه اش کرده است

احترام و عشق. این که مثلا وقتی دو هفته پیش سوار آژانس شدم آقای راننده از صدایم مرا شناخت و شروع کرد به صحبت کردن در باره هنر و بازیگری. طوری صحبت کرد که من اصلا انتظار نداشتم و خب نادانی مرا ثابت کرد. گفت ما دوست نداریم بازیگرمان را یک جور دیگر ببینیم. گفت من وقتی شب خسته می روم خانه و تلویزیون را روشن می کنم دوست دارم بازیگر مورد علاقه ام را در همان قد و اندازه ای که از او می شناسم و توقع دارم ببینم ولی وقتی این اتفاق نمی افتد قلب من می شکند. وقتی پیاده شدم گفتم قول می دهم تا آنجا که شعور و قدرتم اجازه می دهد هیچ وقت کاری را قبول نکنم که تو اذیت شوی. وقتی می بینم آدم ها اینقدر به هم نزدیکند خب به نظرم هنوز روی همان موجی.

پنهان کردن خود واقعی

من غارم را خیلی دوست دارم. دوستان صمیمی ام می گویند که تو انگار یک دیوار دورت هست انگار می ترسم که بشناسندم... چون این اتفاق افتاده که دیوار دورم را برداشته ام و اجازه داده ام که به من نزدیک شوند و بعد عکس العمل هایی دیده ام که آزرده ام کرده است. اینجا آدم ها خیلی راحت اجازه قضاوت کردن درباره تو را می دهند. وقتی من بازیگر وارد دفتر کارگردانی می شوم که زنگ زده و به من پیشنهاد کار کرده اولین حرفی که می زند این است که اه! خانم زنگنه شما همیشه با این لباس می روید بیرون؟ و من فکر می کنم این آقا وقتی به یک بازیگر خانم زنگ می زند انتظار دیدن دختری که لباس ساده پوشیده و کارهای عجیبی با صورتش نکرده ندارد... خب اذیت می شوم. این اختیار را به او می دهم که مرا انتخاب نکند اما نمی توانم بگویم دلم نمی سوزد.

نمی توانم بگویم من به عنوان یک بازیگر زن رنج نمی برم از این که نتوانم با صراحت حرفم را بزنم و خودم باشم. نتوانم بگویم که مثلا من سه تا بچه دارم -ندارم ها- ولی نمی دانم به عنوان یک بازیگر چرا باید بچه ام را پنهان کنم؟ کاش این طور نبود. کاش ما آدم ها را همین طور که هستند می پذیرفتیم. کاش قضاوت نمی کردیم و کمی حق انتخاب به آدم ها می دادیم...مثلا یادم هست آن اوایل عکس من روی جلد یکی از مجلات چاپ شد و من دوست نداشتم و زنگ زدم خیلی دانشجویی و ساده گفتم چرا عکس مرا چاپ کرده اید؟ گفت ای بابا خانم، از خداتان باشد. بقیه به ما پول می دهند که عکس شان را چاپ کنیم. خب من دوست نداشتم ولی این حق انتخاب را به شما نمی دهند و این مرا آزار می دهد.

مناسبات کاری سخت و پیچیده برای بازیگر خانم

من به عنوان یک زن بازیگر از این که این قدر مراقب باشم که اتفاقات عجیب و غریبی نیفتد اذیت می شوم. از من انرژی می گیرد. دوست ندارم این قدر انرژی هدر دهم. نهایتش چه اتفاقی می افتد؟ آن پروانه شدن یا دگردیسی یا شاه نقش برایم رخ نمی دهد. من این را با خودم حلاجی کرده ام.

می گویم مگر چند درصد از آدم ها به آن آرزوهای بزرگی که داشته اند رسیده اند؟ من هم جزو آنهایی که نرسیده اند. همه کرم ها که پروانه نمی شوند یک عده شان در پیله های شان می میرند و یک عده خفه می شوند. نه من در پیله نخواهم ماند وقتی مثلا با کیمیایی کار می کنم و در تجربه دوم ام نقشی متفاوت به من می دهد یعنی این که او دارد خود واقعی من را می بیند و این بی نهایت برای من ارزشمند است.

گارد منفی در مقابل ستاره شدن

نه منفی نیست. گارد ندارم ولی می گویم اگر لازمه اش این است که دنیای خصوصی ات را از دست بدهی -چون یکی اش این است دیگر- من این را دوست ندارم و این کار را نمی کنم. من با استار شدن مشکل ندارم ولی دوست ندارم راجع به زندگی خصوصی ام حرفی بزنم. اگر استار شدن اینجا لازمه اش این است که این کار را بکنی، من نمی توانم.

مفهوم ستاره شدن

بگذارید این طوری به تان بگویم؛ فرق بین مریل استریپ با آنجلینا جولی - که باهاش خیلی مسئله دارم- چیست؟ خیلی واضح است دیگر. نمی گوییم کی خوب است و کی بد است. متفاوت اند. کی این تفاوت را تعیین می کند؟ خودشان. بعد آیا آن می گوید این بد است این می گوید آن؟ نه اصلا قشنگی اش به همین است به یکدست نبودن. به هر حال یک فرقی هست بین رویا نونهالی با... فلان بازیگر ....نمی شود هم اسم برد (می خندد)...

منبع: ویژه نامه «خردنامه »و خبرگزاری شبکه ایران

اخبار مرتبط :

عکسهای متفاوت لعیا زنگنه ، بازیگر نقش رعنا در سریال مادرانه

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 11:03 AM

عکس دیدنی از "مریم اوزرلی" بازیگر خرم سلطان

گفته شده که او در آلمان تحت معالجه می باشد و بازیگر دیگری به عنوان جانشین وی در سه قسمت پایانی این سریال بازی می کند.

به گزارش رسانه ایران "مریم اوزرلی" (Meryem Sahra Uzerli) و یا همان "خرم سلطان" بازیگر سریال حریم سلطان است که از شبکه جم تی وی پخش می شود.

کودکی مریم اوزرلی


تی آر تی فارسی در رابطه با وی خبر داده که مریم اوزرلی دچار بیماری روحی شده و از ادامه بازی در سریال حریم سلطان، منصرف گشته است.

گفته شده که او در آلمان تحت معالجه می باشد و بازیگر دیگری به عنوان جانشین وی در سه قسمت پایانی این سریال بازی می کند.

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 04:07 AM

عکس: بازیگر کودک سریال دودکش و مادرش

محمدرضا شیر خانلو با این که تنها 7 سال دارد، با توجه به کارنامه‌اش، بازیگری با سابقه و شناخته شده به حساب می‌آید. از میان کارهای تصویری این بازیگر خردسال می‌توان به سریال‌های «چک برگشتی» و «دیوار» با کارگردانی سیروس مقدم و فیلم سینمایی «دهلیز» ساخته بهروز شعیبی اشاره کرد که برای آن نامزد دریافت سیمرغ بلورین بخش دستاوردهای فنی و هنر بخش «نگاه نو» جشنواره سی و یکم فیلم فجر هم شد.یکی از جذابیت‌های سریال «دودکش» با کارگردانی محمد حسین لطیفی که شب‌های رمضان امسال از شبکه یک سیما پخش می‌شود، نقش آفرینی این بازیگر است.

 بازیگر کودک سریال دودکش و مادرش

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 04:03 AM

خاطرات و تصاویر واپسین دیدار با نادیا دلدار گلچین همراه با دو بازیگر مشهور (در نخستین سالگرد درگذشت اش )

 نادیا دلدار گلچین

هر وقت به مرگش فکر می کنم، یک حال بدی می شوم. نمی دانم چرا احساس گناه می کنم. آخر من آخرین مصاحبه زندگی اش را گرفتم. می توانست خیلی بهتر بشود. مبادا کم کاری کرده باشم.
پارسال آخرین روزهای تیر ماه بود که یکی از دوستان بازیگر با من تماس گرفت و پیشنهاد داد که با هم به دیدن نادیا گلچین برویم. گفت که بیمارستان "مهراد" بستری است و هم خیلی بیمار است و هم خیلی دل تنگ.
پیشنهاد خوبی بود. هم احوالی می پرسیدیم و هم گزارشی می گرفتیم. با او، بیمارستان قرار گذاشتم. اما دوباره زنگ زد و گفت که امروز مرخصش کردند. بعد صداش رو پائین آورد و اضافه کرد که حالش خیلی بهتر نشده اما هزینه ی بیمارستان خیلی بالا رفته و خودش تقاضای مدتی استراحت در منزل را داشته.

 نادیا دلدار گلچین


آن روزها خیلی دلخور بودم از عکسی که در" آی سی یو"، با لباس بیمارستان و در حال گریه از او گرفته بودند و روی همه ی سایت ها قرار گرفته بود و خوراک مطبوعات شده بود و ناراحت تر از اینکه یک حساب بانکی برایش اعلام کرده بودند و خودش هم راضی نبود. اگر کسی مسئولیتی حس می کنه و یا اگر کسی لطفی داره که دیگه بوق و کرنا نمی خواست! او یک هنرمند بود و فرزند هنرمندی چون "استاد نادر گلچین".
به دنبال شماره ای از او بودیم. به هر کس زنگ زدم، شماره اش نداشت. یک دفعه یاد "مجید صالحی" افتادم. سریال "سه در چهار" با کارگردانی او، آخرین کاری بود که نادیا گلچین در آن حضور داشت.
و... وقتی چیزی قسمت باشه، حتما میشه!! مجید صالحی گفت که اتفاقا با چند تا از هنرمندها می خوان ساعت پنج بعد از ظهر به دیدن خانم گلچین بروند و پیشنهاد داد که من هم بیام و من استقبال کردم.
عکس می خواستم... حتما عکس می خواستم. چطور می شد به اون سرعت عکاس آفیش کرد!!؟ عصر جمعه، یک جائی خارج از شهر ،اوج گرمای چهل و پنج درجه، اتوبان آزادگان، پشت شهرک راه آهن. ضمن اینکه نادیا گلچین هم خیلی سوژه ی وسوسه انگیزی برای یک رسانه نبود. شاید اگر فلان سوپر استار "آپاندیس" عمل کرده بود، میشد یه کاریش کرد اما...

من حتما عکس از همان روز می خواستم و مانده بودم که چه کنم. یک دفعه پیش خودم گفتم:
"حالا هر عکسی هم که نباید حرفه ای باشه و دوربین آنچنانی ثبتش کنه". مهم اینه که ثبت بشه.
دوربین بی کیفیتم رو برداشتم و رفتم.
اصلا مسیر را بلد نبودم. با ماشین دنبال آدرس دور خودمان می چرخیدیم که ماشین دیگری را دیدم که آن هم دور خودش می چرخید: " امیر نوری" بود و" مجید صالحی". دنبالشون رفتیم.
سوار آسانسور شدیم و دکمه دوازده رو زدیم. وارد شدیم. خانم گلچین وقتی چشمش به مجید افتاد چه ها که نکرد. اونجا بود که فهمیدم، مجید صالحی تازه داماد است و خانم گلچین تا جیک و پیک عروسی رو در نیار است. ول کن نیست. مدام سوال می کرد... کجا آشنا شدن؟ از هنرمندانه؟ چند سالشه؟ و چکاره است؟ گاهی هم زیر چشمی یه نگاهی به من می کرد و لابد می خواست بگه که این دیگه کیه و اینجا چکار می کنه!! مجید آقا هم مرا بهتر از خودم معرفی کرد...او همیشه به من لطف داره.


با نادیا گلچین که خدا رحمتش کند گفتگو کردم. با سوال اول به من اعتماد کرد. ضبطم را روشن کردم. خیلی زود متوجه شدم که کمی حافظه اش کمرنگ شده. حالت فراموشی نبود. گاه گذشته ها را به خوبی تعریف می کرد، بیشتر به نظر می رسید که داروهای جوراجورو خستگی از اینهمه بیماری و آبسه ی مغزی که دوباره گریبانش رو گرفته، نمی گذارد تا خیلی تمرکز داشته باشد.

 از پدرش گفت: "استاد نادر گلچین". از اینکه خود اوهم صدای خوبی دارد و خوندن رو بیشتر از بازیگری دوست داشته. فیلم هایش رو به خوبی به یاد نداشت، اما فیلمی که خیلی به اون اشاره می کرد "روسری آبی " رخشان بنی اعتماد بود .سر درد دلش باز شد. تعریف کرد که چطور سر فیلمبرداری و با امکانات بدی که تهیه کننده براشون در نظر گرفته و اوهم کلیه اش پیوندی بوده

 ، کلیه پس میزنه و دیالیزی میشه و حالا به دیالیز هم جواب نمیده.درد و دل کرد که بیماریش در بیمارستانی به جز "مهراد" قابل کنترل نیست وگرنه بیمارستان دولتی بستری می شد.


گله داشت از مدیری که از او خواسته بود تا بیماریش رو با مدرک ثابت کنه تا بتونن بهش کمک کنن. راستش ...من هم خندم گرفت و فکر می کردم که کدوم بیماریش رو ثابت کنه ، باکلاس تره . نداشتن کلیه ، توموری که در اطراف قلبش ایجاد شده ، ستون فقراتش که آسیب دیده و با پیچ و مهره به هم وصله ، آبسه ی مغزیش که نیاز به عمل فوری داره ، ریه ش که آب آورده و یا....

نادیا دلدار گلچین


گوشه ی اتاق پسرک کوچکی نشسته بود و بی اعتنا به ما نقاشی می کرد .حتما نوه اش بود .مادرش ، همسر استاد گلچین هم با چهره ای نگران به حرف های من و دخترش گوش می داد و گاه اعتراض می کرد که "این رو نگومادر جان" و از من می خواست که ننویسم .


از اتاق کناری صدای آهنگی می آمد . ترانه ای بود قدیمی از نادر گلچین که انگار برای دخترش زمزمه می کرد .
خیلی با هم حرف زدیم . گاه مجید صالحی و امیر نوری هم با ما هم کلام میشدند.نادیا گلچین به مجید می گفت که دلش می خواد یه کار دیگه با او داشته باشه و مجید صالحی از ته دل جواب میداد که آرزو می کنه که این اتفاق بیفته .

 نادیا گلچین از شیطنت های امیر نوری که حالا مظلوم و ساکت نشسته بود می گفت و فضا همونی بود که من می خواستم . بی غم ، بی درد و بی نا امیدی.حتی وقتی واکر و ویلچر رو می دیدیم و یا خانم گلچین تعریف می کرد که خونه و ماشینش رو هم روی بیماریش گذاشته ، باز هم شوخی می کردیم و می گذشتیم...گر چه دل همه مان خون بود.چه با معرفته این مجید صالحی. همون جا بود که فهمیدم ، مادر خودش هم دارد آخرین روزهای زندگی رو سپری می کنه.


من اون روز گفتگوی طولانی کردم اما موقع پیاده کردن گفتگو فقط نیم صفحه، حدود هزار و پانصد کلمه بیشتر از اون رو پیاده نکردم و نوار این گفتگو یادگاری شد از او برای من . نواری که هرگز پیاده نخواهم کرد ،چون درد دلی است که می دونم حالا دوست نداره تا با کسی تقسیم کنه .


آخر این دیدار هم از دخترهاش خواهش کردم تا روسری شادتری سر ایشون بکنند تا در عکس شاداب تر باشند (گرچه اصولا بسیار مرتب و تمیز و زیبا شده بودند اون روز). آستینها رو هم پائین کشیدیم که جای سرم ها هم دیده نشه و من در حالی ناشیانه این عکس های بی کیفیت وغیر هنری رو از او وبقیه می گرفتم که صدای پدرش چشمهایم را خیس کرده بود .ترانه ای که می گفت :


به تو می گم که نشو دیوونه ای دل
به تو می گم که نگیر بهونه ای دل
من دیگه بچه نمیشم
دیگه بازیچه نمیشم
این آخرین گفتگو و آخرین عکس های او بود و من نمی دونم که او که مشتاقانه منتظر دیدن این کار بود ، آن را دید یا نه .چرا که چند روزی بیشتر بعد از آن دیدار اول و آخر در کنار ما نماند . روحت شاد خانم نادیا دلدارگلچین...

هما گویا / کافه سینما

اخبار مرتبط :

بیوگرافی کامل نادیا دلدار گلچین + عکس

عیادت برخی بازیگران از نادیا دلدار گلچین + عکس و فیلم مصاحبه با دخترش و بازیگران

گلایه های نادیا دلدار گلچین در آخرین روزهای عمرش + فیلم

دیداری با نادیا دلدار گلچین پس از بازگشت به خانه

نادیا دلدار گلچین به کما رفت

نادیا دلدار گلچین دارفانی را وداع گفت

بدرقه غم انگیز نادیا دلدار گلچین به قطعه هنرمندان

فیلم/ نادیا دلدار گلچین در آخرین سکانس بازی زندگی

تشییع پیکر مرحوم نادیا دلدار گلچین با حضور بازیگران + تصاویر

گلایه‌هاي ناديا دلدار گلچين ! + تصاویر در بیمارستان

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 03:38 AM

August 07, 2013

عکس: داریوش ارجمند پای سفره افطاری

داریوش ارجمند پای سفره افطاری


مهر

نوشته شده توسط nosrat2 در ساعت 05:50 PM

بازیگر زن مشهور بر مزار حافظ + تصویر

گلاب آدینه در حال فاتحه خوانی بر مزار حافظ.

گلاب آدینه در حال فاتحه خوانی بر مزار حافظ


اقتصاد ایران آنلاین

نوشته شده توسط nosrat2 در ساعت 11:51 AM

"عطاران" سر "بزنگاه" به تلويزيون رسيد +تصاوير

به گزارش باشگاه خبرنگاران؛ مجموعه‌هايي چون "متهم گريخت"، "بزنگاه"، "پنجمين خورشيد"، "جراحت"، "پنج كيلومتر تا بهشت"، از آثاري بودند كه ويژه ماه مبارك رمضان از تلويزيون به نمايش درآمدند.


اين مجموعه‌ها با وجود اينكه از ماهيت رمضاني برخوردار نبودند به خوبي تاثير خود را بر روي مخاطب گذاشتند و براي لحظاتي آن را به فكر فرو مي‌بردند.

"متهم گريخت" و "بزنگاه" ساخته "عطاران" از حال و هوايي طنز بهره‌مند بود و آموزه‌هاي به جايي را به بينندگان منتقل مي‌كرد.

"رضا عطاران" يكي از محدود كارگرداناني است كه قاب تلويزيون و نياز مخاطب را مي‌شناسد و با توجه به همان نيازها دست به توليد مي زند.

"پنجمين خورشيد" و "پيج كيلومتر تا بهشت" ساخته "عيلرضا افخمي" سريال‌هاي مناسبتي سال‌ةاي 88 و 902 بود كه از شبكه سه سيما پخش شد و تصاوير تازه‌اي را مختص به دنياي ماورايي را به تصوير كشيد و توانست مورد توجه واقع شود.

"پنجمين خورشيد" مجموعه‌اي در خصوص دو دوست بود كه با پيدا كردن عتيقه‌اي قدرت سفر ور زمان را داستند در اين سريال "حميد گودرزي"، "انوشيروان ارجمند"، "مهوش صبركن"، "مهدي سلوكي"، "شهرام قائدي"، "مريم كاوياني"، "شبنم قلي‌خاني" ايفاي نقش كردند و تيتراژ پاياني آن را "عليرضا افتخاري" برعهده داشت.

همچنين "پنجمين خورشيد" كه در سال 90 به نمايش گذاشته شد در خصوص دختر و پسري بود كه در كما بسر مي‌بردند و توانايي ديدن تصاوير دنيايي را داشتند "عليرضا افخمي" بعد از تجربه موفق با "داوود هاشمي" تهيه‌كننده سريال "پنجمين خورشيد" دوباره با "هاشمي" همكاري ديگري را در مجموعه رمضاني سال 90 آغاز كرد.

اين سريال هم كه در ماه رمضان پخش شد اشاراتي به اعمال انسانها و عاقبت آنها در آخرت داشت و با توجه به انتقاداتي كه بعضي از كارشناسان مذهبي نسبت به فيلم داشتند مورد توجه مخاطبان قرار گرفت.

نوشته شده توسط nosrat2 در ساعت 11:23 AM

August 06, 2013

همه دختران فوتبالیست مشهور / عکس

به گزارش پرشین وی به نقل از باشگاه خبرنگاران ، استیون جرارد کاپیتان لیورپول ۳۰ می ۱۹۸۰ در ویستون انگلستان به دنیا آمد و در سال ۲۰۰۴ با الکس کوران یکی از دختران همشهری اش نامزد کرد، اکنون آنها سه فرزند دختر دارند.

جرارد به همراه دخترانش عکس تماشایی را درکنار زمین انداخته است که در زیر مشاهده می کنید.

 همه دختران فوتبالیست مشهور


نوشته شده توسط nosrat2 در ساعت 03:53 PM

دیوید بکهام بازیگر می شود؟

می گویند به ستاره فوتبال دیوید بکهام پیشنهاد داده اند که نقش کوتاهی را درفیلم «سرویس مخفی» ایفا کند.

روزنامه سان نوشت، نقش پیشنهادی منفی است.

اوایل امسال بود که ستاره بریتانیایی فوتبال خود را از میادین ورزشی بازنشسته کرد. بازیگر هموطن بکهام، کالین فرث به دیوید پیشنهاد داده که در این فیلم نقش آفرینی کند.

 دیوید بکهام بازیگر می شود؟

کارگردان متیو وون هم بسیار مطمئن است که بکهام نقش را می پذیرد و از قبل نقش تبهکارانه ایی را برای او کنار گذاشته است.

فردی مطلع که نمی خواست نامش فاش شود گفت: «کالین به دیوید پیشنهاد داده است اما وقت دیوید کاملا پر است.او عاشق سینما است و دوست دارد مقابل دوربین ظاهر شود. اما گه گاهی نه به طور تمام وقت.»


کافه سینما

نوشته شده توسط nosrat2 در ساعت 03:16 PM

مریلا زارعی و خواهرش (عکس)


 مریلا زارعی و خواهرش

عصر ایران

نوشته شده توسط nosrat2 در ساعت 10:12 AM

عکسهای متفاوت بازیگران مشهور سینمای ایران همراه خواهرشان

عکسهای متفاوت بازیگران مشهور سینمای ایران همراه خواهرشان


مریلا زارعی و خواهرش

مریلا زارعی و خواهرش

هانیه توسلی و خواهرش
هانیه توسلی و خواهرش

 نگار جواهریان و خواهرش

نگار جواهریان و خواهرش


شهرزاد عبدالمجید و خواهرش

شهرزاد عبدالمجید و خواهرش


ملیکا شریفی نیا و خواهرش
ملیکا شریفی نیا و خواهرش

فتانه ملک محمدی و خواهرش
فتانه ملک محمدی و خواهرش

روناک یوسفی  و خواهرش

روناک یوسفی  و خواهرش


بیتا سحرخیز و خواهرش
بیتا سحرخیز و خواهرش

 آنا نعمتی و خواهرش

آنا نعمتی و خواهرش


نیوشا ضیغمی و خواهرش

نیوشا ضیغمی و خواهرش
 بهنوش بختیاری و خواهرش

بهنوش بختیاری و خواهرش


لاله اسکندری و خواهرش
لاله اسکندری و خواهرش

شقایق دهقان و خواهرش
شقایق دهقان و خواهرش

مونا فرجاد و خواهرش

مونا فرجاد و خواهرش


سپند امیرسلیمانی و خواهرش
سپند امیرسلیمانی و خواهرش

لیلا اوتادی و خواهرش

لیلا اوتادی و خواهرش


 لاله اسکندری و خواهرش
لاله اسکندری و خواهرش



برزو ارجمند و خواهرش
برزو ارجمند و خواهرش

 فقیهه سلطانی و خواهرش
فقیهه سلطانی و خواهرش

رامبد جوان و خواهرش

رامبد جوان و خواهرش


مهتاب کرامتی و خواهرش

مهتاب کرامتی و خواهرش


 شبنم قلی خانی و خواهرش

شبنم قلی خانی و خواهرش


 علی ضیا و خواهرش
علی ضیا و خواهرش

پریناز ایزدیار و خواهرش

پریناز ایزدیار و خواهرش
 لیلا بلوکات و خواهرانش

لیلا بلوکات و خواهرانش

اخبار مرتبط :

عکسهای متفاوت بازیگران مشهور سینمای ایران همراه برادرشان

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 05:34 AM

August 05, 2013

گپی خواندنی با بازیگر کاربلد نقش"اردلان"در سریال مادرانه

مهدی سلطانی با اردلان تمجید تفاوت زیادی دارد و اصلا هم شبیه جمیل نیست. او آرام، افتاده و فرهیخته است. سن و سال زیادی ندارد، اما کارنامه‌اش پر از آثار ارزشمند و قابل دفاع است.

لیسانس بازیگری خود را از دانشکده هنرهای زیبا گرفته ‌است و فوق‌لیسانس کارگردانی از دانشکده سینما و تئاتر دانشگاه دارد. تئاتر را تا مقطع دکترا در دانشگاه آوینیون فرانسه تحصیل کرده و عضو هیات علمی گروه تئاتر دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران است.

  گپی خواندنی با بازیگر کاربلد نقش اردلان در سریال مادرانه


سلطانی زمانی شناخته شد که پس از سال‌ها فعالیت در تئاتر، تقدیر نقش حاج بهزاد در سریال در مسیرزاینده‌رود را برایش کنار گذاشت! او سال گذشته در سریال دیوار با نقش جمیل جایگاهش را در تلویزیون و برای مخاطبان این رسانه تثبیت کرد و این روزها با نقش اردلان طرفدارانش را به وجد آورده است تا آنجا که خیلی‌ها از تماشاگران عادی گرفته تا متخصصان و منتقدان از بازی او حرف می‌زنند و تکیه کلامش در سریال مادرانه نقل محافل شده است.

اردلان تمجید با دیالوگ‌هایی که سعید نعمت‌الله برایش نوشته و بازی درخشان سروستانی به یکی از نقش‌های ماندگار تلویزیون در این سال‌ها بدل شده و به فهرست آثار مهدی سلطانی یک عنوان ارزشمند افزوده است.

سال‌ها در تئاتر بازی کرده‌اید، در سینما و تله‌فیلم و تله‌تئاتر هم تجربه دارید، کارگردانی تئاتر کرده‌اید، جایزه برده‌اید، اما حضور در یک سریال تلویزیونی باعث شد مردم مهدی سلطانی را بشناسند!

اول این که من بیشتر از هر جایی در تئاتر فعالیت کرده‌ام که همیشه در مقایسه با سینما و تلویزیون مخاطبان کمتری داشته است. شهرت به واسطه مخاطب زیاد صورت می‌گیرد و به همین دلیل در سریال بیشتر شناخته شده‌ام. دوم این که آدم پرکاری نیستم و بیشتر تله‌فیلم‌هایی که بازی کرده‌ام مربوط به بعد از در مسیر زاینده‌رود است.

فیلم ملکه را هم بعد از در مسیر زاینده‌رود بازی کردید، و همین طور فیلم سینمایی «چ».

بله، همین‌طور است.

می‌توانم این‌طور نتیجه‌گیری کنم که بین اهالی سینما و تلویزیون هم بعد از بازی در سریال تلویزیونی شناخته شده‌اید؟

بله. همین‌طور است. در کشور ما هم مثل هر جای دیگر دنیا اگر قرار باشد کار جدیدی به یک بازیگر پیشنهاد بشود او باید خودش را بهتر و بیشتر معرفی کند. بازی در سریال‌های تلویزیونی یا هر اثری که مخاطب بیشتری دارد، اگر هنرمندانه انجام شود، یک معرفی خوب برای دریافت پیشنهادهای بیشتر محسوب می‌شود. البته بخشی از موفقیت یک بازیگر به قبول‌نکردن برخی پیشنهادها بستگی دارد. من این شانس را داشتم که خیلی از پیشنهادها را قبول نکنم.

این شانس به مسائل مالی برمی‌گردد یا نتیجه هوش و درایت شما بوده است؟

توقعم را در مورد مسائل مالی پایین آوردم و ضمن این که به دلیل تدریس در دانشگاه به قول معروف آب باریکه‌ای دارم که باعث می‌شود به هر قیمتی تن به هر نقشی ندهم.

تدریس در دانشگاه و داشتن دانشجویانی که بازی شما برای آنها حکم درس را دارد دلیل دیگری برای سختگیری در انتخاب نقش‌ها نیست یا حتی انگیزه‌ای برای بهتر بازی‌کردن؟

نمی‌توانم بگویم به دلیل دانشجویانم در انتخاب کارهایم سختگیری می‌کنم. دانشجویانم مرا می‌شناسند و می‌دانند بسیار مشکل‌پسند هستم و وسواس زیادی در انتخاب و انجام کارم به خرج می‌دهم.

کتابی دارید به نام رئالیسم در تئاتر...

کتاب نیست، ترجمه‌ای از زبان فرانسه است و پژوهشی درباره رئالیسم در بازیگری و کارگردانی.

با توجه به این پژوهش و نوع انتخاب‌هایتان، به نظر می‌رسد به رئالیسم در بازیگری علاقه‌مند باشید، اما با این حال دربازی‌های تلویزیونی‌تان به جای واقعگرایی شاهد اغراق هستیم!

من واژه اغراق را برای کاری که انجام می‌دهم، قبول ندارم. چون اغراق از دروغ می‌آید. اگر در بازی‌هایم اغراق یعنی دروغ وجود داشت، مخاطب با نقش‌هایی که بازی می‌کنم ارتباط برقرار نمی‌کرد. مخاطب به واسطه صداقتی که در بازی‌هایم وجود دارد و به دلیل واقعی‌بودن شخصیت‌ها با نقش‌های من ارتباط برقرار کرده است، چون می‌تواند با شخصیت‌ها همذات‌پنداری کند، آنها را باور کند، بپذیرد و قبول کند که وجود دارند. این حس‌ها هرگز با اغراق ایجاد نمی‌شود.

در سه سریالی که توفیق داشتم بازی کنم، کاملا بر اساس متن فیلمنامه بازی کرده‌ام. متن‌ها شاعرانگی یا ادبیات خاص خودشان را داشته‌اند و احتمالا این ادبیات این حس را به شما داده که شخصیت ارائه‌شده خارج از دنیای واقعی و توام با اغراق خلق‌شده، اما در فرهنگ ما کسانی هستند که واقعا شبیه به اردلان یا جمیل حرف می‌زنند. بعضی از آدم‌ها در فرهنگ خاصی به شکلی حرف می‌زنند که در نوشته‌های آقای سعید نعمت‌الله یا علیرضا نادری می‌بینیم. شیوه حرف‌زدن و نوع واژگانی که این افراد دارند بخشی از شخصیت آنهاست.

در ضمن هنرمند وقتی یک واقعیت را به شیوه نمایشی ارائه می‌کند، در حقیقت آن واقعیت را از فیلتر هنر می‌گذراند. فیلتر هنر باعث می‌شود واقعیت استریلیزه یا شیوه‌پردازی بشود. یعنی زوایدش حذف و به شکلی دراماتیک ارائه می‌شود. بنابراین عصاره واقعیت است که به تماشاگر نشان داده می‌شود، نه همه واقعیت. وقتی ریزه‌کاری‌ها را حذف می‌کنیم و به شیوه استریلیزاسیون نزدیک می‌شویم، ممکن است به قول شما اغراق و از نظر من شیوه‌گرایی اتفاق بیفتد.

یعنی ادبیات و منش اردلان برآمده از خاستگاه اجتماعی اوست و بعد از عبور از فیلتر بازیگر تبدیل به چیزی شده که در سریال می‌بینیم؟

بله، در شمال تهران مردم با ادبیات خاص خودشان حرف می‌زنند، مردم مرکز شهر شیوه بیانی خود را دارند و جنوب شهری‌ها هم ادبیات خودشان را دارند. حتی ادبیات جوان‌ها با ادبیات مسن‌ترها متفاوت است و این تفاوت گاه به حدی رسیده که بزرگ‌ترها زبان جوان‌ترها را بخصوص وقتی نمادین حرف می‌زنند، نمی‌فهمند. این فقط مختص ایران هم نیست. در فرانسه هم مسن‌ترها گلایه می‌کردند که حرف جوان‌ها را نمی‌فهمند.

این مساله فقط به زنده‌بودن زبان مربوط است؟

بخشی از آن بله و بخشی دیگر هم به تغییر شیوه زندگی ارتباط دارد. ورود تکنولوژی و استفاده از اصطلاحاتی که مربوط به آن می‌شود، بشدت روی زبان تاثیر گذاشته است. به جز این موارد در کشورهایی که اخلاقیات اهمیت بیشتری دارد، افراد جامعه برای طرح برخی مسائل به نمادها روی می‌آورند و با استفاده از نمادها با هم حرف می‌زنند؛ به این ترتیب نمادها وارد زبان می‌شود. به عبارتی در کشورهای شرقی مانند کشور خودمان، نمادها جلوه بیشتری نسبت به کشورهای غربی دارند.

در تحلیل شخصیت اردلان به جز نوع بیانش به چه چیزهایی رسیدید؟

اردلان شخصی است که در محله نظام‌آباد رشد کرده و متعلق به فرهنگ آن محله بوده است. او آینده فرزاد است که به بهانه دست‌یافتن به یک شهر آرمانی، طبقه اجتماعی خودش را ترک می‌کند. اردلان به قیمت از دست‌دادن ارزش‌هایی که طبقه اجتماعی‌اش داشته وارد دنیای تازه‌ای می‌شود که گمان می‌کند اتوپیا یا آرمانشهری است برای رسیدن به سعادت؛ اما از آنجا که ارزش‌های بسیاری را قربانی می‌کند تا به چیزهایی دست پیدا کند که به هیچ عنوان با داشته‌های قبلی‌اش برابری نمی‌کند، بعد از گذشت چند سال متوجه می‌شود به آرمانشهر نرسیده است و در عین حال دنیای کوچک خودش را هم از دست داده است. اردلان عشق مادرش را که در فرهنگ ما جایگاه بسیار والایی دارد، از دست داده است.

او خیلی چیزها را قربانی کرده برای این که به ثروت برسد؛ چرا که گمان می‌کرد ثروت می‌تواند مرکبی باشد برای رساندن او به آرمانشهر مد نظرش. اما کم‌کم درمی‌یابد این مرکب هرگز او را به مقصد نمی‌رساند، چون مرکبش نیاز به نیروی محرکه دارد. این نیرو از نظر من عشق است اما اردلان بسیار سرد شده چرا که گرمی عشق را مدت‌ها پیش در وجود خود قربانی کرده است.

اردلان خاستگاه اجتماعی خود را ترک کرده، ارزش‌های جامعه‌اش را قربانی کرده، روحش را به پول فروخته و خلاصه این که خصوصیت مثبت چندانی ندارد، اما مخاطب دوستش دارد! چرا؟

به اعتقاد من بخشی از این مسأله به فیلمنامه برمی‌گردد. در آثار آقای نعمت‌الله ما شخصیت منفی به معنای شرور نمی‌بینیم. شخصیت‌هایی که او خلق می‌کند، خاکستری هستند چون رئالیستی می‌نویسد و در مکتب رئالیسم نه قهرمان داریم، نه شخصیت شرور، نه خوب مطلق و نه بد مطلق.

قهرمان‌ها در رئالیسم از میان اسطوره‌ها، پادشا‌هان، شاهزاده‌ها و فرماندهان سر برنمی‌آورند، آنها متعلق به طبقه متوسط و پایین‌تر هستند. اگر در رمانتیسم شخصیت‌های اصلی شاهزاده‌ها و نجیب‌زادگان هستند در رئالیسم شخصیت اصلی کارگران و کارمندان و آدم‌های متوسط به پایین هستند.

بنابراین آنها نمی‌توانند فراتر از انسان عمل کنند و دست به عملی قهرمانانه بزنند. اردلان هم یک انسان معمولی است و شبیه به خود ما. من فکر می‌کنم کمتر پدری را می‌شود پیدا کرد که حداقل بخشی از شخصیت اردلان را نداشته باشد پس پدرها با او همذات‌پنداری می‌کنند. کمتر کسی را می‌توان پیدا کرد که عشق از دست‌رفته نداشته باشد بنابراین خیلی‌ها با اردلان همذات‌پنداری می‌کند.

در بسیاری از خانواده‌ها والدینی را می‌بینیم که فرزندان‌شان با مسائل حاشیه‌ای دست به گریبانند، گرفتار عشق‌های خیابانی می‌شوند، به دام اعتیاد می‌افتند و... پس همه آنها با اردلان همذات‌پنداری می‌کنند. به همه این دلایل اردلان واقعی است و چون واقعیت دارد دوست داشتنی است. من به عنوان بازیگر باید احساسات اردلان را هر چه واقعی‌تر نشان بدهم.

صرفا به لحاظ حسی به اردلان نزدیک شدید؟

اصلا بازیگری بدون تکنیک محال است، چون صرفا استفاده از احساس به آشفتگی منجر می‌شود. بازیگر در کار تصویری باید در زمان مشخص، در کادر مشخص شده، دست به یک کنش مشخص بزند. اگر بازیگر صرفا احساسی عمل کند زمان و کادر را از دست می‌دهد. بازیگر باید عواطف خود را کنترل، کلاسه و چیدمان بکند و بعد آن را در یک سکانس یا پلان ارائه کند.

بنابراین اگر کسی بگوید بازیگری صرفا با حس و درک‌کردن نقش، شدنی است به نظر من اشتباه می‌گوید. همه بازیگران از تکنیک استفاده می‌کنند تا مخاطب احساس کند چیزی که می‌بیند حس کامل است در حالی که حس کامل نیست! در واقع بازیگر با غریزه حس کامل خود را نشان می‌دهد، با سبک‌ها و شیوه‌هایی که آموخته‌ و با اندیشه و آگاهی خود غریزه را کنترل می‌کند. بنابراین بازیگری عملی نیمه‌هوشیار است؛ نه کاملا مبتنی بر عقل و نه عملا مبتنی بر احساس.

تکنیک یا فن در بازیگری یعنی بازیگر یاد بگیرد چگونه احساس، عواطف یا کنش‌های درونی خود را به عینیت بدل کرده و آن را بیرونی کند به گونه‌ای که جذاب باشد، مخاطب بتواند ارتباط برقرار کند و در مرحله متعالی‌تر تاثیرگذار باشد. برخی بازیگران صرفا تلاش می‌کنند جذاب باشند؛ رفتارها و بیان دیالوگ‌هایشان صرفا با هدف ایجاد جذابیت انجام می‌شود.

این بازیگران بر مخاطب خود تاثیر نمی‌گذارند، ممکن است هنگام ایفای نقش برای مخاطب جذاب باشند، اما خیلی زود فراموش می‌شوند. مثل ستاره‌ای می‌درخشند و خاموش می‌شوند. بازیگرانی هم هستند که در تئاتر، فیلم و سریال چنان هنرنمایی کرده‌اند که بعد از سال‌های سال آنها را به خاطر می‌آوریم.

این بازیگران تاثیرگذارند؛ چرا که با جان و دل، تک‌تک نقش‌هایشان را مطالعه و با جان و دل تک‌تک آنها را به گونه‌ای ایفا کرده‌اند که برای خودشان متقاعدکننده باشد و در نهایت به همان اندازه برای مخاطب‌شان متقاعدکننده بوده است.

در سریال مادرانه و بخصوص در بازی شما در نقش اردلان نکات ‌ریزی وجود دارد که یاد فیلمفارسی‌ یا حتی فیلم‌های هندی را زنده می‌کند. انگار اردلان از جنس همان قهرمان‌های آشناست که دچار استحاله شده. چطور می‌شود در شیوه راه‌رفتن، حرف‌زدن، نگاه‌کردن و بسیاری از مولفه‌های ظاهری و حتی درونی به قهرمان‌ها شبیه شده‌اید، اما در مجموع شخصیتی رئالیستی ارائه کرده‌اید که به دنیای امروز تعلق دارد؟

بسیاری از فیلم‌‌هایی که سال‌های سال از تولید و نمایش آنها گذشته هنوز دوست داریم آنها را تماشا کنیم و در تاریخ سینمای کشورمان سهم دارند. حتما این آثار پارامترهای خوبی داشته که ماندگار شده‌اند. ممکن است خودآگاه یا ناخودآگاه از برخی فاکتورهای مثبت این آثار در سریال مادرانه استفاده شده باشد؛ چه در نویسندگی، چه در کارگردانی و چه در بازیگری و حتی در موسیقی! اما هدف این نبوده که سبک آن فیلم‌ها انتخاب و بر اساس آن سریال مادرانه تولید شود. نکاتی که مد نظر شماست براساس فیلمنامه‌ای که در اختیار داشته‌ایم رخ داده است.

من به عنوان بازیگر نمی‌توانم خارج از فیلمنامه کاری بکنم، می‌توانم چیزی را که نویسنده خلق کرده تکمیل کنم و چیزی را که ننوشته اجرا کنم چون اگر قرار بود فیلمنامه‌نویس تمام این جزئیات را بنویسد فیلمنامه 200 صفحه‌ای به متن 200 هزار صفحه‌ای بدل می‌شد! نکات نوشته نشده را من بازیگر باید ارائه کنم.

اگر به دور و برمان دقت کنیم، می‌بینیم در همین دنیای واقعی مردم رفتارهایی دارند که شاید به نظر عجیب بیاید، ولی این رفتارها وجود دارد. در دنیای ما اتفاقاتی رخ می‌دهد که شاید اگر در دنیای فیلم‌ها رخ بدهد کسی آن را باور نکند. از این رو اگر اردلان پذیرفتنی است و مخاطب با او همذات‌پنداری می‌کند، حتما واقعی است. اگر واقعی عمل نکند، امکان ندارد مخاطب با او همذات‌پنداری کند. این خاصیت رئالیسم است. رئالیسم یعنی به گونه‌ای عمل کنیم که توهمی از واقعیت ایجاد شود و به همذات‌پنداری بینجامد.

قبول دارید نوع نگاه، راه‌رفتن، دیالوگ‌ها و بسیاری از خصوصیات دیگر اردلان برآمده از یک تیپ در دنیای سینما است در حالی که او به دنیای امروز تعلق دارد و قرار است کنش‌ها و واکنش‌هایش واقعی و امروزی باشد که البته هست. چطور بین این دو مقوله تقریبا متضاد تناسب ایجاد کرده‌اید؟

بخش زیادی از آن به بازیگر برمی‌گردد. در آنچه که در هنر نمایش به نام رئالیسم شناخته شده، همه چیز را می‌توان فاکتور گرفت جز بازیگری! مثلا یک دیوار می‌تواند واقعا دیوار نباشد، از یک آشپزخانه فقط یک میز و صندلی وجود داشته باشد، نورپردازی‌ها شباهتی به زندگی واقعی نداشته باشد، اما به دلیل بازی رئالیستی بازیگر، آن نمایش یک اثر رئالیستی محسوب می‌شود.

بخشی از پاسخ سوال شما به این مربوط است که بازیگر چطور عمل بکند و دیالوگ‌هایی را که ادبیات خاص خود را دارد، چگونه بیان کند که مخاطب حس کند این دیالوگ‌ها مال نویسنده نیست و به خود شخصیت تعلق دارد. اگر بازیگر با مهارت این کار را انجام بدهد، مخاطب شخصیت را حتی اگر تداعی‌کننده یک جریان خاص ادبی یا هنری باشد به عنوان واقعیت می‌پذیرد.

اردلان در مادرانه و جمیل در سریال دیوار هر دو خلافکارند، هر دو دختری دارند که به آن عشق می‌ورزند، هر دو جاه‌طلب هستند، هر دو خلا‌های بسیار دارند و... نگران نیستید که به تکرار برسید یا برای مخاطب تلویزیون در یک تیپ خاص جا بیفتید؟

نه، نگران تکرار نیستم. بعد از جمیل نقش‌های زیادی به من پیشنهاد شد که بی‌شباهت به جمیل نبودند و من آنها را نپذیرفتم. نه به این دلیل که شبیه به جمیل بودند، به این دلیل که درست پرداخت نشده بودند. هر انسانی با انسان دیگر متفاوت است؛ حتی دوقلوهای به هم چسبیده. بر همین اساس پدرهای زیادی هستند که دختر دارند، پدرهای زیادی هستند که عاشق دخترشان هستند و پدرهای زیادی هم هستند که با دخترشان مشکل دارند آیا همه آنها شبیه به هم هستند؟ نه! چون ژنتیک، شخصیت و جهان‌‌‌بینی‌شان با هم تفاوت دارد.

به اعتقاد من شاکله مهم و اصلی هر شخصیتی، جهان‌بینی اوست و جهان‌بینی محصول چند فاکتور است: ژنتیک، اجتماع، فرهنگ، جغرافیا، مذهب، تجربیاتی که در زندگی کسب می‌کند و اتفاقاتی که بر سر راه زندگی هر فرد رخ می‌دهد. این مولفه‌ها در کنار هم سبب می‌شوند دیدگاه یک شخص درباره جهان و محیط پیرامونش با شخصی دیگر متفاوت باشد.

همین تفاوت دیدگاه است که باعث می‌شود رفتار و عملکرد آدم‌ها با هم فرق داشته باشد. اگر یک فرد مذهبی و کسی که مذهبی نیست در یک موقعیت مشابه قرار بگیرند واکنش‌های مختلفی بروز خواهند داد. یک نروژی با یک عربستانی در شرایط برابر عملکردهای متفاوت دارند چون جهان‌بینی متفاوت دارند.

اردلان و جمیل هم همین‌طور. اردلان تمجید عاشق دخترش است، جمیل هم هست، اما جنس این عشق‌ها متفاوت است. بخشی از عشق جمیل به دخترش به خاطر شباهت دختر به مادرش بود. جمیل به طبقه خاصی تعلق دارد. او در خانواده‌ای بزرگ شده که دزدی در آن نهادینه شده و نشانه جنم و عرضه است. اما اردلان در یک خانواده سنتی رشد کرده که اخلاقیات اهمیت داشته است.

اردلان وارد طبقه دیگری از جامعه می‌شود که مناسبات متفاوتی دارد و این مناسبات روی رفتارهای او تاثیر می‌گذارد، شغل و هویت اجتماعی‌اش تغییر می‌کند، نگاهش به خانواده عوض می‌شود و به دلیل پیشینه‌ای که دارد، متناقض عمل می‌کند.

وسواس‌های ناشی از خاستگاه اجتماعی او را در زندگی امروزش می‌بینیم. به واسطه همین ریزه‌کاری‌ها اردلان با جمیل فرق می‌کند و با حاج بهزاد هم متفاوت است، حتی اگر یک بازیگر با یک فیزیک همه آنها را بازی کرده باشد. جالب است تا قبل از بازی در نقش اردلان مردم به من می‌گفتند آقا جمیل، الان مرا اردلان صدا می‌کنند و قبل از اینها مرا حاج بهزاد خطاب می‌کردند.

این نکته برای من یک خبر خوب است. خبر از این‌که مردم مرا به‌عنوان مهدی سلطانی نمی‌شناسند و نشان می‌دهد من به عنوان بازیگر توانسته‌ام تفاوت جهان‌بینی شخصیت‌هایی را که بازی کرد‌ه‌ام، کشف و درک کنم و با تکنیک‌هایی که آموخته‌ام آنها را از ذهنیت به عینیت بدل کنم.

معتقدید این نقش‌ها هم متفاوت نوشته شده‌اند و هم شما آنها را متفاوت بازی کرده‌اید؟

فیلمنامه حکم مواد اولیه را دارد. اگر مواد و مصالح اولیه درست و کافی نباشد نمی‌توان نتیجه درستی گرفت. نمی‌شود به شما مواد اولیه قرمه‌‌سبزی را بدهند، ولی شما قیمه بپزید. اما می‌شود با مواد اولیه قرمه‌سبزی و چاشنی‌های مختلف، دو قرمه‌سبزی با طعم‌های مختلف پخت. اگر آشپز خوبی باشید و تجربه داشته باشید، می‌دانید باید چه سبزی‌هایی خرد شود، چقدر خرد شود، چه میزان تفت داده شود، بعد از پیاز داغ تفت بدهید یا قبل از پیاز داغ، چه نوع گوشتی استفاده کنید، لوبیایی که استفاده می‌کنید چقدر در آب بماند، چقدر بپزد، لیمو عمانی بهتر است یا آبغوره و...

آشپز خوبی هستید!

نه خیلی. گاهی آشپزی می‌کنم. فکر می‌کنم متوجه منظورم شدید. همه چیزهایی که گفتم باعث می‌شود مزه فلان قرمه‌سبزی که من در بهمان مهمانی خورده‌ایم همچنان زیر زبانمان مانده باشد. تاثیر بازیگر بر نقش بی‌شباهت به پختن قرمه‌سبزی نیست!

شما دختر دارید؟

نه، من اصلا فرزند ندارم.

یکی دو بار تجربه همکاری با اصغر فرهادی را هم داشته‌اید. چطور شد این همکاری ادامه پیدا نکرد؟

باید شرایط برای همکاری آدم‌ها فراهم شود. اگر نشد به این معنی نیست که همدیگر را قبول ندارند یا سلایقشان باهم فرق می‌کند. من مدتی فرانسه بودم، ایشان در ایران بود، بعد ایشان رفتند من برگشتم. ممکن است در سناریوی ایشان نقشی برای من نباشد یا باید دید تهیه‌کننده هم بازیگر را می‌پذیرد یا نه... خیلی چیزها هست که می‌تواند در یک همکاری نقش داشته باشد.

در حرفه بازیگری خیلی چیزها به تقدیر برمی‌گردد؛ این که شما در یک بزنگاه در کدام جغرافیا باشید و مشغول چه کاری تا بتوانید در تولید یک اثر سهم داشته باشید یا برای همیشه از حضور در آن محروم شوید. درباره این وجه از حرفه‌تان چه احساسی دارید؟

من به قسمت خیلی اعتقاد دارم؛ یعنی اگر قرار باشد در زمره اختیاریون یا جبریون قرار بگیرم، جای من حتما در جمع جبریون افراطی است. معتقدم اگر قسمت نباشد، هرقدر تلاش کنیم به چیزی برسیم این اتفاق نخواهد افتاد و اگر قسمت باشد همه دنیا دست به دست هم بدهند که اتفاقی نیفتد، آن اتفاق حتما خواهد افتاد.

یعنی معتقدید حتی انتخاب رشته، سفر به فرانسه و تحصیل در مقطع دکتری، انتخاب آثاری که در آنها بازی کرده‌اید و هزاران چیز دیگر در زندگی شما فقط به تقدیر برمی‌گردد؟

بله، همه اینها تقدیر من بوده و اگر داستانش را برایتان تعریف بکنم که از حوصله این مصاحبه خارج است، حتما شگفت‌زده خواهید شد.

حداقل یک نمونه در پاسخ به این همه کنجکاوی که ایجاد کرده‌اید، تعریف کنید!

زمانی که قرار بود سریال در مسیر زاینده‌رود ساخته شود، من برای بازی در یک تئاتر تعهد داده بودم. روزهای اول تمرین بود که از دفتر سریال در مسیر زاینده‌رود با من تماس گرفتند و از من خواستند برای بازی در نقش حاج بهزاد صحبت کنیم. من از این دعوت خوشحال شدم و رفتم، اما گفتم به بازی در یک تئاتر دعوت شده‌ام.

پرسیدند کار تئاترتان شروع شده، گفتم: دارد شروع می‌شود. گفتند قرارداد امضا کرده‌ای؟ گفتم: نه، ولی تعهد اخلاقی دارم. به این ترتیب همکاری ما ملغی شد، اما بار دوم تماس گرفتند و گفتند اگر بتوانیم طوری زمان‌بندی کنیم که شما به تئاترتان هم برسید، در سریال بازی می‌کنید؟

از آنجا که آقای علیرضا نادری، نویسنده سریال در مسیر زاینده‌رود مرا می‌شناخت و اصرار داشت من در این نقش بازی کنم، گروه تولید تصمیم گرفته بود زمینه را برای این همکاری فراهم کند. من هم قبول کردم. بعد از مدتی گفتند زمانی که شما درگیر تئاتر هستید ما در اصفهان تصویربرداری داریم و امکان ایجاد هماهنگی نیست.

بعد از مدتی دوباره تماس گرفتند و پرسیدند اگر کار را به گونه‌ای رج بزنیم که زمان بازی شما در سریال بعد از تئاتر باشد حتما خواهید آمد؟ من باز هم اظهار تمایل کردم. باز مدتی گذشت و دوباره خبر دادند در آن بازه زمانی آب زاینده‌رود را می‌بندند و ما به آب رودخانه برای تصاویرمان نیاز داریم. بنابراین این همکاری میسر نمی‌شود.

خلاصه در نهایت، آقای نادری از من خواست تئاترم را رها کنم و به گروه تولید سریال ملحق شوم، اما از نظر من این کار اخلاقی نبود و گفتم نمی‌توانم این کار را بکنم، بنابراین آنها خودشان با آقای علیرضا کوشک‌جلالی تماس گرفتند و مساله را مطرح کردند. نمی‌دانم در این تماس چه اتفاقی افتاد که آقای جلالی کوتاه آمد یا به این نتیجه رسید که بازی در سریال برای من آینده بهتری خواهد داشت، در هر صورت ایشان رضایت دادند و نقش حاج بهزاد به من رسید.

من به خاطر تعهدم به تئاتر مده‌آ، جواب رد به گروه آقای فتحی دادم، اما قسمت این بود که در سریال در مسیر زاینده‌رود بازی کنم. این یک نمونه است و از این نمونه‌ها زیاد در زندگی‌ام رخ داده است. توجه من به تقدیر و قسمت باعث شده به نوعی آرامش برسم. از بسته‌نشدن یک قرارداد اصلا ناراحت نمی‌شوم و از بسته‌شدن یک قرارداد هم خیلی خوشحال نمی‌شوم. احساس می‌کنم اگر قرار باشد به چیزی یا جایگاهی برسم نیاز به پافشاری بیش از حد نیست.

با این دیدگاه چه می‌کنید که منفعل نشوید؟

سعی می‌کنم توانایی‌هایم را افزایش بدهم تا مطلوب شوم، نه طالب. ترجیح می‌دهم خواستنی باشم، نه خواهان. آدم وقتی مطلوب باشد حق انتخاب بیشتری خواهد داشت.

با این روند تا 50 سال دیگر ممکن است 50 تا اسم دیگر مثل جمیل و اردلان داشته باشید!

متشکرم، ولی به هیچ عنوان هدف من از زندگی، تبدیل شدن به آدمی که خیلی هم سر زبان‌ها باشد نیست. من به دنبال آرامش هستم.

اما هدفتان با حرفه‌ای که انتخاب کرده‌اید خیلی تناقض دارد؟

بله، خیلی. سعی می‌کنم با این مساله کنار بیایم و نگذارم آرامشم به هم بریزد. چون من از زندگی خوشبختی می‌خواهم و خوشبختی یعنی آرامش. شهرت هیچ وقت برای من دغدغه نبوده است. شاید اگر دغدغه بود خیلی زودتر از اینها شاید در همان دوران دانشجویی وارد دنیای سینما و تلویزیون می‌شدم. من در تئاتر ماندم و از تئاتر خیلی چیزها یاد گرفتم. جدا از بازیگری به واسطه مواجهه مستقیم با انسان‌ها به خودشناسی رسیده‌ام و می‌رسم. این مساله برایم ارزش زیادی دارد چون باعث آرامشم می‌شود.

با این حساب ممکن است در سریال‌های کمتری بازی کنید.

نمی‌دانم. سریال‌ها و فیلم‌ها را بر این مبنا انتخاب می‌کنم که آرامشم به هم نریزد و البته چیزی که تولید می‌کنیم، ارزش وقت تماشاگر را داشته باشد.

ورودتان به دنیای بازیگری بر اثر قسمت بود یا آن وقت‌ها شهرت را دوست داشتید؟

من خیلی چیزها را دوست داشتم، مثل هر نوجوان دیگری خلبانی را دوست داشتم، می‌خواستم یک مزرعه بزرگ داشته باشم با کلبه، اسب و گاو و مرغ و خروس و کشاورزی کنم، مثل هر کودکی عاشق این بودم که پلیس بشوم یا مثل هر نوجوانی که دوست دارد مورد احترام واقع شود، می‌خواستم پزشک بشوم، اما از دوران مدرسه و حتی از همان دوران ابتدایی استعداد و علاقه بازیگری در من توسط معلمانم کشف شد.

بازیگری را دوست داشتم . از این جهات بازیگری برای من جذاب بود که وقتی آدم نوجوان است به شهرت اهمیت زیادی می‌دهد و شاید من هم با این انگیزه وارد دنیای بازیگری شدم. من هیچ آموزه‌ای در زمینه بازیگری نداشتم.

وقتی وارد دانشگاه شدم با جنبه‌های دیگری از بازیگری آشنا شدم که برای من لذتبخش‌تر از به شهرت رسیدن بود. بازیگری باعث می‌شد من قبل از هر چیز با خودم مواجه بشوم. وقتی آدم در مواجهه با خودش موفق می‌شود روح خودش را ببیند، تازه می‌فهمد کیست و به خودشناسی می‌رسد. این خودشناسی برای من خیلی لذتبخش بود و آن را دوست می‌داشتم.

بعد که وارد دنیای حرفه‌ای تئاتر شدم و نامهربانی‌ها و مناسبات را دیدم به عرصه‌های دیگر هم روی آوردم، البته هرگز نگاه منفی به دیگر رسانه‌ها نداشته‌ام. تئاتر، سینما و تلویزیون برای من ارزشمندند، چون باعث می‌شوند آنچه آموخته‌ام به مخاطبم عرضه کنم.

الان از آقای دکتر مهدی سلطانی سروستانی راضی هستید؟

رضایت امری نسبی است، در مقایسه با گذشته بله راضی هستم البته نه در معنای از خود راضی بودن. اما تمام تلاشم این است که به گونه‌ای عمل کنم به آرمانشهر خودم نزدیک بشوم. از تمام دوستانی که گاهی به من لطف می‌کنند، گاهی پیام‌های محبت‌آمیز می‌دهند و از تمام مردمی که کار ما را می‌بینند، درخواست می‌کنم توقع خود را از ما بازیگران بالا ببرند.

وقتی توقعشان را بالا ببرند، ما مجبور می‌شویم بهتر بازی کنیم، اما اگر هر چیزی را که از ما می‌بینند بپذیرند، ما هم برای بهتر شدن هیچ تلاشی نخواهیم کرد.

جام جم

نوشته شده توسط nosrat2 در ساعت 05:45 PM

عکس: تیپ جدید جواد رضویان در یک مراسم ختم

  تیپ جدید جواد رضویان در یک مراسم ختم


بانی فیلم

نوشته شده توسط nosrat2 در ساعت 05:44 PM

چهره جالب دو بازیگر مشهور ایرانی+ عکس

آخرین نیوز : تصویربرداری فیلم ویدئویی «ازدواج مشروط» به كارگردانی محسن ربیعی و تهیه کنندگی امیر ساعتچی فرد طی روزهای آینده به پایان می رسد و مراحل فنی نیز همزمان در حال انجام است.

 چهره جالب دو بازیگر مشهور ایرانی

خانه ای در شهر زیبا، رستورانی در میدان شعاع، یك پارك در شهرك غرب و... از جمله لوكیشن های این تله‌فیلم تاكنون بوده است. ربیعی خود تدوین و صداگذاری را برعهده دارد و موسیقی كار نیز به صورت انتخابی خواهد بود.


 چهره جالب دو بازیگر مشهور ایرانی

علی صادقی، خاطره حاتمی، سعید امیرگانی، مونا مظلوم نژاد، شقایق قرخانلو همراه با چند تن از هنرجویان هنركده سینمایی فجر و... بازیگران اصلی این تله‌فیلم هستند. صادقی در این كار شخصیت پیرمردی هفتاد ساله را ایفا می كند كه در میان سایر فیلم های او نقشی متفاوت محسوب می شود.

در خلاصه داستان «ازدواج مشروط» آمده: مظفر پدر خانواده بنا به وصیت همسرش، ازدواج مینو (خواهر کوچکتر) را مشروط به ازدواج مینا خواهر بزرگتر قرار می دهد. مینو به دنبال راه حلی برای ازدواج است تا اینكه... .

این تله‌فیلم قرار است از شبكه نمایش خانگی عرضه شود و سایر عوامل اصلی آن عبارتند از: نویسنده: شبیر جوانبخش شیرازی، تصویربردار: داود عباسی، صدابردار: حسام شریعتمدار احمدی، طراح گریم: مرسده میلانی، طراح لباس: فافا فامیلی، مدیر صحنه: میثم خانجانی، برنامه ریز و دستیار کارگردان: ارشیا بجوشین، مدیر تدارکات: مرتضی علیزاده، محصول: بنیاد سینمایی فجر.

نوشته شده توسط nosrat2 در ساعت 05:43 PM

مهناز افشار،رادان و مدیری روی یک پل+عکس

شبکه ایران: در حالی که آخرین ساخته سینمایی مهدی کرم پور با عنوان «پل چوبی» در آستانه اکران قرار دارد در تازه ترین پوستر منتشر شده از این فیلم بازیگران اصلی آن را ایستاده بر روی پل می بینیم؛ گویا فلسفه وجودی پل به حضور این چهار نفر بسته است.

در این بین تنها بهرام رادان است که آن بخش از پل که زیرپایش است ویران نشده است.

مهناز افشار،رادان و مدیری روی یک پل

نوشته شده توسط nosrat2 در ساعت 05:40 PM

عکسهای متفاوت جواد عزتی بازیگر نقش روحانی در سریال دودکش + عکس همسر

عکسهای متفاوت جواد عزتی بازیگر نقش روحانی در سریال دودکش

گروهی از بازیگران به خاطر فعالیت مستمرشان در آثار و مجموعه‌های طنز به عنوان بازیگران طنز شناخته می‌شوند. آیا می‌توانیم شما را هم جزو این گروه بدانیم؟


باید بگویم من خودم را یک کمدین نمی‌دانم. من در همه سال‌های فعالیتم تلاش کرده‌ام به طور مستمر در کار جدی و طنز حضور داشته باشم و همیشه این توالی را رعایت کرده‌ام. اما مردم نقش‌های کمدی من را بیشتر دوست داشته‌اند و این آثار بیشتر در ذهنشان نقش بسته است و آن را به یاد دارند. ایرادی هم نمی‌توان به آنها گرفت؛ خود من هم این نوع نقش‌ها و کارها را دوست دارم و اساسا به طنز علاقه دارم. اما همیشه یکی در میان در کارهای جدی و طنز حضور داشته‌ام.
فکر می‌کنم حضور در مجموعه ویدئویی «قهوه تلخ» به این نگرش دامن زده است؟


بله فکر می‌کنم پروسه طولانی مدت تولید و پخش این مجموعه باعث شد این نگاه تقویت شود. من همزمان با آن کار در مجموعه سرزمین کهن به کارگردانی کمال تبریزی هم بازی داشتم. اما تولید این مجموعه هنوز به پایان نرسیده و پخش آن هم شروع نشده است. شاید همه این اتفاقات باعث شده است به گفته شما این نگرش ایجاد شود.


بنابراین در پخش کارهایتان وضع به گونه‌ای پیش رفته است که حضور شما در آثار طنز بیشتر نمود پیدا کند.


بله، چراکه من خودم همیشه حواسم هست اگر سر یک کار طنز مثل قهوه تلخ هستم، در کنار آن در یک مجموعه جدی هم بازی کنم. ممکن است کار جدی دیده یا پخش نشده باشد یا محوریت نقش‌هایم در اثر طنز بیشتر از آثار جدی بوده باشد؛ بنابراین نقش‌هایم در فیلم‌ها و مجموعه‌های طنز نمود بیشتری داشته است. مثلا بین یک سریال 90 قسمتی طنز و یک فیلم 90‌دقیقه‌ای فرق زیادی است و طبیعی است اولی بیشتر در ذهن مردم باقی می‌ماند.


مجموعه قهوه تلخ در حوزه آثار ویدئویی موفق بود، اما شاید نتوان این گفته را در مورد بقیه آثار ویدئویی صادق دانست، زیرا به نظر می‌رسد این حوزه هنوز به عنوان یک مدیوم مستقل بین مردم جا نیفتاده است؟


پخش این مجموعه داشت به جا افتادن این مدیوم بین مردم کمک می‌کرد. اما همان طور که این روند داشت طی می‌شد برخی عوامل آن کار و بعضی آثار مشابه باعث شدند مردم نسبت به پخش این آثار و زمانبندی آن بی‌اعتماد شوند. اما قهوه تلخ در کل اتفاق خوبی در حوزه ویدئویی بود.


به نظر شما این بخش تا چه حد قابلیت دارد؟ اساسا به بستر ویدئویی به عنوان یک رسانه و مدیوم مستقل برای عرضه محتوا نگاه شود؟


به هر حال هر بستری فضا و قابلیت‌های خاص خودش را در این زمینه دارد. اما باید فرهنگ آن را بین مردم جا انداخت. این اتفاق داشت بتدریج در ارتباط با مجموعه قهوه تلخ می‌افتاد.
زمانی ما حتی به این فکر نمی‌کردیم که بتوانیم بعد از اکران عمومی فیلم‌ها در سینما نسخه ویدئویی آنها را در سوپرمارکت ببینیم و براحتی آنها را بخریم و با‌فاصله کمی بعد از نمایش در سینماها در منزل‌مان به تماشایشان بنشینیم.


اما کالای فرهنگی در حال حاضر در سبد فرهنگی جامعه ما جای گرفته است و بسیاری از خریدهای ما‌را این محصولات تشکیل می‌دهد. به نظر من حالا که چنین بستری فراهم شده است باید بکوشیم که آن را حفظ کنیم و قدرش را بدانیم. اینجاست که عملکرد ما اهمیت زیادی پیدا می‌کند. باید فرهنگسازی صورت بگیرد، کارهای خوبی ساخته و عرضه شده تا این تعامل دوطرفه ادامه یافته و تقویت شود.


شما از جمله بازیگرانی هستید که در هر سه عرصه سینما، تلویزیون و تئاتر بازی کرده‌اید. چه نگاهی به این سه مدیوم دارید و حضور در کدام‌یک برایتان اولویت است؟


به نظر من هیچ فرقی میان این سه حوزه وجود ندارد و این طور نیست که بخواهیم بگوییم یکی از دیگری سخت‌تر است. هرکدام تکنیک خاص خود را دارد. تنها تفاوت آن درآمد بیشتر عرصه تصویر بود که در حال حاضر این تفاوت هم دیگر به لطف بعضی دوستان وجود ندارد (با خنده). فقط می‌توانی در عرصه تصویر خیالت از این راحت باشد که اگر شش ماه سر کار هستی حداقل یک در آمد ثابت در آن مدت داری و دستمزد دریافت می‌کنی.

اما در تئاتر در آمد تو تنها به زمان اجرا مربوط می‌شود و حتی برای تمرین‌ها هم دستمزدی دریافت نمی‌کنی. این باعث می‌شود زندگی شما به لحاظ درآمدی در تئاتر عقیم باشد و احساس نکنی شغل داری.

 شاید همین مساله باعث می‌شود عده‌ای تصویر را ترجیح بدهند. در مورد شهرتی که به واسطه حضور در کارهای تصویری برای یک بازیگر به‌دست می‌آید هم باید بگویم این اتفاق ناشی از این مدیوم‌ها و ویژگی‌هایشان نیست، بلکه به فرهنگ جامعه ما بستگی دارد. اصولا تئاتر میان خانواده‌ها جایگاه مناسبی ندارد و عموم مردم خودشان را ملزم به پیگیری و دنبال‌کردن کارهای این حوزه نمی‌دانند. البته در کشورهای دیگر هم تا حدودی این وضع وجود دارد. اما در بعضی کشورها تئاتری‌ها به اندازه سینمایی‌ها بین مردم شناخته شده و مشهور هستند. البته باید گاهی به مردم در این زمینه به دلیل کمبود سالن و تبلیغات و این طور مسائل حق داد.


زنده ماندن هنر یک هنرمند به دیده شدن اثرش است نه معروفیت و شهرت آن. وقتی شما یک نقاشی می‌کشید تا زمانی که کسی آن را نبیند و از کارتان تعریف نکند، برایتان دلچسب نیست. بنابراین هنرمند ذاتا به تحسین و دیده شدن و در درجه اول به داشتن مخاطب نیاز دارد. شرایط برای بازیگر هم همین طور است. ممکن است گرایش بعضی بازیگران به عرصه تصویر به این دلیل باشد که در تئاتر تعداد مخاطبان کمتر است و برای او این دیده شدن محسوس نیست. بنابراین به سمت و سوی کارهای تلویزیونی کشیده می‌شود که مخاطبانی از طیف گسترده‌تر دارد. از نظر روحی هم او را راضی می‌کند.


اما تصویر ممکن است به عنوان یک واسطه عمل بکند و باعث شود بازی یک بازیگر از خلوص اولیه خود دور شود و تحت تاثیر تکنیک قرار بگیرد.


این دقیقا همان چیزی است که من اول صحبت‌هایم به عنوان تکنیک بازی در مدیوم‌های مختلف به آن اشاره کردم. وقتی تکنیک یک رسانه را خوب بشناسی همه محدودیت‌ها و ظرفیت‌های آن را در نظر می‌گیری و با‌توجه به همه این مشخصه‌ها بازی می‌کنی. یک نقاش می‌داند که دارد با چه ابزاری کار می‌کند. بنابراین نتیجه کارش را متناسب با آن ابزار از قبل پیش‌بینی و برای هنرش برنامه‌ریزی می‌کند. حتی بیننده و مخاطب آن هنر هم با توجه به همین ابزارها کار او را قضاوت می‌کند و به یک نتیجه‌گیری می‌رسد. این طور نیست که در تصویر بازی تو حذف شود یا تغییر کند. هر رسانه تکنیک خاص خود را دارد.


این روزها در یک اثر نمایشی مشغول ایفای نقش هستید. کمی درباره کار و نقش‌تان در این نمایش توضیح دهید.
من حدود 17 سال است تئاتر کار می‌کنم. اما مدتی به دلیل این که کارهایم در عرصه تصویر زیاد بود، مجبور شدم فعالیتم را در تئاتر کمتر کنم و معمولا سالی یک‌بار در یک کار نمایشی حضور داشتم. البته بعضی اوقات هم در نمایش‌هایی بازی می‌کردم که متاسفانه به اجرا نمی‌رسید.


پسران آفتاب، نمایشی است که این روزها در سالن اصلی مجموعه تئاتر‌شهر روی صحنه رفته است. این نمایش اثر نیل سامون، کمدین مشهور آمریکایی است و داستان دو بازیگر قدیمی است که قرار است بعد از سال‌ها در نمایشی مقابل هم روی صحنه بروند. من نقش کاراکتری به نام بن را بازی می‌کنم که در واقع واسطه‌ای برای آشتی دو شخصیت اصلی داستان است.


به نقش متفاوت‌تان در سریال دودکش اشاره کنیم که از شبکه یک سیما به پخش می‌رسد.


من در این مجموعه نقش یک فرد روحانی را بازی می‌کنم. این کاراکتر از قسمت 19 وارد داستان می‌شود. یعنی زمانی که کاراکتر‌ها به طور کامل برای مخاطب معرفی شده و برای آنها آشنا هستند. اولین چیزی که ممکن است در این زمان به ذهن یک کمدین برسد این است که بسیار خب، من با حضور در این نقش فرصت دارم در همراهی با دیگر کاراکتر‌ها یک نوع بازی کمیک جدید ارائه کنم. بازی در این نقش برای من جذابیت داشت، زیرا با نقش‌هایی که تا حالا بازی کرده بودم، متفاوت بود.


در سریال رمضانی «دودکش» نقش یک روحانی را بازی کردید؛ نقشی که ایفای آن از سوی شما ـ که معمولا در قالب طنز ایفای نقش می‌کنید ـ می‌توانست حساسیت‌های خاصی را به وجود ‌آورد. چه دیدگاهی درباره این نقش داشتید؟


البته من قبل از دودکش هم در فیلم «طلا و مس» چنین نقشی را بازی کرده بودم. باید بگویم که تلاش همه ما این بود که نقشی که من قرار است در دودکش بازی کنم، به‌گونه‌ای باشد که مردم ابتدا ارتباط خوبی با آن برقرار کنند و بعد حرفش را بپذیرند. ما وقتی قرار است نقش‌هایی را ایفا کنیم که مردم نسبت به آنها باورهای مشخصی دارند، با حساسیت روبه‌رو هستیم. این مساله درباره ایفای نقش یک روحانی هم صدق می‌کند، چرا که روحانیت، قشری است که مردم در جامعه برای آن احترام قائل هستند و ما هم نمی‌توانیم از این جایگاه والا چشم‌پوشی کنیم ضمن آن که وقتی حرکت ما براساس حرکت جامعه است، باورها و قصه‌هایی را که مربوط به جامعه است، روایت می‌کنیم.


ایده شما برای ایفای باورپذیر این نقش چه بود؟


من خودم اول به این موضوع توجه دارم که نقشم دوست داشتنی باشد و بعد حرف و پیام را بتوانم به مخاطب انتقال دهم و مردم بتوانند راحت‌تر با شخصیتی که من ایفاگر آن هستم، ارتباط برقرار کنند. در دودکش، من از قسمتی وارد این مجموعه می‌شوم که بیننده‌ها با بیشتر کاراکترها آشنا شده‌اند و از ویژگی‌هایشان آگاه هستند. پس آدم جدیدی که وارد قصه می‌شود، باید ویژگی‌های خاصی داشته باشد و من این ویژگی‌ها را در دل قصه جا بدهم./باشگاه خبرنگاران



جواد عزتی

جواد عزتی

 
جواد عزتی

جواد عزتی

جواد عزتی و همسرش

جواد عزتی

جواد عزتی و همسرش

جواد عزتی

جواد عزتی در قهوه تلخ

جواد عزتی

 جواد عزتی

جواد عزتی در سریال دودکش در نقش یک روحانی

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 08:20 AM

تصادف بازیگر زن سینما با خودروی قاچاقچیان مواد مخدر در خیابانهای تهران +عکس

تصادف بازیگر زن سینما با خودروی قاچاقچیان مواد مخدر در خیابانهای تهران

تعدادی از افراد گروه فیلم سینمایی «فصل فراموشی فریبا» تازه‌ترین ساخته عباس رافعی در حین فیلمبرداری دچار حادثه شدند.

تصادف ماشین ساره بیات


فیلمبرداری فیلم «فصل فراموشی فریبا» مدتی است آغاز شده است ، گروه فیلمبرداری فصل فراموشی فریبا به دلیل ضرورت فیلمنامه و ایجاد فضای مستند در فیلم نیاز به فیلمبرداری غیر محسوس در حاشیه های پر خطر شهر دارد که روز چهار شنبه گذشته هنگامی که در اطراف خیابان خزانه وانت فیلم که ساره بیات راننده آن بود و گروه فیلمبرداری در پشت وانت استتار شده بودند به قصد فیلمبرداری مستند وارد موقعیت خاصی می شود، که گویا قاچاقچیان مواد مخدر در حال رد و بدل کردن مواد بودند پس از فهمیدن ماجرا و دیدن دوربین در حال فیلمبرداری ، یکی از ماشین های مشکوک برای منحرف کردن وانت فیلمبرداری چندین بار با سرعت به وانت کوبید که مهارت رانندگی ساره بیات مانع از واژگونی وانت گردید. اما منشی صحنه ، فیلمبردار و دستیار فیلمبردار دچار حادثه شدند که با همیاری اورژانس به بیمارستان هفتم تیر شهر ری اعزام شدند که خوشبختانه آسیب جدی به آنها وارد نشد. پس از بررسی مدیر تولید و استعلامات لازم اتومبیل های فوق سرقتی اعلام شدند که برای حمل مواد مخدر مورد استفاده قرارمی گرفتند.

فارس

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 05:01 AM

تصاویر مجریان و بازیگران مشهوری که در مراسم تنفیذ یا تحلیف روحانی حاضر بودند

تصاویر مجریان و بازیگران مشهوری که در مراسم تنفیذ روحانی حاضر بودند

بازیگران و مجریان حاضر در مراسم تحلیف حسن روحانی یکی از سوژه های عکاسان و خبرنگاران حاضر در مراسم تحلیف دکتر حسن روحانی رئیس جمهور کشورمان بود. به گزارش کافه سینما به نقل از سیمرغ در حالی که عزت‌الله انتظامی نیامد اما بازیگرانی چون محمدرضا شریفی‌نیا، مجید مظفری و مجریانی همچون اقبال واحدی و محمد صالح علا حضور داشتنئد.

تصاویر مجریان و بازیگرانی که در مراسم تنفیذ روحانی حاضر بودند  تصاویر مجریان و بازیگرانی که در مراسم تنفیذ روحانی حاضر بودند

تصاویر مجریان و بازیگرانی که در مراسم تنفیذ روحانی حاضر بودند

تصاویر مجریان و بازیگرانی که در مراسم تنفیذ روحانی حاضر بودند   

علی پروین در مراسم تحلیف



تصاویر مجریان و بازیگران مشهوری که در مراسم تنفیذ روحانی حاضر بودند

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 04:39 AM

August 04, 2013

تصادف بازیگر زن سینما با قاچاقچیان

شبکه ایران: گروه فیلمبرداری «فصل فراموشی فریبا» به دلیل ضرورت فیلمنامه و ایجاد فضای مستند در فیلم نیاز به فیلمبرداری غیر محسوس در حاشیه های پر خطر شهر دارد که روز چهارشنبه گذشته هنگامی که در اطراف خیابان خزانه وانت فیلم که ساره بیات راننده آن بود و گروه فیلمبرداری در پشت وانت استتار شده بودند به قصد فیلمبرداری مستند وارد موقعیت خاصی می شود، که گویا قاچاقچیان مواد مخدر در حال رد و بدل کردن مواد بودند پس از فهمیدن ماجرا و دیدن دوربین در حال فیلمبرداری ، یکی از ماشین های مشکوک برای منحرف کردن وانت فیلمبرداری چندین بار با سرعت به وانت کوبید که مهارت رانندگی ساره بیات مانع از واژگونی وانت گردید.

 تصادف بازیگر زن سینما با قاچاقچیان

اما منشی صحنه ، فیلمبردار و دستیار فیلمبردار دچار حادثه شدند که با همیاری اورژانس به بیمارستان هفتم تیر شهر ری اعزام شدند ، که خوشبختانه آسیب جدی به آنها وارد نشد . پس از بررسی مدیر تولید و استعلامات لازم اتومبیل های فوق سرقتی اعلام شدند که برای حمل مواد مخدر مورد استفاده قرارمی گرفتند.

 تصادف بازیگر زن سینما با قاچاقچیان

فیلمبرداری فیلم «فصل فراموشی فریبا» که با آخرین تکنولوژی دوربین های آری فلکس (Alexa) در ایران صورت می گیرد به کارگردانی و تهیه کنندگی عباس رافعی و با حضور مسعود دلیری به عنوان مدیر تولید ، علیرضا برازنده به عنوان مدیر فیلمبرداری و بازیگرانی همچون ساره بیات – امین زندگانی – شهین تسلیمی – هومن کیایی و.... در انتهای راه است.

 تصادف بازیگر زن سینما با قاچاقچیان

نوشته شده توسط nosrat2 در ساعت 06:09 PM

معروفترین حیوانات بازیگر سینما + تصاویر


پایگاه اطلاع رسانی هالیوود ریپورتر ، تعدادی از موجودات چهار پای سینما را که تأثیر فوق العاده ای در تماشاگران گذاشته اند را معرفی کرد.

به گزارش پرشین وی به نقل از سینما خبر ، از سگی به نام «یوگی» در فیلم «هنرمند» تا «تد نود لیجنت» در فیلم «آستین پاورز» ؛ پایگاه اطلاع رسانی هالیوود ریپورتر ، تعدادی از موجودات چهار پای سینما را که تأثیر فوق العاده ای در تماشاگران گذاشته اند را معرفی کرد.

«یوگی»‌ در فیلم «هنرمند» محصول 2011

بازیگر 4 پای فیلم برگزیده اسکار «هنرمند» پس از بازی در این فیلم بازنشسته شد . «عمر فون مولر»‌ مالک این سگ می گوید ‌‌:‌ او فقط یک سگ پیاده روی بود و شهرت برای او معنایی نداشت.


معروفترین حیوانات بازیگر سینما

«کازمو» در فیلم «مبتدی ها» محصول 2010

«کازمو» بهترین بازی خودش را در فیلم «مبتدی ها» ارائه داد . او سه پروژه سینمایی «خوشامدگویی به من» و «بینی خوش شانس» را تا سال 2014 روی پرده سینما می برد. «ماتیلدا دیکانی» مربی کازمو درباره این سگ می گوید :‌ او دوست دارد پرمشغله باشد.


معروفترین حیوانات بازیگر سینما

«کلاید» در فیلم «ماریلی و من» محصول 2008

کلاید به زودی در فیلم اُکولوس که یک درام خانوادگی است روی پرده سینما می رود.

 معروفترین حیوانات بازیگر سینما

«پاپ کورن دیلیتس» در فیلم «سی بیسکوئیت» محصول 2003

اسب معروف فیلم «سی بیسکویت» پس از پایان فیلمبرداری این فیلم بازنشسته شد. او یک اسب مسابقه بود ولی در حال حاضر یک بازیگر بازنشسته است.

 معروفترین حیوانات بازیگر سینما

«تد نودیجنت» در نقش «آقای بیگ لس ورث» در فیلم «آستین پاورز» محصول 1997

این گربه علی رغم ظاهر زشت در فیلمهای ترسناک متعددی از جمله «می دانم چه کسی را کشته» بازی کرد . او چند سال قبل تلف شد.

معروفترین حیوانات بازیگر سینما

«مونی» در نقش «بروزر» در فیلم «رسما طلایی»‌ محصول 2001

«مونی» در واقع یک حیوان تبلیغات بود که در فیلم «رسما طلایی»‌ بازی کرد و به بازیگر چهارپای فیلمهای کمدی تبدیل شد.

 معروفترین حیوانات بازیگر سینما

نوشته شده توسط nosrat2 در ساعت 02:17 PM

عکس: ایرج طهماسب در پشت صحنه دودکش

شبکه ایران: ایرج طهماسب، بازیگر، کارگردان و مجری شناخته شده برنامه «کلاه قرمزی» از جمله هنرمندانی است که در زمان تولید «دودکش» در پشت صحنه این سریال حضور یافت.

ایرج طهماسب در پشت صحنه دودکش

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 12:02 PM

دوران جوانی رضا شفیعی جم / عکس

دوران جوانی رضا شفیعی جم


آخرین نیوز

نوشته شده توسط nosrat2 در ساعت 11:43 AM

August 03, 2013

لادن مستوفی و همسرش / تصاویر

لادن مستوفی و همسرش

لادن مستوفی (زاده تنکابن ۲۶ آبان ۱۳۵۱) بازیگر زن ایرانی است. او همسر شهرام اسدی (کارگردان) و خواهر لاله مستوفی (منشی صحنه) است. وی کار خود را با فیلم روز واقعه آغاز کرد و چند سال بعد پس از بازی در مجموعهٔ دوران سرکشی کمال تبریزی به شهرت رسید.

لادن مستوفی و همسرش

لادن مستوفی و همسرش

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 07:44 PM

شقایق دهقان و پسرش بر سر مزار پدر/ عکس

شقایق دهقان و پسرش بر سر مزار پدر

آخرین نیوز

نوشته شده توسط nosrat2 در ساعت 06:50 PM

بازیگر جوان ، دست به افشاگری زد

 امیرحسین رستمی، دست به افشاگری زد

باشگاه خبرنگاران: امیرحسین رستمی، متولد 12 بهمن 1354 در تهران است، بیشتر مخاطبان او را با نام "شکور" در مجموعه "شمس العماره" به کارگردانی "سامان مقدم" می شناسند.
"رستمی" در طی این سال ها به جای شخصیت های طنز و جدی در سریال های متفاوت به ایفای نقش پرداخت و این روزها به بهانه بازی متفاوت او در مجموعه "دودکش" که از شبکه یک سیما روی آنتن می رود، پای گپ و گفتی با او نشستیم که بخشی از آن را در مصاحبه زیر می خوانید:
- آقای "امیرحسین رستمی" شما 15 کیلو وزن کم کردید و فکر می کنم به دلیل کاراکتر متفاوت خود در "دودکش" این کار را انجام دادید، درست است؟
- قبل از "دودکش" سرکاری بودم که اضافه وزن پیدا کردم و به دلیل حضورم در سریال مناسبتی "دودکش" 15 کیلو از وزن خود را کم کردم.

- شما کاراکتر متفاوتی را در مجموعه "دودکش" بازی کردید، آیا خلق شخصیت "بهروز" کار شما بود یا در متن طراحی کاراکتر شما اینگونه بود؟
- "دودکش" طنز موقعیت بود و همه این طراحی ها در متن انجام گرفته بود و زمانی که فیلمنامه را خواندم همه اتفاقها در آن ها طراحی شده بود و معتقدم این سریال از نظر گریم، فیلمناه و کارگردانی بسیار درخشید.

** با فقر فیلمنامه مواجه ایم

- چه چیز باعث درخشش و برقراری خوب "دودکش" با مخاطبان و نیز خود بازیگران این سریال شد؟
- ماجرا این است که ما مشکل بزرگی را در سریال سازی داریم و آن هم فقر فیلمنامه و دم دستی بودن متن ها است، شخصیت پردازی ها درست انجام نمی شود و بازیگران باید از توانایی خود به کار اضافه کنند تا شخصیتی خلق شود که این مسئله هم بازیگر را به تکرار می اندازد و یا به اصطلاحی دیگر بازیگر تمام می شود، در "دودکش" شخصیت پردازی ها خوب بوده و این اتفاق خوب را "برزو نیک نژاد" رقم زد و "میرحسین لطیفی" هم به عنوان کارگردان بازی درست را از بازیگران این کار گرفت و باعث شد که کار به سوی لودگی و لمپن بازی نرود و خوشبختانه همه بازیگران کار خودشان را به خوبی انجام دادند تا داستان برای مخاطب ملموس و باورپذیر شود و امروزه همه ما شاهد هزاران نفر چون "عفت"، "فیروز"، "بهروز"، "نصرت" و ... در جامعه هستند و قرار نیست که اتفاق خاصی در "دودکش" رخ دهد.

** برقراری ارتباط با "بهروز" دشوار بود

- "بهروز" به عقیده من متفاوت ترین کار کارنامه هنری شما بود، چگونه با این کاراکتر ارتباط برقرار کردید؟
- من قبل از قرارداد، فیلمنامه را خواندم و با این قصه سخت ارتباط برقرار کردم و در ابتدا تلاش کردم نقش کوچکتری را بردارم.

** "دودکش" بدون "فیروز" ساخته نمی شد

- چرا؟ ایراد کار کجا بود؟

به جز نقش "فیروز" که معتقدم جز "هومن برق نورد" کسی در کره زمین پیدا نمی شود که بتواند آن را بازی کند، بقیه نقش ها برای "امیرحسین رستمی" جذاب نبود و برای من جای کار نداشت من از اول عادت داشتم که کار با من شروع شود و بار سریال بر دوشم باشد و از سوی دیگر این فضای طنز و شخصیت "بهروز" برایم عجیب و غریب بود چون همه کمدی هایی که تا الآن بازی کرده بودم، در نقش یک پسر شیک به عنوان مثال (شکور) در "شمس العماره" و دیگر کارهایم را در طی این سال ها داشته ام ولی "بهروز" "دودکش" جوانی خنگ و پر دردسر است و این تفاوت خیلی برایم قابل درک نبود.

** قبل از قرارداد عاشق قصه شدم

- بعضی از نقش ها آدم را صدا می کنند ولی نقش "بهروز" مرا صدا نکرد اما "محمدحسین لطیفی" کارگردان و "برزو نیک نژاد" نویسنده به من گفتند به ما اعتماد کن و این ترس در من چالش بزرگی را به وجود آورد.

- یعنی شما می گویید نقش اصلاً برای شما وسوسه انگیز نبود؟
- بله. دلایل آن را هم گفتم ولی الآن خوشحالم که مردم راضی اند و خارج از کشور هم که بودم، دیدم که مردم به سایت ها مراجعه می کنند و قسمت هایی را که ندیده اند را دانلود می کنند و خوشحالم که "بهروز" کاراکتری متفاوت و جذاب شد.

** در "دودکش" پاسکاری تیم بی نظیر بود

- "دودکش" اثری ماندگار شد و "بهروز" کاراکتری متفاوت در کارنامه کاری شما، این اتفاق را مدیون چه کسانی هستید؟
از "برزو نیک نژاد" نویسنده به دلیل شخصیت پردازی درست و همچنین از "محمدحسین لطیفی" که کارگردانی صاحب نام و با تجربه هستند تشکر می کنم و در کنار آن از دیگر اعضای تیم به خصوص "ایمان امیدواری" طراح گریم"، "امیر حاتمی" صدا بردار، و "ابراهیم غفوری" تشکر ویژه ای دارم.

- شما اشاره به گریم خود کردید، کمی از این جنسی گریم برایمان بگویید؟
- قطعاتی با دقت روی بینی و سیبیل گذاشته شد تا "امیرحسین رستمی" از خوش تیپی کارهایش درآید تا به "بهروز" "دودکش" تبدیل شود و این جنس گریم هم برای من خیلی غریب بود.

** هوشمندی یک بازیگر نقش مهمی در ماندگاری او دارد

-شما برای بازی در دو کار دیگر ماه رمضان انتخاب شدید، چی شد "دودکش" را برگزیدید؟
- خوب اینجا باید یک بازیگر هوشمندی خود را به کار گیرد و نقش را درست انتخاب کند و خوشحالم که انتخاب درستی را انجام دادم و از حمایت های سازمان صدا و سیما تشکر می کنم و در کنار آن از "مهدی فرجی" مدیر شبکه یک سیما به دلیل حمایت هایشان نیز سپاسگزارم.

نوشته شده توسط nosrat2 در ساعت 04:34 PM

August 02, 2013

شقایق دهقان و پسرش بر سر مزار پدر/ عکس

شقایق دهقان و پسرش بر سر مزار پدر

شقایق دهقان و پسرش بر سر مزار پدر

اخبار مرتبط :

 گزارش تصویری مراسم ختم پدر شقایق دهقان با حضور بازیگران مشهور 

عکس : شقایق دهقان و همسرش

پدر شقایق دهقان درگذشت / عکس

عکسهای متفاوت شقایق دهقان در کنار پدر و مادر ، خواهر ، همسر و دوفرزندش / شقایق از بیماری سخت پدرش می گوید

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 03:54 AM

August 01, 2013

گزارش تصویری مراسم ختم پدر شقایق دهقان با حضور بازیگران مشهور

گزارش تصویری مراسم ختم پدر شقایق دهقان با حضور بازیگران مشهور

باني فيلم آنلاين:مراسم ختم مهرداد دهقان،پدر شقایق دهقان عصر دیروز(چهارشنبه 9 مرداد) در مسجد جامع شهرک غرب برگزار شد. به گزارش «بانی فیلم»،پدر شقایق دهقان که به دلیل ابتلا به بیماری سرطان از حدود دو ماه قبل در بیمارستان بستری بود، ساعت 2 بعدازظهر روز شنبه 5 مرداد درگذشت.

 مهراب قاسم خانی همسر دهقان،مهران مدیری،حمیدفرخ نژاد،الهام پاوه نژاد،سعیدامیرسلیمانی، محسن چگینی،امیر جعفری و همسرش ریما رامین فر،سعید پیردوست، رضا کریمی،بهرنگ دزفولی زاده ،سپند امیرسلیمانی،رضا بنفشه خواه،خشایار الوند، زامیاد سعدوندیان،علی دهکردی،جواد رضویان،رضا یزدانی،کمند امیر سلیمانی،سام درخشانی،محمد رضا هدایتی،پژمان جمشیدی، پروین قائم مقامی،امیر مهدی ژوله و ... از جمله حاضران در این مراسم بودند. بانی فیلم این مصیبت را به این هنرمند و خانواده گرامی اش صمیمانه تسلیت می گوید.



گزارش تصویری مراسم ختم پدر شقایق دهقان با حضور بازیگران مشهور

گزارش تصویری مراسم ختم پدر شقایق دهقان با حضور بازیگران مشهور

 گزارش تصویری مراسم ختم پدر شقایق دهقان با حضور بازیگران مشهور

 گزارش تصویری مراسم ختم پدر شقایق دهقان با حضور بازیگران مشهور

گزارش تصویری مراسم ختم پدر شقایق دهقان با حضور بازیگران مشهور

 گزارش تصویری مراسم ختم پدر شقایق دهقان با حضور بازیگران مشهور

گزارش تصویری مراسم ختم پدر شقایق دهقان با حضور بازیگران مشهور

گزارش تصویری مراسم ختم پدر شقایق دهقان با حضور بازیگران مشهور

 گزارش تصویری مراسم ختم پدر شقایق دهقان با حضور بازیگران مشهور

گزارش تصویری مراسم ختم پدر شقایق دهقان با حضور بازیگران مشهور

گزارش تصویری مراسم ختم پدر شقایق دهقان با حضور بازیگران مشهور

گزارش تصویری مراسم ختم پدر شقایق دهقان با حضور بازیگران مشهور

گزارش تصویری مراسم ختم پدر شقایق دهقان با حضور بازیگران مشهور

گزارش تصویری مراسم ختم پدر شقایق دهقان با حضور بازیگران مشهور

گزارش تصویری مراسم ختم پدر شقایق دهقان با حضور بازیگران مشهور

گزارش تصویری مراسم ختم پدر شقایق دهقان با حضور بازیگران مشهور

گزارش تصویری مراسم ختم پدر شقایق دهقان با حضور بازیگران مشهور

گزارش تصویری مراسم ختم پدر شقایق دهقان با حضور بازیگران مشهور

گزارش تصویری مراسم ختم پدر شقایق دهقان با حضور بازیگران مشهور

 گزارش تصویری مراسم ختم پدر شقایق دهقان با حضور بازیگران مشهور

گزارش تصویری مراسم ختم پدر شقایق دهقان با حضور بازیگران مشهور

گزارش تصویری مراسم ختم پدر شقایق دهقان با حضور بازیگران مشهور

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 07:40 PM

آرایش لیدی گاگا دوباره خبرساز شد ! +عکس

جام نیوز: "لیدی گاگا" خواننده 27 ساله و سرشناس هالیوودی که عنوان مبتذل ترین خواننده قرن را به خود اختصاص داده است باز هم سوژه جدیدی برای رسانه های هنری رقم زد. او این بار با آرایش عجیب صورتش بیشتر شبیه یک تابلوی نقاشی به نظر میرسدتا انسان .....!

وی در جدیدترین تصویری که از خود به نمایش گذاشت چهره اش را کاملا به رنگ سفید نقاشی کرده و اطراف چشمها و دهانش رنگها با بی نظمی خاصی پاشیده شده اند و به این ترتیب صورت اوبه یک نقاشی سبک کوبیسم تبدیل شده است.

آرایش لیدی گاگا دوباره خبرساز شد


وی اخیرا مجبور شد برای انجام عمل جراحی در ناحیه کمرش تور اجرای زنده سراسری اش را لغو کند ، او که انتقادات شدیدی به خاطر افزایش وزنش می شنید در دوران نقاهت بعد از عمل جراحی دوباره به روزهای خوش جوانی اش بازگشته و به شدت وزن کم کرده است. او با انتشار این تصویر به هوادارانش اعلام کرده است که به زودی دوباره روی صحنه اجرا خواهد رفت و تور نیمه کاره اش را به پایان خواهند رساند.

این خواننده جوان هالیوودی به دلیل لباسها و آرایشهای عجیبی که دارد به شهرت جهانی رسیده است و از نظر اخلاقی نیز فردی بی بند و بار و فاسد به شمار میرود و به همین دلیل بخش اعظم شهرتش را به خاطر منفور بودن در مجامع جهانی بدست آورده است. سال گذشته در کشورهای مسلمان نشین شرق آسیا تظاهرات زیادی به خاطر حضور این خواننده برپا شد و اکثر مردم دنیا از حضور وی در کشورشان ابراز نارضایتی می کنند.

نوشته شده توسط niksalehi در ساعت 07:00 PM

ماجرای منفجرشدن تلفن در دست اکبر عبدی!

خبرگزاری مهر: ایرج راد بازيگر فيلم "اجاره نشین ها" كه رمضان امسال بعد از 28 سال در تهران اكران شد اين اثر داريوش مهرجويي را یکی از بهترین فیلم های سینمای ایران مي داند كه افراد زیادی را بارها و بارها به سینما کشاند. وي همچنين خاطراتي از آن روزها تعريف مي كند.

طی سال های گذشته، شورای صنفی نمایش با اجرای طرح "اذان تا اذان" در ماه مبارک رمضان، از اذان مغرب و عشاء تا اذان صبح امکان نمایش فیلم‌های خاطره انگیز را برای سینمادوستان در سالن های سینما فراهم کرد. طی این سال ها، استقبال بالایی از نمایش فیلم ها در ساعات آخر شب در سینما و در ماه مبارک رمضان شده است اما در سال جاری شورای صنفی نمایش تصمیم گرفت تا انتخاب فیلم ها را به دست سینماداران بدهد تا هر فیلمی را که می خواهند به نمایش گذارند.

از جمله فیلم هایی که در طرح امسال به نمایش در آمده دو فیلم سینمایی "هامون" و "اجاره نشین ها" به کارگردانی داریوش مهرجویی است. هر دوی این فیلم ها در دهه 60 اکران شد که با استقبال بالایی نیز همراه شد. این دو فیلم سینمایی توسط سازمان فرهنگی و هنری شهرداری تهران برای نمایش در دو پردیس "ملت" و "تماشا" انتخاب شده است.

ماجرای منفجرشدن تلفن در دست اکبر عبدی!

"اجاره نشین ها" به کارگردانی داریوش مهرجویی، در سال 1365 ساخته شد. این فیلم داستان خانه ای است که وارث یا وارثانش مشخص نیست و عده ای مستاجر دارد. خانه نیازمند تعمیرات اساسی است ولی بی‌توجهی عباس آقا که قصد تصاحب خانه را دارد، باعث می شود تا به رغم تلاش های دیگر ساکنان، کار از کار بگذرد و خانه بر سر ساکنانش فرو ریزد.

عزت‌الله انتظامی، اکبر عبدی، حمید خیرآبادی، حسین سرشار، رضا رویگری، ایرج راد، سیاوش تهمورث، فریماه فرجامی، منوچهر حامدی و فردوس کاویانی از جمله بازیگران این فیلم سینمایی هستند. همچنین ناصر چشم آذر موسیقی متن این فیلم را ساخته و حسن قلی زاده فیلمبرداری این فیلم را برعهده داشت.

این فیلم سینمایی بعد از گذشت 28 سال، امسال در طرح اذان تا اذان در پردیس "تماشا" سانس 12 شب اکران می شود.

به بهانه اکران دوباره "اجاره نشین‌ها" بعد از گذشت 28 سال با ایرج راد یکی از بازیگران این فیلم سینمایی به گفتگو نشستیم. وی این فیلم سینمایی را یکی از خاطره‌انگیز ترین فیلم‌های تاریخ سینمای ایران می داند که بعد از این سال‌ها همچنان برای سینمادوستان تازگی دارد.

 ماجرای منفجرشدن تلفن در دست اکبر عبدی!

* از زمان اکران "اجاره‌نشین‌ها" در اواخر دهه 60 و استقبال مردم از این فیلم خاطره‌ای دارید؟

- فیلم سینمایی "اجاره نشین‌ها" از آن نوع فیلم هایی بود که در زمان اکران توانست افراد زیادی را به سینما بکشاند. به خوبی یادم هست که در آن سال ها هر کس که یک بار به دیدن "اجاره‌نشین‌ها" می‌رفت امکان نداشت کمتر از سه تا چهار بار دیگر این فیلم را در سینما نبیند.

بعد از نمایش این فیلم در سینما، طی سال‌های گذشته تلویزیون هم بارها آن را پخش کرد که اتفاقا هر بار هم که این فیلم از تلویزیون پخش شد، هر کدام از دوستان و اطرافیان من که به صورت کاملا تصادفی این فیلم را می‌دیدند می‌گفتند تماشای آن باز هم برایشان تازگی دارد. می‌توان گفت این فیلم سینمایی به خوبی با مردم ارتباط برقرار کرده است.

"اجاره نشین‌ها" جزو فیلم هایی در تاریخ سینمای ایران است که از نظر طرح موضوع، متن، پرداخت سینمایی، کارگردانی، حضور بازیگران شاخص که هر کدام به خوبی سرجای خود قرار داشتند و به صورت خلاقانه توانستند به خوبی با مخاطب خود ارتباط برقرار کنند، بی نظیر است. برای من هم جای خوشحالی دارد که در فیلمی بازی کرده ام که در آن زمان توانست توجه همه را به خود جلب کند.

هرکس که این فیلم را دیده است در هر جایگاه فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و ... این فیلم سینمایی را دوست داشته و هر بار که این فیلم را می‌بینند، باز هم از دیدن آن لذت برده و برای وی تازگی دارد. "اجاره نشین‌ها" در زمان اکران خود رکورد فروش را شکست و توانست بیشترین آمار فروش را از آن خود کند.

شاید این فیلم بارها و بارها در تلویزیون به نمایش در آمده باشد اما بی شک اکران دوباره "اجاره نشین‌ها" خیلی کار خوبی است و باز هم علاقه‌مندان به سینما را به سمت سالن های سینما جذب می کند.

*بعد از گذشت 28 سال، برای دیدن دوباره این فیلم به سینما رفته‌اید؟

- متاسفانه هنوز برای دیدن مجدد "اجاره نشین‌ها" به سینما نرفته ام.

 ماجرای منفجرشدن تلفن در دست اکبر عبدی!

*زمانی که شنیدید "اجاره‌نشین ها" بعد از سال ها دوباره در سینماها اکران می شود، چه احساسی داشتید؟

- خوشحال شدم که کاری که سال‌ها پیش مورد توجه مردم قرار گرفته دوباره در سینماها اکران می‌شود. هرچند این فیلم طی 28 سال گذشته بارها بارها از تلویزیون پخش شده و با اینکه سیستم‌های نمایش خانگی امروز با پرده سینما برابری می‌کند، اما با این حال تماشای دوباره این فیلم در سینما می‌تواند خاطره‌انگیز باشد و مخاطبان را به حال و هوای اواخر دهه 60 ببرد.

*بهترین خاطره شما از حضور در فیلم "اجاره‌نشین‌ها" چیست؟

- در آن سال‌ها فیلمبرداری "اجاره نشین‌ها" نسبت به ساخت دیگر فیلم ها بیشتر طول کشید. برای این فیلم سینمایی بیش از 3 ماه مشغول به کار بودیم. تمام لحظات فیلمبرداری این فیلم سینمایی برای عوامل فیلم خاطره بود. از ساختمانی که در آن کار می‌کردیم تا سکانس هایی که مجبور بودیم خودمان به جای بدلکار بازی کنیم.

برای فیلمبرداری "اجاره نشین ها" از دو ساختمان استفاده می کردیم، بخش درونی ساختمان در خیابان پیامبر بود که در آن زمان تنها یک بیابان بود، به گونه ای که عزت الله انتظامی می گفت اگر یک شب فیلمبرداری طول بکشد، ممکن است گرگ‌ها ما را تکه پاره کنند. ساختمان بیرونی و نمای ظاهری ساختمان "اجاره‌نشین ها" نیز روبروی نیروگاه برق آلستوم بود که تمام اطراف این نیروگاه نیز بیابان بود.

یکی از نکات مثبت و خاطره‌انگیز در فیلم این بود که یک سری از مسائل و مشکلاتی که کاراکترهای "اجاره نشین ها" با آن درگیر بودند، شکل واقعی داشت. به عنوان مثال در سکانسی که قرار بود کتابخانه روی سر من خراب شود، این اتفاق به طور واقعی و با کتابخانه‌ای از جنس نئوپان سنگین رخ داد. به طوری که در اولین برداشت خراب شدن کتابخانه روی سر من، یک چوب سنگین روی سرم افتاد و من برای چند دقیقه سر صحنه فیلمبرداری بیهوش بودم، عوامل فیلم برای گرفتن این سکانس، مجبور شدند تا چوب ها را نگه دارند تا دیگر صدمه ای به من وارد نشود.

سکانس دیگری که بدون استفاده از بدلکار بازیگران در آن حضور داشتند، جاری شدن آب در راه پله‌های ساختمان بود. برای گرفتن این سکانس منبع آب بزرگی در نظر گرفته شده بود و ما جلوی مسیر جریان آب قرار می گرفتیم و درب منبع آب را باز می کردند و آب با فشار بالا ما را با خود می برد.

ماجرای منفجرشدن تلفن در دست اکبر عبدی!

هرچند این فیلم سینمایی پر از حادثه بود اما هیچ گونه اسپشیال افکتی برای گرفتن این سکانس ها وجود نداشت. حتی زمانی که تلفن در دستان اکبر عبدی منفجر می شود، از بدلکار استفاده نشد و خودش این سکانس را بازی کرد. تمامی سکانس هایی که در این فیلم گرفته شده واقعا اتفاق افتاد و بارها و بارها بازیگران در این فیلم صدمه دیدند.

*کدام سکانس "اجاره نشین ها" برای شما ماندگارتر است؟

- تمامی سکانس‌های این فیلم لحظاتی به یاد ماندنی است و جذابیت بسیاری برای من دارد. اما یکی از بهترین سکانس هایی که هیچ وقت نمی توانم آن را فراموش کنم، سکانس مهمانی و حضور کارگران ساختمان، پهن کردن سفره و بعد از آن رقص اکبر عبدی با کارگران بود.

*تجربه همکاریتان با داریوش مهرجویی در این فیلم را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

- من بارها در نقش های کوتاهی با داریوش مهرجویی همکاری داشتم که از آن جمله می توان به "آقای پستچی" و "دایره مینا" اشاره کرد. کار با مهرجویی برای من ارزش خاصی دارد، وی یکی از مسلط ترین کارگردانان سینمای ایران است. مهرجویی در تمامی فیلم‌های خود نشان داده که به خوبی می‌تواند از وجود و توانمندی بازیگران برای ایجاد فضای مناسب بهترین بهره را ببرد.

نوشته شده توسط nosrat2 در ساعت 06:14 PM

مورینیو وخالکوبی نام همسر و فرزندانش روی مچ دستش+عکس


سرمربی پرتغالی قبل از سفر به آمریکا با کاروان چلسی این کار را انجام داد

مورینیو وخالکوبی نام همسر و فرزندانش روی مچ دستش


به گزارش پرشین وی به نقل از گل ، ژوزه مورینیو سرمربی پرتغالی چلسی قبل از سفر به آمریکا با کاروان باشگاه لندنی، نام همسر و دو فرزندش را روی مچ دستش خالکوبی کرده.

روی مچ دست مورینیو، این نام ها درج شده است: تامی (نام اختصاری همسرش)، تیتا (نامی که مورینیو دخترش را این گونه می نامد ) و زوکا (نامی که مورینیو برای پسرش برگزیده

 مورینیو وخالکوبی نام همسر و فرزندانش روی مچ دستش

نوشته شده توسط nosrat2 در ساعت 02:02 PM