مختصري درباره كمدي فانتزي لطفا دور نزنيم
ميچرخيم و ميخنديم!
جام جم آنلاين: ساخت و كار در ارائه يك مجموعه كمدي شايد 2 يا چند برابر ساخت مجموعهاي ملودرام باشد. تازه آن هم وقتي تمام عوامل براي توليد يك مجموعه تلويزيوني كمدي فراهم آمده باشد. از آن پس ميتوانيم با ديدن حداقل 3 قسمت ابتدايي ماجرا شروع به حدس و گمان كنيم و كاراكترها را در واقع سرند نماييم و با قصه درگير شويم.
در غير اين صورت چيزي كه باقي ميماند ديدن چند قسمت نمايش خندهدار خواهد بود كه توانسته كمي تا قسمتي خلقالله را آن هم در مواقعي بخنداند. «لطفا دور نزنيم» در واقع چنين چيزي است. توليدي كه عمدتا يك نمايش خندهآور جلوهگري ميكند تا يك مجموعه تلويزيوني كميك با قواعد و ساخت كار مخصوص به خود.
آنچه تاكنون به نمايش درآمده حاكي از اين است كه مردي به نام سيفاللهخان به عنوان بزرگ يك فاميل، شرطي اساسي را براي تعلق گرفتن ارثيه به برادرزادهاش، تعيين ميكند. و آن شرط پيدا شدن خواستگار براي برادرزاده به نام گلنوش و ازدواج اوست.
با كش و قوسهايي اصغر نامي پيدا ميشود كه ماجراجويي قهار است و قرار ميشود طي عقدي نمادين با گلنوش ازدواج كند. روندي كه به ظاهر اعلام ميدارد شرط را گلنوش برده تا سيفالله خان مجبور به تمكين و پذيرش اين مهم گردد و ارثيه آزاد شود.
اگر منصفانه بخواهيم لطفا دور نزنيم را بازگشايي كنيم، به جايي ميرسيم كه بايد با 2 دست بر سر بكوبيم.
چرا كه نه قواعد ژانر در آن پيدا ميشود، نه تيپ و نه شخصيت (منظورم كاراكتر است). و اين اتفاق در حالي است كه دست بر قضا 4 قسمت از اين سريال پخش شده است. تا اينجاي كار تماشاگر بايد ميفهميد اين داستان خندهدار يك كمدي موقعيت است؟ كمدي كلامي است صرفا و نه چيز ديگري؟ آيا اصلا لطفا دور نزنيد ممكن است يكهو به يك ملودرام اجتماعي! تبديل شود (بخدا بدجنسي نكردم؛ اصلا نميشود فهميد حرف اين سريال چيست؟) و يا در اوج گيرودار دو مرتبه يك كار كمدي ميشود؟ اگر چه سيفالله خان به عنوان يكي از اركان شكلگيري در روند و پيشرفت داستان بايد كاراكترش با زيرساختي قابل قبول ارائه شود، اما اصلا نميدانيم در پايان قسمت چهارم چرا اين مرد اين گونه قيممآبانه با خلقالله رفتار ميكند و از جان گلنوش چه ميخواهد كه چنين شرطي را برقرار ميكند؟ البته لطفا دورنزنيم بسياري وقتها و لحظهها درچارچوب كمدي موقعيت ميتواند قرار بگيرد زيرا ابزار حداقل آن را در اختيار دارد. خانواده پرجمعيتي كه سرشار از عقايد و سلايق مختلف باشد خود زمينهاي است براي خلق كمدي موقعيت. اما داستان كمبنيه )!( باعث ميشود لطفا دور نزنيم را نتوانيم حتي يك كمدي موقعيت بدانيم. به همه اينها نوع بازيها را نيز اضافه كنيد.
آنچه از محمدرضا هدايتي با آن تيپيكال خاص در اين سريال ميبينيم، فرسنگها از آنچه از وي در ذهن داشتيم، به عنوان بازيگري كه دوربين را قورت ميدهد و مسلط به صحنه است، فاصله دارد. حتي كاراكتر عمه را در نظر بگيريد (با بازي خانم حميدي) با آن كه عمدتا تيپيكال طنز ندارد؛ اما با محوريت ديگر كاراكترها رنگ ميبازد؛ در حالي كه حضور شخصيت جدي در يك كار كمدي حكم يك تنفس ضروري را دارد؛ چراكه او به گلنوش بيش از همه نزديك است و بايد حامي او باشد و طي ماجراها بايد به گونهاي خاص جلوهگري كند؛ اما مدام محو ميشود كه مهمترين دليل اين روند بزرگنمايي بيش از حد يا بيدليل كاراكترهاي ديگري است كه حتي فرصت يك خميازه كشيدن هم ندارند و بايد مدام بدون دليل هم روبهروي دوربين مشغول طنازي باشند.
در كار كمدي وقتي يك موضوع مورد توجه جامعه قرار داشته باشد و تماشاگر با آن درگير باشد، طبيعي است كه همين موضوع ميتواند كمي تا قسمتي جبران مافات كند؛ اما نميتوان در كار كمدي فقط به موضوع و مضمون دلخوش كرد. ماهيت و محتوا قلب كمدي است. اگر قواعد ژانر در نظر گرفته نشود، داستان خلاصه ميشود در يك جملهاي كه اگرچه ظاهرا جلايي دارد؛ اما با رمل و اسطرلاب نيز نميتوان چيزي از آن درك كرد.
دستمايه كردن برخي اتفاقات نخنما شده (صحنههاي رانندگي و تعليم و تعلم در اين زمينه را به ياد بياوريد) اگرچه ميتواند در ابتدا موفقيتآميز باشد؛ اما در ادامه تماشاگر را دلزده ميكند و دلزدگي از يك مجموعهاي كه به نام كمدي پخش ميشود، يعني اين كه بيننده اين مجموعه را جدي دنبال نميكند.
شايد اگر اصطلاح كمدي فانتزي را براي لطفا دور نزنيم به كار ببريم، با توجه به تعريف كمدي و قواعد اين ژانر راه دوري نرفته باشيم.
اما يك نكته مهم را نيز بايد در نظر داشت؛ خنداندن كار سختي است. ضمن اين كه طيف وسيعي از مردم، پاي تلويزيون نشستهاند، با سنين مختلف و سلايق متفاوت و طبيعي است كه هر كدام از آنها خنداندنشان راهكاري ميطلبد و نميتوان همه را در اين مهم سهيم كرد. لطفا دور نزنيد، ميتواند بخنداند؛ اما اميدواريم اين لبخند كمي بر لب بماند.
فريبا نيك نژاد