متهم پرونده در اظهاراتش به پليس گفت: يك سال قبل، پس از آشنايي با دختر شاكي به او علاقهمند شدم و تصميم به ازدواج با او گرفتم، اما چند ماه قبل، او و خانوادهاش به خواستگاري من پاسخ منفي دادند. بعد از آن روز چند بار ديگر دختر مورد علاقهام را ديدم و حتي تلفني با وي صحبت كردم تا او را متقاعد كنم، ولي گفتههاي قبلياش را تكرار كرد، تا اينكه از او كينه به دل گرفته و تصميم گرفتم با ربودن برادر 10 سالهاش، او و خانوادهاش را مجبور كنم با ازدواج ما موافقت كنند، ولي نميدانستم دچار دردسر بزرگتري ميشوم.
متهم ادامه داد: روز حادثه پس از تعقيب پسر 10 ساله خانواده به حوالي مدرسه وي رسيدم و به بهانه اينكه به درخواست خواهرش دنبالش آمدهام، پسربچه را فريب دادم و با خود به خانه پدريام بردم و در يكي از اتاقهاي خانه محبوسش كردم.
وي افزود: هنگام عصر وقتي متوجه شدم خانوادهام قصد بازگشت از مهماني را دارند و پليس در تعقيب من است، تصميم به رها كردن كودك گرفتم.
خواستگار آدمربا ادامه داد: آن شب كودك را به حوالي شهركي كه منتهي به خانهاش بود، بردم و پس ازرها كردن وي، با والدينش تماس گرفتم و فرار كردم اما از سوي پليس دستگير شدم.
اين هم سرنوشت يك خواستگار عاشق است كه براي رسيدن به دختر مورد علاقهاش، اين اقدام را انجام داد.
ksabz.net