| تاریخ نشر: یکشنبه 19 آذر 1385 |
مشاهده : 766 |
|
|
دير يا زود در رندگي هر كس ، زماني فرا مي زسد كه شخص خود را در چهار راهي مي يابد ، در حالي كه نه نقشه ايي در دست دارد و نه تابلو و نه نشان خاصي در معرض ديد اوست .
نشانه ايي كه نشان مي دهد به كجا مي رسد .در اين مواقع كه احساس گمشدگي ، عدم اطمينان ، اضطراب و كنترل نداشتن به فرد دست مي دهد .زندگي او عوض شده و همين باعث ترس مي شود.
تغييرهرچيزي ما را مي ترساند ،چون ما عادت كرده ايم كه به آن چيزها و افراد آشنا تكيه كنيم . تا وقتي كه آنها وچود دارند ، ما احساس امنيت و اطمينان مي كنيم .بنابراين وقتي پاي تغيير به ميان مي آيد ، حس مي كنيم كه بايد مثل شترمرغ عمل كنيم و سعي كنيم به وسيله ناديده گرفتن آن تغيير و تحول ، خود را از خطر آن حفظ كنيم.
واقعيت اين است كه هيچ چيزي هميشه بدون تغيير نمي ماند ، همه چيز تغيير مي كند ، بدن ما ،اعتقادات ما،شيوه ايي كه خود و ديگران را احساس مي كنيم .تغيير ، تنها ركن پايدار در عالم است .ممكن است از آن وحست كنيم ،ولي بايد بدانيم كه مي توانيم از پس آن برآييم.
بحران مراحل مختلفي دارد و هر مرحله ، بخش طبيعي فرايند آن است .هر كس به شيوه ايي و از هر طريقي بحران را طي مي كند كه به نظر او صحيح است .شما بدانيد در هر مرحله از بحراني كه هستيد ، آن مرحله براي هميشه باقي نمي ماند.
ارمغاني كه هر بحران به همراه مي آورد ، يگانه است .كسي نمي تواند در آغاز پيش بيني كند كه سرانجام چه خواهد شد، يا آن را وادار كند كه چيزي به غير از آنكه هست بشود.شايد اين ارمغان درك عميق تر شما و ديگران به زندگي باشد ، استقلال بيشتري باشد ، يا دوستي هاي تازه ايي ايجاد كند .ذهن خود را باز كنيد و در انتظار يافتن آن باشيد.
مواجه شدن با بحران به ما فرصت رشد يافتن مي دهد.
ارمغان مواجه شدن با آن را دريافت كنيد.
برگرفته از کتاب رویارویی با بحران ( مترجم : سپیده حکیمی )