گزارش خواندنی دستمزد بازیگران ایران(2)

دختر بازيگر گلشيفته فراهاني وقتي وارد سينما شد، تنها چهارده سال داشت. با بازي در نقش يكي از بهترين شخصيت‌هاي تاريخ سينماي ايران، يعني «ميم» در فيلم درخت گلابي. او در هنرستان موسيقي تحصيل مي‌كرد كه از طرف محمدرضا شريفي‌نيا به داريوش مهرجويي معرفي شد تا اين نقش مهم و...

دختر بازيگر
گلشيفته فراهاني وقتي وارد سينما شد، تنها چهارده سال داشت. با بازي در نقش يكي از بهترين شخصيت‌هاي تاريخ سينماي ايران، يعني «ميم» در فيلم درخت گلابي. او در هنرستان موسيقي تحصيل مي‌كرد كه از طرف محمدرضا شريفي‌نيا به داريوش مهرجويي معرفي شد تا اين نقش مهم و كليدي را بازي كند.
بازي فراهاني مورد توجه همگان واقع شد و سيمرغ بلورين بهترين بازيگر بخش بين‌الملل شانزدهمين جشنواره فجر را براي او به ارمغان آورد. از او تا مدت‌ها خبري نبود، تا اين كه در فيلم زمانه (حميدرضا صلاحمند) بازي كرد. يك شكست همه جانبه، چه از نظر هنري و چه از نظر فروش. فيلم در بخش مهمان بيست و يكمين جشنواره فيلم فجر به نمايش درآمد و مورد خنده و استهزاي عام و خاص قرار گرفت.
اما جهش و نقطة اوج فراهاني، درست يك سال بعد بود؛ در بيست و دومين جشنواره فيلم فجر. با بازي در فيلم‌هاي بوتيك و اشك سرما. بازي فراهاني در اشك‌سرما نامزدي جشنواره فجر، تنديس خانة سينما و حافظ دنياي تصوير را برايش به ارمغان آورد، يعني بردن دو جايزه از سه جايزة مهم سال.
در نتيجه، محرز شد كه نقشش در «زمانه» ربطي به هوش و استعدادش ندارد. سال بعد، او يكي از نقش‌هاي مكمل فيلم خيلي خوب علي رفيعي، يعني «ماهي‌ها عاشق مي‌شوند» را بازي كرد، نقش دختر رؤيا نونهالي را. سير صعودي رشد فراهاني ادامه داشت و او در فيلمِ يكي از پرطرفدارترين كارگردانان ايراني، نقش دختر شخصيت اصلي را بر عهده گرفت.
بعد از به نام پدر (ابراهيم حاتمي‌كيا) او در فيلم گيس بريده (جمشيد حيدري) بازي كرد كه اين روزها بر پردة سينماها است. فيلم بسيار بدي كه انتخابش اشتباه بوده و آدم را ياد اشتباه قبلي فراهاني يعني زمانه مي‌اندازد. از گيس بريده كه بگذريم، او در سه تا از مهم‌ترين فيلم‌هاي امسال سينماي ايران بازي كرده است.
ميم مثل مادر (رسول ملاقلي‌پور) توانايي‌هاي فراهاني را در سطحي ديگر به تماشاگر نشان مي‌دهد و مشخص مي‌كند كه او مي‌تواند نقش‌هاي بسيار دور از خودش را هم بازي كند.
بيخود نبوده كه او براي بازي در اين فيلم، از دستمزد هميشگي‌اش يعني 12 ميليون تومان صرف‌نظر كرده و تنها 10 ميليون تومان گرفته است. دو فيلم ديگر، نيوه مانگ (بهمن قبادي) و سنتوري (داريوش مهرجويي) هستند كه احتمالا اولين نما‌يششان در بيست و پنجمين جشنواره فجر خواهد بود.

پركار و پردرآمد
امين حيايي سنش خيلي كمتر از حالا بود كه در فيلم‌هاي دو همسفر (اصغر هاشمي) و دو روي يك سكه (محمد متوسلاني) بازي كرد. در نقش‌هايي فرعي و كم‌اهميت. يك‌جور وردست قهرمان اصلي. اين روند ادامه داشت تا سريال روزگار جواني، كه او را به همه شناساند و محبوبيتي برايش به ارمغان آورد.
حيايي بعد از روزگار جواني، نقش مكمل فيلم دست‌هاي آلوده را بازي كرد. نقشي كه خيلي كم‌رنگ نبود و به او اجازة عرض‌اندام مي‌داد. حضور راحت، صميمي و بي‌تكلف حيايي جلوي دوربين باعث شد كه خيلي‌ها دوستش داشته باشند و سيل پيشنهادات به سوي او روانه شد. نقش اصلي دو فيلم داريوش فرهنگ (تكيه بر باد و رز زرد) را بازي كرد كه فروش موفقي داشتند و سبب تحكيم جايگاه او شدند.
بعدا او در دو تا از پرفروش‌ترين فيلم‌هاي سال82 بازي كرد. نقش مكمل عروس خوشقدم كه (كاظم راست گفتار) كانديداتوري جشن خانة سينما را برايش به ارمغان آورد و نقش اصلي دختر ايروني (محمدحسين لطيفي) كه بازي روانش باعث شد جايزة حافظ جشن دنياي تصوير را از آن خود كند.
تركيب حيايي و تهراني بعد از پنج سال و حضور ناتمام حيايي در قرمز روي پرده آمد و خيلي‌ها آن را دوست داشتند. اتفاقي كه مي‌توانست چند سال قبل با فيلم قرمز بيفتد، با دختر ايروني افتاد. (ابتدا قرار بود امين حيايي نقش ناصر ملك را در قرمز بازي كند كه به دليل بيماري، حضورش در فيلم منتفي شد.) بعد از دختر ايروني، امين حيايي به عنوان يكي از ستارگان مرد سينماي ايران شناخته شد و در فيلم‌هاي مهم و پرفروشي بازي كرد، كه مهم‌ترينش نقش دكتر فيلم مهمان‌مامان (داريوش مهرجويي) بود.
شيريني و راحتي حيايي در اين فيلم، چند برابر شده بود و باعث شد كه تماشاگر، آن را خيلي دوست داشته باشد. همان سال، حيايي در پرفروش‌ترين فيلم سال، يعني كما هم بازي كرد. در كنار محمدرضا گلزار كه در زندگي واقعي، دوستان صميمي همديگر هستند.
در همين زمان، پيشنهادات زيادي به امين حيايي مي‌شد. او هم هيچ‌كدام از آن‌ها را رد نمي‌كرد و باعث شد كه در فيلم‌هاي نازل و بي‌ارزشي مانند عروس فراري (بهرام كاظمي)، آكواريوم (ايرج قادري) و شارلاتان (آرش معيريان) بازي كند كه اتفاقا هر سه جزو پرفروش‌ترين‌هاي سال بودند.
امسال هم امين حيايي بازي در فيلم‌هاي اخراجي‌ها (مسعود ده‌نمكي)، تله (سيروس الوند) و مهمان (سعيد اسدي) را به پايان برده كه در فيلم اول طبق شنيده‌ها براي سه ماه كار 20 ميليون تومان، در فيلم دوم به خاطر نقشي كوتاه 8 ميليون تومان و در فيلم سوم براي 35جلسه، 14 ميليون تومان گرفته است.
حيايي از گران‌ترين بازيگران سينماي ايران است كه به خاطر پركاري‌اش، عملا تبديل به پردرآمدترين بازيگر سينماي ايران شده است.

فاطمه معتمدآريا:
شايد اگر فيلم‌هايي را که در اين چند وقت اخير بازي کرده مرور کنيم به اين نتيجه برسيم که بازيگري برايش شغل پردرآمدي نيست.
چون بازي در فيلم‌هايي مثل «کارگران مشغول کارند» و «زيردرخت هلو» را به خاطر دوستي و رفاقت مي‌پذيرد و احتمالا حرف مسائل مالي به آن صورت به ميان نمي‌آيد و از سوي ديگر براي بازي در نقش متفاوت و خاصي چون «گيلانه» هم سعي مي‌کند قرارداد مالي پايين‌تري امضا کند تا به پروژه کمکي شده باشد.
مي‌گويند فاطمه معتمدآريا براي يکي از آخرين فيلم‌هايي که بازي کرده يعني «تقاطع» قراردادي بسته با رقم 5 ميليون تومان.
اکبر عبدي: درست است که اکبر عبدي ديگر آن بازيگر محبوب و پولساز اواخر دهة شصت و اوايل دهة هفتاد نيست، اما خب هنوز از اعتبار و هنري که دارد براي بستن قراردادهاي خوب مالي استفاده مي‌کند. مي‌گويند دو سه سال پيش براي حضور در مجموعه «زير آسمان شهر(3)» 50 ميليون تومان گرفت و بعد بابت بازي در اين کار از مردم عذرخواهي کرد و حالا هم براي حضور سه‌ماهه سر پروژة «اخراجي‌ها» 14 ميليون گرفته و رقم قرارداد دو ماه و نيمه‌اش در فيلم «قاعده بازي» هم 12 ميليون بوده. پروژه‌اي که 5 ماه طول کشيد و قرارداد تمام عوامل آن تمديد شد.
جمشيد ‌هاشم‌پور: شکل و چهرة فعلي‌اش با آن موقع که انتخاب اول تماشاگران شهرستاني بود از زمين تا آسمان توفير کرده. ديگر از آن کلة براق ِتيغ انداخته خبري نيست. ديگر اسلحه‌هاي عجيب و غريب و گنده دست نمي‌گيرد و با يک شليک دمار از روزگار يک ايل آدم در نمي‌آورد.
جالب است که در فيلم هنوز اکران نشدة «قاعده بازي» با برگشت صد و هشتاد درجه‌اي از آن شمايل، نقش يک دوجنسي را بازي مي‌کند با ظاهري کاملا نامتعارف. نقشي که‌ مي‌گويند هاشم‌پور بابت بازي‌اش ده دوازده ميليون تومان گرفته. او الان ديگر قهرمان فيلم‌هاي فارسي نيست، اما حتي با عوض کردن سطح کاري‌اش، هنوز هم قراردادهاي کلان مي‌بندد.

ابوالفضل پورعرب:
براي توضيح و تشريح واژه‌هايي مثل سقوط و نزول در مورد او، کافي است رقم قرارداد دو تا از سريال‌هايش را با هم مقايسه کنيم.
وقتي در «مسافر» بازي کرد و تازه آن وقت هم ديگر جوان اول نبود، قرارداد 25 ميليون توماني بست و همين چند ماه پيش، چند سال بعد از «مسافر» براي بازي در سريال «زيرزمين» ماهانه چهار ميليون تومان مي‌گرفت.
الان ديگر در سينما از او خبري نيست. اگر هم گه‌گاهي سروکله اش پيدا شود اکثرا در فيلم‌هاي کم‌ارزش است که برايش نه نفع هنري دارد و نه منفعت مالي.

حرفه؛ شریفی‌نیا
دربارة چیزی می‌خواهیم بنویسیم و حرف بزنیم که پیش از این، در مصاحبه‌ها و گپ‌های مختلف به شدت تکذیب شده و خب چه کاری سخت‌تر از اثبات چیزی است که کذب بودنش گویا پذیرفته شده؟ پس یک کار دیگر می‌کنیم.
شنیده‌های خود را برایتان نقل می‌کنیم و با اتکا بر این شنیده‌ها که خودمان معتقد به موثق بودنشان هستیم، باقی حرف‌هایمان را می‌زنیم و بحث را جلو می‌بریم ته‌اش هم به اين خواهيم رسيد كه كاري كه شريفي‌نيا انجام مي‌دهد هم به نفع بازيگران است و هم به نفع سينماي ما.
در یکی از گفت‌و‌گوهای همین مجله، حسام نواب‌صفوی در جواب این که آیا جزو باند شریفی‌نیا هست یا خیر؟ جواب داده بود مگر شریفی‌نیا فرودگاه است که باند داشته باشد؟ البته مضمون و شکل جمله متعلق به خود نواب صفوی نیست.
این جمله‌ای است که شریفی‌نیا چند باری در گپ و گفت‌های رسمی و خصوصی عنوان کرده. شاید باز بحث بر سر واژه‌هاست و مته گذاشتن به خشخاش. مثل این که می‌گویند فلان مربی فوتبال اخراج نشده. با او قطع همکاری کرده‌ایم. اگر اشکال و مورد روی واژة «باند» است، ما آن را تغییر می‌دهیم.
می‌گوییم محمدرضا شریفی‌نیا کسی است که تا دلتان بخواهد، در تمام رده‌های سنی بازیگر در چنته دارد و هر پروژه کافی است که کار و بار بازیگرهایش را بسپارد به او تا اموراتش به بهترین نحو پیش برود.
اما این قضیه انتخاب و معرفی بازیگر به فیلم‌ها و سریال‌ها یک‌جورهایی شغل شریفی‌نیا محسوب می‌شود. چون مي‌گويند بابت هر قراردادی که بازیگرهای تیمش می‌بندند، بین ده تا بیست درصدش به او می‌رسد. برای همین هم بخشی از چانه‌زدن‌های مرسوم سر رقم و عدد و قرارداد پای خود شریفی‌نیاست.
حالا که تا این‌جا دستتان آمد دربارة چه چیزی می‌خواهیم حرف بزنیم، بگذارید پای تاریخچه را وسط بکشیم. این که قصه اصلا از کجا شروع شد؟ يكي از اولین جاهايي که شریفی‌نیا بازیگر برگزید و معرفی کرد و تیم بازیگرها را بست، فیلم «آدم برفی» بود. و این‌جا درست همان جایی است که سر همین مسائل، شریفی‌نیا با اکبر عبدی و پرویز پرستویی به مشکل برخورد و از آن‌جا به بعد در پروژه‌هایی که زیر دستش بود سراغ آن‌ها نرفت و اگر همین اواخر سر فیلم «اخراجی‌ها» این موضوع نقض شد، باز اکبر عبدی زیر بار نرفت.
به جز «آدم برفی»، داوود میرباقری سر پروژه عظیم سریال «امام علی(ع)» هم مسائل مربوط به انتخاب بازیگران را به شریفی‌نیا سپرد. پروژه‌ای که تمام بازیگران ریز و درشتش را شریفی‌نیا انتخاب کرده بود و تقریبا همزمان با «آدم برفی» فیلم‌برداریش آغاز شده بود.
کار کردن در این پروژه باعث نشد که شریفی‌نیا خیلی زود جای خود را باز کند. یعنی در اصل چند سالی گذشت و فیلم‌های دیگر توانستند موقعیت او را در این سمت تثبیت کنند.
«دختری به نام تندر» و مهم‌تر از آن «عروس خوش‌قدم» فیلم‌هایی بودند که دیگر برای پی بردن به حضور شریفی‌نیا در مقام انتخاب‌کنندة بازیگر نیازی به آمدن اسمش در تیتراژ نبود. فیلم‌هایی که عموما خود شریفی‌نیا هم یکی از نقش‌هایش را برای خودش کنار می‌گذاشت. از «ولید» سریال «امام علی» بگیرید تا «ابی کپل» در «آدم برفی» و دیگر نقش‌ها.
چیز دیگري که شاید برایتان جذاب باشد، نام بازیگرانی است که با شریفی‌نیا همکاری می‌کنند. کسانی چون مهناز افشار، امین حیایی، حسام نواب‌صفوی، گوهر خیراندیش، فرهاد آئیش، مریلا زارعی، شقایق فراهانی، مسعود رایگان، پوریا پورسرخ و... معمولا جزو افراد منتخب شریفی‌نیا برای بازی در فیلم‌ها و سریال‌ها هستند و بد نیست که بدانید یکی از بازیگرانی که با روش و مشی شریفی‌نیا کنار نمی‌آید، محمدرضا فروتن است که بازی در فیلم «مهمان مامان» را برای همین رد کرد.
محمدرضا گلزار هم بعد از همکاری در چند فیلم با شریفی‌نیا، تصمیم گرفت که «سیزده گربه روی شیروانی» آخرین همکاری‌اش با او باشد و دیگر هر کدام راه خود را بروند.
البته فعالیت شریفی‌نیا برای حمايت از بازیگران طرف حسابش به انتخاب کردنشان محدود نمی‌شود. وقتی این بازیگران فیلمی روی اکران دارند، شریفی‌نیا از روابطش با چند تا از نشریات استفاده می‌کند و سفارش چند مصاحبه و عکس روی جلد از آن بازیگران را می‌دهد تا بازیگران حسابی به چشم بیایند.
حالا با این همه که نقل کردیم و گفتیم یک چیز معلوم و مسلم است. ارتباط شریفی‌نیا با تیم بازیگرانش، رابطه‌ای است که در آن منفعت طرفین لحاظ شده. شریفی‌نیا بابت کاری که می‌کند، دستمزدش را می‌گیرد و بازیگران هم برای پولی که می‌پردازند، شانس قرار گرفتن در موقعیت خوب و درست را به دست می‌آورند. یک‌جورهایی می‌شود گفت شریفی‌نیا مدیر برنامة غیررسمی اکثر بازیگران مطرح سینماست.
انتخاب‌های او اکثر مواقع جواب می‌دهند و فیلم‌هایی که بازیگرانش توسط او انتخاب می‌شوند، از این لحاظ به مشکل برنمی‌خورد. مسألة اساسی دیگر در این زمینه فعال‌بودن شریفی‌نیاست. می‌شود تصور کرد با نبودن او در این سمت، خیلی از پروژه‌های سینمایی و تلویزیونی می‌خوابند و کارشان پیش نمی‌رود.
همین چند وقت اخیر پروژة سنگین «کلاه پهلوی» را راه انداخت و در کنارش برای چند فیلم بازیگر انتخاب کرد. با همة اوصاف بالاخره باید پذیرفت که بدون شریفی‌نیا سینمای ایران یک جایش می‌لنگد. و غلو نکرده‌ایم اگر بگوییم ممکن است بدون او حتی زمین‌گیر هم بشود. مهم این است که چرخ‌های این سینما بچرخد.

حميد گودرزي:
حتما اگر بشنويد او بيشترين پول را در ميان بازيگران بابت حضور در يك فيلم گرفته، تعجب خواهيد کرد. بالاخره اين همه سوپراستار داريم محبوب‌تر و مشهورتر از حميد گودرزي.
اما اين قضيه حقيقت دارد. حميد گودرزي براي بازي در فيلم «گناه من» نزديک به 24 ميليون تومان گرفته که بيشترين رقم دريافتي در ميان بازيگران است.
البته پاي قرارداد از اول اين رقم نبوده. آن‌قدر پروژه متوقف شده و به تأخير افتاده و طول کشيده که تهيه‌کننده هر بار مجبور به تمديد قراردادها شده. و در همين ماراتن عجيب و غريب، رقم قرارداد حميد گودرزي آرام‌آرام رسيده به 24 ميليون تومان.
فريبرز عرب‌نيا: بي‌شک قدرنديده‌ترين بازيگر سينماي ايران فريبرز عرب‌نياست. بازيگري که خودش هم قدر خودش را ندانست. با بازي در نقش‌هاي خيلي کوتاه در فيلم «مسافران» و سريال«مزد ترس» کارش را شروع کرد و بازي در فيلم‌هاي مسعود کيميايي يعني «ضيافت» و «سلطان» برايش بهترين فرصت بود که آن بالا بايستد و از جايش تکان نخورد.
اما وقتي به فاصلة دو سال از نقش درجه يک «سلطان»، در فيلم «بادام‌هاي تلخ» بازي کرد، نشان داد علاقة زيادي به بالانشيني ندارد.
عرب‌نيا هر وقت فرصتي به دست آورده، خودش را نشان داده. نشان به نشانِ فيلم‌هايي مثل«برگ برنده» و «شيفته». حالا او چند وقتي است انرژي‌اش را گذاشته روي بازي در سريال پرخرج و عظيم «مختارنامه». سريالي كه مي‌گويند براي بازي در آن ماهي 8 ميليون تومان دريافت مي‌کند.
پارسا پيروزفر: بازيگراني که چهرة زيبا دارند و از طرف ديگر مي‌خواهند بازيگر باشند، اول هر کار سعي مي‌کنند يک بلايي سر آن چهرة خوب بياورند تا دليل حضورشان روي پردة سينما چيزي به غير از چهره و رنگ مو و چشمشان باشد.
پارسا پيروزفر با اين که خيلي مستعد اين است که سوپراستار يک سينماي ايران باشد، اما انتخاب‌هايش کم و بيش در جهت عکس رسيدن به چنين جايگاهي است.
بازي کردن نقش «يوسف» در «مهمان مامان» با آن قيافة درب و داغان خيلي با رسم و رسومات ستاره بودن جور درنمي‌آيد. حالا هم پيروزفر به جاي حضور در سينما، در سريال «چشم باد» دارد بازي مي‌‌كند که ساخت‌اش تا اين‌جا چند سالي طول کشيده.
البته اين طول کشيدن با اين که وقتش را مي‌گيرد زياد برايش بد نيست. بالاخره قرارداد به صورت ماهانه بسته شده و رقمي در حدود 10 ميليون براي هر ماه پول کمي‌ نيست!

ستاره متفاوت
محمدرضا فروتن چند وقت پيش در برنامه‌اي تلويزيوني اعلام كرد كه اولين دستمزدش براي فيلم هدف (بهرام كاظمي) 50 هزار تومان بوده است. رقمي بسيار پايين كه در مقايسه با دستمزد فعلي او حقير و خنده‌دار جلوه مي‌كند.
محمدرضا فروتن شروع بسيار خوبي داشت. يعني دقيقا بعد از هدف، آخرين بندر (حسن هدايت) و فاتح (بهرام ري‌پور) كه كسي فروتن را در آن فيلم‌ها يادش نيست، او در يكي از قسمت‌هاي سريال سرنخ (كيومرث پوراحمد) به نام تماشاخانه، نقش جواني عصبي و روان‌پريش را به خوبي بازي كرد و مورد توجه مسعود كيميايي قرار گرفت و كيميايي نقش اصلي بيست و يكمين فيلمش يعني مرسدس را به او سپرد.
اما مهم‌ترين سال بازيگري محمدرضا فروتن، سال1377 و جشنوارة هفدهم بود. جشنواره‌اي كه با دو فيلم دو زن (تهمينه ميلاني) و قرمز (فريدون جيراني) در آن حضور داشت و اين دو فيلم، او را به ستارة اصلي مرد سينماي ايران در اواخر دهه هفتاد تبديل كردند.
تركيب جادويي او و هديه تهراني در قرمز براي هر دويشان سيمرغ بلورين را به ارمغان آورد و باعث شد كه پرفروش‌ترين فيلم سال1378 شود. جالب است كه فيلم بعدي هم در فهرست فروش، دو زن بود. فروتن به مرد اصلي گيشه‌ها بدل شده بود و خيلي‌ها او و بازي‌اش را دوست داشتند.
اما او به اين چيزها راضي نبود. مي‌خواست كه بازيگر نقش‌هاي خاص هم باشد. پس در دو فيلم ديگر از كيميايي با نام‌هاي «فرياد» و «اعتراض» بازي كرد كه فيلم‌هاي خوبي نبودند. همان موقع او در متولد ماه مهر (احمدرضا درويش) هم بازي كرد.
فيلم فروش نسبتا خوبي داشت و دانيال (نقشي كه فروتن در فيلم بازي كرد) بهتر از نقش‌هاي ديگر او در فرياد و اعتراض بود. زمان گذشت و فروتن در دو سال پي در پي، بهترين نقش‌هاي عمرش را بازي كرد. عباس زير پوست شهر (رخشان بني‌اعتماد)و حامد شب يلدا (كيومرث پوراحمد) براي هر دو فيلم نامزد دريافت جايزه از جشن خانه سينما شد كه براي شب يلدا موفق شد تنديس را ببرد.
خيلي‌ها به خاطر محمدرضا فروتن به تماشاي شب يلدا رفتند كه فروش معمولي فيلم را تا حدي ارتقا داد و باعث شد در گيشه شكست نخورد. فروتن بعدا سربازهاي جمعه (مسعود كيميايي) را بازي كرد كه چندان فيلم موفقي نبود.
بعد در بازنده (قاسم جعفري) بازي كرد كه مي‌گويند به خاطر آن بالاترين دستمزد بازيگري در سينماي ايران تا آن موقع را گرفت (18 ميليون تومان) كه اين رقم بسيار بالا، صحبت‌هاي زيادي را در خانه سينما به وجود آورد.
مي‌گويند فروتن براي فيلم ديگرش (مجردها) هم اين دستمزد را گرفت و براي بازي در فيلم متفاوت ايرج كريمي يعني باغ‌هاي كندلوس حاضر شد كه دستمزد نگيرد و تنها درصدي از فروش فيلم را از آن خود كند. كاري كه در فيلم وقتي همه خواب بودند (فريدون حسن‌پور) هم ادامه‌اش داد.

گران‌ترين بازيگر زن
هدیه تهرانی شاید از معدود سوپراستارهای دو دهة اخیر باشد که اسم و رسمش وارد فرهنگ عامه شده. آن‌طور که نامش برای مثال در مسائل گوناگون به عنوان بالاترین حد یک چیز به میان آورده می‌شود.
سوپراستاری که اکثر فیلم‌هایش گیشة خوبی داشته‌اند و از معدود افرادی است که میان جماعت دور از سینما هم شناخته شده است. شاید اگر الان از این و آن سؤال کنی که گران‌ترین بازیگر سینما کیست؟ بی‌شک و تردید نام او را می‌برند. در حالی که زیر و رو کردن ارقام دریافتی توسط بازیگران این نظر را تأيید نمی‌کند. البته او زیاد با مناسبات و حال و هوای سوپراستار بودن کنار نمی‌آید.
وقتی که نقش فیلم «روز واقعه» را به علت کوتاه بودن و نقش اول فیلم «لیلا» را برای جور نبودن نقش با تفکراتش رد کرد. می‌دانید که این‌جور وقت‌ها کسانی که می‌خواهند مشهور بشوند، فرصت‌های این‌طوری را روی هوا می‌قاپند. اما هدیه تهرانی بی‌توجه به موقعیت‌های پیش‌رویش تصمیم گرفت جایی را برای حضور انتخاب کند که لااقل با روحیاتش در تضاد نباشد. برای همین «سلطان» ساختة مسعود کیمیایی، شد اولین حضورش در سینما.
نزدیک به دو سال بعد از اولین حضورش، در فیلم «غریبانه» بازی کرد. همان وقت بود که يك مجله در مقاله‌ای از او با عنوان «زن صورت سنگی» نام برد. آن چهرة سرد و بی‌تفاوت، آرام‌آرام تبدیل شد به شمایل هدیه تهرانی. آن‌قدر که بیاید پیشنهادهای خوب مالی فیلم‌ها و سریال‌ها را رد کند و برود در فیلمی تجربی‌ مثل «شبانه» بازی کند و نه تنها پولی بابت بازی نگیرد بلکه بخشی از خرج و مخارج فیلم را بپردازد و برای فیلم سرمایه‌گذار هم پیدا کند.
از دستمزدهاي او در فيلم‌هاي گذشته به «دختر ايروني» مي‌توان اشاره كرد كه مي‌گويند 12ميليون تومان گرفته است.
اما شاید بالاترین دستمزدی که هدیه تهرانی تا به حال گرفته برای بازی در فیلم «نسل جادويي» (فيلم جديد ايرج كريمي) بوده با رقمی نزدیک به 22میلیون تومان كه او را به گران‌ترين بازيگر زن سينماي ايران تبديل مي‌كند.
حالا حضور امروزی‌اش را با فیلم‌های دیروزی‌اش مقایسه کنید. وقتی که در «قرمز» و «غریبانه» و «دست‌های آلوده» بازی می‌کرد و تمام این فیلم‌ها جزو پرفروش‌های اکران بودند. حالا که در «شبانه» و «نیوه مانگ» بازی می‌کند.
فیلم‌هایی که از اکرانشان هم خبری نیست دیگر چه برسد به استقبال مخاطبان و پرفروش‌شدنشان. او کم‌کم دارد از شکل و شمایل احتمالا ناخواستة ستارگی کناره می‌گیرد ولي دستمزدهاي اخيرش نشان مي‌دهد هنوز هم يكي از پرطرفدارترين بازيگران زن در بين سينماگران ايراني است.

غریبه‌ای در محفل چشم آبی‌ها
شاید این‌جا، نداشتن چهرة زیبا یک مزیت باشد. هر جور و از هر طرف که نگاه کنیم در جمع سوپراستارها و بازیگرهای پولساز، پرویز پرستویی یک مورد خاص است. هم از لحاظ سن و سال با باقی سوپراستارها تفاوت دارد و هم دلیل اولیة حضورش در سینما چهره‌اش نیست.
کسانی که پول می‌دهند و بلیت می‌خرند و به دیدن فیلم‌هایش می‌روند، دلیلشان نه چهرة او، که هنر بازیگری‌اش است. اگر کارنامه‌اش را به دو دوره يعني پیش از فيلم «لیلی با من است» و بعد از آن تقسیم کنیم‌، در دوره دوم تا دلتان بخواهد فیلم پرفروش بازی کرده.
«روانی»، «آژانس شیشه‌ای»، «مرد عوضی» و «مارمولک» تنها چند تا از فیلم‌های پرفروش اوست. در کنار این‌ها به یاد بیاورید که او طی این سال‌ها چند تا سیمرغ گرفته و بازی‌اش از سوی داوران و منتقدان تحسین شده.
این که او حالا در زمینة بازیگری همة قله‌ها را فتح کرده، چند دلیل می‌تواند داشته باشد. اولی شاید گذشته‌اش باشد. آن‌وقت که رایگان و بدون دریافت دستمزد در شهرستان‌ها و روستاها تئاتر بازی می‌کرده و تمام وقتش را روی همین کار می‌گذاشته.
دومین دلیل هم صبر اوست. برای رسیدن به این موقعیت عجله نکرد. از زمان ورودش به سینما، در سال‌هایی که جوان بود تا امروز که میانسال است خیلی گذشته. او خلق‌الساعه سوپراستار نشده. چیزی نزدیک به ده دوازده سال فقط در سینما پای رسیدن به این وضعیت وقت گذاشته. و سومین دلیل شاید این باشد که تمرکزش روی بازیگری است.
کاری نامربوط به بازیگری انجام نمی‌دهد. کارش بازیگری است. پرستویی چند وقت پیش، در یکی از جشن‌های سینمایی گفت به نصیحت استادش، عزت‌الله انتظامی گوش کرده و خودش را ارزان نفروخته و با حقوق ادارة تئاتر زندگی می‌کند.
مي‌گويند پرستویی برای بازی در سریال «زیرتیغ» ماهی 15 میلیون تومان گرفته و دستمزدش در فیلم‌های کمی که طی سال بازی می‌کند، مثل «به نام پدر» حوالی 12 میلیون تومان است.
همان یک قلم 12 میلیون را که تقسیم کنی بر ماه‌های سال، می‌شود ماهی یک میلیون و حقوق ادارة تئاتر هم اگر به آن اضافه شود‌، زندگی با نان و بوقلمون و یک آب باریکه می‌گذرد.

آغازگر
دربارة نیکی کریمی از هر جا که شروع کنیم به یک کلمه می‌رسیم. «آغازگر». هم آن زمان که در فیلم «عروس» بازی کرد و شد اولین سوپراستار سینمای بعد از انقلاب و هم وقتی که ستاره بودن دلش را زد و رفت به سمت کارهایی مثل ترجمه و کارگردانی، و بازیگری را تبدیل به فعالیت جنبی خود کرد.
نیکی کریمی نمونه کسی است که به یک چیز قانع نبود و سعی کرد تمام عناوین را تجربه و کسب کند و آدم جامع‌الاطرافی باشد. براي همين يك دفعه تصميم گرفت از حجم بازي‌هايش كم كند و به سراغ كارگرداني برود.
چند وقتي با كيارستمي كار كرد و تجربه كرد تا بالاخره اولين فيلم سينمايي‌اش «يك شب» را ساخت. فيلمي با حال و هواي خاص كه مطمئنا به مذاق تماشاگرهاي عادي سينما خوش نمي‌آمد. براي همين فقط در جشنواره‌ها و اكران‌هاي خصوصي نمايش داده شد و راهي به سينماها براي اكران عمومي پيدا نكرد.
او در فیلم‌های چند سال اخیرش فقط سه فیلم پرفروش داشته. «دو زن»، «شام عروسی» و «نوک برج» که دلايل فروش دو فیلم آخری را با توجه به اقبال تماشاگران به فیلم‌های کمدی، می‌‌شود در عوامل دیگری جست‌وجو کرد. او در دوران بازيگري‌اش هم در فیلم‌های استانداردی مثل «سارا» و «پری» و «برج مینو» بازي كرده و هم در فیلم‌های زیر استاندارد، «سیب سرخ حوا» و «بازیگر». از فیلم‌های پرفروشی مثل «دختران انتظار» و « دو زن» می‌رسیم به فیلم‌های شکست‌خورده‌ای مثل «باج‌خور».
با اين حال و با اين اين‌كه او دومين فيلمش را هم ساخته و نشان داده كارگرداني، حسابي برايش جدي است، ولي نیکی کریمی هنوز هواخواهان خودش را دارد. هنوز تهیه‌کننده‌ها با او قراردادهای مالی درست و حسابی می‌بندد.
برای همین «شام عروسی» 12میلیون قرارداد بسته و همین نشان می‌دهد که دوران ستاره بودنش می‌تواند به این زودی‌ها تمام نشود.

الناز شاکردوست:
همين چند وقت پيش«چه کسي امير را کشت؟» روي اکران بود. وقتي اين فيلم نمايش‌اش تمام شد، «بي‌وفا» روي پرده آمد.
در هر دو فيلم هم الناز شاکردوست بازي کرده. او بازيگري است که در همين چند سال حضور در سينماي ايران کلي فيلم بازي کرده که از قضا هيچ‌کدامشان هم به آن صورت پرفروش نشده‌اند.
اما او و تهيه‌کنندگان بي‌توجه به شکست تجاري فيلم‌هاي قبلي او، هنوز به کارشان يعني قرارداد بستن ادامه مي‌دهند.
شاکردوست براي فيلم‌هايش مبلغي حول و حوش شش هفت ميليون مي‌گيرد. گرچه اين ميان وضعيت دستمزد فيلم‌هاي خاصي مثل «چه کسي امير را کشت؟» تفاوت مي‌کند.
فتحعلي اويسي: فتحعلي اويسي تا قبل از بازي در مجموعة «بدون شرح» نقش دوم را در فيلم‌ها بازي مي‌كرد. آن هم معمولا رل آدم‌هاي بدجنس و خبيث را. براي همين بايد گفت بي‌شک «بدون شرح» به تغيير کاراکتر او خيلي کمک کرد.
او يکباره از آدم ترسناک فيلم‌ها، تبديل شد به آدم بذله‌گو و شوخ و شنگ. کاراکتري که در ادامه، پايش به سينما هم کشيده شده و فيلم «بله‌برون» در چنين وضع و اوضاعي جلوي دوربين رفت و اکران شد. فتحعلي اويسي حالا با فارغ شدن از بازي در سريالي ديگر، جلوي دوربين سينما حاضر شده و فيلم «خواستگار محترم» به کارگرداني داوود موثقي را بازي مي‌کند. بازي با دستمزدي نزديک به 10 ميليون تومان.

رضا شفيعي‌جم:
قدرتش در تيپ‌سازي همه‌جا به دردش مي‌خورد. هم در سريال‌هاي هر شبي تلويزيوني و هم در سينما. اولين حضورش در سينما در نقشي جدي بود. در فيلم «دو همسفر» اصغر ‌هاشمي‌، با امين حيايي همبازي بود.
بعدها در «ساعت خوش» قدرتش در تيپ‌سازي را نشان داد و تيپ «دِرِک» را ساخت. چند وقتي پيدايش نبود تا بعد از مدت‌ها تيپ «بامشاد» و «کيوون» را ارائه داد.
همان تيپ‌ها برايش باني خير شدند که پايش به سينما باز شود و بتواند قراردادهاي خوب ببندد. «زن بدلي» فيلمي ‌بود که در گيشه موفق شد و شفيعي‌جم بابت بازي در آن نزديک به 8 ميليون گرفت. حالا هم« قلقلک» را در نوبت اکران دارد.

مهران غفوريان:
اگر اوضاع امروزي او را مبناي قضاوت بگذاريد، لابد معتقد خواهيد بود قرارداد 5 ميليون توماني‌اش براي فيلم «انتخاب» خيلي هم خوب بوده.
اما اگر کمي‌ قبل‌تر را به ياد بياوريد نظرتان کاملا عوض خواهد شد. مهران غفوريان کسي بود که به عنوان بازيگر و کارگردان و تهيه‌کننده حضور تقريبا دائمي ‌در تلويزيون داشت.
مجموعه‌هاي «اين چند نفر»، «حرف تو حرف» و « زير آسمان شهر 1و2و3» همه و همه کارهاي او هستند که بعضي مواقع با استقبال فوق‌العادة مخاطبان مواجه مي‌شدند. شک نبايد کرد که آن زمان او به راحتي ده بيست برابر حالا درآمد داشته و پولساز بوده.
اما خب بالاخره اوضاع هميشه بر وفق مراد نيست. مهران غفوريان، نمايش ساز درجة يك تلويزيون، در سينما در نقش‌هاي فرعي فيلم‌هاي «انتخاب» و «شارلاتان» ظاهر مي‌شود و بيشتر از 5 ميليون هم نمي‌گيرد.

خط انداختن روی الماس
برای عوض کردن مرتبه سینمایی‌اش کم زحمت نکشید. وقتی اولین فیلمش روی پرده رفت جزو همان دسته از جوان‌های چشم آبی محسوب می‌شد که بازیگرها طردشان می‌کردند. خیلی زمان گذاشت و از خیلی چیزها گذشت تا بتواند سیمرغ بلورین بهترین بازیگر جشنواره فیلم فجر را ببرد. بهرام رادان از معدود سوپراستارهای سینماست که از طریق یک آموزشگاه بازیگری وارد سینما شد.
وقتی نادر مقدس می‌خواست «شور عشق» را بسازد، حضور بهرام رادان در مؤسسة بازیگری هیوا فیلم سبب شد که نقش اول آن فیلم را بگیرد. فیلم روی پرده آمد و به غیر این که پرفروش‌ترین فیلم سال شد، توانست اولین و آخرین زرشک زرین سینمای ایران را به دست بیاورد. خب وضعیت خیلی خوبی نبود.
نشریات زرد هم پشت هم عکس و مصاحبة قلابی از او چاپ می‌کردند و بهرام رادان داشت به عنوان چهره‌ای معرفی می‌شد شبیه به مانکن‌ها. و این وضع لابد برای او که به قول خودش عاشق عصیان است زیاد جالب نبود. پس آرام‌آرام شروع کرد به خط انداختن روی چهره‌ای که ازش ساخته بودند.
«شور عشق» اولین و آخرین فیلمی است که بهرام رادان در آن بدون ریش ظاهر شده. فیلم‌های بعدی رادان گرچه خیلی فیلم‌های باارزشی نبودند اما فروش می‌کردند و او به عنوان سوپراستار بیشتر و بیشتر مطرح می‌شد. در آن حال و وضع، حضورش در فیلم «گاو خونی» شبیه به نابودی کامل ِ آن شکل و ظاهر ستاره‌وار بود.
فیلمی که در آن بیشتر می‌توانی صدای رادان را بشنوی تا تصویرش را ببینی. همان سال به پشتوانة بازی در «گاو خونی» و «شمعی در باد» سیمرغ بلورین را گرفت و همه چیز برایش مهیا شد که از سینمای زرشکی برای همیشه جدا شود.
رادان طی این سال‌ها اگر در «گیلانه» نقش یک جانباز قطع نخاع شده را بازی کرده، در کنارش در فیلم‌هایی مثــل« ازدواج صــورتی» و «رستگاری در 8:20» حضور پیدا کرد.
فیلم‌هایی که بازی در آن‌ها مثل تجارت می‌ماند. رادان مسلما برای بازی در فیلم‌هایی از نوع «گاوخونی» دستمزد زیادی نمی‌گیرد و در عوض طبق شنيده‌ها برای «ازدواج صورتی» 18 میلیون، برای «رستگاری در 8:20» 12 میلیون و برای همین آخری «چهار انگشتی» 16 میلیون گرفته.
وضعیت زیاد بدی هم نیست. مثل «اورسن ولز» می‌ماند که در فیلم‌های درجه سه بازی می‌کرد و بعد «همشهری کین» و «بانویی از شانگهای» را می‌ساخت!
مي‌گويند «روناک يونسي» کشف تازة «قاسم جعفري» که در فيلم «گرگ و ميش» بدون دريافت وجهي جلوي دوربين رفته بود، براي بستن قراردادي بابت بازي در يک فيلم سينمايي بنا به پيشنهاد قاسم جعفري، طلب 5ميليون تومان مي‌کند و به طور قابل پيش‌بيني معامله شكل نمي‌گيرد.
مي‌گويند «ساسان فرخ‌نيا» 50 ميليون تومان وسط گذاشته تا بتواند نقش اول فيلم «رؤياي جواني» به كارگرداني «نادر مقدس» را بگيرد. جالب اين كه فيلم در اكران عمومي شكست خورد و 20 ميليون بيشتر فروش نكرد. بعدها رايت فيلم به رسانه‌هاي تصويري فروخته شد با رقم 25 ميليون. كل فروش فيلم در تهران در نهايت به اندازة سرمايه‌گذاري فرخ‌نيا نرسيد.
«رؤيا تيموريان» که براي يک هفته کار در پروژه‌اي، چهار ميليون دريافت کرده بوده. براي بستن قرارداد به يک دفتر سينمايي مي‌رود. مي‌گويند وقتي صحبت سر مسائل مالي آغاز مي‌شود، تيموريان همان دستمزد 4 ميليوني بابت يک هفته کار را درخواست مي‌کند که با احتساب زمان فيلم‌برداري پروژة جديد، دستمزدش به حول و حوش 32 ميليون مي‌رسد. تيموريان کمي ‌کوتاه مي‌آيد و به 15 ميليون هم راضي مي‌شود اما سازندگان فيلم با اين رقم هم موافقت نمي‌کنند.
معمولا دستمزد بازيگرها در چهار قسط پرداخت مي‌شود. قبل از فيلم. در آغاز فيلم. ميانة فيلم و پس از پايان فيلم. مي‌گويند قسط آخر جزو دسته کي داده، کي گرفته‌هاست. براي همين سعيد پورصميمي‌ وقتي فيلم‌برداري «قاعده بازي» به کارگرداني «احمدرضا معتمدي» به روزهاي آخرش نزديک مي‌شود، براي بازي در سکانس‌هاي پاياني تا زمان گرفتن قسط آخر، جلوي دوربين حاضر نمي‌شود.
مي‌گويند سازندگان فيلم «بله برون» ابتدا از «مهدي فخيم‌زاده» براي بازي در فيلمشان دعوت مي‌کنند. فخيم‌زاده که مايل به همکاري در اين پروژه نبوده، پاي مسائل مالي را وسط مي‌کشد و درخواست 45ميليون تومان براي بازي در اين فيلم مي‌کند تا معامله جوش نخورد. که عاقبت هم جوش نمي‌خورد.
قضية ديگر در مورد بازيگرها، داستان تبليغات و بيلبوردهاست. مثلا با اين که در نشريات زرد صحبت از قرارداد 200 ميليوني بهرام رادان با ال‌جي بود، منابع موثق مي‌گويند يک قرارداد 75 ميليون توماني بيشتر در کار نبوده براي يک سال.
$و مي‌گويند ايکات که با تصاوير تبليغاتي «گلزار» در لب دريا به شهرت رسيد با گلزار يک قرارداد دو ساله بسته بوده به مبلغ 40 ميليون. حالا اما ديگر تصوير گلزار، کالاي موردنظر را تبليغ نمي‌کند. اين بار تصوير «پژمان بازغي» زير لوگوي ايکات به چشم مي‌خورد. مي‌گويند بازغي قراردادش را در ازاي دريافت 20 ميليون امضا کرده.
اين يکي تبليغ را شايد زياد نديده باشيد. چون خيلي زود بيلبوردهايش جمع شد. حرف تبليغات آب معدني است با حضور «رضا داوودنژاد» و «علي صادقي» که براي عکس انداختن در کنار بطري‌هاي آب معدني، نفري 25 ميليون قرار بود دريافت کنند. قرار بود را براي اين مي‌نويسيم که مي‌گويند کارخانة موردنظر به دلايلي پول توافق شده را پرداخت نمي‌کند و بيلبوردها هم به سرعت جمع مي‌شوند.
يکي از جاهايي که خوب پول رد و بدل مي‌شود، مجموعه‌هاي نودقسمتي هستند. اين قضيه «خسرو شکيبايي» را هم وسوسه مي‌کند تا براي حضور در مجموعه «زندگي به شرط خنده» قرارداد ببندد. اما همکاري سر نمي‌گيرد و سازندگان کار به سراغ خبرة اين‌طور کارها «حميد لولايي» مي‌روند که در بخش خبري 20:30 خبر قرارداد 32 ميليوني اش بابت سه ماه هم تکذيب شد. اما منابع موثق باز خبر مي‌دهند و مي‌گويند که لولايي براي بازي در هر قسمت يک ميليون تومان دريافت کرده.

حتما در جريان ساخته شدن فيلم پرخرج «اخراجي ها» به کارگرداني «مسعود ده‌نمکي» بوده‌ايد. مي‌گويند فقط رقم قراردادهاي بازيگران اين فيلم 180 ميليون تومان بوده. از دستمزد 20 ميليوني و 14 ميليوني امين حيايي و اکبر عبدي براي سه ماه کار بگيريد تا قراردادهاي سه چهار ميليون توماني ارژنگ اميرفضلي و سپند اميرسليماني بابت همان مدت کار.

گردآوری : گروه اینترنتی پرشین وی
http://www.persianv.com/
وبگردی
ویژه شب یلدا وِیژه شب یلدا
عکس های جالب
پربیننده ترین اخبار
وبگردی
اخبار امروز
تازه های پرشین وی
پربیننده ترین اخبار
  آخرین خبرها
  پربیننده ترین خبرها
وبگردی
بخش پرشین وی
  پرشین وی مرتبط
بخش پرشین وی
پر بیننده ها
 
Copyright (c) 2006-2014 PersianV.com All Rights Reserved. © کلیه حقوق این پایگاه متعلق به سایت پرشین وی می باشد ، استفاده از مطالب سایت تنها با ذکر منبع مجاز می باشد .