روزها و شبهاي عابدزاده
احمدرضا عابدزاده عقاب آسيا، دروازهبان نامآشناي ايران پس از آن بيماري، سالهاست كه ميادين فوتبال را كنار گذاشته است.
او هماكنون 42 سال دارد و همچنان پيگير مسائل فوتبال است، گرچه ما بايد از وجود پيشكسوتاني چون او استفاده كنيم. مگر چند عابدزاده در ايران وجود داشت؟ چند دروازهبان افسانهاي در اين كشور بود كه حالا قدر آنان را ندانيم؟
خبرنگار ما چند روز پيش براي انجام يك گفتگوي كامل به رستوران او به نام «فستفود 22» در خيابان شريعتي نرسيده به ميدان قدس رفت و با او ساعاتي به گفتگو نشست كه متن كامل اين گفتگو و همچنين گزارش تصويري از رستوران او را در شماره آينده خانوادهسبز (201) خواهيد خواند.
عابدزاده در گوشهاي از گفتههايش گفت كه پسرش هماكنون در منچستر انگليس دوران آموزش دروازهباني را سپري ميكند و اينكه آنجا بماند يا به ايران بيايد را بايد خودش انتخاب كند.
در جريان گفتگو با عابدزاده چندين بار وقفه پيش آمد چرا كه او بايد به مشتريانش هم ميرسيد. براي آنهايي كه از عقاب آسيا خاطرات زيادي دارند، اينكه او را پشت دخل رستورانش ببينند، جالب بود. خيليها هم به بهانه ديدن او به رستورانش ميرفتند تا خاطرات شيرين او برايشان تداعي شود. او با مشتريانش ارتباطي بسيار گرم داشت، لبخند تحويل آنان ميداد؛ مثل زمان بازي. كاري كه ميكند را جدي ميگيرد و دوست دارد تمام و كمال آن را انجام دهد. خودش سالادها را در يخچال ميگذاشت، روغن به دونركبابهايش يا به عبارتي همان كبابتركيها ميداد، به كارگردان رستوران سفارش ميكرد كه دستكش به دست و نظافت را رعايت كنند.
او ساعاتي قبل از اينكه رستوران كارش را آغاز كند، خودش را به مغازهاش ميرساند تا تمام امور را كنترل كند. او حالا روزها و شبهايش را به رستورانداري ميپردازد و اميدوار است كه شعبات ديگري را هم افتتاح كند.