آنچه در ادامه خواهيد خواند، نظر بازيگران و اهالي سينماي ايران پس از درگذشت اوست.
رضا كيانيان: هنوز سينماي ايران كلي با تو كار داشت، بيخبر گذاشتي و رفتي، بدون خداحافظي! دو هفته پيش هم كه آخرين جايزهات رو گرفتي، روي صحنه لام تا كام حرف نزدي، از گوشه صحنه اومدي بالا و آروم جايزهات را گرفتي، براي 30 سال حضور پرشور و شوقت در سينمايي كه اين روزها چندان شور و شوقي در آن نيست. فقط لبخند زدي و رفتي پايين و لاي جمعيت گم شدي، خب، اگر قرار بود بري و پشت سرت رو هم نگاه نكني، چند كلمهاي براي ما كه پشت سرت بوديم، حرف ميزدي!

بيتا فرهي: نيستي و نبودنت دردي سخت براي خانواده و دوستانت به جاي گذاشته، هيچ وقت لحظههاي خوب همكاري و دوستيات را فراموش نخواهم كرد.
علي روئينتن (كارگردان): عجب دنياي غريبيه، قلب من گرفت، قلب اون وايستاد!
بابك حميديان: از دست دنيا به شدت گلهمندم كه اين فرصت را به من نداد تا دست او را ببوسم و از او اجازه بخواهم در كنارش در مقابل دوربين بازي كنم.
فريدون جيراني: هيچ حرفي نميتوان زد، واقعا حيف شد، سينماي ايران بازيگر با شخصيت، خوب و توانايي را از دست داد كه جايگزين كردن آن غيرممكن است.
بيژن بيرنگ (كارگردان خانهسبز و سرزمين سبز): خسرو شكيبايي يكي از موفقترين، قويترين و دوستداشتنيترين بازيگراني بود كه در عمرم ديدم.
مسعود رسام: طي سه سال همكاري با خسرو، در وهله نخست، بازيگري در وهله دوم فروتني، مهرباني و مردم دوستي را از او ياد گرفتم.
او مثل يك كودك، ابتدا قصه را باور ميكرد، پس از اينكه باورش ميشد در آن فضا و مكان است، جملات و كلمات را بيان ميكرد. هيچ نقشي براي او بازي نبود و همان طور كه خودش اعتقاد داشت تمامي نقشها را زندگي ميكرد.
استاد جمشيد مشايخي: جاي خسرو همچون پرويز فنيزاده در سينماي ايران خالي خواهد ماند. او در تئاتر و سينماي ايران آنقدر درخشيد كه ستاره شد.
حميد فرخنژاد: حضور او آدم را به ياد چيزهاي خوب ميانداخت، خيلي حيف شد كه شكيبايي رفت، همه چيز ميآيد و همه چيز ميرود؛ اما حيف شد.
امين تارخ: خسرو بازيگري تكرار نشدني است و امروز نبايد به عزاي از دست رفتن اين هنرمند نشست؛ بلكه سالها بايد به عزاي از دست دادن او بنشينيم. او بازيگري بسيار خلاق و در عين معروفيت، بسيار محبوب بود. نميدانم چرا مرگ نميگذارد كه انسان از دوستانش به قدر نياز لذت ببرد.
محمدرضا هنرمند: قدرت بازي و شيوه كاري او مشخص است، خسرو شكيبايي در حدي از توانمندي در ايفاي نقشها بود كه نيازي به تاييد من ندارد.
داريوش مهرجويي: خسرو يك پديده عجيب و غريب بود و در هر نقش سينمايي كه بازي ميكرد، طعم و بوي خود را در آن نقش به جا ميگذاشت. او آدم آگاه و جذابي بود و هر نقشي كه بازي ميكرد، جذابيت او بود كه ميديديم. درد بزرگي بر ما نازل شد، تسليت به همه خانواده سينما.
مهرانه مهينترابي (همبازي او در مجموعه خانهسبز): آسمان هنر ايران، يكي از بزرگترين ستارههاي خود را از دست داد. او هنرمند خلاقي بود كه مشخصترين ويژگياش، حساسيت فوقالعادهاش بود، حساسيتي كه گاهي او را غيرقابل دسترسي ميكرد.
سيروس الوند: خسرو در ابتداي دهه 60، آغاز گر شيوهاي نوين در بازيگري سينماي ما شد، شيوهاي كه بعدها توسط بسياري پيگيري شد يا مورد تقليد قرار گرفت، تصور نميكنم كه كسي به زودي بتواند جاي خالي او را پر كند.
كيومرث پوراحمد: خسرو شكيبايي بازيگري مؤلف بود و آنچه در نقش وجود داشت را ميباوراند، او بازيگري يگانه است كه براي يافتن جايگزيني براي او 30، 40 سال زمان لازم است.
هادي مرزبان (بازيگر و كارگردان مطرح تئاتر): خسرو رفت، مثل ديگران! بياييد بيشتر با هم باشيم و بيشتر به درد يكديگر برسيم و فقط در تشيع و مراسم ختم يكديگر شركت نكنيم، تا هستيم بيشتر با هم و بيشتر مهربان باشيم كه بعد افسوس بسيار لحظات از دست داده را نخوريم. واقعا خسرو حيف شد، او يك عاشق بود، عاشق نقش، او شخصيت را خيلي خوب ميپذيرفت.
داوود رشيدي: با تاسف ميتوانم بگويم اگر عجل بهش مهلت ميداد ميتوانست بيشتر بدرخشد.او استثنا بود و جايگزين ندارد.
بهرام رادان: خسروي عزيزم
دوباره يادمان افتاد كه عزيزي از قافله عمر جا افتاد .خسروي عزيزم، دوست خوبم به ياد تمام نقشهايت كه نسل من با آنها بزرگ شدهاند، به ياد تمام شبهايي كه با «با صداي پاي آب» تو بخواب رفتهام، و به حرمت دل پاكت كه توان آزار هيچ كس جز خويش را نداشت، لحظهاي درنگ ميكنم و خاضعانه از درگاه حق برايت آمرزش طلب ميكنم و يقين دارم كه جاودانگي صدايت تا ابد در ذهن نسلها باقي است.
رضا رشيدپور: هيچ وقت من از خسرو شكيبايي دروغ نشنيدم، هيچ وقت مثلا غرور نديدم، هيچ وقت بياخلاقي نديدم.
عليرضا زريندست (مدير فيلمبرداري): خسرو شكيبايي بدون شك يكي از پديدههاي بازيگري بود در اين چند دهه سينماي بعد از انقلاب. يعني حقيقتا يكي از استثنايي ترين بازيگران سينماي ايران بود كه من فكر نمي كنم هيچ وقت ديگه جاي ايشون پر بشه.
اولين فيلم آقاي شكيبايي را من فيلمبرداري كردم. فيلم خط قرمز به كارگرداني آقاي مسعود كيميايي.
رامبد جوان: واقعا يك بازيگر درجه يك، يك دوست بسيار عالي، يك استاد خوب، يك آدم مهربان. حيف براي كساني كه افتخار فعاليت در كنار ايشان برايشان فراهم نشد. خيليها آرزوي بازي در كنار خسرو شكيبايي را داشتند.
الناز شاكردوست: تكرار نشدني است. شايد حضور فيزيكي نداشته باشد ولي هميشه بين ماست.
رونمايي كتاب خسرو شكيبايي
همزمان با اولين سالروز درگذشت خسرو شكيبايي، 28 تيرماه سال جاري، كتاب اين بازيگر فقيد رونمايي ميشود.چند روز پيش در نشستي كه براي معرفي اين كتاب برگزار شد، جمشيد مشايخي به عنوان حامي معنوي اين كتاب در سخناني با تاسف از اينكه اين كتاب بعد از پرواز خسرو شكيبايي رونمايي ميشود، گفت: براي اولين بار است كه براي يك بازيگر چنين كاري انجام ميشود و خوشحالم اين كار براي خسرو شكيبايي است. (اگر مجله را پس از 28 تيرماه تهيه كرديد بايد بگويم كه اين مراسم برگزار شد.)الهام قرهخاني مؤلف اين كتاب هم با تقدير از زحمات جمشيد مشايخي و همسر خسرو شكيبايي در به ثمر رسيدن اين كتاب ميگويد: خسرو شكيبايي يكي از محبوبترين و ماندگارترين بازيگران ايراني است كه در دل مردم و حافظه تاريخ زنده خواهند ماند و اين كتاب هم در جهت حفظ و تكريم مقام شامخ اين عزيز از دست رفته خواهد بود.
منبع : ksabz.net