آرامش برای اول شهریورماه هرگز نمي تواني همه را خوشحال كني. در واقع، اگر نيمي از مردم را خوشحال كني، كارت را بخوبي انجام داده اي ما هميشه در يك مسير قرار داريم . فقط مناظر كنار راه فرق مي كند. اگر توهمان چيزي بشوي كه من مي خواهم، پس من مالك تو هستم و تو بنده ي من ! يك بار هم نشنيده ام كسي در بستر مرگ اظهار پشيماني كند كه: «كاش بيشتر در اداره كار مي كردم.» عادات قديمي ات را در پس اين تفكر كه: «ديگر هيچ وقت در زندگي به سراغش نمي روم» ترك كن. هدف اين است كه عشقت را بي قيد و شرط نثار ديگران كني و هر چه را كه با عشق به سويت بر مي گردد بپذيري، حتي اگر آنچه به سويت برمي گردد همان چيزي نباشد كه منتظرش بودي به دست آوردن پول درست مثل به دست آوردن چيزهاي ديگر در زندگي است. نبايد به آن بچسبي و اختيار زندگي ات را دست پول بدهي. اگر مشكلي داري، به دليل طرز فكر توست و تنها راهي كه مي تواني مشكلات را براي هميشه حل كني، اين است كه طرز فكرت را تغيير دهي. «همه چز» در جهان براي خدمت به تو بسيج شده؛ قرار نيست تو به خدمت آنها در آيي هر اتفاقي كه براي ما رخ مي دهد، حكمتي دارد. بايد از منظر حال به اتفاق هاي بي ربط و بي معني نگاه كرد، همگي مقدمه اي براي رساندن تو به اين لحظه اند. هرگز نمي تواني همه را خوشحال كني. در واقع، اگر نيمي از مردم را خوشحال كني، كارت را بخوبي انجام داده اي. ذهن آشتي جو، ذهني كه نمي خواهد ديگران آسيب ببينند، قوي تر از هر نيروي مادي در دنياست. ذهن آشتي جو، ذهني كه نمي خواهد ديگران آسيب ببينند، قوي تر از هر نيروي مادي در دنياست. گذشته، گذشته است. آنچه را گمان مي كردي بايست انجام بدهي، انجام داده اي. كارت درست است يا غلط يا خوب يا بد نبوده. فقط كاري بوده كه انجام داده اي. امروز را درياب. نمي تواني امروز را به عقب برگرداني. تو نبايد اجازه بدهي نيرويي بيروني تو را هدايت كند. خدا در درون توست، آن قدرت بي كران و لا يتناهي كه تو را در مقام اشرف مخلوقات قرار مي دهد، هميشه در درون توست. در زندگي همه چيز ضد و نقيض است. هر چه بيشتر بخواهي مورد تأييد ديگران باشي، فردي مي شوي كه ديگران نمي خواهند تو را تأييد كنند؛ هر قدر به تأييد ديگران كمتر اهميت بدهي، بيشتر تأييد مي شوي. به نظر مي رسد هر چه بيشتر سعي كني به زور و اجبار چيزي را در جهت منافع خودت پيش ببري، كمتر از آنچه در طلب اش هستي لذت مي بري. تو قدرت آن را داري كه هر چه مي خواهي بشوي. آرزوهايت را پيش چشم بياور و بدان به هر چه در فكرش باشي مي رسي اگر اوضاع بر وفق مراد نيست، از خودت بپرس: «چه شد كه اين وضع پيش آمد؟ چطور مي توانم اوضاع را تغيير دهم؟» تو، جدا از ديگران نيستي. قضاوت در كارهاي خوب ديگران هم دست كم از قضاوت در مورد كارهاي بدشان ندارد. هر مشكلي كه روي اين كره پيش مي آيد، يا فرصتي براي ترقي است و جسم و فكر ما را به گونه اي متفاوت فراسوي آن مشكل مي برد، يا از آن بهانه اي مي سازيم تا باور كنيم به دردسر افتاده ايم. اكنون را در ياب. آينده، يكي ديگر از لحظات حال است كه وقتي از راه مي رسد بايد درآن زندگي هيچ كس نمي داند بدبين بودن چقدر بد است. هيچ كس! از بزرگي نقل شده: «هر چه در ذهنت بگذرد، همان پيش مي آيد.» در آينه بنگر، احساس بد داشتن نسبت به خودي كه آن را هر جا مي روي با خود مي بري، آب در هاون كوبيدن است. |