مکان های خاص یاد کردن امام زمان (عج)

حقوق امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف(2)

معرفت به مقام والای حضرت

باید قبل از قیام حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف او را شناخت و از او پیروی کرد. امام صادق علیه السلام فرموده است: <رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: خوشا به سعادت کسی که مهدی ما را قبل از قیامش بشناسد و به او اقتدا کند. دوست او را دوست بدارد و از دشمن او بیزاری بجوید و امامان قبل از او را نیز ولی و سرپرست خود بشناسد. این چنین افرادی دوستان من هستند و دوستی و مهر مرا به خود جلب کرده اند و گرامی ترین امت نزد من به شمار می آیند>.1 امامان، همه از یک نور و یک ریشه اند و همه معلمان قرآن و اسلام اند. باید به همه آن بزرگواران معتقد بود و معرفت واقعی، همین است که در برابر اوامر آن ها تسلیم باشیم، به فرمان های آن ها عمل کنیم و ایشان را الگوی خود قرار دهیم. اهمیت شناخت امام تا بدان جاست که امام صادق علیه السلام فرمود: <هر کس شبی را صبح کند، در حالی که امام زمانش را نشناسد؛ به مرگ جاهلیت می میرد>.2

 

پیروی

اطاعت، اساس نزدیکی و قرب است؛ چه در مورد خداوند و چه در خصوص پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان معصوم علیهم السلام. اطاعت آگاهانه به این است که فرد در برابر اوامر و فرمان های خدا و پیشوایان دینی، تسلیم محض باشد. تا معرفت و شناخت حاصل نشود، محبت و عشقی نخواهد بود و بر اساس عشق و محبت است که اطاعت و فرمانبرداری مطرح می شود. اطاعت به همراه معرفت و محبت، انسان را در برابر ولی معصوم تسلیم می کند. امام صادق علیه السلام فرموده است: <ما، اساس هر خوبی و خیری هستیم و هر چه نیکی است، از ماست. دشمنان ما هم، ریشه و اصل هر شر و بدی هستند و هر چه پلیدی و زشتی است، از شاخه های شجره خبیثه آن هاست. دروغ گفته است کسی که می پندارد با ماست، در حالی که به گواهی اعمال زشتش به فروع غیر ما وابسته است و از پیوند خوردگان به درخت ناپاک دشمنان ما شمرده می شود>.3

 

زمان های خاص یاد کردن حضرت

بعضی از زمان ها، پیوستگی ویژه ای با حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف دارد و این خود سبب می شود دوستداران حضرت، در بزرگداشت این زمان ها بکوشند و در تکریم آن کوتاهی نکنند. از جمله این ها، شب نیمه شعبان، سالروز ولادت پر سعادت آن حضرت است. این شب، شب رحمت و نزول برکات آسمانی و همچون شب های قدر، احیا داشتن آن مستحب است. شب و روز جمعه، از دیگر زمان هایی است که باید علاقه مندان به امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف در این زمان مبارک، یاد آن حضرت را گرامی بدارند. در این روز، زیارت آن حضرت و دعا برای تعجیل فرج او مستحب است؛ زیرا براساس برخی روایات و زیارات، امید ظهور آن حضرت در روز جمعه، بیش از دیگر روزهاست.4 چنان که از زیارت حضرت در روز جمعه برمی آید، در این روز افزون بر یاد امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، باید در انتظار فرج بوده و صبح با امید ظهور ولی امر و دیدار امام سر از خواب برداشت.

 امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف در توقیعی فرمود: <هر کس تقوای پروردگارش را پیشه کند و از آنچه به عنوان حق شرعیه ـ خمس و زکات ـ برعهده دارد به مستحقانش بپردازد، از فتنه های باطل کننده دین و دنیا در امان خواهد بود>
مکان های خاص یاد کردن حضرت

همان گونه که دعا برای تعجیل فرج حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در زمان های مخصوص تأکید شده، در مکان های معیّنی نیز این مسئله، مورد تأکید پیشوایان دینی قرار گرفته است. حرم مطهر امام عسکری، امام هادی و مادر حضرت ولی عصر علیهم السلام در شهر سامراء، از جمله این مکان هاست. سرداب مقدس سامراء، که غیبت کبری از آنجا آغاز شده است، نیز از دیگر مکان های مقدس و محترمی است که عاشقان امام بدان تبرک می جویند. مسجد مقدس جمکران، یکی دیگر از مکان های مقدس و منسوب به امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف و بسیار مورد توجه مردم مسلمان ایران و دیگر عاشقان حضرت است که در آنجا با توسل و دعا و مناجات به درگاه خداوند تمسک می جویند.

 

ادای حقوق مالی

از جمله حقوق امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، حقوق مالی آن حضرت است که بر عهده صاحبان ثروت و مکنت قرار دارد؛ حقی که از جمله فروع دین نیز شمرده شده است. هر فرد باید برای خود حساب مالی سالیانه داشته باشد و در پایان هر سال، به حساب مالش برسد و اگر مازاد بر مخارج زندگی خود داشت، خمس یعنی یک پنجم آن را به دست نایبان عام آن حضرت رسانده یا با اجازه و اذن نواب عام به مصرف برساند. امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف در توقیعی فرمود: <هر کس تقوای پروردگارش را پیشه کند و از آنچه به عنوان حق شرعیه ـ خمس و زکات ـ برعهده دارد به مستحقانش بپردازد، از فتنه های باطل کننده دین و دنیا در امان خواهد بود>.5 امام عجل الله تعالی فرجه الشریف در توقیعی دیگر فرموده است: <و اما اموالتان (خمس و زکات) را قبول نمی کنیم، مگر برای اینکه شما را پاک و تزکیه کنیم>.6 ژرف اندیشی در سخنان امام، فلسفه پرداخت خمس و زکات را روشن می کند.

 

احترام به منسوبان به حضرت

از جمله حقوق امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف این است که کسانی را که منتسب به آن حضرت هستند، محترم شمرده و به خاطر امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف برای آن ها احترام خاصی در نظر گرفت؛ حال آن شخص، به امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف نسبت جسمانی داشته باشد، مانند سادات یا نسبت روحانی مانند عالمان، مجتهدان و فقیهان که نمایندگان امام هستند یا طلاب علوم دینی که سربازان آن حضرت به شمار می آیند و یا مؤمنانی که همواره یاد ایشان را در بین مردم زنده نگه می دارند. احترام به تمامی این افراد، احترام به امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف است. همان گونه که اطاعت از امام، حقی است که مردمان هر زمان بایستی در رعایت آن بکوشند. پیروی از نایب امام نیز از جمله حقوق امام شمرده می شود که لازم است در رعایت و اجرای آن کوشش شود؛ چنان که امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، خود، شیعیان را به این امر توصیه کرده اند.

چرا برای امام زمان (عج) دعا می‌کنیم؟


دلیل دعا کردن براى‏ سلامتى‏ امام عصر چیست؟ در حالى‏ که خداى‏ منان اراده دارد ایشان زنده و سلامت‏ بمانند، آیا اصلا امکان دارد آن وجود مبارک دچار کسالت‏ شوند؟


آن سفر کرده که صد قافله دل همره اوست



هر کجا هست‏ خدایا به سلامت دارش 1



دعا از هر حیث مخصوصا براى ‏سلامتى‏ امام زمان (عج) آثار و برکات فراوانى دارد که برخى عبارتند از:

1. دعا نشانگر علاقه و محبت مسلمانان به ایشان است. اگر چه دوستى‏ تمام ائمه معصومین علیهم‏ السلام بخشى‏ از ایمان و شرط قبولى‏ اعمال است، در عین حال دعا کردن در حق امام زمان (عج) موجب ازدیاد محبت آن حضرت در دل و در نتیجه موجب تقویت ایمان مى‏ گردد .

2. دعا اظهار تجدید عهد و پیمان با آن حضرت است و محتواى ‏پیمان با آن حضرت را دین دارى، شریعت محورى‏ و تصمیم قلبى‏ بر اطاعت امر امام علیه‌السلام و یارى‏ رساندن او با نثار جان و مال تشکیل مى‌دهد.

تجدید بیعت‏ با آن حضرت علیه‏ السلام کارى است که بعد از هر نماز از نمازهاى پنجگانه یا در هر روز و یا در هر جمعه انجام آن مستحب است . هر روز بعد از نماز صبح، دعاهایى‏ که مربوط به وجود مبارک امام عصر (عج) است، خوانده شود، بسیار مفید و مؤثر خواهد بود .

دعاى ‏شریف «اللهم بلغ مولاى‏ صاحب الزمان صلوات الله علیه عن جمیع المؤمنین ...» و نیز «دعاى ‏عهد» شاهدى‏ براى‏ این سخن است . 2

3. دعا سبب زنده نگه داشتن یاد امام غایب در دل منتظران مى‏ گردد. یاد امام زمان (عج) توجه به ارزش هاى دین و اصول اخلاقى را در دل‏ ها زنده مى‏ کند و غفلت از یاد امام، یکى‏ از دلایل عمده پژمردگى‏ و سستى‏ ارزش هاى الهى‏ و انسانى‏ در جوامع اسلامى است .


دلت گر که یک لحظه غافل نشیند



خدنگ بلا بر دل دل نشیند



امام مهدى (عج) در خصوص زیارت آل یس مى‏ فر مایند: «هرگاه خواستید به وسیله ما به خداوند و به ما توجه کنید، این زیارت را که از جانب خداوند انشا شده است، بخوانید»4. کسى ‏که سلامتى‏ امام زمانش برایش مهم است، مسلما آزردن آن حضرت برایش سخت است; در نتیجه دعا براى‏ سلامتى‏ آن حضرت، انسان را به انجام کارهایى‏ وا مى‏دارد که موجب خشنودى‏ آن حضرت و در نتیجه سبب رسیدن به مقام رضوان الهى‏ مى‏ گردد .

5. دعا بسیار مؤثر است و موجب فرج آن حضرت و نیز فرج و گشایش در زندگى‏ مؤمنان مى ‏شود.

6. دعا موجب قرب الهى‏ است. امام مهدى(عج) در خصوص زیارت آل یس مى‏ فرمایند: «هرگاه خواستید به وسیله ما به خداوند و به ما توجه کنید، این زیارت را که از جانب خداوند انشا شده است، بخوانید» . 3

این زیارت که از جهات مختلف محتوایى عمیق دارد، بسیار مورد تاکید و سفارش قرار گرفته است. این زیارت از ابتدا تا انتها، دعاى براى سلامتى، تندرستى و بهروزى امام زمان(عج) است؛ «السلام علیک یا خلیفة الله و ناصر حقه ... السلام علیک حین تصبح و تمسى، السلام علیک فى‏ الیل اذا یغشى‏ و النهار اذا تجلى ... السلام علیک بجوامع السلام ...؛ سلام بر تو اى جانشین خدا و یارى کننده حق ... درود و سلام بر تو هنگامى که صبح و شام کنى، درود و تهیت الهى‏ بر تو در شب که همه جا را فراگیرد و در روز، در وقتى‏ که نور دهد (یعنى ‏سلام بر تو در هر صبح و شام) ... ، درود بر تو درودى‏ همه جانبه ...» .

در دعاى بعد از این زیارت نیز معانى بلندى نهفته است; مانند: خدایا او (امام زمان «عج‏») را از شر هر متجاوز و سرکشى‏ و از شر همه خلق خود پناه ده و او را از حوادث یومیه، از پیش رو و از پشت‏ سر و از طرف چپ، حفظ و نگه‏ دارى‏ کن و از این که آسیب و گزندى به او برسد، جلوگیرى‏ کن و در خصوص او، رسولت و خاندان رسولت را حفظ نما و به دست مبارکش عدل و داد را پدیدار نما! «اللهم اعذه من شر کل باغ و طاغ و من شر جمیع خلقک و احفظه من بین یدیه و من خلقه و عن یمینه و عن شماله و احرسه و امنعه من ان یوصل الیه بسوء و احفظ فیه رسولک و آل رسولک واظهر به العدل ...» .

در پایان سخن لازم است‏ یادآور شویم که دعا کردن براى‏ سلامتى‏ و فرج آن حضرت، اطاعت از امر خداوند و نیز اهل بیت پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله است; «و هر که خدا و رسولش را اطاعت کند و خداترس و پرهیزکار باشد، چنین کسى‏ به فوز و سعادت خواهد رسید» .4

آخرین نکته این است که هر چند طبق وعده الهى‏ حضرت زنده و باقى‏ هستند تا زمانى‏ که پرچم توحید و عدل را در همه جهان به اهتزاز درآورند، ولى‏ بالاخره بشر هستند و در معرض آفات جسمانى‏ و بلاهاى طبیعى و ممکن است مریض شوند و دچار کسالت گردند و از این نظر دعاى ‏ما براى‏ سلامتى‏ حضرت و حفظ ایشان از این آفات و حوادث، بدون شک در سلامتى‏ وجود آن عزیز عالم وجود و آخرین در صدف امامت و ولایت، مؤثر و مفید است .

می‌خواهی امام زمانت را دریابی؟

استقامت در حفظ ایمان و عقیده


می خواهی امام زمانت را دریابی، باید دین و ایمانت را از شر شیاطین، کافران، منافقان و دشمنان اهل بیت(علیهم‌السلام) و نیز شبه هایی که هر لحظه ممکن است به عرصه ایمان و دین شخص رخنه کرده و هجوم آورد، حفظ کنی. ثبات و استقامت در حفظ ایمان و عقیده، صبر و تحمل بر مصیبت ها و شماتت دشمنان بسیار مشکل است، مگر برای کسی که لطف ویژه خدا شامل حالش شود. راه ثبات ایمان و حفظ عقیده و نگهداری نفس از طغیان و عصیان، در عمل کردن به وظایف است. ائمه اطهار (علیهم‌السلام) در روایات بسیاری ما را به صبر و استقامت در حفظ ایمان و عقیده امر کرده اند. این روایت امام جواد (علیه السلام) را خوانده ای که حضرت می فرماید: « مهدی ما در غیبتی خواهد بود. پس هر کس بر دین خود ثابت بماند ... در قیامت، در درجه من و با من است».1
می خواهی در راه ایمان و عقیده ات استقامت بورزی؟ می خواهی نگذاری شبهه ها و شایعات ذهنت را از آنچه که وظیفه توست، به دور دارند؟ می خواهی امام زمانت را دریابی؟

از نشانه های ظهورش چقدر می دانی؟ می دانی شناخت این نشانه ها چقدر کمکت می کند برای اینکه ایمانت متزلزل نشود و شبهه ها تو را از پای در نیاورند؟ ...

می دانی اگر نشانه های ظهور را بشناسی، آن وقت دیگر در منجلاب فساد و گمراهی و تباهی نخواهی افتاد؟ به دنبال این همه عرفان های کاذبی که هیچ کدام شان سر و ته درستی هم ندارند، نخواهی رفت؟ می دانی نشانه های ظهور را که بشناسی، معرفت و شناختی که به دست می آوری، کمکت می کند که هم ایمان و عقیده ات را حفظ کرده باشی و هم برای آمدن حضرت خدمتگزاری کرده باشی و شرایط را برای ظهورش، فراهم؟ ...

این نشانه ها را در گفت و گوهای بعدی مان با هم خواهیم شناخت. شاید زیاد درباره آن ها شنیده باشی، اما یادت نرود که بسیاری از آن نشانه ها که برایمان گفته اند، در لفافه است و من و تو باید امروز لفاف آن را باز کنیم تا دیگر شبهه ها نتوانند به بیراهه بکشانندمان ... .

امام صادق (ع) فرمودند: «هر کس دوست دارد از اصحاب مهدی(عج) باشد، باید که منتظِر باشد و در این حال به پرهیزکاری و اخلاق نیکو رفتار کند. در این صورت اگر بمیرد و مهدی (عج) پس از مردنش به پا خیزد، پاداش او همچون پاداش کسی خواهد بود که آن حضرت را درک کرده است. پس بکوشید و در انتظار بمانید. گوارا باد بر شما ای گروه مشمول رحمت خدا»می دانی که برای حفظ ایمان و ثبات عقیده ات، اول باید خودسازی کرده باشی؟ ... خودسازی آنقدر مهم هست که خدا در قرآنش به آن قسم یاد کند ... قَد أفلَحَ مَن زَکَّآهَآ ... وَ قَد خَابَ مَن دَسَّاهَا 2 ...، یکی از الزامات رسیدن به رستگاری و کمال حقیقی که برای هر مسلمانی واحب است ... حالا وظیفه من و تو هم به عنوان منتظر فرج مهدی فاطمه(عج) خودسازی و تطهیر است که اگر از آن غافل شویم، چگونه فضیلت صحبت با امام را درک کنیم که به یقین آنان که خویشتن خویش را به طهارت ساخته اند، از عطر کلام مهدی(عج) بهره مند می شوند و جان شان صفا می یابد که آنان همان یاران مهدی منتظَر هستند ... این سخن امام صادق (ع) گواه این حرف من که فرمودند: « هر کس دوست دارد از اصحاب مهدی(عج) باشد، باید که منتظِر باشد و در این حال به پرهیزکاری و اخلاق نیکو رفتار کند. در این صورت اگر بمیرد و مهدی (عج) پس از مردنش به پا خیزد، پاداش او همچون پاداش کسی خواهد بود که آن حضرت را درک کرده است. پس بکوشید و در انتظار بمانید. گوارا باد بر شما ای گروه مشمول رحمت خدا»3

غیبت مهدی فاطمه(عج) هیچ گاه به معنای تعطیلی امامت او نبوده و نیست که او در زمان غیبتش هم، به لوازم امامتش عمل می کند و ثمرات وجودی اش همیشه نمایان است. هیچ می دانی در این زمان در پس پرده غیبت بودن امام، اگر بخواهی ثابت قدم در راه باشی و ایمانت را ندزدند، باید که پیرو نایب امام باشی؟ همو که تمام کارها و حوادثی که اگر امام می بود، خود انجامش می داد و حالا که در پس پرده غیبت است، او انجام شان می دهد... یعنی فقیه جامع الشرایط ...

بگذار بحث ولایت فقیه را در جای دیگری بیانش کنیم که این بحث، خود مجالی می طلبد مفصل، در این آشفته بازاری که جهان را فرا گرفته است... ، اما این پیام مهدی (عج) اتمام حجتی است بر ما برای پیروی از ولایت فقیه که در پاسخ به نامه یکی از شیعیانش فرمود: « در حوادث پیش رو، به راویان حدیث ما مراجعه کنید؛ چرا که آنان حجت و نماینده من هستند و من حجت خدا هستم»4 و این سخن امام حسن عسکری (ع) گویاتر و شفاف تر وظیفه من و تو را مشخص می کند که در ضمن توقیعی، به مردم چنین فرمودند: « مقلد و تابع بی چون و چرای فقیه جامع الشرایط باشید» 5

آنهایی که راه را به بیراهه رفته اند، آنهایی که پیرو گروه های منحرف و ملحدی شده اند که با ادعای پیروی از امام عصر(عج) در واقع فقط به پیروی از شهوات خویش پرداخته اند، آنان همان کسانی هستند که در ظهور امام شتاب کرده اند و صبر و تحمل را از دست داده اند ... از همین روست که از هر کسی که ادعای ظهور می کند، پیروی می کنند، از آنان که ادعای نیابت امام را دارند، از آنان که خود را همسر امام می دانند و ... ! برخی هم که دیگر تفریط را به آنجا رسانده اند که در وجود امام شک و تردید دارند ... و بالاتر اینکه وجود حضرت را انکار می کنند ...! اینان مصداق واقعی این سخن امام صادق(ع) هستند، وقتی فردی از امام درباره زمان ظهور پرسید، حضرت فرمود: « عجله کنندگان هلاک می شوند و تسلیم شدگان نجات می یابند»6 همین نجات یافتگانند که ایمانشان را حفظ کرده اند و در عقیده شان ثابت قدم مانده اند ... .

و حالا یک سؤال:

تو چقدر خودسازی کرده ای و پیرو ولایت فقیه هستی؟ چقدر ایمانت را حفظ کرده ای و در راه عقیده ات ثابت قدمی؟

تا به حال این را از خودت پرسیده ای؟ که بدانی چگونه منتظری بوده ای برای حضرت؟...

برای امام زمانت چه کرده‌ای؟

جمکرانش را که می‌شناسی؟ چند بار رفته‌ای آنجا برای بازگو کردن واگویه‌های دلت! ... آنجا که رفته‌ای، به امام زمانت چه گفته‌ای؟ به قدر و یقین ظهورش را خواسته‌ای، نه؟ که زودتر بیاید...

آه! که چه است این روزها و این لحظه‌ها که نبودن مولا و مقتدایمان چقدر آزارمان می‌دهد...

چه می‌گویم؟

نه، اشتباه کرده‌ام، این روزها و این لحظه‌ها چقدر سخت می‌گذرد که بودن مولایمان و نبودن ما چقدر آزارمان می‌دهد...

عتبات چه؟ رفته‌ای؟ به کوفه، شهر بی وفایان و مسجد سهله‌اش که اگر خوب گوش کنی، صدای مناجاتش را می‌شنوی که شیعیانش را دعا می‌کند...

******

می‌گویم من و تو که اینقدر دم از عشق مولایمان می‌زنیم، اینقدر برایش ندبه می‌خوانیم هر صبحگاه جمعه، هر صبح عید غدیر، هر صبح عید قربان و هر صبح عید فطر؛ ما که هر صبح دستی بر سینه و دستی بر سر آه و ندبه کنان می‌خوانیم:

«اللهم ارنی الطلعة الرشیدة و الغرة الحمیدة و اکحل ناظری بنظرة منی الیه و عجّل فرجه و سهّل مخرجه ...»؛ ما که دعای سمات می‌خوانیم غروب هر جمعه به یادش در هر کجا که دارد این دعا را زمزمه می‌کند... چقدر با وظایف‌مان آشناییم؟

می دانی که من و تو به عنوان منتظر مهدی(عج) وظایفی داریم برای خودمان... .

می گویم بیا کمی بیشتر به خودمان فکر کنیم و وظایف مان، نباشد که راه را بی راهه بروییم به خیال راه راست!

******

بگذار از اینجا برایت شروع کنم که شاید برای امام عصر، مهدی فاطمه(عج) کتاب های بی شماری نوشته شده باشد، همایش های زیادی گذاشته باشند، کارهای فرهنگی بسیاری کرده باشند؛ اما هنوز کم است. هنوز یک نکته از هزاران گفته نشده است؛ چرا که قرآن و روایات اسلامی به گستردگی بر روی این مسئله سرمایه گذاری کرده اند. حتماً شنیده ای که « مَن ماتَ وَ لَم یَعرف امامَ زَمانِه ماتَ مَیتَةً جَاهِلیةً 1

و شناختن امام نه یعنی اینکه او کیست؟ کجا و کی به دنیا آمده است؟ پدر و مادرش چه کسانی هستند؟ و ... که شناختن امام؛ یعنی دریافتن اینکه او ولی و حجت خدا بر روی زمین است و اطاعتش بی چون و چرا، واجب؛ یعنی دریافتن اینکه امام پس از پیامبر ضامن تداوم حیات دین و پاسخگوی نیازهای بشر است که باید از او اطاعت کرد و یاری اش کرد در حفظ دین خدا و فرمانش را پذیرفت، حتی اگر به ضررمان باشد که دستور ولی خدا شاید به ضرر منافع فردی مان باشد، اما هیچ گاه به ضرر جامعه بشری نخواهد بود که امام آمده است تا جامعه بشری را به سوی سعادت رهنمون شود.

وقتی من و تویی که ظهور امام مان را انتظار می کشیم، وظایف مان را به خوبی بشناسیم و به خوبی هم به آنها عمل کنیم، در حقیقت توجهات و رضایت قلبی امام عصر(عج) را به دست آورده ایم و شرایط را برای ظهور حضرت فراهم کرده ایم. حالا اگر همه منتظران حضرت این وظایف را به خوبی بشناسند و به خوبی نیز عمل کنند، چقدر فرج مولا نزدیکتر خواهد شد!

از امام حسین (علیه‌السلام) پرسیدند: معرفت خدا چیست؟ حضرت در پاسخ فرمود: «معرفت اهل هر زمان نسبت به امامشان است که اطاعت او بر ایشان واجب است.»همراه شوی اگر با ما، زین پس با امام مهربانی که خودش هم برای فرجش دست به دعا دارد، بیشتر و بهتر آشنا خواهیم شد؛ از علائم و آثار ظهورش تا آمدنش و شیوه حکومت داری اش، تا آنچه از علم و دانش و هدالتی که با خود می آورد؛ عدالتی که همه سنگش را به سینه می زنند و گاه برخی هم بسیار جدّ و جهد می کنند برای پدید آوردنش اما با همه تلاش های آنها، عدالتی که مهدی فاطمه (علیهماالسلام) می آورد؛ چیز دیگری از جنس دیگر است... .

اینک با ما باش در گام اول ... .

گام اول

شناخت امام زمان(عج)


یکی از پایه های بنیادی و اساسی اسلام، اعتقاد به امامت است، آنگونه که اگر مسئله امامت از اسلام برداشته شود، نقص بزرگی در دین اتفاق خواهد افتاد.
تصور کن پس از رحلت پیامبر (صلی الله علیه و آله)، امامی نبود که مردم را به طریق راست هدایت کند؛ امامی نبود که وقتی مشکلات و مسائل بر مردم پیچیده می گردید و از حل آن عاجز می ماندند، به کمک آنها بیاید و مسائلشان را به بهترین راه و شیوه حل کند؛ امامی نبود که وقتی با گذر زمان که زندگی ها نسبت به گذشته دگرگون می شد و در هر دوره ای مردم نیاز داشتند که احکام الهی درباره مسائل جدید را بدانند، مسائل و احکامشان را برایشان بگوید و آنان را از گمراهی نجات دهد، چه می شد؟ جامعه مسلمانان به چه هرج و مرجی کشیده می شد؟...

برای هدایت جامعه به سوی کمال بود و قدم برداشتنش در مسیر هدایت و نجات از گمراهی ها که خداوند در غدیر خم به پیامبرش دستور داد، امامت علی بن ابیطالب (علیه‌السلام) را به مردم ارائه کند و مسئله مهم ولایت را تکمیل کننده رسالت خود و تمامی پیامبران قبل قرار دهد:

(یَا ایُّها الرَّسولُ بَلِّغ مَا أُنزلَ إلَیکَ مِن رَّبِّکَ وَ إن لَم تَفعَل فَمَا بَلَّغتَ رِسالَتَهُ وَ اللهُ یَعصِمُکَ مِنَ النَّاس إنَّ اللهَ لا یَهدِی القَومَ الظَّالِمینَ) 2

امام زمانت را که بشناسی، از هر چه راه ضلالت و گمراهی است نجات یافته ای که وقتی امامت را شناختی دیگر خواهی یا نخواهی به دنبال فرقه های کاذب نخواهی رفت و خدا و سعادت دنیوی و اخروی را در چیزهای پوچ نخواهی یافت.

امام نظام بشری را حفظ می کند، کمال و سعادت بشر را تضمین می کند و او را در سیر به سوی خدا رهنمون می شود، اگر بشر دستورات او که همان احکام الهی اند را اجرا کند و تابع محض باشد.

از امام حسین (علیه‌السلام) پرسیدند: معرفت خدا چیست؟ حضرت در پاسخ فرمود: «معرفت اهل هر زمان نسبت به امامشان است که اطاعت او بر ایشان واجب است.»3

در روایت دیگری نیز از امام معصوم می خوانیم: «اگر دلالت ها و عنایت ها و هدایت های الهی نبود، ما شناخته نمی شدیم و اگر ما نبودیم، خدا شناخته نمی شد.»4

و این یعنی همان گونه که تمام آسمان ها و زمین و هر آنچه که در آنان است، دلایل وجود حق و آیات اویند، وجود امام نیز در هر عصر و زمان آیت و نشانه ای بزرگتر است، همان گونه که امام علی (علیه‌السلام) فرمود: «برای خدای عز وجل، نشانه ای و خبری بزرگتر از من نیست.»5

امام واسطه فیض میان خالق و مخلوق است؛ زیرا موجودات نمی توانند به طور مستقیم فیض را از خالق دریافت کنند. همه فیوضات زندگی اعم از اصل هستی وجود، کمالات وجود و نیازمندی های زندگی روزمره با وساطت امام به موجودات می رسد.

شرط قبولی و پذیرش اعمال مان در پیشگاه حضرت حق، پذیرش ولایت و امامت ائمه هدی است که خودشان به آن تصریح کردند، وقتی فرمودند: « لا یَقبَلَ اللهُ مِنَ العِبادِ عَملاً ألاّ بمَعرفَتِنَا؛ خداوند عمل بندگان را قبول نمی کند، مگر با شناخت ما»، پس باید امام زمان مان را بشناسیم تا با تن در دادن به ولایت و امامتش، اعمال مان مورد قبول حق تعالی باشدزیارت جامعه کبیره را که خوانده ای؟ ... «بِکُم فَتَحَ اللهُ وَ بِکُم یَختِمُ وَ بِکُم یَمحُوا مَا یَشَاءُ وَ بِکُم یُثبتُ وَ بِکُم تُثبتُ الأرضُ

أشجَارَها وَ بّکُم تُخرجُ الأرضُ أثمَارَها و بِکُم تُنزلُ السَّماءَ قَطرَها و رزقَها وَ بِکُم یَکشفُ اللهُ الکَربَ وَ بِکُم یُنَزِّلَ اللهُ الغَیثَ...؛ خداوند عالم به خاطر (یا به وسیله) شما عالم را شروع و ختم کرد، محو و اثبات نیز به خاطر شماست، زمین به خاطر شما درختان را می رویاند و میوه ها را ظاهر می سازد، آسمان به خاطر شما باران و روزی نازل می کند و خداوند به وسیله شما غم و اندوه را از بندگان می زداید و به خاطر شما باران می فرستد ...»

حال که همه مخلوقات و به خصوص انسان هر چه دارد، به واسطه فیض وجودی اهل بیت پیامبر6 و ائمه هدی: به آن ها رسیده، جای تردید نمی ماند که آدمی باید ولی نعمت خود را بشناسد تا در برابر او سپاس گزار باشد.

وقتی شرط قبولی و پذیرش اعمال مان در پیشگاه حضرت حق، پذیرش ولایت و امامت ائمه هدی است که خودشان به آن تصریح کردند، وقتی فرمودند: « لا یَقبَلَ اللهُ مِنَ العِبادِ عَملاً ألاّ بمَعرفَتِنَا؛ خداوند عمل بندگان را قبول نمی کند، مگر با شناخت ما»6، پس باید امام زمان مان را بشناسیم تا با تن در دادن به ولایت و امامتش، اعمال مان مورد قبول حق تعالی باشد.

در روایتی آمده است:

ابونصر که از خدمتگزاران امام حسن عسکری (علیه‌السلام) بود، پیش از غیبت امام مهدی(عج) به حضور آن حضرت رسید. امام مهدی (عج) از او پرسید: آیا مرا می شناسی؟ پاسخ داد: آری، شما سرور من و فرزند سرور من هستید. امام(عج) فرمود: مقصود من چنین شناختی نبود! ابونصر گفت: مقصود شما چیست؟ خودتان بفرمایید.

امام(عج) در پاسخ فرمود: من آخرین جانشین پیامبر خدا هستم و خداوند به (برکت) من بلا را از خاندان و شیعیانم دور می سازد.6

امام را می توان با شناخت سیره و صفاتش نیز بهتر و بیشتر شناخت؛ آنگونه که تأثیر عملی گسترده‌اش را در رفتار و خلق و خوی منتظر هم دید.

برای فرج چگونه دعا کنیم؟


اگر به منظور جست و جوی راهکار برای تعجیل در فرج و رسیدن به وصال ایام صاحب الزمان(عجل الله تعالی فرجه و شریف)٬ در توقیعات شریفه٬ رویاهای صادقه٬ مکاشفات رحمانی و تشرفات افراد به محضر مبارک آن ولی خدا بنگریم٬ در سه مقطع می‎توان رهنمودهای آن امام همام را مورد توجه قرار داد:

۱- روزگار غیبت صغری

۲- زمان صدور نامه خطاب به شیخ مفید(رحمة الله علیه).

۳- از هنگام صدور نامه تا کنون

فرمایش امام زمان(ارواحنا فداه) در غیبت صغری

امام عصر(علیه‎السلام) از طریق محمدبن عثمان(ره)٬ دومین نائب خویش در زمان غیبت صغری٬ خطاب به همه شیعیان فرموده‎اند:

برای تعجیل در فرج بسیار دعا کنید که همانا فرج و گشایش شما در آن است.(۱)

در این سخن دو نکته مهم وجود دارد:

۱- کثرت دعا، یعنی به دعای کم و در زمان محدود اکتفا نشود. آری٬ منتظران واقعی حضرتش از چشم انتظاری ملول نمی‎شوند و هرگز از تمنای فرج خسته نمی‎گردند.

۲- فرج و گشایش در همه امور ما (اخروی و دنیوی) تنها و تنها به فرج و ظهور امام عصر(علیه‎السلام) وابسته است. در کتاب شریف مکیال المکارم آمده است:

"یکی از زنان با ایمان و پارسا در هنگام تسلط کفار بر کشور اسلامی و غم و ناراحتی شدید مردم٬ بزرگی را در عالم رویا دید که می‎فرمود:

اگر مومن پس از نمازهایش٬ همانطوری که وقتی خود مریض یا مقروض می‎شود، یا به گرفتاری دیگری دچار می‎آید٬ برای رفع گرفتاری خود٬ به دعا کردن به جِد روی می‎آورد؛ در دعا برای فرج مولایش مواظبت و مداومت کند٬ انسان که فراق امام زمان(ارواحنا فداه) باعث غم و ناراحتی او شده و قلبش را شکسته و احوالش را پریشان کرده باشد٬ چنین دعایی در این حالت یکی از این دو امر را موجب می‎شود: یا امام زمانش سریع‎تر ظهور می‎کند یا غم و ناراحتی مومن دعاکننده٬ با برطرف شدن گرفتاری‎هایش و نجات از فتنه‎ها٬ به خوش حالی مبدل می‎شود." (۲)

برای تعجیل در فرج امام زمان(عج) صلوات

پی‎نوشت‎ها:

۱- کمال الدین، ۲، ص ۴۵۸ (باب ۴۵- ح۳)/ احتجاج، ج ۲، ص ۴۹۹/ بحارالانوار، ج۵۳، ص ۱۸۱-۱۸۲.

۲- مکیال المکارم، ج ۱، ۴۶۰.

گروه دین و اندیشه تبیان، هدهدی

مصاحبه با قرآن درباره امام زمان عليه السلام


باز شب و روز جمعه اي ديگر از راه رسيد ودل ما ياد بهار انتظار کرده است وتمناي حضور تو بار ديگر در جانمان شعله مي کشد و عقلمان با پرسش هاي آخر الزماني سرخ مي گردد ولي پاسخ جز از ناب ترين سرچشمه ها نجوييم يعني قرآن.اينگ سوالات ما وپاسخ هاي کتاب الهي!

سؤال اول: دليل و آيه اي بر وجود امام زمان عليه السلام را بيان فرماييد.


1- در سوره قدر خداوند مي فرمايد: «تنزل الملائکه والروح فيها بإذن ربهم من کل أمر ». تنزل فعل مضارع است و دلالت بر استمرار مي نمايد. يعني در هر سال، شب قدر ملائک و روح به زمين نزول مي فرمايند. در دوران رسول الله صلي الله عليه وآله به شخص پيامبر نازل مي شدند. و در هر عصري بايد کسي هم شأن پيامبر باشد تا بر او نازل شوند. و الان تنها شخصي که هم شأن پيامبر صلي الله عليه وآله است امام زمان عليه السلام است.
2- خداوند در قرآن درباره مزد و اجر رسالت پيامبر اکرم صلي الله عليه وآله مي فرمايد: «قل لا أسئلکم أجرا إلا الموده في القربي ». به دليل عقلي، دادن اجر رسالت پيامبر در همه زمانها بر همه واجب است. پس چون مزد رسالت پيامبر «موده في القربي» است پس بايد «في القربي»رسول الله صلي الله عليه وآله در هر عصري باشند تا مردم با مودت به ايشان اجر رسالت را بدهند. و «في القربي» الان امام زمان عليه السلام مي باشند.

سؤال دوم: چگونه زنده ماندن امام زمان عليه السلام تاکنون امکان دارد؟


1- خداوند در مورد حضرت يونس عليه السلام مي فرمايد: «فلولا أنه کان من المسبحين للبث في بطنه الي يوم يبعثون ». اگر يونس از تسبيح کنندگان نبود در شکم ماهي تا قيامت مي ماند. وقتي خداوند مي تواند يونس را تا قيامت در شکم ماهي زنده نگه دارد، زنده نگهداشتن امام زمان عليه السلام نيز براي او امري ممکن است.
2- اصحاب کهف سيصدونه سال در غار زنده ماندند «ولبثوا في کهفهم ثلاث مأته سنين و أزدادوا تسعا ».

سؤال سوم: وظيفه ما در قبال امام زمان عليه السلام چيست؟


خداوند مي فرمايد: «قل لا أسئلکم أجرا إلا الموده في القربي ». براي مزد رسالت به «في القربي» (که امام زمان عليه السلام است) مودت کنيد. مودت نياز به معرفت دارد و مودت يعني محبت همراه با اطاعت. پس الان در قبال امام زمان عليه السلام بايد هم معرفت کسب کرده و آن حضرت را بشناسيم و هم از آن حضرت اطاعت کنيم.

سؤال چهارم: آيا امام زمان عليه السلام از ما خبر دارد؟


بله، به تمام اعمال شما نظارت داشته و اعمال شما را مي بيند. خداوند مي فرمايد: «و قل إعملوا فسيري الله أعمالکم و رسوله و المؤمنون و ستردون إلي عالم الغيب و الشهاده فينبئکم بما کنتم تعملون ».
سؤال پنجم: چگونه مي توان يار امام زمان شد


با تقوي، چون بهترين و بالاترين معيار که به انسان ارزش مي دهد و انسان لياقت ياوري امام زمان عليه السلام را پيدا مي کند تقواست:«إن أکرمکم عندالله أتقيکم ». تقوا سبب بزرگي انسان شده و امکان مي دهد که انسان تکيه بر جاي بزرگان زند.

سؤال ششم:چند نمونه از نيازهاي ياران امام زمان عليه السلام را بيان کرده و چگونه بايد کسب کرد؟


الف- دانش و بينش: يار امام زمان عليه السلام بايد دانش و بينش الهي داشته باشد تا در تصميم گيري ها و عمل دچار خطا نشود. حق را از باطل تشخيص دهد. و اين را با تقوي بدست خواهد آورد، زيرا با تقوا موانع فهم و درک و علم و دانش را کنار زده و با دانش دروني و باطني نگاه مي کند. خداوند مي فرمايد:«إتقوا الله و يعلمکم الله ».
ب) بصيرت و بينش: بصيرتي که با چشم باطن ببيند و با گوش باطن بشنود. با ملائک الهي در ارتباط باشد. اهل حق و باطل را بشناسد تا دچار انحطاط فکري و اخلاقي و روحي نشود. و اين بصيرت نيز با تقوا بدست مي آيد. خداوند مي فرمايد:«إن تتقوا الله يجعل لکم فرقانا ». فرقان يعني نيرو و تواني که با آن حق را از باطل جدا کنيد. به برکت اين تقوا انسان، شيطان شناس نيز مي شود. دشمن را هم مي شناسد.

ج) بيداري: هوشياري و بيداري؛ تا هروقت شياطين براي گول زدن آمدند، بيدار شود، دام ابليس را بشناسد و از شيطان فرار کند. چون انسان خواب و چشم بسته سريع در چاه مي افتد. و اين هم با تقوا ممکن است. «إن الذين التقوا إذا مسهم طائف من الشيطان تذکروا فإذاهم مبصرون ».

سؤال هفتم: چگونه بعد از ظهور و در حکومت مهدوي برکات زياد مي شود، محصولات رونق مي يابد، مشکلات مردم حل مي شود و...؟


چون حکومت امام زمان عليه السلام حکومت تقوا است، آثار تقوي هم ظاهر مي شود. و من جمله آثار تقوا نزول برکات از آسمان و باز شدن درهاي برکت از زمين و آسمان است که حل مشکلات مردم و روزي فراوان نيز بدنبال آن است «ولو أن أهل القري آمنوا و التقوا لفتحنا عليهم برکات من السماء و الأرض » «و من يتق الله يجعل له مخرجا و يرزقه من حيث لا يحتسب » «و من يتق الله يجعل له من أمره يسرا ».

سؤال هشتم: ويژگيهاي ياران امام زمان عليه السلام چيست؟


خداوند مي فرمايد: «إن الأرض يرثها عبادي الصالحون ». يعني زمين را بندگان صالح من به ارث مي برند. پس وارثان زمين که امام زمان عليه السلام و ياران ايشان هستند دو ويژگي دارند: 1-عبادالله اند 2- صالحين اند. حال به ويژگيهاي بندگان صالح خدا اشاره مي کنيم:
1- متواضع اند: «عباد الرحمن الذين يمشون علي الأرض هونا »

2- داراي بينش صحيح هستند، زيرا غرور در قلب و عقل آنان نفوذ نکرده است

3- اهل پرورش جاهلان جامعه اند، «وإذا خاطبهم الجاهلون قالوا سلاما »

4- اهل طاعت و سجده و قيامند، «و الذين يبيتون ربهم سجدا و قياما »

5- خود را آلوده به گناه که منجر به ورود به جهنم مي شود نمي کنند، «والذين يقولون ربنا أصرف عنا عذاب جهنم »

6- اهل اعتدالند، «إذا أنفقوا لم تسرفوا و لم يقتروا »

7- موحدند و غير خدا را نمي خوانند، «لا يدعون مع الله الها آخر »

8- به جان انسانها احترام مي گذارند، «ولايقتلون النفس التي حرم الله إلا بالحق »

9- پاکدامنند، «ولايزنون »

10- دنبال پاکسازي روان خويش اند، «و من تاب و عمل صالحا »

11- جبران کننده عقب ماندگيها و پرکننده خلأ ها هستند، «إلا من تاب و آمن و عمل صالحا »

12- حتي مرتکب مقدمات گناه هم نمي شوند و در مجالس گناه هم شرکت نمي کنند، «و إذا مروا باللغو مروا کراما »

13- کلامشان صحيح است، «و الذين لا يشهدون الزو »

14- اهل لغو نيستند، « و إذا مروا باللغو مروا کراما »

15- پرورش دهنده نسل سالم و مفيدند، «هب لنا من أزواجنا و ذرياتنا قره أعين »

16- امام ديگرانند، «و جعلنا للمتقين إماما »

17- به گزين اند. کلام را گوش مي دهند و از بهترين آن پيروي مي نمايند، «فبشر عباد الذين يستمعون القول فيتبعون أحسنه »

18- ايمان دارند، «قل يا عباد الذين آمنوا إتقوا ربکم »

19- بنده خداي متعال هستند و امور خود را واگذار به خداي متعال مي نمايند، بنده شهرت و پول و زر و زور و دنيا نيستند، «ثم يقول للناس کونوا عبادا لي من دون الله »

20- شيطان را به زانو در آورده اند، «ولأغوينهم أجمعين إلا عبادک منهم المخلصين »

21- ويژگيهاي صالحين را دارند يعني صددرصد اعمالشان صالح است، «والذين آمنوا و عملوا الصالحات لندخلنهم في الصالحين »

22- امر ازدواج براي جوانان را تسهيل مي کنند، «و أنکحوا الأيامي منکم و الصالحين من عبادکم و إمائکم »

23- در کار خير از همديگر سبقت مي گيرند، «و يسارعون في الخيرات و أولئک من الصالحين »

سؤال نهم: ازدواج در حکومت مهدوي چگونه است؟


امام زمان عليه السلام و يارانش دو ويژگي دارند: 1-عباد خدا هستند 2- صالحين هستند «إن الأرض يرثها عبادي الصالحون ». يک نمونه از ازدواج صالحين را خداوند در قرآن ذکر مي کند که ازدواج دختر شعيب با حضرت موسي است، «قال إني أريد أن أنکحک أحدي إبنتي ها تين » (اول شعيب موسي را شناخت، سپس درخواست ازدواج را داد). از اين آيه مي توان فهميد که:
1- تا داماد را نشناختيد اجازه خواستگاري ندهيد. اول شناخت بعد اقدام

2- ويژگيهاي داماد در آيه دو چيز ذکر شده است: 1- قوي 2- امين. اين دو مهم است

3- اگر پيشنهاد از طرف خانواده دختر باشد اشکال ندارد

4- بعضي خانواده ها چند دختر دارند، اگر براي دختر دوم يا سوم خواستگاري آمد و دختر اولي ازدواج نکرده بود مانع نشويد

5- قبل از ازدواج، دختر و پسر همديگر را ببينند

6- مهريه بايد چند ويژگي داشته باشد. الف) سودآوري اقتصادي داشته باشد. لذا حضرت شعيب عليه السلام هشت سال چوپاني را مطرح نمود ب) مهريه معنوي باشد. حضرت شعيب فرمودند هشت حج ج) مهريه را کم مطرح کنند، تا داماد زياد کند. اين در زياد شدن محبت بين دختر و پسر مؤثر است د) مهريه نقد به عروس داده شود

7- پدر دختر سختگيري نکند

8- خانواده ها به هم اعتماد داشته باشند

سؤال دهم: ويژگيهاي امام زمان عليه السلام در قرآن چيست؟


پاسخ قرآن کريم:
1- معصوم است، «إنما يريدالله ليذهب عنکم الرجس أهل البيت و يطهرکم تطهيرا»

2- اولي الامر است، «أطيعوا الله و أطيعوا الرسول و أولي الأمر منکم»

3- اطاعت از او، راه خداست، «قل ما أسئلکم عليه من أجر إلا من شاء أن يتخذ الي ربه سبيلا» « قل ما أسئلکم أجرا إلا الموده في القربي». از جمع دو آيه معلوم مي شود «سبيل رب» همان « موده في القربي» است.

سؤال يازدهم: الگوهايي را معرفي نمائيد.


پاسخ قرآن کريم:
تمام انبياء عبادالصالحين اند.

چگونه بايد باشيم تا امام زمان‏(ع) از ما راضى باشد


نصایح آیةالله میرزا جواد تبریزی ره به طلاب

معمولاً طلّاب جوانى كه خدمت فقيه مقدس، ميرزاى تبريزى قدس سره مى‏رسيدند، اين سؤال را مى‏پرسيدند كه: »آقا! بفرماييد چه كار كنيم كه كارهايمان مرضىّ ولى عصرعليه السلام باشد؟«

مرحوم ميرزا قدس سره قبل از هر چيزى به ظاهر طلّاب نظر مى‏كرد. اگر مى‏ديد كه لباس آنها مناسب طلبگى نيست يا موهايشان بلند است و يا فقط ته‏ريش دارند، با كمال محبت ابتدا به مشكل ظاهرى آنها مى‏پرداختند و مى‏فرمودند: »اول شكل ظاهر را بايد درست كرد. شما موظف هستيد در جامعه طورى حركت كنيد كه شكل شما با ساير جوانان متفاوت باشد. موها بايد كوتاه، ريش معمولى و لباس مناسب شأن باشد«. آن‏گاه مى‏فرمودند: اولاً طلبه بايد به تكليف خود كه شامل حلال و حرام الهى است دقت كامل داشته باشد، و با مسائل سرسرى برخورد نكند كه اين قدم اول سازندگى است.

اگر طلبه درس نخواند و شب و روز خود را به مسائل ديگر بگذراند، نه تنها خدمت به دين نخواهد كرد؛ بلكه ضربه هم خواهد زد.

در ثانى هر كارى را كه مى‏خواهد انجام دهد، براى خدا باشد؛ يعنى با توكل به ايزد منان كار را براى رضاى خدا انجام دهد و جز خداى متعال چيز ديگرى را مدّ نظر نداشته باشد. اگر كار خالصانه براى خدا انجام گرفت، نتيجه خواهد داد و خدا در مقابل آن اخلاصى كه در عمل صورت مى‏گيرد، درجه داده و شخص را به مرتبه‏اى والا خواهد رساند. نكته ديگر اينكه ولاى به اهل بيت‏عليهم السلام بايد همواره مدّ نظر باشد و با اخلاص كامل به ساحت مقدّس آنان عرض ادب كرده و كارى كند كه رضايت آنها در آن كار باشد و با زبان و عمل خود محبت خويش را به آنان ابراز كرده و در مقابل شبهات بايستد و از مظلوميت آنان دفاع كرده و حامى واقعى مذهب باشد.

نكته ديگرى كه مرحوم ميرزاقدس سره به طلاب جوان تأكيد مى‏كردند، درس خواندن بود كه طلبه بايد تمام وقت خود را در جهت درس صرف كرده تا بتواند به دين خدمت كند. اگر طلبه درس نخواند و شب و روز خود را به مسائل ديگر بگذراند، نه تنها خدمت به دين نخواهد كرد؛ بلكه ضربه هم خواهد زد.

مورد ديگرى كه مرحوم ميرزا قدس سره به آن توصيه مى‏كردند، توجه به معنويات در كنار درس بود و ايشان مى‏فرمود: زمانى كه ما فيضيه بوديم، نيمه شب(جهت نماز شب)مدرسه فيضيه مملو از طلبه مى‏شد به طورى كه اگر يك نفر غريبه وارد مدرسه مى‏شد، از كثرت حضور طلاب در مدرسه، تصور مى‏كرد كه وقت نماز صبح است، طلاب به شب زنده‏دارى و تهجّد بسيار مقيد بودند. طلبه بايد در جهت معنويت و خودسازى گام بردارد و از توسّل به اهل بيت‏عليهم السلام دريغ نكند. مرحوم ميرزاقدس سره معتقد بود كه نيمه شب وقت مزد گرفتن است؛ از اين رو خودشان نيمه شب‏ها با خداى خود راز و نياز مى‏كردند و با معبود، پيوند قلبى خاصى داشتند كه حركت نيمه‏شب ايشان و تهجد در حرم مطهر و مسجد امام حسن عسكرى‏عليه السلام زبانزد طلاب بود.

نكته ديگرى كه ايشان بدان بسيار اصرار داشتند، اين بود كه مى‏فرمود: طلبه علاوه بر آنكه بايد زرنگ باشد، بايد با تواضع و افتادگى حركت كند؛ خود را كسى حساب نكرده و با خلوص كامل به درس و بحث خود مشغول شود. اگر خود را كسى فرض كرد، به جايى نخواهد رسيد:

افتادگى آموز اگر طالب فيضى

هرگز نخورد آب زمينى كه بلند است


--------------------------------------------------------------------------------

مببع : سایت معظم له

تنظیم برای تبیان حسن رضایی گروه حوزه علمیه

اسرار غیبت امام زمان (عج) و تشرف به ديدار حضرت در خواب يا بيداري


آزمایش مردم


بیم از كشته شدن


آمادگی و استعداد مردم


خالی نماندن زمین از حجت


نداشتن یار و یاور


تعهد نداشتن نسبت به حاكمان جور


غیبت

ولی عصرعلیه السلام از رازهای بسیار پیچیده ای است كه با ظهور او همه حقیقت روشن می گردد. "عبدالله بن فضل هاشمی" می گوید امام صادق علیه السلام فرمود: حضرت صاحب الامر به ناچار غیبتی خواهد داشت، به طوری كه گمراهان در شك واقع می شوند.

سئوال كردم: چرا؟

فرمود: اجازه بیان علتش را نداریم .

گفتم: حكمتش چیست؟


با توجه به این آیه، خداوند متعال در هر زمان و دوره ای، مردم آن دوره را مورد امتحان قرار می دهد تا مومنین واقعی از متظاهرین به دین و ایمان مشخص شوند. امتحان الهی در هر زمان، متفاوت و متناسب با رشد و كمال عقلی مردم آن زمان است. در دوران غیبت كبری، با غایب شدن حجت خدا، مردم به استقامت و پایداری نسبت به دین امتحان می شوند تا منتظرین واقعی از غیر واقعی تمیز داده شده و هر كدام پاداشی در خور موفقیت در این امتحان به دست آورند.

فرمود: همان حكمتی كه در غیبت حجت های گذشته وجود داشت، در غیبت آن جناب وجود دارد، اما حكمتش جز بعد از ظهور او ظاهر نمی شود، چنانكه حكمت سوراخ كردن كشتی و كشتن جوان و اصلاح دیوار به دست حضرت خضر علیه السلام برای حضرت موسی علیه السلام آشكار نشد جز هنگامی كه می خواستند از هم جدا شوند.

ای پسر فضل! موضوع غیبت، سرّی از اسرار خدا و غیبی از غیوب الهی است، چون خدا را حكیم می دانیم باید اعتراف كنیم كه كارهایش از روی حكمت صادر می شود، گرچه تفصیلش برای ما مجهول باشد."

(1)

از این حدیث استفاده می شود كه علت اصلی و اساسی غیبت به دلیل این كه اطلاع بر آن به صلاح مردم نبوده، یا استعداد فهمش را نداشته اند، بیان نشده است.

در عین حال به مواردی از فلسفه غیبت در بعضی از روایات اشاره شده است كه به صورت اختصار بیان می كنیم:


آزمایش مردم

یكی از سنت های الهی، آزمایش مردم است. این سنت در تمام امت های گذشته نیز اجرا شده است. خداوند متعال در قرآن كریم می فرماید: "احسب الناس ان یتركوا ان یقولوا امنا و هم لا یفتنون و لقد فتنا الذین من قبلهم فلیعلمن الله الذین صدقوا و لیعلمن الكاذبین."

(2)

آیا مردم خیال می كنند كه همین كه گفتند ایمان آوردیم رها شده و دیگر امتحان نمی شوند، كسانی را كه قبل از آنها بودند، آزمایش كردیم تا خداوند راستگویان و دروغ گویان را مشخص كند.

غیبت تو خواب را از من ربوده و لباس صبر را بر بدنم تنگ و آرامش را از من سلب كرده است. آقای من! غیبت تو برای همیشه مرا اندوهگین كرده مثل كسی كه تمام بستگانش را یكی پس از دیگری از دست می دهد و تنها می ماند."


با توجه به این آیه، خداوند متعال در هر زمان و دوره ای، مردم آن دوره را مورد امتحان قرار می دهد تا مومنین واقعی از متظاهرین به دین و ایمان مشخص شوند. امتحان الهی در هر زمان، متفاوت و متناسب با رشد و كمال عقلی مردم آن زمان است. در دوران غیبت كبری، با غایب شدن حجت خدا، مردم به استقامت و پایداری نسبت به دین امتحان می شوند تا منتظرین واقعی از غیر واقعی تمیز داده شده و هر كدام پاداشی در خور موفقیت در این امتحان به دست آورند.

"سدیر" می گوید. در خدمت مولایمان امام صادق علیه السلام بودیم، امام علیه السلام روی زمین نشسته و عبائی بی یقه و با آستین كوتاه پوشیده بود، در آن حال مانند پدر فرزند مرده گریه می كرد، آثار حزن از رخسار مباركش نمایان بود و می فرمود: آقای من! غیبت، هزاران سرّ نهان در نظام دین و برنامه های مترفی آن دارد كه درك هر یك، دلی دریایی و چشمی بینا می خواهد تا آنجا كه همه پیامبران هم نمی توانند به تمام اسرار آگاه باشند.

غیبت تو خواب را از من ربوده و لباس صبر را بر بدنم تنگ و آرامش را از من سلب كرده است. آقای من! غیبت تو برای همیشه مرا اندوهگین كرده مثل كسی كه تمام بستگانش را یكی پس از دیگری از دست می دهد و تنها می ماند."

سدیر می گوید: از ناله های جانگداز حضرت، پریشان شده و عرض كردم: ای فرزند رسول خدا! خداوند دیدگان شما را گریان نكند، برای چه این قدر ناراحت و محزون هستید؟

امام صادق علیه السلام آه سوزناكی كشید و [بدین مضمون] فرمود: "قائم ما غیبت طولانی كرده و عمرش طولانی می شود. در آن زمان اهل ایمان امتحان می شوند و به واسطه طول غیبتش، شك و تردید در دل آنها پدید می آید و بیشتر، از دین خود برمی گردند."


بیم از كشته شدن ;

"زراره" گوید امام صادق علیه السلام فرمود: "برای حضرت قائم قبل از ظهورش غیبتی است."

پرسیدم: چرا؟

فرمود: "یخاف علی نفسه الذبحه" (3) بر جانش از كشته شدن می ترسد.


در دوران غیبت، مردم جهان به تدریج برای ظهور آن مصلح حقیقی و سامان دهنده وضع بشر، آمادگی عملی و اخلاقی پیدا می كنند. روش آن حضرت مانند روش انبیاء و اولیاء گذشته نیست تا مبتنی بر اسباب و علل عادی و ظاهری باشد، بلكه روش او در رهبری بر جهان بر مبنای حقایق و حكم به واقعیات، و ترك تقیه و ... است، كه انجام این امور نیاز به تكامل علوم و معارف و ترقی و رشد فكری و اخلاقی بشر دارد، به طوریكه قابلیت برای حكومت واحد جهانی در راستای تحقیق احكام الهی فراهم باشد.

حضرت همواره در معرض كشته شدن بوده و هست زیرا حكام ستمگری كه در طول دوران اسلامی حكم رانده اند (عباسیان و غیر آنان از كسانی كه به ویژه در خاورمیانه حكومت نموده اند) بیشترین تلاش و كوشش خود را صرف پایان بخشیدن به زندگانی حضرت مهدی علیه السلام می نمودند.

خصوصاً پس از آن كه می دانستند كه حضرت مهدی علیه السلام همان كسی است كه تخت های حكمرانان ظلم و جور را متزلزل نموده، در هم خواهد شكست و همان كسی است كه هستی ظالمان را نابود و از استیلاء آنان بر بندگان خدا و كشورها جلوگیری خواهد كرد.

هیچ یك از امامان معصوم به مرگ طبیعی از دنیا نرفتند، بلكه طاغوت های این امت، آنان را شهید كردند، با این كه می دانستند بشارت ها و اخباری كه راجع به حضرت مهدی علیه السلام وارد شده، درباره آنان (یازده امام علیه السلام) وارد نشده است. مثلاً درباره هیچ یك از ائمه علیهم السلام حتی یك حدیث به این مضمون وارد نشده كه دنیا را از عدل و داد پر خواهد ساخت و بر تمام وسایل پیروزی و ظفر برای وی فراهم خواهد آمد، جز درباره وجود مقدس حضرت مهدی علیه السلام.

با چنین خبرهایی، حكومت های جور و ستم در قبال شخصیتی بزرگ كه می خواهد حاكمیت ظلم و ستم را از بین برده و حاكمیت عدل و داد را در سراسر جهان بگستراند، دست روی دست نگذاشته و سكوت نمی كردند و همواره مترصد كشتن چنین انسانی بودند.


آمادگی و استعداد مردم

قانون عرضه و تقاضا در جوامع بشری همواره و در همه جا جاری است و عرضه، مطابق تقاضا می باشد، در غیر این صورت نظام زندگی به هم خورده و تعادل خود را از دست می دهد. این قانون تنها جنبه اقتصادی ندارد بلكه در مسائل اجتماعی نیز جاری است.

بدون تقاضا، عرضه بی فایده است. نیاز به رهبر و پیشوا برای جامعه نیز از این فایده و قانون مستثنی نبوده و در قالب استعداد و آمادگی مردم تحقق پیدا می كند.


حضرت علی علیه السلام فرمود: "بدانید زمین از حجت خدا خالی نمی ماند، ولی خداوند به خاطر ظلم و جور و اسراف مردم بر خودشان، آنها را از دیدار او كور خواهد ساخت. "

در دوران غیبت، مردم جهان به تدریج برای ظهور آن مصلح حقیقی و سامان دهنده وضع بشر، آمادگی عملی و اخلاقی پیدا می كنند. روش آن حضرت مانند روش انبیاء و اولیاء گذشته نیست تا مبتنی بر اسباب و علل عادی و ظاهری باشد، بلكه روش او در رهبری بر جهان بر مبنای حقایق و حكم به واقعیات، و ترك تقیه و ... است، كه انجام این امور نیاز به تكامل علوم و معارف و ترقی و رشد فكری و اخلاقی بشر دارد، به طوری كه قابلیت برای حكومت واحد جهانی در راستای تحقیق احكام الهی فراهم باشد و جامعه بشری به این مطلب برسد كه هیات های حاكمه با روش های گوناگون نمی توانند از عهده اداره امور برآیند، و مكتب های سیاسی و اقتصادی مختلف دردی را درمان نمی كنند، اجتماعات و كنفرانس ها و سازمان های بین المللی و طرح ها و كوشش های آنها به عنوان حفظ حقوق بشر نمی توانند نقشی را ایفاء كنند و از تمام این طرح ها كه امروز و فردا مطرح می شود مایوس شود.

وقتی اوضاع و احوال اینگونه شد و مردم از تمدن منهای دین، معنویت و انسانیت به ستوده آمدند و تاریكی و ظلمت جهان را فرا گرفت، ظهور یك مرد الهی در پرتو عنایت حق، مورد استقبال مردم جهان قرار می گیرد. در این شرایط ، پذیرش جامعه از ندای روحانی یك منادی آسمانی بی نظیر خواهد بود، زیرا در شدت ظلمت و تاریكی، درخشندگی نور نمایان تر می گردد.


خالی نماندن زمین از حجت

حضرت علی علیه السلام فرمود: "لا تخلواالارض من قائم بحجة الله" هیچگاه زمین از كسی كه قائم به امر الهی باشد خالی نخواهد ماند.

از سنت های دائمی الهی این است كه از آغاز آفرینش، بشر را تحت سرپرستی یك راهنما و رهبر قرار داده است و برای هر قوم و ملتی رسولی فرستاده تا آن رسول، مردم را از عذاب الهی بترساند و وصی و خلیفه و جانشین و امام پس از او نیز همان سیره و روش پیامبر را عمل كرده و مردم را به اهداف الهی نزدیك كرده است.

امام صادق علیه السلام می فرماید: "اگر در دنیا دو نفر وجود داشته باشند، یكی از آنها امام و حجت خدا است."

(4)

باز می فرماید: "آخرین كسی كه از این دنیا خواهد رفت، امام است و او حجت خدا بر خلق است و باید او آخرین نفر باشد كه از دنیا می رود، برای این كه كسی بدون حجت و رهبر نماند تا با خدای احتجاج كرده، شكایت نماید كه تكلیف خود را در دنیا نمی دانسته است."

(5)

حضرت علی علیه السلام فرمود: "بدانید زمین از حجت خدا خالی نمی ماند، ولی خداوند به خاطر ظلم و جور و اسراف مردم بر خودشان، آنها را از دیدار او كور خواهد ساخت. "

(6)

با توجه به روایات فوق و بررسی دوران زندگی امامان معصوم علیه السلام كه هیچ كدام با مرگ طبیعی از دنیا نرفتند، اگر آخرین حجت الهی نیز غایب نمی شد و در میان مردم حضور عادی می داشت، یقیناً به سرنوشت امامان دیگر دچار می شد، و مردم برای همیشه از فیض الهی محروم می شدند. خداوند متعال با حكمت بالغه اش آخرین حجت خود را به وسیله غیبت، حفظ و صیانت نموده تا زمین از حجت حق خالی نماند.


نداشتن یار و یاور

یكی از علت های غیبت امام زمان علیه السلام، نبود انصار و اصحاب جهت یاری رساندن به آن حضرت است. از روایات مختلف این نكته برداشت می شود كه نصاب یاران حضرت مهدی علیه السلام 313 نفر می باشد كه با تولد و رشد آنها، یكی از موانع ظهور مرتفع می گردد. انصار و یاران حضرت را می توان به دو گروه تقسیم كرد:

الف- یاران خاص:

كه 313 نفر می باشند و صفات و شاخصه هایی كه در روایات ذكر شده، مربوط به آنها می باشد و در زمان ظهور و حكومت جهانی حضرت، تصدی مناسب مهم حكومتی را به عهده دارند.

از حضرت علی علیه السلام روایت شده است كه فرمودند: "یاران خاص قائم جوانند، بین آنان پیری نیست مگر به میزان سرمه در چشم و یا مانند نمك در غذا كه كمترین ماده غذا نمك است. "

(7)

از امام صادق علیه السلام روایت شده است كه فرمودند: "مردانی اند كه گویی قلب هایشان مانند پاره های آهن است. هیچ چیز نتواند دل های آنان را نسبت به ذات خدا گرفتار شك و تردید سازد. سخت تر از سنگ هستند و ..."

(8)

ب- یاران عام:

نصاب معینی ندارند. در روایات تعداد آنها مختلف و در بعضی از آنها تا 10 هزار نفر در مرحله اول ذكر شده است كه در مكه با حضرت پیمان می بندند.

امام زمان علیه السلام با این تعداد از یاران خاص و عام، قیام جهانی خود را شروع می كند.


تعهد نداشتن نسبت به حاكمان جور

امام صادق علیه السلام فرمود: "یقوم القائم و لیس لاحد فی عنقه عهد ولا عقد ولا بیعه" (9) قائم ما در حالی ظهور می كند كه در گردن او برای احدی عهد و پیمان و بیعتی نیست.

برنامه مهدی موعود، با سایر ائمه اطهار علیهم السلام تفاوت دارد. ائمه علیهم السلام مامور بودند كه در ترویج و انذار و امر به معروف و نهی از منكر تا سر حد امكان كوشش نمایند، ولی سیره و رفتار حضرت مهدی علیه السلام متفاوت با آنان بوده و در مقابل باطل و ستم، سكوت نكرده با جنگ و جهاد، جور و ستم و بی دینی را ریشه كن می نماید. اصلاً اینگونه رفتار از علائم و خصائص مهدی موعود شمرده می شود.

به بعضی از امامان كه گفته می شد: چرا در مقابل ستمكاران قیام نمی كنی؟

جواب می دادند: این كار به عهده مهدی ماست.

به بعضی از امامان اظهار می شد: آیا تو مهدی هستی؟ جواب می داد: مهدی با شمشیر جنگ می كند و در مقابل ستم ایستادگی می نماید ولی من چنین نیستم.

به بعضی عرض می شد: آیا تو قائم هستی؟ پاسخ می داد: من قائم به حق هستم، لیكن قائم معهودی كه زمین را از دشمنان خدا پاك می كند، نیستم.

از اوضاع آشفته جهان و دیكتاتوری ظالمین و محرومیت مومنین شكایت می شد، می فرمودند: قیام مهدی مسلم است، در آن وقت اوضاع جهان اصلاح و از ستمكاران انتقام گرفته خواهد شد. مومنین و شیعیان هم به این نویدها دلخوش بودند و هر گونه رنج و محرومیتی را بر خود هموار می كردند.

اكنون با این همه انتظاراتی كه مومنین بلكه بشریت از مهدی موعود دارند، آیا امكان داشت كه آن جناب با ستمكاران عصر بیعت و پیمان خویش وفادار بماند و در نتیجه هیچ وقت اقدام به جنگ و جهاد نكند، زیرا اسلام عهد و پیمان را محترم شمرده و عمل به آن را لازم دانسته است.

از این رو در احادیث تصریح شده كه یكی از اسرار غیبت و مخفی شدن ولادت حضرت صاحب الامر علیه السلام این است كه ناچار نشود با ستمكاران بیعت كند تا هر وقت خواست، قیام كند و بیعت كسی در گردنش نباشد.


امام حسن مجتبی علیه السلام

فرمود: "ان الله عزوجل یخفی ولادته و یغیب شخصه لئلا یكون لاحد فی عنقه بیعة اذا خرج" خداوند عزوجل ولادت او را مخفی می كند و شخص او را از دیده ها پنهان می سازد تا هنگامی كه ظهور می كند كسی را در گردن او بیعت نباشد.

(10)

پی نوشت ها:


1- مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، ج 52، ص 91.

2- سوره عنكبوت، آیه 2

3- شیخ صدوق، كمال الدین و اتمام النمعه، ج 2، باب 44، ج 11، ص 482.

4- علامه حائری، الزام الناصب، ص 4، ر.ك زندگانی حضرت صاحب الزمان، ص 164.

5- همان مدرك .

6- كافی، ج 2، ص 164، ر. ك مكیال المكارم، ص 160.

7- علامه مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، ج 52، ص 333، حدیث 10، غیبت نعمانی، باب بیستم .

8- علامه مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، ج 52، ص 308.

9- اصول كافی، ج 1، ص 342 .

10- كامل سلیمان، یوم الخلاص، ص 101.

منبع: نشریه مبلغان، شماره

------------------------------------

اداء اجر رسالت

همانطور كه خداوند در قرآن مى فرمايد:

«لا اسئلكم عليه اجراً الاّ المودة فى القربى» (61)

اجر و مزد رسالت پيامبر كه انسانها را از آن جاهليت نجات بخشيد مودّت و دوستى با ذوالقربى و دودمان ايشان است كه قطعاً يكى از آنها وجود مقدس حضرت مهدى(عليه السلام) مى باشد.

و از آنجا كه محبّت و مودّت يك امر قلبى است، آثار و نشانه هايى دارد كه در اعضا و جوارح انسان ظاهر مى شود. و چون يكى از مهمترين اعضاء و جوارح براى اظهار محبت زبان است ، مى توان اين محبت را با دعا كردن براى آن عزيز و طلب ظهورش ابراز نمود تا در أداء اجر رسالت گامى برداشته باشيم.


آمرزش گناهان

آنچنانكه از روايات استفاده مى شود ذكر و ياد خدا سبب آمرزش گناهان مى گردد چنانچه حضرت رسول اكرم(صلى الله عليه وآله) در ضمن روایتی فرمودند:

«فقد بدّلت سيّئاتكم حسنات و غفرتْ لكم جميعاً» (62)

يعنى: هرگاه قومى جلسه اى تشكيل داده و در آن ياد خدا مى كنند ندا كننده اى از آسمان صدا مى زند (اى اهل مجلس) برخيزيد كه زشتيها و پليديهاى شما تبديل به نيكى و زيبايى گرديد و همه ى خطاهاى شما بخشيده شد.

از ضميمه اين روايت با حديثى كه از امام باقر(عليه السلام) ذكر شده است كه فرمودند:

«انّ ذكرنا من ذكر الله» (63)

يعنى: ذكر و ياد ما (اهل بيت) از مصادق ذكر و ياد خداست.

اينچنين استفاده مى شود كه دعا براى حضرت ولى عصر عجل الله تعالى فرجه الشّريف و درخواست تعجيل در فرج ايشان كه مصداق ذكر و ياد حضرت (که از اهل بین هستند)، از اقسام ياد خدا مى باشد و چون ياد خدا سبب آمرزش گناهان مى شود، ياد آورى و دعا براى آن عزيز غائب از نظر نيز موجب بخشودگى خطاها و لغزشها مى گردد.(64)


دعاى امام زمان در حقّ دعا كننده براى حضرتش

از آثار دعا براى حضرت حجة بن الحسن(عليه السلام) دعا كردن حضرتش در حق دعا كننده او مى باشد و اين مطلب نه تنها مقتضى جواب احسانى است كه از آيه شريفه:

«هل جزاء الاحسان الاّ الاحسان»


استفاده مى شود، بلكه در توقيعى كه در كتاب مهج الدعوات ص 303 از آن حضرت نقل شده است اينچنين مى فرمايند:

«و اجعل من يتبعنى لنصرة دينك مؤيدين و فى سبيلك مجاهدين و على من أرادنى و ارادهم بسوء منصورين»


ترجمه: كسى را كه از من پيروى مى كند براى يارى دينت مؤيّد بدار و او را از مجاهدين در راه خود قرار ده و بر كسى كه نسبت به من و آنان سوء قصد دارد پيروز فرما.

چون بدون ترديد دعا براى حضرت و تعجيل ظهور آن بزرگوار، پيروى و يارى آن حضرت است. زيرا از اقسام يارى دين مولاى ما حضرت صاحب الزمان (ارواحنا فداه) يارى با زبان است بنابراین دعا براى آن حضرت از انواع يارى زبانى است.

گواه بر گفتار ما تأييد آن، روايتى است كه مرحوم راوندى و كتاب الخرائج نقل مى كند. مى گويد:

گروهى از اهل اصفهان ـ از جمله ابو عباس احمد بن نصر و ابو جعفر محمد بن علويه ـ نقل كرده اند: در اصفهان مردى شيعه به نام عبدالرحمان بود. از او سئوال كردند: علت اينكه امامت امام على النقى (عليه السلام) را پذيرفتى و دنبال فرد ديگرى نرفتى چيست؟ گفت: جريانى از آن حضرت ديدم كه قبول امامت آن حضرت را بر من لازم نمود. من مردى فقير اما زباندار و پر جرأت بودم به همين جهت در سالى از سالها اهل اصفهان من را برگزيدند تا با گروهى ديگر براى دادخواهى به دربار متوكل برويم. ما رفتيم تا به بغداد رسيديم هنگامى كه در بيرون دربار بودم خبر به رسيد كه دستور داده شده امام على النّقى را احضار كنند. بعد حضرتش را آوردند.

من به يكى از حاضرين گفتم: اين شخص كه او را احضار كردند كيست؟ گفت: او مردى علوى و امام رافضى ها ست سپس گفت: به نظرم مى رسد كه متوكل مى خواهد او را بكشد. گفتم: از جاى خود تكان نمى خورم تا اين مرد را بنگرم كه چگونه شخصى است؟

او گفت: حضرت در حالى كه سوار بر اسب بودند تشريف آوردند و مردم در دو طرف او صف كشيدند و او را نظاره مى كردند. چون چشمانم به جمالش افتاد محبت او در دلم جاى گرفت و در دل شروع كردم به دعا كردن براى او كه خداوند شرّ متوكل را از حضرتش دور گرداند.

حضرت در ميان مردم حركت مى كرد و به يال اسب خود مى نگريست نه به راست نگاه مى كرد و نه به چپ، من نيز دعا براى حضرتش را در دلم تكرار مى كردم.

چون در برابرم رسيد رو به من كرد و فرمود:

استجاب الله دعاك، و طوّل عمرك و كثّر مالك و ولدك.


يعنى: خداى دعاى تو را مستجاب كند. و عمر تو را طولانى و مال و فرزند تو را زياد گرداند.

از هيبت و وقار او بدنم لرزيد و در ميان دوستانم به زمين افتادم.

دوستانم از من پرسیدند، چه شد؟

گفتم خير است و جريان را به كسى نگفتم.

پس از آن به اصفهان بازگشتيم. خداوند به سبب دعاى آن حضرت درهايى از مال و ثروت را براى من باز كرد تا جايى كه اگر همين امروز درب خانه ام را ببندم قيمت اموالى كه در آن دارم معادل هزاران هزار درهم است و اين غير از اموالى است كه در خارج خانه دارم. خداوند به سبب دعاى آن حضرت ده فرزند به من عنايت فرمود.

ببينيد كه چگونه مولاى ما امام على نقى(عليه السلام) دعاى آن شخص را به خاطر نيكى او جبران و تلافى نمود. براى او دعا فرمود با اينكه از مؤمنان نبود. آيا گمان مى كنيد كه اگر در حق مولاى ما صاحب الزمان ارواحنا فداه دعا كنيد شما را با دعاى خير ياد نمى كند با اينكه شما از مؤمنان هستيد؟(65)


تشرّف به ديدار حضرت در خواب يا بيدارى

هر كس براى حضرت ولى عصر عجل الله تعالى فرجه دعا كند توفيق پيدا مى كند كه به ديدار آن امام غائب مشرّف گردد.

و دليل اين مسأله هم مطالبى هست كه همراه بعضى از ادعيه مربوط به حضرت بيان شده است كه به عنوان نمونه چند مورد ذكر مى گردد:

الف: عن الصادق

(عليه السلام) انه قال:


«من قال بعد صلاة الفجر و بعد صلاة الظهر: «اللهم صلّ على محمّد و آل محمد و عجّل فرجهم» لم يمت حتى يدرك القائم من آل محمد

(صلى الله عليه وآله)»(66)


يعنى: امام صادق(عليه السلام) فرمودند:

هر كس بعد از نماز صبح و ظهر بگويد:

«اللهم صلّ على محمّد و آل محمّد و عجّل فرجهم»


نمى ميرد تا اينكه قائم آل محمّد(صلى الله عليه وآله) را درك كند.

ب: و همچنين شيخ جليل القدر حسن بن فضل طبرسى رحمه الله نقل مى كند كه هر كس اين دعا را بعد از هر فريضه اى بخواند و بر آن مداومت كند عمر او طولانى مى شود و مشرّف به ديدار حضرت صاحب الامر(عليه السلام) گردد.

«اللهم صلّ على محمد و آل محمد، اللهمّ انّ رسولك الصّادق المصدّق صلواتك عليه و آله قال انّك قلت ما تردّدتُ فى شىء أنأ فاعله كتردّدى فى قبض روح عبدى المؤمن يكره الموت و أنا أكره مَساَئته


اللهمّ فصلّ على محمّد و آل محمّد و عجّل لأوليائك الفرج و النّصر و العافية و لا تسوئنى فى نفسى و لا فى

فلان اسم هر كس را مى خواهى ذكر مى كنى»(67)


طول عمر

دعا براى حضرت حجة بن الحسن(عليه السلام) موجب طول عمر مى شود دليل اين مطلب علاوه بر آنچه از دعائيكه(68) براى ايشان در بحث تشرف به ديدار حضرتش ذكر شده از نكته اى لطيف استفاده مى شود به اين شكل كه:

در مورد آيه شريفه ى:

«الذين يصلون ما امر الله به ان يوصل» (69)

يعنى: از اوصاف صاحبان عقل و درايت اين است كه [ايشان به آنچه از خداوند امر به اتصال و ارتباط با آن كرده متصل و نزديك مى شوند.

حديثى از امام صادق(عليه السلام) نقل شده است كه مى فرمايند:

«نزلتْ فى رحم آل محمد و قد تكون فى قرابتك ثم قال: فلا تكوننّ ممن يقول للشىء انّه فى شىء واحد»(70)


يعنى اين آيه شريفه درباره ى خاندان و دودمان رسول گرامى اسلام حضرت محمد(صلى الله عليه وآله) نازل شده است و ممكن است درباره خويشاوندان خود مسلمانان نيز باشد كه خداوند امر به اتصال و ارتباط با هر دو گروه نموده است و نبايد از اين دو يكى را انتخاب نمايى همچنانكه در حديث نبوى آمده است:

«أنا و علىٌ ابوا هذه الامّة»


يعنى من و على دو پدر اين امت هستيم.

پس هر گاه حضرت رسول اكرم(صلى الله عليه وآله) و حضرت اميرالمؤمنين(عليه السلام) پدران دينى حساب شوند خاندان ايشان نيز از خويشاوندان مسلمانان به شمار مى آيند.

و از طرفى ديگر احاديثى بسيار درباره فضليت آثار صله رحم و ديدار و برقرار كردن ارتباط با خويشاوندان ذكر گرديده مثل حديثى كه از حضرت رضا(عليه السلام) نقل شده است كه فرمودند:

«يكون الرجل يصل رحمه فيكون قد بقى من عمره ثلاث سنين، فيصّيرها الله ثلاثين سنة و يفعل الله ما يشاء» (71)

يعنى مردى با يكى از خويشاوندان خود ارتباط برقرار مى كند در حاليكه فقط سه سال از عمر او باقى مانده است (ولى به سبب اين ارتباط) خداوند عمر او را به سى سال تبديل مى كند و خداوند هر كارى را اراده كند، انجام دهد.

از پيوند اين موضوع با بحث بالا متوجه مى شويم آنجا كه ارتباط وصله با خاندان عصمت همچون خويشاوند انسان بدين شكل مورد تأكيد قرار گرفته است از جمله ى اثرات آن طول عمر مى باشد و در اين زمان كه گرامى ترين خاندان پيامبر وجود مقدس حضرت ولى عصر(عليه السلام) هستند يكى از بهترين راههاى برقرارى ارتباط با آن بزرگوار، دعا كردن براى ايشان و درخواست تعجيل در فرجشان از درگاه خداوند مى باشد كه موجب طولانى شدن عمر نيز مى گردد.

ويژگيها و امتيازات اخلاقى امام زمان (عج)

امام زمان(عليه السلام) از آن رو كه وارث همه پيامبران عظيم الشّأن و اولياى گران قدر الهى است، مجموعه اى كامل از صفات كمال و جمال را دارا است. او تجلّى بخش اخلاق عظيم پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) و خصوصيات شگفت اميرالمؤمنين(عليه السلام) و مكارم و فضايل والاى فاطمه زهرا(عليها السلام) و فرزندان معصوم او است. اشاره به برخى از اين ويژگى ها مى توانند مقدمه اى آگاهى بخش براى تبعيّت از او و همسويى با او باشد.

1 ـ دانش گسترده:

اميرالمؤمنين(عليه السلام) درباره او فرمودند:

«هو اكثركم علماً»

«او دانشمندترين شمااست» (1)

امام باقر(عليه السلام) فرمود:

«دانايى به كتاب خداى عزّوجل و سنّت پيامبر او در قلب مهدى ما مى رويد همچنانكه گياهان به بهترين شكل از زمين مى رويند. پس هر كس او را ديد بگويد: سلام بر شما اى اهل بيت رحمت و نبوّت و اى گنجينه علم و جاى گاه رسالت» (2)

2 ـ زهد و بى اعتنايى به دنيا:

امام رضا(عليه السلام) درباره او فرمود:

«وَ ما لِباسُ الْقائِمَ اِلاَّ الْغَليظُ، وَ ما طَعامُهُ اِلاَّ الْجَشَبُ»

«لباس قائم(عليه السلام) ما چيزى نيست جز پوشاكى خشن و غذاى او چيزى نيست جز طعامى خشك» (3)

3 ـ عدالت گسترى در بين مردم:

امام باقر(عليه السلام) درباره حضرت مهدى(عليه السلام) فرمود:

«يَعْدِلُ فى خَلْقِ الرَّحْمنِ، اَلْبِرِّ مِنْهُمْ وَالْفاجِرِ»

«او در بين مردم به عدالت رفتار مى كند چه نيكوكار باشند و چه بدكار» (4)

4 ـ عمل به سنّت پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم):

پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) فرمود:

«او از من است، اسمش همانند اسم من است. خداوند مرا و آيين مرا به وسيله او حفظ مى كند. و او به سنت و روش من عمل مى كند» (5)

5 ـ جود و بخشش:

پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) فرمود:

«مردى به نزد او مى آيد و مى گويد: اى مهدى چيزى به من ببخش، عطايى بفرما. پس حضرت مهدى(عليه السلام)آن مقدار از مال را كه او بتواند حمل كند در دامنش مى ريزد» (6)

6 ـ دعا و عبادت:

نمازهاى خاص و دعاهاى فراوانى كه از ناحيه مقدّسه امام زمان(عليه السلام)رسيده است، همگى دلالت بر مداومت آن بزرگوار بر دعاها و عباداتى دارند كه به يقين بالاترين نشانه بندگى و قوى ترين عامل در تقرّب به سوى خدا به شمار مى آيند.

اگر پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم) براى آمادگى يافتن جهت دريافت مسئوليت بزرگ رسالت، مأمور به اقامه نماز شب به صورت واجب مى شود، به اين معنا است كه كثرت بندگى و شدت اهتمام به نماز و دعا و عبادت، لازمه پذيرش مسئوليت هاى بزرگ است و از همين رو، قبول مسئوليت حاكميت بخشيدن به توحيد و عدالت در سراسر دنيا توسط امام زمان(عليه السلام)جز در سايه عبادت هاى هميشگى و دعاهاى پيوسته آن بزرگوار ميسّر نيست.

7 ـ شجاعت و صلابت:

رويارويى با همه مشركان و مستكبران و به زانو درآوردن همه قدرت هاى طاغوتى دنيا، دلاورى بى نظير و استوارى بى بديل مى طلبد. كسى كه همچون امام حسين(عليه السلام) مرد ميدان رزم باشد و همانند امام على(عليه السلام)زرهش پشت نداشته باشد و همچون رسول الله در گرماگرم پيكارها رزمش مايه دل گرمى رزم آوران و حضور قاطعانه اش پشتوانه كفر ستيزان باشد.

8 ـ صبر و شكيبايى:

استقامت و صبر هر انسان را بايد با بررسى ميزان بلاها و مقدار مشكلات وارده بر او، برآورد كرد. صبورترين و بردبارترين انسان هاى تاريخ چند سال در برابر سختى ها دوام آورده و چه اندازه بلاها و غم ها را تحمل كرده اند؟

به يقين محنت ها و بلاها و مصيبت هاى امام زمان(عليه السلام) در طول اين همه قرن، هرگز قابل مقايسه با هيچ انسان ديگرى نيست; زيرا نه تنها كثرت بلاها و طول زمان ابتلائات است كه صبر و استقامتى والا مى طلبد; بلكه نوع مسئوليت انسان هم در تعيين ميزان استقامت و شكيبايى، تأثيرگذار است و حضرت مهدى(عليه السلام) امام زمان و حجت عالميان و ولى همه مؤمنان و پدر و سرپرست همه شيعيان است.

پي نوشتها:

1- غيبت نعمانى، منتخب الاثر، ص309.

2- كمال الدين، منتخب الاثر، ص309.

3- غيبت نعمايى، منتخب الاثر، ص307.

4- منتخب الاثر، ص310.

5- همان و غيبت نعمايى.

6- كنزالعمال، جلد 6، ص39; و ينابع الموده، ص431.

منبع: كتاب ناپيدا ولي با ما

آیا ابوبکر و عمر از روی رغبت اسلام آوردند یا به زور و اکراه؟؟

جدا کردن مالهای حلال از حرام، سعد بن عبدالله اشعری می گوید: روزی با شخص مخالفی صحبتی در میان آمد و درباره امامت با هم مناظره می کردیم تا اینکه بحث ما به جائی رسید که مخالف گفت: «آیا ابوبکر و عمر از روی رغبت اسلام آوردند یا به زور و اکراه؟»
من فکر کردم که اگر بگویم از روی جبر بود کار به کارد و خنجر می رسد و اگر بگویم از روی میل بود، می گوید کافر بعد از ایمان، کافر محسوب نمی شود، پس با او مدارا کردم و کاری را بهانه کردم و جواب را به وقت دیگری موکول کردم.
سپس بطرف منزل احمد بن اسحاق رفتم، گفتند: او به زیارت امام خود به سامراء رفته است.
پس من به خانه آمدم و سوار بر استر خود شدم و به دنبال او رفتم. در منزل اول به او رسیدم، پرسید: قصد کجا را داری؟
گفتم: به خدمت امام حسن عسکری ع می روم تا مسئله مشکلی که برایم پیش امده است را از او بپرسم.
پس با هم حرکت کردم و به سامرا رسیدیم و در کاروانسرائی دو حجره گرفتیم.
سپس رفتیم و غسل توبه و زیارت کردیم. احمد توشه ای بر چادری پیچید و بر دوش نهاد و در راه تسبیح و تهلیل می کردیم و صلوات می فرستادیم تا به درب خانه امام حسن عسکری ع رسیدیم. خادمی بیرون آمد و نام هر دوی ما را برد و ما را طلبید. وقتی به درون خانه رفتیم، امام حسن عسکری را دیدیم که نشسته بود و بر دست راستش پسری ایستاده که گوئی ماه بدر است. سلام کردیم و جوابی از روی محبت و اکرام شنیدیم. احمد باز خود را بر زمین نهاد و امام حسن عسکری ع کاغذی در دست داشت و نگاه می کرد و در زیر هر سوال جوابی می نوشت.
سپس به آن پسر گفت: «در زیر همیان، هدیه های دوستان و موالیان است، در آن نگاه کن»
او فرمود: اینها به کار نمی آید چرا که حلال به حرام ممزوج شده است.
امام حسن عسکری ع به او گفت: تو صاحب الهام هستی، حلال را از حرام جدا کن.
پس احمد آن انبان را باز کرد و کیسه ای بیرون آورد، آن پسر که سرور عالم است به احمد گفت: این از فلان بن فلان است و در میان این سه دیتار طلا می باشد، یکی از فلان بن فلان است و عیب دارد و یکی را از فلان از فلان دزدیده است؛ و مابقی حلال و حرام کیسه را نام برد.
همچنین یک یک کیسه ها را بیرون می آورد و عیب هر یک را می فرمود. در آخر فرمود: اینها را ببر و به صاحبانش برسان.
سپس فرمود: آن جامه ای که فلان پیرزن بدست خود رشته و بافته است کجاست؟
پس احمد آن را بیرون آورد و آن جامه مورد قبول واقع شد. سپس امام حسن عسکری ع رو به من کرده و فرمود: مسائل خود را از پسرم بپرس که جواب درست و صحیح می گوید
چون من خواستم که عرض کنم، حضرت صاحب الامر ع قبل از اینکه چیزی بپرسم فرمود: «چرا به آن مخالف نگفتی که اسلام آن هر دو تن نه از روی میل بود و نه از روی کراهت! بلکه اسلام ایشان از روی طمع بود چرا که دو تن، از کاهنان شنیده بودند و از اهل کتاب به ایشان رسیده بود که محمد ص، مالک شرق و غرب خواهد شد و نبوت او تا روز قیامت باقی است و صاحب ملک عظیم خواهد بود پس به طمع آنکه هر یک صاحب ملکی شوند و صاحب حکومت گردند اظهار اسلام کردند و چون دیدند که پیغمبر خدا ولایت به ایشان نداد و نمی دهد تصمیم گرفتند که آن حضرت را از روی شترش بیندازند.
پس جبرئیل ع آمد و پیامبر ص را از تصمیم آنان آگاه کرد و یک یک آنها را نام برد. در آن هنگام که آنها کمین کرده بودند، پیامبر ص فرمود: بیرون بیائید که قصد شما را به من خبر داده اند؛ پس حذیفه آنها را دید و شناخت. چنانچه طلحه و زبیر به طمع آنکه به حکومت برسند با امیرالمومنین ع بیعت کردند و بیعت آنها از روی جبر نبود.

ادامه دارد ...

برگرفته از کتاب عجایب و معجزات شگفت انگیزی از امام زمان - جمعی از محققین و مولفین به سرپرستی حمید عزیزی

وکیل حضرت صاحب الزمان (ع ) کیست؟

حسین بن علی معروف به علی بغدادی می گوید: زنی سوال کرد: وکیل حضرت صاحب الزمان ع کیست؟
پس بعضی از اهالی قم به او گفتند: «ابوالقاسم بن روح است.» و او را به آن زن معرفی کردند. پس آن زن نزد ابوالقاسم بن روح رفت و من نیز ان جناب بودم. آن زن گفت: ای شیخ! چه چیزی با من است؟»
شیخ ابوالقاسم فرمود: با تو هر چه هست آن را در دجله بینداز.
پس آن را به دجله انداخت و برگشت و نزد ابی القاسم بن روح آمد. ابوالقاسم به خادم خود فرمود: «آن کیسه را برای ما بیاور.»
پس کیسه ای به نزد او آورد. شیخ به آن زن گفت: ..

ناپدید شدن از داخل حجره از زبان یعقوب بن منفوس

یعقوب بن منفوس می گوید: روزی به خدمت حضرت امام حسن عسکری ع رفتم، دیدم آن حضرت بر روی تختی نشسته است، در طرف راست آن حضرت حجره ای بود که پرده ای بر درگاه آن آویخته شده بود.
من عرض کردم: «ای سید من! من صاحب امر امامت بعد از شما کیست؟»
حضرت فرمود: «پرده را بردار.»
وقتی برداشتم کودکی بیرون آمد که قامتش پنج وجب بود و در حدود هشت ساله یا ده سال، سن داشت، با پیشانی گشاده و روی سفید و چشمانی درخشان و دستهای قوی و بر گونه راست صورتش خالی بود و کاکلی بر سر داشت.
او آمد و...

جواب دادن به سوالهای پرسیده نشده و خبرهای غیبی

حکیمه خاتون می گوید: بعد از شهادت امام حسن عسکری ع، من در صبح و شام حضرت صاحب الامر ع می بینم و از هر چه که از من می پرسند، آن حضرت، به من خبر می دهد و من نیز به ایشان خبر می دهم. و قسم به خداوند که گاه من اراده می کنم که چیزی از او بپرسم ولی

رشد و نمو اعجازانگیز امام زمان ع در کودکی

حکیمه خاتون می گوید: بعد از گذشت چهل روز از تولد حضرت صاحب الامر ع، ملائکه آن حضرت را بازگرداندند.
پس امام حسن عسکری ع مرا طلبید. چون به خدمتش رسیدم، ناگاه آن کودک را دیدم که در پیش روی او راه می رفت. پس گفتم: ای سید من! این پسر، دو ساله است.
حضرت تبسمی کرد و فرمود: «بدرستی که فرزندان انبیاء و اوصیا ع هرگاه امام باشندف رشدشان غیر از رشد دیگران است و در هر ماه به اندازه رشد یک سال دیگران رشد می کنند و در شکم مادرش سخن می گوید و قرآن می خواند و پروردگار خود را در زمان شیرخوارگی عبادت می کند و ملائکه، اورا اطاعت می کنند و در بامداد و پسین بر او نازل می شوند.
پس پیوسته در هر چهل روز، ملائکه آن کودک را بر می گرداندند تا آنکه، چند روز قبل از وفات امام حسن عسکری ع، حضرت صاحب الامر ع مردی شده بود. من او را نشناختم و به امام حسن عسکری ع عرض کردم:« این چه کسی است به دستور می فرمایی که روبروی او بنشینم؟»
حضرت فرمود: «این پسر نرجس است! این جانشین من است و بزودی من از میان شما می روم، پس سخن او را بشنو و امر او را اطاعت کن.»
پس بعد از چند روز امام حسن عسکری ع از دنیا رفت.

رفتن به عرش الهی و گفتگو با خدا

از امام حسن عسکری ع مرویست که فرمود: «چون پروردگارم، مهدی این امت را به من عطا فرمود، ملائکه را فرستاد که او را برداشتند و به سرا پرده عرش بردند تا آنکه او در حضور قرب الهی ایستاد.
سپس خداوند به او فرمود: «مرحبا به تو ای بنده من که دین مرا یاری می دهی و آنها را ظاهر می سازی!

خواندن قرآن و کتب پیامبران بزرگ الهی

حکیمه خاتون می گوید: بعد از اینکه حضرت صاحب الامر ع متولد گردید، امام حسن عسکری ع صدا زد که: «فرزندم را به نزد من بیاور.»
پس او را برداشتم وبه نزد آن حضرت بردم، چون صاحب الامر ع به حضور آن امام حسن عسکری ع رسید، در حالی که بر روی دست من بود بر پدر بزرگوارش سلام کرد.
سپس امام حسن عسکری ع او را بر روی دو دست خود گرفت، بطوری پای مبارک حضرت صاحب الامر ع بر روی سینه شریف پدر بزرگوارش بود. امام حسن عسکری ع دست شریف خود را بر روی انور او مالید و فرمود: «سخن بگو ای حجت خدا و بقیه انبیاء و نور اصفیاء و پناهگاه فقرا و خاتم اوصیاء و ...»
حضرت صاحب الامر ع فرمود:...

بردن امام زمان ع به آسمان توسط روح القدس

در روایت دیگری، حکیمه خاتون می گوید: بعد از تولد حضرت صاحب الامر ع، امام حسن عسکری ع فرمود: «فرزندم را نزد من بیاور.»
پس من آن حضرت را برداشتم و نزد امام حسن عسکری ع بردم، چون در مقابل پدر بزرگوارش رسید در حالی که در دستان من قرار داشت بر پدر بزرگوارش سلام کرد. سپس امام حسن عسکری ع او را از دست من گرفت و در آن حال، پرندگانی، (ملائکه ای) بالهای خود را بر سر آن حضرت گسترانیدند. امام حسن عسکری ع به یکی از آن پرندگان فرمود: او را بردار و محافظت کن و در هر چهل روز او را بسوی ما بازگردان.

ساطع شدن نور و آمدن ملائکه به زمین

مرویست: هنگامی که حضرت مهدی ع متولد گردید نوری از ان حضرت ساطع گردید و در آفاق آسمان پهن شد، و ملائکه ای بصورت پرندگان سفیدی از آسمان به پایین آمدند و بالهای خود را بر سر و روی و بدن آن حضرت می مالیدند و پرواز می کردند. آن گاه برای پروردگار خویش به سجده افتاد، سپس سرش را بلند نمود و فرمود:
«شهد الله انه لا اله الا هو و الملائکه و اولو العلم قائما بالقسط لا اله الا هو العزیز الحکیم ان الدین عند الله الاسلام.»
( یعنی: خداوند گواهی می دهد که معبودی جز او نیست، و فرشتگان و صاحبان دانش، گواهی می دهند، در حالی که (خداوند در تمام عالم) قیام به عدالت دارد، معبودی جز او نیست، که هم توانا و هم حکیم است.)

تولد شگفت انگیز امام زمان (ع)


حکیمه خاتون، دختر امام جواد ع، بعد از وفات حضرت امام حسن عسکری ع می گوید: بعد از اینکه امام هادی ع به شهادت رسید و امام حسن عسکری ع در جای پدر بزرگوار خود قرار گرفت، من به زیارت او می رفتم، چنانچه به زیارت پدر آن حضرت می رفتم. روزی به نزد ایشان رفتم. پس نرجس خاتون به نزد من آمد که چکمه ام را از پایم در بیاورد.
گفتم: «ای خانم بزرگوارم! من باید چکمه ترا در بیاورم.»
گفت: «تو خانم بزرگوار من هستی! و من باید چکمه ترا در بیاورم.»
گفتم: «خیر! به خدا قسم که نمی گذارم چکمه مرا در بیاوری، بلکه من ترا بر دیدگان خود می گذارم و ترا خدمت می کنم.»
امام حسن عسکری ع سخنان ما را شنید و فرمود: «ای عمه! خداوند ترا جزای خیر بدهد.»
من تا غروب آفتاب در نزد آن حضرت نشستم. سپس کنیزی را صدا کردم و گفت: «لباس مرا بیاور تا مراجعت بکنم.»
امام حسن عسکری ع فرمود: «ای عمه! امشب را نزد ما بیتوته کن. زیرا این شب، شب نیمه شعبان است و بزودی در این شب مولودی که کریم است و حجت خداوند متعال بر خلق می باشد متولد می شود، او کسی است که خداوند بوسیله او زمین را بعد از مردنش، زنده می کند.
پس بدرستی که خداوند عزوجل زود است که ترا به ولی خود و حجت خود برخلق که جانشین من است مسرور نماید.
گفتم: ای آقای من! از چه کسی این فرزند متولد می شود؟
حضرت فرمود: از نرجس
پس من بخاطر این بشارت بسیار خوشحال شدم و نزد حضرت نرجس ع رفتم ولی در او اثر حملی را ندیدم، پس تعجب کردم و به امام حسن عسکری ع عرض کردم: من اثر حملی را در نرجس نمی بینم.
حضرت تبسمی کرد و فرمود: «ما اوصیاء از شکمها برداشته نمی شویم و مادرانمان، ما را در پهلوهای خود حمل می کنند، و ما از ارحام بیرون نمی آییم بلکه از طرف راست مادران خود بیرون می آییم زیرا ما نورهای خداوند هستیم که کثیفی به ما نمی رسد.»
عرض کردم:...

ماجرای شگفت انگیز دختر قیصر روم (مادر امام زمان ع)


شخصی به نام بشر بن سلیمان که از نسل ابی ایوب انصاری و از موالیان حضرت امام علی النقی و امام حسن عسکری ع و همسایه ایشان در سامرا بود، می گوید: «کافور خادم امام هادی ع به نزد من آمد و گفت: «مولای ما حضرت ابی الحسن علی بن محمدع ترا به نزد خود می خواند.»
پس نزد آن حضرت رفتم. چون نشستم آن حضرت فرمود: «ای بشر! تو از اولاد انص»
آری و این موالات و دوستی ما، مدام در میان شما بوده و این دوستی و محبت را از یکدیگر به میراث می برید.
شما مورد اعتماد ما اهل بیت هستید و من می خواهم به تو فضیلتی ببخشم که بوسیله آن پیشی بگیری بر شیعه در پیروی کردن آن فضیلت. ترا به رازی مطلع کرده و برای خریدن کنیزی می فرستم.»
سپس آن حضرت نامه ای به خط و زبان رومی نوشت و با انگشتر خود بر آن مهر زد و کیسه زردی بیرون آورد که آن 220 اشرفی بود. سپس فرمود: «این 220 اشرفی را بگیر و به بغداد برو و در صبحگاه در معبر فرات حاضر بشو. در آنجا وکلای عباسیان مشغول فروش بردگان هستند. تو پیش شخصی به نام عمر و بن یزید برده فروش برو. در آنجا باش تا او برای مشتریان کنیزکی که صفتش چنین و چنان است و دو جامه حریر محکم بافته در تن او می باشد ظاهر سازد.
آن کنیز خودداری می کند از آنکه او را بر خریداران عرضه کنند و ابا می کند از اینکه خواهنده ای بر او دست بگذارد و صدای او را به زبان رومی می شنوی که در پس پرده رقیقی چیزی می گوید؛ پس بدان که می گوید: «وای که پرده عفتم دریده شد!»
پس یکی از خریداران خواهد گفت: «این کنیز، به قیمت سیصد اشرفی مال من باشد چرا که عفت او باعث شده که به خرید او میل و رغبت پیدا کنم.»
ولی او خودداری می کند و از فروخته شدن به او سرباز می زند. پس آن برده فروش می گوید: «چاره چیست؟» من ناچارم که ترا بفروشم.»
آن کنیز می گوید: «چرا عجله می کنی؟ بدرستی که باید یک مشتری بیاید که دل من هم به او میل پیدا کند و بتوانم بر وفا و دیانت او اعتماد کنم.»
پس در این وقت تو نزد عمرو بن یزید برده فروش برو و به او بگو که: «با من نامه ای است که یکی از اشراف از روی ملاطفت نوشته و به زبان و خط رومی است و در این نامه کرم و وفا و بزرگواری و سخاوت خود را وصف کرده است.» پس این نامه را به آن کنیز بده که در اخلاق او و اوصاف نامه تامل نماید. اگر میلش کشیده شد و به او راضی شد پس من وکیل او هستم در خریدن آن کنیز.»
بشر بن سلیمان گفت: «پس من به تمام آن چیزهائی که امام هادی ع فرموده بود عمل کردم.
پس چون آن کنیز به آن نامه نگاه کرد به شدت به گریه افتاد و به عمر و بن یزید گفت: «مرا به صاحب این نامه بفروش. به خدا قسم اگر مرا به صاحب این نامه نفروشی خود را می کشم.»
پس من شروع به چانه زدن بر سر قیمت خرید آن کنیز نموده تا آنکه به همان قیمتی که امام هادی ع به من داده بودند راضی شد و معامله صورت گرفت و زرها را دادم و کنیز را تحویل گرفتم.
آن کنیز خندان و خوشحال بود و با من به حجره ای که در بغداد گرفته بودم آمد. تا به حجره رسید، نامه امام هادی ع را بیرون آورد و آن را می بوسید و بر دیده های خود می مالید.
من از روی تعجب گفتم:

قطره ای از اقیانوس بیکران معرفت چهارده معصوم

خداوند متعال، اهل بیت (ع) را بسیار عزیز و گرامی خلق کرده است و آنها را بر تمام مخلوقات جهان هستی برتری داده است و هیچ مخلوقی بهتر از آنها وجود ندارد و آنها با معرفت ترین و با محبت ترین و مطیع ترین مخلوقات نسبت به خداوند متعال هستند.
اهل بیت (ع) عقل کل هستند یعنی داناترین موجودات جهان هستی می باشند و شاخص بین خوبی و بدی، حق و باطل، و درست و نادرست می باشند.
اعمال و عبادات بندگان بدون ولایت و دوستی اهل بیت (ع) پذیرفته نمی شود و هیچ ارزشی نخواهد داشت. اگر کسی به مقدار عمر حضرت نوح، خدا را عبادت کند و به اندازه کوه احد، در راه خدا طلا صدقه بدهد و هزار مرتبه با پای پیاده به زیارت خانه کعبه برود و در میان صفا و مروه، مظلومانه کشته شود ولی به ولایت اهل بیت (ع) معتقد نباشد بوی بهشت را نخواهد چشید و وارد بهشت نخواهد شد و با سر وارد آتش دوزخ خواهد شد.
خداوند بوسیله آنها به یگانگی شناخته شده و عبادت می شود و بوسیله آنها بندگان از رحمت یا غصب خداوند برخوردار می شوند یعنی با اطاعت از آنها از رحمت الهی برخوردار شده و با مخالفت با آنها دچار عذاب می شوند.
کسی که دوستدار و محب آنها باشد دوست و محب خدا و کسی که دشمن آنها باشد دشمن خدا است. پیروی و اطاعت از آنها، پیروی و اطاعت از خدا و مخالفت و معصیت آنها، مخالفت و معصیت خداوند متعال است.
ولایت اهل بیت (ع) اصلی ترین شرط ورود به بهشت است و کسی که از اهل بیت (ع) و مقام آنها شناخت نداشته باشد وارد بهشت نخواهد شد.
چهارده معصوم (ع) دارای ولایت تشریعی هستند یعنی به اذن خداوند متعال می توانند در تمام مسائل شرعی تصرف نموده و چیزی از آن کم یا زیاد کنند. شیخ انصاری در این مورد می گوید: «آنچه از ادله چهارگانه (کتاب، سنت، عقل، اجماع) استفاده می شود این است که امام (ع) از طرف خداوند متعال، سلطنت مطلقه و قدرت تصرف بدون قید و شرط در تمام امور مردم را دارد.«
آنها علاوه بر ولایت تشریعی، ولایت تکوینی نیز دارند یعنی به اذن و قدرت الهی می توانند در تمام امور هستی تصرف کنند و هر تغییری را در آن بوجود بیاورند مانند خلق کردن یا نابود کردن جهان و جهانیان
اولین مخلوقات خداوند متعال انوار مقدس چهارده معصوم (ع) بوده اند و خداوند متعال بخاطر اهل بیت (ع) ، جهان و جهانیان را خلق نموده و فیض و رحمت خود را شامل آنها کرده است و آنها سبب خلقت عالم و عالمیان می باشند.
اهل بیت (ع) اسم اعظم خداوند متعال بوده و مظهر اسماء الهی می باشند و هیچ عبادتی بدون شناخت و معرفت آنها مورد پذیرش درگاه الهی قرار نمی گیرد.
اهل بیت (ع) در هر موردی کاملا شبیه و مانند هم هستند و همگی در حکم یک نور واحد می باشند.
اهل بیت (ع) مظهر صفات حمیده الهی می باشد و بین آنها و خدا هیچ فرقی جز در صفات مخصوص به ذات مانند تجرد مطلق و ازلیت نمی باشد.
هر کسی که آنها را بشناسد، خدا را شناخته است و معرفت و محبت آنهاف عین معرفت و محبت خداوند متعال است و بدون شناخت آنان کسی موفق به شناخت خداوند متعال نخواهد شد.
اهل بیت (ع) محل ظهور مشیت و اراده الهی می باشند و اراده ربوبی در تقدیر و اداره جهان هستی، بسوی آنها نازل شده و از آنجا صادر می شود. آنها ید الله می باشند و خداوند بوسیله آنها تمام عالم و عالمیان را خلق کرده است. این مطلب دلیل بر اعتقاد به خدایی اهل بیت (ع) یا علی اللهی بودن نیست.