طرف مقابلتان را اول بگذارید. قبل از ازدواج دو طرف معمولاً به همدیگر اولویت می دهند اما بعد از متعهد شدن تمایل چندانی به اینکار نشان نمیدهند. اما وقتی از یک زوج می پرسید که دلیل موفقیت رابطه شان چه بوده است معمولاً می گویند که آنچه در رابطه عرضه کرده اند، نه آنچه که انتظار داشته اند بوده است که رضایت و رشد را برایشان به ارمغان آورده است. آنها با جریان پیش می روند. انتظاراتشان در طول سالها تغییر و رشد کرده است اما کار کردن در جهت این تغییرات بوده که رابطه شان را قوی تر کرده است.
نکته 1: اگر والدینم زندگی خوشبختی باهم داشتند آیا احتمال اینکه من هم زندگی خوبی داشته باشم بیشتر خواهد شد؟
پاسخ مثبت است به شرطی که زوج بتوانند انتظارات واقعبینانه و منطقی را با هم در میان بگذارند و هر روز سعی بکنند که رابطه شان را بهتر کنند.
وقتی زندگی والدین به نظر موفق و خوشبخت می آید، ممکن است بچه ها روابط خودشان را دست کم بگیرند و این فکر که رابطه خودشان هم شاد و خوشبخت خواهد شد کمی غیرواقعی است. وقتی دو نفر آشنایی بیشتری با هم داشته باشند، انتظارات و ارزش ها و هدف های هم را قبول داشته باشند، و در تعهد خود نسبت به همدیگر جدی باشند، احتمال موفق شدن رابطه شان خیلی بیشتر خواهد بود.
نکته 2: در روابط طولانی مدت این سوالات را از خود بپرسید:
· آیا زمان کافی برای شناخت همدیگر گذاشته ایم؟
· آیا اهداف، ارزشها و انتظارات یکسانی داریم؟
· آیا علائم هشداردهنده ای مثل سوءاستفاده، خشونت، مسائل مالی، مشکلات جنسی و از این قبیل را بررسی کرده ام؟
· آیا میتوانیم با هم گفتگو کنیم؟ آیا می توانیم در حین حرف زدن به حرف همدیگر هم گوش دهیم؟
· آیا می توانیم در جهت یک هدف مشترک تلاش کنیم؟ و به خاطر همدیگر از خود گذشتگی کنیم؟
· آیا می توانیم انعطاف پذیر باشیم؟ سازگار باشیم؟
· آیا هر دوی ما خوشبین هستیم؟
البته نباید خودتان را فقط به این سوالات منحصر کنید اما این سوالات از جمله سوالات خیلی مهمی هستند که می توانند باعث شوند زوج ها کمی سرعت پیشروی خود را کم کنند و دوباره به جهت خود فکر کنند.
منبع:مردمان